آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
مرجع تقلید شیعه
نمازهاى واجب
اشاره
نمازهاى واجب هفت موردند:
اوّل: نمازهاى یومیّه که نماز جمعه نیز جزء آن است، دوم: نماز آیات، سوم: نماز میّت، چهارم: نماز طواف واجب خانه کعبه، پنجم: نماز قضاى پدر که بر پسر بزرگ تر واجب است، ششم: نمازى که به واسطۀ اجاره، نذر، قسم و عهد واجب مى شود، هفتم: نماز عید فطر و قربان در زمان حضور امام معصوم علیه السلام.
نمازهاى واجب یومیّه
اشاره
نمازهاى واجب یومیّه (در شبانه روز) پنج موردند: صبح دو رکعت، ظهر چهار رکعت، عصر چهار رکعت، مغرب سه رکعت و عشاء چهار رکعت.
«مسألۀ 755» در سفر باید نمازهاى چهار رکعتى را - با شرایطى که گفته مى شود - دو رکعت خواند.
«مسألۀ 756» هر یک از نمازهاى ظهر و عصر و همچنین مغرب و عشاء، داراى وقت مخصوص و وقت مشترکى مى باشند که در مسائل بعدى بیان خواهد شد. وقت مخصوص و مشترک براى اشخاص فرق مى کند، مثلاً اگر به اندازۀ خواندن دو رکعت نماز از اوّل ظهر بگذرد، وقت مخصوص نماز ظهر کسى که مسافر است، تمام شده و داخل وقت مشترک مى شود و براى کسى که مسافر نیست، باید به اندازۀ خواندن چهار رکعت نماز بگذرد.
وقت نماز صبح
«مسألۀ 757» نزدیک اذان صبح از طرف مشرق، سپیده اى رو به بالا حرکت مى کند
که آن را «فجر اوّل» مى گویند. هنگامى که آن سپیده پهن شد، «فجر دوم» و اوّل وقت نماز صبح است و آخر وقت نماز صبح هنگامى است که آفتاب بیرون مى آید.
«مسألۀ 758» در شب هاى مهتابى، اگر وقت طلوع صبح را به علم و یقین بداند، لازم نیست صبر کند تا سپیده صبح در افق ظاهر شود و بر روشنایى مهتاب غلبه کند و اگر وقت طلوع صبح را نداند، باید صبر کند تا اطمینان به طلوع فجر پیدا کند و احتیاط مستحب آن است که براى نماز صبح صبر کند تا سپیده صبح بر افق ظاهر شود، ولى براى روزه باید از زمانى جلوتر - یعنى مطابق ساعت و به وقت شرعى - از انجام کارى که روزه را باطل مى کند، خوددارى نماید.
وقت نماز ظهر و عصر
«مسألۀ 759» اگر چوب یا چیزى مانند آن را که به آن شاخص مى گویند، به طور عمودى در زمین هموار فرو برند، هنگام صبح که خورشید طلوع مى کند، سایۀ آن در سمت غرب مى افتد و هر چه آفتاب بالا مى آید، این سایه کم مى شود و در بیشتر شهرها، در اوّل ظهر شرعى به کمترین حدّ خود مى رسد و وقتى ظهر گذشت، سایه آن به طرف شرق برمى گردد و هر چه خورشید رو به مغرب مى رود، سایه بیشتر به طرف شرق مى چرخد و بلندتر مى شود؛ بنابر این وقتى سایه به کمترین حدّ خود رسید و دو مرتبه رو به زیاد شدن گذاشت، معلوم مى شود ظهر شرعى شده است؛ ولى در بعضى شهرها - مثل مکه - که گاهى هنگام ظهر سایه به کلّى از بین مى رود، بعد از آن که سایه دوباره پیدا شد، معلوم مى شود ظهر شده است.
«مسألۀ 760» وقت نماز ظهر و عصر از اول ظهر شرعى آغاز مى شود و بنا بر احتیاط واجب در هنگام غروب آفتاب به پایان مى رسد و اگر تا این هنگام نماز ظهر و عصر را نخواند، در فاصلۀ بین غروب آفتاب و مغرب شرعى باید بدون نیّت ادا و قضا و به قصد ما فى الذمّه آنها را بجا آورد. هر کدام از نماز ظهر و عصر وقت مخصوص و وقت مشترکى دارند. وقت مخصوص نماز ظهر از اوّل ظهر تا وقتى است که از ظهر به اندازۀ
خواندن نماز ظهر بگذرد و وقت مخصوص نماز عصر هنگامى است که به اندازۀ خواندن نماز عصر، از وقت نماز ظهر و عصر باقى مانده باشد و ما بین وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر، وقت مشترک نماز ظهر و نماز عصر است و اگر کسى عمداً نماز ظهر یا عصر را در وقت مخصوص دیگرى بخواند، باید آن را اعاده کند.
«مسألۀ 761» اگر پیش از خواندن نماز ظهر، سهواً مشغول نماز عصر شود و در بین نماز بفهمد که اشتباه کرده است، باید نیّت را به نماز ظهر برگرداند، یعنى نیّت کند که «آنچه تا حال خوانده ام و آنچه اکنون مشغول خواندن آن هستم و آنچه بعد مى خوانم همه نماز ظهر باشد» و بعد از آن که نماز را تمام کرد، نماز عصر را بخواند و اگر پس از نماز بفهمد، آنچه خوانده ظهر واقع شده و باید نماز عصر را بخواند.
«مسألۀ 762» انسان مى تواند در روز جمعه به جاى نماز ظهر دو رکعت نماز جمعه بخواند، ولى احتیاط مستحب آن است که اگر نماز جمعه خواند، نماز ظهر را نیز بخواند.
«مسألۀ 763» احتیاط واجب آن است که نماز جمعه را از هنگامى که عرفاً آن را اوّل ظهر مى گویند تأخیر نیندازد و اگر از اوائل ظهر تأخیر افتاد، به جاى نماز جمعه نماز ظهر بخواند.
وقت نماز مغرب و عشاء
«مسألۀ 764» مغرب هنگامى است که سرخى طرف مشرق که بعد از غروب آفتاب پیدا مى شود، از بین برود؛ ولى احتیاط واجب آن است که نماز ظهر و عصر از غروب آفتاب تأخیر نیفتد و نماز مغرب پیش از محو شدن سرخى طرف مشرق شروع نگردد.
«مسألۀ 765» نماز مغرب و عشاء هر کدام وقت مخصوص و وقت مشترکى دارند.
وقت مخصوص نماز مغرب از اوّل مغرب تا وقتى است که از مغرب به اندازۀ خواندن سه رکعت نماز بگذرد و وقت مخصوص نماز عشاء هنگامى است که به اندازۀ خواندن نماز عشاء، به نیمه شب مانده باشد و اگر کسى تا این هنگام نماز مغرب را نخوانده باشد، احتیاطاً باید اوّل نماز عشاء را بجا آورد و بعد از آن تا طلوع فجر نماز مغرب را به قصد
ما فى الذمّه بخواند و سپس بنا بر احتیاط واجب نماز عشاء را نیز دوباره به قصد ما فى الذمّه بجا آورد و بین وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشاء، وقت مشترک نماز مغرب و عشاء است.
«مسألۀ 766» اگر پیش از خواندن نماز مغرب، سهواً مشغول خواندن نماز عشاء شود و در بین نماز بفهمد که اشتباه کرده، چنانچه به رکوع رکعت چهارم نرفته باشد، باید نیّت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و بعد نماز عشاء را بخواند و اگر به رکوع رکعت چهارم رفته باشد، احتیاطاً باید نماز را به قصد رجاء تمام کند سپس نماز مغرب را بخواند و بعد از آن نماز عشاء را احتیاطاً اعاده نماید و اگر پس از نماز متوجّه شود، نماز عشاى او صحیح است و باید نماز مغرب را بجا آورد.
«مسألۀ 767» آخر وقت نماز عشاء نیمه شب است و احتیاط واجب آن است که براى محاسبه نیمه شب در مورد نماز مغرب و عشاء و مانند آنها، شب را از اوّل غروب تا اذان صبح حساب کند و براى نماز شب و مانند آن، تا اوّل آفتاب حساب نماید.
«مسألۀ 768» اگر از روى معصیت یا به واسطۀ عذرى نماز مغرب یا نماز عشاء را تا نصف شب نخواند، بنابر احتیاط واجب باید تا قبل از اذان صبح بدون این که نیّت ادا و قضا کند آن را بجا آورد.
احکام وقت نماز
«مسألۀ 769» انسان هنگامى مى تواند مشغول نماز شود که یقین یا اطمینان کند وقت آن فرا رسیده است یا دو مرد عادل از داخل شدن وقت خبر دهند.
«مسألۀ 770» شخص نابینا و زندانى و مانند آنها، بنابر احتیاط واجب تا وقتى که به فرا رسیدن وقت یقین پیدا کنند، نباید مشغول نماز شوند؛ ولى اگر انسان به واسطۀ وجود موانعى مثل ابر، غبار و مانند آنها که در غالب افراد مانع از حصول یقین و اطمینان به دخول وقت مى شود، نتواند در اوّل وقت نماز به فرا رسیدن وقت یقین یا اطمینان پیدا
کند، چنانچه گمان داشته باشد که وقت فرا رسیده، مى تواند مشغول نماز شود.
«مسألۀ 771» اگر براى شخص ثابت شود که وقت نماز شده و مشغول نماز شود و در بین نماز بفهمد که هنوز وقت فرا نرسیده و یا بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را پیش از وقت خوانده، نماز او باطل است؛ ولى اگر در بین نماز یا بعد از آن بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده، نماز او صحیح است.
«مسألۀ 772» اگر انسان متوجه نباشد که باید پس از ثابت شدن دخول وقت، مشغول نماز شود و بدون آن که دخول وقت براى او ثابت شود، نماز بخواند، چنانچه بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را در وقت آن خوانده، نماز او صحیح است و اگر بفهمد تمام نماز را پیش از وقت آن خوانده یا بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده است، نماز او باطل است.
«مسألۀ 773» اگر اطمینان کند وقت نماز فرا رسیده و مشغول نماز شود و در بین نماز شک کند که وقت داخل شده یا نه، نماز او صحیح نیست؛ ولى اگر در بین نماز اطمینان داشته باشد که وقت فرا رسیده و شک کند که آنچه از نماز خوانده در وقت بوده یا نه، نماز او صحیح است.
«مسألۀ 774» اگر وقت نماز به قدرى تنگ باشد که به واسطۀ بجا آوردن بعضى از اعمال مستحب نماز، مقدارى از آن بعد از وقت خوانده شود، باید آن اعمال مستحب را بجا نیاورد؛ مثلاً اگر به واسطۀ خواندن قنوت مقدارى از نماز بعد از وقت خوانده شود، نباید قنوت را بخواند.
«مسألۀ 775» کسى که به اندازۀ خواندن یک رکعت نماز وقت دارد، باید نماز را به نیّت ادا بخواند، ولى نباید عمداً نماز را تا این وقت تأخیر بیندازد.
«مسألۀ 776» کسى که مسافر نیست اگر تا غروب آفتاب به اندازۀ خواندن پنج رکعت نماز وقت داشته باشد، باید هر دو نماز ظهر و عصر را بخواند و اگر به اندازۀ پنج رکعت وقت نداشته باشد، باید احتیاطاً یک نماز چهار رکعتى به قصد ادا و به نیّت ما فى الذمّه (بدون قصد ظهر و عصر) بخواند و پس از آن یک نماز چهار رکعتى دیگر بدون قصد ادا و قضا و به نیّت ما فى الذمّه بجا آورد و اگر تا مغرب به اندازۀ خواندن پنج رکعت نماز وقت
داشته باشد، باید هر دو نماز ظهر و عصر را احتیاطاً بدون قصد ادا و قضا بخواند و اگر به اندازۀ پنج رکعت وقت نداشته باشد، باید نماز عصر را احتیاطاً بدون نیّت ادا و قضا بخواند و سپس نماز ظهر را قضا کند و اگر تا نیمه شب به اندازۀ خواندن پنج رکعت نماز وقت داشته باشد، باید نماز مغرب و عشاء را بخواند و اگر کمتر وقت داشته باشد، باید نماز عشاء را به نیّت ادا خوانده و بعد نماز مغرب را بخواند و احتیاط واجب این است که نیّت ادا و قضا ننماید و سپس نماز عشاء را احتیاطاً بدون نیّت ادا و قضا اعاده نماید.
«مسألۀ 777» اگر مسافر تا غروب آفتاب به اندازۀ خواندن سه رکعت نماز وقت داشته باشد، باید نماز ظهر و عصر را بخواند و اگر کمتر وقت داشته باشد، باید احتیاطاً یک نماز دو رکعتى به قصد ادا و به نیّت ما فى الذمّه (بدون قصد ظهر و عصر) بخواند و پس از آن یک نماز دو رکعتى دیگر بدون قصد ادا و قضا و به نیّت ما فى الذمّه بجا آورد و اگر تا مغرب به اندازۀ خواندن سه رکعت نماز وقت داشته باشد، باید هر دو نماز ظهر و عصر را احتیاطاً بدون قصد ادا و قضا بخواند و اگر به اندازۀ سه رکعت وقت نداشته باشد، باید نماز عصر را احتیاطاً بدون نیّت ادا و قضا بخواند و سپس نماز ظهر را قضا کند و اگر تا نیمه شب به اندازۀ خواندن چهار رکعت نماز وقت داشته باشد، باید نماز مغرب و عشاء را بخواند و اگر کمتر وقت داشته باشد، باید فقط نماز عشاء را بخواند و بعد نماز مغرب را احتیاطاً بدون نیّت ادا و قضا بجا آورد و سپس احتیاطاً نماز عشاء را نیز بدون نیّت ادا و قضا اعاده کند و چنانچه بعد از خواندن نماز عشاء معلوم شود که به مقدار یک رکعت یا بیشتر وقت به نیمه شب باقى مانده است، باید فوراً نماز مغرب را به نیّت ادا بخواند - اگرچه احتیاط مستحب این است که آن را به قصد ما فى الذمّه بجا آورد - و سپس بنابر احتیاط واجب نماز عشاء را بدون نیت ادا و قضا، اعاده نماید.
«مسألۀ 778» مستحب است انسان نماز را در اوّل وقت آن بخواند و دربارۀ آن سفارش بسیارى شده است و هر چه به اوّل وقت نزدیک تر باشد بهتر است، مگر آن که تأخیر آن از جهتى بهتر باشد، مثل این که مقدارى صبر کند تا نماز را به جماعت بخواند.
«مسألۀ 779» هرگاه انسان عذرى داشته باشد که اگر بخواهد در اوّل وقت نماز
بخواند، ناچار باشد با تیمّم نماز بخواند و یا این که لباس او نجس باشد و یا عذر دیگرى داشته باشد، چنانچه بداند یا گمان داشته باشد که عذر او تا آخر وقت برطرف خواهد شد، نمى تواند در اوّل وقت نماز بخواند، بلکه باید صبر کند تا عذرش برطرف شود و چنانچه عذر او برطرف نشود، در آخر وقت نماز بخواند و لازم نیست به قدرى صبر کند که فقط بتواند کارهاى واجب نماز را انجام دهد، بلکه اگر براى مستحبات نماز، مانند اذان، اقامه و قنوت نیز وقت داشته باشد، مى تواند نماز را با آن مستحبات بجا آورد.
«مسألۀ 780» کسى که مسائل نماز و شکیات و سهویات را نمى داند و احتمال مى دهد که یکى از آنها در نماز پیش آید، باید براى یاد گرفتن آنها نماز را از اوّل وقت تأخیر بیندازد؛ ولى اگر اطمینان داشته باشد که نماز را به نحو صحیح تمام مى کند، مى تواند در اوّل وقت مشغول نماز شود؛ پس اگر در نماز مساله اى که حکم آن را نمى داند پیش نیاید، نماز او صحیح است و اگر مسأله اى که حکم آن را نمى داند پیش آید، مى تواند به احتمالى که در نظرش صحیح تر است عمل نماید و نماز را تمام کند، ولى بعد از نماز باید مسأله را بپرسد و اگر نماز او باطل بوده، دوباره آن را بخواند.
«مسألۀ 781» اگر وقت نماز وسعت داشته باشد و طلبکار نیز طلب خود را مطالبه کند، در صورتى که ممکن باشد باید اوّل قرض خود را بدهد و بعد نماز بخواند و همچنین اگر کار واجب دیگرى که باید آن را فوراً بجا آورد پیش آید - مثلاً ببیند مسجد نجس است - باید اوّل آن کار را انجام دهد - مثلاً مسجد را تطهیر کند - و بعد نماز بخواند و چنانچه اوّل نماز بخواند، معصیت کرده و صحّت نماز او خالى از اشکال نیست.
نمازهایى که باید به ترتیب خوانده شوند
«مسألۀ 782» باید نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز عشاء را بعد از نماز مغرب بخوانند و اگر عمداً نماز عصر را پیش از نماز ظهر و نماز عشاء را پیش از نماز مغرب بخوانند، باطل است.
«مسألۀ 783» اگر به نیّت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بین نماز به خاطر آورد که
نماز ظهر را خوانده است، نمى تواند نیّت را به نماز عصر برگرداند، بلکه باید آن نماز را رها کند و نماز عصر را بخواند. حکم نماز مغرب و عشاء نیز به همین ترتیب است.
«مسألۀ 784» اگر در بین نماز عصر یقین کند که نماز ظهر را نخوانده است و نیّت را به نماز ظهر برگرداند و بعد به خاطر آورد که نماز ظهر را خوانده بوده، بنابر احتیاط واجب باید نیّت را به نماز عصر برگرداند و پس از اتمام نماز آن را دوباره بجا آورد.
«مسألۀ 785» اگر در بین نماز عصر شک کند که نماز ظهر را خوانده یا نه، باید نیّت را به نماز ظهر برگرداند، ولى اگر وقت به قدرى کم باشد که بعد از تمام شدن نماز، کمتر از یک رکعت به پایان وقت باقى بماند، باید به نیّت نماز عصر، نماز را تمام کند و سپس نماز ظهر را قضا کند.
«مسألۀ 786» اگر در نماز عشاء پیش از رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، چنانچه وقت به قدرى کم باشد که بعد از تمام شدن نماز، نیمه شب شود، باید به نیّت عشاء نماز را تمام کند و سپس به قصد ما فى الذمّه نماز مغرب را بجا آورد و احتیاطاً نماز عشاء را نیز به قصد ما فى الذمّه اعاده کند و اگر بیشتر وقت داشته باشد، باید نیّت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را در سه رکعت تمام کند و بعد نماز عشاء را بخواند.
«مسألۀ 787» اگر در نماز عشاء بعد از رسیدن به رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، باید نماز را تمام کند و بعد نماز مغرب را بخواند و پس از آن نماز عشاء را احتیاطاً اعاده کند.
«مسألۀ 788» اگر انسان نمازى را که خوانده احتیاطاً دوباره بخواند و در بین نماز به خاطر آورد که نمازى را که باید پیش از آن بخواند نخوانده است، نمى تواند نیّت را به آن نماز برگرداند، مثلاً اگر هنگامى که نماز عصر را احتیاطاً مى خواند به خاطر آورد که نماز ظهر را نخوانده است، نمى تواند نیّت را به نماز ظهر برگرداند.
«مسألۀ 789» برگرداندن نیّت از نماز قضا به نماز ادا و از نماز مستحب به نماز واجب جایز نیست.
«مسألۀ 790» اگر وقت نماز ادا وسعت داشته باشد، مى تواند در بین نماز نیّت را به نماز قضا برگرداند، ولى باید برگرداندن نیّت به نماز قضا ممکن باشد، مثلاً اگر مشغول نماز ظهر است، در صورتى مى تواند نیّت را به قضاى صبح برگرداند که داخل رکوع رکعت سوم نشده باشد.
