آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

مرجع تقلید شیعه

احکام دفن

اشاره

«مسألۀ 649» واجب است میّت را به گونه اى در زمین دفن کنند که بوى او بیرون نیاید و درندگان نیز نتوانند بدن او را بیرون آورند و در صورتى که ترس از درنده و نزدیک شدن
انسانى که از بوى میّت اذیت شود در بین نباشد، عنوان دفن در زمین کافى است، اگرچه احتیاط مستحب آن است که گودى قبر به همان اندازۀ مذکور در بالا باشد و اگر ترس آن باشد که جانور بدن او را بیرون آورد، باید قبر را با آجر و مانند آن محکم کنند.

«مسألۀ 650» اگر دفن میّت در زمین ممکن نباشد، باید او را به جاى دفن، در بنا یا تابوت بگذارند.

«مسألۀ 651» میّت را باید در قبر به پهلوى راست به گونه اى بخوابانند که جلوى بدن او به طرف قبله باشد.

«مسألۀ 652» اگر کسى در کشتى بمیرد، چنانچه جسد او فاسد نشود و بودن او در کشتى نیز مانعى نداشته باشد، باید صبر کنند تا به خشکى برسند و او را در زمین دفن کنند وگرنه باید او را در کشتى غسل بدهند و حنوط و کفن کنند و پس از خواندن نماز میّت، چیز سنگینى به پاى او ببندند و به دریا بیندازند یا او را در خمره گذاشته و در آن را ببندند و به دریا بیندازند.

«مسألۀ 653» اگر بترسند که دشمن، قبر میّت را بشکافد و بدن او را بیرون آورد و گوش یا بینى یا اعضاى دیگر او را ببرد، چنانچه ممکن باشد باید به نحوى که در مسأله پیش گفته شد او را به دریا بیندازند.

«مسألۀ 654» هزینه انداختن در دریا و هزینه محکم کردن قبر میّت را در صورتى که لازم باشد، باید از اصل مال میّت بردارند.

«مسألۀ 655» اگر زن کافر بمیرد و بچّه در شکم او مرده باشد، چنانچه پدر بچّه مسلمان باشد، احتیاطاً باید زن را در قبر به پهلوى چپ و پشت به قبله بخوابانند تا روى بچّه به طرف قبله باشد، بلکه اگر هنوز روح نیز به بدن طفل داخل نشده باشد، بنابر احتیاط واجب باید به همین دستور عمل کنند.

«مسألۀ 656» دفن مسلمان در قبرستان کفار چنانچه اهانت به وى باشد و دفن کفار در قبرستان مسلمانان چنانچه اهانت به مسلمین باشد، جایز نیست و احتیاط واجب آن است که اگر اهانت نیز نباشد، مسلمان را در قبرستان کفار و کافر را در قبرستان مسلمانان
دفن نکنند.

«مسألۀ 657» اگر ناچار شوند که مسلمان را در قبرستان غیر مسلمانان دفن کنند - مانند برخى کشورهاى غیر اسلامى - دفن او در آنجا جایز است، مخصوصاً اگر موجب اهانت بر او نباشد.

«مسألۀ 658» دفن مسلمان در جایى که بى احترامى به او باشد، مانند جایى که خاکروبه و کثافات در آن مى ریزند، جایز نیست.

«مسألۀ 659» میّت را نباید در جاى غصبى دفن کنند و دفن کردن او نیز در جایى که براى غیر دفن کردن وقف شده، مثل مدارس موقوفه، جایز نیست.

«مسألۀ 660» دفن میّت در قبر مردۀ دیگر، اگر موجب نبش قبر شود جایز نیست.

«مسألۀ 661» چیزى که از میّت جدا مى شود، اگرچه مو، ناخن و دندان او باشد، باید دفن شود و اگر موجب نبش نشود، احتیاط واجب آن است که با خود او دفن شود و نیز دفن ناخن و دندانى که در حال حیات از انسان جدا مى شود مستحب است.

«مسألۀ 662» اگر کسى در چاه بمیرد و بیرون آوردن او ممکن نباشد، باید درِ چاه را ببندند و همان چاه را قبر او قرار دهند و در صورتى که چاه مال غیر باشد، باید به نحوى او را راضى کنند.

«مسألۀ 663» اگر بچّه در رحم مادر بمیرد و ماندن او در رحم براى مادر خطر داشته باشد، باید به آسانترین راه او را بیرون آورند و چنانچه ناچار شوند که او را قطعه قطعه کنند، اشکال ندارد، ولى باید شوهرش اگر اهل فن است یا زنى که اهل فن باشد و اگر ممکن نیست مرد محرمى که اهل فن باشد و اگر آن هم ممکن نشود، مرد نامحرمى که اهل فن باشد، بچّه را بیرون بیاورد و در صورتى که آن نیز پیدا نشود، کسى که اهل فن نباشد، با رعایت ترتیب ذکر شده مى تواند بچّه را بیرون آورد.

«مسألۀ 664» هرگاه مادر بمیرد و بچّه در شکم او زنده باشد، اگرچه امید به زنده ماندن طفل نداشته باشند، باید به وسیلۀ کسانى که در مسألۀ پیش گفته شد، به هر ترتیبى که بچّه سالم بیرون مى آید، بچّه را بیرون آورند و دوباره آن جا را بدوزند.

مستحبّات دفن

«مسألۀ 665» خوب است به امید آن که مطلوب پروردگار باشد، قبر را به اندازۀ قامت انسان متوسط گود کنند و میّت را در نزدیک ترین قبرستان دفن نمایند، مگر آن که قبرستان دورتر از جهتى بهتر باشد؛ مثل آن که افراد خوب در آن جا دفن شده باشند یا مردم براى فاتحۀ اهل قبور بیشتر به آن جا بروند و نیز بهتر است جنازه را در چند مترى قبر، زمین بگذارند و تا سه مرتبه کم کم نزدیک قبر ببرند و در هر مرتبه زمین بگذارند و بردارند و در نوبت چهارم وارد قبر کنند و اگر میّت مرد است، در دفعۀ سوم به گونه اى او را زمین بگذارند که سر او طرف پایین قبر باشد و در دفعۀ چهارم او را از طرف سر وارد قبر نمایند و اگر زن است، در دفعۀ سوم به طرف قبله قبر بگذارند و به پهنا وارد قبر کنند و هنگام وارد کردن زن در قبر، پارچه اى روى قبر بگیرند و نیز جنازه میت را به آرامى از تابوت بیرون آورند و وارد قبر کنند و دعاهایى را که دستور داده شده، پیش از دفن و موقع دفن بخوانند و بعد از آن که میّت را در قبر گذاشتند، گره هاى کفن را باز کنند و صورت میّت را روى خاک بگذارند و بالشى از خاک زیر سر او بسازند و پشت میّت، خشت خام یا کلوخى بگذارند که میّت به پشت برنگردد و پیش از آن که لحد را بپوشانند، دست راست را به شانۀ راست میّت بزنند و دست چپ را با قوت بر شانۀ چپ میّت بگذارند و دهان را نزدیک گوش او ببرند و به شدّت حرکتش دهند و سه مرتبه بگویند: «اِسْمَعْ إفْهَمْ یا فُلانَ بْنَ فُلان» و به جاى فلان، اسم میّت و پدر او را بگویند؛ مثلاً اگر اسم میّت محمد و اسم پدر او على است، سه مرتبه بگویند: «اِسْمَعْ إفْهَمْ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلى» و پس از آن بگویند: «هَلْ أنْتَ عَلى الْعَهْدِ الَّذى فارَقْتَنا عَلَیهِ مِنْ شَهادَةِ أنْ لاإلهَ إلَّااللّهُ وَحْدَهُ لاشَریٖکَ لَهُ وَأنَّ مُحَمَّداً صلى الله علیه و آله و سلم عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ وَسَیِّدُ النَّبیّیٖنَ وَخاتَمُ الْمُرْسَلیٖنَ وَأنَّ عَلیّاً علیه السلام أمیٖرُالْمُؤْمِنیٖنَ وَسَیِّدُ الْوَصیّیٖنَ وَإمامٌ افْتَرَضَ اللّهُ طاعَتَهُ عَلَى الْعالَمیٖنَ وَأنَّ الْحَسَنَ وَالْحُسَیْنَ وَعَلِىَّ بْنَ الْحُسَیْنِ وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلىٍّ وَجَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ وَمُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ وَعَلِىَّ بْنَ مُوسى وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلىٍّ وَعَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنَ بْنَ عَلىٍّ وَالْقائِمَ الْحُجَّةَ المَهْدىَّ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِمْ أئِمَّةُ الْمُؤْمِنیٖنَ وَحُجَجُ اللّهِ عَلَى الْخَلْقِ أجْمَعیٖنَ وَأئِمَّتُکَ أئِمَّةُ هُدىً بِکَ أبْرارٌ یا فُلانَ بْنَ
فُلانٍ» و به جاى فلان بن فلان، اسم میّت و پدرش را بگوید و بعد ادامه دهد: «إذا أتاکَ الْمَلَکانِ الْمُقَرَّبانِ رَسُولَیْنِ مِنْ عِنْدِ اللّهِ تَبارَکَ وَتَعالى وَسَألاکَ عَنْ رَبِّکَ وَعَنْ نَبِیِّکَ وَعَنْ دیٖنِکَ وَعَنْ کِتابِکَ وَعَنْ قِبْلَتِکَ وَعَنْ أئِمَّتِکَ فَلا تَخَفْ وَلا تَحْزَنْ وَقُلْ فى جَوابِهِما: اللّهُ رَبّى وَمُحَمَّدٌ صلى الله علیه و آله و سلم نَبیّى وَالْإسْلامُ دیٖنى وَالْقُرْآنُ کِتابى وَالْکَعْبَةُ قِبْلَتى وَأمیٖرُالْمُؤْمِنیٖنَ عَلِىُّ بْنُ أبى طالِبٍ علیه السلام إمامى وَالْحَسَنُ بْنُ عَلِىٍّ الْمُجْتَبى علیه السلام إمامى وَالْحُسَیْنُ بْنُ عَلِىٍّ الْشَّهیٖدُ بِکَرْبَلاءِ علیه السلام إمامى وَعَلِىٌّ زَیْنُ الْعابِدیٖنَ علیه السلام إمامى وَمُحَمَّدٌ الْباقِرُ علیه السلام إمامى وَجَعْفَرٌ الصّادِقُ علیه السلام إمامى وَمُوسَى الْکاظِمُ علیه السلام إمامى وَعَلِىٌّ الرِّضا علیه السلام إمامى وَمُحَمَّدٌ الْجَوادُ علیه السلام إمامى وَعَلِىٌّ الْهادى علیه السلام إمامى وَالْحَسَنُ الْعَسْکَرىُّ علیه السلام إمامى وَالْحُجَّةُ الْمُنْتَظَرُ علیه السلام إمامى هؤُلاءِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِمْ أجْمَعیٖنَ أئِمَّتى وَسادَتى وَقادَتى وَشُفَعائى بِهِمْ أتَوَلّى وَمِنْ أعْدائِهِمْ أتَبَرَّءُ فى الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ ثُمَّ اعْلَمْ یا فُلانَ بْنَ فُلانٍ» و به جاى فلان بن فلان، اسم میّت و پدرش را بگوید و سپس ادامه دهد: «أنَّ اللّهَ تَبارَکَ وَتَعالى نِعْمَ الرَّبُ وَأنَّ مَحَمَّداً صلى الله علیه و آله و سلم نِعْمَ الرَّسُولُ وَأنَّ عَلِىَّ بْنَ أبى طالِبٍ وَأوْلادَهُ الْمَعْصُومیٖنَ الْاَئِمَّةَ الْإثْنَىْ عَشَرَ نِعْمَ الْأئِمَّةُ وَأنَّ ما جاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ صلى الله علیه و آله و سلم حَقٌّ وَأنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ وَسُؤالَ مُنْکَرٍ وَنَکیٖرٍ فى الْقَبْرِ حَقٌّ وَالْبَعْثَ حَقٌّ وَالْنُّشُورَ حَقٌّ وَالصِّراطَ حَقٌّ وَالْمیٖزانَ حَقٌّ وَتَطایُرَ الْکُتُبِ حَقٌّ وَأنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ وَالنّارَ حَقٌّ وَأنَّ السّاعَةَ آتِیَةٌ لارَیْبَ فیٖها وَأنَّ اللّهَ یَبْعَثُ مَنْ فى الْقُبُورِ» سپس بگوید: «أ فَهِمْتَ یا فُلانُ» و به جاى فلان اسم میّت را بگوید، و پس از آن بگوید: «ثَبَّتَکَ اللّهُ بِالْقَولِ الثّابِتِ وَهَداکَ اللّهُ إلى صِراطٍ مُسْتَقیٖمٍ عَرَّفَ اللّهُ بَیْنَکَ وَبَیْنَ أوْلِیائِکَ فى مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتَهِ» پس بگوید: «اَللّهُمَّ جافِ الْاَرْضَ عَنْ جَنْبَیْهِ وَاصْعَدْ بِرُوحِهِ إلَیْکَ وَلَقِّهِ مِنْکَ بُرْهاناً أللّهُمَّ عَفْوَکَ عَفْوَکَ».

«مسألۀ 666» خوب است به امید این که مطلوب پروردگار باشد، کسى که میّت را در قبر مى گذارد، با طهارت و سر و پاى برهنه باشد و از طرف پاى میّت از قبر بیرون بیاید وغیر از خویشان میّت، کسانى که حاضرند با پشت دست خاک بر قبر بریزند و بگویند «إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» و اگر میّت زن باشد، کسى که با او محرم مى باشد و اگر محرمى نباشد، خویشانش او را در قبر بگذارند.

«مسألۀ 667» مستحب است انسان در حال سلامتى، کفن و سِدر و کافور خود را
تهیّه کند.

«مسألۀ 668» خوب است به امید این که مطلوب پروردگار باشد، قبر را مربع یا مربع مستطیل بسازند و به اندازۀ چهار انگشت از زمین بلند کنند و نشانه اى روى آن بگذارند که اشتباه نشود و روى قبر آب بپاشند و بعد از پاشیدن آب، کسانى که حاضرند دستها را بر قبر بگذارند و انگشتان را باز کرده در خاک فرو برند و هفت مرتبه سوره مبارکۀ «انا أنزلناه» را بخوانند و براى میّت طلب آمرزش کنند و این دعا را بخوانند: «اَللّهُمَّ جافِ الْأرْضَ عَنْ جَنْبَیْهِ وَاصْعَدْ إلَیْکَ رُوحَهُ وَلَقِّهِ مِنْکَ رِضْواناً وَأسْکِنْ قَبْرَهُ مِنْ رَحْمَتِکَ ما تُغْنیٖهِ بِهِ عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِوَاکَ».

«مسألۀ 669» مستحب است پس از رفتن کسانى که تشییع جنازه کرده اند، وَلىّ میّت یا کسى که از طرف ولىّ اجازه دارد، دعاهایى را که دستور داده شده به میّت تلقین کند.

«مسألۀ 670» بعد از دفن میّت، مستحب است صاحبان عزا را سرسلامتى دهند، ولى اگر مدّتى از دفن گذشته باشد که به واسطۀ سرسلامتى دادن، مصیبت به خاطر آنان بیاید، ترک آن بهتر است و نیز مستحب است تا سه روز براى اهل خانۀ میّت غذا بفرستند وغذا خوردن نزد آنان و در منزلشان مکروه است.

«مسألۀ 671» مستحب است انسان در مرگ خویشان، مخصوصاً در مرگ فرزند صبر کند و هر وقت میّت را یاد مى کند،«إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» بگوید و براى میّت قرآن بخواند و سر قبر پدر و مادر از خداوند حاجت بخواهد و قبر را محکم بسازد که زود خراب نشود.

«مسألۀ 672» بنا بر احتیاط واجب جایز نیست انسان در مرگ کسى صورت و بدن را بخراشد و یا موى خود را بکند و به خود لطمه بزند.

«مسألۀ 673» پاره کردن یقه در مرگ کسى غیر از پدر و برادر بنابر احتیاط جایز نیست.

«مسألۀ 674» اگر مرد در مرگ زن یا فرزند، یقه یا لباس خود را پاره کند یا اگر زن در عزاى میّت صورت خود را به گونه اى بخراشد که خون بیاید یا موى خود را بکند، بنابر احتیاط واجب باید یک بنده آزاد کند یا ده فقیر را غذا دهد و یا آنها را بپوشاند و اگر
نتواند، باید سه روز روزه بگیرد.

«مسألۀ 675» احتیاط واجب آن است که در گریۀ بر میّت صدا را خیلى بلند نکند.