آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

مرجع تقلید شیعه

نماز قضا

اشاره

«مسألۀ 1409» کسى که نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده، باید قضاى آن را بجا آورد، اگرچه در تمام وقت نماز خواب مانده یا به واسطۀ مستى نماز نخوانده باشد.

«مسألۀ 1410» نمازهاى واجب شبانه روزى که زن در حال حیض یا نفاس نخوانده قضا ندارند، همچنین نمازهاى واجبى که از انسان در حال کفر یا جنون یا بى هوشى که به اختیار خود نبوده ترک شده - در صورتى که کفر یا جنون یا بى هوشى در همۀ وقت نماز
بوده باشد - قضا ندارند، ولى اگر در وقت نماز، مسلمان یا عاقل شود یا به هوش آید و یا پاک گردد، باید نماز خود را بجا آورد، هر چند تنها به مقدار یک رکعت از وقت باقى مانده باشد.

«مسألۀ 1411» اگر در مقدارى از وقت نماز عذر داشته باشد و نتواند نماز بخواند، ولى در بخشى از وقت، به مقدار خواندن نماز (پس از انجام دادن مقدمات آن) وقت داشته باشد و نماز را بجا نیاورد، باید قضاى آن نماز را بجا آورد.

«مسألۀ 1412» اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازى که خوانده باطل بوده، باید قضاى آن را بخواند.

«مسألۀ 1413» کسى که نماز قضا دارد، نباید در خواندن آن کوتاهى کند، ولى واجب نیست فوراً آن را بجا آورد.

«مسألۀ 1414» کسى که نماز قضا دارد مى تواند نماز مستحبّى بخواند.

«مسألۀ 1415» اگر انسان احتمال دهد که نماز قضایى دارد یا نمازهایى که خوانده صحیح نبوده، مستحب است احتیاطاً قضاى آن را بجا آورد.

«مسألۀ 1416» در بجا آوردن قضاى نمازهاى واجب شبانه روزى مراعات ترتیب لازم نیست، مگر در قضاى نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشاء از یک روز؛ بنابر این کسى که مثلاً یک روز نماز عصر و روز بعد نماز ظهر را نخوانده، لازم نیست اوّل نماز عصر و بعد از آن نماز ظهر را قضا نماید.

«مسألۀ 1417» اگر بخواهد قضاى چند نماز غیر از نمازهاى شبانه روزى مانند نماز آیات را بخواند یا مثلاً بخواهد قضاى یک نماز شبانه روزى و چند نماز غیر آن را بخواند، لازم نیست آنها را به ترتیب بجا آورد.

«مسألۀ 1418» اگر کسى نداند کدام یک از نمازهایى که از او قضا شده مقدم بوده، لازم نیست به نحوى بخواند که ترتیب حاصل شود بلکه مى تواند هر یک را مقدّم بدارد.

«مسألۀ 1419» اگر کسى که نمازهایى از او قضا شده بداند کدام یک جلوتر قضا شده، احتیاط مستحب آن است که به ترتیب قضا کند و آنچه اوّل قضا شده را اوّل و دومى را
بعد و به همین نحو بخواند.

«مسألۀ 1420» کسى که چند نماز از او قضا شده و شمارۀ آنها را نمى داند، مثلاً نمى داند چهار نماز بوده یا پنج نماز، چنانچه مقدار کمتر را بخواند کافى است و همچنین اگر شمارۀ آنها را مى دانسته و فراموش کرده، اگر مقدار کمتر را بخواند کفایت مى کند.

«مسألۀ 1421» کسى که نماز قضایى از روزهاى پیش دارد، مى تواند قبل از خواندن نمازى که قضا شده نماز ادا بخواند و لازم نیست نماز قضا را مقدم بدارد، ولى اگر نماز قضا از همان روز باشد - مثل این که نماز صبح او قضا شده و بخواهد نماز ظهر بخواند - و وقت نیز براى خواندن آن داشته باشد، بنابر احتیاط واجب باید نماز قضا را پیش از نماز ادا بخواند و اگر سهواً مشغول نماز ادا شده باشد، چنانچه قبل از گذشتن از محل عدول متوجّه شود، بنابر احتیاط واجب باید نیّت خود را به نماز قضا برگرداند و آن را بخواند.

«مسألۀ 1422» کسى که مى داند یک نماز چهار رکعتى نخوانده و نمى داند نماز ظهر است یا عصر یا عشاء، اگر به نیّت قضاى نمازى که نخوانده یک نماز چهار رکعتى بخواند، کافى است و در بلند یا آهسته خواندن این نماز مخیّر است.

«مسألۀ 1423» کسى که نماز قضا به عهده دارد و نمى تواند نمازهاى خود را به طور کامل و با رعایت همۀ شرایط آن بخواند، اگر بداند و یا گمان داشته باشد که در مدت کوتاهى عذر او برطرف خواهد شد، باید انجام نماز قضا را تا برطرف شدن عذر به تأخیر اندازد، وگرنه مى تواند در حال عذر نمازهاى قضاى خود را بجا آورد و اگر بعد از آن عذر او برطرف شد، لازم نیست آنها را اعاده نماید.

«مسألۀ 1424» تا انسان زنده است، اگرچه از خواندن نمازهاى قضاى خود عاجز باشد، دیگرى نمى تواند نمازهاى او را قضا کند.

«مسألۀ 1425» نماز قضا را با جماعت مى شود خواند، چه نماز امام جماعت ادا باشد یا قضا - به شرط این که نماز قضاى امام یقینى باشد نه احتیاطى - و لازم نیست هر دو یک نماز را بخوانند؛ مثلاً اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر یا عصر امام بخواند، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1426» کسى که هنگام نماز، آب براى وضو یا غسل ندارد و چیزى هم که
تیمّم بر آن صحیح است در اختیارش نیست، باید پس از وقت هرگاه توانست وضو یا غسل یا تیمّم کند و آن را قضا نماید و احتیاط واجب آن است که در وقت نیز آن نماز را بدون طهارت به جا آورد.

«مسألۀ 1427» کسى که تا نصف شب خواب مانده و نماز عشاى او قضا شده، مستحب است علاوه بر قضاى نماز، فرداى آن روز را نیز روزه بگیرد و در صورتى که بیدار بوده و در اثر فراموشى یا به علّت دیگر نماز عشاى او قضا شده باشد، این حکم جارى نمى شود و فقط قضاى نماز کفایت مى کند.

«مسألۀ 1428» مستحب است بچّۀ ممیّز (یعنى بچّه اى که خوب و بد را مى فهمد) را به نماز خواندن و عبادت هاى دیگر عادت دهند، بلکه مستحب است او را با رعایت اعتدال و بدون این که باعث انزجار وى گردند، به قضاى نمازها نیز وادار نمایند.

قضاى نماز و روزۀ پدر

«مسألۀ 1429» اگر پدر نماز خود را بجا نیاورده باشد، چنانچه از روى نافرمانى ترک نکرده باشد و مى توانسته قضا کند، بر پسر بزرگ تر واجب است که بعد از مرگ او قضاى نمازهایش را بجا آورد یا براى آنها اجیر بگیرد، بلکه اگر از روى نافرمانى نیز ترک کرده باشد، واجب است به همین نحو عمل کند، مگر این که از روى عناد و انکار ترک کرده باشد و یا این که در مدت نسبتاً زیادى نماز را به جهت کوتاهى و سستى نخوانده باشد و نیز روزه اى را که در سفر نگرفته - اگرچه نمى توانسته آن را قضا کند - واجب است که پسر بزرگ تر قضا نماید یا براى انجام دادن آن اجیر بگیرد و اگر پدر به جهت عذر دیگر (مثل مریضى) روزه نگرفته باشد، چنانچه در حال حیات مى توانسته آن را قضا کند و قضا نکرده، پسر بزرگ تر باید قضاى آن را به جا آورد، و گرنه قضاى آن بر او واجب نیست.

«مسألۀ 1430» منظور از پسر بزرگ، بزرگ ترین پسر در حال مرگ پدر است و اگر کسى در حال مرگ، پسر نداشته باشد، بنابر احتیاط واجب بزرگ ترین مرد که در نزدیک ترین طبقۀ ارث به او قرار دارد، باید قضاى نمازهاى او را بجا آورد.

«مسألۀ 1431» اگر پدر بعد از داخل شدن وقت نماز و گذشتن مقدارى از آن که مى توانسته در آن مدّت نماز بخواند بمیرد، بر پسر بزرگ تر لازم است آن نماز را بدون نیّت ادا و قضا و به قصد ما فى الذمّه از طرف پدر بجا آورد.

«مسألۀ 1432» اگر پسر بزرگ تر براى انجام قضاى نماز و روزۀ پدر شخصى را اجیر کند، اجیر باید نماز و روزه را به نیابت از میّت بجا آورد نه به نیابت از پسر.

«مسألۀ 1433» اگر پسر بزرگ تر شک داشته باشد که پدر نماز و روزۀ قضا داشته یا نه، چیزى بر او واجب نیست.

«مسألۀ 1434» اگر پسر بزرگ تر بداند که پدر او نماز قضا داشته و شک کند که بجا آورده یا نه، باید آنها را قضا نماید.

«مسألۀ 1435» اگر معلوم نباشد پسر بزرگ تر کدام است، قضاى نماز و روزۀ پدر بر هیچ کدام از پسرها واجب نیست؛ ولى احتیاط مستحب آن است که نماز و روزۀ او را بین خود قسمت کنند یا براى انجام آنها قرعه بزنند.

«مسألۀ 1436» کسى که قضاى نماز پدر به عهدۀ اوست، لازم نیست فوراً آنها را بجا آورد، اگرچه بهتر است به تأخیر نیندازد.

«مسألۀ 1437» اگر میّت وصیّت کرده باشد که براى نماز و روزۀ او اجیر بگیرند، بعد از آن که اجیر نماز و روزۀ او را به نحو صحیح بجا آورد، بر پسر بزرگ تر چیزى واجب نیست.

«مسألۀ 1438» اگر پسر بزرگ تر بخواهد قضاى نماز پدر را بخواند، باید در اجزا و شرایط نماز و احکام شک و سهو، بر طبق تکلیف خود عمل کند.

«مسألۀ 1439» کسى که خودش نماز و روزۀ قضا دارد، اگر نماز و روزۀ پدر هم بر او واجب شود، هر کدام را اوّل بجا آورد صحیح است.

«مسألۀ 1440» پسرى که مکلّف نشده ولى خوب و بد را تشخیص مى دهد و نماز و روزۀ خود را به نحو صحیح به جا مى آورد، مى تواند قضاى نماز و روزۀ پدر خود را بجا آورد.

«مسألۀ 1441» اگر پسر بزرگ تر پیش از آن که نماز و روزۀ پدر را قضا کند بمیرد، بر پسر دوم چیزى واجب نیست، مگر این که قبل از گذشتن زمانى که در آن مدّت
مى توانسته قضاى نماز و روزه را به جا آورد، بمیرد که در این صورت بر پسر بزرگ تر بعدى واجب است همان مقدار از نماز و روزه پدر را که پسر اول وقت قضا کردن آنها را نداشته، قضا نماید.

«مسألۀ 1442» قضاى نماز و روزۀ مادر بر پسر بزرگ تر واجب نیست، اگرچه بهتر است آنها را بجا آورد.

نایب گرفتن براى نماز

«مسألۀ 1443» بعد از مرگِ انسان، مى توان براى نماز و عبادت هاى دیگر او که در زندگى بجا نیاورده، شخص دیگرى را نایب گرفت، یعنى به او مزد داد تا آنها را به نیابت از میّت بجا آورد و اگر کسى بدون مزد نیز آنها را انجام دهد، صحیح است.

«مسألۀ 1444» انسان مى تواند براى بعضى از کارهاى مستحبّى، مثل حج، عمره، طواف از طرف کسى که در مکه نیست، قرائت قرآن، زیارت قبر پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام و توابع آن مثل نماز زیارت، از طرف زندگان اجیر شود و ظاهراً نیابت تبرّعى (مجانى) در جمیع مستحبات از طرف افراد زنده اگر به قصد رجا باشد اشکال ندارد؛ اما صحّت اجیر شدن براى غیر از مثل مستحبات ذکر شده، محلّ تأمّل است و نیز انسان مى تواند کار مستحبّى را انجام دهد و ثواب آن را به مردگان یا زندگان هدیه نماید.

«مسألۀ 1445» کسى که براى نماز قضاى میّت اجیر شده، باید یا مجتهد باشد یا مسائل مورد ابتلاى نماز را از روى تقلید به نحو صحیح بداند.

«مسألۀ 1446» اجیر باید هنگام نیّت، میّت را معیّن نماید، ولى لازم نیست اسم او را بداند؛ پس اگر نیّت کند: «از طرف کسى نماز مى خوانم که براى او اجیر شده ام» کافى است.

«مسألۀ 1447» اجیر باید خود را به جاى میّت فرض کند و عبادت هاى او را قضا نماید و یا این که عمل خود را به منزلۀ عمل او قرار دهد و اگر عملى را انجام دهد و ثواب آن را به او هدیه کند، کافى نیست.

«مسألۀ 1448» باید کسى را اجیر کنند که اطمینان داشته باشند که نماز را بجا مى آورد
و لازم نیست اطمینان داشته باشند که به صورت صحیح انجام داده است، بلکه اگر علم به بطلان عمل او نداشته باشند، کافى است.

«مسألۀ 1449» اگر کسى که دیگرى را براى نمازهاى میّت اجیر کرده، بفهمد که اجیر عمل را بجا نیاورده یا باطل انجام داده، باید دوباره اجیر بگیرد.

«مسألۀ 1450» هرگاه شک کند که اجیر عمل را انجام داده یا نه، اگر اجیر بگوید:
«انجام داده ام»، انجام دادن مجدّد لازم نیست و همچنین اگر شک کند که عمل او صحیح بوده یا نه، گرفتن اجیر لازم نیست.

«مسألۀ 1451» بنابر احتیاط واجب نمى توان کسى را که عذرى دارد - مثلاً نشسته و یا با تیمّم و یا با وضوى جبیره اى نماز مى خواند - براى نمازهاى میّت اجیر کرد.

«مسألۀ 1452» مرد براى زن و زن براى مرد مى تواند اجیر شود و در بلند خواندن و آهسته خواندن نماز، باید به تکلیف خود عمل نماید.

«مسألۀ 1453» کسى که براى نماز اجیر شده، باید طبق وظیفۀ خود عمل کند، ولى اگر کیفیّت مخصوصى براى خواندن نماز شرط شده باشد و به نظر اجیر آن کیفیّت موجب بطلان نماز نباشد، باید بر طبق آن عمل کند.

«مسألۀ 1454» اگر با اجیر شرط نکنند که نماز را با چه مقدار از مستحبّات آن بخواند، باید مقدارى از مستحبّات نماز را که معمول است بجا آورد.

«مسألۀ 1455» لازم نیست قضاى نمازهاى میّت به ترتیب خوانده شود، مگر نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشاى قضا شده از یک روز.

«مسألۀ 1456» اگر بخواهند براى میّت چند نفر را اجیر کنند که نماز بخوانند، لازم نیست براى آنها وقت مرتّب معیّن کنند که با هم شروع در عمل نکنند، مگر در مورد نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشاى قضا شده از یک روز.

«مسألۀ 1457» اگر کسى اجیر شود که مثلاً در مدت یک سال نمازهاى میّت را بخواند، ولى پیش از تمام شدن سال بمیرد، باید براى نمازهایى که مى دانند بجا نیاورده، شخص دیگرى را اجیر نمایند، بلکه براى نمازهایى هم که احتمال مى دهند بجا نیاورده،
بنابر احتیاط واجب باید اجیر بگیرند.

«مسألۀ 1458» اگر کسى که براى نمازهاى میّت اجیر کرده اند پیش از تمام کردن نمازها بمیرد و اجرت همۀ آنها را گرفته باشد، چنانچه قید شده باشد که تمام نمازها را خودش بخواند و مدّتى که مى توانسته در خلال آن، عمل را انجام دهد نگذشته باشد، اجاره باطل است و در غیر این صورت موجر از خیار فسخ برخوردار است، یعنى مى تواند اجاره را فسخ کند و پولى را که داده پس بگیرد یا از ورثۀ اجیر بخواهد که از مال او براى انجام دادن آن نمازها اجیر بگیرند، ولى اگر اجیر مال نداشته باشد، بر ورثۀ او چیزى واجب نیست.

«مسألۀ 1459» اگر اجیر پیش از تمام کردن نمازهاى میّت بمیرد و خودش نیز نماز قضا داشته باشد، باید از مال او براى نمازهایى که اجیر بوده، شخص دیگرى را اجیر نمایند و اگر چیزى زیاد آمد، در صورتى که وصیّت کرده باشد و ورثه اجازه بدهند، براى تمام نمازهاى او اجیر بگیرند و اگر اجازه ندهند، ثلث آن را به مصرف نماز خود او برسانند.