آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
مرجع تقلید شیعه
شرایط لباس نمازگزار
اشاره
«مسألۀ 827» لباس نمازگزار شش شرط دارد:
اوّل: آن که پاک باشد. دوم: آن که مباح باشد. سوم: آن که از اجزاى مردار نباشد. چهارم: آن که از اجزاى حیوان حرام گوشت نباشد. پنجم و ششم: آن که اگر نمازگزار مرد است، لباس او ابریشم خالص و طلاباف نباشد. تفصیل این شروط در مسائل آینده بیان مى شود.
* شرط اوّل: لباس نمازگزار باید پاک باشد و اگر کسى عمداً با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.
«مسألۀ 828» کسى که نمى داند نماز با بدن و لباس نجس، باطل است، اگر در ندانستن
حکم مسأله مقصّر باشد و با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل مى باشد.
«مسألۀ 829» اگر به واسطۀ تقصیر در ندانستن مسأله، نجاست چیز نجسى را نداند - مثلاً نداند عرق کافر غیر کتابى نجس است - و با بدن یا لباس آلوده به آن نماز بخواند، نمازش باطل است.
«مسألۀ 830» اگر نداند که بدن یا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد نجس بوده، نماز او صحیح است، ولى احتیاط مستحب آن است که اگر وقت دارد دوباره آن نماز را بخواند.
«مسألۀ 831» اگر فراموش کند که بدن یا لباسش نجس است و در بین نماز یا بعد از آن به خاطر آورد، باید نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید.
«مسألۀ 832» اگر بدن یا لباس کسى که در وسعت وقت مشغول نماز است در بین نماز نجس شود و پیش از آن که چیزى از نماز را با نجاست بخواند، متوجّه این موضوع شود یا بفهمد که بدن یا لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از قبل نجس بوده، در صورتى که آب کشیدن بدن یا لباس یا عوض کردن لباس یا بیرون آوردن آن، نماز را به هم نزند، باید در بین نماز بدن یا لباس را آب بکشد یا لباس را عوض نماید یا اگر چیز دیگرى عورت او را پوشانده، لباس را بیرون آورد، ولى اگر به نحوى باشد که در صورت آب کشیدن بدن یا لباس یا تعویض یا بیرون آوردن لباس، نماز به هم بخورد، باید نماز را رها کند و دوباره با بدن و لباس پاک نماز بخواند.
«مسألۀ 833» اگر لباس کسى که در تنگى وقت مشغول نماز است، در بین نماز نجس شود و پیش از آن که چیزى از نماز را با نجاست بخواند، بفهمد که نجس شده یا بفهمد که لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده، در صورتى که آب کشیدن یا عوض کردن یا بیرون آوردن لباس نماز را به هم نزند و بتواند لباس را بیرون آورد، باید لباس را آب بکشد یا عوض کند یا اگر چیز دیگرى عورت او را پوشانده، لباس را بیرون آورد و نماز را تمام کند، اما اگر چیز دیگرى عورت او را نپوشانده باشد و لباس را نیز نتواند آب بکشد یا عوض کند، باید لباس را بیرون آورد و به
دستورى که براى برهنگان گفته شد، نماز را تمام کند و احتیاطاً آن را با لباس و بدن پاک قضا نیز بنماید، ولى چنانچه به گونه اى باشد که اگر لباس را آب بکشد یا عوض کند، نماز به هم بخورد و به واسطۀ سرما و مانند آن نیز نتواند لباس را بیرون آورد، باید با همان حال نماز را تمام کند و نماز او صحیح است.
«مسألۀ 834» اگر بدن کسى که در تنگى وقت مشغول نماز است، در بین نماز نجس شود و پیش از آن که چیزى از نماز را با نجاست بخواند متوجّه این موضوع شود یا بفهمد بدن او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده، در صورتى که آب کشیدن بدن نماز را به هم نزند، باید آن را آب بکشد و اگر نماز را به هم بزند، باید با همان حال نماز را تمام کند و نماز او صحیح است.
«مسألۀ 835» کسى که در پاک بودن بدن یا لباس خود شک دارد، اگر پیش از آن که شک کند، علم به نجاست آن نداشته، باید آن را جستجو کند و اگر اثرى از نجاست در آن نیافت و پس از نماز فهمید که نجس بوده، نمازش صحیح است، ولى اگر پیش از نماز جستجو نکند، احتیاطاً باید نمازش را اعاده کند و اگر وقت آن گذشته باشد، آن را قضا نماید و اگر پیش از آن که شک کند، مى دانسته که لباس یا بدنش نجس است و سپس شک کرد و پس از نماز فهمید که در حال نماز نجس بوده، احتیاطاً باید نماز خود را اعاده کند و اگر وقت گذشته باشد، آن را قضا نماید، چه قبل از نماز جستجو کرده باشد و چه نکرده باشد.
«مسألۀ 836» اگر لباس را آب بکشد و اطمینان یابد یا یقین کند که پاک شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاک نشده، احتیاطاً باید نماز را اعاده کند و اگر وقت آن گذشته باشد، آن را قضا نماید.
«مسألۀ 837» اگر خونى در بدن یا لباس خود ببیند و یقین یا اطمینان یابد که از خونهاى نجس نیست، مثلاً اطمینان یابد که خون پشه است، چنانچه بعد از نماز بفهمد از خون هایى بوده که نمى شود با آن نماز خواند، احتیاطاً باید نماز را اعاده کند و اگر وقت آن گذشته باشد، آن را قضا نماید.
«مسألۀ 838» اگر اطمینان یابد خونى که در بدن یا لباس اوست، خون نجسى است که نماز با آن صحیح است، مثلاً اطمینان یابد خون زخم و دمل است، چنانچه بعد از نماز بفهمد خونى بوده که نماز با آن باطل است، احتیاطاً باید نماز را اعاده کند و اگر وقت آن گذشته باشد، آن را قضا نماید.
«مسألۀ 839» اگر نجس بودن چیزى را فراموش کند و بدن یا لباسش با رطوبت به آن برسد و در حال فراموشى نماز بخواند و بعد از نماز به خاطر آورد، نماز او صحیح است؛ ولى اگر بدنش با رطوبت به چیزى که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد و بدون این که خود را آب بکشد، غسل کند و نماز بخواند، غسل و نماز او باطل است، مگر این که غسل او به گونه اى باشد که بدن قبل از غسل پاک شود و نیز اگر جایى از اعضاى وضو با رطوبت به چیزى که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد و پیش از آن که آنجا را آب بکشد، وضو بگیرد و نماز بخواند، وضو و نمازش باطل مى باشد، مگر این که وضوى او به گونه اى باشد که قبل از وضو اعضاى وضو پاک شود.
«مسألۀ 840» اگر بدن و لباس کسى که یک لباس دارد نجس شود و به اندازۀ آب کشیدن یکى از آنها آب داشته باشد، چنانچه بتواند لباسش را بیرون آورد، باید بدن را آب بکشد و نماز را به دستورى که براى برهنگان گفته شد، بجا آورد و احتیاطاً با آن لباس نجس نیز نماز را اعاده نماید و اگر به واسطۀ سرما یا عذر دیگرى نتواند لباسش را بیرون آورد، در صورتى که نجاست هر دو مساوى باشد، مثلاً هر دو ادرار یا خون باشد یا نجاست بدن شدیدتر باشد، مثلاً نجاست آن ادرار باشد که باید دو مرتبه آن را آب کشید، بعید نیست که آب کشیدن بدن مقدم باشد و اگر نجاست لباس بیشتر یا شدیدتر باشد، هر کدام از بدن یا لباس را که بخواهد، مى تواند آب بکشد.
«مسألۀ 841» کسى که غیر از لباس نجس لباس دیگرى ندارد و احتمال نمى دهد که لباس پاک پیدا کند، اگر به واسطۀ سرما یا عذر دیگرى نتواند لباس را بیرون بیاورد، باید در همان لباس نماز بخواند و نماز او صحیح است؛ ولى چنانچه بتواند لباس را بیرون آورد، باید نماز را به دستورى که براى برهنگان گفته شد بجا آورد و احتیاطاً نماز را با
همان لباس نجس تکرار نماید.
«مسألۀ 842» اگر کسى که دو لباس دارد بداند یکى از آنها نجس است و نتواند آنها را آب بکشد و نداند کدام یک از آنها نجس است، چنانچه وقت داشته باشد، باید با هر دو لباس نماز بخواند، مثلاً اگر بخواهد نماز ظهر و عصر بخواند، باید با هر کدام یک نماز ظهر و یک نماز عصر بخواند، ولى اگر وقت تنگ باشد، باید نماز را به دستورى که براى برهنگان گفته شد بجا آورد و احتیاطاً آن نماز را با لباس پاک قضا نیز بنماید.
* شرط دوم: آن قسمت از لباس نمازگزار که عورت او را مى پوشاند، باید مباح باشد و حکم قسمتهایى که عورت را نمى پوشاند نیز بنابر احتیاط واجب همین است و کسى که مى داند پوشیدن لباس غصبى حرام است، اگر عمداً در لباس غصبى یا در لباسى که نخ یا دگمه یا چیز دیگر آن غصبى است نماز بخواند، باید آن نماز را با لباس غیر غصبى اعاده نماید.
«مسألۀ 843» اگر کسى که مى داند پوشیدن لباس غصبى حرام است، ولى نمى داند نماز را باطل مى کند، عمداً با لباس غصبى نماز بخواند، باید آن نماز را با لباس غیر غصبى اعاده کند.
«مسألۀ 844» اگر نداند یا فراموش کند که لباس او غصبى است و با آن نماز بخواند، نمازش صحیح است؛ ولى اگر خودش آن لباس را غصب کرده باشد و بعد فراموش کرده و با آن نماز بخواند، باید آن نماز را اعاده کند.
«مسألۀ 845» اگر نداند یا فراموش کند که لباس او غصبى است و در بین نماز بفهمد، چنانچه چیز دیگرى عورت او را پوشانده باشد و بتواند فوراً و بدون این که موالات - یعنى پى درپى بودن نماز - به هم بخورد لباس غصبى را بیرون آورد، بنابر احتیاط واجب باید آن را بیرون آورد و نمازش صحیح است و اگر چیز دیگرى عورت او را نپوشانده باشد یا نتواند لباس غصبى را فوراً بیرون آورد و در صورت بیرون آوردن، پى درپى بودن نماز به هم بخورد، در صورتى که به مقدار یک رکعت نیز وقت داشته باشد، باید نماز را رها کند و با لباس غیر غصبى نماز بخواند و اگر این مقدار نیز وقت نداشته باشد، باید در حال نماز
لباس را بیرون آورد و مانند نماز برهنگان، نماز را تمام نماید.
«مسألۀ 846» اگر کسى براى حفظ جان خود و یا مثلاً براى این که دزد لباس غصبى را نبرد ناچار شود آن را بپوشد و با آن نماز بخواند، چنانچه خود او لباس را غصب نکرده باشد، نمازش صحیح است، ولى اگر خود او لباس را غصب کرده باشد و لباس نیز عورت او را بپوشاند، صحت نمازش خالى از اشکال نیست مگر آن که به قصد بازگرداندن به صاحبش آن را بپوشد تا به سرقت نرود.
«مسألۀ 847» اگر با عین پولى که خمس به آن تعلّق گرفته، لباس بخرد، مى تواند با آن نماز بخواند؛ ولى باید فوراً خمس آن پول را بپردازد. البته چنانچه اصلاً قصد پرداخت خمس را نداشته باشد و معامله را به نحو شخصى انجام داده باشد (یعنى این که در هنگام معامله به فروشنده بگوید که این لباس را با عین همین پول خریدارى مى کنم)، نماز در آن لباس باطل است و اگر با عین پولى که زکات آن را نداده لباس بخرد، چنانچه قصد داشته باشد که از مال دیگرى زکات را بپردازد، نماز او در آن لباس صحیح است وگرنه نماز در آن لباس باطل است و اگر به ذمّه بخرد و در هنگام معامله قصدش این باشد که از پولى که خمس یا زکات آن را نداده، پول لباس را بدهد، در این صورت نمازش باطل نیست، اگرچه احتیاط مستحب اعاده این نماز است.
* شرط سوم: لباس نمازگزار باید از اجزاى حیوان مرده اى که خون جهنده دارد - یعنى حیوانى که اگر رگ آن را ببرند خون از آن جستن مى کند - نباشد و اگر از اجزاى حیوان مردۀ حلال گوشتى که خون جهنده ندارد - مانند ماهى فلس دار - لباس تهیّه کند، احتیاط مستحب آن است که با آن نماز نخواند.
«مسألۀ 848» حیوان حلال گوشتى که خون جهنده دارد، چنانچه مردار شود، بنابر احتیاط واجب نباید چیزى از آن که روح داشته - مانند گوشت و پوست - همراه نمازگزار باشد، اگرچه لباس او نیز نباشد.
«مسألۀ 849» اگر چیزى از مردار حلال گوشت که روح ندارد - مانند مو و پشم - همراه نمازگزار باشد یا با لباسى که از آنها تهیّه کرده اند نماز بخواند، نماز او صحیح است.
* شرط چهارم: لباس نمازگزار باید از حیوان حرام گوشتى که خون جهنده دارد نباشد و اگر مویى از آن هم همراه نمازگزار باشد، نماز او باطل است و بنابر احتیاط حکم حیوان حرام گوشتى که خون جهنده ندارد نیز همین است.
«مسألۀ 850» اگر آب دهان یا بینى یا رطوبت دیگرى از حیوان حرام گوشت - مانند گربه - بر بدن یا لباس نمازگزار باشد، چنانچه مرطوب باشد، نماز باطل و اگر خشک شده و عین آن برطرف شده باشد، نماز صحیح است.
«مسألۀ 851» اگر مو، عرق و آب دهان کسى بر بدن یا لباس نمازگزار باشد و یا مروارید و موم و عسل همراه او باشد، اشکال ندارد.
«مسألۀ 852» اگر شک داشته باشد لباسى از حیوان حلال گوشت است یا از حیوان حرام گوشت، مى تواند با آن نماز بخواند.
«مسألۀ 853» اگر انسان احتمال دهد دگمۀ صدفى و مانند آن از حیوان است، نماز خواندن با آن مانعى ندارد، ولى اگر بداند صدف است، بنابر احتیاط نمى تواند با آن نماز بخواند.
«مسألۀ 854» نماز خواندن با پوست خز اشکال ندارد؛ ولى بنابر احتیاط از نماز خواندن در پوست سنجاب اجتناب شود.
«مسألۀ 855» اگر با لباسى که نمى داند از حیوان حرام گوشت است نماز بخواند، نمازش صحیح است و همچنین است اگر فراموش کرده باشد و یا جاهل به مسأله باشد؛ ولى اگر جهل او به خاطر کوتاهى در یادگیرى مسأله باشد، نمازش باطل است.
«مسألۀ 856» اگر غیر از لباسى که از حیوان حرام گوشت تهیّه شده لباس دیگرى نداشته باشد، چنانچه در حال نماز ناچار به پوشیدن لباس باشد، مى تواند با همان لباس نماز بخواند و اگر ناچار نباشد، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز را بجا آورد و بنابر احتیاط واجب، یک نماز دیگر نیز با همان لباس بخواند.
* شرط پنجم: پوشیدن لباس طلاباف براى مرد حرام و نماز با آن باطل است، ولى براى زن در نماز و غیر آن اشکال ندارد.
«مسألۀ 857» زینت کردن با طلا، مثل آویختن زنجیر طلا به سینه و به دست کردن انگشتر طلا و بستن ساعت مچى طلا به دست، براى مرد حرام و نماز خواندن با آنها باطل است و احتیاط واجب آن است که از استعمال عینک طلا نیز خوددارى کند؛ اما اگر از آنها در حال نماز استفاده نکند بلکه فقط همراه داشته باشد - مثلاً در جیب خود بگذارد - نماز صحیح است، ولى زینت کردن با طلا، براى زن در نماز و غیر آن اشکال ندارد.
«مسألۀ 858» زینت کردن با انگشتر پلاتین و امثال آن که از طلا نمى باشد و همچنین گذاشتن دندان طلا براى مرد اشکال ندارد و نماز با آن صحیح است.
«مسألۀ 859» اگر مردى نداند یا فراموش کند که مثلاً انگشتر او از طلاست و با آن نماز بخواند و یا آن که نداند نماز با انگشتر طلا باطل است و در آموختن مسأله نیز کوتاهى نکرده باشد، نماز او صحیح است.
* شرط ششم: لباس مرد نمازگزار باید از ابریشم خالص نباشد و نماز خواندن با آن باطل است، فرقى نمى کند که آن لباس عورت او را پوشانده باشد و یا عورتش با لباس دیگرى پوشانده شده باشد و فرقى نمى کند که امکان پوشاندن عورت با آن باشد یا مثل بند شلوار و عرقچین امکان پوشاندن عورت با آن وجود نداشته باشد و در غیر نماز نیز پوشیدن لباس ابریشم خالص براى مرد حرام است.
«مسألۀ 860» اگر آستر تمام لباس یا آستر مقدارى از آن ابریشم خالص باشد، پوشیدن آن براى مرد حرام و نماز در آن باطل است.
«مسألۀ 861» پوشیدن لباسى که نمى داند از ابریشم خالص است یا از چیزى دیگر، اشکال ندارد و نماز با آن صحیح است.
«مسألۀ 862» اگر دستمال ابریشمى و مانند آن در جیب مرد باشد، اشکال ندارد و نماز را باطل نمى کند.
«مسألۀ 863» پوشیدن لباس ابریشمى براى زن در نماز و غیر نماز اشکال ندارد.
«مسألۀ 864» پوشیدن لباس ابریشمى خالص و طلاباف، در حال ناچارى مانعى ندارد و نیز کسى که ناچار است در حال نماز لباس بپوشد و لباس دیگرى غیر از اینها و یا
غیر از لباسى که از مردار تهیه شده در اختیار ندارد و احتمال نیز نمى دهد که تا آخر وقت بتواند در لباس داراى شرایط نماز بخواند، مى تواند با آن لباسها نماز بخواند.
«مسألۀ 865» اگر غیر از لباس غصبى یا لباسى که از مردار و یا اجزاى حیوان حرام گوشت تهیّه شده یا لباس ابریشمى خالص یا طلاباف، لباس دیگرى نداشته باشد و ناچار نباشد لباس بپوشد، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد، نماز بخواند و در مورد لباسى که از مردار یا اجزاى حیوان حرام گوشت تهیّه شده، احتیاطاً نماز را با همان لباس اعاده یا قضا نیز بنماید.
«مسألۀ 866» اگر چیزى نداشته باشد که عورت خود را در نماز با آن بپوشاند، واجب است آن را - اگرچه با کرایه یا خریدارى باشد - تهیّه نماید، ولى اگر تهیۀ آن به قدرى پول لازم داشته باشد که نسبت به دارایى او زیاد باشد یا به نحوى باشد که اگر پول را به مصرف لباس برساند، به حال او ضرر داشته باشد، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.
«مسألۀ 867» اگر به کسى که لباس ندارد لباس ببخشند یا عاریه دهند، چنانچه قبول کردن آن براى او مشقّت نداشته باشد، باید قبول کند، بلکه اگر عاریه کردن یا طلب بخشش براى او سخت نباشد، باید از کسى که لباس دارد، طلب بخشش یا عاریه نماید.
«مسألۀ 868» پوشیدن لباس شهرت - که پارچه یا رنگ یا دوخت آن براى کسى که مى خواهد آن را بپوشد معمول نیست - در صورتى که موجب وهن و هتک انسان شود جایز نیست، ولى اگر با آن لباس نماز بخواند، نمازش صحیح است.
«مسألۀ 869» چنانچه پوشیدن لباس زنانه براى مرد و یا لباس مردانه براى زن موجب وهن و هتک وى شود، باید از آن خوددارى کند، ولى اگر با آن لباس نماز بخواند نمازش صحیح است.
«مسألۀ 870» اگر کسى که باید خوابیده نماز بخواند برهنه باشد و لحاف یا تشک او نجس یا از ابریشم خالص یا از اجزاى حیوان حرام گوشت باشد، احتیاط واجب آن است که در نماز عورت خود را با چیزى که نماز در آن صحیح است بپوشاند، بلکه بنابر احتیاط
واجب در حال نماز نباید لحافى که از اجزاى حیوان حرام گوشت درست شده، به روى خود بیندازد.
مواردى که لازم نیست بدن و لباس نمازگزار پاک باشد
«مسألۀ 871» در سه صورت - که تفصیل آنها خواهد آمد - اگر بدن یا لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحیح است:
اوّل: به واسطۀ زخم یا جراحت یا دملى که در بدن اوست، لباس یا بدن او به خون آلوده شده باشد. دوم: بدن یا لباس او به مقدار کمتر از درهم (که تقریباً به اندازۀ بند سر انگشت سبّابه است) به خون آلوده باشد. سوم: ناچار باشد با بدن یا لباس نجس نماز بخواند.
در دو صورت نیز اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحیح است:
اوّل: لباسهاى کوچک او، مانند جوراب و عرقچین، نجس شده باشند. دوم: لباس مادرى که پرستار بچّه است نجس شده باشد و احکام این پنج صورت به تفصیل در مسائل بعد گفته مى شود.
«مسألۀ 872» اگر در بدن یا لباس نمازگزار خون زخم یا جراحت یا دمل باشد و همچنین اگر چرکى که با خون بیرون آمده یا عرق متّصل به زخم یا دوایى که روى زخم گذاشته اند و نجس شده، در بدن یا لباس او باشد، چنانچه به نحوى باشد که آب کشیدن بدن یا لباس یا تعویض لباس در آن شرایط براى بیشتر مردم سخت باشد، تا وقتى که زخم یا جراحت یا دمل خوب نشده است، مى تواند با آن خون نماز بخواند.
«مسألۀ 873» اگر خونِ بریدگى، دمل و زخمى که بزودى خوب مى شود و شستن آن آسان است، در بدن یا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است.
«مسألۀ 874» اگر جایى از بدن یا لباس که با زخم فاصله دارد، با رطوبت زخم نجس شود، جایز نیست با آن نماز بخواند، ولى اگر مقدارى از بدن یا لباس که معمولاً به رطوبت زخم آلوده مى شود، با رطوبت آن نجس شود، نماز خواندن با آن مانعى ندارد.
«مسألۀ 875» اگر در قسمتى از داخل دهان و بینى و مانند آنها که معمولاً دیده
مى شود، زخمى وجود داشته باشد و از آن زخم خونى به بدن یا لباس برسد، مى توان با آن نماز خواند و نیز با خون بَواسیرى که دانه هاى آن بیرون است، مى توان نماز خواند؛ امّا در صورتى که زخمِ داخل دهان و بینى در قسمتى باشد که معمولاً دیده نمى شود و یا دانه هاى بواسیر در باطن باشند، احتیاط واجب آن است که با لباس یا بدنى که به این خون آلوده است، نماز خوانده نشود.
«مسألۀ 876» اگر کسى که بدنش زخم است، در بدن یا لباس خود خونى ببیند و نداند خون زخم است یا خون دیگر، احتیاط واجب آن است که با آن نماز نخواند.
«مسألۀ 877» اگر چند زخم در بدن باشد و به گونه اى نزدیک هم باشند که یک زخم حساب شود، تا وقتى همه خوب نشده اند، نماز خواندن با خون آنها اشکال ندارد؛ ولى اگر به قدرى از هم دور باشند که هر کدام یک زخم حساب شوند، هر یک که خوب شد، باید براى نماز بدن و لباس را از خون آن آب بکشد.
«مسألۀ 878» اگر سر سوزنى خونِ حیض یا نفاس در بدن یا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است و بنابر احتیاط واجب خون استحاضه و خون سگ، خوک، کافرِ غیر کتابى، مردار و حیوان حرام گوشت نیز همین حکم را دارند؛ ولى نماز خواندن با خون هاى دیگر مثل خون بدن انسان یا خون حیوان حلال گوشت، اگرچه در چند جاى بدن و لباس باشند، در صورتى که روى هم کمتر از درهم باشند، اشکال ندارد و اگر بیشتر از درهم باشد، نماز با آن باطل است و اگر به مقدار درهم باشد نیز بنابر احتیاط واجب نمى توان با آن نماز خواند.
«مسألۀ 879» اگر خونى به لباس بى آستر بریزد و به پشت آن برسد، احتیاط واجب آن است که دو لکۀ خون حساب شود، مگر این که لباس به قدرى نازک باشد که یک لکه به حساب آید و ملاک در مسأله عرف است و اگر پشت آن جداگانه خونى شود، باید هر کدام را جدا حساب نمود؛ پس اگر خون هایى که در پشت و روى لباسند روى هم کمتر از یک درهم باشند، نماز با آن لباس صحیح است و اگر بیشتر باشند، نماز با آن باطل است.
«مسألۀ 880» اگر روى لباسى که آستر دارد خون بریزد و به آستر آن برسد و یا به
آستر بریزد و روى لباس خونى شود، باید هر کدام را جدا حساب نمود؛ پس اگر مجموع خون روى لباس و آستر کمتر از درهم باشد، نماز با آن صحیح است و اگر بیشتر باشد، نماز با آن باطل است.
«مسألۀ 881» اگر خون بدن یا لباس کمتر از درهم باشد و رطوبتى از خارج به آن برسد، در صورتى که خون و رطوبتى که به آن رسیده به اندازۀ درهم یا بیشتر شود و اطراف را آلوده کند، نماز با آن باطل است و اگر رطوبت و خون به اندازۀ درهم نشود ولى اطراف را آلوده کند، احتیاطاً نمى توان با آن نماز خواند، ولى اگر اطراف را آلوده نکند، نماز خواندن با آن بى اشکال است. همچنین اگر رطوبت با خون مخلوط شود و از بین برود، نماز صحیح است.
«مسألۀ 882» اگر بدن یا لباس خونى نشود، ولى به واسطۀ رسیدن به خون، متنجّس شود، اگرچه مقدارى که متنجس شده کمتر از درهم باشد، نمى توان با آن نماز خواند.
«مسألۀ 883» اگر خونى که در بدن یا لباس است کمتر از درهم باشد و نجاست دیگرى به آن برسد، مثلاً یک قطره ادرار روى آن بریزد، نماز خواندن با آن صحیح نیست.
«مسألۀ 884» اگر لباسهاى کوچک نمازگزار، مثل عرقچین و جوراب که نمى توان با آنها عورت را پوشاند، نجس باشند، چنانچه از اجزاى مردار - به تفصیلى که گذشت - یا از اجزاى حیوان حرام گوشت درست نشده باشند، نماز با آنها صحیح است و نیز اگر با انگشترى نجس نماز بخواند، اشکال ندارد.
«مسألۀ 885» چیزهاى کوچکى که پوشش نمازگزار محسوب نمى شوند - مثل چاقو، پول و مانند آن - اگر نجس باشند و به هنگام نماز همراه نمازگزار باشند، اشکال ندارد.
«مسألۀ 886» احتیاط آن است که چیز نجسى که با آن مى توان عورت را پوشاند همراه نمازگزار نباشد، ولى کسى که این مسأله را نمى دانسته و به این نحو نماز خوانده، لازم نیست آن نمازها را قضا کند.
«مسألۀ 887» اگر مادرى که پرستار بچّه است و بیشتر از یک لباس ندارد، در هر شبانه روز یک مرتبه لباس خود را آب بکشد، اگرچه تا روز دیگر لباس او به ادرار بچّه
نجس شود، مى تواند با آن لباس نماز بخواند؛ ولى احتیاط مستحب آن است که لباس خود را در آخر روز آب بکشد تا بتواند نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را با لباس پاک یا با نجاست کم ترى بجا آورد و نیز اگر بیشتر از یک لباس دارد ولى ناچار است که همۀ آنها را با هم بپوشد، چنانچه در شبانه روز یک مرتبه همۀ آنها را آب بکشد، کافى است؛ ولى زنى که مادر آن بچّه نیست، اگرچه یک لباس بیشتر نداشته باشد، احتیاطاً براى هر نماز اگر لباسش نجس شد، باید آن را آب بکشد و با لباس پاک نماز بخواند.
