آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
مرجع تقلید شیعه
اشاره
اجاره به دو گونه است: اجارۀ اشیاء و اجارۀ اشخاص. در مورد اوّل اجاره عقدى است که به موجب آن مستأجر در مدّت معیّن، مالک منافع مورد اجاره و موجر مالک اجاره بها مى گردد و اجاره دهنده (موجر) و کسى که چیزى را اجاره مى کند (مستأجر) باید مکلّف و عاقل باشند و به اختیار خودشان اجاره را انجام دهند و نیز باید در مال خود حقّ تصرّف داشته باشند؛ پس «سفیه» که مال خود را در کارهاى بیهوده مصرف مى کند، اگرچه حاکم شرع نیز او را منع نکرده باشد، اگر چیزى را اجاره کند یا اجاره دهد نافذ نیست.
«مسألۀ 2418» انسان مى تواند از طرف دیگرى وکیل شود و مال او را اجاره دهد.
«مسألۀ 2419» اگر ولى یا قیّم بچّه، مال او را اجاره دهد یا خود او را اجیر دیگرى نماید، اشکال ندارد و اگر مدّتى پس از زمان بلوغ او را جزء مدّت اجاره قرار دهد، بعد از آن که بچّه بالغ شد، مى تواند بقیّۀ اجاره را به هم بزند؛ ولى هرگاه به گونه اى بوده که اگر مقدارى پس از زمان بلوغ او را جزء مدّت اجاره نمى کرد، بر خلاف مصلحت وى بود، نمى تواند اجاره را به هم بزند.
«مسألۀ 2420» بچّۀ صغیرى که ولىّ ندارد، چنانچه خودش طالب اجاره باشد، با اجازۀ مجتهد مى توان او را اجیر کرد وکسى که به مجتهد دسترسى ندارد، مى تواند از یک نفر مؤمن که عادل باشد اجازه بگیرد و او را اجیر نماید، به شرط آن که اجیر گرفتن بچّۀ نابالغ به مصلحت او باشد بلکه بنابر احتیاط واجب باید به گونه اى باشد که ترک آن داراى مفسده براى بچّۀ نابالغ باشد.
«مسألۀ 2421» موجر و مستأجر لازم نیست عقد اجاره را به صیغۀ عربى بخوانند،
بلکه اگر مالک به کسى بگوید: «ملک خود را به تو اجاره دادم» و او بگوید: «قبول کردم»، اجاره صحیح است و نیز اگر حرفى نزنند و مالک به قصد این که ملک را اجاره دهد، آن را به مستأجر واگذار کند و او هم به قصد اجاره کردن تحویل بگیرد، اجاره صحیح مى باشد.
«مسألۀ 2422» اگر انسان بدون صیغه خواندن بخواهد براى انجام عملى اجیر شود، همین که با رضایت طرف معامله مشغول آن عمل شود، اجاره صحیح است.
«مسألۀ 2423» کسى که نمى تواند حرف بزند، اگر با اشاره بفهماند که ملک را اجاره داده یا اجاره کرده، صحیح است.
«مسألۀ 2424» اگر خانه یا مغازه را اجاره کند و صاحب ملک با او شرط کند که فقط خود او از آنها استفاده نماید یا از ظاهر کلام او این چنین فهمیده شود، مستأجر نمى تواند آن را به دیگرى اجاره دهد و اگر شرط نکند یا از ظاهر کلام او این چنین فهمیده نشود، مى تواند آن را به دیگرى اجاره دهد؛ ولى اگر بخواهد به زیادتر از مقدارى که اجاره کرده آن را اجاره دهد، باید در آن کارى مانند تعمیر و سفید کارى انجام داده باشد یا به غیر جنسى که اجاره کرده آن را اجاره دهد، مثلاً اگر با پول اجاره کرده به گندم یا چیز دیگرى اجاره دهد.
«مسألۀ 2425» اگر خانه یا مغازه را مثلاً یک ساله به صد تومان اجاره کند و از نصف آن خودش استفاده نماید و صاحب ملک با او شرط نکند که فقط خود او از آن استفاده نماید یا از ظاهر کلام او این چنین فهمیده نشود، مى تواند نصف دیگر آن را به صد تومان اجاره دهد؛ ولى اگر بخواهد نصف آن را به زیادتر از مقدارى که اجاره کرده، مثلاً به صد و بیست تومان اجاره دهد، باید در آن کارى مانند تعمیر انجام داده باشد یا به غیر جنسى که اجاره کرده اجاره دهد.
«مسألۀ 2426» اگر غیر از خانه، مغازه و اتاق چیز دیگرى مانند زمین، کشتى، اتومبیل سوارى یا اتوبوس را اجاره کند و مالک با او شرط نکند که فقط خودش از آن استفاده نماید یا از ظاهر کلام او این چنین فهمیده نشود، مى تواند آن را به بیشتر از مقدارى که اجاره کرده به دیگرى اجاره دهد.
«مسألۀ 2427» در «اجاره اشخاص» کسى که اجاره مى کند «مستأجر» و کسى که مورد اجاره قرار مى گیرد «اجیر» و مال التّجاره «اجرت» نام دارد؛ حال اگر اجیر با انسان شرط کند که فقط براى خود انسان کار کند، نمى شود او را به دیگرى اجاره داد و اگر شرط نکند و اطلاق اجاره هم منصرف به این نباشد که براى خود انسان کار کند، چنانچه او را به چیزى که اجرت او قرارداده اجاره دهد، باید زیادتر نگیرد و اگر به چیز دیگرى اجاره دهد، مى تواند زیادتر بگیرد.
«مسألۀ 2428» اگر انسان اجیر شود که کارى را انجام دهد - مثلاً لباسى را بدوزد - نمى تواند دیگرى را براى آن کار به قیمت کمتر اجیر کند، مگر این که مقدارى از کار را خودش انجام دهد - مثلاً پارچه را خودش ببرد - و در مورد تحویل دادن پارچه به دیگرى، باید از صاحب پارچه اجازه بگیرد.
