آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی
مرجع تقلید شیعه
احکام متفرقه زکات
مسئله 2188. هنگام جدا کردن گندم و جو از کاه و وقت خشک شدن خرما و انگور، انسان باید زکات را به فقیر بپردازد؛ یا از مال خود جدا کند و زکات طلا، نقره، گاو، گوسفند و شتر را پس از تمام شدن ماه دوازدهم باید به فقیر بپردازد؛ یا از مال خود جدا کند؛ ولی پس از جدا کردن اگر منتظر فقیر معیّنی باشد، یا بخواهد به فقیری بپردازد که از جهتی برتری دارد، میتواند دادن زکات را به انتظار او تأخیر اندازد.
مسئله 2189. زکات گندم، جو، خرما، کشمش، طلا و نقره را میتوان از خود آنها پرداخت و میتوان قیمت آن را حساب کرد؛ همچنین است در زکات شتر، گاو و گوسفند؛ و اگر قیمت را میپردازد، بنا بر احتیاط واجب باید پول نقد بپردازد، مگر گیرنده رضایت داشته باشد. معیار قیمت، زمان پرداختن زکات به مستحقّ است.
مسئله 2190. کسی که میتواند زکات را به مستحقّ برساند، اگر نپردازد و با کوتاهی او از بین برود، باید عوض آن را بپردازد.
مسئله 2191. اگر زکات را از خود مال کنار بگذارد، میتواند در بقیّه آن تصرّف کند و چنانچه از مال دیگرش کنار بگذارد، میتواند در تمام مال تصرّف کند.
مسئله 2192. انسان نمیتواند زکاتی را که کنار گذاشته، برای خود بردارد و چیز دیگری بهجای آن بگذارد.
مسئله 2193. اگر از زکاتی که کنار گذاشته منفعتی ببرد - مثلاً گوسفندی که برای زکات گذاشته برّه بیاورد - مال مستحق زکات است.
مسئله 2194. اگر وقتی که زکات را کنار میگذارد مستحقی حاضر باشد، بهتر است زکات را به او بپردازد، مگر کسی را در نظر داشته باشد که دادن زکات به او از جهتی بهتر است.
مسئله 2195. اگر با عین مالی که برای زکات کنار گذاشته برای خودش تجارت کند، معاملهای فضولی و نیازمند اجازه حاکم شرع است و در صورت اجازه، اصل مال و سود آن، برای مستحق زکات است.
مسئله 2196. اگر پیش از آنکه زکات بر او واجب شود، چیزی به عنوان زکات به فقیر بپردازد، زکات حساب نمیشود و پس از آنکه زکات بر او واجب شد، اگر کالایی را که به مستحقِ دریافتِ زکات پرداخته از بین نرفته باشد و آن مستحق هم به استحقاق باقی باشد، میتواند کالای پرداختشدۀ به او را زکات حساب کند.
مسئله 2197. فقیری که میداند زکات بر شخص پرداختکننده آن واجب نشده، اگر چیزی را به عنوان زکات از او بگیرد و نزد فقیر تلف شود، ضامن است، پس بعد از وجوب زکات، اگر آن فقیر به فقر خود باقی باشد، شخص مکلّف به پرداخت زکات میتواند قیمت چیزی را که به فقیر پرداخته، به عنوان زکات حساب کند.
مسئله 2198. فقیری که نمیداند زکات بر پرداخت کننده آن واجب نشده، اگر چیزی را به عنوان زکات از او بگیرد و پیش او تلف شود، ضامن نیست و شخص مکلف به پرداخت زکات نمیتواند عوض آن را زکات حساب کند.
مسئله 2199. مستحبّ است زکات گاو، گوسفند و شتر را به فقیرهای آبرومند بپردازد و در پرداختن زکات، خویشان خود را بر دیگران و اهل علم و کمال را بر غیر آنان، و کسانی را که اهل سؤال (درخواست) نیستند، بر اهل سؤال مقدّم بدارد؛ ولی اگر پرداختن زکات به فقیری از جهت دیگری بهتر باشد، مستحبّ است زکات را به او بپردازد.
مسئله 2200. بهتر است زکات را آشکار، و صدقۀ مستحبّی را مخفیانه بپردازد.
مسئله 2201. اگر در شهر کسی که میخواهد زکات بپردازد، مستحقی نباشد و نتواند زکات را به مصرف دیگری هم که برای آن معیّن شده برساند، چنانچه امید نداشته باشد که بعداً مستحقّ پیدا کند، باید زکات را به شهر دیگر ببرد و به مصرف زکات برساند؛ ولی مخارج بردن به آن شهر به عهدۀ خود اوست و اگر زکات بدون تفریط تلف شود، ضامن نیست.
مسئله 2202. اگر در شهر خودش مستحقّ پیدا شود، میتواند زکات را به شهر دیگر ببرد؛ ولی مخارج بردن به آن شهر را باید از خودش بپردازد و اگر زکات تلف شود، ضامن است، هرچند کوتاهی نکرده باشد، مگر آنکه به اجازه حاکم شرع برده باشد.
مسئله 2203. اجرت وزن و پیمانه کردن گندم، جو، کشمش و خرمایی را که برای زکات میپردازد، بنا بر احتیاط واجب با مالک است.
مسئله 2204. کسی که 2 مثقال و 15 نخود نقره یا بیشتر، زکات بدهکار است، بنا بر احتیاط واجب نمیتواند کمتر از 2 مثقال و 15 نخود نقره به یک فقیر بپردازد؛ نیز اگر غیر نقره چیز دیگری - مانند گندم و جو - بدهکار باشد و قیمت آن به 2 مثقال و 15 نخود نقره هم برسد، بنا بر احتیاط واجب نمیتواند به یک فقیر کمتر از آن بپردازد.
مسئله 2205. مکروه است انسان از مستحقّ درخواست کند که زکاتی را که از او گرفته به او بفروشد؛ ولی اگر مستحقّ بخواهد چیزی را که گرفته پس از تعیین قیمت، آن را بفروشد، کسی که زکات را به او پرداخته، در خریدن آن بر دیگران مقدّم است.
مسئله 2206. کسی که مالک حدّ نصاب طلا یا نقره بوده و چند سال بر آن گذشته و زکات آن را نپرداخته است، در صورتی که زکات فعلی آن را پرداخت کند، کافی است.
مسئله 2207. اگر شک کند زکاتی را که بر او واجب بوده پرداخته یا نه، باید زکات را بپردازد، هرچند شک او برای زکات سالهای گذشته باشد.
مسئله 2208. فقیر و حاکم شرع نمیتوانند زکات را به کمتر از مقدار آن صلح کنند؛ یا چیزی را گرانتر از قیمت آن برای زکات قبول کنند؛ یا زکات را از مالک بگیرند و به او ببخشند؛ ولی کسی که زکات بسیاری بدهکار است و فقیر شده و نمیتواند زکات را بپردازد و امید هم ندارد که دارا شود، چنانچه بخواهد توبه کند، فقیر و حاکم شرع میتوانند زکات را از او بگیرند و به او ببخشند.
مسئله 2209. انسان میتواند از زکات، قرآن یا کتاب دینی یا کتاب دعا بخرد و وقف کند، اگرچه بر اولاد خود و بر کسانی وقف کند که خرج آنان بر او واجب است؛ نیز میتواند تولیت زکات وقفشده را برای خود یا اولاد خود قرار دهد.
مسئله 2210. انسان نمیتواند از زکات، املاکی بخرد و بر اولاد خود یا بر کسانی که مخارج آنان بر او واجب است، وقف کند که سود آن را به مصرف مخارج خود برسانند.
مسئله 2211. با اذن حاکم شرع میتوان از زکات ملکی خرید و بر یکی از مصرفهای زکات وقف کرد، تا درآمد آن به مصرف خاص وقف برسد.
مسئله 2212. مستحق زکات میتواند برای رفتن به حجّ، زیارت و مانند اینها زکات بگیرد و اگر فقیری به اندازۀ خرج سالش زکات گرفته باشد، نمیتواند از سهم فقرا برای زیارت و مانند آن زکات بگیرد؛ اما از سهم سبیل الله مانعی ندارد.
مسئله 2213. اگر مالکْ فقیری را وکیل کند که زکات مال او را بپردازد، چنانچه آن فقیر احتمال دهد که قصد مالک این بوده که خود آن فقیر از زکات برندارد، نمیتواند چیزی از آن را برای خودش بردارد و اگر یقین یا اطمینان داشته باشد که قصد مالک این نبوده، برای خودش هم میتواند بردارد.
مسئله 2214. اگر فقیر شتر، گاو، گوسفند، طلا و نقره را به عنوان زکات بگیرد، چنانچه شرطهایی که برای واجب شدن زکات بیان شد، در آنها جمع شود، باید زکات آنها را بپردازد.
مسئله 2215. اگر دو نفر در مالی که زکات آن واجب شده با هم شریکباشند و یکی از آنان زکات قسمت خود را بپردازد و سپس مال را قسمت کنند، چنانچه بداند شریکش زکات سهم خود را نپرداخته، تصرّف او در سهم خودش هم اشکال دارد.
مسئله 2216. کسی که خمس یا زکات بدهکار است و کفّاره و نذر و مانند اینها هم بر او واجب است و قرض هم دارد، چنانچه نتواند همۀ آنها را بپردازد، اگر مالی که خمس یا زکات آن واجب شده، از بین نرفته باشد، باید خمس و زکات آنها را بپردازد و چنانچه از بین رفته باشد، میتواند خمس یا زکات را بپردازد؛ یا کفّاره، نذر، قرض و مانند اینها را ادا یا توزیع کند. البته مناسب است ضروریترین نیازها را مقدّم بدارد.
مسئله 2217. کسی که خمس یا زکات بدهکار است و نذر، کفاره و مانند اینها هم بر او واجب است و قرض هم دارد، اگر بمیرد و مال او برای همۀ آنها کافی نباشد، چنانچه مالی که خمس و زکات آن واجب شده از بین نرفته باشد، باید خمس یا زکات را بپردازند و ماندۀ مال او را به چیزهای دیگری که بر او واجب است، قسمت کنند و اگر مالی که خمس و زکات آن واجب شده از بین رفته باشد، میتواند مال او را به خمس، زکات، قرض، نذر و مانند اینها قسمت کند؛ برای مثال، اگر چهل تومان خمس بر او واجب است و بیست تومان به کسی بدهکار است و همۀ مال او سی تومان است، باید بیست تومان برای خمس و ده تومان به دَیْن او بپردازند. مناسب است ضروریترین نیازها را نیز ترجیح دهد.
مسئله 2218. کسی که مشغول تحصیل علم است و اگر تحصیل نکند میتواند برای معاش خود کسب کند، چنانچه تحصیل آن علم، بر او واجب یا مستحبّ باشد، میتوان به وی زکات پرداخت و اگر تحصیل آن علم واجب یا مستحبّ نباشد، زکات دادن به او اشکال دارد.
مسئله 2219. کسانی که مشغول فراگرفتن علم واجب یا عمل واجب دیگری هستند، میتوانند از زکات استفاده کنند.
مسئله 2220. مال مجهولالمالک را باید به فقیه جامع الشرایط که نایب امام معصوم علیه السلام است، پرداخت کرد؛ یا به اذن او صدقه داد.
مسئله 2221. مال پیدا شده (لقطه) را باید معرّفی و اعلان کرد و در صورت ناامید شدن از شناسایی صاحب مال، میتوان از طرف صاحب آن صدقه داد.
مسئله 2222. کسی که میداند مبلغی به فردی بدهکار است و بیش از آن را شک دارد و طلبکار را هم نمیشناسد، آن مبلغ متیقّن، حکم مجهولالمالک را دارد؛ یعنی باید آن را به حاکم شرع بپردازد؛ یا به اذن او صدقه بدهد.
