آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
مرجع تقلید شیعه
شرایط مورد معامله و بهاى آن
«مسألۀ 2285» کالایى که فروخته مى شود و چیزى که به عنوان بهاى آن گرفته مى شود چهار شرط دارد:
اوّل: مقدار آن با وزن یا پیمانه یا شماره و مانند اینها معلوم باشد. دوم: بتوانند آن را تحویل دهند، بنابراین فروختن اسبى که فرار کرده صحیح نیست. سوم: آن ویژگى هایى از کالا که به واسطۀ آنها میل مردم به کالا و بهاى آن تفاوت مى کند، تعیین گردد. چهارم:
بنابر احتیاط خودِ کالا را بفروشد نه منفعت آن را، اگرچه جواز فروش منفعت خالى از قوت نیست؛ پس اگر مثلاً منفعت یک سالۀ خانه را بفروشد صحیح است و چنانچه خریدار به جاى پول، منفعت مِلک خود را بدهد، مثلاً فرشى را از کسى بخرد و عوض آن منفعت یک سالۀ ملک خود را به او واگذار کند، اشکال ندارد و همچنین خرید و فروش
حقوقى که قابل نقل و انتقال و معاوضه مى باشند، مانند حق تألیف، جایز است و احکام اینها در مسائل آینده گفته خواهد شد.
«مسألۀ 2286» کالایى را که در شهرى با وزن یا پیمانه معامله مى کنند، در آن شهر انسان باید با وزن و پیمانه بخرد؛ ولى مى تواند همان جنس را در شهرى که با دیدن معامله مى کنند، با دیدن خریدارى نماید.
«مسألۀ 2287» چیزى را که با وزن خرید و فروش مى کنند، با پیمانه هم مى شود معامله کرد؛ مثلاً اگر مى خواهد ده من گندم بفروشد، با پیمانه اى که یک من گندم مى گیرد، ده پیمانه بدهد.
«مسألۀ 2288» اگر یکى از شرطهایى که گفته شد، در معامله نباشد، معامله باطل است؛ ولى اگر خریدار و فروشنده راضى باشند که در مال یکدیگر تصرّف کنند، تصرّف آنها اشکال ندارد.
«مسألۀ 2289» خرید و فروش ملکى که آن را به دیگرى اجاره داده اند اشکال ندارد، ولى استفاده از آن ملک در مدّت اجاره، از آنِ مستأجر است و اگر خریدار نداند که آن ملک را اجاره داده اند یا به گمان این که مدّت اجاره کم است، ملک را خریده باشد، پس از اطّلاع مى تواند معامله را به هم بزند.
«مسألۀ 2290» هرگاه خریدار کالا را براى دیدن یا تصمیم گرفتن از فروشنده بگیرد و مدّتى نزد او بماند و از بین برود، در صورتى که صاحب مال شرط کرده باشد که عاریه مضمونه باشد یا خریدار در حفظ آن افراط و تفریط کرده باشد، باید عوض آن را به صاحبش بپردازد.
«مسألۀ 2291» اگر کسى در کالا یا عوض آن حقّى داشته باشد، مثل این که مالى را پیش او گرو گذاشته باشند، مالک مى تواند بدون اجازۀ او آن را بفروشد و اگر مشترى جاهل باشد، پس از آگاهى مى تواند معامله را به هم بزند.
