آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

مرجع تقلید شیعه

شرایط فروشنده و خریدار

«مسألۀ 2275» براى فروشنده و خریدار شش شرط وجود دارد:
اوّل: بالغ باشند. دوم: عاقل باشند. سوم: سفیه نباشند؛ یعنى مال خود را بیهوده مصرف نکنند و اگر سفیه باشند معاملۀ آنها نافذ نیست، هرچند حاکم شرع هم آنها را
منع نکرده باشد. چهارم: قصد خرید و فروش داشته باشند؛ پس اگر مثلاً کسى به شوخى بگوید: «مال خود را فروختم»، معامله باطل است. پنجم: کسى آنها را مجبور نکرده باشد. ششم: مالک کالا و عوض آن باشند یا مثل پدر و جدّ صغیر، اختیار مال در دست آنان باشد و احکام اینها در مسائل آینده گفته خواهد شد.

«مسألۀ 2276» معامله با بچّۀ نابالغ غیر ممیّز باطل است، اگرچه پدر یا جدّ بچّه به او اجازه داده باشند که معامله کند؛ ولى اگر بچّه ممیّز باشد و کالاى کم قیمتى را که معاملۀ آن براى بچّه ها متعارف است معامله کند، اشکال ندارد و نیز اگر طفل وسیله باشد که پول را به فروشنده بدهد و جنس را به خریدار برساند یا جنس را به خریدار بدهد و پول را به فروشنده برساند - چون واقعاً دو نفر بالغ با یکدیگر معامله کرده اند - معامله صحیح است، ولى باید فروشنده و خریدار یقین داشته باشند که طفل کالا و پول را به صاحب آن مى رساند یا صاحب پول یا کالا اذن داده باشد که آن را به بچّه بدهد تا به او برساند.

«مسألۀ 2277» اگر از بچّۀ نابالغ چیزى را بخرد، یا چیزى را به او بفروشد، باید جنس یا پولى را که از او گرفته به صاحب آن بدهد یا از صاحب آن رضایت بخواهد و اگر صاحب آن را نمى شناسد و براى شناختن او هم وسیله اى ندارد، باید چیزى را که از بچّه گرفته از طرف صاحب آن بابت مظالم بدهد؛ ولى اگر چیزى را که گرفته مال خود صغیر باشد، باید به ولىّ او برساند و اگر او را پیدا نکرد، به حاکم شرع بدهد.

«مسألۀ 2278» اگر کسى با بچّۀ نابالغ معامله کند و جنس یا پولى که به بچّه داده از بین برود، در صورتى که بچّه ممیّز نباشد، نمى تواند از بچّه یا ولىّ او آن را مطالبه کند و اگر ممیّز باشد، بعید نیست بتواند مطالبه نماید.

«مسألۀ 2279» اگر خریدار یا فروشنده را به معامله مجبور کنند، چنانچه بعد از معامله راضى شود و بگوید: «راضى هستم»، معامله صحیح است، ولى احتیاط مستحب آن است که دوباره معامله را انجام دهند.

«مسألۀ 2280» اگر انسان مال کسى را بدون اجازۀ او بفروشد، چنانچه صاحب مال به فروش آن راضى نشود و اجازه ندهد، معامله باطل است.

«مسألۀ 2281» پدرِ طفل، جدّ پدرى او و وصىّ آنها و همچنین حاکم شرع در صورتى مى توانند مال طفل را بفروشند که مصلحت طفل در آن باشد. حکم دیوانه اى که قبل از بلوغ دیوانه بوده و جنون او تا بعد از بلوغ ادامه داشته است نیز همین است.

«مسألۀ 2282» اگر کسى مالى را غصب کند و بفروشد و بعد از فروش، صاحب مال معامله را براى خودش اجازه دهد، معامله صحیح است و احتیاط واجب آن است که مشترى و صاحب مال در منفعتى که براى جنس و عوض آن در مدت زمان بین فروش و اجازۀ معامله توسط صاحب مال حاصل شده، با یکدیگر مصالحه کنند.

«مسألۀ 2283» اگر کسى مالى را غصب کند و به قصد آن که بهاى آن، از آن خودش باشد آن را بفروشد، چنانچه صاحب مال معامله را اجازه نکند، معامله باطل است؛ ولى اگر براى کسى که مال را غصب کرده اجازه نماید، معامله صحیح است.

«مسألۀ 2284» اختیار مال کسى که غایب است و به او دسترسى نیست و براى خود نماینده یا وکیلى قرار نداده، با حاکم شرع جامع الشرایط است تا مطابق مصلحت در آن تصرّف نماید.