آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
مرجع تقلید شیعه
اشاره
مکان نمازگزار چند شرط دارد:
* شرط اوّل: مکان نمازگزار باید مباح باشد.
«مسألۀ 890» نماز کسى که در ملک غصبى نماز مى خواند - اگرچه روى فرش و تخت و مانند آنها باشد - باطل است و همچنین نماز خواندن در زیر خیمه غصبى باطل است، ولى نماز خواندن در زیر سقف غصبى چنانچه دیوارهاى آن غصبى نباشد، مانعى ندارد.
«مسألۀ 891» نماز در ملکى که منفعت آن مال دیگرى است، بدون اجازۀ او باطل است؛ مثلاً اگر در خانۀ اجاره اى، صاحب خانه یا دیگرى بدون اجازۀ کسى که آن خانه را اجاره کرده، نماز بخواند، نمازش باطل است و همچنین نمى توان در ملکى که دیگرى در آن حقّى دارد نماز خواند؛ مثلاً اگر میّت وصیّت کرده باشد که ثلث مال او را به مصرفى برسانند، تا وقتى ثلث را جدا نکرده اند، نمى توان در ملک او نماز خواند.
«مسألۀ 892» اگر کسى جاى شخص دیگرى را که در مسجد نشسته غصب کند و در آن جا نماز بخواند، بنابر احتیاط واجب باید دوباره نماز خود را در محل دیگرى اعاده کند.
«مسألۀ 893» اگر در جایى که نمى داند غصبى است، نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، نماز او صحیح است و همچنین اگر در جایى که غصبى بودن آن را فراموش کرده، نماز بخواند و بعد از نماز به خاطر آورد، نماز او صحیح است، مگر آن که خودش غصب کرده باشد که در این صورت نمازش باطل است.
«مسألۀ 894» اگر بداند جایى غصبى است ولى نداند که در جاى غصبى نماز باطل است و در آن جا نماز بخواند، چنانچه در یادگیرى مسأله کوتاهى کرده باشد نماز او باطل است.
«مسألۀ 895» اگر کسى ناچار باشد نماز واجب را سواره بخواند و یا بخواهد نماز مستحبّى را سواره بخواند، چنانچه وسیله سوارى یا چیزى که روى آن نشسته غصبى باشد، بعید نیست نماز او صحیح باشد.
«مسألۀ 896» اگر سهم کسى که در ملکى با دیگرى شریک است، از سهم شریکش جدا نباشد، بدون اجازۀ شریک خود نمى تواند در آن ملک تصرّف کند و نماز بخواند.
«مسألۀ 897» اگر با عین پولى که خمس آن را نداده، ملکى بخرد، مى تواند در آن نماز بخواند؛ ولى باید فوراً خمس آن پول را بپردازد. البته اگر اصلاً قصد پرداخت خمس را نداشته باشد و معامله را به نحو شخصى انجام داده باشد، نماز در آن ملک باطل است و اگر با عین پولى که زکات آن را نداده ملکى بخرد، تصرّف او در آن ملک حرام و نماز او نیز در آن باطل است، مگر آن که قصد جدى داشته باشد که زکات آن را از مال دیگر خود
بپردازد و اگر به ذمّه بخرد و در موقع خریدن قصد او این باشد که از مالى که خمس یا زکات آن را نداده پول ملک را بدهد، تصرّف و نماز در آن صحیح است ولى احتیاط مستحب آن است که در آن نماز نخواند.
«مسألۀ 898» اگر صاحب ملک اجازۀ نماز خواندن بدهد، ولى انسان بداند که قلباً راضى نیست، نماز خواندن در ملک او باطل است و اگر اجازه ندهد و انسان یقین کند که قلباً راضى است، نماز صحیح است.
«مسألۀ 899» تصرّف در ملک کسى که مرده و خمس یا زکات بدهکار بوده است، حرام و نماز در آن باطل است، مگر آن که بدهى او را بدهند یا بنا داشته باشند بدون مسامحه بپردازند.
«مسألۀ 900» تصرّف در ملک کسى که مرده و به مردم بدهکار بوده است، حرام و نماز در آن باطل است؛ ولى تصرّفات جزیى که براى برداشتن جنازۀ مرده معمول است، اشکال ندارد و نیز اگر بدهکارى او کمتر از مالش باشد و ورثه نیز تصمیم داشته باشند که بدون مسامحه بدهى او را بپردازند، تصرّف در آن با رضایت ورثه و طلبکاران اشکال ندارد.
«مسألۀ 901» اگر کسى که مرده قرض نداشته باشد، ولى بعضى از ورثۀ او صغیر یا دیوانه یا غایب باشند، تصرّف در ملک او حرام و نماز در آن باطل است؛ ولى تصرّفات جزیى که براى برداشتن جنازۀ مرده معمول است، اشکال ندارد.
«مسألۀ 902» نماز خواندن در مسافرخانه و حمام و مانند آن که براى واردین آماده است، در صورتى که نمازگزار به عنوان مهمان یا مسافر و یا براى انجام کارى آنجا باشد، اشکال ندارد، امّا اگر فقط براى خواندن نماز به آنجا برود، اشکال دارد، مگر این که به رضایت مالک آن اطمینان داشته یا اجازه داشته باشد؛ ولى در غیر این قبیل مکانها، در صورتى مى توان نماز خواند که مالک آن اجازه بدهد یا حرفى بزند که معلوم شود براى نماز خواندن اذن داده است، مثل این که به کسى اجازه دهد در ملک او بنشیند و بخوابد که از اینها فهمیده مى شود براى نماز خواندن نیز اجازه داده است.
«مسألۀ 903» نماز خواندن در زمین هاى بسیار بزرگى که مردم ناچارند در آنها
تصرّفاتى مانند رفت و آمد انجام دهند و در صورت تصرّف نکردن به زحمت و مشقّت مى افتند، اشکال ندارد، حتّى اگر رضایت صاحبان آنها معلوم نباشد و یا در بین آنها صغیر و یا مجنون وجود داشته باشد؛ ولى چنانچه بدانند که صاحبان آنها راضى نیستند، نمى توانند در آن جا نماز بخوانند.
* شرط دوم: مکان نمازگزار باید بى حرکت باشد و اگر به واسطۀ تنگى وقت یا جهت دیگرى ناچار باشد در جایى که حرکت دارد - مانند اتومبیل، کشتى و قطار - نماز بخواند، به قدرى که ممکن است باید در حال حرکت چیزى نخواند و اگر آن وسایل از سمت قبله به طرف دیگر حرکت کنند، نمازگزار باید به طرف قبله برگردد.
«مسألۀ 904» نماز خواندن در اتومبیل، کشتى، قطار و مانند آنها در حال توقف مانعى ندارد.
«مسألۀ 905» نماز روى خرمن گندم و جو و مانند آنها که نمى توان روى آن بى حرکت ماند، باطل است.
«مسألۀ 906» در جایى که به واسطۀ احتمال باد، باران، تراکم جمعیت و مانند آن اطمینان ندارد که بتواند نماز را تمام کند، اگر نماز را به امید تمام کردنِ آن شروع کند، اشکال ندارد و اگر به مانعى برخورد نکند، نماز او صحیح است.
* شرط سوم: مکان نمازگزار نباید از جاهایى باشد که ماندن در آن حرام است؛ بنابر این نباید در محلى که باقى ماندن در آن براى انسان خطر جانى دارد - مانند محلى که نزدیک است سقف آن خراب شود - نماز خواند.
«مسألۀ 907» بودن مرد و زن نامحرم در جاى خلوت جایز نیست؛ ولى چنانچه در چنین محلّى نماز بخواند، نمازش اشکال ندارد.
«مسألۀ 908» نماز خواندن در جایى که صداى آلات لهو و لعب شنیده مى شود باطل نیست، ولى گوش دادن به آنها حرام است.
* شرط چهارم: نباید در جایى که سقف آن کوتاه است و نمى توان در آن جا راست ایستاد یا به اندازه اى کوچک است که جاى رکوع و سجود ندارد، نماز خواند و اگر ناچار
شود که در چنین جایى نماز بخواند، باید به قدرى که ممکن است، قیام، رکوع و سجود را بجا آورد.
* شرط پنجم: در مکانهایى نباشد که ماندن، نشستن یا ایستادن روى آن حرام است.
بنابر این نماز خواندن روى چیزى که ایستادن و یا نشستن روى آن موجب بى احترامى و هتک حرمت به چیزى مى شود که هتک حرمت آن حرام است - مثل فرشى که اسم خداوند متعال و یا آیات قرآن یا اسامى معصومین علیهم السلام بر آن نوشته شده است - جایز نیست.
* شرط ششم: مکان نمازگزار نباید جلوتر از قبر معصومین علیهم السلام باشد.
«مسألۀ 909» اگر در نماز چیزى مانند دیوار بین او و قبر مطهّر فاصله باشد که بى احترامى نشود، اشکال ندارد، ولى فاصله شدن صندوق شریف و ضریح و پارچه هایى که روى آن افتاده کافى نیست.
* شرط هفتم: مکان نمازگزار اگر نجس است، به گونه اى مرطوب نباشد که رطوبت آن به بدن یا لباس او برسد؛ ولى اگر جایى که پیشانى را بر آن مى گذارد نجس باشد، حتّى در صورتى که خشک نیز باشد، نماز باطل است و احتیاط مستحب آن است که در مکان نجس نماز خوانده نشود، مخصوصاً اگر عین نجاست در آن وجود داشته باشد.
* شرط هشتم: جاى پیشانى نمازگزار از جاى قدم ها و زانوهاى او بیش از چهار انگشت بسته، پست تر یا بلندتر نباشد.
* شرط نهم: اگر زن و مردى در یک مکان نماز مى خوانند، بنابر احتیاط واجب مکان نماز زن باید به گونه اى باشد که عرفاً عقب تر از مکان نماز مرد قلمداد شود، اگرچه بهتر است که در تمام حالات نماز، زن عقب تر از مرد باشد، به این معنى که جاى سجدۀ او از جاى ایستادن مرد عقب تر باشد.
«مسألۀ 910» اگر بین مرد و زن به اندازۀ ده ذراع فاصله باشد و یا آن که ما بین آنها دیوار یا پرده یا چیز دیگرى وجود داشته باشد، جلوتر بودن زن از مرد در نماز اشکالى ندارد.
«مسألۀ 911» شرط مذکور مربوط به موردى است که هر دو نمازگزار بالغ باشند
ولى در آن تفاوتى بین نماز واجب و مستحب نیست. البته براى کسانى که در مسجدالحرام نماز مى خوانند مراعات این شرط لازم نیست.
«مسألۀ 912» خواندن نماز واجب در خانۀ کعبه و بر بام آن بنابر احتیاط جایز نیست، ولى در حال ناچارى مانعى ندارد.
«مسألۀ 913» خواندن نماز مستحب در خانۀ کعبه و بر بام آن اشکال ندارد، بلکه مستحب است در داخل خانه مقابل هر رکن دو رکعت نماز بخوانند.
