آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

مرجع تقلید شیعه

اشاره

جهاد از واجبات دین و درى از درهاى بهشت است که خداوند آن را براى اولیاى خود گشوده است و در جهت حفظ کیان اسلام و امنیت مسلمانان و دفاع در مقابل هجوم کافران و ناپاکان و یارى مستضعفان، مورد تأکید قرآن و معصومان علیهم السلام قرار گرفته است. امّتى که از جهاد روى گردانند، جامۀ ذلّت و خوارى و رداى بلا و گرفتارى بپوشند و با حقارت و پستى از انصاف و عدالت محروم شوند.

«مسألۀ 2186» جهاد بر دو نوع است: «ابتدایى» و «دفاعى». «جهاد ابتدایى» آن است که مسلمانان به منظور دعوت کفّار و مشرکین به اسلام و عدالت و یا جلوگیرى از نقض پیمان اهل ذمّه یا طغیان باغیان (شورشیان مسلح) بر امام واجب الطّاعه مسلمین، نیروى نظامى به مناطق آنان گسیل دارند. در حقیقت هدف از جهاد ابتدایى کشور گشایى نیست، بلکه دفاع از حقوق فطرى انسان هایى است که توسّط قدرت هاى کفر و شرک و طغیان از خدا پرستى و توحید، عدالت و شنیدن و پذیرش آزادانۀ احکام خداوند محروم شده اند.
«جهاد دفاعى» زمانى است که دشمن به مرز و بوم مسلمانان هجوم آورد و قصد تسلّط سیاسى یا فرهنگى و اقتصادى نسبت به آنان داشته باشد و ممکن است جهاد در برابر باغیان در زمانى که به حملۀ مسلحانه دست زده اند نیز جهاد دفاعى محسوب گردد.

«مسألۀ 2187» شرکت در جهاد بر کسى واجب است که بالغ، عاقل، مرد و آزاد باشد و نابینا، پیر، زمین گیر و مبتلا به بیمارى نباشد که نتواند وظیفه اش را انجام دهد.

«مسألۀ 2188» گریختن از صحنۀ جهاد جایز نیست، مگر این که ترک صحنۀ
جهاد به منظور جا به جایى از جبهه اى به جبهۀ دیگر یا براى تدارک نیروى بیشتر باشد.

«مسألۀ 2189» اگر ادامۀ جهاد نیاز به به کمک هاى مادى داشته باشد، بر همۀ کسانى که تمکّن مالى دارند واجب است به قدر توانایى کمک نمایند.

«مسألۀ 2190» شرکت در جهاد ابتدایى یا دفاعى واجب کفایى است؛ پس اگر افراد به اندازۀ کافى شرکت نکنند، بر همۀ کسانى که شرایط آن را داشته باشند، واجب است که به جهاد بروند.

«مسألۀ 2191» اگر پدر و مادر، فرزند خود را از شرکت در جهاد ابتدایى یا دفاعى نهى نمایند، در صورتى که جهاد بر او واجب عینى باشد، نهى آنان تأثیرى ندارد و باید در جهاد شرکت کند؛ ولى اگر جهاد بر او واجب کفایى باشد و نیروى کافى در جبهه حضور داشته باشد، چنانچه شرکت در جهاد موجب اذیت و آزار پدر و مادر باشد، مخالفت با آنان جایز نیست.

«مسألۀ 2192» اگر دشمن بر سرزمین مسلمانان و سرحدّات آن هجوم نماید، بر همۀ مسلمانان واجب است به هر وسیلۀ ممکن و نثار جان و مال از آن دفاع کنند و در دفاع، به اجازه حاکم شرع نیازى نیست.

«مسألۀ 2193» بر مسلمانان واجب است نقشه هایى را که بیگانگان براى سلطه بر کشورهاى اسلامى یا سلطه سیاسى اقتصادى، نظامى و یا فرهنگى بر آنان کشیده اند، برهم زده و از سلطۀ آنان پیشگیرى کنند.

«مسألۀ 2194» اگر بیگانگان از راه هاى مختلف مانند فرستادن امواج رادیویى یا تلویزیونى یا ماهواره اى و مانند آن در صدد ضربه زدن به اعتقادات و فرهنگ مسلمانان باشند، دفاع از فرهنگ و اعتقادات اسلامى بر هر مسلمانى واجب است و شایسته است از راه تقویت فرهنگ و اعتقادات مسلمانان واستفاده از فراورده هاى علمى، از ضربه زدن دشمن به آن جلوگیرى شود و از راه هاى دیگر - مگر در موارد ضرورت - استفاده نشود.

«مسألۀ 2195» اگر در روابط سیاسى بین دولت هاى اسلامى و سایر دولت ها، خوف آن باشد که بیگانگان بر ممالک اسلامى تسلّط پیدا کنند - چه تسلّط سیاسى و چه
اقتصادى باشد - لازم است بر مسلمانان که با این نحو روابط مخالفت کنند و دول اسلامى را به قطع این گونه روابط الزام کنند.

«مسألۀ 2196» اگر در روابط تجارى با بیگانگان خوف آن باشد که به بازار مسلمین صدمۀ اقتصادى وارد شود و موجب استثمار تجارى و اقتصادى گردد، قطع این گونه روابط واجب است و این نحو تجارت حرام است.

«مسألۀ 2197» انعقاد پیمان هاى سیاسى و تجارى بین یکى از دول اسلامى و اجانب که مخالف مصلحت اسلام و مسلمانان باشد، جایز نیست و اگر دولتى اقدام به آن نمود، بر سایر دول اسلامى واجب است با وسایل ممکن آن را به قطع چنین رابطه اى الزام کنند.

«مسألۀ 2198» روابط تجارى و سیاسى با دولت هایى که در حال جنگ با اسلام و مسلمانان هستند، در صورتى که موجب تقویت آنان گردد، جایز نیست و بر مسلمانان لازم است که به هر نحو ممکن است، با این نحو روابط مخالفت کنند و بازرگانانى که با آنان و عمّال آنان روابط تجارى دارند، خائن به اسلام و مسلمانان و معاون و شریک در نابودى احکام هستند و بر مسلمانان لازم است با این خیانتکاران - چه دولت ها و چه تجّار - قطع رابطه کنند و آنها را ملزم به توبه و ترک روابط با این گونه دولت ها کنند.

«مسألۀ 2199» اگر عدّه اى از مسلمانان به دستۀ دیگر تجاوز نمایند، بر مسلمانان لازم است موجبات فیصلۀ اختلافات و اصلاح بین آنان را فراهم سازند و اگر به هیچ وجه اصلاح ممکن نباشد، بر همۀ مسلمانان واجب است که با دستۀ متجاوز و باغى مقابله کنند تا از تجاوز دست بردارند و قتال با دستۀ متجاوز در ماههاى حرام اشکال ندارد.

«مسألۀ 2200» اگر در هر گوشه از جهان، مسلمانى مظلوم واقع شود و حقوق اوّلیّۀ او مورد تجاوز و تعدّى قرار بگیرد، بر هر فردى که نداى مظلومیّت او را مى شنود، واجب است در حدّ توان کمک نماید، هر چند با اظهار همدردى باشد.