آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی

آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی

مرجع تقلید شیعه

ششم. غسل میّت

پیش از بیان غسل میّت و احکام آن، به ذکر بخشی از احکام مرتبط به میّت میپردازیم.

احکام محتضر

مسئله 550. مسلمانی که در حال جان دادن است و به او «مُحتَضَر» گویند، چه مرد باشد یا زن، بزرگ باشد یا کوچک، باید به پشت بخوابانند، به‌گونه‌ایکه کف پاهایش به طرف قبله باشد و اگر خواباندن او کاملاً به این صورت ممکن نیست، بنا بر احتیاط واجب تا اندازه‌ای که ممکن است باید به این دستور عمل کنند و چنانچه خواباندن او هیچ‌گونه شدنی نباشد، به قصد احتیاط او را رو به قبله بنشانند و اگر آن هم ممکن نشود، بنا بر احتیاط او را به پهلوی راست یا به پهلوی چپ، رو به قبله بخوابانند.

مسئله 551. به احتیاط واجب تا وقتی مُحتَضَر را از محل احتضار حرکت نداده‌اند، رو به قبله باشد و پس از حرکت دادن، این احتیاط واجب نیست.

مسئله 552. رو به قبله گرداندن محتضر بر هر مسلمان واجب است و اجازه گرفتن از ولیّ او لازم نیست.

مسئله 553. مستحب است شهادتین و اقرار به امامت دوازده امام: و دیگر عقاید حقّ را، به کسی که در حال جان دادن است، به گونه‌ای تلقین کنند که بفهمد؛ نیز مستحب است چیزهایی را که ذکر شد، تا وقت مرگ تکرار کنند.

مسئله 554. مستحب است این دعاها را به گونه‌ای به محتضر تلقین کنند که بفهمد: «اللهُمَّ اغْفِرْ لِی الْکَثیرَ مِنْ مَعاصِیکَ وَ اقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ مِنْ طاعَتِکَ»، «یا مَنْ یَقْبَلُ الْیَسیرَ وَ یَعْفُو عَنِ الْکَثِیرِ اقْبَلْ مِنِّی الْیَسیرَ و اعْفُ عَنِّی الْکَثیرَ إنَّکَ أنْتَ الْعَفُوُّ الْغَفُورُ» و «اللهُمَّ ارْحَمْنی فَإنَّکَ رَحیمٌ».

مسئله 555. مستحب است کسی را که سخت جان میدهد، اگر ناراحت نمیشود، به جایی که نماز میخوانده، ببرند.

مسئله 556. مستحب است برای راحت شدن محتضر بر بالین او سوره‌های «یس، صافّات و احزاب» و «آیة الکرسی» و آیۀ پنجاه و چهارم از سورۀ «اعراف» و سه آیۀ پایان سورۀ «بقره» بلکه هر چه از قرآن ممکن است، بخوانند.

مسئله 557. تنها گذاشتن محتضر و گذاشتن چیز سنگین روی شکم او و بودن جُنُب و حائض نزد او، همچنین بسیار حرف زدن و گریه کردن و تنها گذاشتن خانم‌ها نزد او مکروه است.

احکام پس از مرگ

مسئله 558. پس از مرگ، مستحب است دهان، چشم‌ها و چانۀ میّت را ببندند و دست و پای او را دراز کنند و پارچه‌ای روی او بیندازند و اگر شب مرده است، در جایی که مرده، چراغ روشن کنند و برای تشییع جنازۀ او مؤمنان را خبر، و در دفن او عجله کنند؛ ولی اگر به مردن او یقین ندارند، باید صبر کنند تا معلوم شود؛ نیز چنانچه میّت باردار باشد و بچه در شکم او زنده باشد، باید به قدری دفن را عقب بیندازند، که پهلوی چپ او را بشکافند و طفل را بیرون آورند و پهلو را بدوزند.

احکام غسل، کفن، نماز و دفن میّت

مسئله 559. غسل، کفن، نماز و دفن مسلمان بر هر مکلّفی واجب است و اگر بعضی انجام دهند، از دیگران ساقط میشود و چنانچه هیچ کس انجام ندهد، همه معصیت کرده‌اند.

مسئله 560. اگر کسی به کارهای میّت بپردازد، بر دیگران واجب نیست اقدام کنند؛ ولی چنانچه او عمل را تمام نکند، باید دیگران آن را تمام کنند.

مسئله 561. اگر انسان یقین یا اطمینان کند که دیگری مشغول کارهای میّت شده، واجب نیست به کارهای میّت اقدام کند؛ ولی چنانچه شک یا گمان دارد، باید اقدام کند.

مسئله 562. اگر کسی بداند غسل یا کفن یا نماز یا دفن میّت را باطل انجام داده‌اند، باید دوباره انجام دهد؛ ولی اگر گمان دارد که باطل بوده یا شک دارد که درست بوده یا نه، لازم نیست اقدام کند.

مسئله 563. برای غسل، کفن، نماز و دفن میّت، باید از ولیّ او اجازه بگیرند.

مسئله 564. ولیّ زن که در غسل، کفن و دفن او دخالت میکند، همسر اوست و پس از او، مردهایی که از میّت ارث میبرند، مقدّم بر خانم‌هاییاند که از او ارث میبرند و هر کدام که در ارث بردن مقدّم است، در این امر نیز مقدم است.

مسئله 565. بچۀ نابالغ و دیوانه، برای انجام دادن کارهای میّت ولایت ندارند؛ همچنین غائبی که نمیتواند شخصاً یا با مأمور کردن دیگری، آن کارها را انجام دهد، ولایت ندارد.

مسئله 566. اگر کسی بگوید من وصیّ یا ولیّ میّتم یا ولیّ میّت به من اجازه داده که غسل، کفن و دفن میت را انجام دهم، چنانچه دیگری چنین ادّعایی ندارد، انجام دادن کارهای میّت با اوست.

مسئله 567. اگر میّت برای غسل، کفن، دفن و نماز خود غیر از ولیّ، شخص دیگری را معیّن کند، به احتیاط واجب ولیّ و آن شخص هر دو اجازه بدهند و لازم نیست کسی که میّت او را برای انجام دادن این کارها معیّن کرده، این وصیت را قبول کند؛ ولی اگر قبول کرد، باید به آن عمل کند.

احکام غسل میّت

مسئله 568. واجب است میّت را سه غسل بدهند. 1. به آبی که با سدر مخلوط باشد. 2. به آبی که با کافور مخلوط باشد. 3. با آب خالص.

مسئله 569. سدر و کافور باید به اندازه‌ای بسیار نباشد که آب را مضاف کند و به اندازه‌ای هم کم نباشد، که نگویند سدر و کافور با آب مخلوط شده است.

مسئله 570. اگر سدر و کافور به اندازه‌ای که لازم است پیدا نشود، به احتیاط واجب مقداری که به آن دسترسی دارند، در آب بریزند.

مسئله 571. کسی که برای حج یا عمره احرام بسته است، اگر پیش از تمام کردن اعمال و خروج از احرام بمیرد، نباید او را با آب کافور غسل دهند و به جای آن باید با آب خالص غسلش بدهند.

مسئله 572. اگر سدر و کافور یا یکی از این‌ها پیدا نشود یا استعمال آن جایز نباشد - مثل آنکه غصبی باشد - باید به جای هر کدام که ممکن نیست، میّت را با آب خالص غسل بدهند.

مسئله 573. کسی که میّت را غسل میدهد، باید مسلمان دوازده امامی و عاقل باشد و مسائل غسل را هم بداند و به احتیاط واجب بالغ باشد.

مسئله 574. کسی که میّت را غسل میدهد، باید قصد قربت داشته باشد؛ یعنی غسل را برای انجام دادن فرمان خدای عالم به‌جا آورد و اگر به همین نیّت تا پایان غسل سوم باقی باشد، کافی است و تجدید نیت لازم نیست.

مسئله 575. غسل بچۀ مسلمان، اگرچه از زنا باشد، واجب است و غسل، کفن و دفن کافر و اولاد او جایز نیست و کسی که از بچگی دیوانه بوده و به حال دیوانگی بالغ شده، چنانچه پدر یا مادر او مسلمان باشد، باید او را غسل داد و اگر هیچ‌ یک از آنان مسلمان نباشد، غسل دادن او جایز نیست. کودکانی که در کشور اسلامی به سر میبرند و شناسنامه اسلامی ندارند، در حکم مسلمان‌اند.

مسئله 576. بچۀ سقط‌شده، اگر چهار ماهه بوده یا ساختمان بدن او کامل شده باشد، باید او را غسل بدهند و اگر چهار ماه ندارد یا ساختمان بدن او کامل نشده، در پارچه‌ای بپیچند و بیغسل دفن کنند.

مسئله 577. اگر مردْ زن را و زنْ مرد را غسل دهد، باطل است؛ ولی زن میتواند شوهر خود را غسل دهد و شوهر هم میتواند همسر خود را غسل دهد، اگرچه به احتیاط مستحب، زنْ شوهر خود و شوهر نیز زن خود را غسل ندهد.

مسئله 578. کسی که کشتن او به رجم یا قصاص و مانند این‌ها واجب شده است، درصورتیکه پیش از اجرای حکم، غسل‌های سه‌گانۀ میت را انجام داده باشد، غسل دادنش واجب نیست، اگرچه پس از غسل، از او حدث اصغر یا اکبر سر زده باشد.

مسئله 579. مرد میتواند دختر بچه‌ای را که سن او از سه سال بیشتر نیست، غسل دهد و زن هم میتواند پسر بچه‌ای را که سه سال بیشتر ندارد، غسل دهد.

مسئله 580. اگر برای غسل دادن میّتی که مرد است، مردی پیدا نشود، خانم‌هایی که با او نسبت دارند و محرم‌اند - مثل مادر، خواهر، عمّه و خاله - یا به سبب شیر خوردن با او محرم شده‌اند، میتوانند غسلش بدهند؛ نیز چنانچه برای غسل میّت زن، خانم دیگری نباشد، مردهایی که با او نسبت دارند و محرم‌اند، یا به سبب شیر خوردن با او محرم شده‌اند، میتوانند وی را از زیر لباس غسل دهند.

مسئله 581. اگر میّت و کسی که او را غسل میدهد، هر دو، مرد یا خانم یا زن و مردی باشند که محرم یکدیگرند، جایز است غیر از عورت، جا‌های دیگر بدن میّت برهنه باشد.

مسئله 582. نگاه کردن به عورت میّت حرام است و غسل‌دهندۀ او اگر نگاه کند، معصیت کرده؛ ولی غسل میّت باطل نمیشود.

مسئله 583. اگر جایی از بدن میّت نجس باشد، باید پیش از غسل دادن آن قسمت، آنجا را آب بکشند و به احتیاط مستحب تمام بدن میت، پیش از شروع به غسل پاک باشد.

مسئله 584. غسل میّت، همانند غسل جنابت است و به احتیاط واجب تا غسل ترتیبی ممکن است، میّت را غسل ارتماسی ندهند و به احتیاط مستحب در غسل ترتیبی هیچ یک از سه قسمت بدن را در آب فرو نبرند، بلکه آب را روی آن بریزند، هرچند فروبردن در آب جایز است.

مسئله 585. کسی را که در حال حیض یا در حال جنابت مرده، لازم نیست غسل حیض یا غسل جنابت بدهند، بلکه همان غسل میّت برای او کافی است.

مسئله 586. جایز نیست که برای غسل دادن میّت مزد بگیرند، ولی مزد گرفتن برای کارهای مقدماتی غسل - مثل نظافت و شست‌وشوی میت و مانند آن - حرام نیست.

مسئله 587. اگر آب پیدا نشود، یا استعمال آن مانعی داشته باشد، باید عوض هر یک از سه غسل، میّت را یک تیمم بدهند.

مسئله 588. اگر به جهت نبودن آبْ میّت را تیمّم دهند و پس از آن آب پیدا شود، درصورتیکه خوفی بر میّت در تأخیر دفن نیست، باید آن را غسل بدهند و تحنیط و کفن کنند و چنانچه نماز بر او خوانده‌اند، بنا بر أحوط، دوباره بخوانند.

مسئله 589. کسی که میّت را تیمم میدهد، میتواند در صورت امکان، دست میّت را به زمین بزند و به صورت و پشت دست‌های او بکشد و اگر به این صورت ممکن باشد، لازم نیست به دست زنده هم او را تیمم داد، اگرچه احتیاط استحبابی، جمع است.

مسئله 590. غسل دادن میّت مسلمان و کفن کردن او واجب است؛ ولی دو گروه از این حکم مُستثنا هستند:
یکم. «شهیدان راه خدا» یعنی کسانی که در میدان جهاد در راه اسلام، همراه پیامبر صلیالله‌علیه‌وآله یا امام معصوم علیه‌السلام یا نائب خاص او کشته شده‌اند؛ همچنین کسانی که در حال غیبت امام زمان - ارواحنا فداه - برای دفاع در برابر دشمنان اسلام‌ کشته میشوند؛ خواه مرد باشند، یا زن؛ بزرگ باشند یا کودک. در این گونه موارد، غسل و کفن و تحنیط واجب نیست، بلکه باید آن‌ها را با همان لباس‌هایشان پس از خواندن نماز دفن کنند.
دوم. «کسانی که قتل آن‌ها به عنوان قصاص یا حدّ شرعی واجب شده است» و به فرمان حاکم شرع، مراسم غسل‌های سه‌گانه میّت را خودشان در حال حیات انجام میدهند؛ سپس دو قسمت از قسمت‌های سه‌گانۀ کفن را - یعنی لنگ و پیراهن - میپوشند و مانند میّت تحنیط میکنند و پس از کشته شدن، قطعۀ سوم را بر آن‌ها میپوشانند و نماز بر آن‌ها خوانده و به همان حال دفنشان میکنند و لازم نیست خون را از بدن و کفن آن‌ها بشویند؛ حتی اگر بر اثر ترس و وحشت خود را نجس کنند، تکرار غسل لازم نیست.

مسئله 591. حکم مسئلۀ گذشته برای شهید، دربارۀ کسانی است که در میدان جنگ کشته شده باشند؛ یعنی پیش از آنکه وی را از میدان جنگ بیرون ببرند، جان داده باشد؛ نیز همین حکم ثابت است، اگر او را به صورت مجروح از میدان جنگ خارج سازند و در بیمارستان یا غیر آن از دنیا برود، تا وقتی که جنگ ادامه دارد و اگر پس از سپری شدن جنگ بمیرد، احتیاط واجب، غسل و تحنیط و کفن کردن اوست. البته ثواب شهید را دارد.

مسئله 592. در جنگ‌های امروز که میدان‌های جنگ وسعت دارد و گاه کیلومترها یا فرسخ‌ها مسافت را دربرمیگیرد و گلوله‌های دشمن و مانند آن، تا مسافت دوری میرسد، تمام این صحنه که مرکز تجمّع سربازان است، میدان جنگ شمرده میشود؛ ولی اگر دشمن با بمباران، افرادی را به دور از جبهه‌های جنگ به قتل برساند، احکام بالا در مورد آن‌ها جاری نیست.

مسئله 593. هرگاه به علتی شهید برهنه شده باشد، باید او را کفن کنند و بدون غسل دفن کنند.

احکام کفن میّت

مسئله 594. میّت مسلمان را باید با سه پارچه که لنگ، پیراهن و سرتاسری نام دارند کفن کنند.

مسئله 595. لنگ باید از ناف تا زانو، اطراف بدن را بپوشاند و بهتر آن است که از سینه تا روی پا برسد و به احتیاط واجب، پیراهن باید از سر شانه تا نصف ساق پا، تمام بدن را بپوشاند و درازی سرتاسری باید به قدری باشد که بستن دو سر آن ممکن باشد و پهنای آن باید به اندازه‌ای باشد که یک طرف آن، روی طرف دیگر جای گیرد.

مسئله 596. اگر سه پارچه (لنگ، پیراهن، سرتاسری) برای کفن میت میسّر نشود، به هر کدام که میسّر باشد، اکتفا میشود، اگرچه اسم هیچ‌کدام از این سه پارچه بر آن گفته نشود، بلکه اگر هیچ پارچه‌ای مقدور نشود و فقط مقداری جهت پوشاندن عورتین باشد، واجب است با آن عورتین را بپوشانند.

مسئله 597. مقداری از لنگ، که از ناف تا زانو را میپوشاند و مقداری از پیراهن که از شانه تا نصف ساق را میپوشاند، مقدار واجب کفن است و آنچه بیش از این مقدار در مسئلۀ پیشین بیان شد، مقدار مستحب کفن است.

مسئله 598. اگر ورثه بالغ باشند و اجازه دهند که بیشتر از مقدار واجب کفن را، از سهم آنان بردارند، اشکال ندارد و به احتیاط واجب بیشتر از مقدار واجب کفن، همچنین مقداری را که بنا بر احتیاط لازم است، از سهم وارثی برندارند که بالغ نشده.

مسئله 599. اگر کسی وصیت کرده باشد که مقدار مستحب کفن را از ثلث مال او بردارند، یا وصیت کرده باشد که ثلث مال را به مصرف خود او برسانند، هرچند مصرف آن را معیّن نکرده باشد یا فقط مصرف مقداری از آن را معلوم کرده باشد، میتوانند مقدار مستحب کفن را از ثلث مال او بردارند.

مسئله 600. اگر کسی وصیت نکرده باشد که کفن را از ثلث مال او بردارند، میتوانند به صورت متعارف - که لایق شأن میّت باشد - کفن و چیزهای دیگری را که از واجبات دفن است، از اصل مال او بردارند.

مسئله 601. هزینه کفن زن بر شوهر است، اگرچه خانم از خود مال داشته باشد؛ همچنین اگر خانم را به شرحی که در کتاب طلاق گفته میشود، طلاق رجعی بدهند و پیش از تمام شدن عدّه بمیرد، کفن او بر عهدۀ شوهر اوست و چنانچه شوهر بالغ نباشد یا دیوانه باشد، ولیّ شوهر باید کفن زن را از مال او بپردازد.

مسئله 602. کفن میّت بر خویشان او واجب نیست، اگرچه مخارج او در حال زندگی بر آنان واجب باشد.

مسئله 603. اگر میت مالی برای تهیۀ کفن نداشته باشد، جایز نیست برهنه دفن شود، بلکه بنا بر احتیاط بر مسلمانان واجب است که او را کفن کنند و جایز است هزینۀ آن را از زکات حساب کنند.

مسئله 604. کفن باید مباح باشد؛ یعنی از مال خود میت باشد؛ یا دیگری از مال حلال تهیه کرده و با رضایت خود آن را برای کفن میّت بپردازد.

مسئله 605. به احتیاط واجب، هر یک از سه پارچۀ کفن به قدری نازک نباشد که بدن میّت از زیر آن پیدا باشد.

مسئله 606. کفن کردن با چیز غصبی، اگر چیز دیگری هم پیدا نشود، جایز نیست و چنانچه کفن میّت غصبی باشد و صاحب آن راضی نباشد، باید حکومت اسلامی یا مردم مسلمان، رضایت صاحب آن را فراهم کنند و نبش قبر او جایز نیست؛ همچنین جایز نیست با پوست مردار او را کفن کنند.

مسئله 607. کفن کردن میّت با چیز نجس و با پارچۀ ابریشمی خالص جایز نیست؛ ولی در حال ناچاری اشکال ندارد و به احتیاط واجب با پارچۀ طلاباف هم میّت را کفن نکنند، مگر در حال ناچاری.

مسئله 608. کفن کردن با پارچه‌ای که از پشم یا موی حیوان حرامگوشت تهیه شده، در حال اختیار جایز نیست؛ ولی اگر پوست حیوان حلالگوشت را به گونه‌ای درست کنند که به آن جامه گفته شود، میتوان با آن میّت را کفن کرد؛ همچنین اگر کفن از مو و پشم حیوان حلالگوشت باشد، اشکال ندارد، اگرچه به احتیاط مستحب با این دو هم کفن نکنند.

مسئله 609. اگر کفن میّت نجس شود، باید آن را بشویند و اگر کفن ضایع نمیشود، میتوان قسمت نجس را بُرید؛ ولی اگر در قبر گذاشته باشند، بهتر است که قسمت نجس‌شده بریده شود، بلکه اگر بیرون آوردن میّت اهانت به او باشد، بریدن واجب میشود و چنانچه شستن یا بریدن آن ممکن نیست، در صورتی که عوض کردن آن ممکن باشد، باید عوض کنند.

مسئله 610. کسی که برای حج یا عمره احرام بسته، اگر بمیرد، باید مانند دیگران کفن شود و پوشاندن سر و صورتش اشکال ندارد.

مسئله 611. مستحب است انسان در حال سلامتی، کفن، سدر و کافور خود را تهیه کند.

احکام تحنیط

مسئله 612. پس از غسل، واجب است میّت را با حنوط پاک و حلال تحنیط کنند؛ یعنی به پیشانی، کف دست‌ها، سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاهای او کافور بمالند و مستحب است به سر بینی میّت هم کافور بمالند و باید کافور ساییده و تازه باشد و اگر به سبب کهنه بودن، عطر او از بین رفته باشد، کافی نیست.

مسئله 613. در تحنیط میت، مراعات ترتیب بین اعضای سجود لازم نیست، اگرچه مستحب است نخست کافور را به پیشانی میّت بمالند.

مسئله 614. بهتر آن است که میّت را پیش از کفن کردن، تحنیط کنند، اگرچه در میان کفن کردن و پس از آن هم مانعی ندارد.

مسئله 615. کسی که برای حج یا عمره احرام بسته است، اگر پیش از بیرون آمدن از احرام بمیرد، تحنیط او جایز نیست.

مسئله 616. خانمی که شوهر او مرده و هنوز عدّه‌اش تمام نشده، اگرچه حرام است، خود را خوشبو کند؛ ولی چنانچه بمیرد، تحنیط او واجب است.

مسئله 617. مکروه است میّت را با مشک، عنبر، عود و عطرهای دیگر خوشبو کنند؛ یا برای تحنیط او این‌ها را با کافور مخلوط کنند.

مسئله 618. مستحب است که قدری تربت حضرت سید الشهداء علیه‌السلام را با کافور مخلوط کنند؛ ولی باید کافور را به قسمت‌هایی از بدن که بیاحترامی به تربت میشود، نرسانند؛ نیز باید تربت به قدری زیاد نباشد، که وقتی با کافور مخلوط شد، آن را کافور نگویند.

مسئله 619. اگر کافور به اندازۀ غسل و تحنیط نباشد، بنا بر احتیاط واجب غسل را مقدّم دارند و اگر برای هفت عضو کافی نباشد، بنا بر احتیاط واجب پیشانی را مقدّم کنند.

مسئله 620. مستحب است دو چوب تر و تازه در قبر همراه میّت بگذارند.

احکام نماز میّت

مسئله 621. نماز گزاردن بر میّت مسلمان، اگرچه بچه باشد، واجب است؛ ولی باید پدر و مادر آن بچه یا یکی از آنان مسلمان باشند و شش سال بچه تمام شده باشد.

مسئله 622. نماز بر میّت دیوانه‌ای که پدر یا مادرش مسلمان هستند، واجب است؛ همچنین است نماز بر مرده‌ای که در بلاد اسلامی پیدا شود؛ نیز مرده‌ای که در بلاد کفر پیدا شود و در آنجا مسلمانان هم زندگی کنند و احتمال برود که این میت مسلمان باشد یا از مسلمان متولد شده باشد.

مسئله 623. نماز میت واجب کفایی است، که با گزاردن یک نفر از دیگران ساقط میشود، به شرط آنکه نمازگزار شیعۀ اثنی عشری و بنا بر احوط بالغ باشد.

مسئله 624. نماز میّت باید پس از غسل و تحنیط و کفن کردن او انجام شود و اگر پیش از این‌ها یا در میان این‌ها انجام شود، اگرچه از روی فراموشی یا ندانستن مسئله باشد، کافی نیست.

مسئله 625. کسی که میخواهد نماز میّت به‌جا آورد، لازم نیست با وضو یا غسل یا تیمّم باشد؛ نیز لازم نیست بدن و لباسش پاک باشد و اگر لباس او غصبی هم باشد، اشکال ندارد، اگرچه به احتیاط مستحب تمام چیزهایی را که در نمازهای دیگر لازم است، رعایت کند.

مسئله 626. کسی که نماز میت میگزارد، باید رو به قبله باشد؛ نیز واجب است میّت را مقابل او به پشت بخوابانند، به‌گونه‌ایکه سر او به طرف راست نمازگزار و پای او به طرف چپ نمازگزار باشد.

مسئله 627. مکان نمازگزار باید از جای میّت پست‌تر یا بلندتر نباشد؛ ولی پستی و بلندی مختصر اشکال ندارد.

مسئله 628. نمازگزار باید از میّت دور نباشد؛ اما کسی که نماز میّت را به جماعت میگزارد، اگر از میّت دور باشد، چنانچه صف‌ها به یکدیگر متّصل باشند، اشکال ندارد.

مسئله 629. نمازگزار باید مقابل میّت بایستد؛ ولی اگر نماز به جماعت گزارده شود و صف جماعت از دو طرف میّت بگذرد، نماز کسانی که مقابل میّت نیستند، اشکال ندارد.

مسئله 630. میان میّت و نمازگزار، باید پرده و دیوار یا چیزی مانند این‌ها نباشد؛ ولی اگر میّت در تابوت و مانند آن باشد، اشکال ندارد.

مسئله 631. هنگام گزاردن نماز، باید عورت میّت پوشیده باشد و اگر کفن کردن او ممکن نیست، باید عورتش را اگرچه با تخته، آجر و مانند این‌ها باشد، بپوشانند.

مسئله 632. نماز میّت را باید ایستاده و با قصد قربت به‌جا آورد و هنگام نیّت، میّت را معیّن کند؛ مثلاً نیّت کند «نماز میگزارم بر این میّت قربۀ إلی الله».

مسئله 633. اگر کسی نباشد که بتواند نماز میّت را ایستاده به‌جا آورد، میشود نشسته بر او نماز گزارد.

مسئله 634. اگر میّت وصیّت کرده باشد که شخص معیّنی بر او نماز بگزارد، به احتیاط واجب، آن شخص از ولیّ میّت اجازه بگیرد و به احتیاط واجب، ولیّ هم اجازه بدهد.

مسئله 635. مکروه است بر میّت چند بار نماز بگزارند؛ ولی اگر میّت اهل علم و تقوا باشد، مکروه نیست.

مسئله 636. اگر چند میّت با هم حاضر بودند، میتوان برای همه یک نماز گزارد؛ ولی در دعاهایی که پس از تکبیر چهارم خوانده میشود، باید ضمایر به صورت جمع گفته شود و میتوان برای هر کدام یک نماز مستقل گزارد.

مسئله 637. در صورت مزاحمت نماز فریضه با نماز میت، هر کدام که وقتش تنگ است، مقدّم است و اگر وقت هر دو وسعت دارد، مخیّر است و در صورتی که وقت هر دو تنگ شده باشد، به‌گونه‌ای که در تأخیر دفن، خوف بر میت وجود دارد، تقدیم فریضه و نماز گزاردن بر قبر میّت پس از دفن او اظهر است.

مسئله 638. اگر میّت را عمداً یا از روی فراموشی یا بر اثر عذری بدون نماز دفن کنند، یا پس از دفن معلوم شود، نمازی که بر او گزارده شده باطل بوده است، تا وقتی جسد او از هم نپاشیده، واجب است، با شرط‌هایی که برای نماز میّت ذکر شد، به قبرش نماز بگزارند.

شیوۀ نماز میّت

مسئله 639. نماز میّت، پنج تکبیر دارد و اگر نمازگزار پنج تکبیر به این ترتیب بگوید، کافی است: پس از نیت و گفتن تکبیر نخست بگوید: «أشْهَدُ أنْ لا إِلهَ إِلَّا اللهُ وَ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ» و پس از تکبیر دوم بگوید: «اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» و پس از تکبیر سوم بگوید: «اللهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤمِنینَ وَ الْمُؤمِناتِ» و پس از تکبیر چهارم اگر میّت مرد است بگوید: «اللهُمَّ اغْفِرْ لِهذَا الْمَیِّتِ» و اگر زن است بگوید: «اللهُمَّ اغْفِرْ لِهذِهِ الْمَیِّتِ» و سپس تکبیر پنجم را بگوید.
بهتر است پس از تکبیر یکم بگوید: «أشْهَدُ أنْ لا إِلهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شریکَ لَهُ وَ أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشیراً وَ نذِیراً بَیْنَ یَدَی السَّاعَةِ» و پس از تکبیر دوم بگوید: «اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ کَأفْضَلِ ما صَلَّیْتَ وَ بارَکْتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلی إبْراهِیمَ وَ آلِ إِبراهیمَ إنّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ وَ صَلِّ عَلی جَمیِعِ الأَنْبیاءِ وَ الْمُرسَلینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصِّدِّیقینَ وَ جَمیِعِ عِبادِ اللهِ الصّالِحینَ» و پس از تکبیر سوم بگوید: «اللهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤمِنینَ وَ الْمُؤمِناتِ وَ الْمُسْلِمینَ وَ الْمُسلِماتِ الْأَحْیاءِ مِنْهُمْ وَ الْأَمْواتِ تابِعْ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ بِالخَیْراتِ إنَّکَ مُجیبُ الدَّعَواتِ إنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ» و پس از تکبیر چهارم اگر میّت مرد است بگوید: «اللهُمَّ إِنَّ هَذا عَبْدُکَ وَ ابْنُ عَبْدِکَ وَ ابْنُ أمَتِکَ نَزَلَ بِکَ وَ أنْتَ خَیرُ مَنْزولٍ بِهِ اللهُمَّ إِنّا لا نَعْلَمُ مِنْهُ إلّا خَیْراً وَ أنْتَ أعْلَمُ بِهِ مِنّا اللهُمَّ إنْ کانَ مُحْسِناً فَزِدْ فِی إحسانِهِ وَ إنْ کان مُسِیئاً فَتَجاوَزْ عَنْهُ وَ اغْفِرْ لَهُ اللهُمَّ اجْعَلْهُ عِنْدَکَ فی أعْلی عِلِّیّینَ وَ اخْلُفْ عَلی أهْلِهِ فِی الْغابِرِینَ وَ ارْحَمْهُ بِرَحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرَّاحِمینَ» و سپس تکبیر پنجم را بگوید؛ ولی اگر میّت خانم است، پس از تکبیر چهارم بگوید: «اللهُمَّ إِنَّ هذِهِ أمَتُکَ و ابْنَةُ عَبْدِکَ وَ ابْنَةُ أمَتِکَ نَزَلَتْ بِکَ وَ أنْتَ خَیرُ مَنزُولٍ بِهِ اللهُمَّ إنَّا لا نَعْلَمُ مِنها إلّا خَیْراً وَ أنْتَ أعْلَمُ بِهَا مِنَّا اللهُمَّ إنْ کانَتْ مُحْسِنَةً فَزِدْ فِی إحسانِها و إنْ کانَتْ مُسِیئةً فَتَجاوَزْ عَنْها وَ اغْفِرْ لَها اللهُمَّ اجْعَلْها عِنْدَکَ فِی أعْلی عِلِّیِّینَ وَ اخْلُفْ عَلی أهْلِها فی الْغابِرینَ وَ ارْحَمْها بِرَحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرَّاحِمینَ».

مسئله 640. باید تکبیرها و دعاها را به گونه‌ای پشت سر هم بگویند که نماز از صورت خود خارج نشود.

مسئله 641. کسی که نماز میّت را به جماعت میگزارد، باید تکبیرها و دعاهای آن را هم بخواند.

مستحبّات نماز میّت

مسئله 642. چند چیز در نماز میّت مستحب است: اول. کسی که نماز میّت میگزارد، با وضو یا غسل یا تیمم باشد و به احتیاط مستحب، در صورتی تیمّم کند که وضو و غسل ممکن نباشد؛ یا بترسد که اگر وضو بگیرد یا غسل کند، به نماز میّت نرسد. دوم. اگر میّت مرد است، امام جماعت یا کسی که فرادا به او نماز میگزارد، مقابل وسط قامت او بایستد و اگر میّت خانم است، مقابل سینه‌اش بایستد. سوم. پا برهنه نماز بگزارد. چهارم. در هر تکبیر، دست‌ها را بلند کند. پنجم. فاصلۀ او با میّت به قدری کم باشد که اگر باد، لباسش را حرکت دهد، به جنازه برسد. ششم. نماز میّت را به جماعت اقامه کند. هفتم. امام جماعت تکبیر و دعاها را بلند بخواند و کسانی که با او نماز میگزارند، آهسته بخوانند. هشتم. در جماعت اگرچه مأموم یک نفر باشد، عقب امام بایستد. نهم. نمازگزار به میّت و مؤمنان، فراوان دعا کند. دهم. پیش از نماز سه بار بگوید «الصَّلاة». یازدهم. نماز را در جایی بخوانند که مردم برای نماز میّت بیشتر به آنجا میروند. دوازدهم. خانم حائض اگر نماز میّت را به جماعت میخواند، در صفی تنها بایستد.

مسئله 643. خواندن نماز میّت در مساجد مکروه است؛ ولی در مسجد حرام مکروه نیست.

مسئله 644. شرکت در تشییع و تدفین و نماز کسی که خودکشی میکند، اشکال ندارد.

احکام دفن

مسئله 645. واجب است میّت را به گونه‌ای در زمین دفن کنند، که بوی او بیرون نیاید و درندگان هم نتوانند بدنش را بیرون آورند و در صورتی که ترس درنده و نزد یک شدن انسانی که از بوی میّت اذیت شود در بین نباشد، أقوا کفایت تنها عنوان دفن در زمین است، اگرچه به احتیاط مستحب گودی قبر به همان اندازۀ مذکور در بالا باشد و اگر ترس آن باشد که جانور بدن او را بیرون آورد، باید قبر را با آجر و مانند آن محکم کنند.

مسئله 646. اگر دفن میّت در زمین ممکن نباشد، میتوانند به جای دفن، او را در بنا یا تابوت بگذارند.

مسئله 647. میّت را باید در قبر به پهلوی راست، به گونه‌ای بخوابانند که جلوی بدن او رو به قبله باشد.

مسئله 648. اگر کسی در کشتی بمیرد، چنانچه جسد او فاسد نمیشود و بودن او در کشتی مانعی ندارد، باید صبر کنند تا به خشکی برسند و او را در زمین دفن کنند؛ وگرنه باید در کشتی غسلش بدهند و تحنیط و کفن کنند و پس از خواندن نماز میّت چیز سنگینی به پایش ببندند و به دریا بیندازند؛ یا او را در خمره بگذارند و درش را ببندند و به دریا بیندازند و اگر ممکن است، باید او را در جایی بیندازند که فوراً طعمه حیوانات نشود.

مسئله 649. اگر بترسند که دشمن قبر میّت را بشکافد و بدن او را بیرون آورد و گوش یا بینی یا اعضای دیگر او را بِبُرد، چنانچه ممکن باشد، باید به گونه‌ای که در مسئله پیش ذکر شد، او را به دریا بیندازند.

مسئله 650. مخارج انداختن در دریا و مخارج محکم کردن قبر میّت را، در صورتی که لازم باشد، باید از اصل مال میّت بردارند.

مسئله 651. اگر زنی کافر بمیرد و کودکش در شکم او مرده باشد، چنانچه پدر کودک مسلمان باشد، باید زن را در قبر به پهلوی چپ پشت به قبله بخوابانند که روی بچه به سمت قبله باشد، بلکه اگر هنوز روح هم به بدن او داخل نشده باشد، بنا بر احتیاط واجب، باید به همین روش عمل کنند.

مسئله 652. دفن مسلمان، در قبرستان کفّار و دفن کافر، در قبرستان مسلمانان جایز نیست.

مسئله 653. دفن مسلمان در جایی که بیاحترامی به او باشد - مانند جایی که خاکروبه و کثافت میریزند - جایز نیست.

مسئله 654. میّت را نباید در جای غصبی دفن کنند و دفن کردن در جایی که برای غیر دفن کردن وقف شده، همچنین در مسجد، اگر ضرر به مسلمانان باشد، یا مزاحم نمازشان باشد، جایز نیست، بلکه أقوا آن است که هیچ‌گاه در مسجد دفن نکنند و در زمینی که مثل مسجد برای غیر دفن کردن وقف شده، جایز نیست.

مسئله 655. دفن میّت در قبر مردۀ دیگر، در صورتی جایز است که اولاً مکان دفن از هر نظر مباح باشد و ثانیاً جنازه قبلی کاملاً پوسیده باشد.

مسئله 656. چیزی که از میّت جدا میشود، اگرچه مو و ناخن و دندانش باشد، باید با او دفن شود و اگر موجب نبش شود، به احتیاط جدا دفن شود و دفن ناخن و دندانی که در حال زندگی از انسان جدا میشود، مستحب است.

مسئله 657. اگر کسی در چاه بمیرد و بیرون آوردنش ممکن نباشد، باید درِ چاه را ببندند و همان چاه را قبر او قرار دهند و در صورتی که چاه مال دیگری باشد، باید به نحوی او را راضی کنند.

مسئله 658. اگر بچه در رحم مادر بمیرد و ماندنش در رحم برای مادر خطر داشته باشد، باید به آسان‌ترین راه او را بیرون آورند و چنانچه ناچار شوند که او را قطعه قطعه کنند، اشکال ندارد؛ ولی باید به دست شوهرش، اگر جراح است، یا خانمی که تخصص داشته باشد، او را بیرون بیاورند و اگر ممکن نیست، مرد محرمی که اهل فن باشد و اگر آن هم ممکن نشود، مرد نامحرمی که متخصص باشد، بچه را بیرون بیاورد و در صورتی که آن هم پیدا نشود، کسی که اهل فن نباشد، میتواند بچه را بیرون آورد.

مسئله 659. هر گاه مادر بمیرد و بچه در شکمش زنده باشد، اگرچه به زنده ماندن طفل امید نداشته باشند، باید به دست کسانی که در مسئله پیش ذکر شد، از هر طرفی که بچه سالم بیرون میآید، بچه را بیرون آورند و دوباره بدوزند؛ ولی اگر بین پهلوی چپ و راست در سالم بودن بچه فرقی نباشد، به احتیاط واجب از پهلوی چپ بیرون آورند.

مستحبات دفن

مسئله 660. خوب است به امید آنکه مطلوب پروردگار باشد قبر را به اندازۀ قد انسانِ متوسط گود کنند و میّت را در نزدیک‌ترین قبرستان دفن کنند، مگر قبرستانِ دورتر، از جهتی بهتر باشد؛ مانند آنکه مردمان خوب در آنجا دفن شده باشند؛ یا مردم برای فاتحۀ اهل قبور بیشتر به آنجا بروند؛ نیز هنگام دفن، جنازه را در چند قدمی قبر بر زمین بگذارند و تا سه بار کم کم نزد یک ببرند و در هر بار زمین بگذارند و بردارند و در نوبت چهارم، آن را وارد قبر کنند و اگر میّت مرد است، در بار سوم، به گونه‌ای زمین بگذارند که سر او طرف پایین قبر باشد و در بار چهارم از طرف سر وارد قبر کنند.
اگر میّت خانم است، در بار سوم، سمت قبلۀ قبر بگذارند و به پهنا وارد قبر کنند و هنگام وارد کردن، پارچه‌ای روی قبر بگیرند؛ نیز جنازه را به آرامی از تابوت بردارند و وارد قبر کنند و دعاهایی که دستور داده شده، پیش از دفن و موقع دفن بخوانند و پس از آنکه میّت را در لحد گذاشتند، گره‌های کفن را باز کنند و صورت میّت را روی خاک بگذارند و بالشی از خاک زیر سر او بسازند و پشت میّت، خشت خام یا کلوخی بگذارند که میّت به پشت برنگردد و پیش از آنکه لحد را بپوشانند، کسی که او را دفن میکند، دست راست خود را به شانۀ راست میّت بزند و دست چپ را به قوت بر شانۀ چپ میّت بگذارد و دهان را نزد یک گوش او ببرد و به شدّت حرکتش دهد و سه بار بگوید: «اسْمَعْ افْهَمْ یا فُلانَ بْنَ فُلان» و به جای فلان، اسم میّت و پدرش را بگوید؛ مثلاً اگر اسم او محمد و اسم پدرش علی است، سه بار بگوید: «اسْمَعْ افْهَمْ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلی».
پس از آن بگوید: «هَلْ أنْتَ عَلَی الْعَهْدِ الَّذِی فَارَقْتَنا عَلَیهِ مِنْ شَهَادَةِ اَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شریکَ لَهُ وَأنَّ مُحَمَّداً صَلّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ وَسَیِّدُ النَّبِیّینَ وَ خاتَمُ الْمُرْسَلِینَ وأنَّ عَلِیّاً أَمیرُالْمُؤمِنینَ وَسَیِّدُ الْوصِیِّینَ وَإمامٌ افْتَرَضَ اللهُ طاعَتَهُ عَلَی الْعالَمینَ وَأنَّ الْحَسَنَ وَالْحُسَیْنَ وَعَلِیِّ بْنَ الْحُسَیْنِ وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِیِّ وَجَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ وَمُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ وَعَلِیِّ بن مُوسی وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِیِّ وَعَلیّ بْنَ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنَ بْنَ عَلیّ وَ الْقائِمَ الْحُجَّةَ الْمَهْدِیّ - صَلَواتُ اللهِ عَلَیْهِمْ - أئِمَّةُ الْمُؤمِنینَ وَحُجَجُ اللهِ عَلَی الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ وَأئِمَّتُکَ أئِمَّةُ هُدیً بِکَ اَبْرارٌ یا فُلانَ بْنَ فُلانٍ» و به جای فلان بن فلان اسم میّت و پدرش را بگوید.
سپس بگوید: «إذا اَتاک الْمَلَکانِ الْمُقَرَّبانِ رَسُولَیْنِ مِنْ عِندِ اللهِ - تَبارَک وَ تَعالَی - وَسَأَلاکَ عَنْ رَبِّکَ وَعَنْ نَبِیِّکَ وَعَنْ دِیِنِکَ وَعَنْ کِتابِکَ وَعَنْ قِبْلَتِکَ وَعَنْ أئِمَّتِکَ فَلا تَخَفْ وَلا تَحْزَنْ وَقُلْ فِی جَوابِهِما اللهُ رَبّی وَمُحَمَّدٌ - صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ - نَبِیّی وَالإِسْلامُ دِینِی وَالْقُرْآنُ کِتابِی وَالْکَعْبَةُ قِبْلَتِی وَاَمیرُالْمُؤمِنینَ عَلِیُّ بْنُ أبی طالِبٍ إمامی وَالْحَسَنُ بْنُ عَلِیّ المُجْتَبی إمامی وَالْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیّ الشَّهیدُ بِکَرْبَلاءَ إمامی وَعَلِیٌّ زَیْنُ الْعابِدِینَ إمَامی وَمُحَمَّدٌ البِاقِرُ إمَامی وَجَعْفَرٌ الصّادِقُ إمَامی وَمُوسَی الکاظِمُ إِمامی وَعَلِیٌّ الرِّضا إِمامی ومُحَمَّدٌ الجَوادُ إِمامی وعَلیٌّ الْهَادِی إمَامی وَالْحَسَنُ الْعَسْکَریُّ إمَامی وَالْحُجَّةُ الْمُنْتَظَرُ إمامی هؤُلاءِ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ أئِمَّتِی وَسَادَتِی وَقَادَتِی وَ شُفَعَائِی بِهِمْ أَتَولَّی وَمِنْ أعدائِهِمْ أَتَبَرَّأُ فِی الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ ثُمَّ اعْلَمْ یا فُلانَ بْنَ فُلان» و به جای فلان بن فلان اسم میّت و پدرش را بگوید.
آن‌گاه بگوید: «إنَّ اللهَ - تَبَارَکَ وَتَعَالَی - نِعْمَ الرَّبُّ وَأنَّ مُحَمَّداً - صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ - نِعْمَ الرَّسُولُ وَأنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طالِبٍ وَأوْلادَهُ الْمَعْصُومینَ الْأَئِمَّةَ الْاثْنَی عَشَرَ نِعْمَ الْأئِمَّةُ وَأنَّ ما جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ - صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ - حَقٌ وَأنَّ الْمَوْتَ حَقٌ وَسُؤالَ مُنْکَرٍ وَنَکیرٍ فِی القَبْرِ حَقٌّ وَالْبَعْثَ حَقٌّ وَالنُّشُورَ حَقٌّ وَالصِّراطَ حَقٌّ وَالْمیزانَ حَقٌّ وَتَطایُرَ الْکُتُبِ حَقٌّ وَأنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ وَالنّارَ حَقُّ وَأنَّ السَّاعَةَ آتِیَةٌ لا رَیْبَ فِیهَا وَأنَّ اللهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ» سپس بگوید: «أَ فَهِمْتَ یا فُلانُ» و به جای فلان، اسم میّت را بگوید و پس از آن بگوید: «ثَبَّتَکَ اللهُ بِالْقَولِ الثَّابِتِ وَ هَداکَ اللهُ إِلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ عَرَّفَ اللهُ بَیْنَکَ وَبَیْنَ اوْلیائِکَ فی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِهِ» آن‌گاه بگوید: «اللهُمَّ جَافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَیْهِ وَاصْعَدْ بِرُوحِهِ إلَیکَ وَلَقِّهِ مِنکَ بُرهَاناً أللّهُمَّ عَفوَکَ عَفْوَکَ».

مسئله 661. خوب است به امید اینکه مطلوب پروردگار باشد، کسی که میّت را در قبر میگذارد، با طهارت و سربرهنه و پابرهنه باشد و از طرف پای میّت از قبر بیرون بیاید و غیر از خویشان میّت کسانی که حاضرند، با پشت دست خاک بر قبر بریزند و بگویند «إِنّا للهِ وَإِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ». اگر میّت خانم است، کسی که با او محرم است او را در قبر بگذارد و چنانچه محرمی نباشد، خویشانش او را در قبر بگذارند و اگر مرده زن باشد، تمام فعل و ضمیرِ راجع به میتْ مؤنث یاد میشود.

مسئله 662. خوب است به امید اینکه مطلوب پروردگار باشد، قبر را مربع یا مربع مستطیل بسازند و به اندازۀ چهار انگشت از زمین بلند کنند و نشانه‌ای روی آن بگذارند که اشتباه نشود و روی قبر آب بپاشند و پس از پاشیدن آب، کسانی که حاضرند، دست‌ها را بر قبر بگذارند و انگشت‌ها را باز کرده و در خاک فرو برند و هفت بار سورۀ مبارکۀ: «إنّا أَنْزَلْناهُ» را بخوانند و برای میّت آمرزش طلب کنند و این دعا را بخوانند: «اللهُمَّ جَافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَیْهِ وَاصْعِدْ الَیْکَ رُوحَهُ وَلَقِّهِ مِنْکَ رِضْواناً وَاسْکِنْ قَبرَهُ مِنْ رَحْمَتِکَ ما تُغْنیهِ بِهِ عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِوَاکَ».

مسئله 663. پس از رفتن تشییع‌کنندگان جنازه، مستحب است ولیّ میّت، یا کسی که از طرف ولیّ اجازه دارد، دعاهایی را که دستور داده شده، به میّت تلقین کند.

مسئله 664. پس از دفن، مستحب است صاحبان عزا را تسلیت گویند؛ ولی اگر مدتی گذشته است که با تسلیت گفتن، مصیبت یادشان میآید، ترک آن بهتر است؛ همچنین مستحب است تا سه روز برای بازماندگان میّت غذا بفرستند و غذا خوردن نزد آنان و در منزلشان مکروه است.

مسئله 665. مستحب است انسان در مرگ خویشان، مخصوصاً در مرگ فرزند، صبر کند و هر وقت میّت را یاد میکند، «إِنّا للهِ وَإِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» بگوید و برای میّت قرآن بخواند و سر قبر پدر و مادر از خداوند حاجت بخواهد و قبر را محکم بسازد که زود خراب نشود.

مسئله 666. جایز نیست انسان در مرگ کسی صورت و بدن خود را بخراشد و به خود آسیب برساند.

مسئله 667. پاره کردن یقه در مرگ غیر پدر و برادر، جایز نیست.

مسئله 668. اگر مرد در مرگ همسر یا فرزند یقه یا لباس خود را پاره کند، یا زن در عزای میّت صورت خود را بخراشد، به‌گونه‌ایکه خون بیاید، یا موی خود را بکند، بنابر احتیاط مستحب یک بنده آزاد کند، یا ده فقیر را طعام دهد؛ یا آنان را بپوشاند و چنانچه نتواند، بنابر احتیاط سه روز روزه بگیرد، بلکه اگر خون هم نیاید، به احتیاط مستحب به این دستور عمل کند.

مسئله 669. بنا بر احتیاط مستحب، در گریۀ بر میّت صدا را بسیار بلند نکنند.

نماز وحشت

مسئله 670. مستحب است در شب اول قبر، دو رکعت نماز وحشت برای میّت بخوانند و دستور آن این است که در رکعت اول پس از حمد یک بار «آیۀ الکرسی» و در رکعت دوم، پس از حمد، ده بار سورۀ «إِنّا أَنْزَلْناهُ» بخوانند و پس از سلام نماز بگویند: «اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْ ثَوَابَهَا إلَی قَبْرِ فُلانٍ» و به جای کلمه فلان، اسم میّت را بگویند.

مسئله 671. نماز وحشت را در هر موقع از شب اول قبر میشود خواند؛ ولی بهتر است در اول شب، پس از نماز عشاء خوانده شود.

مسئله 672. اگر بخواهند میّت را به شهر دوری ببرند، یا به جهت دیگر دفن او تأخیر بیفتد، باید نماز وحشت را تا شب اول قبر او به تأخیر بیندازند.

نبش قبر

مسئله 673. اگر کافر بودن شخصی که به اشتباه در قبرستان مسلمانان دفن شده، شرعاً محرز شده باشد، نبش قبر و انتقال جسدش از قبرستان مسلمانان واجب است.

مسئله 674. نبش قبر مسلمان - یعنی شکافتن قبر او - اگرچه طفل یا دیوانه باشد، حرام است؛ ولی اگر بدنش از بین رفته و خاک شده باشد، اشکال ندارد.

مسئله 675. بدن میّت وقتی پوسید و مندرس شد، میتوان در آن قبر - اگر از هر نظر مباح باشد - بدن دیگر را دفن کرد، مگر قبور صلحا، علما، اولیا، صدیقان و شهدا، چون دینْ حرمتی که برای ایشان معتقد است، برای قبر آنان هم باور دارد و اجازه نبش قبر را، هرچند پس از ده‌ها سال، نمیدهد.

مسئله 676. نبش قبر امامزاده‌ها، اگرچه سال‌ها بر آن گذشته باشد، درصورتیکه زیارتگاه باشد، حرام است، بلکه اگر زیارتگاه هم نباشد، به احتیاط واجب نباید آن را نبش کرد.

مسئله 677. شکافتن قبر در چند مورد حرام نیست: 1. میّت در زمین غصبی دفن شده باشد و مالک زمین راضی نشود که در آنجا بماند. 2. کفن یا چیز دیگری که با میّت دفن شده، غصبی باشد و صاحب آن راضی نشود که در قبر بماند؛ همچنین است اگر چیزی از مال خود میّت که به ورثۀ او رسیده، با او دفن شده باشد و وارثان راضی نشوند که آن چیز در قبر بماند؛ ولی اگر چیز مختصری از مال او که به وارثان به ارث رسیده - مانند انگشتر و مثل آن - با او دفن شده باشد، در جواز نبش برای درآوردن آن، تأمّل و اشکال است؛ به ویژه اگر اجحاف بر ورثه نباشد و اگر وصیت کرده باشد که دعای نوشته‌شده یا قرآن یا انگشتری را با او دفن کنند، درصورتیکه وصیتش بیشتر از یک سوم مال او نباشد، برای بیرون آوردن این‌ها پیش از پوسیدن کامل بدن نمیتوانند قبر را بشکافند.
3. میّت بیغسل یا بیکفن دفن شده باشد؛ یا بفهمند غسلش باطل بوده؛ یا به غیر دستور شرع کفن شده یا در قبر، او را رو به قبله نگذاشته‌اند. البته در صورتی که سبب هتک و بیاحترامی به میّت نشود. 4. برای ثابت شدن حقّی بخواهند بدن میّت را ببینند. 5. میّت را در جایی که بیاحترامی به اوست - مثل قبرستان کفّار یا جایی که کثافت و خاکروبه میریزند - دفن کرده باشند. 6. برای یک مطلب شرعی که اهمیّت آن از شکافتن قبر بیشتر است، قبر را بشکافند؛ مثل اینکه بخواهند کودک زنده را از شکم زن بارداری که دفنش کرده‌اند، بیرون آورند. 7. بترسند درنده‌ای بدن میّت را پاره کند؛ یا سیل او را ببرد؛ یا دشمن آن را بیرون آورد. 8. قسمتی از بدن میّت را که با او دفن نشده، بخواهند دفن کنند؛ ولی به احتیاط واجب، آن قسمت از بدن را به گونه‌ای در قبر بگذارند، که بدن میّت دیده نشود.

مسئله 678. هرگاه کسی وصیت کند بدن او را در جای معیّنی دفن کنند و به وصیت او عمل نشود و در جای دیگری دفن گردد، جایز نیست قبر او را نبش کنند و به جای مورد وصیّت انتقال دهند.

مسئله 679. تأخیر دفن میّت، در صورتی که سبب هتک و توهین او باشد، جایز نیست.