آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
مرجع تقلید شیعه
احکام اقرار
«اِقرار» یعنى کسى اعتراف نماید و به صورت جزم و یقین خبر دهد که دیگرى بر عهدۀ او حقّى دارد، یا حق داشتن خود بر عهدۀ دیگرى را نفى کند، یا بگوید فلان چیزى که در تصرّف اوست مالِ دیگرى است، یا مثلاً فلان شخص فرزند یا برادر اوست، یا اعتراف کند که فلان جرم یا جنایت را - که قهراً موجب تعزیر، قصاص یا حدّ شرعى است - مرتکب شده است.
«مسألۀ 3250» اقرار به هر لفظى که صورت پذیرد - گرچه صریح نباشد و با قرائنى دیگر چون اشاره، رسا باشد - کفایت مى کند و نافذ است، ولى اگر لفظى را که گفته ظاهر در اقرار نباشد و احتمالات دیگر در آن راه داشته باشد، اقرار ثابت نمى شود.
«مسألۀ 3251» اقرار کننده باید بالغ و عاقل و داراى قصد و اختیار باشد، بنابر این اقرار کودک، دیوانه، مست و یا کسى که به وسیلۀ هیپنوتیزم در خواب بدون قصد و اختیار اقرار کرده و یا کسى که در حال تهدید یا زیر فشار جسمى یا روحى اقرار نموده، اعتبار ندارد؛ ولى اقرار بیمار در مرضى که به مرگ او منتهى مى شود اجمالاً نافذ است، پس اگر مورد وثوق باشد همۀ آن صحیح است و گرنه نسبت به زاید بر ثلث مال نافذ نیست و نیز اقرار معلّق ثابت نمى شود.
«مسألۀ 3252» اقرار شخص سفیه نسبت به امور مالى اعتبار ندارد، بنابر این اگر سفیه اقرار نماید مبلغى به دیگرى بدهکار است یا چیزى که در دست او مى باشد مال دیگرى است، اقرار او نافذ نیست، ولى اقرار سفیه نسبت به امور غیر مالى اعتبار دارد.
«مسألۀ 3253» اقرار شخص ورشکسته اى که توسّط حاکم شرع از تصرّف در
اموال خود منع شده، حتّى نسبت به امور مالى معتبر و نافذ است، مشروط بر این که به ضرر دیگرى نباشد، خواه زمان بدهکار شدنِ خود را پیش از حکم به ورشکستگى ذکر کند یا بعد از آن؛ ولى اگر پس از حکم به ورشکستگى اقرار به بدهکارى نماید، طلبکار جدید با سایر طلبکاران در اموال او شریک نمى شود.
«مسألۀ 3254» در مُقَرّ له (کسى که به نفع او اقرار شده است) اهلیت شرط نیست، ولى شرعاً باید بتواند آنچه را به نفع او اقرار شده دارا شود و نیز در صحّت اقرار، تصدیق مُقَرّ له شرط نیست، ولى اگر مفاد اقرار را تکذیب کند، اقرار مزبور در حق او بى اثر است.
«مسألۀ 3255» اقرار شخص فقط علیه خودش معتبر است، پس اقرار او علیه دیگران و همچنین به نفع خود معتبر نیست.
«مسألۀ 3256» اقرار یا شهادتى که بر روى کاغذ نوشته شده یا بر روى نوار ضبط شده است و شباهت زیادى به صدا یا خط کسى دارد، در صورتى که احتمال جعلى بودن آن داده شود یا احتمال دهند در شرایط غیر عادى و با فشار و تهدید یا فریب انجام شده باشد، اعتبارى ندارد.
«مسألۀ 3257» پس از تحقّق اقرار شرعى، انکار اعتبارى ندارد؛ به عنوان مثال اگر اقرار کند: «فلانى مبلغ بیست هزار تومان از من طلبکار است» و پس از آن انکار نماید، انکار او اثرى ندارد، همچنین اگر پس از اقرار به بدهکارى، مقدارى از آن را انکار نماید، باز هم اعتبارى ندارد.
«مسألۀ 3258» اگر کذب اقرار نزد حاکم شرع ثابت شود، آن اقرار بى اثر خواهد بود.
«مسألۀ 3259» اگر به بدهکارى خود اقرار نماید ولى بگوید: «آن را پرداخت کرده ام»، بدهکارى او ثابت مى شود، ولى پرداخت آن را باید اثبات نماید.
«مسألۀ 3260» اقرار به چیزى که عقلاً یا عادتاً محال باشد یا بر حسب شرع صحیح نباشد، مؤثر نیست؛ بنابر این اقرار باید به چیزى باشد که داراى اثر و حکم شرعى است، مانند اقرار به مال موجود یا بدهکارى یا منفعت یا کار و یا حقّى که مى توان اقرار کننده را ملزم به انجام یا ادَاى آن نمود و یا اقرار به گناهى که مى توان او را به
مجازات آن محکوم کرد، پس اقرار به بدهکارى مبلغى که بابت قمار و مانند آن است اعتبارى ندارد.
«مسألۀ 3261» اقرار به نسب، مانند اقرار به فرزند بودن براى کسى، با چند شرط پذیرفته مى شود:
اوّل: احتمال داده شود که اقرار کننده راست مى گوید و تحقّق نسب، عادتاً ممکن باشد. دوم: تحقّق نسب شرعاً صحیح باشد. سوم: شخص دیگرى مدّعى آن نباشد.
چهارم: نسبت به کودکى باشد که در اختیار اوست و در صورت تحقّق این شرایط، نیازى به تصدیق کودک نیست و انکار او نیز پس از بلوغ مسموع نخواهد بود، ولى ادّعاى فرزندى شخص بالغ در صورتى پذیرفته مى شود که او هم تصدیق نماید.
«مسألۀ 3262» اختلاف بین اقرار کننده و کسى که براى او اقرار شده در سبب اقرار، مانع از صحّت اقرار نیست.
