آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

مرجع تقلید شیعه

احکام کفن میّت

«مسألۀ 618» میّت مسلمان را باید با سه پارچه که آنها را لنگ، پیراهن و سرتاسرى مى گویند کفن نمایند.

«مسألۀ 619» لنگ باید اطراف بدن را از ناف تا زانو بپوشاند و بهتر آن است که از سینه تا روى قدم برسد و بنابر احتیاط واجب، پیراهن باید از سر شانه تا نصف ساق پا را کاملاً بپوشاند و درازى سرتاسرى بنا بر احتیاط واجب باید به قدرى باشد که بستن دو سرِ آن ممکن باشد و پهناى آن باید به اندازه اى باشد که یک طرف آن روى طرف دیگر قرار گیرد.

«مسألۀ 620» هر مقدار از هزینه کفن - چه واجب و چه مستحب - که در شأن میّت
باشد، از اصل ترکه او برداشته مى شود و احتیاج به اجازه ورثه ندارد.

«مسألۀ 621» اگر میّت وصیّت نکرده باشد که کفن را از ثلث مال او بردارند، هر مقدار از هزینه کفن را که بیشتر از شأن اوست با اجازه ورثه بالغ او مى توان از سهم آنان برداشت.

«مسألۀ 622» اگر کسى وصیّت کرده باشد که مقدار مستحب کفن را از ثلث مال او بردارند یا وصیّت کرده باشد که ثلث مال را به مصرف خود او برسانند، ولى مصرف آن را معین نکرده باشد یا فقط مصرف مقدارى از آن را معین کرده باشد، مى توانند مقدار مستحب کفن را از ثلث مال او بردارند.

«مسألۀ 623» کفن زن بر عهدۀ شوهر است، اگرچه خود زن داراى اموال باشد و همچنین اگر زن را به شرحى که در کتاب طلاق گفته مى شود طلاق رجعى بدهند و پیش از تمام شدن عدّه بمیرد، بنابر احتیاط واجب شوهر باید کفن او را بدهد، و چنانچه شوهر بالغ نباشد یا دیوانه باشد، ولىّ شوهر باید از مال او کفن زن را بدهد.

«مسألۀ 624» کفن میّت بر خویشان او واجب نیست، اگرچه مخارج او در حال حیات بر آنان واجب باشد، بلکه از مال خودش برداشته مى شود، ولى اگر مالى نداشته باشد، احتیاط واجب آن است که کسى که مخارج میت در حال حیات بر او واجب بوده، کفن او را بدهد وگرنه دادن کفن او بر مسلمین واجب کفایى است.

«مسألۀ 625» اگر مجموع سه قطعه کفن به گونه اى باشد که بدن میت از زیر آن پیدا نباشد، کافى است، ولى بهتر است که هر یک از سه پارچۀ کفن به قدرى نازک نباشند که بدن میّت از زیر آن پیدا باشد.

«مسألۀ 626» کفن کردن با مال غصبى هر چند کفن دیگرى نیز پیدا نشود، جایز نیست و چنانچه کفن میّت غصبى باشد و صاحب آن راضى نباشد، باید آن را از تن میّت بیرون آورند، اگرچه او را دفن کرده باشند و همچنین جایز نیست با پوست مردار او را کفن کنند.

«مسألۀ 627» کفن کردن میّت با چیز نجس و با پارچۀ ابریشمى خالص، جایز نیست و در حال ناچارى نیز کفن کردن با آنها خالى از اشکال نیست و احتیاط واجب آن است که
با پارچۀ طلا باف نیز مگر در حال ناچارى، میّت را کفن نکنند.

«مسألۀ 628» کفن کردن با پارچه اى که از پشم، پوست یا موى حیوان حرام گوشت تهیه شده، در حال اختیار جایز نیست، ولى اگر پوست حیوان حلال گوشت را به نحوى درست کنند که به آن جامه گفته شود، مى توان میّت را با آن کفن کرد و همچنین اگر کفن از مو و پشم حیوان حلال گوشت باشد، اشکال ندارد، اگرچه احتیاط آن است که با این دو نیز کفن نکنند.

«مسألۀ 629» اگر کفن میّت با نجاست خود او یا با نجاست دیگرى نجس شود، چنانچه کفن ضایع نمى شود، باید مقدار نجس شده را بشویند یا ببُرند و اگر شستن یا بریدن آن ممکن نباشد، در صورتى که عوض کردن آن ممکن باشد، باید عوض نمایند.

«مسألۀ 630» اگر کسى که براى حجّ یا عمره احرام بسته بمیرد، باید مثل دیگران کفن شود و پوشاندن سر و صورت او - که در حال احرام باید برهنه باشند - اشکال ندارد.