آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی

آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی

مرجع تقلید شیعه

شروط لباس نمازگزار

مسئله 842. شروط لباس نماز‌گزار: یکم: پاک بودن؛ دوم: مباح بودن؛ سوم: از اجزای مردار نبودن؛ چهارم: از اجزای حیوان حرام‌گوشت نبودن؛ پنجم و ششم: اگر نمازگزار مرد است، از ابریشم خالص و طلاباف نبودن.

شرط یکم: پاک بودن

مسئله 843. اگر کسی عمداً با بدن یا لباس نجس نماز را اقامه کند، نماز او باطل است، هرچند بر اثر تقصیر در یاد گرفتنِ حکم شرعی باشد و نداند که نماز با لباس یا بدن نجس، باطل است.

مسئله 844. اگر کسی بر اثر تقصیر در فراگیری حکم شرعی، نداند که مثلاً عرق مشرک و ملحد نجس است و با جامۀ آلوده به آن عرق، نماز به‌جا آورد، نماز او باطل است.

مسئله 845. اگر کسی میداند چه چیزی نجس است و میداند نماز در جامۀ نجس باطل است، ولی نمیداند لباس او نجس است و با آن نماز را اقامه کند و بعد از آن بفهمد که جامه او نجس بوده است، نماز او صحیح است، هرچند احتیاط مستحب، اعاده آن است.

مسئله 846. اگر کسی میداند نماز در جامه نجس باطل است و میدانست که لباس او نجس است و با اهمال و بیاعتنایی، نجس بودن آن را فراموش کند و نماز را در آن، اقامه کند و پس از نماز یادش بیاید که جامۀ او نجس بوده است، اعاده نماز در وقت و قضای آن در خارج وقت، لازم است.

مسئله 847. کسی که در وسعت وقت مشغول نماز است و در بین نماز، لباس یا بدن او نجس شود، یا بفهمد که جامه یا بدن او قبلاً نجس بوده است، یا شک در سابق بودن نجاست داشته باشد و هیچ ذکر و عملی از نماز را با آن وضع انجام نداده است، باید فوراً جامه را پاک یا عوض کند و بدن را نیز تطهیر نماید؛ بدون آ‌نکه حالت نمازگزاری او آسیب ببیند و اگر چنین کاری صورت نماز را از بین میبرد، باید به دستور گفته‌شده عمل نماید، هرچند نماز او باطل میشود تا با جامه و بدن پاک، نماز را اعاده کند.

مسئله 848. کسی که در تنگی وقت مشغول نماز است و در بین نماز، لباس یا بدن او نجس شود، یا بفهمد که پیش از آن نجس بوده است، یا شک در سابق بودن داشته باشد و هیچ ذکر یا عملی از نماز را با آن وضع انجام نداده است، در صورت امکانِ تطهیر لباس یا بدن یا عوض نمودن لباس، به طوری که نماز او آسیب نبیند، باید چنین کند و در صورت عدم امکانِ تطهیر یا تعویضِ بدون به هم خوردن نماز و ادراکِ یک رکعت از نماز در وقت، میتواند با همان لباس یا وضع بدن نماز را ادامه دهد، چنان‌که با نجس بودن لباس و ضرر نداشتن برهنه شدن میتواند بدون لباس، به دستور برهنگان، نماز را ادامه دهد.

مسئله 849. کسی که شک دارد بدن یا لباس یا محل سجده او متنجّس است و به مقدار لازم جستجو کرد و چیزی نیافت و با همان وضع نماز خواند و پس از نماز معلوم شد یکی از امور یادشده متنجّس بوده، نماز او صحیح است و اگر بدون جستجو، نماز را اقامه کرد و بعد از آن فهمید که هنگام نماز متنجّس بوده، به احتیاط واجب، در وقت، اعاده و پس از وقت، قضا کند.

مسئله 850. کسی که میدانست بدن یا لباس یا محلّ سجدۀ او متنجّس است و اکنون شک دارد که آن را پاک کرده است یا نه و با همان وضع نماز بگزارد و پس از نماز بفهمد که متنجّس بوده، نماز او باطل است.

مسئله 851. کسی که میدانست بدن یا لباس یا محلّ سجده و چیزی که پاک بودن آن شرط صحّت نماز است، متنجّس بوده و به طور متعارف، آن‌ها را شست و یقین یا اطمینان کامل حاصل نمود که پاک شده‌اند و بعد از نماز فهمید پاک نشده‌اند، نماز او صحیح است و اگر فرد آگاه و موثّق آن‌ها را شست و پاک شدن را اعلام نمود و پس از نماز معلوم شد که پاک نشده، نمازش درست است.

مسئله 852. اگر خونی در بدن یا لباس یا محلّ سجدۀ خود ببیند و یقین کند که از خون‌های نجس نیست، مثلاً خون پشه است و با همان وضع، نماز را اقامه کند و پس از نماز بفهمد از خون‌هایی است که نمیتوان با آن نماز را به‌جا آورد، نماز او صحیح است.

مسئله 853. هر گاه خونی را در لباس یا بدن یا محلّ سجده ببیند و بداند این خون نجس است، ولی نماز با آن درست است، مثلاً خون زخم، دُمَل یا کمتر از درهم است و با آن نماز را به‌جا آورد و پس از نماز بفهمد خونی بوده که نماز با آن باطل است، نماز او صحیح است.

مسئله 854. هرگاه متنجّس بودن چیزی را فراموش کرد و بدن یا لباس یا محلّ سجده او، با رطوبت به آن رسید و در حال فراموشی، نماز را به‌جا آورد و پس از آن یادش آمد، نماز او صحیح است؛ ولی اگر بدن او با رطوبت، به چیزی که نجس بودن آن را فراموش کرد برسد و بدون آنکه محل برخورد را بشوید و بدون آنکه محل برخورد با نجس، با غسل کردن در آب جاری مثلاً پاک شود و با همان وضع غسل کند یا وضو بگیرد و با همان حال، نماز اقامه کند، غسل و وضو و نمازش باطل است.

مسئله 855. کسی که یک لباس دارد و بدن و لباسش متنجّس شود و به اندازۀ آب کشیدن یکی از آن‌ها آب دارد، میتواند بدن را پاک کند و لباس را بیرون آورد و به دستور برهنگان نماز به‌جا آورد و اگر برهنه شدن، مایۀ عسر و حرج است، با همان لباس نماز را اقامه نماید و اگر نجاست لباس بیشتر بود، مثلاً لباس با ادرار و بدن با خون متنجّس شد، میتواند با شستن لباس، به نماز در آن، اکتفا کند.

مسئله 856. کسی که غیر از لباس متنجّس، لباس دیگری ندارد و بر اثر تنگی وقت، شستن آن ممکن نباشد و اطمینان دارد که به لباس پاک دسترسی ندارد، همچنین نتواند برهنه شود و به دستور برهنگان نماز را انجام دهد، باید در همان لباس متنجّس، نماز را اقامه نماید و نیازی به اعاده در وقت یا قضا در خارج آن نیست.

مسئله 857. کسی که دو لباس دارد و میداند یکی از آن‌ها متنجّس است و نداند کدام یک از آن‌ها پاک است و شستن ممکن نباشد، در وسعت وقت باید در هر کدام یک نماز بگزارد و در تنگی وقت، به دستور برهنگان نماز را اقامه نماید، هرچند میتواند به نماز در یکی از آن‌ها در وقت، اکتفا کند و به احتیاط مستحب، آن را در لباس دوم یا لباس دیگری که پاک است، قضا کند.

شرط دوم: مباح بودن

مسئله 858. لباس نمازگزار بنا بر احتیاط واجب باید مباح باشد و فرقی بین ساتر عورت و غیر ساتر و بین اجزای ریز و درشت - مانند نخ، دکمه و چیز دیگر - نیست.

مسئله 859. کسی که میداند پوشیدن لباس غصبی حرام است - هرچند نداند که نماز را فاسد میکند - و عمداً با جامۀ غصبی نماز بگزارد، به گونه‌ای که جزئی از نماز، مستلزم تصرّف در آن باشد، نماز او باطل است و در صورتِ جاهل بودن به غصب یا فراموشی آن، نماز صحیح است، هرچند فراموشکننده خود غاصب باشد. البته احتیاط مستحب، اعادۀ غاصبِ فراموشکننده است.

مسئله 860. اگر صاحب لباس غصبی، نماز در آن لباس را رضایت دهد، نماز در آن، حلال و صحیح است.

مسئله 861. کسی که غصبی بودن لباس را نمیدانست یا فراموش کرده بود و در بین نماز آگاه شد یا به یادش آمد، اگر چیز حلالی که ساتر عورت باشد دارد، باید جامه غصبی را درآورد و پیش از بیرون آوردن، هیچ عملی از اعمال واجب نماز را انجام ندهد و با ساتر حلال، نماز را ادامه دهد و اگر ساتر حلال ندارد، یا بیرون آوردن جامه غصبی سبب به هم خوردن وضع نماز میشود و به مقدار یک رکعت وقت باقی میماند، باید نماز را رها کند و جامه را عوض کند و با لباس حلال، نماز را اعاده کند، هرچند بیش از یک رکعت را در وقت، ادراک نکند و در صورتی که این مقدار وقت هم باقی نمانده باشد، در حال نماز، لباس را بیرون آورده و به دستور برهنگان، نماز را تمام میکند.

مسئله 862. هرگاه پوشیدن لباس غصبی در حال نماز حرام نباشد، مانند آنکه حفظ جان یا سلامت یا امر مهمّ مالی متوقف بر پوشیدن آن باشد، چون هیچ جزئی از اجزای نماز مستلزم تصرّف حرام نیست، نماز در این حال، صحیح است.

مسئله 863. لباس غصبی که نماز در آن باطل است، اعم از آن است که خودِ لباس، مال دیگری باشد یا متعلّق حقّ مستأجر یا مرتهن آن باشد، پس نماز در لباسی که در اجاره مستأجر یا رهن مرتهن است، بدون رضایت آن‌ها باطل است.

مسئله 864. غصبی بودن لباس، گاهی به سرقت آن است و گاهی با باطل بودن معامله؛ مانند آنکه خریدار یا مستأجر، لباسی را با عین پول حرام بخرد یا اجاره کند یا در حین معامله که آن را به ذمّه میخرد، یا قرض میگیرد، قصد پس ندادن آن یا نپرداختن بهای آن را داشته باشد یا قصد داشته باشد که بهای آن را از مال حرام بدهد یا اصلاً جز مال حرام، مال دیگری ندارد تا قصد مال حلال کند؛ در همه این موارد تا بهای آن را از مال حلال نپردازد، تصرف در آن حرام است؛ همچنین حرام بودن مال، گاهی به سرقت، رشوه، ربا و مانند آن است و زمانی به نپرداختن حقّ خمس یا زکات و ادا نکردن نذر مالی که عین آن صدقه قرار داده شده، نه آنکه تصدّق به آن نذر شده باشد.

مسئله 865. مال غصبی که محمول در حال نماز است، نه ساتر عورت و نه لباس دیگر نمازگزار است؛ مانند چیز غصبی که در جیب یا کیف همراه اوست و هیچ جزئی از اجزای نماز، موجب تصرّف در آن به تحریک، جابه‌جا نمودن و مانند آن نباشد، نماز او صحیح؛ وگرنه باطل است.

مسئله 866. نماز در لباسی که اجرت دوختن یا شستن و اطو کشیدن آن داده نشده، یا با پول حرام داده شده، در صورتی که عینی از مال دیگران - مانند نخ، دکمه، آستر و... - که خیاط آن‌ها را به عهده میگیرد در آن نباشد، اشکال ندارد؛ نیز در لباسی که با آب غصبی شسته شده و پس از خشک شدن، نماز خوانده شود، اشکال ندارد.

شرط سوم: از اجزای مردار نبودن

مسئله 867. لباس نمازگزار نباید از اجزای حیوان مردار شده‌ای باشد که اگر رگ آن بریده شود، خون از آن میجهد؛ خواه آن حیوان حلال‌گوشت باشد، مانند گوسفند یا حرام‌گوشت، مانند گربه. به احتیاط مستحب، از اجزای مرداری که دارای خون جهنده نیست، در نماز اجتناب شود.

مسئله 868. چیزی از اجزای مردار که در زمان حیات حیوان، روح داشته است؛ مانند گوشت، پوست و... به احتیاط واجب، نباید همراه نمازگزار باشد، هر چند لباس او شمرده نشود.

مسئله 869. مقصود از مردار، چیزی است که ذبح شرعی نشده باشد؛ خواه خودش مرده باشد یا او را کشته باشند یا به وجه غیر شرعی ذبح شده باشد.

مسئله 870. اگر لباس نمازگزار یا همراه او، چیزی از مردار حلال‌گوشت باشد که روح ندارد، مانند مو، پشم، کرک، پر، استخوان، شاخ، دندان و... نماز او صحیح است.

شرط چهارم: از اجزای حیوان حرام گوشت نبودن

مسئله 871. لباس نمازگزار باید از اجزای حیوان حرام‌گوشت نباشد؛ خواه دارای خون جهنده باشد یا نه و خواه آن جزء دارای روح باشد، مانند گوشت و پوست یا نباشد، مانند پشم، مو، کرک، استخوان و... و خواه در صورت تذکیه‌پذیری ذبح شده باشد یا نه و خواه به صورت لباس نمازگزار باشد یا همراه او؛ خواه زیاد باشد یا اندک مانند یک مو.

مسئله 872. اگر آب دهان، آب بینی، عرق، اشک و رطوبت دیگری از حیوان حرام‌گوشت، مانند گربه، بر بدن یا لباس نمازگزار باشد، در حالت تَر بودن، نمیتوان با آن نماز را اقامه کرد و در حالت خشک شدن و برطرف شدن عین آن، نماز صحیح است.

مسئله 873. گرچه انسان حرام گوشت است؛ ولی اگر مو، عرق، آب دهان و اشک کسی که پاک است، بر بدن یا لباس نمازگزار باشد، اشکال ندارد. همچنین موم و عسل در بدن یا لباس نمازگزار باشد، مانع صحّت آن نیستند.

مسئله 874. اگر کسی نداند لباس معیّنی از حیوان است یا غیر حیوان، اقامه نماز با آن مانعی ندارد؛ نیز اگر بداند از حیوان است و نداند از حرام گوشت است یا حلال‌گوشت، اشکالی ندارد؛ چه در کشور اسلامی درست شده باشد یا در کشور غیر اسلامی.

مسئله 875. اگر کسی نداند فلان جزء لباس؛ مانند تکمه صدفی، از حیوان است یا نه و نداند از حیوان حرام‌گوشت است یا نه، اقامه نماز با آن مانعی ندارد؛ ولی با احراز آنکه مثلاً صدف از حیوان حرام‌گوشت است، نمیتوان در آن نماز را اقامه کرد.

مسئله 876. از اجزای حیوان حرام‌گوشت، خز خالص که با موی حیوان حرام‌گوشت دیگر مخلوط نشده باشد، نیز پوست سنجاب استثنا شده‌اند؛ یعنی نماز در آن‌ها صحیح است، هرچند احتیاط مستحب، در ترک پوست سنجاب است.

مسئله 877. اگر کسی نداند که لباس او از حیوان حرام‌گوشت است یا میدانسته و اکنون فراموش کرده و در آن نماز خوانده است، نماز او صحیح است، هرچند احتیاط مستحب، اعاده نماز در صورت فراموشی است.

شرط پنجم: طلابافت نبودن

مسئله 878. پوشیدن لباس طلابافت برای مرد حرام و نماز او در آن باطل است؛ ولی برای خانم در نماز و غیر نماز اشکال ندارد. البته حکم اسراف یا لباس شهرت، جداست.

مسئله 879. لباسی که مخلوط به طلاست، در صورت صدق لباس طلا، حکم لباس خالص طلا را دارد و فرقی بین ساتر عورت و غیر آن نیست.

مسئله 880. زینت کردن به طلا در بدن یا لباس، به گونه‌ای که پوشیدن طلا صدق کند؛ مانند آویختن زنجیر طلا به سینه و به دست کردن انگشتر طلا و بستن ساعت مچی طلا به دست، برای مرد حرام و نماز وی در آن باطل است؛ ولی زینت کردن به طلا برای خانم جایز و نمازش در آن صحیح است.

مسئله 881. اگر مردی نداند یا فراموش کند که لباس یا انگشتر او از طلاست، گناه نکرده و نماز او در آن باطل نیست، هرچند احتیاط مستحب در حال فراموشی، اعاده نماز است.

مسئله 882. پوشیدن لباس یا فلزی که طلا بودن آن مشکوک است، جایز است و نماز در آن، باطل نیست.

مسئله 883. در حرام بودن پوشیدن لباس طلا، فرقی بین لباس رو و لباس زیر و بین آستر و ابره نیست.

مسئله 884. حمل طلا، اعم از مسکوک و غیر آن، در نماز و غیر نماز، جایز است، چنان‌که نماز با آن، صحیح است.

شرط ششم: ابریشم خالص نبودن

مسئله 885. پوشیدن لباس ابریشم خالص برای مرد در غیر نماز حرام و در نمـاز - گذشته از حـرام بودنش - موجب بطلان آن است و به احتیاط واجب، چیزهایی که با آن‌ها به تنهایی نتوان نماز را اقامه کرد؛ مانند عرقچین و کمربند و جوراب، باید از حریر محض نباشد.

مسئله 886. پوشیدن لباس ابریشم خالص برای خانم جایز و نماز با آن، صحیح است.

مسئله 887. لباسی که معلوم نیست از ابریشم خالص باشد؛ یا از چیز دیگری باشد که پوشیدن آن جایز است، پوشیدنش در غیر نماز حرام نیست و در حال نماز، بیاشکال است.

مسئله 888. پوشیدن لباس غصبی برای زن و مرد و ابریشمی خالص و طلابافت برای خصوص مرد، در حال ناچاری، منعی ندارد و شخص ناچار، اگر تا پایان وقت، لباس دیگر فراهم نمیکند، میتواند در لباس‌های یادشده نماز را اقامه کند.

مسئله 889. اگر زن و مرد نمازگزار، غیر از لباس غصبی، لباس تهیه شده از مردار و حیوان حرام‌گوشت و لباس نجس، لباس دیگری نداشته باشند، باید به دستور برهنگان، نماز را اقامه کنند و مرد نمازگزار، اگر غیر از لباس طلابافت و ابریشم خالص، لباس دیگری نداشته باشد و به پوشیدن آن‌ها ناچار نباشد، باید آن‌ها را از بدن بیرون آورد و به دستور برهنگان، نماز را اقامه نماید.

مسئله 890. فراهم کردن ساتر عورت، برای نماز واجب است، هرچند به صورت خریدن یا اجاره‌کردن یا عاریه خواستن یا قبول کردن بخشش باشد. البته بهای خریداری یا اجاره‌کردن‌، نباید برای نمازگزار عرفاً توانفرسا و غیر قابل تحمل باشد و در حالت عاریه خواستن یا بخشش را قبول کردن، ذلت و خواری احساس نشود؛ وگرنه در همه حالت‌های یادشده، به دستور برهنگان، نماز را به‌پا میدارد.

مسئله 891. بنا بر احتیاط واجب، باید از پوشیدن لباسی که مایۀ شهرت و خودنماییِ وهن‌آور است، خودداری نمود. در این جهت، فرقی بین پارچه، رنگ، دوخت و... نیست. البته نماز خواندن با آن اشکال ندارد. اگر لباس معیّنی از شهرت خارج شد، به گونه‌ای که موجب هتک نیست، پوشیدن آن مانعی ندارد.

مسئله 892. بنابر احتیاط واجب، مرد لباس زنانه را جامه رسمی خود قرار ندهد و زن نیز لباس مردانه را جامه رسمی خود قرار ندهد، هرچند میتوان نماز را در آن اقامه کرد. هرگاه لباس معیّنی از اختصاص به یک صنف خارج شده و به صورت مشترک در آمد، پوشیدن آن برای هر دو صنف، جایز است.

مسئله 893. کسی که باید در بستر بر پشت یا پهلو قرار بگیرد و در همان حال نماز را به‌پا بدارد، اگر جامه او دارای شروط صحت نماز باشد، لازم نیست لحاف، پتو و مانند آن، شرایط لباس نمازگزار را داشته باشند و اگر برهنه است، به احتیاط واجب برای مرد ابریشم خالص و برای زن و مرد چیز نجس، مردار، اجزای حیوان حرام‌گوشت را پوشش قرار ندهد.

موارد عدم لزوم طهارت در لباس یا بدن نمازگزار

مسئله 894. در سه صورت با لباس یا بدن متنجّس میتوان نماز را اقامه کرد: اول آنکه به واسطه زخم یا جراحت یا دُمَل که در بدن اوست، بدن یا لباس، خون‌آلود شوند؛ دوم آنکه در بدن یا لباس او به مقدار کمتر از درهم؛ تقریباً به اندازه بند سرانگشت سبابه (شهادت) خون انسان یا حیوان حلال‌گوشت باشد؛ سوم آنکه ناچار باشد در بدن یا لباس متنجّس نماز را اقامه کند. در دو صورت فقط با لباس متنجّس میتوان نماز را به پا داشت: یکم آنکه لباس‌های کوچک، مانند جوراب، عرقچین او، متنجّس باشد؛ دوم: لباس زنی که پرستار کودک است، متنجّس شده باشد. احکام این صورت‌ها بیان خواهد شد. حمل شیء متنجّس در نماز، ارتباطی به بدن یا لباس نمازگزار ندارد.

مسئله 895. اگر در بدن یا لباس نمازگزار خونِ زخم یا جراحت یا دُمل و نیز اگر چرک‌آلوده به خون بیرون آید و شستن یا عوض نمودن لباس دشوار باشد، نماز با آن بدن یا لباس اشکال ندارد.

مسئله 896. اگر خون بریدگی عضو یا زخم که به زودی برطرف میشود و شستن آن دشوار نیست و بیش از اندازه درهم بوده و در بدن یا لباس باشد، نماز با آن عمداً باطل است.

مسئله 897. عفو از خون زخم و جراحت مخصوص جای زخم و جراحت است، بنابراین اگر جایی از بدن یا لباس که با زخم فاصله دارد، به رطوبتِ آلودۀ زخم نجس شود، نماز عمدی با آن، باطل است؛ ولی اگر مقداری از بدن یا لباس که نزد یک محلّ زخم‌اند، به رطوبت آن آلوده شوند، نماز با آن اشکال ندارد.

مسئله 898. اگر از زخمی که در درون دهن، بینی، گوش و مانند این‌هاست، خون زایدی که متعارف نیست، بیرون آید و بیش از اندازه درهم باشد و به بدن یا لباس برسد، بنا بر احتیاط واجب نباید با آن نماز را اقامه کرد؛ ولی نماز خواندن با خون بواسیر، هرچند دانه‌های زخم در درون باشد، اشکال ندارد. لازم است توجه شود که خون دماغ بر اثر حرارت و مانند آن، خون زخم محسوب نمیشود.

مسئله 899. کسی که بدنش زخم است اگر در بدن یا لباس خود، خونی بیش از درهم ببیند و احتمال قابل اعتنا دهد که از همان زخم است، اقامه نماز با آن، اشکال ندارد.

مسئله 900. زخم‌های متعدد در بدن، گاهی به هم نزدیک‌اند که به همۀ آن‌ها یک زخم گفته میشود، در این صورت، تا همگی درمان نشدند، نمازگزاردن با خون آن‌ها در بدن یا لباس بیاشکال است و زمانی از هم دورند که هرکدام زخم جدا شمرده میشود؛ در این فرض خون هرکدام بعد از درمان، اگر بیش از درهم باشد، مانع صحت نماز است.

مسئله 901. اگر ذرّه‌ای خون حیض، نفاس، استحاضه، همچنین خون حیوان نجس و انسان ملحد یا مشرک و حیوانی که به ذبح شرعی کشته نشده و به حکم مردار است، در لباس یا بدن کسی باشد، نماز با آن، باطل است.

مسئله 902. خون‌هایی که مورد عفوند، اگر پراکنده باشند و جمع آن‌ها کمتر از درهم باشد، مانع صحت نماز نیستند و اگر به اندازه درهم یا بیشتر بودند، مانع صحت نمازند. خونی که به لباس نازک ریخت و به طرف دیگر آن ظاهر شد، یک خون به حساب میآید و اگر ظاهر شدن آن به طرف دیگر بر اثر غلیظ بودن خون است، نه نازک بودن پارچه، دو خون محسوب میشوند و جمع آن‌ها اگر کمتر از درهم نباشد، مانع صحت نماز است.

مسئله 903. اگر خون روی ابره لباس بریزد و به آستر آن برسد یا به آستر آن ریخته شود و به ابره آن برسد، دو خون محسوب میشوند و باید روی هم حساب شوند که اگر مجموع آن‌ها کمتر از درهم بود، نماز با آن صحیح است؛ وگرنه باطل است.

مسئله 904. اگر خون بدن یا لباس، کمتر از درهم بود و رطوبتی به آن رسید و در آن محو شد، نماز با آن، صحیح است و اگر رطوبت رسیده با خون به اندازه درهم یا بیشتر شوند، به طوری که اطراف خون آلوده شده باشد، نماز با آن، باطل است.

مسئله 905. اگر خونی که در بدن یا لباس است، کمتر از درهم باشد و نجاست دیگری مانند قطره‌ای ادرار روی آن بریزد و به بدن یا لباس برسد، نماز در آن باطل است، هرچند به همان قسمت برسد و به جای دیگر بدن یا لباس نرسد.

مسئله 906. اگر لباس‌های کوچک؛ مانند عرقچین و جوراب و دستکش که نتوان با آن‌ها عورت را پوشانید، نجس شوند، در صورتی که از مردار و حیوان حرام‌گوشت درست نشده باشند، نماز با آن‌ها باطل نیست؛ نیز اگر با انگشتر یا عینک یا سمعکِ نجس‌شده نماز اقامه کند، اشکال ندارد.

مسئله 907. حمل چیز متنجّس که با آن عورت پوشانده میشود، اگر از مردار یا حیوان حرام‌گوشت نباشد و فقط همراه نمازگزار باشد - نه لباس او - نماز را باطل نمیکند، چنان‌که حمل دستمال، کلید، چاقو و قلمِ نجس‌شده در نماز، مانعی ندارد.

مسئله 908. خانمی که پرستار کودک است و بیش از یک لباس ندارد و اگر هم بیش از آن داشته باشد، ناچار است همه را بپوشد و لباس او به ادرار کودک نجس میشود، شبانه‌روز یک بار آن را بشوید، کافی است، هرچند نمازهای بعدی را با لباسِ نجس‌شده اقامه میکند. مناسب است که لباس را نزد یک غروب بشوید تا با آن، نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را انجام دهد.

امور ثواب دار در لباس نمازگزار

مسئله 909. مستحب است در لباس نمازگزار چند چیز رعایت شود: پوشیدن عمامه با حنک، عبا به ویژه برای امام جماعت، جامه سفید، پاکیزه‌ترین لباس، استعمال چیزی که بوی خوش دارد و انگشتری عقیق. البته رعایت امور یادشده، به امید ثواب است.

امور کم کنندۀ ثواب در لباس نمازگزار

مسئله 910. چند چیز در لباس نمازگزار مکروه است: پوشیدن عمامه بدون حنک، لباس سیاه به استثنای عمامه و عبا، جامه چرکین، لباس تنگ، لباس میگسار، لباس کسی که از نجاست اجتناب نمیکند، لباسی که صاحب آن متّهم به غصب است، جامه‌ای که صورتی در آن نقش شده است، انگشتری که بر روی آن صورتی رسم شده است. البته ترک امور یادشده، به امید ثواب، مناسب است.