آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
مرجع تقلید شیعه
احکام تقلید
«مسألۀ 1» بر هر مکلفى واجب است تکالیف شریعت اسلام را آن چنانکه متوجه او مى باشد انجام دهد. شرایط تکلیف چند چیز است:
الف - «بلوغ»؛ نشانۀ بالغ شدن دختر یا پسر یکى از سه چیز است:
اوّل: روییدن موى زبر و درشت زیر شکم و بالاى عورت. دوم: بیرون آمدن منى در خواب یا بیدارى. سوم: براى پسر تمام شدن پانزده سال قمرى - هر چند وقتى سیزده سال او تمام شد، خوب است بنابر احتیاط مستحب واجبات را بجا آورد و از کارهاى حرام اجتناب کند و زنهاى نامحرم نیز خودشان را از او بپوشانند - و براى دختر تمام شدن نه سال قمرى، و اگر سن دختر معلوم نباشد و آبستن شود یا خونى ببیند که صفات حیض را داشته باشد، حکم مى شود که قبلاً بالغ شده است.
ب - «عقل»؛ پس دیوانه تکلیفى ندارد.
ج - «توانایى انجام تکلیف و اختیار»؛ پس شخصى که به طور کلّى از انجام وظایف خود عاجز است، تکلیفى ندارد.
«مسألۀ 2» روییدن موى درشت در صورت، پشت لب، سینه و زیر بغل و نیز درشت شدن صدا و مانند اینها نشانۀ بالغ شدن نیست مگر این که، انسان به واسطۀ اینها به بالغ شدن خود اطمینان یابد.
«مسألۀ 3» اگر پسرى به گمان این که فقط تمام شدن پانزده سال علامت بلوغ است به تکالیف خود عمل نکرده باشد، و بعد بفهمد که قبل از پانزده سالگى یکى از علائم بلوغ در او وجود داشته است، باید هر مقدار از نمازها و روزه ها و اعمالى را که
مى داند بر او واجب بوده و بجا نیاورده، قضا نماید و یا بجا آورد؛ ولى مقدارى را که شک دارد لازم نیست قضا کند، هر چند خوب است به مقدارى قضا نماید که اطمینان پیدا کند قضاى آنچه را که ترک شده بجا آورده است.
«مسألۀ 4» مسلمان باید به اصول دین یقین حاصل کند و یقین از هر راهى آمده باشد کفایت مى کند، ولى در احکام غیر ضرورى و غیر یقینى دین باید یا خود مجتهد باشد که بتواند احکام را از روى دلیل به دست آورد یا از مجتهد تقلید کند - یعنى به دستور او عمل نماید - یا از راه احتیاط به گونه اى به وظیفۀ خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر عده اى از مجتهدین عملى را حرام بدانند و عده اى دیگر بگویند حرام نیست، آن عمل را انجام ندهد، و اگر عملى را بعضى واجب و بعضى مستحب بدانند آن را بجا آورد، پس بر کسانى که مجتهد نیستند و نمى توانند به احتیاط عمل کنند، واجب است از مجتهد جامع الشرایط تقلید نمایند.
«مسألۀ 5» مرد یا زنى که به درجۀ اجتهاد رسیده - یعنى مى تواند احکام شرعى را از روى ادلۀ آن استنباط نماید - جایز نیست از دیگرى تقلید نماید، ولى اگر فقط در بعضى از مسائل مجتهد باشد، باید در بقیۀ مسائل از مجتهد جامع الشرایط تقلید کند و یا به احتیاط عمل نماید. همچنین کسى که هنوز به درجۀ اجتهاد نرسیده، نباید در مسائل شرعى فتوا دهد و چنانچه بدون داشتن قدرت استنباط در مسأله اى فتوا دهد، مسئول اعمال خود و تمام کسانى است که ناآگاهانه به گفتۀ او عمل مى کنند.
«مسألۀ 6» تقلید در احکام، این است که در حین عمل تصمیم و التزام داشته باشد به احکامى که مجتهد از ادله شرعى استنباط کرده است عمل نماید و تقلید به این معنا، موضوع جواز یا وجوب بقاء بر تقلید میت وعدم جواز عدول از تقلید مجتهد زنده به مجتهد زنده دیگر است. و از مجتهدى باید تقلید کرد که بالغ، عاقل، شیعه دوازده امامى، حلال زاده، زنده، عادل و اعلم باشد (یعنى در فهمیدن حکم خدا از ادله شرعى و درک موضوعات از تمام مجتهدین زمان خود استادتر باشد) و دنیا طلب نباشد - به طورى که منافات با عدالت داشته باشد - و همچنین بنابر مشهور مرد باشد.
«مسألۀ 7» با توجه به گستردگى رشته هاى فقه و تخصصى بودن آنها، اگر در بین چند مجتهد هر کدام در یک یا چند رشته از مسائل فقهى از دیگران اعلم باشند، وجوب تقلید از آنها در همان رشته یا رشته ها، متعیّن است.
«مسألۀ 8» عدالت، ملکه انجام واجبات و ترک محرمات است، و به وسیله حسن ظاهر شناخته مى شود، و با شهادت دو مرد عادل یا شیاعى که موجب وثوق و اطمینان شود و یا هر طریق عقلایى که اطمینان آور باشد، ثابت مى شود.
«مسألۀ 9» مجتهد و اعلم را از سه راه مى توان شناخت:
اوّل: خود انسان اطمینان کند، مثل آن که از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را تشخیص دهد و یا از خبر دادن شخص مورد اعتماد و آگاهى، به اعلم بودن او اطمینان یابد.
دوم: دو نفر عالم عادل که مى توانند مجتهد اعلم را تشخیص دهند، مجتهد یا اعلم بودن کسى را تصدیق کنند، به شرط آن که دو نفر عالم عادل دیگر با گفتۀ آنان مخالفت ننمایند.
سوم: عدّه اى از اهل علم که مى توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند و از گفتۀ آنان اطمینان پیدا مى شود، مجتهد یا اعلم بودن کسى را تصدیق کنند.
«مسألۀ 10» اگر شناختن اعلم مشکل باشد، باید از کسى تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد، بلکه اگر احتمال هم بدهد که کسى اعلم است و بداند دیگرى از او اعلم نیست، باید از او تقلید نماید. و اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوى باشند، باید از یکى از آنان تقلید کند و احتیاط مستحب آن است که از پرهیزکارترین و با تقواترین آنها تقلید کند.
«مسألۀ 11» به دست آوردن فتوا (یعنى حکمى که مجتهد از ادله استنباط کرده است) به یکى از سه راه ذیل امکان پذیر است:
اوّل: شنیدن از خود مجتهد. دوم: شنیدن از دو نفر عادل که فتواى مجتهد را نقل مى کنند. سوم: دیدن در رسالۀ مجتهد در صورتى که انسان به درستى آن رساله اطمینان داشته باشد و یا ملاحظۀ دست خط او و یا هر راه عقلایى دیگر که انسان به آن اعتماد و اطمینان داشته باشد، مانند شنیدن از کسى که مورد اطمینان و راستگو است.
«مسألۀ 12» تا انسان یقین نکند که فتواى مجتهد عوض شده است، مى تواند به آنچه در رساله او نوشته شده عمل نماید و اگر احتمال دهد که فتواى او عوض شده، جستجو لازم نیست.
«مسألۀ 13» اگر مجتهد اعلم در مسأله اى فتوا دهد، مُقلّدِ آن مجتهد (یعنى کسى که از آن مجتهد تقلید مى کند) نمى تواند در آن مسأله به فتواى مجتهد دیگر عمل کند، ولى اگر فتوا ندهد و بفرماید: «احتیاط آن است که فلان طور عمل شود» مثلاً بفرماید:
«احتیاط آن است که در رکعت سوم و چهارم نماز سه مرتبه تسبیحات اربعه (یعنى:
سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ للّهِ وَ لا إلهَ إلّااللّهُ وَ اللّهُ أکْبَرُ) را بگویند»، مقلد باید یا به این احتیاط - که آن را احتیاط واجب مى گویند - عمل کند و سه مرتبه بگوید، یا به فتواى مجتهدى که علم او از مجتهد اعلم کمتر و از مجتهدهاى دیگر بیشتر است عمل نماید؛ پس اگر او یک مرتبه گفتن را کافى بداند مى تواند یک مرتبه بگوید، و همچنین است اگر مجتهد اعلم بفرماید:
«مسأله محلّ تأمّل» یا «محلّ اشکال است».
«مسألۀ 14» اگر مجتهد اعلم بعد از آن که در مسأله اى فتوا داده احتیاط کند - مثلاً بفرماید: «اگر ظرف نجس را یک مرتبه در آب کُر بشویند پاک مى شود، اگرچه احتیاط آن است که سه مرتبه بشویند» - مقلد او نمى تواند در آن مسأله به فتواى مجتهد دیگر رفتار کند بلکه، باید یا به فتوا عمل کند یا به احتیاط بعد از فتوا که آن را احتیاط مستحب مى گویند عمل نماید، مگر آن که فتواى مجتهد دیگر نزدیک تر به احتیاط باشد.
«مسألۀ 15» تقلید از میّت ابتداءً جایز نیست ولى باقى ماندن بر تقلید میّت چنانچه مجتهد میّت اعلم از مجتهد زنده باشد، واجب است. و در صورت تساوى مجتهد زنده و میت در علم، بین بقاء بر تقلید میت و رجوع به زنده مخیر است؛ گرچه رجوع به مجتهد زنده بهتر و مطابق با احتیاط است. و چنانچه مجتهد زنده اعلم از مجتهد میّت باشد، رجوع به مجتهد زنده واجب است و بقاء بر تقلید میّت جایز نیست. و باید بقاء بر تقلید میّت به فتواى مجتهد زنده باشد. و اگر کسى در هنگام عمل التزام و تصمیم به عمل به فتواى مجتهد داشته است، براى بقاء در آن مسأله کافى است.
«مسألۀ 16» اگر مقلد در مسأله اى به فتواى مجتهدى عمل کند و بعد از مردن او در همان مسأله به فتواى مجتهد زنده عمل کند، نمى تواند دوباره آن را مطابق فتواى مجتهدى که از دنیا رفته است انجام دهد؛ مگر این که مجتهد میت اعلم باشد که در این صورت رجوع واجب است؛ ولى اگر مجتهد زنده در مسأله اى فتوا ندهد و احتیاط نماید و مقلد مدتى به آن احتیاط عمل نماید و از عزم و تصمیم بر تقلید از مجتهد میّت در این مسأله بر نگشته باشد، دوباره مى تواند به فتواى مجتهدى که از دنیا رفته عمل نماید؛ مثلاً اگر مجتهدى گفتن یک مرتبه «سُبْحانَ اللّه وَالْحَمْدُ للّهِ وَلا إلهَ إلّااللّهُ وَاللّهُ أَکْبَرُ» را در رکعت سوم و چهارم نماز کافى بداند، چنانچه آن مجتهد از دنیا برود و مجتهد زنده احتیاط واجب را در سه مرتبه گفتن بداند و مقلد مدّتى به این احتیاط عمل کند و سه مرتبه بگوید، در صورتى که از عزم و تصمیم بر تقلید از مجتهد میت در این مسأله برنگشته باشد، دوباره مى تواند به فتواى مجتهدى که از دنیا رفته برگردد و یک مرتبه بگوید.
«مسألۀ 17» بنابر احتیاط عدول از مجتهد زنده به مجتهد زنده دیگر جایز نیست، مگر این که مجتهد دوم اعلم باشد که در این صورت عدول واجب است.
«مسألۀ 18» واجب است انسان مسایلى را که غالباً به آنها احتیاج دارد یاد بگیرد.
«مسألۀ 19» اگر براى انسان مسأله اى پیش آید که حکم آن را نمى داند، اگر مى تواند صبر کند تا فتواى مجتهد اعلم را به دست آورد، باید صبر کند و یا این که به احتیاط عمل نماید و اگر نمى تواند صبر کند، باید یا به احتیاط عمل نماید و یا با مراعات الأعلم فالأعلم از مجتهد دیگر تقلید نماید و در هر حال چنانچه از انجام عمل محذورى لازم نیاید، مى تواند عمل را بجا آورد، امّا اگر معلوم شد که عمل او مخالف واقع یا فتواى مجتهد اعلم بوده، باید دوباره آن را انجام دهد.
«مسألۀ 20» اگر کسى فتواى مجتهدى را به دیگرى بگوید و بعد از گفتن فتوا بفهمد اشتباه کرده، باید اشتباه را برطرف کند و چنانچه فتواى آن مجتهد تغییر کند نیز بنابر احتیاط باید به او خبر دهد که فتوا تغییر کرده، خصوصاً اگر کسى که فتوا براى او نقل شده در اعمال خود به گفته ناقل فتوا اعتماد مى نماید.
«مسألۀ 21» اگر مکلف مدتى اعمال خود را بدون تقلید انجام دهد، در صورتى اعمال او صحیح است که بفهمد یا احتمال دهد به وظیفۀ واقعى خود رفتار کرده است، یا این که عمل او با فتواى مجتهدى مطابق باشد که فعلاً باید از او تقلید کند، یا مطابق با فتواى مجتهدى باشد که در حین عمل وظیفه اش تقلید از او بوده، و یا عمل او مطابق با احتیاط باشد، وگرنه باید هر مقدار از عباداتى را که مى داند درست به جا نیاورده قضا کند، هرچند احتیاط مستحب این است که به قدرى قضا نماید که یقین کند چیزى بر عهده اش باقى نمانده است.
«مسألۀ 22» در صورتى که رأى مجتهد تغییر کند، مقلد نمى تواند بر رأى قبلى مجتهد باقى بماند، و اگر شک کند که رأى مجتهد تغییر کرده است یا نه، مى تواند تا مشخص شدن آن بر رأى قبلى باقى بماند.
