آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
مرجع تقلید شیعه
معاملات باطل
«مسألۀ 2244» در چند مورد معامله باطل است:
اوّل: خرید و فروش عین نجسى که از آن منفعت حرام برده مى شود، مثل مشروبات الکلى؛ ولى خرید و فروش چیزهایى مثل مدفوع جهت کُود کشاورزى و سگ شکارى تعلیم دیده و خون انسان براى تزریق به بیمار که منفعت حلال دارند، اشکال ندارد.
دوم: خرید و فروش مال غصبى، مگر آن که صاحب آن، معامله را بپذیرد.
سوم: خرید و فروش چیزهایى که مالیّت و ارزش عقلایى ندارند.
چهارم: معامله چیزى که منافع معمولى آن حرام باشد، مثل آلات قمار.
پنجم: معامله اى که در آن ربا باشد و «غِشّ» در معامله - یعنى فروختن جنسى که با چیز دیگرى مخلوط است، در صورتى که آن چیز معلوم نباشد و فروشنده هم به خریدار نگوید مثل شیرى که در آن آب ریخته است - حرام است. از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم منقول است که فرمود: «از ما نیست کسى که در معاملۀ با مسلمانان غِشّ کند (و این فرمایش را سه بار تکرار فرمودند) و هر که با برادر مسلمان خود غشّ کند، خداوند برکت روزى او
را مى برد و راه معاش او را مى بندد و او را به خودش و اگذار مى کند.»
«مسألۀ 2245» فروختن چیز پاکى که نجس شده و آب کشیدن آن ممکن است، اشکال ندارد، ولى اگر مشترى بخواهد آن چیز را بخورد، بنابر احتیاط واجب باید فروشنده نجس بودن آن را به او بگوید.
«مسألۀ 2246» اگر چیز پاکى که آب کشیدن آن ممکن نیست، مثل روغن، نجس شود، چنانچه خریدار آن را براى خوردن بخرد، معامله باطل و عمل حرام است و اگر براى کارى بخواهد که شرط آن پاک بودن نیست، مثلاً بخواهند نفت نجس را بسوزانند، فروختن آن اشکال ندارد.
«مسألۀ 2247» معاملۀ دارویى که عین آن نجس است، در صورت ضرورت و انحصار، اشکال ندارد.
«مسألۀ 2248» خرید و فروش روغن و داروهاى روان و عطرهایى که از ممالک غیر اسلامى مى آورند، اگر نجس بودن آنها معلوم نباشد، اشکال ندارد و همچنین شربتى که به عنوان دارو از کشورهاى غیر اسلامى وارد مى شود - هرچند بعضى از اجزاى آن نجس باشد - اگر جایگزین نداشته باشد، معاملۀ آن جایز و صحیح است؛ ولى روغنى که از مردار گرفته مى شود - چه از دست کافر و چه از دست مسلمان گرفته شود - نجس و معاملۀ آن باطل است؛ اما روغنى که معلوم نیست که از مردار گرفته شده یا نه و شک در ذبح آن وجود دارد، چنانچه از دست مسلمان گرفته شود، پاک و معاملۀ آن صحیح است و اگر از دست کافر گرفته شود، نجس و معامله آن باطل است، مگر آن که بداند آن کافر آن را از مسلمان خریده است.
«مسألۀ 2249» اگر روباه و مانند آن را به غیر دستورى که در شرع معیّن شده کشته باشند یا خودش مرده باشد، خرید و فروش پوست آن حرام و معاملۀ آن باطل است؛ مگر آن که در آن منفعت عقلایى حلالى وجود داشته باشد، مانند این که با آن لباس تهیه کنند تا در غیر نماز و طواف از آن استفاده کنند که در این صورت معامله آن3.
جایز و صحیح است.
«مسألۀ 2250» خرید و فروش گوشت و پیه و چرمى که از ممالک غیر اسلامى مى آورند یا از دست کافر گرفته مى شود، باطل است؛ ولى اگر انسان بداند که آنها از حیوانى است که به دستور شرع کشته شده، خرید و فروش آنها اشکال ندارد.
«مسألۀ 2251» خرید و فروش گوشت و پیه و چرمى که از دست مسلمان گرفته شود اشکال ندارد، ولى اگر انسان بداند که آن مسلمان آن را از دست کافر گرفته و تحقیق نکرده که از حیوانى است که به دستور شرع کشته شده یا نه، خریدن آن حرام و معاملۀ آن باطل است.
«مسألۀ 2252» اگر گوشت یا پوست و یا سایر اجزاى مردار به جز استفاده در مواردى که پاک بودن در آن شرط است، منافع قابل توجّه دیگرى داشته باشند - مانند این که براى خوراک دام و طیور و یا تبدیل آنها به کود و مانند آن توسط دستگاه هاى جدید مورد بهره بردارى قرار گیرند و یا این که با چرم و یا پوست لباس تهیه کنند تا در غیر نماز و طواف از آن استفاده کنند - ظاهراً خرید و فروش آنها به همین قصد اشکال ندارد.
«مسألۀ 2253» خرید و فروش خون براى انتفاع حلال جایز است؛ بنابراین خرید و فروش خون براى تزریق به بیمار اشکال ندارد، مگر این که گرفتن خون براى خون دهنده ضرر قابل توجه داشته باشد.
«مسألۀ 2254» وزن یا حجم خونى که مورد خرید و فروش قرار مى گیرد، باید معلوم باشد، ولى در صورتى که وزن و مقدار آن را ندانند، مى توانند مصالحه نمایند.
«مسألۀ 2255» انسان مى تواند بعضى از اعضاى خود را مانند کلیه، براى پیوند به شخص دیگرى بفروشد، به شرط آن که براى خود او ضرر قابل توجّهى نداشته باشد.
«مسألۀ 2256» خرید و فروش مست کننده ها و مواد مخدر، حرام و معاملۀ آنها باطل است.
«مسألۀ 2257» اگر قصد خریدار این باشد که پول جنس را ندهد، چنانچه قصد جدّى معامله را داشته باشد، معامله صحیح است، ولى پول جنس را مدیون است.
«مسألۀ 2258» اگر خریدار بخواهد پول جنس را بعداً از مال حرام بدهد - چه از اوّل قصد او این باشد یا از اوّل قصد او این نباشد - معامله صحیح است، ولى باید مبلغى را که بدهکار است از مال حلال بدهد.
«مسألۀ 2259» خرید و فروش چیزهاى بى ارزش مانند یک پرِ کاه باطل است.
«مسألۀ 2260» خرید و فروش آلاتى که براى خصوص لهو به کار مى روند و استفادۀ عقلایى حلالى براى آنها وجود ندارد، حرام و باطل است.
«مسألۀ 2261» اگر چیزى را که مى شود استفادۀ حلال از آن ببرند، به این قصد بفروشند که آن را در حرام مصرف کنند، حرام و باطل بودن آن معامله معلوم نیست، مگر این که عرفاً فروش آن را کمک رساندن به انجام عمل حرام بدانند و اگر فروش آن به قصد استفادۀ حرام نباشد، جایز است؛ بنابر این خرید و فروش چیزهایى مانند تلویزیون، ویدئو و دستگاه گیرندۀ ماهواره که زمینۀ کاربرد حرام نیز دارند، اگر به قصد استفادۀ حرام نباشد، اشکال ندارد و در انگور اگر آن را به این قصد بفروشند که از آن شراب تهیّه نمایند، معاملۀ آن حرام و باطل است.
«مسألۀ 2262» ساختن مجسّمۀ انسان و حیوانات در صورتى که براى پرستش یا در معرض آن باشد جایز نیست؛ بلکه بنابر احتیاط از ساختن آن در هر حال باید اجتناب شود؛ ولى خرید و فروش مجسّمه و نیز کالایى که روى آن چهرۀ انسان یا حیوان کنده کارى یا نقاشى شده، اشکال ندارد.
«مسألۀ 2263» خریدن چیزى که از راه قمار یا غصب و دزدى یا از راه معاملۀ باطل تهیّه شده، باطل و تصرّف در آن مال حرام است و اگر کسى آن را بخرد، باید به صاحب اصلى آن برگرداند.
«مسألۀ 2264» اگر روغنى را که با پیه مخلوط است بفروشد، چنانچه آن را معیّن کند، مثلاً بگوید: «این یک کیلو روغن را مى فروشم»، مشترى مى تواند معامله را به هم بزند؛ ولى اگر آن را معیّن نکند، بلکه یک کیلو روغن بفروشد و بعد روغنى را که پیه دارد بدهد، مشترى مى تواند آن روغن را پس بدهد و روغن خالص مطالبه نماید.
«مسألۀ 2265» اگر مقدارى از جنسى را که با وزن یا پیمانه مى فروشند، به زیادتر از همان جنس بفروشد، مثلاً یک کیلو گندم را به یک کیلو و نیم گندم بفروشد، ربا و حرام است و گناه یک درهم ربا بزرگ تر از آن است که انسان هفتاد مرتبه با محرم خود زنا کند. بلکه اگر یکى از دو جنس سالم و دیگرى معیوب باشد یا جنس یکى خوب و جنس دیگرى بد باشد یا با یکدیگر تفاوت قیمت داشته باشند، چنانچه بیشتر از مقدارى که مى دهد بگیرد، باز هم ربا و حرام است؛ پس اگر مِس سالم را بدهد و بیشتر از آن مس شکسته بگیرد یا برنج درجۀ یک را بدهد و بیشتر از آن برنج نامرغوب بگیرد یا طلاى ساخته را بدهد و بیشتر از آن طلاى نساخته بگیرد، ربا و حرام مى باشد. در معاملۀ ربوى علاوه بر آن که مقدار زیادى حرام است، اصل معامله نیز باطل مى باشد.
«مسألۀ 2266» اگر چیزى که اضافه مى گیرد غیر از جنسى باشد که مى فروشد، مثلاً یک کیلو گندم را به یک کیلو گندم و یک ریال پول بفروشد، باز هم ربا و حرام است؛ بلکه اگر چیزى زیادتر نگیرد، ولى شرط کند که خریدار عملى براى او انجام دهد، ربا و حرام مى باشد.
«مسألۀ 2267» اگر چیزى مثل پارچه را که با متر و ذرع مى فروشند یا چیزى مثل گردو و تخم مرغ را که با شماره معامله مى کنند، بفروشند و در مقابل از همان جنس زیادتر بگیرند - مثلاً ده تا تخم مرغ بدهند و یازده تا بگیرند، یا یک متر پارچه را بفروشند و یک متر و بیست سانتیمتر پارچه عوض آن بگیرند - اشکال ندارد.
«مسألۀ 2268» جنسى که در بعضى از شهرها با وزن یا پیمانه آن را مى فروشند و در بعضى از شهرها با شماره آن را معامله مى کنند، اگر در شهرى که آن را با وزن یا پیمانه مى فروشند، در مقابل فروش آن از همان جنس زیادتر بگیرند، ربا و حرام است ولى در شهر دیگر ربا نیست.
«مسألۀ 2269» اگر چیزى که مى فروشد و عوضى که مى گیرد از یک جنس نباشند، گرفتن زیادى اشکال ندارد؛ پس اگر یک کیلو برنج بفروشد و دو کیلو گندم بگیرد، معامله7.
صحیح است.
«مسألۀ 2270» اگر جنسى که مى فروشد و عوضى که مى گیرد از یک چیز عمل آمده باشند، باید در معامله زیادى نگیرد؛ پس اگر یک کیلو ماست بفروشد و در عوض آن یک کیلو و نیم شیر بگیرد، ربا و حرام است و احتیاط واجب آن است که اگر میوۀ رسیده را با میوۀ نارس معامله مى کند، زیادى نگیرد.
«مسألۀ 2271» جو و گندم در «ربا» یک جنس حساب مى شوند؛ پس اگر یک کیلو گندم بدهد و یک کیلو و نیم جو بگیرد، ربا و حرام است و نیز اگر مثلاً ده کیلو جو بخرد که سرِ خرمن ده کیلو گندم بدهد، چون جو را نقد گرفته و بعد از مدّتى گندم را مى دهد، مثل آن است که زیادى گرفته و حرام مى باشد.
«مسألۀ 2272» اگر چیزى به یکى از دو طرف یا به هر دو طرف معامله اضافه کنند که از بیع مثل به مثل خارج شود، تفاوت وزن یا پیمانه دو طرف معامله موجب ربا نمى شود؛ مثلاً اگر دو کیلو گندم بد را به ضمیمه مقدارى پارچه به یک کیلو گندم خوب بفروشند، اشکال ندارد.
«مسألۀ 2273» معامله ربوى با کافرى که در کشور مسلمین زندگى مى کند جایز نیست، ولى چنانچه معامله صورت بگیرد، ربایى که از او گرفته است حلال است؛ اما کافرى که در پناه اسلام نیست ربا گرفتن از او و معاملۀ ربوى با او بدون اشکال است.
همچنین پدر و فرزند و زن دائمى و شوهر مى توانند ازیکدیگر ربا بگیرند.
«مسألۀ 2274» خرید و فروش پول هاى غیر همجنس نظیر معامله «ریال» در مقابل «دلار» یا «پوند» و یا غیر آن، اگر به قصد فرار از رباى قرضى نباشد اشکال ندارد.
