آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
مرجع تقلید شیعه
مسائل متفرّقۀ اجاره
«مسألۀ 2439» مستأجرى که ملکى را اجاره کرده، باید پس از پایان مدّت اجاره، آن را تخلیه کند و به مالک تحویل دهد و یا رضایت او را به دست آورد.
«مسألۀ 2440» مالى را که مستأجر بابت اجاره مى دهد باید معلوم باشد؛ پس اگر از چیزهایى باشد که با وزن آن را سنجیده و معامله مى کنند، باید وزن آن معلوم باشد و اگر از چیزهایى باشد که با شمارش مى سنجند، باید شمارۀ آن معلوم باشد و اگر مثل حیوان باشد، باید موجر آن را ببیند یا مستأجر خصوصیّات آن را بگوید.
«مسألۀ 2441» اگر زمینى را براى زراعت جو یا گندم اجاره دهد و اجاره بها را جو یا گندم همان زمین قرار دهد، اجاره صحیح نیست، مگر این که اجاره بها مقدار معیّنى در ذمّه باشد و مقیّد نباشد که از محصول خود زمین باشد و مستأجر از محصول همان
زمین بدهد که در این صورت اشکال ندارد.
«مسألۀ 2442» کسى که چیزى را اجاره داده، تا آن چیز را تحویل ندهد، حقّ ندارد اجارۀ آن را مطالبه کند و نیز اگر براى انجام عملى اجیر شده باشد، پیش از انجام عمل حقّ مطالبه اجرت را ندارد، مگر آن که گرفتن اجاره بها قبل از عمل معمول باشد یا در قرارداد اجاره این چنین توافق شده باشد، مانند اجیر شدن براى حجّ.
«مسألۀ 2443» هرگاه چیزى را که اجاره داده تحویل دهد، اگرچه مستأجر تحویل نگیرد یا تحویل بگیرد و تا آخر مدّت اجاره از آن استفاده نکند، مستأجر باید اجاره بهاى آن را بدهد.
«مسألۀ 2444» اگر انسان اجیر شود که در روز معیّنى کارى را انجام دهد و در آن روز براى انجام آن کار حاضر شود، کسى که او را اجیر کرده، اگرچه آن کار را به او ارجاع ندهد، باید اجرت او را بدهد؛ مثلاً اگر خیّاطى را در روز معیّنى براى دوختن لباسى اجیر نماید و خیّاط در آن روز آمادۀ کار باشد، اگرچه پارچه را به او ندهد که بدوزد، باید اجرت او را بدهد، چه خیّاط بیکار باشد و چه براى خودش یا دیگرى کار کند.
«مسألۀ 2445» اگر بعد از تمام شدن مدّت اجاره معلوم شود که اجاره باطل بوده، چنانچه مال در تحویل یا تحت تصرّف مستأجر بوده، مستأجر باید اجرة المثل را به مقدار معمول به صاحب ملک بدهد؛ مثلاً اگر خانه اى را یک ساله به صد هزار تومان اجاره کند بعد بفهمد اجاره باطل بوده، چنانچه اجارۀ آن خانه معمولاً پنجاه هزار تومان باشد، باید پنجاه هزار تومان را بدهد و اگر دویست هزار تومان باشد، باید دویست هزار تومان را بپردازد و نیز اگر بعد از گذشتن مقدارى از مدّت اجاره معلوم شود که اجاره باطل بوده، باید اجارۀ آن مدّت را به مقدار معمول به صاحب ملک بدهد.
«مسألۀ 2446» اگر چیزى که اجاره کرده از بین برود، چنانچه در نگهدارى آن کوتاهى نکرده و در استفاده بردن از آن هم زیاده روى ننموده باشد، ضامن نیست و نیز اگر مثلاً پارچه اى را که به خیّاط داده از بین برود، در صورتى که خیّاط زیاده روى نکرده و در نگهدارى آن هم کوتاهى نکرده باشد، نباید عوض آن را بدهد.
«مسألۀ 2447» هرگاه صنعتگر چیزى را که براى ساختن یا تعمیر کردن تحویل گرفته، ضایع کند، ضامن است.
«مسألۀ 2448» اگر قصّاب سرِ حیوانى را ببرد و آن را حرام کند، چه مزد گرفته باشد و چه مجّانى سر بریده باشد، باید قیمت آن را به صاحبش بدهد.
«مسألۀ 2449» اگر وسیلۀ باربرى یا حیوانى را اجاره کند و معیّن نمایند که چقدر بار بر آن حمل نماید، چنانچه بیشتر از آن مقدار حمل کند و آن وسیله یا حیوان تلف یا معیوب شود، ضامن است و نیز اگر مقدار بار را معیّن نکرده باشند و بیشتر از مقدار معمول حمل کند، چنانچه وسیله یا حیوان تلف یا معیوب گردد، ضامن مى باشد و اگر وسیله از بین نرود و معیوب هم نشود، اجارۀ مقدار زاید را اگر قابل توجّه باشد، باید بدهد.
«مسألۀ 2450» اگر حیوانى را براى حمل بار شکستنى اجاره دهد، چنانچه آن حیوان بلغزد یا رم کند و بار را بشکند، صاحب حیوان ضامن نیست، ولى اگر به واسطۀ زدن و مانند آن کارى کند که حیوان زمین بخورد و بار را بشکند، ضامن است.
«مسألۀ 2451» مستأجر و کسى که چیزى را اجاره داده، با رضایت یکدیگر مى توانند معامله را به هم بزنند و نیز اگر در اجاره شرط کنند که هر دو یا یکى از آنان حقّ به هم زدن معامله را داشته باشند، مى توانند مطابق قرارداد، اجاره را به هم بزنند.
«مسألۀ 2452» اگر اجاره دهنده یا مستأجر بفهمند که مغبون شده اند، چنانچه در هنگام انعقاد قرارداد اجاره متوجّه نباشند که مغبونند، مى توانند اجاره را به هم بزنند، ولى اگر در قرارداد اجاره شرط کنند که اگر مغبون هم باشند حقّ به هم زدن معامله را نداشته باشند، نمى توانند اجاره را به هم بزنند.
«مسألۀ 2453» اگر چیزى را اجاره دهد و پیش از آن که آن را تحویل دهد، کسى آن را غصب نماید، مستأجر مى تواند اجاره را به هم بزند و مالى را که به اجاره دهنده داده پس بگیرد یا اجاره را به هم نزند و اجرة المثل مدّتى را که آن چیز در تصرّف غصب کننده بوده به میزان معمول از او بگیرد؛ پس اگر وسیله اى را یک ماهه به ده هزار تومان اجاره
نماید و کسى آن را ده روز غصب کند و اجرة المثل معمول آن در ده روز، پانزده هزار تومان باشد، مى تواند پانزده هزار تومان را از غاصب بگیرد.
«مسألۀ 2454» اگر چیزى را که اجاره کرده تحویل بگیرد و بعد دیگرى آن را غصب کند، نمى تواند اجاره را به هم بزند، بلکه فقط حقّ دارد اجرة المثل آن چیز را به مقدار معمول از غاصب بگیرد.
«مسألۀ 2455» اگر پیش از آن که مدّت اجاره تمام شود، ملک را به مستأجر بفروشد، اجاره به هم نمى خورد و مستأجر باید اجاره بها را به فروشنده بدهد و همچنین است اگر آن را به دیگرى بفروشد.
«مسألۀ 2456» اگر پیش از شروع مدّت اجاره، ملک به گونه اى خراب شود که هیچ قابل استفاده نباشد یا قابل استفاده اى که شرط کرده اند نباشد، اجاره باطل مى شود و پولى که مستأجر به صاحب ملک داده به او برمى گردد، بلکه اگر به گونه اى باشد که بتواند استفادۀ مختصرى هم از آن ببرد، مى تواند اجاره را به هم بزند.
«مسألۀ 2457» اگر ملکى را اجاره کند و بعد از گذشتن مقدارى از مدّت اجاره، آن مِلک به گونه اى خراب شود که هیچ قابل استفاده نباشد یا قابل استفاده اى که شرط کرده اند نباشد، اجارۀ مدّتى که باقى مانده باطل مى شود و اگر استفادۀ مختصرى هم بتواند از آن ببرد، مى تواند اجارۀ مدّت باقى مانده را به هم بزند.
«مسألۀ 2458» اگر خانه اى را که مثلاً دو اتاق دارد اجاره دهد و یک اتاق آن خراب شود، چنانچه فوراً آن را بسازد و هیچ مقدار از استفادۀ آن از بین نرود، اجاره باطل نمى شود ومستأجر هم نمى تواند اجاره را به هم بزند، ولى اگر ساختن آن به قدرى طول بکشد که مقدارى از استفادۀ مستأجر از بین برود، اجاره به آن مقدار باطل مى شود و مستأجر مى تواند اجارۀ مدّت باقى مانده را به هم بزند.
«مسألۀ 2459» اگر اجاره دهنده یا مستأجر بمیرد، اجاره باطل نمى شود، ولى اگر خانه متعلّق به اجاره دهنده نباشد، مثلاً دیگرى وصیّت کرده باشد که تا او زنده است منفعت خانه مال او باشد، چنانچه آن خانه را اجاره دهد و پیش از تمام شدن مدّت اجاره
بمیرد، از وقتى که مرده اجاره باطل است.
«مسألۀ 2460» اگر صاحب کار بنّا را وکیل کند که براى او کارگر بگیرد، چنانچه بنّا کمتر از مقدارى که از صاحب کار مى گیرد به کارگر بدهد، زیادى آن بر او حرام است و باید آن را به صاحب کار بدهد، ولى اگر اجیر شود که ساختمان را تمام کند و براى خود این اختیار را بگذارد که خودش ساختمان را بسازد یا به دیگرى بدهد، در صورتى که کمتر از مقدارى که اجیر شده به دیگرى بدهد، زیادى آن براى او حلال مى باشد.
«مسألۀ 2461» اگر رنگرز قرار بگذارد که مثلاً پارچه را با نیل رنگ کند، چنانچه با رنگ دیگر رنگ نماید، حق ندارد چیزى بگیرد، مگر آن که رنگ کردن با رنگ دیگر مرغوبیت داشته باشد و خصوص نیل به گونه اى که صاحب پارچه راضى باشد، مطلوبیّتى نداشته باشد.
«مسألۀ 2462» اجیر شدن براى کارهایى که بر همگان واجب کفایى است - نظیر غسل، کفن و دفن میّت - بنابر احتیاط باطل است، هر چند اجیر شدن براى مستحبّات آن مانعى ندارد، ولى استخدام و اجیر شدن براى کارهاى مورد نیاز جامعه و مردم - نظیر امور پزشکى و صنعتى - اشکال ندارد.
