آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

مرجع تقلید شیعه

زن هایى که ازدواج با آنها حرام است

«مسألۀ 2849» ازدواج با زن هایى که مثل مادر و خواهر و مادر زن با انسان محرم هستند، حرام است.

«مسألۀ 2850» اگر کسى زنى را براى خود عقد نماید - اگرچه با او آمیزش نکند - مادر و مادرِ مادر آن زن و مادر پدر او هر چه بالا روند، به آن مرد مَحرم مى شوند.

«مسألۀ 2851» اگر زنى را عقد کند و با او آمیزش نماید، دختر و نوۀ دخترى و پسرى آن زن هر چه پایین روند - چه در وقت عقد موجود باشند یا بعد به دنیا بیایند - به آن مرد مَحرم مى شوند.

«مسألۀ 2852» اگر با زنى که براى خود عقد کرده آمیزش نکرده باشد، تا وقتى که آن زن در عقد اوست، نمى تواند با دختر او ازدواج کند.

«مسألۀ 2853» عمّه و خالۀ پدر و عمّه و خالۀ پدرِ پدر وعمّه و خالۀ مادر و عمّه و خالۀ مادر مادر هر چه بالا روند، به انسان محرمند و با آنان نمى توان ازدواج کرد.

«مسألۀ 2854» پدر و جدّ شوهر، هر چه بالا روند و پسر و نوۀ پسرى و دخترى او هر چه پایین آیند - چه در هنگام عقد موجود باشند یا بعد به دنیا بیایند - به زن او محرم هستند.

«مسألۀ 2855» اگر زنى را براى خود عقد کند، دائم باشد یا موقّت، تا وقتى که آن زن در عقد اوست، نمى تواند با خواهر آن زن ازدواج نماید.

«مسألۀ 2856» اگر زن خود را به ترتیبى که در کتاب طلاق گفته مى شود، طلاق رجعى دهد، در بین عدّه نمى تواند خواهر او را عقد نماید، بلکه در عدّۀ طلاق بائن هم که بعد بیان مى شود، احتیاط مستحب آن است که از ازدواج با خواهر او خوددارى نماید امّا در مدّت عدّه ازدواج موقّت - اگرچه بائن است - احتیاط واجب آن است که با خواهر او ازدواج نکند.

«مسألۀ 2857» انسان نمى تواند بدون اجازۀ زن خود، با خواهرزاده یا برادرزادۀ او ازدواج کند؛ ولى اگر بدون اجازۀ زن خود آنان را عقد نماید و بعد زن بگوید: «به آن عقد راضى هستم»، اشکال ندارد.

«مسألۀ 2858» اگر زن بفهمد شوهرش برادرزاده یا خواهرزادۀ او را عقد کرده و حرفى نزند، چنانچه بعد رضایت ندهد عقد آنان باطل است، بلکه اگر از حرف نزدن زن هم معلوم باشد که باطناً راضى بوده است، احتیاط واجب آن است که شوهر زن با طلاق از برادرزاده یا خواهرزاده او جدا شود، مگر آن که اجازه بدهد.

«مسألۀ 2859» انسان مى تواند با عمّه یا خالۀ همسر خود بدون اجازۀ او ازدواج نماید.

«مسألۀ 2860» اگر انسان پیش از آن که دختر عمّه یا دختر خالۀ خود را بگیرد، با مادر آنان زنا کند، دیگر نمى تواند با آنان ازدواج نماید.

«مسألۀ 2861» اگر با دختر عمّه یا دختر خالۀ خود ازدواج نماید و پیش از آن که با آنان آمیزش کند، با مادر آنان زنا نماید، عقد آنان اشکال ندارد.

«مسألۀ 2862» اگر با زنى غیر از عمّه و خالۀ خود زنا کند، احتیاط واجب آن است که با دختر او ازدواج نکند، ولى اگر زنى را عقد نماید و با او آمیزش کند و بعد با مادر او زنا کند، آن زن بر او حرام نمى شود و همچنین است اگر بعد از عقد و پیش از آن که با همسرش آمیزش کند با مادر او زنا نماید، ولى در این صورت احتیاط مستحب آن است که از آن زن جدا شود.

«مسألۀ 2863» زن مسلمان نمى تواند به عقد کافر درآید، مرد مسلمان هم نمى تواند با زن هاى کافر غیر اهل کتاب - یهودى، مسیحى و زرتشتى - ازدواج کند، ولى ازدواج دائم یا موقّت با زن هاى اهل کتاب مانعى ندارد؛ البته چنانچه مردى همسر مسلمان داشته باشد، بدون اجازۀ او نمى تواند با زن کتابى ازدواج نماید مگر آن که او را متعه نماید و مدّت ازدواجش بسیار کوتاه باشد.

«مسألۀ 2864» زن شوهردار اگر زنا بدهد، بنابر احتیاط واجب بر زانى حرام ابدى مى شود، ولى بر شوهر خود حرام نمى شود و چنانچه توبه نکند و بر عمل خود باقى باشد، بهتر است که شوهر او را طلاق دهد، ولى باید مهریّۀ او را بدهد.

«مسألۀ 2865» اگر با زنى که در عدّۀ طلاق رجعى است زنا کند، بنابر احتیاط واجب آن زن بر او حرام مى شود و اگر با زنى که در عدّه ازدواج موقّت یا طلاق بائن یا عدّه وفات است زنا کند، بعد مى تواند او را عقد نماید، اگرچه احتیاط مستحب آن است که با او ازدواج نکند و معناى طلاق رجعى و طلاق بائن و عدّۀ ازدواج موقّت و عدّۀ وفات در احکام طلاق گفته خواهد شد.

«مسألۀ 2866» اگر با زن بى شوهرى که در عدّه نیست زنا کند، بعد مى تواند آن زن را براى خود عقد نماید، ولى احتیاط مستحب آن است که صبر کند تا آن زن حیض ببیند و بعد او را عقد نماید و همچنین است اگر دیگرى بخواهد آن زن را عقد کند.

«مسألۀ 2867» اگر زنى را که در عدّۀ مرد دیگرى است، براى خود عقد کند، عقدشان باطل است و نسبت به ازدواج بعدى آنان با یکدیگر، مسأله سه صورت دارد:
اوّل: بین آنان آمیزش صورت گرفته باشد که در این صورت بر یکدیگر حرام ابدى هستند و دیگر نمى توانند با یکدیگر ازدواج نمایند.
دوم: بین آنان آمیزشى صورت نگرفته باشد، ولى مرد و زن یا یکى از آن دو در حال عقد بدانند که زن در عدّه است و بدانند که ازدواج در حال عدّه حرام است که در این صورت نیز بر یکدیگر حرام ابدى هستند.
سوم: بین آنان آمیزشى صورت نگرفته باشند و هیچ کدام در حال عقد نمى دانسته اند
که زن در عدّه است یا نمى دانسته اند که عقد کردن زن در حال عدّه حرام است که در این صورت بعد از تمام شدن عدّۀ زن، مى توانند با یکدیگر ازدواج کنند.
و اگر انسان با زن شوهردارى ازدواج کند نیز حکم آن مانند ازدواج با زنى است که در حال عدّه است.

«مسألۀ 2868» اگر مرد نداند که زن در عدّه است یا نداند که عقدِ در عدّه حرام است و با او ازدواج کند، چنانچه زن هم نداند و بچّه اى از آنان به دنیا آید، حلال زاده است و شرعاً فرزند هر دو مى باشد؛ ولى اگر زن مى دانسته که در عدّه است و نیز مى دانسته که عقد در عدّه حرام است و مرد نمى دانسته، بچّه شرعاً ملحق به پدر است و بین بچه و مادر ارثى نمى باشد.

«مسألۀ 2869» زنى که او را طلاق داده اند و زنى که صیغه بوده و شوهرش مدّت او را بخشیده یا مدّت او تمام شده، چنانچه بعد از مدّتى شوهر کند و بعد شک کند که هنگام عقد بستن با شوهر دوم، عدّۀ شوهر اوّل تمام شده بوده یا نه، در صورتى که بداند یا احتمال دهد که در هنگام شوهر کردن متوجّه حال خود و بى مانع بودن خود بوده است، نباید به شکّ خود اعتنا کند.

«مسألۀ 2870» مادر و خواهر و دختر کسى که لواط داده، بر لواط کننده حرام مى باشند - اگرچه لواط کننده و لواط دهنده بالغ نباشند - ولى اگر گمان کند که دخول شده یا شک کند که دخول شده یا نه، بر او حرام نمى شوند.

«مسألۀ 2871» اگر با مادر یا خواهر یا دختر کسى ازدواج نماید وبعد از ازدواج با آن شخص لواط کند، آنها بر او حرام نمى شوند.

«مسألۀ 2872» اگر کسى که در حال احرام است با زنى ازدواج نماید، عقد او باطل است و چنانچه مى دانسته که زن گرفتن بر او حرام است، دیگر نمى تواند آن زن را عقد کند.

«مسألۀ 2873» اگر زنى که در حال احرام است با مردى که در حال احرام نیست ازدواج کند، عقد او باطل است و اگر زن مى دانسته که ازدواج کردن در حال احرام حرام
است، احتیاط مستحب آن است که بعد هم با آن مرد ازدواج نکند.

«مسألۀ 2874» اگر مرد طواف نساء را که یکى از اعمال حجّ و عمره مفرده است بجا نیاورد، استمتاع از زن که به واسطۀ مُحْرِم شدن بر او حرام شده بود، بر او حلال نمى شود و نیز اگر زن طواف نساء نکند، استمتاع از شوهر بر او حلال نمى شود، ولى اگر بعداً طواف نساء را انجام دهند، این استمتاع حلال مى شود.

«مسألۀ 2875» اگر کسى دختر نابالغى را برا ى خود عقد کند و پیش از آن که نُه سال دختر تمام شود، با او آمیزش و دخول کند، چنانچه دختر در اثر آمیزش افضا شود - یعنى راه ادرار و حیض او یکى شود - هیچ وقت نباید با او آمیزش کند و باید علاوه بر مهریّه و دیۀ افضا، نفقۀ او را تا آن زن زنده است، بپردازد.

«مسألۀ 2876» زنى که سه مرتبه او را طلاق داده اند، بر شوهرش حرام مى شود، ولى اگر با شرایطى که در کتاب طلاق گفته خواهد شد، زن با مرد دیگرى ازدواج کند، شوهر اوّل مى تواند در صورتى که شوهر دوم او را طلاق دهد یا بمیرد، دوباره او را براى خود عقد نماید.

«مسألۀ 2877» اگر مرد با زن خود نزد حاکم شرع «لِعان» کند، آن زن براى همیشه بر آن مرد حرام مى شود.

«مسألۀ 2878» قرابتى که بر اثر شیر دادن (رضاع) حاصل مى شود، با شرایطى موجب حرمت نکاح مى گردد که در احکام محرمیّت به سبب شیر دادن خواهد آمد.