آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

مرجع تقلید شیعه

احکام و مسائل عدّه

اشاره

عده بر دو قسم است: 1 - عده طلاق 2 - عده وفات.

1 - عدّۀ طلاق

پس از آن که زن به هر دلیل از شوهر خود جدا شد - خواه با خواندن صیغۀ طلاق باشد یا از موارد فسخ نکاح باشد یا با تمام شدن مدّت و یا بخشیدن مدّت توسّط شوهر در عقد موقّت - باید مدّتى را که در شرع مقدّس تعیین شده به عنوان «عدّه» صبر نماید و در این مدّت از ازدواج با شوهر دیگرى خوددارى نماید.

«مسألۀ 3078» زنى که نُه سال او تمام نشده (در صورتى که بالغ نشده باشد) و زن یائسه، عدّه ندارند، یعنى اگرچه شوهر با او آمیزش کرده باشد، بعد از طلاق مى تواند فوراً شوهر کند.

«مسألۀ 3079» زن بى شوهرى که با او زنا شده، عدّه ندارد و ازدواج با او جایز است؛ ولى بنابر احتیاط از ازدواج با کسانى که زنا را حرفۀ خود قرار داده اند خوددارى شود، مگر این که به طور کلّى دست بردارند و توبۀ آنان احراز شود و زنى که به شبهه با او آمیزش شده، باید عدّه طلاق نگهدارد.

«مسألۀ 3080» زنى که نُه سال او تمام شده و یائسه نیست، اگر شوهر او با وى آمیزش کند و طلاقش بدهد، بعد از طلاق باید عدّه نگهدارد، یعنى بعد از آن که در پاکى او را طلاق داد، باید به قدرى صبر کند که دو بار حیض ببیند و پاک شود و همین که حیض
سوم را دید، عدّۀ او تمام مى شود و مى تواند شوهر کند، ولى اگر پیش از آمیزش او را طلاق بدهد عدّه ندارد، یعنى مى تواند بعد از طلاق فوراً شوهر کند.

«مسألۀ 3081» زنى که رَحِمَش را برداشته اند یا لوله هاى رحم او را بسته اند نیز باید عدّه نگهدارد.

«مسألۀ 3082» زنى که حیض نمى بیند، اگر در سنّ زن هایى باشد که حیض مى بینند، چنانچه شوهرش بعد از آمیزش او را طلاق دهد، باید بعد از طلاق تا سه ماه عدّه نگهدارد.

«مسألۀ 3083» زنى که عدۀ او سه ماه است، اگر اوّل ماه او را طلاق بدهند، باید سه ماه هلالى - یعنى از هنگامى که ماه دیده مى شود تا سه ماه - عدّه نگهدارد و اگر در بین ماه او را طلاق بدهند، باید باقى ماه را با دو ماه بعد از آن و نیز کسرى ماه اوّل را از ماه چهارم عدّه نگهدارد تا سه ماه تمام شود، مثلاً اگر غروب روز بیستم ماه او را طلاق بدهند و آن ماه بیست و نُه روز باشد، باید نه روز باقى ماه را با دو ماه بعد از آن و بیست روز از ماه چهارم عدّه نگهدارد و احتیاط مستحب آن است که از ماه چهارم بیست و یک روز عدّه نگهدارد تا با مقدارى که از ماه اوّل عدّه نگهداشته، سى روزِ تمام شود.

«مسألۀ 3084» پایان عدّۀ زن آبستن، به دنیا آمدن یا سقط شدن فرزند اوست؛ پس اگر به طور مثال زنِ باردارى را طلاق بدهند و پس از چند ساعت نوزاد او به دنیا آید، عدّۀ او تمام مى شود؛ ولى اگر زن شوهردار از راه زنا آبستن شده باشد و شوهرش او را در همان حال طلاق بدهد، بنابر احتیاط واجب باید علاوه بر آنچه گفته شد، سه پاکى یا سه ماه از زمانِ طلاق او بگذرد.

«مسألۀ 3085» زنى که نُه سال او تمام شده و یائسه نیست، اگر مثلاً یک ماهه یا یک ساله به عقد موقّت در آید، چنانچه شوهرش با او آمیزش نماید و مدّت آن زن تمام شود یا شوهر مدّت را به او ببخشد، در صورتى که حیض مى بیند باید به مقدار دو حیض و اگر حیض نمى بیند، چهل و پنج روز باید از شوهر کردن خوددارى نماید.

«مسألۀ 3086» ابتداى عدّۀ طلاق از هنگامى است که خواندن صیغۀ طلاق تمام مى شود - چه زن بداند او را طلاق داده اند یا نداند - پس اگر بعد از تمام شدن عدّه بفهمد
که او را طلاق داده اند، لازم نیست دوباره عدّه نگهدارد.

«مسألۀ 3087» اگر با زنى به گمان این که همسر خودِ اوست آمیزش کند، چه زن بداند که او شوهر او نیست یا گمان کند شوهرش مى باشد، باید عدّه نگهدارد.

«مسألۀ 3088» اگر با زنى که مى داند همسر او نیست زنا کند، چنانچه زن نداند که آن مرد شوهر او نیست، بنابر احتیاط واجب باید عدّه نگهدارد.

«مسألۀ 3089» اگر مرد زنى را فریب بدهد که از شوهر خود طلاق بگیرد و با او ازدواج کند، طلاق و عقد آن زن صحیح است، ولى هر دو معصیت بزرگى کرده اند.

2 - عدّۀ وفات

«مسألۀ 3090» زنى که شوهرش مرده اگر آبستن نباشد، باید تا چهار ماه و ده روز عدّه نگهدارد، یعنى از شوهر کردن خوددارى نماید، اگرچه یائسه یا صیغه باشد یا شوهرش با او آمیزش نکرده باشد و اگر آبستن باشد، باید تا هنگام زاییدن عدّه نگهدارد، ولى اگر پیش از گذشتن چهار ماه و ده روز، بچّۀ او به دنیا آید، باید تا چهار ماه و ده روز از مرگ شوهر خود صبر کند و این عدّه را «عدّۀ وفات» مى گویند.

«مسألۀ 3091» زن باید در ایّام عدّۀ وفات از انجام کارهاى زیر خوددارى نماید:
اوّل: پوشیدن لباس رنگارنگ، در صورتى که عرفاً زینت حساب شود. دوم: سرمه کشیدن. سوم: هر کارى که زینت حساب شود، مانند آرایش؛ ولى نظافت بدن و لباس، شانه کردن مو، گرفتن ناخن، رفتن حمّام و سکونت در خانۀ تزیین شده مانعى ندارد.

«مسألۀ 3092» اگر زن از روى عمد یا فراموشى و یا ندانستن مسأله در تمام یا قسمتى از زمان عدّۀ وفات یکى از محرّماتى را که در مسألۀ قبل گفته شد انجام دهد، اگر از روى عمد بوده باشد، هرچند گناه کرده، ولى عدّۀ او به هم نمى خورد و لازم نیست آن را از سر بگیرد.

«مسألۀ 3093» زنى که در عدّۀ وفات به سر مى برد، مى تواند از خانه خارج شود و براى رفع نیازهاى خود رفت و آمد کند، ولى احوط آن است که شب را در همان خانه اى
که در زمان حیات همسرش زندگى مى کرده بماند.

«مسألۀ 3094» اگر شوهر در جبهۀ جنگ یا به علّت دیگرى مفقودالاثر شود، سه صورت دارد:
اوّل: زن یقین کند شوهر او از دنیا رفته است که در این حالت باید عدّۀ وفات نگهدارد و پس از عدّه مى تواند ازدواج نماید.
دوم: یقین کند شوهر او زنده است که در این صورت باید به هر حال صبر کند و مخارج زندگى او از مال شوهر است و اگر مال نداشته باشد، از صدقات و بیت المال تأمین مى شود و اگر صبر کردن براى او موجب عسر و حرج شود، باید براى تعیین تکلیف به حاکم شرع مراجعه نماید.
سوم: نداند شوهرش زنده است یا نه، که در این صورت اگر پدر یا جدّ پدرى یا وکیل شوهر، مخارج زندگى او را از مال شوهر یا محلّ دیگرى تأمین کنند، باید صبر کند و اگر تأمین نکنند، حاکم شرع آنان را وادار به تأمین مى کند و اگر به هیچ شکل مخارج او تأمین نشود، زن مى تواند به حاکم شرع مراجعه کند و حاکم شرع دستور دهد زن تا مدّت چهار سال پس از مراجعه صبر کند و در این مدّت با هر وسیلۀ ممکن تحقیق مى کنند، اگر ثابت شد که شوهر زنده است باید صبر کند و اگر ثابت نشد، حاکم شرع به پدر یا جدّ پدرى شوهر دستور مى دهد که زن را طلاق دهد و اگر ممکن نشد، خود حاکم شرع او را طلاق مى دهد و بنابر احتیاط واجب زن باید بعد از طلاق به مقدار عدّه وفات - یعنى چهار ماه و ده روز - عدّه نگهدارد و بعد مى تواند شوهر کند و چنانچه پس از عدّه، شوهر اوّل او پیدا شود، حقّى بر زن ندارد و اگر در بین مدّت عدّۀ طلاق پیدا شود، حق دارد رجوع کند و اگر بعد از عدّۀ طلاق و قبل از پایان عدّه وفات پیدا شود، احوط آن است که رجوع نکند و در صورت تمایل دوباره عقد نکاح بخوانند.

«مسألۀ 3095» اگر زن یقین کند که شوهر او مرده و بعد از تمام شدن عدّه وفات شوهر کند، چنانچه معلوم شود شوهر او بعد مرده است، باید از شوهر دوم جدا شود و در صورتى که آبستن باشد، به مقدارى که در عدّۀ طلاق گفته شد، براى شوهر دوم عدّۀ طلاق و بعد براى شوهر اوّل عدّۀ وفات نگهدارد و اگر آبستن نباشد، براى شوهر اوّل
عدّۀ وفات و بعد براى شوهر دوم عدّۀ طلاق نگهدارد.

«مسألۀ 3096» شروع عدّۀ وفات از هنگامى است که زن از مرگ شوهر مطّلع مى شود.

«مسألۀ 3097» اگر زن بگوید عدّه ام تمام شده، با دو شرط از او قبول مى شود:
اوّل: آن که مورد تهمت و بدنامى نباشد.
دوم: از طلاق یا مردن شوهرش به قدرى گذشته باشد که در آن مدّت، تمام شدن عدّه ممکن باشد.