آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی
مرجع تقلید شیعه
احکام وقت نماز
مسئله 783. نمازِ قبل از وقت، باطل است، هرچند مقداری از آن، در وقت واقع شده باشد، بنابراین تا وقت نماز فرا نرسد، نمیتوان نماز را شروع کرد. آگاهی از دخول وقت یا با یقین خود نمازگزار [است] یا با اطمینان او از هر راهی که حاصل بشود؛ مانند [اطمینانی که از] ساعت دقیق [به دست میآید]؛ یا به شهادت دو مرد عادل [است]، هرچند به آن مطمئن نشود. منجّم ماهر و آشنا به فقه میتواند به طمأنینۀ خود عمل کند، چنانکه اعتماد به اذان شخصِ وقتشناسِ موثّق، جایز است.
مسئله 784. کسی که بر اثر مانع شخصی؛ مانند نابینایی، کار در تونلهای زیرزمین، زندانی بودن، یا مانع عمومی؛ نظیر ابری بودن فضا یا کسوف آفتاب، نتواند اول وقت را تشخیص دهد، میتواند به گمان قوی خود که نزد یک طمأنینه است، نماز را شروع کند، هرچند احتیاط مستحبْ در تأخیر آن تا زمانِ یقین یا اطمینان است.
مسئله 785. اگر کسی بر اثر یقین، طمأنینه، گزارش دو مرد عادل یا گمان قوی برای معذور، شروع به نماز کرد و در بین نماز بفهمد که هنوز وقت داخل نشده، یا بعد از نماز بفهمد که تمام نماز او پیش از وقت انجام شده، نماز او باطل است؛ ولی چنانچه در بین نماز یا پس از آن بفهمد که در بین نماز (قبل از تمام شدن آن، هرچند هنگام سلام باشد) وقت داخل شده، نماز او صحیح است.
مسئله 786. اگر کسی در لزوم رعایت وقت، غفلت داشته باشد و نداند که باید آن را احراز کند، یا آن را فراموش کرده باشد و با قصد نماز و قربت وارد آن شود و پس از نماز بفهمد که تمامِ آن قبل از وقت واقع شد، نماز او باطل و نیز اگر بفهمد مقداری از نماز او پیش از وقت واقع شد و یا شک کند که در وقت واقع شد یا پیش از آن، نماز او باطل است؛ ولی اگر بعد از نماز بفهمد که تمام نماز او در وقت واقع شد، نماز او صحیح است.
مسئله 787. اگر کسی یقین یا اطمینان داشته باشد که وقت نماز فرا رسیده و مشغول نماز شود و در بین نماز شک کند که وقت داخل شده یا نه، نماز او باطل است؛ ولی اگر در بین نماز یقین یا اطمینان حاصل شود که وقت داخل شده و شک کند آن مقداری از نماز را که خوانده است، در وقت بوده یا پیش از آن، نماز او صحیح است؛ ولی اگر در بین نماز اطمینان حاصل شود که پیش از تمام شدن نماز، وقت داخل میشود، نماز او باطل است.
مسئله 788. اگر وقت نماز به اندازهای تنگ است که با انجام دادن بعضی از ذکرها یا کارهای مستحب، بعضی از امور واجب پس از وقت واقع میشود، باید آن امور مستحب را انجام ندهد و اگر تنگی وقت بر اثر تأخیرِ عمدی نبوده و با خواندن بعضی از ذکرهای مستحب، مانند ذکر قنوت یا اذان، برخی از امور واجب در خارج از وقت واقع میشوند، در صورتی که یک رکعت آن در وقت واقع شود، میتواند آن ذکر یا کار مستحب را انجام دهد و نماز او صحیح است.
مسئله 789. تأخیر عمدی نماز، بهگونهای که فقط یک رکعت آن در وقت انجام گیرد، حرام است و نمیتواند نیّت ادا بکند و چنانچه بر اثر ضرورتی مانند سهو و اشتباه، فقط یک رکعت آن در وقت و بقیۀ آن در خارج وقت واقع میشود، نماز او صحیح و اداست و باید آن را به همین وضع اقامه کند.
مسئله 790. کسی که مسافر نیست و تا مغرب به اندازۀ پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر، هر دو را با همان ترتیب بهجا آورد و اگر کمتر فرصت دارد، باید فقط نماز عصر را به قصد ادا اقامه کند و نماز ظهر را بعداً قضا کند و اگر تا نصف شب، به اندازۀ پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز مغرب و عشاء را با همان ترتیب بهجا آورد و اگر کمتر وقت دارد، باید فقط عشاء را به قصد ادا اقامه کند و پس از آن، نماز مغرب را تا اول صبح صادق، بدون نیّت ادا و قضا بهجا آورد و اگر تا آن وقت انجام ندهد، نماز مغرب او قضاست.
مسئله 791. کسی که مسافر است و تا مغرب به اندازۀ خواندن سه رکعت نماز وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر را با همان ترتیب بهجا آورد و اگر کمتر از سه رکعت فرصت دارد، باید فقط نماز عصر را به قصد ادا اقامه کند و نماز ظهر را بعداً قضا کند و چنانچه تا نصف شب به اندازه خواندن چهار رکعت نماز وقت دارد، باید نماز مغرب و عشاء را به همان ترتیب اقامه کند و اگر کمتر از آن وقت دارد، باید فقط نماز عشاء را بهجا آورد و پس از آن، نماز مغرب را بدون نیّت ادا و قضا انجام دهد و چنانچه پس از گزاردن نماز عشاء معلوم شود که به مقدار یک رکعت یا بیشتر، وقت به نصف شب مانده است، باید فوراً نماز مغرب را که اَداست اقامه کند و اگر نماز مغرب را تا اول صبح بهجا نیاورد، نماز مغرب او قضاست.
مسئله 792. مستحب است نماز در اول وقت آن، به جا آورده شود و هر چه به اول وقت نزدیکتر باشد، اقامۀ نماز در آن، ثواب بیشتر دارد؛ یعنی نماز در وقت فضیلت آن، بهترین مصداق نماز واجب است، مگر آنکه مقدار کمی صبر شود تا به جماعت یا چیز دیگری که استحباب شرعی دارد، اقامه شود.
مسئله 793. کسی که عذری دارد و نمیتواند در اول وقت، نماز را با همه شرایط صحت آن انجام دهد؛ مثلاً با وضو یا با لباس پاک آن را اقامه کند، در صورت اطمینان به ماندن عذر تا پایان وقت، میتواند با تیمّم یا لباس ناپاک در اول وقت، نماز را به پا دارد و در صورت اطمینان به از بین رفتن عذر، باید صبر کند تا با وضو و با طهارت لباس، نماز را اقامه نماید و اگر احتمال دهد که عذر او تا پایان وقت برطرف میشود، به احتیاط واجب صبر کند. در تمام امور یادشده، فرقی بین تیمّم و عذر دیگر نیست و چنانچه با احتمال ماندن عذر توانست قصد نماز و نیّت تقرّب نماید و نماز را با همان عذر - مثلاً با تیمّم - بهجا آورد و عذر او تا پایان وقت باقی ماند، نماز او صحیح است و اعاده ندارد.
مسئله 794. کسی که مسائل اصلی نماز را میداند و احکام شک و سهو و مانند آن را نمیداند و میتواند بدون آنها نماز را به طور صحیح اقامه کند، نماز او در اول وقت، درست است و اگر اطمینان دارد بدون آگاهی از احکام آنها نمیتواند نماز را به طور صحیح انجام دهد، باید صبر کند تا پس از یادگیری آنها نماز را به پا دارد و چنانچه احتمال دهد اموری که احکام آنها را نمیداند پیش نمیآید، میتواند به عنوان «رجاء» نماز را اول وقت شروع کند و اگر مطلبی پیش آمد که حکم آن را نمیداند، میتواند به یکی از دو طرفِ احتمال عمل کند و پس از بهجا آوردن نماز، حتماً حکم آن را فرا گیرد و اگر برابر آن حکم، نماز را نگزارده بود، باید آن را دوباره بهجا آورد.
مسئله 795. هر گاه واجب فوری در بین باشد؛ مانند نجات کسی که در معرض خطر است و پاک کردن مسجدی که متنجّس شد و ادای دَیْن طلبکاری که مهلت نمیدهد و در تمام این موارد، وقت نماز وسیع است، باید آنها را قبل از نماز انجام دهد و بعد نماز بگزارد و اگر نماز را بر آنها مقدّم داشت، گناه کرده؛ ولی نماز او صحیح است. چنانچه وقت نماز تنگ باشد، اول، نماز را به پا دارد، سپس آن واجبها را انجام دهد.
