آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی
مرجع تقلید شیعه
نصاب زکات گندم و جو و خرما و کشمش
مسئله 2082. زکات گندم، جو، خرما و کشمش وقتی واجب میشود که به اندازه نصاب برسند و نصاب تقریبی آنها 288 مَنِ تبریز است که معادل تقریبی آن 847 کیلوگرم میشود و این موافق با احتیاط است.
مسئله 2083. اگر مالک پس از واجب شدن زکات کشمش، خرما، گندم و جو - که زمان وجوب آنها بیان شده - و پیش از پرداختن آن، مقداری از اینها را هزینه کند، یا به فقیر بدون قصد زکات بپردازد، باید زکات مقدار مصرفشده را بپردازد.
مسئله 2084. اگر پس از آنکه زکات گندم، جو، خرما و انگور واجب شد، مالک آن بمیرد، باید مقدار زکات را از مال او بپردازند؛ ولی چنانچه پیش از واجب شدن زکات بمیرد، هر یک از ورثه که سهم او به اندازۀ نصاب است، باید زکات سهم خود را بپردازد.
مسئله 2085. کسی که از طرف حاکم شرع مأمور گردآوری زکات است، هنگام برداشت محصول - که گندم و جو را از کاه جدا میکنند - و پس از خشک شدن خرما و انگور میتواند زکات را مطالبه کند و اگر مالک نپردازد و چیزی که زکات آن واجب شده، از بین برود، باید معادل زکات آن را بپردازد.
مسئله 2086. اگر پس از مالک شدن درخت خرما و انگور یا زراعت گندم و جو، زکات آنها واجب شود، باید زکات آن را بپردازد.
مسئله 2087. اگر پس از آنکه زکات گندم، جو، خرما و انگور واجب شد، زراعت یا درخت را بفروشد، باید زکات آنها را بپردازد و چنانچه آنها را بخرد، زکات بر عهدۀ فروشنده است.
مسئله 2088. اگر انسان گندم، جو، خرما یا انگور را بخرد و بداند که فروشنده زکات آن را پرداخته است، یا شک کند که پرداخته یا نه، زکات بر او واجب نیست؛ چنانچه بداند که زکات آن را نپرداخته و دادوستد به مقدار آن فضولی است، درصورتیکه حاکم شرع نسبت به خریدِ اندازه زکات اجازه ندهد، معامله به مقدار زکات باطل است و حاکم شرع میتواند مقدار زکات را، از خریدار بگیرد و اگر معاملۀ مقدار زکات را اجازه دهد، معامله صحیح است و خریدار باید قیمت آن مقدار را به حاکم شرع بپردازد و درصورتیکه قیمت آن مقدار را به فروشنده پرداخته باشد، میتواند از او پس بگیرد.
مسئله 2089. اگر وزن گندم، جو، خرما و کشمش هنگامی که تر است، به مقدار نصاب (288 من تقریبی) برسد و پس از خشک شدنْ کمتر از این مقدار شود، زکات آن واجب نیست.
مسئله 2090. اگر گندم، جو و خرما را پیش از خشک شدن مصرف کند، هرچند خشکشده آنها به اندازۀ نصاب باشد، زکات آنان واجب نیست؛ ولی به احتیاط مستحبْ زکات آنها را بپردازد.
مسئله 2091. خرمایی که تازۀ آن را میخورند و اگر بماند بسیار کم میشود، چنانچه مقداری باشد که خشکشده آن به مقدار نصاب باشد، زکات آن واجب است.
مسئله 2092. گندم، جو، خرما و کشمشی که زکات آنها را پرداخته است، اگر چند سال هم نزد او بمانند، دوباره زکات ندارند.
مسئله 2093. اگر گندم، جو، خرما و انگور از آب باران، قنات، نهر، سدّ مشروب شود یا از رطوبت زمین استفاده کند، مقدار زکات آن یک دهم (10 درصد) است و اگر از آب چاه عمیق، نیمه عمیق، کم عمق یا رودخانه با ابزاری مانند پمپ آب، موتور آب، دلو و نظیر آن، آبیاری شود، زکات آن یک بیستم (5 درصد) است. زکات آبیاری با ابزار قطرهای یا باران مصنوعی نیز یک بیستم است.
مسئله 2094. اگر گندم، جو، خرما و انگور، هم از آب باران و مانند آن مشروب شود، هم از آب رودخانه بهوسیله دلو و مانند آن آبیاری شود، چنانچه به گونهای باشد که در عرف بگویند قسمت مهمّ آبیاری آن با دلو و مانند آن است، زکات آن یک بیستم است و اگر در عرف بگویند قسمت مهمّ آبیاری آن با آب باران و مانند آن است، زکات آن یک دهم است.
مسئله 2095. اگر زراعتی با آب باران و با ابزاری مانند موتورآب و پمپ آبیاری شود، هرگاه یکی از آنها به قدری کم باشد که به حساب نیاید، باید به معیار آنچه در غالب، آبیاری شده زکات بپردازد؛ ولی اگر از هر دو به مقدار درخور توجهی آبیاری شده باشد - مثلاً نیمی با آب باران و نیمی با ماشین آلات آبیاری شود - باید زکات نیمی از آن را یک دهم و زکات نیم دیگر را یک بیستم بپردازد.
مسئله 2096. اگر شک کند که آبیاری زراعت با آب باران شده یا با ابزاری نظیر دلو، پمپ آب یا ماشین آلات دیگر، یک بیستم بر او واجب میشود.
مسئله 2097. اگر گندم، جو، خرما و انگور با آب باران یا نهر آبیاری شود و نیازی به آبیاری با ابزاری مانند پمپ آب، دلو و... نباشد، ولی با این ابزار هم آبیاری شود و این آبیاری به افزوده شدن محصول کمک نکند، زکات آن یک دهم (ده درصد) است. چنانچه با ابزاری همچون پمپ آب، دلو و... آبیاری شود و به آب نهر و باران نیازی نباشد؛ ولی با آب نهر و باران هم آبیاری شود و آنها به افزایش محصول کمک نکنند، زکات آن، یک بیستم (پنج درصد) است.
مسئله 2098. اگر زراعتی را با دلو، پمپ، یا ماشین آلات آبیاری کنند و در زمینی که کنارش است زراعتی کنند که از رطوبت آن زمین اول استفاده کند و نیاز به آبیاری نباشد، زکات زراعتی که با دلو پمپ، یا ماشین آلات آبیاری شده، یک بیستم (پنج درصد) و زکات زراعتی که در کنارش است، یک دهم (ده درصد) است.
مسئله 2099. هزینهای که کشاورز برای زراعت گندم و جو و برای باغ خرما و انگور کرده است، حتی مقداری از قیمت ابزار و لباس را که به سبب کشاورزی کم شده، میتواند از محصول بهدستآمده کسر کند و چنانچه پس از کم کردن، هزینهها به مقدار نصاب زکات (288 من تقریبی) برسد، باید زکات ماندۀ آن را بپردازد.
مسئله 2100. زارع میتواند قیمت بذر زراعت در زمان پاشیدن در مزرعه را جزء هزینه حساب کند و از محصولی که برداشت کرده است، کسر کنند.
مسئله 2101. اگر زمین و ابزار زراعت یا یکی از این دو، ملک خود او باشد، نباید اجرت یا کرایۀ آنها را جزء هزینه حساب کند؛ نیز برای کارهایی که خودش کرده یا دیگری بیاجرت انجام داده است، چیزی از محصول کسر نمیشود.
مسئله 2102. زکاتِ عوارض و مالیاتی که از عین مال زکاتدار پرداخت میشود، واجب نیست؛ برای مثال، اگر محصول زراعت 850 کیلوگرم باشد و 50 کیلوگرم آن به عنوان مالیات پرداخت شود، فقط زکات 800 کیلوگرم واجب میشود.
مسئله 2103. هرگاه درخت انگور یا خرما را بخرد، قیمت آن جزء مخارج نیست؛ ولی اگر خرما یا انگور را پیش از چیدن بخرد، پولی را که برای آن داده، جزء مخارج شمرده میشود.
مسئله 2104. اگر زمینی را بخرد و در آن گندم یا جو بکارد، پولی که برای خرید زمین پرداخته، جزء هزینه حساب نمیشود؛ ولی چنانچه زراعت را بخرد، پولی را که برای خرید آن پرداخته، میتواند جزء هزینه حساب، و از محصول کم کند؛ امّا باید قیمت کاهی را که از آن به دست میآید، از پولی که برای خرید زراعت داده، کسر کند؛ برای نمونه، اگر زراعتی را پانصد تومان بخرد و قیمت کاه آن یکصد تومان باشد، فقط چهارصد تومان آن را میتواند جزء هزینه حساب کند.
مسئله 2105. کسی که بدون ابزار و وسایل کشاورزی میتواند به آسانی زراعت کند، اگر اینها را بخرد، بنا بر احتیاط واجب، نباید پولی را که برای خرید اینها داده و بعدها نیز از او بهره میبرد، جزء مخارج حساب کند.
مسئله 2106. کسی که بدون ابزار و و وسایل کشاورزی نمیتواند زراعت کند، اگر آنها را بخرد و بهواسطۀ زراعت، به کلّی از بین بروند، میتواند تمام قیمت آنها را جزء مخارج حساب کند و اگر مقداری از قیمت آنها کم شود، میتواند آن مقدار را جزء هزینه حساب کند؛ ولی چنانچه پس از زراعت، چیزی از قیمتشان کم نشود، بنا بر احتیاط لازم، نباید چیزی از قیمت آنها را جزء هزینه حساب کند.
مسئله 2107. اگر در یک زمین، جو یا گندم و چیزی مانند برنج و لوبیا - که زکات آن واجب نیست - بکارد، هزینههایی که برای هرکدام از آنها انجام داده، فقط برای همان شیء حساب میشود؛ ولی چنانچه برای هر دو هزینهای کرده، باید به نسبت هر دو قسمت کند؛ برای مثال، اگر هزینۀ هر دو به یک اندازه بوده، میتواند نصف هزینه را از جنسی که زکات دارد، کسر کند.
مسئله 2108. اگر برای سال نخست، عملی مانند شخم زدن یا تسطیح کردن زمین انجام دهد، هرچند برای سالهای بعدی هم فایده داشته باشد، باید هزینۀ آن را از سال اوّل کسر کند؛ ولی چنانچه برای چند سال عمل کند، باید بین آنها قسمت کند.
مسئله 2109. اگر کسی در چند شهر که فصل رسیدن محصولات آنها با یکدیگر اختلاف دارد و زراعت و میوۀ آنها در یک وقت به دست نمیآید، گندم، جو، خرما یا انگور داشته باشد و همۀ آنها محصول یک سال حساب شود، چنانچه چیزی که نخست میرسد به اندازۀ نصاب (288 من تقریبی) باشد، باید زکات آن را وقتی که میرسد، بپردازد و زکات بقیّه را هرگاه به دست میآید، ادا کند و اگر آنچه اوّل میرسد به اندازۀ نصاب نباشد، صبر میکند تا بقیۀ آن برسد و زکات آنها هماکنون واجب نیست، هرچند علم یا اطمینان داشته باشد که مجموع آنچه رسیده و آنچه در آینده میرسد، به اندازۀ نصاب است، پس اگر روی هم به مقدار نصاب باشد، زکات آن واجب است و اگر به اندازه نصاب نباشد، زکات آن واجب نیست.
مسئله 2110. اگر درخت خرما یا انگور در یک سال دو بار میوه دهد، چنانچه روی هم به اندازۀ نصاب باشد، بنا بر احتیاط، زکات آن واجب است.
مسئله 2111. اگر مقداری خرمای تازه یا انگور تازه دارد که خشکشدۀ آن به اندازۀ نصاب میشود، چنانچه به قصد زکات از تازۀ آن به قدری به مصرف زکات برساند که اگر خرما خشک شود یا انگور کشمش گردد، به اندازۀ زکاتی باشد که بر او واجب است، اشکال ندارد؛ همچنین است اگر قیمت آن را حساب کند.
مسئله 2112. اگر زکات خرمای خشک یا کشمش بر او واجب باشد، نمیتواند زکات آن را از خرمای تازه یا انگور بپردازد؛ همچنین اگر زکات خرمای تازه یا انگور بر او واجب باشد، نمیتواند زکات آن را خرمای خشک یا کشمش بپردازد؛ امّا چنانچه یکی از اینها یا چیز دیگری را به قصد قیمت زکاتی که بر او واجب شده بپردازد، مانعی ندارد.
مسئله 2113. کسی که بدهکار است و مالی هم دارد که زکات آن واجب شده، اگر بمیرد، باید نخست تمام زکات را از مالی که زکات آن واجب شده بپردازند و سپس قرض او را ادا کنند.
مسئله 2114. کسی که بدهکار است و گندم، جو، خرما یا انگور هم دارد، اگر بمیرد و پیش از آن که زکات اینها واجب شود، وارثان قرض او را از مال دیگر بپردازند، هر کدام که سهمشان به مقدار نصاب (288 من تقریبی) برسد، باید زکات بپردازد و اگر پیش از آنکه زکات اینها واجب شود، قرض او را نپردازند، چنانچه مال میّتْ تنها به اندازۀ بدهی او باشد، واجب نیست زکات اینها را بپردازند و اگر مال میّتْ بیش از بدهی او باشد، درصورتیکه بدهکاری او به اندازهای است که اگر بخواهند ادا کنند باید مقداری از گندم، جو، خرما و انگور را هم به طلبکار بپردازند، آنچه به طلبکار میپردازند، زکات ندارد و بقیّه، مال وارثان است و هر یک از آنان که سهمش به اندازۀ نصاب شود، باید زکات آن را بپردازند.
مسئله 2115. اگر گندم، جو، خرما و کشمشی که زکات آنها واجب شده، خوب و بد دارد، باید به احتیاط واجب، زکات هر کدام از خوب و بد را از خود آنها بپردازد و چنانچه بخواهد زکات همه را یکجا بپردازد، به احتیاط واجب، نمیتواند زکات همه را از جنس بد بپردازد.
