آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
مرجع تقلید شیعه
احکام محرمیّت به سبب شیر دادن
اشاره
«مسألۀ 2934» اگر زنى بچّه اى را با شرایطى که در مسأله 2954 گفته خواهد شد، شیر دهد، آن بچّه به این اشخاص محرم مى شود:
اوّل: خود زن و او را «مادر رضاعى» مى گویند. دوم: شوهر زن که شیر متعلّق به اوست و او را «پدر رضاعى» مى گویند. سوم: پدر و مادر آن زن هر چه بالا روند، اگرچه پدر و مادر رضاعى او باشند. چهارم: بچّه هایى که از آن زن به دنیا آمده اند یا به دنیا مى آیند. پنجم: بچّه هاى اولاد آن زن هر چه پایین روند، چه از اولاد او به دنیا آمده باشند یا اولاد او آن بچّه ها را شیر داده باشند. ششم: خواهر و برادر آن زن اگرچه رضاعى باشند، یعنى به واسطۀ شیر خوردن با آن زن خواهر و برادر شده باشند. هفتم: عمو و عمّۀ آن زن، اگرچه رضاعى باشند. هشتم: دایى و خاله آن زن، اگرچه رضاعى باشند.
نهم: اولاد شوهر آن زن که شیر متعلّق به اوست، هر چه پایین روند، اگرچه اولاد رضاعى او باشند. دهم: پدر و مادر شوهر آن زن که شیر متعلّق به اوست، هر چه بالا روند.
یازدهم: خواهر و برادر شوهرى که شیر متعلّق به اوست، اگرچه خواهر و برادر رضاعى او باشند. دوازدهم: عمو و عمّه و دایى و خالۀ شوهرى که شیر متعلّق به اوست هر چه بالا روند، اگرچه رضاعى باشند و نیز عدّۀ دیگرى هم که در مسائل بعد گفته مى شود، به واسطۀ شیر دادن محرم مى شوند.
«مسألۀ 2935» مستحب است ممانعت کنند که زنها هر بچّه اى را شیر ندهند، زیرا
ممکن است فراموش شود که به چه کسانى شیر داده اند و بعد دو نفر محرم با یکدیگر ازدواج نمایند و یا ازدواج برخى باطل گردد؛ بنابر این قبل از شیر دادن باید کاملاً از مسائل آن آگاه باشند.
«مسألۀ 2936» اگر مرد پیش از آن که زنى را براى خود عقد کند، بگوید به واسطۀ شیر خوردن، آن زن بر او حرام شده، مثلاً بگوید که شیر مادر او را خورده، چنانچه تصدیق او ممکن باشد، نمى تواند با آن زن ازدواج کند و اگر بعد از عقد بگوید و خود زن هم حرف او را قبول نماید، عقد باطل است؛ پس اگر مرد با او آمیزش نکرده باشد یا آمیزش کرده باشد، ولى در وقت آمیزش کردن، زن بداند بر آن مرد حرام است، مهر ندارد و اگر بعد از آمیزش بفهمد که بر آن مرد حرام بوده، شوهر باید مهریّۀ او را مطابق زن هایى که مثل او هستند بدهد.
«مسألۀ 2937» اگر زن پیش از عقد بگوید به واسطۀ شیر خوردن بر مردى حرام شده، چنانچه تصدیق او ممکن باشد، نمى تواند با آن مرد ازدواج کند و اگر بعد از عقد بگوید، مثل صورتى است که مرد بعد از عقد بگوید که زن بر او حرام است و حکم آن در مسأله پیش گفته شد.
«مسألۀ 2938» اگر زنى بچّه اى را با شرایطى که در مسأله 2954 گفته مى شود شیر دهد، پدر آن بچّه نمى تواند با دخترهایى که از آن زن به دنیا آمده اند و دخترهاى شوهرى که شیر متعلّق به اوست ازدواج نماید، بلکه احتیاط واجب آن است که دخترهاى رضاعى آن مرد را هم براى خود عقد ننماید، ولى چنانچه آن زن شیرده، دخترهاى رضاعى دیگرى داشته باشد که وقتى همسر مرد دیگرى بوده، از شیر آن مرد به آنها داده است، پدر آن بچه مى تواند با آن دخترها ازدواج کند، اگرچه احتیاط مستحب آن است که با آنان ازدواج نکند و نگاه محرمانه - یعنى نگاهى که انسان مى تواند به محرم هاى خود کند - نیز به آنان ننماید.
«مسألۀ 2939» اگر زنى بچّه اى را با شرایطى که در مسأله 2954 گفته مى شود شیر دهد، شوهر آن زن که صاحب شیر است به خواهرهاى آن بچّه محرم نمى شود، ولى
احتیاط مستحب آن است که با آنان ازدواج ننماید و نیز خویشان شوهر به خواهر و برادر آن بچّه محرم نمى شوند.
«مسألۀ 2940» اگر زنى بچّه اى را شیر دهد، به برادرهاى آن بچّه محرم نمى شود و نیز خویشان آن زن به برادر و خواهر بچّه اى که شیر خورده، محرم نمى شوند.
«مسألۀ 2941» اگر انسان با زنى که دخترى را شیر کامل داده ازدواج کند و با آن زن آمیزش نماید، دیگر نمى تواند آن دختر را براى خود عقد کند.
«مسألۀ 2942» اگر انسان با دخترى ازدواج کند، دیگر نمى تواند با زنى که آن دختر را شیر کامل داده ازدواج نماید.
«مسألۀ 2943» انسان نمى تواند با دخترى که مادر یا مادر بزرگ انسان او را شیر کامل داده ازدواج کند و نیز اگر زن پدر انسان از شیر پدر او دخترى را شیر داده باشد، انسان نمى تواند با آن دختر ازدواج نماید و چنانچه دختر شیر خوارى را براى خود عقد کند و بعد مادر یا مادر بزرگ یا زن پدر او از شیر همان پدر، آن دختر را شیر دهد، عقد باطل مى شود.
«مسألۀ 2944» انسان نمى تواند با دخترى که خواهر یا زن برادرش از شیر برادرش او را شیر کامل داده ازدواج کند و همچنین است اگر خواهرزاده یا برادرزاده یا نوۀ خواهر یا نوۀ برادر انسان آن دختر را شیر داده باشد.
«مسألۀ 2945» اگر زنى بچّۀ دختر خود را شیر دهد، آن دختر به شوهر خود حرام مى شود و همچنین است اگر بچّه اى را که شوهر دخترش از زن دیگرى دارد شیر دهد؛ ولى اگر بچّۀ پسر خود را شیر دهد، زن پسر او که مادر آن طفل شیرخوار است بر شوهر خود حرام نمى شود.
«مسألۀ 2946» اگر زن پدر دخترى، بچّۀ شوهر آن دختر را از شیر آن پدر شیر دهد، آن دختر به شوهر خود حرام مى شود، چه بچّه از همان دختر یا از زن دیگر شوهر او باشد.
«مسألۀ 2947» اگر زنى از شیر یک شوهر، پسر و دخترى را شیر کامل بدهد، خواهر و برادر آن دختر به برادر و خواهر آن پسر محرم نمى شوند.
«مسألۀ 2948» انسان نمى تواند بدون اذن زن خود، با زن هایى که به واسطۀ شیر
خوردن، خواهرزاده یا برادرزادۀ زن او شده اند ازدواج کند و نیز اگر - العیاذ باللّه - با کسى لواط کند، نمى تواند با دختر و خواهر و مادر و مادربزرگ رضاعى او - یعنى کسانى که به واسطۀ شیر خوردن، دختر و خواهر و مادر او شده اند - ازدواج نماید.
«مسألۀ 2949» زنى که برادر انسان را شیر داده، به انسان محرم نمى شود، اگرچه احتیاط مستحب آن است که با او ازدواج نکند.
«مسألۀ 2950» انسان نمى تواند با دو خواهر - اگرچه رضاعى باشند، یعنى به واسطۀ شیر خوردن، خواهر یکدیگر شده باشند - ازدواج کند و چنانچه دو زن را عقد کند و بعد بفهمد خواهر بوده اند، در صورتى که عقد آنان در یک وقت بوده باشد، هر دو باطل است و اگر در یک وقت نبوده، عقد اوّلى صحیح و عقد دومى باطل است.
«مسألۀ 2951» اگر زن از شیر شوهر خود کسانى را که گفته مى شود شیر دهد، شوهر او بر او حرام نمى شود، اگرچه بهتر آن است که احتیاط کنند:
اوّل: برادر و خواهر خود را. دوم: عمو و عمّه و دایى و خاله خود را. سوم: اولاد عمو و اولاد دایى خود را. چهارم: برادرزداۀ خود را. پنجم: برادر شوهر یا خواهر شوهر خود را. ششم: خواهرزادۀ خود یا خواهرزادۀ شوهرش را. هفتم: عمو، عمّه، دایى و خالۀ شوهر خود را. هشتم: نوۀ زن دیگر شوهر خود را.
«مسألۀ 2952» اگر کسى دختر عمّه یا دختر خالۀ انسان را شیر دهد، به انسان محرم نمى شود؛ ولى احتیاط مستحب آن است که از ازدواج با او خوددارى نماید.
«مسألۀ 2953» اگر مردى دو زن داشته باشد و یکى از آنها فرزند عموى زن دیگر را شیر دهد، زنى که فرزند عموى او شیر خورده، به شوهر خود حرام نمى شود.
شرایط شیر دادنى که علّت محرم شدن است
«مسألۀ 2954» شیر دادنى که علّت محرم شدن است نُه شرط دارد:
اوّل: بچّه شیر زن زنده را بخورد، پس اگر از پستان زنى که مرده است شیر بخورد اثر ندارد.
دوم: شیر آن زن از حرام نباشد، پس اگر شیر بچّه اى را که از راه زنا به دنیا آمده به بچّۀ دیگرى بدهند، به واسطۀ آن شیر، بچّه به کسى محرم نمى شود.
سوم: بچّه شیر را از پستان بمکد، پس اگر شیر را در گلوى او بریزند به کسى محرم نمى شود.
چهارم: شیر، خالص بوده و با چیز دیگرى مخلوط نباشد مگر این که آنچه با شیر مخلوط شده به گونه اى کم باشد که در شیر مستهلک شود.
پنجم: شیر بر اثر زایمان باشد نه این که به واسطۀ مکیدن، شیر در پستان پدیدار شود.
ششم: شیر از یک شوهر باشد؛ پس اگر زن شیردهى را طلاق دهند و بعد شوهر دیگرى کند و از او آبستن شود و تا هنگام زاییدن، شیرى که از شوهر اوّل داشته باقى باشد و مثلاً هشت دفعه پیش از زاییدن از شیر شوهر اوّل و هفت دفعه بعد از زاییدن از شیر شوهر دوم به بچّه اى بدهد، آن بچّه به کسى محرم نمى شود.
هفتم: بچّه به واسطۀ بیمارى شیر را برنگرداند و اگر شیر را برگرداند، بنابر احتیاط واجب کسانى که به واسطۀ شیر خوردن به آن بچّه محرم مى شوند، باید با او ازدواج نکنند و نگاه محرمانه هم به او ننمایند.
هشتم: بچّه پانزده مرتبه یا یک شبانه روز - به گونه اى که در مسألۀ بعد گفته مى شود - به قدرى شیر بخورد که سیر شود؛ بلکه اگر ده مرتبه هم به او شیر بدهند، احتیاط مستحب آن است کسانى که به واسطۀ شیر خوردن به او محرم مى شوند، با او ازدواج نکنند و نگاه محرمانه هم به او ننمایند.
نهم: دو سال بچّه تمام نشده باشد و اگر بعد از تمام شدن دو سال او را شیر دهند، به کسى محرم نمى شود، بلکه اگر مثلاً پیش از تمام شدن دو سال، چهارده مرتبه و بعد از آن یک مرتبه شیر بخورد، به کسى محرم نمى شود؛ ولى چنانچه از هنگام زاییدن زن شیرده بیشتر از دو سال گذشته باشد و شیر او باقى باشد و بچّه اى را شیر بدهد، آن بچّه به کسانى که گفته شد، محرم مى شود.
«مسألۀ 2955» باید بچّه در بین یک شبانه روز، غذا یا شیر کس دیگرى رانخورد؛
ولى اگر کمى غذا بخورد که نگویند در وسط غذا خورده، اشکال ندارد و نیز باید پانزده مرتبه را از شیر یک زن بخورد و در بین پانزده مرتبه شیر کس دیگرى را نخورد و در هر دفعه بدون فاصله شیر بخورد؛ ولى اگر در بین خوردن نفس تازه کند یا کمى صبر کند، از اوّلى که پستان در دهان مى گیرد تا وقتى سیر مى شود، یک دفعه حساب مى شود و اشکال ندارد.
«مسألۀ 2956» شیر دادنى که علّت محرم شدن است به دو چیز ثابت مى شود:
اوّل: خبردادن عدّه اى که انسان از گفتۀ آنان یقین پیدا کند.
دوم: شهادت دو مرد یا چهار زن که عادل باشند، ولى باید شرایط شیر دادن را هم بگویند، مثلاً بگویند: «ما دیده ایم که فلان بچّه بیست و چهار ساعت از پستان فلان زن شیر خورده و چیزى هم در بین نخورده است» و همچنین سایر شرطها را که در مسألۀ 2954 گفته شد شرح دهند؛ ولى اگر معلوم باشد که شرایط را مى دانند و در عقیده با هم مخالف نیستند و با مرد و زن هم در عقیده مخالفت ندارند، لازم نیست شرایط را شرح دهند.
«مسألۀ 2957» اگر شک کنند بچّه به مقدارى که موجب محرم شدن است شیر خورده یا نه یا گمان داشته باشند که به آن مقدار شیر خورده، بچّه به کسى محرم نمى شود، ولى بهتر آن است که احتیاط کنند.
«مسألۀ 2958» اگر زن از شیر شوهر خود بچّه اى را شیر دهد و بعد شوهر دیگرى کند و از شیر آن شوهر هم بچّۀ دیگرى را شیر دهد، آن دو بچّه به یکدیگر محرم نمى شوند، اگرچه بهتر است با هم ازدواج نکنند و نگاه محرمانه به یکدیگر ننمایند.
«مسألۀ 2959» اگر زن از شیر یک شوهر چند بچّه را شیر دهد، همۀ آنان به یکدیگر و به شوهر و به زنى که آنان را شیر داده محرم مى شوند.
«مسألۀ 2960» اگر کسى چند زن داشته باشد و هر کدام از آنان با شرایطى که در مسائل پیش گفته شد، بچّه اى را شیر دهد، همۀ آن بچّه ها به یکدیگر و به آن مرد و به همۀ آن زن ها محرم مى شوند.
«مسألۀ 2961» اگر کسى دو زن داشته باشد و یکى از آنان بچّه اى را مثلاً هشت مرتبه
و دیگرى هفت مرتبه شیر بدهد، آن بچّه به کسى محرم نمى شود.
