آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
مرجع تقلید شیعه
قضاى نماز و روزۀ پدر
«مسألۀ 1429» اگر پدر نماز خود را بجا نیاورده باشد، چنانچه از روى نافرمانى ترک نکرده باشد و مى توانسته قضا کند، بر پسر بزرگ تر واجب است که بعد از مرگ او قضاى نمازهایش را بجا آورد یا براى آنها اجیر بگیرد، بلکه اگر از روى نافرمانى نیز ترک کرده باشد، واجب است به همین نحو عمل کند، مگر این که از روى عناد و انکار ترک کرده باشد و یا این که در مدت نسبتاً زیادى نماز را به جهت کوتاهى و سستى نخوانده باشد و نیز روزه اى را که در سفر نگرفته - اگرچه نمى توانسته آن را قضا کند - واجب است که پسر بزرگ تر قضا نماید یا براى انجام دادن آن اجیر بگیرد و اگر پدر به جهت عذر دیگر (مثل مریضى) روزه نگرفته باشد، چنانچه در حال حیات مى توانسته آن را قضا کند و قضا نکرده، پسر بزرگ تر باید قضاى آن را به جا آورد، و گرنه قضاى آن بر او واجب نیست.
«مسألۀ 1430» منظور از پسر بزرگ، بزرگ ترین پسر در حال مرگ پدر است و اگر کسى در حال مرگ، پسر نداشته باشد، بنابر احتیاط واجب بزرگ ترین مرد که در نزدیک ترین طبقۀ ارث به او قرار دارد، باید قضاى نمازهاى او را بجا آورد.
«مسألۀ 1431» اگر پدر بعد از داخل شدن وقت نماز و گذشتن مقدارى از آن که مى توانسته در آن مدّت نماز بخواند بمیرد، بر پسر بزرگ تر لازم است آن نماز را بدون نیّت ادا و قضا و به قصد ما فى الذمّه از طرف پدر بجا آورد.
«مسألۀ 1432» اگر پسر بزرگ تر براى انجام قضاى نماز و روزۀ پدر شخصى را اجیر کند، اجیر باید نماز و روزه را به نیابت از میّت بجا آورد نه به نیابت از پسر.
«مسألۀ 1433» اگر پسر بزرگ تر شک داشته باشد که پدر نماز و روزۀ قضا داشته یا نه، چیزى بر او واجب نیست.
«مسألۀ 1434» اگر پسر بزرگ تر بداند که پدر او نماز قضا داشته و شک کند که بجا آورده یا نه، باید آنها را قضا نماید.
«مسألۀ 1435» اگر معلوم نباشد پسر بزرگ تر کدام است، قضاى نماز و روزۀ پدر بر هیچ کدام از پسرها واجب نیست؛ ولى احتیاط مستحب آن است که نماز و روزۀ او را بین خود قسمت کنند یا براى انجام آنها قرعه بزنند.
«مسألۀ 1436» کسى که قضاى نماز پدر به عهدۀ اوست، لازم نیست فوراً آنها را بجا آورد، اگرچه بهتر است به تأخیر نیندازد.
«مسألۀ 1437» اگر میّت وصیّت کرده باشد که براى نماز و روزۀ او اجیر بگیرند، بعد از آن که اجیر نماز و روزۀ او را به نحو صحیح بجا آورد، بر پسر بزرگ تر چیزى واجب نیست.
«مسألۀ 1438» اگر پسر بزرگ تر بخواهد قضاى نماز پدر را بخواند، باید در اجزا و شرایط نماز و احکام شک و سهو، بر طبق تکلیف خود عمل کند.
«مسألۀ 1439» کسى که خودش نماز و روزۀ قضا دارد، اگر نماز و روزۀ پدر هم بر او واجب شود، هر کدام را اوّل بجا آورد صحیح است.
«مسألۀ 1440» پسرى که مکلّف نشده ولى خوب و بد را تشخیص مى دهد و نماز و روزۀ خود را به نحو صحیح به جا مى آورد، مى تواند قضاى نماز و روزۀ پدر خود را بجا آورد.
«مسألۀ 1441» اگر پسر بزرگ تر پیش از آن که نماز و روزۀ پدر را قضا کند بمیرد، بر پسر دوم چیزى واجب نیست، مگر این که قبل از گذشتن زمانى که در آن مدّت
مى توانسته قضاى نماز و روزه را به جا آورد، بمیرد که در این صورت بر پسر بزرگ تر بعدى واجب است همان مقدار از نماز و روزه پدر را که پسر اول وقت قضا کردن آنها را نداشته، قضا نماید.
«مسألۀ 1442» قضاى نماز و روزۀ مادر بر پسر بزرگ تر واجب نیست، اگرچه بهتر است آنها را بجا آورد.
