آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

مرجع تقلید شیعه

زکات فِطْره

اشاره

«مسألۀ 2115» کسى که هنگام غروبِ شب عید فطر، بالغ، عاقل و هوشیار است و فقیر و بندۀ کس دیگر نیست، باید براى خودش و کسانى که نان خور او هستند، هر نفر یک صاع که تقریباً سه کیلو گرم است، از غذایى که در شهر و منطقۀ او متعارف است، به مستحق بدهد و اگر پول آن را هم بدهد، کافى است.

«مسألۀ 2116» اگر کسى هنگام غروب شب عید فطر دیوانه باشد، زکات فطره بر او واجب نیست.

«مسألۀ 2117» اگر پیش از غروب، بچّه بالغ شود یا دیوانه عاقل گردد یا فقیر غنى شود، در صورتى که شرایط واجب شدن فطره را دارا باشد، باید زکات فطره را بدهد.

«مسألۀ 2118» زکات فطره بر کافرى که بعد از غروب شب عید فطر مسلمان شده، واجب نیست، ولى مسلمانى که شیعه نبوده، اگر بعد از دیدن ماه شیعه شود، باید زکات
فطره را بدهد.

«مسألۀ 2119» اگر کسى به هنگام غروب شب عید، بى هوش باشد، ولى قبل از ظهر روز عید به هوش بیاید، بنابر احتیاط واجب باید زکات فطره را بپردازد؛ ولى کسى که به هنگام غروب شب عید بقیّۀ شرایط وجوب زکات فطره را ندارد، چنانچه قبل از ظهر روز عید آن شرایط را دارا شود، احتیاط مستحب آن است که زکات فطره را بپردازد.

«مسألۀ 2120» کسى که مى خواهد قیمت زکات فطره را بپردازد - چنانچه قیمت ها به حسب زمان و مکان مختلف باشند - قیمت همان مکان و زمانى که مى خواهد فطره را بپردازد، ملاک مى باشد.

«مسألۀ 2121» کسى که مخارج سال خود و زن و فرزندان خود را ندارد و کسبى هم ندارد که بتواند مخارج سال خود و زن و فرزندانش را تأمین کند، فقیر است و دادن زکات فطره بر او واجب نیست.

«مسألۀ 2122» انسان باید فطرۀ کسانى را که در غروب شب عید فطر نان خور او حساب مى شوند بدهد، کوچک باشند یا بزرگ، مسلمان باشند یا کافر، دادن خرج آنان بر او واجب باشد یا نه، در شهر خود او باشند یا در شهر دیگر.

«مسألۀ 2123» اگر کسى همزمان نان خور دو نفر حساب شود، فطرۀ او بنابر احتیاط واجب، به شرکت بر آن دو نفر واجب است.

«مسألۀ 2124» اگر کسى را که نان خور او است و در شهر دیگر است و کیل کند که از مال او فطرۀ خود را بدهد، چنانچه اطمینان داشته باشد که فطره را مى دهد، لازم نیست خودش فطرۀ او را بدهد.

«مسألۀ 2125» فطرۀ مهمانى که پیش از غروب شب عید فطر بر صاحبخانه وارد شده و نان خور او حساب مى شود، بر میزبان واجب است.

«مسألۀ 2126» اگر میهمان پیش از غروب شب عید بر صاحبخانه وارد شود ولى پیش او غذا نخورد، احتیاط واجب آن است که هم میهمان فطریّۀ خودش را بدهد و هم صاحب خانه فطریّۀ او را بپردازد.

«مسألۀ 2127» اگر کسى را مجبور کنند که مخارج شخص دیگرى را بپردازد، واجب بودن فطریّۀ او بر وى محلّ اشکال است.

«مسألۀ 2128» فطرۀ مهمانى که بعد از غروب شب عید فطر وارد مى شود، بر صاحبخانه واجب نیست، اگرچه پیش از غروب او را دعوت کرده باشد و در خانه او هم افطار کند.

«مسألۀ 2129» اگر انسان کسى را براى کارى اجیر نماید و شرط کند که مخارج او را بدهد، در صورتى که به شرط خود عمل کند و عرفاً نان خور او حساب شود، باید فطرۀ او را بپردازد؛ ولى اگر اجیر در زندگى مستقل باشد - نظیر کارمندان ادارات و کارگران کارخانه ها - باید زکات فطره را خود او بدهد و بنابر احتیاط واجب حکم سربازان پادگان ها نیز همین است.

«مسألۀ 2130» فقیرى که فقط به اندازۀ یک صاع - که تقریباً سه کیلو است - گندم و مانند آن دارد، مستحب است زکات فطره را بدهد و چنانچه عائله اى داشته باشد و بخواهد فطرۀ آنها را هم بدهد، مى تواند به قصد فطره، آن یک صاع را به یکى از افراد عائله خود بدهد و او هم به همین قصد به دیگرى بدهد و همچنین تا به نفر آخر برسد و بهتر است نفر آخر، چیزى را که مى گیرد به کسى بدهد که از خود آن خانواده نباشد و اگر یکى از آنها صغیر باشد، احتیاط آن است که او را در دور دادن زکات فطره داخل نکنند و چنانچه ولىّ صغیر از طرف او قبول نماید، باید آن زکات فطره را به مصرف صغیر برساند و نمى تواند آن را از طرف او به دیگرى بدهد.

«مسألۀ 2131» اگر کسى بعد از غروب شب عید فطر بچّه دار شود یا کسى نان خور او حساب شود، واجب نیست فطرۀ او را بدهد؛ اگرچه مستحب است فطرۀ کسانى را که بعد از غروب تا پیش از ظهرِ روز عید، نان خور او حساب مى شوند، بدهد.

«مسألۀ 2132» اگر انسان نان خور کسى باشد و پیش از غروب نان خور کس دیگر شود، فطرۀ او بر کسى که نان خور او شده واجب است؛ مثلاً اگر دختر پیش از غروب به خانه شوهر رود، شوهر باید فطرۀ او را بدهد.

«مسألۀ 2133» کسى که دیگرى باید فطرۀ او را بدهد، واجب نیست فطرۀ خود را بدهد.

«مسألۀ 2134» اگر فطرۀ انسان بر کسى واجب باشد و او فطره را ندهد، بر خود انسان واجب نمى شود؛ ولى چنانچه کسى که فطریّۀ انسان بر او واجب است، فراموش نماید که آن را بدهد، احتیاط واجب آن است که خود انسان فطریّه را پرداخت نماید.

«مسألۀ 2135» اگر کسى که فطرۀ او بر دیگرى واجب است، خودش فطره را بدهد، از کسى که فطره بر او واجب شده، ساقط نمى شود.

«مسألۀ 2136» اگر کسى که فطریۀ او بر دیگرى واجب است، خودش فطریّه را از طرف او بدهد، چنانچه از او اجازه گرفته باشد، کفایت مى کند، وگرنه کفایت آن محلّ اشکال است.

«مسألۀ 2137» زنى که شوهرش مخارج او را نمى دهد، چنانچه نان خور کس دیگرى باشد، فطره اش بر آن کس واجب است و اگر نان خور کس دیگرى نباشد، در صورتى که فقیر نباشد، باید فطرۀ خود را بدهد.

«مسألۀ 2138» کسى که سیّد نیست، نمى تواند به سیّد فطره بدهد و چنانچه دهندۀ فطریّه سیّد نباشد ولى نانخور او سیّد باشد یا بر عکس، بنابر احتیاط واجب نمى تواند فطریّۀ او را به سیّد بدهد.

«مسألۀ 2139» فطرۀ طفلى که از مادر یا دایه شیر مى خورد، بر عهدۀ کسى است که مخارج مادر یا دایه را مى دهد. البته چنانچه کسى مادر یا دایه را براى شیر دادن اجیر کرده باشد، فطریّۀ طفل بر عهدۀ اوست، هرچند کس دیگرى نفقۀ مادر یا دایه را بپردازد؛ ولى اگر مادر یا دایه مخارج خود را از مال طفل بردارد، فطرۀ طفل بر کسى واجب نیست.

«مسألۀ 2140» انسان حتّى اگر مخارج زن و فرزندان خود را از مال حرام نیز بدهد، دادن فطریّه آنان بر او واجب است و باید فطره آنان را از مال حلال بدهد.

«مسألۀ 2141» اگر کسى بعد از غروب شب عید فطر بمیرد، بنابر احتیاط واجب باید فطرۀ او و زن وفرزندان او را از مال او بدهند، ولى اگر پیش از غروب بمیرد، واجب نیست فطرۀ او و زن وفرزندان او را از مال او بدهند.

مصرف زکات فطره

«مسألۀ 2142» اگر زکات فطره را به یکى از هشت مصرفى که سابقاً براى زکات مال گفته شد برسانند کافى است، ولى احتیاط مستحب آن است که زکات فطره را فقط به فقراى شیعه بدهند.

«مسألۀ 2143» اگر طفل شیعه اى فقیر باشد، انسان مى تواند فطره را به مصرف او برساند یا به واسطۀ دادن به ولىّ طفل، ملک طفل نماید.

«مسألۀ 2144» فقیرى که فطره به او مى دهند، لازم نیست عادل باشد، ولى احتیاط واجب آن است که به شرابخوار و کسى که آشکارا مرتکب گناه کبیره مى شود، فطره ندهند.

«مسألۀ 2145» به کسى که فطره را در معصیت مصرف مى کند، نباید فطره بدهند.

«مسألۀ 2146» احتیاط واجب آن است که به یک فقیر بیشتر از مخارج سال او و کمتر از یک صاع - که تقریباً سه کیلو گرم است - فطره ندهند؛ مگر آن که گروهى از فقرا وجود داشته باشند و بخواهد به همه آنان فطریّه بدهد و به هر یک از آنان یک صاع از فطریّه نرسد.

«مسألۀ 2147» اگر از جنسى که قیمت آن دو برابر قیمت معمولى آن است، مثلاً از گندمى که قیمت آن دو برابر قیمت گندم معمولى است، نصف صاع (حدود 1/5 کیلو گرم) بدهد کافى نیست و بنابر احتیاط واجب، آن را به قصد قیمت فطریّه هم نمى تواند بدهد.

«مسألۀ 2148» انسان نمى تواند نصف صاع را از یک جنس - مثلاً گندم - و نصف دیگر آن را از جنس دیگر - مثلاً جو - بدهد و بنابر احتیاط واجب، آن را به قصد قیمت فطریّه هم نمى تواند بدهد.

«مسألۀ 2149» بنابر احتیاط واجب نمى تواند جنس معیوب را حتّى به عنوان قیمت فطره بدهد؛ بلکه یا باید جنس صحیح بدهد و یا قیمت آن را با پول رایج بپردازد.

«مسألۀ 2150» گندم یا چیز دیگرى که براى فطره مى دهد، باید با جنس دیگر یا خاک مخلوط نباشد، یا اگر مخلوط باشد، چیزى که مخلوط شده به قدرى کم باشد که قابل
اعتنا نباشد و اگر بیش از این مقدار باشد، در صورتى صحیح است که خالص آن به یک صاع (سه کیلو گرم) برسد؛ ولى اگر مثلاً یک صاع گندم با چند کیلو خاک به گونه اى مخلوط باشد که خالص کردن آن احتیاج به خرج یا کارى بیشتر از متعارف داشته باشد، دادن آن کافى نیست.

«مسألۀ 2151» مستحب است در دادن زکات فطره، ابتدا خویشان فقیر خود را و بعد همسایگان فقیر خود را و بعد اهل علم فقیر را بر دیگران مقدّم دارد؛ ولى اگر دیگران از جهتى برترى داشته باشند، مستحب است آنها را مقدّم کند.

«مسألۀ 2152» اگر انسان به گمان این که کسى فقیر است به او فطره بدهد و بعد بفهمد که فقیر نبوده، حکم آن مانند حکمى است که در مسأله 2056 گذشت.

«مسألۀ 2153» اگر کسى بگوید: «فقیرم»، نمى شود به او فطره داد، مگر آن که انسان از ظاهر حال او اطمینان پیدا کند که فقیر است، یا بداند که قبلاً فقیر بوده است.

مسائل متفرّقۀ زکات فطره

«مسألۀ 2154» انسان باید زکات فطره را به قصد قربت، یعنى براى انجام دادن فرمان خداوند متعال بدهد و زمان پرداختن آن - و لو اجمالاً - نیّت دادن فطره نماید.

«مسألۀ 2155» اگر پیش از ماه رمضان فطره را بدهد، صحیح نیست؛ ولى مى تواند در ماه رمضان قبل از غروب شب عید، فطره را بپردازد و چنانچه پیش از رمضان یا در ماه رمضان به فقیر قرض بدهد و بعد از آن که فطره بر او واجب شد، طلب خود را بابت فطره حساب کند، مانعى ندارد.

«مسألۀ 2156» کسى که فطرۀ چند نفر را مى دهد، لازم نیست همه را از یک جنس بدهد؛ پس اگر مثلاً فطرۀ بعضى را از گندم و فطرۀ بعضى دیگر را از جو بدهد، کافى است.

«مسألۀ 2157» کسى که نماز عید فطر مى خواند، بنابر احتیاط واجب باید فطره را پیش از نماز عید بدهد، ولى اگر نماز عید نمى خواند، مى تواند دادن فطره را تا ظهر تأخیر بیندازد.

«مسألۀ 2158» اگر فطره را کنار بگذارد، نمى تواند آن را براى خود بردارد و مال دیگرى را براى فطره بگذارد.

«مسألۀ 2159» اگر به نیّت فطره مقدارى از مال خود را کنار بگذارد، چنانچه آن را تا ظهر روز عید به مستحق ندهد، باید هر وقت آن را مى دهد، نیّت فطره نماید.

«مسألۀ 2160» اگر هنگامى که دادن زکات فطره واجب است، فطره را ندهد و کنار هم نگذارد، احتیاط واجب آن است که بعداً بدون این که نیّت ادا یا قضا کند، فطره را بدهد.

«مسألۀ 2161» اگر مالى که براى فطره کنار گذاشته از بین برود، چنانچه دسترسى به فقیر داشته و دادن فطره را تأخیر انداخته باشد، باید عوض آن را بدهد، مگر آن که براى تأخیر انداختن، غرض صحیحى داشته باشد و اگر دسترسى به فقیر نداشته، ضامن نیست، مگر آن که در نگهدارى آن کوتاهى کرده باشد.

«مسألۀ 2162» در صورتى که زکات فطره را از مال خود جدا کرده باشد، اگر در محل خودش مستحق پیدا شود، احتیاط واجب آن است که فطره را به جاى دیگر نبرد و اگر با وجود مستحقّ در شهر خود، آن را به جاى دیگر ببرد و تلف شود، باید عوض آن را بدهد.