آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

مرجع تقلید شیعه

احکام روزه

اشاره

روزه از جمله عباداتى است که در ادیان توحیدى به آن امر شده است و روزۀ ماه رمضان هدیه اى است الهى که خداوند به امت محمد صلى الله علیه و آله و سلم عطا فرموده است تا به وسیله آن بتوانند پلیدى را از روح و جسم خویش دور سازند و جان خویش را به زیور تقوى آراسته کنند و با چشیدن طعم گرسنگى و تشنگى، رنج و محرومیت فقرا را با تمام وجود درک نمایند و در صدد دستگیرى از آنان برآیند و بر مؤمنان است که از برکات روزه و ماه رمضان بهره مند گردند.
امام سجاد علیه السلام در دعاى چهل و چهارم صحیفۀ سجادیه مى فرماید: «خداوندا، ماه رمضان را از عبادت ما سرشار کن و اوقات آن را به توفیق عبادتت مزیّن گردان و ما را در این ماه به روزه دارى و در شب آن به نماز، تضرع، خشوع و تواضع به درگاهت یارى فرما چنانکه هیچ روز آن گواه بر غفلت ما و هیچ شب آن شاهد تقصیر ما نگردد.»
«روزه» آن است که انسان براى انجام فرمان خداوند از اذان صبح تا مغرب از انجام دادن چیزهایى که روزه را باطل مى کند - و شرح آنها بعداً گفته مى شود - خوددارى نماید.

نیّت

«مسألۀ 1624» لازم نیست انسان نیّت روزه را از قلب خود بگذراند یا مثلاً بگوید:
«فردا روزه مى گیرم»، بلکه همین مقدار که براى انجام فرمان خداوند از اذان صبح تا مغرب عملى که روزه را باطل مى کند انجام ندهد، کافى است و براى آن که یقین کند تمام این مدّت را روزه بوده، باید مقدارى پیش از اذان صبح و مقدارى نیز بعد از مغرب، از
انجام اعمالى که روزه را باطل مى کنند خوددارى نماید.

«مسألۀ 1625» انسان مى تواند در هر شب از ماه رمضان براى روزۀ فرداى آن نیّت کند و بهتر است که شب اوّل ماه، نیّت روزۀ همۀ ماه را نیز بنماید.

«مسألۀ 1626» آخرین وقتى که مى توان براى روزۀ رمضان و یا هر روزۀ واجب معیّن دیگر نیّت نمود، هنگام اذان صبح است.

«مسألۀ 1627» چنانچه در روزۀ ماه رمضان و یا هر روزۀ معیّن دیگرى که بر انسان واجب شده است - مثل این که نذر کرده باشد که روز معیّنى را روزه بگیرد - عمداً تا اذان صبح نیّت نکند، روزه اش باطل است و اگر به جهت ندانستن و یا فراموشى تا اذان صبح نیّت نکند، چنانچه پیش از ظهر متوجه شود و تا آن هنگام عملى که روزه را باطل مى کند انجام نداده باشد احتیاط واجب این است که نیت کند و آن روز را روزه بگیرد و بعداً قضاى آن را نیز به جا آورد.

«مسألۀ 1628» اگر کسى در روزۀ رمضان و یا روزۀ واجب معیّن دیگر، پیش از اذان صبح بدون نیّت روزه بخوابد و پیش از ظهر بیدار شود، بنابر احتیاط واجب باید نیّت کند و آن روز را روزه بگیرد و بعداً قضاى آن را نیز به جا آورد و اگر بعد از ظهر بیدار شود، روزۀ آن روز او باطل است.

«مسألۀ 1629» اگر براى روزۀ واجب غیر معیّنى مثل روزۀ کفّاره، عمداً تا نزدیک ظهر نیّت نکند، اشکال ندارد بلکه اگر پیش از نیّت تصمیم داشته باشد که روزه نگیرد یا تردید داشته باشد که بگیرد یا نه و یا قصد کند عملى که روزه را باطل مى کند انجام دهد یا مردّد شود که آن عمل را بجا آورد یا نه، چنانچه عملى که روزه را باطل مى کند انجام نداده باشد و پیش از ظهر نیّت کند، روزۀ او صحیح است و چنانچه تا پیش از ظهر نیّت نکند، بنابر احتیاط واجب دیگر نمى تواند آن روز را به نیّت روزۀ واجب غیر معیّن روزه بگیرد.

«مسألۀ 1630» آخرین وقتى که مى توان براى روزۀ مستحبّى نیّت نمود، هنگامى است که به اندازۀ نیّت کردن به مغرب وقت باقى مانده باشد، بنابراین اگر تا این هنگام عملى که روزه را باطل مى کند انجام نداده باشد و نیّت روزۀ مستحبّى کند، روزۀ او صحیح است.

«مسألۀ 1631» اگر بخواهد غیر از روزۀ رمضان، روزۀ دیگرى بگیرد، باید آن را معیّن نماید، مثلاً نیّت کند که روزۀ قضا یا روزۀ کفّاره مى گیرد، ولى در ماه رمضان لازم نیست نیّت کند که روزۀ رمضان مى گیرد و اگر نداند ماه رمضان است یا فراموش نماید و روزۀ دیگرى را نیّت کند، روزۀ ماه رمضان محسوب مى شود.

«مسألۀ 1632» اگر بداند ماه رمضان است و عمداً نیّت روزۀ غیر رمضان کند، نه روزۀ ماه رمضان حساب مى شود و نه روزه اى که قصد کرده است.

«مسألۀ 1633» اگر مثلاً به نیّت روز اوّل ماه روزه بگیرد بعد بفهمد روز دوم یا سوم بوده، روزۀ او صحیح است.

«مسألۀ 1634» اگر پیش از اذان صبح نیّت کند و بى هوش شود و در بین روز به هوش آید، بنابر احتیاط واجب باید روزۀ آن روز را تمام نماید و بعداً قضاى آن را نیز بنابر احتیاط واجب بجا آورد و اگر آن را تمام نکند، باید قضاى آن روز را به جا آورد.

«مسألۀ 1635» اگر پیش از اذان صبح نیّت کند و مست شود و در بین روز از مستى خارج شود، احتیاط واجب آن است که روزۀ آن روز را تمام کند و قضاى آن را نیز بجا آورد.

«مسألۀ 1636» اگر پیش از اذان صبح نیّت کند و بخوابد و بعد از مغرب بیدار شود، روزۀ او صحیح است.

«مسألۀ 1637» اگر نداند یا فراموش کند که ماه رمضان است و پیش از ظهر متوجّه شود، چنانچه عملى که روزه را باطل مى کند انجام نداده باشد، باید نیّت کند و روزۀ او صحیح است و اگر عملى که روزه را باطل مى کند انجام داده باشد یا بعد از ظهر متوجّه شود که ماه رمضان است، روزۀ او باطل مى باشد؛ ولى باید تا مغرب عملى که روزه را باطل مى کند انجام ندهد و بعد از رمضان نیز آن روزه را قضا نماید.

«مسألۀ 1638» اگر بچّه اى پیش از اذان صبح ماه رمضان بالغ شود، باید روزه بگیرد و اگر بعد از اذان بالغ شود، روزۀ آن روز بر او واجب نیست.

«مسألۀ 1639» روزه و سایر عبادات بچّۀ نابالغى که خوب و بد را تشخیص مى دهد صحیح است.

«مسألۀ 1640» اگر کسى که براى بجا آوردن روزۀ میّتى اجیر شده، روزۀ مستحبّى بگیرد، اشکال ندارد؛ ولى کسى که روزۀ قضاى رمضان به ذمّه دارد، نمى تواند روزۀ مستحبّى بگیرد و اگر روزۀ واجب غیر معیّن دیگرى نیز به ذمّه داشته باشد، بنابر احتیاط واجب همین حکم را دارد و چنانچه فراموش کند و روزۀ مستحبّى بگیرد، در صورتى که پیش از ظهر به خاطر آورد، روزۀ مستحبّى او به هم مى خورد و مى تواند نیّت خود را به روزۀ واجب برگرداند و اگر بعد از ظهر متوجّه شود، روزۀ او باطل است و اگر بعد از مغرب به خاطر آورد، روزۀ او صحیح است.

«مسألۀ 1641» کسى که روزۀ قضا دارد، چنانچه وقت آن وسعت داشته باشد، مى تواند روزۀ استیجارى بگیرد.

«مسألۀ 1642» اگر کافر در ماه رمضان پیش از ظهر مسلمان شود و از اذان صبح تا آن هنگام نیز عملى که روزه را باطل مى کند انجام نداده باشد، نمى تواند روزه بگیرد و قضا نیز ندارد.

«مسألۀ 1643» اگر بیمار بعد از ظهر ماه رمضان بهبود یابد، اگرچه از اذان صبح تا آن وقت عملى که روزه را باطل مى کند انجام نداده باشد، روزۀ آن روز بر او واجب نیست و اگر پیش از ظهر بهبود یابد، چنانچه از اذان صبح تا آن هنگام عملى که روزه را باطل مى کند انجام نداده باشد، بنابر احتیاط واجب باید آن روز را روزه بگیرد و بعداً قضاى آن را نیز به جا آورد.

«مسألۀ 1644» واجب نیست انسان روزى را که شک دارد آخر شعبان است یا اوّل رمضان، روزه بگیرد و اگر بخواهد روزه بگیرد، نمى تواند نیّت روزۀ رمضان کند؛ ولى اگر نیّت روزۀ قضا و مانند آن را بنماید، چنانچه بعد معلوم شود اوّل رمضان بوده، روزۀ رمضان حساب مى شود.

«مسألۀ 1645» اگر روزى را که شک دارد آخر شعبان است یا اوّل رمضان به نیّت روزۀ قضا یا روزۀ مستحبّى و مانند آن روزه بگیرد و در بین روز بفهمد که ماه رمضان است، باید نیّت روزۀ رمضان کند.

«مسألۀ 1646» اگر در روزۀ واجب معیّنى، مثل روزۀ رمضان، از نیّت روزه گرفتن برگردد، روزۀ او باطل است و همچنین اگر نیّت کند چیزى را که روزه را باطل مى کند بجا آورد، اگرچه آن را انجام ندهد روزۀ او باطل مى شود.

اعمالى که روزه را باطل مى کنند

اشاره

«مسألۀ 1647» نُه چیز روزه را باطل مى کند:
اوّل: خوردن و آشامیدن. دوم: جِماع. سوم: استمناء، (استمناء آن است که انسان با خود عملى انجام دهد که منى از او بیرون آید.) چهارم: دروغ بستن به خدا و پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و جانشینان ایشان علیهم السلام. پنجم: رساندن غبار غلیظ به حلق. ششم: فرو بردن تمام سر در آب.
هفتم: باقى ماندن بر جنابت و حیض و نفاس تا اذان صبح. هشتم: اماله کردن با چیزهاى روان. نهم: قى کردن؛ واحکام آنها در مسائل آینده بیان مى شود.

1 - خوردن و آشامیدن

«مسألۀ 1648» اگر روزه دار عمداً چیزى بخورد یا بیاشامد، روزۀ او باطل مى شود، چه خوردن و آشامیدن آن چیز مثل نان و آب، معمول باشد یا مثل خاک و شیرۀ درخت، معمول نباشد، چه کم باشد و چه زیاد، حتّى اگر مسواک را از دهان بیرون آورد و دوباره به دهان ببرد و رطوبت آن را فرو برد، روزۀ او باطل مى شود، مگر آن که رطوبت مسواک در آب دهان به گونه اى از بین برود که به آن رطوبت خارج گفته نشود.

«مسألۀ 1649» اگر هنگامى که مشغول غذا خوردن است بفهمد صبح شده، باید فوراً لقمه را از دهان بیرون آورد و چنانچه عمداً فرو ببرد، روزۀ او باطل مى شود و به دستورى که بعداً گفته خواهد شد، کفّاره نیز بر او واجب است.

«مسألۀ 1650» اگر روزه دار سهواً چیزى را بخورد یا بیاشامد، روزۀ او باطل نمى شود.

«مسألۀ 1651» احتیاط واجب آن است که روزه دار از استعمال آمپول دارویى و آمپولى که به جاى غذا به کار مى رود، خوددارى کند؛ ولى تزریق آمپولى که عضوى را
بى حس مى کند و آمپولى که مانند برخى واکسن ها زیر پوست تزریق مى شود، اشکال ندارد؛ بنابر این اگر انسان بیماریى داشته باشد که روزه براى او ضرر نداشته ولى به آمپول دارویى نیاز داشته باشد و ناچار باشد آن را در روز تزریق کند، باید پس از تزریق آمپول، روزۀ آن روز را بگیرد و بنابر احتیاط واجب قضاى آن را نیز بجا آورد.

«مسألۀ 1652» اگر روزه دار چیزى را که لاى دندان او مانده است عمداً فرو ببرد، روزۀ او باطل مى شود.

«مسألۀ 1653» کسى که مى خواهد روزه بگیرد، لازم نیست پیش از اذان صبح دندان هاى خود را خلال کند؛ ولى اگر بداند غذایى که لاى دندان مانده در روز فرو مى رود، چنانچه خلال نکند و چیزى از آن فرو رود، روزۀ او باطل مى شود بلکه اگر فرو نیز نرود، باید روزۀ آن روز را قضا کند.

«مسألۀ 1654» فرو بردن آب دهان، اگرچه به واسطۀ تصوّر کردن مزۀ ترشى و مانند آن در دهان جمع شده باشد، روزه را باطل نمى کند.

«مسألۀ 1655» فرو بردن اخلاط سر و سینه، اگر به فضاى دهان نرسیده باشند، روزه را باطل نمى کند؛ ولى اگر داخل فضاى دهان شود، نباید آن را فرو برد.

«مسألۀ 1656» اگر روزه دار به قدرى تشنه شود که بترسد از تشنگى بمیرد، واجب است به اندازه اى که از مردن نجات پیدا کند آب بیاشامد، ولى روزۀ او باطل مى شود و اگر ماه رمضان باشد، باید در بقیّۀ روز از بجا آوردن عملى که روزه را باطل مى کند، خوددارى نماید و نیز اگر بترسد که در اثر نخوردن آب، به او ضرر قابل توجهى برسد یا نخوردن آب براى او موجب مشقّتى باشد که قابل تحمّل نیست، مى تواند به اندازۀ رفع ضرر و مشقّت آب بیاشامد و در هر صورت باید روزۀ آن روز را قضا نماید.

«مسألۀ 1657» جویدن غذا براى بچّه یا پرنده و چشیدن غذا و مانند آنها که معمولاً از حلق پایین نمى رود، اگرچه اتّفاقاً پایین رود، روزه را باطل نمى کند؛ ولى اگر انسان از اوّل بداند که از حلق پایین مى رود، چنانچه پایین رود، روزه اش باطل مى شود و باید قضاى آن را بگیرد و کفّاره نیز بر او واجب است و اگر پایین نرود نیز روزه اش
باطل است، ولى کفّاره ندارد.

«مسألۀ 1658» انسان نمى تواند براى ضعف، روزه را بخورد، ولى اگر ضعف او به قدرى باشد که نتواند آن را تحمّل کند، خوردن روزه اشکال ندارد.

«مسألۀ 1659» اگر روزه براى انسان ضرر داشته باشد، نباید روزه بگیرد و اگر با وجود ضرر روزه گرفت، روزۀ او باطل است و باید قضاى آن را بجا آورد و همچنین اگر احتمال بدهد که روزه براى او ضرر دارد و احتمال او در نظر مردم عقلایى و بجا باشد، نباید روزه بگیرد و اگر روزه گرفت، باطل است و قضا دارد.

2 - جِماع

«مسألۀ 1660» جماع روزه را باطل مى کند، اگرچه فقط به مقدار ختنه گاه داخل شود و منى نیز بیرون نیاید.

«مسألۀ 1661» اگر کمتر از مقدار ختنه گاه داخل شود و منى نیز بیرون نیاید، روزه باطل نمى شود، ولى کسى که آلتش را بریده اند، اگر کمتر از ختنه گاه را نیز داخل کند، بنابر احتیاط روزه اش باطل مى شود.

«مسألۀ 1662» اگر شک کند که به اندازۀ ختنه گاه داخل شده یا نه و یا کسى که آلتش را بریده اند، شک کند که دخول صورت گرفته یا نه، چنانچه قصد دخول نداشته، روزۀ او صحیح است.

«مسألۀ 1663» در صورتى که تصمیم به جماع و دخول گرفته و توجّه داشته باشد که روزۀ او باطل مى شود - هر چند جماع انجام نگرفته یا به اندازۀ ختنه گاه داخل نشده و منى نیز بیرون نیامده باشد - روزۀ او اشکال دارد و باید قضاى آن را بجا آورد.

«مسألۀ 1664» اگر فراموش کند که روزه است و جماع نماید یا او را به جماع مجبور نمایند به طورى که از خود اختیار نداشته باشد، روزۀ او باطل نمى شود؛ ولى چنانچه در بین جماع به خاطر آورد یا دیگر مجبور نباشد، باید فوراً از حال جماع خارج شود و اگر خارج نشود، روزۀ او باطل است و چنانچه مثلاً او را تهدید نمایند که در صورت
جماع نکردن، ضرر جانى قابل توجه به وى وارد خواهند کرد و به همین جهت ناچار به جماع گردد، اگرچه معصیت نکرده و معذور بوده است، ولى باید روزه آن روز را قضا نماید.

3 - استمناء

«مسألۀ 1665» اگر روزه دار استمناء کند، یعنى با خود کارى کند که منى از او بیرون آید، روزه او باطل مى شود.

«مسألۀ 1666» هرگاه روزه دار بداند که اگر در حال روزه بخوابد محتلم مى شود، یعنى در خواب منى از او بیرون مى آید، اگر موجب حرج و مشقت نباشد، بنابر احتیاط نباید بخوابد.

«مسألۀ 1667» اگر روزه دار در حال بیرون آمدن منى از خواب بیدار شود، واجب نیست از بیرون آمدن آن جلوگیرى کند.

«مسألۀ 1668» روزه دارى که محتلم شده، مى تواند ادرار کند و به دستورى که در مسألۀ 246 گفته شد استبراء نماید، ولى در صورتى که بداند به واسطۀ بول یا استبراء کردن، منى از مجراى ادرار بیرون مى آید، چنانچه غسل نکرده باشد، مى تواند استبراء کند و اگر غسل کرده باشد، بنابر احتیاط جایز نیست.

«مسألۀ 1669» روزه دارى که محتلم شده، اگر بداند منى در مجرا مانده و چنانچه پیش از غسل ادرار نکند، بعد از غسل منى از او بیرون مى آید، بنابر احتیاط واجب باید پیش از غسل ادرار کند.

«مسألۀ 1670» اگر به قصد بیرون آمدن منى عملى انجام دهد، چنانچه بداند بیرون آوردن منى باطل کنندۀ روزه است، اگرچه منى هم از او خارج نشود، روزۀ او باطل مى شود.

«مسألۀ 1671» اگر بى اختیار منى از روزه دار بیرون آید، روزه او باطل نمى شود، ولى اگر عملى انجام دهد که به حسب عادت با آن عمل منى از او خارج مى شود و یا احتمال دهد که با آن عمل منى از او خارج شود، روزه اش باطل است، هرچند منى از او خارج نشود.

«مسألۀ 1672» اگر روزه دار بدون قصد بیرون آوردن منى با کسى بازى و شوخى کند، در صورتى که عادت نداشته باشد که بعد از بازى و شوخى منى از او خارج شود، بلکه اطمینان داشته باشد که خارج نخواهد شد، اگرچه اتفاقاً منى بیرون آید، روزۀ او صحیح است، ولى اگر شوخى را تا آنجا ادامه دهد که نزدیک باشد منى خارج شود و خوددارى نکند تا خارج گردد، روزۀ او باطل است.

4 - دروغ بستن به خدا و معصومان علیهم السلام

«مسألۀ 1673» اگر روزه دار با گفتن یا با نوشتن یا با اشاره و مانند آنها به خدا و پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و جانشینان آن حضرت علیهم السلام عمداً نسبت دروغ بدهد، اگرچه فوراً بگوید:
«دروغ گفتم» یا توبه کند، روزۀ او بنابر احتیاط واجب باطل است و اگر دروغ بستن به حضرت زهرا علیها السلام و سایر پیامبران و جانشینان آنان علیهم السلام موجب دروغ بستن به خدا یا پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم یا جانشینان آن حضرت علیهم السلام گردد نیز همین حکم را دارند.

«مسألۀ 1674» اگر بخواهد خبرى را که نمى داند راست است یا دروغ نقل کند، بنابر احتیاط واجب باید از کسى که خبر را گفته یا از کتابى که آن چیز در آن نوشته شده نقل نماید، لکن اگر خودش نیز خبر بدهد، روزۀ او باطل نمى شود.

«مسألۀ 1675» اگر چیزى را با اعتقاد به این که راست است از قول خدا یا معصومان علیهم السلام نقل کند و بعد بفهمد دروغ بوده، روزه اش باطل نمى شود.

«مسألۀ 1676» اگر بداند دروغ بستن به خدا و معصومان علیهم السلام روزه را باطل مى کند و چیزى را که مى داند دروغ است به آنان نسبت دهد و بعد بفهمد آنچه را که گفته راست بوده، به احتیاط واجب باید آن روز را امساک کند و سپس روزه را قضا نماید.

«مسألۀ 1677» اگر دروغى را که دیگرى ساخته عمداً به خدا و معصومان علیهم السلام نسبت دهد، روزۀ او بنابر احتیاط باطل مى شود؛ ولى اگر از قول کسى که آن دروغ را ساخته نقل کند، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1678» اگر از روزه دار بپرسند: «آیا پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم چنین مطلبى فرموده اند؟»
و او جایى که در جواب باید بگوید: «نه»، عمداً بگوید: «بلى»، یا جایى که باید بگوید:
«بلى»، عمداً بگوید: «نه»، بنابر احتیاط روزۀ او باطل مى شود.

«مسألۀ 1679» اگر از قول خدا یا معصومان علیهم السلام حرف راستى را بگوید و بعد بگوید: «آنچه گفتم دروغ بود» یا در شب دروغى را به آنان نسبت دهد و فرداى آن روز که روزه مى باشد بگوید: «آنچه دیشب گفتم راست است»، بنابر احتیاط روزۀ او باطل مى شود.

«مسألۀ 1680» نسبت دادن دروغ به خدا و معصومان علیهم السلام از روى شوخى، به نحوى که به هیچ وجه معناى آن را قصد نکند و شوخى بودن آن براى شنونده و گوینده معلوم باشد، هر چند بى ادبى است ولى روزه را باطل نمى کند.

5 - رساندن غبار غلیظ به حلق

«مسألۀ 1681» رساندن غبار غلیظ به حلق بنابر احتیاط روزه را باطل مى کند، چه غبار چیزى مثل آرد باشد که خوردن آن حلال است، یا غبار چیزى مانند خاک باشد که خوردن آن حرام است.

«مسألۀ 1682» اگر به واسطۀ باد، غبار غلیظى پیدا شود و انسان با این که متوجّه است، مواظبت نکند و به حلق برسد، بنابر احتیاط روزه اش باطل مى شود.

«مسألۀ 1683» احتیاط واجب آن است که روزه دار بخار غلیظ، دود سیگار و تنباکو و مانند آنها را نیز به حلق نرساند و اگر بخار غلیظ در دهان به صورت آب درآید و آن را فرو برد، روزه اش باطل مى شود.

«مسألۀ 1684» اشخاصى که به خاطر بیمارى تنگى نفس، به دستور پزشک از وسیله اى استفاده مى کنند که توسط آن از راه دهان یا بینى استنشاق مى نمایند، چنانچه بدون آن نتوانند روزه بگیرند، استفادۀ آنان از آن وسیله اشکال ندارد؛ ولى بنابر احتیاط باید هر وقت توانستند روزۀ خود را قضا کنند.

«مسألۀ 1685» اگر مواظبت نکند و غبار یا بخار یا دود و مانند آنها داخل حلق شود، چنانچه یقین داشته که به حلق نمى رسد، روزۀ او صحیح است.

«مسألۀ 1686» اگر فراموش کند که روزه است و مواظبت نکند یا بى اختیار غبار و مانند آن به حلق او برسد، روزۀ او باطل نمى شود و چنانچه ممکن باشد باید آن را از حلق بیرون آورد.

6 - فرو بردن سر در آب

«مسألۀ 1687» حرام است که روزه دار عمداً تمام سر را در آب فرو برد، اگرچه باقى بدن او از آب بیرون باشد و چنانچه عمداً تمام سر را در آب فرو برد، بنابر احتیاط واجب باید قضاى آن روزه را بگیرد، ولى اگر تمام بدن را زیر آب ببرد و مقدارى از سر بیرون باشد، روزۀ او باطل نمى شود.

«مسألۀ 1688» اگر نصف سر را یک دفعه و نصف دیگر آن را دفعۀ دیگر در آب فرو برد، روزۀ او باطل نمى شود.

«مسألۀ 1689» اگر شک کند که تمام سر زیر آب رفته یا نه، روزۀ او صحیح است؛ ولى اگر قصد داشته که تمام سر را زیر آب فرو برد، بنابر احتیاط روزه اش باطل است.

«مسألۀ 1690» اگر تمام سر زیر آب برود ولى مقدارى از موها بیرون بماند، بنابر احتیاط روزه باطل مى شود.

«مسألۀ 1691» احتیاط واجب آن است که سر را در گلاب و آب هاى مضاف دیگر فرو نبرد، ولى فرو بردن سر در چیزهاى دیگرى که روان هستند، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1692» اگر روزه دار بى اختیار در آب بیفتد و تمام سر او را آب فرا بگیرد یا فراموش کند که روزه است و سر را در آب فرو ببرد، روزۀ او باطل نمى شود.

«مسألۀ 1693» اگر عادتاً با افتادن در آب سرش زیر آب مى رود، چنانچه با توجّه به این مطلب خود را در آب بیندازد، بنابر احتیاط روزه اش باطل مى شود.

«مسألۀ 1694» اگر فراموش کند که روزه است و سر را در آب فرو برد یا شخص دیگرى به زور سر او را در آب فرو برد، چنانچه در زیر آب به خاطر آورد که روزه است یا آن کس دست خود را بردارد، باید فوراً سر را بیرون آورد و چنانچه بیرون نیاورد، بنابر
احتیاط روزه اش باطل مى شود.

«مسألۀ 1695» اگر فراموش کند که روزه است و به نیّت غسل، سر خود را در آب فرو ببرد، روزه و غسل او صحیح است.

«مسألۀ 1696» اگر بداند که روزه است و عمداً براى غسل سر خود را در آب فرو برد، چنانچه روزۀ او روزۀ مستحبى و یا روزۀ واجب غیر رمضان باشد، غسل او صحیح و بنابر احتیاط روزۀ او باطل مى باشد و اگر روزۀ ماه رمضان باشد، بنابر احتیاط هم غسل و هم روزۀ او باطل است.

«مسألۀ 1697» اگر براى آن که کسى را از غرق شدن نجات دهد سر خود را در آب فرو برد، اگرچه نجات دادن او واجب باشد، روزۀ او باطل مى شود.

«مسألۀ 1698» ریختن آب روى سر اشکال ندارد، ولى اگر مثل آب لوله هاى بزرگ یا آبشار باشد که یک مرتبه تمام سر را مى پوشاند، اشکال دارد.

«مسألۀ 1699» اگر روزه دار سر خود را در محفظه اى مانند کلاه غواصى قرار دهد و زیر آب برود، روزه اش باطل نمى شود.

7 - باقى ماندن بر جنابت، حیض یا نفاس تا اذان صبح

«مسألۀ 1700» در روزۀ رمضان و قضاى آن اگر جنب عمداً تا اذان صبح غسل نکند یا اگر وظیفۀ او تیمّم است عمداً تیمّم ننماید، روزۀ او باطل است و بنابر احتیاط واجب، حکم بقیۀ روزه هاى واجب نیز همین است.

«مسألۀ 1701» کسى که جنب است و مى خواهد روزۀ واجبى بگیرد که مثل روزۀ رمضان وقت آن معیّن است، چنانچه عمداً غسل نکند تا وقت تنگ شود، معصیت کرده و باید تیمّم کرده و آن روز را روزه بگیرد و سپس بنابر احتیاط قضاى آن را نیز به جا آورد.

«مسألۀ 1702» اگر جنب در ماه رمضان غسل را فراموش کند و بعد از اذان صبح به خاطر آورد، باید روزۀ آن روز را قضا نماید و اگر بعد از چند روز به خاطر آورد، باید روزۀ تمام روزهایى را که یقین دارد جنب بوده قضا نماید، پس اگر نمى داند سه روز جنب
بوده یا چهار روز، باید روزۀ سه روز را قضا کند.

«مسألۀ 1703» کسى که در شب ماه رمضان براى هیچ کدام از غسل و تیمّم وقت ندارد، اگر خود را جنب کند، روزۀ او باطل است و قضا و کفّاره بر او واجب مى شود؛ امّا اگر براى تیمّم وقت داشته باشد، چنانچه خود را جنب کند گناهکار است و باید تیمم کند و علاوه بر روزۀ آن روز، احتیاطاً قضاى آن را نیز بگیرد.

«مسألۀ 1704» اگر گمان کند که به اندازۀ غسل وقت دارد و خود را جنب کند و بعد بفهمد وقت تنگ بوده، چنانچه با بررسى کردن و توجه به وقت، این گمان براى او حاصل شده باشد، باید تیمّم کند و روزۀ او صحیح است، وگرنه باید تیمّم کند و آن روز را روزه بگیرد و سپس احتیاطاً قضاى آن روزه را نیز به جا آورد.

«مسألۀ 1705» کسى که در شب ماه رمضان جنب است و مى داند که اگر بخوابد تا صبح بیدار نمى شود، قبل از غسل کردن نباید بخوابد و چنانچه بخوابد و تا صبح بیدار نشود، روزۀ او باطل است و قضا و کفّاره بر او واجب مى شود.

«مسألۀ 1706» هرگاه جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بیدار شود، چنانچه احتمال بدهد که اگر دوباره بخوابد براى غسل بیدار مى شود، مى تواند بخوابد.

«مسألۀ 1707» کسى که در شب ماه رمضان جنب است و مى داند یا احتمال مى دهد که اگر بخوابد پیش از اذان صبح بیدار مى شود، چنانچه تصمیم داشته باشد که بعد از بیدار شدن غسل کند و با این تصمیم بخوابد و تا اذان خواب بماند، روزۀ او صحیح است.

«مسألۀ 1708» کسى که در شب ماه رمضان جنب است و مى داند یا احتمال مى دهد که اگر بخوابد پیش از اذان صبح بیدار مى شود، چنانچه غفلت داشته باشد که بعد از بیدار شدن باید غسل کند، در صورتى که بخوابد و تا اذان صبح خواب بماند، باید روزۀ آن روز را بگیرد و بنابر احتیاط آن را قضا نیز بنماید، ولى کفّاره ندارد.

«مسألۀ 1709» کسى که در شب ماه رمضان جنب است و مى داند یا احتمال مى دهد که اگر بخوابد پیش از اذان صبح بیدار مى شود، چنانچه نخواهد بعد از بیدار شدن غسل کند یا تردید داشته باشد که غسل کند یا نه، در صورتى که بخوابد و بیدار نشود، روزۀ او
باطل است و قضا و کفّاره بر او واجب است.

«مسألۀ 1710» اگر جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بیدار شود و بداند یا احتمال دهد که اگر دوباره بخوابد پیش از اذان صبح بیدار مى شود و تصمیم داشته باشد که بعد از بیدار شدن غسل کند، چنانچه دوباره بخوابد و تا اذان بیدار نشود، باید روزۀ آن روز را قضا کند، ولى کفّاره ندارد و اگر از خواب دوم بیدار شود و با احتمال بیدار شدن براى مرتبۀ سوم بخوابد و تا اذان صبح بیدار نشود، علاوه بر قضا احتیاطاً کفّاره نیز بر او واجب مى شود و خواب هاى بعد از خواب سوم که تا اذان صبح ادامه پیدا مى کنند نیز حکم خواب سوم را دارند.

«مسألۀ 1711» احکامى که در مورد خوابیدن پس از جنابت در روزۀ رمضان در چند مسألۀ قبل گفته شد، بنابر احتیاط واجب در بقیۀ روزه هاى واجب معیّن، مثل روزۀ نذر معیّن نیز جارى است.

«مسألۀ 1712» خوابى که در آن محتلم شده، خواب اوّل محسوب نمى شود، بلکه اگر از آن خواب بیدار شود و دوباره بخوابد، خواب اوّل حساب مى شود.

«مسألۀ 1713» اگر روزه دار در روز رمضان محتلم شود، واجب نیست فوراً غسل کند.

«مسألۀ 1714» هرگاه در ماه رمضان بعد از اذان صبح بیدار شود و ببیند محتلم شده، اگرچه بداند پیش از اذان محتلم شده، روزۀ او صحیح است.

«مسألۀ 1715» باقى ماندن بر جنابت در روزۀ رمضان و بقیۀ روزه هاى واجب معیّن، چنانچه از روى عمد نباشد، باعث باطل شدن روزه نمى شود؛ ولى کسى که مى خواهد قضاى روزۀ رمضان را بگیرد، هرگاه تا اذان صبح جنب بماند، اگرچه از روى عمد نیز نباشد، روزۀ او باطل است و بنابر احتیاط واجب حکم بقیۀ روزه هاى واجب غیر معیّن (مثل روزۀ کفّاره) نیز مثل قضاى روزۀ رمضان است.

«مسألۀ 1716» کسى که مى خواهد قضاى روزۀ رمضان را بگیرد، اگر بعد از اذان صبح بیدار شود و ببیند محتلم شده و بداند پیش از اذان محتلم شده است، چنانچه وقت قضاى روزه تنگ باشد، مثلاً پنج روز روزۀ قضاى رمضان داشته باشد و پنج روز نیز به
رمضان مانده باشد، باید بعد از رمضان عوض آن را بجا آورد و اگر وقت قضاى روزه تنگ نباشد، باید روز دیگرى روزه بگیرد و در هر صورت لازم نیست این روز را روزه بگیرد.

«مسألۀ 1717» باقى ماندن بر جنابت تا اذان صبح در روزۀ مستحبى باعث باطل شدن روزه نمى شود.

«مسألۀ 1718» اگر زن در روزۀ رمضان پیش از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و عمداً غسل نکند یا اگر وظیفۀ او تیمّم است عمداً تیمّم نکند، روزۀ او باطل است و بنابر احتیاط واجب حکم قضاى روزۀ رمضان و بقیۀ روزه هاى واجب نیز همین است.

«مسألۀ 1719» اگر زن پیش از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و تا اذان صبح غسل نکند، چنانچه غسل نکردن او از روى عمد نباشد، روزه اش صحیح است و در روزۀ مستحبى چنانچه عمداً نیز غسل نکند، اشکالى به روزۀ او وارد نمى شود.

«مسألۀ 1720» اگر زن پیش از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود، ولى به اندازۀ غسل کردن وقت نداشته باشد، چنانچه بخواهد روزۀ رمضان و یا روزۀ واجب معین دیگرى را بگیرد، باید تیمم کند و روزۀ او صحیح است و همچنین اگر براى هیچ کدام از غسل و تیمّم وقت نداشته باشد یا بعد از اذان بفهمد که پیش از اذان پاک شده، مى تواند روزۀ رمضان و یا روزۀ واجب معیّن دیگرى را بگیرد و روزۀ او صحیح است؛ ولى بنابر احتیاط واجب در هیچ یک از دو صورتى که گفته شد، نمى تواند روزۀ واجب غیر معیّن مثل روزۀ قضاى رمضان را بگیرد.

«مسألۀ 1721» اگر زن بعد از اذان صبح از خون حیض یا نفاس پاک شود یا در بین روز خون حیض یا نفاس ببیند، اگرچه نزدیک مغرب باشد، روزۀ او باطل است.

«مسألۀ 1722» اگر زن غسل حیض یا نفاس را فراموش کند و بعد از یک یا چند روز به خاطر آورد، روزه هایى که گرفته صحیح است.

«مسألۀ 1723» خواب دوم و سوم حائض یا نفساء در شب ماه رمضان پس از پاک شدن، حکم خواب دوم و سوم جنب را ندارد، بلکه اگر براى بیدار شدن و غسل کردن کوتاهى نکرده باشد، خواب سوم او نیز اشکال ندارد؛ وچنانچه تا اذان صبح بیدار نشود،
روزۀ او صحیح است و در صورتى که کوتاهى کرده باشد، خواب اوّل او نیز اشکال دارد و چنانچه تا اذان صبح بیدار نشود، روزۀ او باطل است.

«مسألۀ 1724» اگر زن پیش از اذان صبح در ماه رمضان از حیض یا نفاس پاک شود و در غسل کردن کوتاهى کند تا وقت تنگ شود، معصیت کرده و باید تیمّم کند و آن روز را روزه بگیرد و بنابر احتیاط واجب بعداً قضاى آن را نیز به جا آورد و اگر تیمّم نیز نکند، روزۀ او باطل است؛ ولى چنانچه کوتاهى نکند مثلاً منتظر باشد که حمّام زنانه شود یا آب آن گرم شود و وقت براى غسل کردن تنگ شود، باید تیمّم کند و روزۀ او صحیح است.

«مسألۀ 1725» کسى که باید بدل از غسل جنابت، حیض یا نفاس براى روزه، تیمّم کند، بنابر احتیاط واجب پس از تیمّم نباید تا اذان صبح بخوابد و حدث دیگرى نیز نباید از او سر بزند.

«مسألۀ 1726» اگر زنى که در حال استحاضه است غسل هاى خود را به تفصیلى که در مسألۀ 523 گفته شد بجا آورد، روزۀ او صحیح است.

«مسألۀ 1727» کسى که مسّ میّت کرده، یعنى جایى از بدن خود را به بدن میّت رسانده، مى تواند بدون غسل مسّ میّت روزه بگیرد و اگر در حال روزه میّت را مس نماید، روزۀ او باطل نمى شود.

8 - اماله کردن

«مسألۀ 1728» اماله کردن با مایعات اگرچه از روى ناچارى و براى معالجه باشد، روزه را باطل مى کند؛ ولى استعمال شیاف، چه براى معالجه و چه براى غیر آن اشکال ندارد.

9 - قِى کردن

«مسألۀ 1729» اگر روزه دار عمداً قى (استفراغ) کند - اگرچه به واسطۀ بیمارى و مانند آن ناچار به این عمل باشد - روزۀ او باطل مى شود، ولى اگر سهواً یا بى اختیار قى کند، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1730» اگر در شب چیزى بخورد که مى داند به واسطۀ خوردن آن در روز بى اختیار قى مى کند، احتیاط واجب آن است که روزۀ آن روز را قضا نماید.

«مسألۀ 1731» اگر روزه دار بتواند از قى کردن خوددارى کند، چنانچه براى او ضرر و مشقّت نداشته باشد، باید خوددارى نماید.

«مسألۀ 1732» اگر حشره اى در گلوى روزه دار برود، چنانچه به قدرى پایین رود که دیگر به فرو بردن آن، خوردن نگویند، اگرچه آن را فرو برد، روزۀ او صحیح است هر چند بنابر احتیاط در صورت امکان باید آن را خارج کند، مگر آن که خارج کردن آن باعث قى کردن شود که در این صورت نباید قى کند و اگر به این مقدار پایین نرود، باید آن را بیرون آورد، اگرچه موجب شود که قى کند و روزۀ او باطل شود که در این صورت باید آن را قضا کند و چنانچه فرو ببرد روزۀ او باطل مى شود و علاوه بر قضاى روزه، بنابر احتیاط واجب باید کفّارۀ جمع بدهد.

«مسألۀ 1733» اگر سهواً چیزى را فرو ببرد و پیش از آن که کاملاً پایین رود، به خاطر آورد که روزه است، چنانچه به قدرى پایین رفته باشد که دیگر به فرو بردن آن خوردن نگویند، مى تواند آن را فرو برد و روزۀ او باطل نمى شود و اگر به این حد نرسیده باشد، باید در صورت امکان آن را خارج کند، مگر این که خارج کردن آن موجب قى کردن شود.

«مسألۀ 1734» اگر یقین داشته باشد که به واسطۀ آروغ زدن چیزى از گلو بیرون مى آید، بنابر احتیاط واجب نباید عمداً آروغ بزند؛ ولى اگر احتمال بدهد، آروغ زدن اشکال ندارد.

«مسألۀ 1735» اگر آروغ بزند و بدون اختیار چیزى در گلو یا دهانش بیاید، باید آن را بیرون بریزد؛ ولى اگر بى اختیار فرو رود، روزه اش صحیح است.

احکام چیزهایى که روزه را باطل مى کنند

«مسألۀ 1736» اگر انسان عمداً و از روى اختیار عملى که روزه را باطل مى کند انجام دهد، روزۀ او باطل مى شود و چنانچه از روى عمد نباشد، اشکال ندارد، ولى جنب اگر
بخوابد و به تفصیلى که در مسألۀ 1710 گفته شد، تا اذان صبح غسل نکند، روزۀ او باطل است.

«مسألۀ 1737» اگر روزه دار سهواً یکى از اعمالى را که روزه را باطل مى کنند، انجام دهد و به گمان این که روزه اش باطل شده، دوباره عمداً یکى از آنها را بجا آورد، روزۀ او باطل مى شود.

«مسألۀ 1738» اگر به واسطۀ ندانستن مسأله، یکى از اعمالى را که روزه را باطل مى کنند انجام دهد، چنانچه در آموختن مسأله کوتاهى کرده باشد، روزۀ او باطل است و اگر کوتاهى نکرده باشد نیز بنابر احتیاط روزه اش باطل است.

«مسألۀ 1739» اگر چیزى به زور در گلوى روزه دار بریزند به صورتى که در فرو رفتن آن اختیار نداشته باشد یا سر او را به زور در آب فرو برند، روزۀ او باطل نمى شود، ولى اگر او را مجبور کنند که روزۀ خود را باطل کند، مثلاً به او بگویند: «اگر غذا نخورى ضرر مالى یا جانى به تو مى زنیم» و خود او براى جلوگیرى از ضرر چیزى بخورد، روزۀ او باطل مى شود.

«مسألۀ 1740» روزه دار نباید به جایى برود که مى داند در آنجا چیزى در گلوى او مى ریزند یا او را مجبور مى کنند که خودش روزۀ خود را باطل کند و اگر قصد رفتن کند، گرچه نرود یا بعد از رفتن چیزى به خوردش ندهند، روزۀ او باطل مى شود و همچنین اگر از روى ناچارى عملى که روزه را باطل مى کند انجام دهد، روزۀ او باطل مى شود.

آنچه براى روزه دار مکروه است

«مسألۀ 1741» چند چیز براى روزه دار مکروه است و از آن جمله است: دوا ریختن به چشم و سرمه کشیدن در صورتى که مزه یا بوى آن به حلق برسد؛ انجام دادن هر کارى که مانند خون گرفتن و حمّام رفتن باعث ضعف شود؛ انفیه کشیدن اگر نداند که به حلق مى رسد و اگر بداند به حلق مى رسد، جایز نیست؛ بو کردن گیاههاى معطر؛ استعمال شیاف؛ تر کردن لباسى که در بدن است؛ کشیدن دندان و هر عملى که به واسطۀ
آن از دهان خون بیاید؛ مسواک کردن با مسواکِ تر و نیز مکروه است انسان بدون قصد بیرون آمدن منى، زن خود را ببوسد یا عملى انجام دهد که شهوت خود را تحریک کند؛ ولى اگر به قصد بیرون آمدن منى باشد و یا احتمال دهد که منى خارج شود، گرچه منى نیز خارج نشود، روزۀ او باطل مى شود. همچنین نشستن زن روزه دار در آب مکروه است بلکه احتیاط مستحب این است که در آب ننشیند.

مواردى که قضا و کفّاره واجب مى شود

اشاره

«مسألۀ 1742» چنانچه در روزۀ ماه رمضان، روزه دار از روى عمد و اختیار چیزى بخورد یا بیاشامد یا جماع کند و یا استمنا نماید، باید علاوه بر قضاى آن روز، کفّاره نیز بپردازد و اگر از روى عمد و اختیار دود، گرد و غبار و بخار غلیظ به حلق خود برساند و یا سر را در آب فرو برد و یا نسبت دروغ به خدا، پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم و جانشینان آن حضرت علیهم السلام بدهد، بنابر احتیاط واجب باید روزۀ خود را قضا کرده و کفاره نیز بپردازد و چنانچه عمداً تا اذان صبح بر جنابت باقى بماند، باید روزۀ خود را قضا کرده و کفّاره بپردازد؛ ولى اگر کسى پس از جنابت و قبل از غسل کردن بخوابد، باید به تفصیلى که در مسائل 1707 تا 1710 گفته شد، عمل نماید.

«مسألۀ 1743» اگر به واسطۀ ندانستن مسأله، عملى را انجام دهد که روزه را باطل مى کند، کفّاره بر او واجب نیست، مگر این که در یادگیرى مسأله کوتاهى کرده باشد و در هنگام انجام دادن عمل، احتمال باطل شدن روزه را بدهد.

«مسألۀ 1744» علاوه بر روزۀ رمضان، باطل کردن روزۀ قضاى ماه رمضان در بعد از ظهر و باطل کردن روزۀ نذر معیّن نیز به تفصیلى که خواهد آمد، کفّاره دارد.

کفّارۀ روزه

«مسألۀ 1745» کسى که کفارۀ روزۀ رمضان بر او واجب است، باید یک بنده آزاد کند یا به دستورى که در مسألۀ 1747 گفته مى شود، دو ماه روزه بگیرد یا شصت فقیر را سیر
کند یا به هر کدام یک مُد طعام بدهد و چنانچه انجام دادن هیچ کدام از اینها برایش ممکن نباشد، هرچند مُد که مى تواند به فقرا طعام بدهد و بنابر احتیاط واجب استغفار نیز بکند، اگرچه مثلاً یک مرتبه بگوید:«اِسْتَغْفِرِ اللّهَ» و به احتیاط واجب هر وقت بتواند کفّاره را بدهد.

«مسألۀ 1746» یک مد تقریباً برابر با 750 گرم است و احتیاط مستحب آن است که در کفارۀ روزه، گندم، آرد یا نان به فقیر بدهد.

«مسألۀ 1747» کسى که مى خواهد دو ماه کفارۀ روزۀ رمضان را بگیرد، باید سى و یک روز آن را پى درپى بگیرد و اگر به سبب پیش آمدن امرى که عرفاً عذر محسوب مى شود، پس از سى و یک روز پشت سر هم بودن روزه ها به هم بخورد، اشکال ندارد و لازم نیست پس از آن بقیۀ روزه ها را پى در پى بگیرد.

«مسألۀ 1748» کسى که مى خواهد دو ماه کفارۀ روزۀ رمضان را بگیرد، نباید هنگامى آغاز کند که در بین سى و یک روز، روزى مانند عید قربان باشد که روزۀ آن حرام است و اگر با توجه به این مطلب روزۀ کفاره را در این هنگام آغاز کند، باید روزه ها را از سر بگیرد.

«مسألۀ 1749» کسى که باید پى درپى روزه بگیرد، اگر در بین آن بدون عذر یک روز روزه نگیرد یا هنگامى آغاز کند که مى داند در بین سى و یک روز به روزى مى رسد که روزۀ آن واجب است، مثلاً به روزى مى رسد که براى روزه گرفتن از طرف میّت در آن روز اجیر شده است، باید روزه ها را از سر بگیرد.

«مسألۀ 1750» اگر در بین سى و یک روز که باید پى درپى روزه بگیرد، عذرى مثل حیض یا نفاس یا سفرى که در رفتن آن مجبور است براى او پیش آید، بعد از برطرف شدن عذر، واجب نیست روزه ها را از سر بگیرد، بلکه بقیّه را بعد از برطرف شدن عذر، پشت سر هم بجا مى آورد.

«مسألۀ 1751» اگر روزۀ خود را با چیز حرامى باطل کند، چه آن چیزِ حرام مثل شراب و زنا اصلاً حرام باشد یا مثل آمیزش با عیال خود در حال حیض، به جهتى حرام شده باشد، بنابر احتیاط واجب کفّارۀ جمع بر او واجب مى شود؛ یعنى باید یک بنده آزاد کند
و دو ماه روزه بگیرد و شصت فقیر را سیر کند یا به هر کدام آنها یک مُد طعام بدهد و چنانچه انجام دادن هر سه برایش ممکن نباشد، هر کدام آنها را که ممکن است باید انجام دهد.

«مسألۀ 1752» اگر روزه دار دروغى را به خدا و پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و یا جانشینان آن حضرت علیهم السلام نسبت دهد، بنابر احتیاط کفارۀ جمع، به تفصیلى که در مسألۀ پیش گفته شد، بر او واجب مى شود.

«مسألۀ 1753» اگر روزه دار عملى را که حرام است و روزه را باطل مى کند، انجام دهد - مثلاً شراب بخورد و یا با همسر خود در حال حیض جماع نماید - و پس از آن عمل دیگرى را که روزه را باطل مى کند، انجام دهد، چه آن عمل حلال باشد، مانند آب نوشیدن و چه حرام باشد، مثل شراب خوردن، بنابر احتیاط واجب باید یک کفّارۀ جمع بدهد و کافى است.

«مسألۀ 1754» اگر روزه دار عملى را که حلال است و روزه را باطل مى کند انجام دهد - مثلاً آب بیاشامد - و بعد عمل دیگرى که روزه را باطل مى کند انجام دهد، چه آن عمل حلال باشد، مثل آب نوشیدن و چه حرام باشد، مثل شراب خوردن، یک کفّاره کافى است.

«مسألۀ 1755» اگر روزه دار آروغ بزند وچیزى در دهان او بیاید، چنانچه عمداً آن را فرو ببرد، روزۀ او باطل است و باید قضاى آن را بگیرد و کفّاره نیز بر او واجب مى شود و اگر خوردن آن چیز حرام باشد، مثلاً هنگام آروغ زدن خون یا غذایى که از صورت غذا بودن خارج شده به دهان او بیاید و عمداً آن را فرو برد، باید قضاى آن روزه را بگیرد و بنابر احتیاط، کفارۀ جمع نیز بر او واجب مى شود.

«مسألۀ 1756» اگر نذر کند که روز معیّنى را روزه بگیرد، چنانچه در آن روز روزۀ خود را باطل کند، باید قضاى آن را به جا آورد و چنانچه عمداً آن را باطل کرده باشد، باید علاوه بر قضا، کفّاره نیز بپردازد و کفّارۀ آن همان کفّاره مخالفت با قسم است که در مسألۀ 3302 بیان شده است.

«مسألۀ 1757» اگر به گفتۀ کسى که مى گوید مغرب شده افطار کند و بعد بفهمد مغرب نبوده است، قضا بر او واجب مى شود و اگر با این که خودش مى توانسته بررسى
کند، بررسى نکرده باشد، باید کفّاره نیز بپردازد.

«مسألۀ 1758» کسى که عمداً روزۀ خود را باطل کرده، اگر بعد از ظهر مسافرت کند یا پیش از ظهر براى فرار از کفّاره سفر نماید، کفّاره از او ساقط نمى شود، بلکه اگر قبل از ظهر مسافرتى براى او پیش آمد کند نیز بنابر احتیاط کفّاره بر او واجب است.

«مسألۀ 1759» اگر عمداً روزۀ خود را باطل کند و بعد عذرى مانند حیض یا نفاس یا بیمارى براى او پیدا شود، احتیاطاً کفّاره بر او واجب است.

«مسألۀ 1760» اگر یقین کند که روز اوّل ماه رمضان است وعمداً روزۀ خود را باطل کند و بعد معلوم شود که آخر شعبان بوده، کفّاره بر او واجب نیست.

«مسألۀ 1761» اگر انسان شک کند که آخر رمضان است یا اوّل شوّال و عمداً روزۀ خود را باطل کند، چنانچه بعد معلوم شود اوّل شوّال بوده، کفّاره بر او واجب نیست.

«مسألۀ 1762» اگر روزه دار در ماه رمضان با زن خود که روزه دار است جماع کند، چنانچه زن را مجبور کرده باشد، کفّارۀ روزۀ خودش و روزۀ زن را باید بدهد و اگر زن به جماع راضى بوده، بر هر کدام یک کفّاره واجب مى شود و چنانچه زن در ابتداى عمل مجبور بوده و در بین جماع راضى شود، بنابر احتیاط واجب باید مرد دو کفّاره و زن یک کفّاره بپردازند.

«مسألۀ 1763» اگر زنى شوهر روزه دار خود را مجبور کند که جماع نماید یا کار دیگرى که روزه را باطل مى کند انجام دهد، واجب نیست کفّارۀ روزۀ شوهر را بدهد و بر شوهر نیز کفّاره واجب نیست.

«مسألۀ 1764» اگر روزه دار در ماه رمضان با زن روزه دار خود که خواب است جماع نماید، یک کفّاره بر او واجب مى شود و روزۀ زن صحیح است و کفّاره نیز بر او واجب نیست.

«مسألۀ 1765» اگر مرد، زن خود را مجبور کند که غیر جماع عمل دیگرى که روزه را باطل مى کند بجا آورد، کفّارۀ زن را نباید بدهد و بر خود زن نیز کفّاره واجب نیست.

«مسألۀ 1766» کسى که به واسطۀ مسافرت یا بیمارى روزه نمى گیرد، نمى تواند زن
روزه دار خود را مجبور به جماع کند و اگر او را مجبور نماید، بنابر احتیاط باید کفّارۀ او را بدهد.

«مسألۀ 1767» انسان نباید در بجا آوردن کفاره کوتاهى کند، ولى لازم نیست فوراً آن را انجام دهد.

«مسألۀ 1768» اگر کفاره بر انسان واجب شود و چند سال آن را بجا نیاورد، چیزى بر آن اضافه نمى شود.

«مسألۀ 1769» کسى که باید براى کفارۀ یک روز شصت فقیر را طعام بدهد، اگر به شصت فقیر دسترسى داشته باشد، نباید به هر کدام از آنها بیشتر از یک مُد طعام بدهد، یا یک فقیر را بیشتر از یک مرتبه سیر نماید؛ ولى چنانچه انسان اطمینان داشته باشد که فقیر طعام را به زن و فرزندان خود مى دهد یا به آنها مى خوراند، مى تواند براى هر یک از زن و فرزندان او، اگرچه صغیر باشند یک مُد به آن فقیر بدهد.

«مسألۀ 1770» اگر کسى که قضاى روزۀ رمضان را گرفته، بعد از ظهر عمداً عملى انجام دهد که روزه را باطل مى کند، باید به ده فقیر هر کدام یک مد طعام بدهد و اگر نتواند، باید سه روز پى درپى روزه بگیرد.

مواردى که فقط قضاى روزه واجب مى شود

«مسألۀ 1771» در چند صورت فقط قضاى روزه بر انسان واجب است و کفّاره واجب نیست:
اوّل: آن که روزۀ خود را با قِى کردن یا اماله نمودن باطل کند.
دوم: آن که در شب ماه رمضان جنب باشد و به تفصیلى که در مسألۀ 1710 گفته شد، تا اذان صبح از خواب دوم بیدار نشود.
سوم: عملى که روزه را باطل مى کند بجا نیاورد، ولى نیّت روزه نکند یا ریا کند یا قصد کند که روزه نباشد یا این که قصد کند آنچه روزه را باطل مى کند، بجا آورد.
چهارم: آن که در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش کند و با حال جنابت یک یا
چند روز، روزه بگیرد.
پنجم: آن که در ماه رمضان با شک در این که صبح شده و بدون این که تحقیق کند، عملى که روزه را باطل مى کند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده است و تفاوتى ندارد که مى توانسته تحقیق کند یا نه و نیز اگر بعد از تحقیق اطمینان پیدا نکند که شب باقى است و صبح نشده و عملى که روزه را باطل مى کند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده، قضاى آن روزه بر او واجب است؛ اما اگر بعد از تحقیق و مراعات فجر اطمینان یابد که صبح نشده و عملى که روزه را باطل مى کند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده، قضا واجب نمى شود.
ششم: آن که کسى بگوید: «صبح نشده» و انسان با اعتماد به گفتۀ او عملى که روزه را باطل مى کند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده است.
هفتم: آن که کسى بگوید صبح شده و انسان به گفتۀ او یقین نکند یا گمان کند شوخى مى کند و عملى که روزه را باطل مى کند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده است.
هشتم: آن که نابینا و مانند او که نمى تواند در مورد وقت تحقیق کند، با اعتماد به گفتۀ کسى که مى گوید مغرب شده، افطار کند و بعد معلوم شود مغرب نبوده است.
نهم: آن که در هواى صاف به واسطۀ تاریکى یقین کند که مغرب شده و افطار کند و بعد معلوم شود مغرب نبوده است، ولى اگر به علّت وجود مانعى، مانند ابرى بودن هوا یا وجود گرد و غبار به گمان این که مغرب شده افطار کند و بعد معلوم شود مغرب نبوده، قضا لازم نیست.
دهم: آن که براى خنک شدن یا بى جهت مضمضه کند (یعنى آب در دهان بگرداند) و آب بى اختیار فرو رود؛ ولى اگر فراموش کند که روزه است و آب را فرو دهد یا براى وضویى که براى نماز واجب مى گیرد، مضمضه کند و بى اختیار آب فرو رود، قضا بر او واجب نیست.

«مسألۀ 1772» اگر غیر از آب چیز دیگرى را در دهان ببرد و بى اختیار فرو رود یا آب داخل بینى کند و بى اختیار فرو رود، قضا بر او واجب نیست.

«مسألۀ 1773» مضمضۀ زیاد براى روزه دار مکروه است و اگر بعد از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو برد، بهتر است سه مرتبه آب دهان را بیرون بریزد.

«مسألۀ 1774» اگر انسان بداند که به واسطۀ مضمضه، بى اختیار یا از روى فراموشى آب وارد گلویش مى شود، نباید مضمضه کند.

«مسألۀ 1775» اگر انسان شک کند که مغرب شده یا نه، نمى تواند افطار کند، ولى اگر شک کند که صبح شده یا نه، پیش از تحقیق نیز مى تواند عملى که روزه را باطل مى کند انجام دهد، ولى در صورتى که صبح شده باشد، به تفصیلى که در مسألۀ 1771 گفته شد قضا دارد.

احکام روزۀ قضا

«مسألۀ 1776» اگر دیوانه عاقل شود، واجب نیست روزه هاى هنگامى را که دیوانه بوده قضا نماید.

«مسألۀ 1777» اگر کافر مسلمان شود، واجب نیست روزه هاى هنگامى را که کافر بوده قضا نماید؛ ولى اگر مسلمانى کافر شود و دوباره مسلمان گردد، باید روزه هاى هنگامى را که در حال کفر بوده، قضا نماید.

«مسألۀ 1778» روزه در حال مستى صحیح نیست و انسان باید روزه اى را که به واسطۀ مستى از او فوت شده، قضا نماید، اگرچه چیزى را که به واسطۀ آن مست شده براى معالجه خورده باشد، بلکه اگر قبل از اذان صبح نیّت روزه کرده و مست شده و در بین روز از مستى خارج شده و تا آن هنگام عمل دیگرى که روزه را باطل مى کند، انجام نداده باشد، بنابر احتیاط واجب باید روزۀ آن روز را تمام کند و بعد آن را قضا نماید و اگر در حال مستى روزه را تمام کند، باید قضاى آن را به جا آورد.

«مسألۀ 1779» اگر براى عذرى چند روز روزه نگیرد و بعد شک کند که چه هنگام عذر او برطرف شده، مى تواند مقدار کمتر را که احتمال مى دهد روزه نگرفته قضا نماید؛ مثلاً کسى که پیش از ماه رمضان مسافرت کرده و نمى داند پنجم رمضان از سفر برگشته یا
ششم، مى تواند پنج روز روزه بگیرد و نیز کسى که نمى داند چه هنگام عذر برایش پیدا شده، مى تواند مقدار کمتر را قضا نماید، مثلاً اگر در آخرهاى ماه رمضان مسافرت کند و بعد از رمضان برگردد و نداند بیست و پنجم رمضان مسافرت کرده یا بیست و ششم، مى تواند مقدار کمتر را قضا کند.

«مسألۀ 1780» اگر از چند ماه رمضان روزۀ قضا داشته باشد، قضاى هر کدام را که اوّل بگیرد مانعى ندارد، ولى اگر وقت قضاى رمضان آخر تنگ باشد، مثلاً پنج روز از رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز نیز به رمضان مانده باشد، باید اوّل قضاى رمضان آخر را بگیرد.

«مسألۀ 1781» اگر قضاى چند روز از ماه رمضان بر او واجب باشد، لازم نیست در نیّت تعیین کند که قضاى کدام روز را مى گیرد؛ ولى چنانچه برخى از آنها قضاى رمضان سال قبل باشد و برخى قضاى رمضان هاى پیش از آن، براى آن که قضاى رمضان سال آخر حساب شود، باید آن را در نیّت تعیین کند و چنانچه در نیّت تعیین نکند که روزه اى که مى گیرد از کدام رمضان است، از رمضان آخر محسوب نمى شود. بنابراین چنانچه برخى از روزه هاى قضا تا رسیدن رمضان سال بعد باقى بماند و آنها را به جا نیاورد، باید کفّارۀ تأخیر قضاى رمضان را بپردازد.

«مسألۀ 1782» کسى که قضاى روزۀ رمضان را گرفته، اگر وقت براى قضاى روزه هاى او تنگ نباشد، مى تواند پیش از ظهر روزۀ خود را باطل نماید.

«مسألۀ 1783» اگر قضاى روزۀ ماه رمضان شخص دیگرى را گرفته باشد، احتیاط واجب آن است که بعد از ظهر روزه را باطل نکند.

«مسألۀ 1784» اگر به واسطۀ بیمارى، حیض یا نفاس، روزۀ رمضان را نگیرد و پیش از تمام شدن رمضان بمیرد، لازم نیست روزه هایى را که نگرفته براى او قضا کنند، اگرچه قضا کردن آنها مستحب است؛ ولى اگر به علّت مسافرت روزه رمضان را نگیرد و پیش از تمام شدن رمضان بمیرد، باید براى او قضا کنند.

«مسألۀ 1785» اگر به واسطۀ بیمارى روزۀ رمضان را نگیرد و بیمارى او تا رمضان
سال بعد ادامه یابد، قضاى روزه هایى که نگرفته بر او واجب نیست و باید براى هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد، ولى اگر به واسطۀ عذر دیگرى، مثلاً براى مسافرت، روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند، روزه هایى را که نگرفته باید قضا کند و احتیاط مستحب آن است که براى هر روز یک مُد طعام نیز به فقیر بدهد.

«مسألۀ 1786» اگر به واسطۀ بیمارى روزۀ رمضان را نگیرد و بعد از رمضان بیمارى او برطرف شود، ولى عذر دیگرى پیدا کند که نتواند تا رمضان بعد قضاى روزه را بگیرد، باید روزه هایى را که نگرفته قضا نماید و نیز اگر در ماه رمضان، غیر بیمارى عذر دیگرى داشته باشد و بعد از رمضان آن عذر برطرف شود و تا رمضان سال بعد به واسطۀ بیمارى نتواند روزه بگیرد، روزه هایى را که نگرفته باید قضا کند.

«مسألۀ 1787» اگر در ماه رمضان به واسطۀ عذرى روزه نگیرد و بعد از رمضان عذر او برطرف شود و تا رمضان آینده عمداً قضاى روزه را نگیرد، باید روزه را قضا کند و براى هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد.

«مسألۀ 1788» اگر در ماه رمضان به واسطۀ عذرى روزه نگیرد و در قضاى روزه کوتاهى کند تا وقت تنگ شود و در تنگى وقت عذرى پیدا کند، باید قضا را بگیرد و براى هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد، بلکه چنانچه عذرى که در رمضان داشته ادامه پیدا کند و تصمیم داشته باشد که بعد از برطرف شدن آن عذر روزه هاى خود را قضا کند، ولى پیش از آن که قضا نماید در تنگى وقت عذر دیگرى پیدا کند، باید قضاى آن را بگیرد و احتیاط واجب آن است که براى هر روز یک مُدّ طعام نیز به فقیر بدهد.

«مسألۀ 1789» اگر بیمارى انسان چند سال طول بکشد، چنانچه پس از بهبود یافتن تا رمضان آینده به مقدار قضا وقت داشته باشد، باید قضاى رمضان آخر را بگیرد و براى هر روز از روزه هاى سال هاى پیش یک مُدّ طعام به فقیر بدهد.

«مسألۀ 1790» کسى که باید براى هر روزه یک مُدّ طعام به فقیر بدهد، مى تواند کفارۀ چند روز را به یک فقیر بدهد.

«مسألۀ 1791» اگر قضاى روزۀ رمضان را چند سال تأخیر بیندازد، باید قضا را
بگیرد و براى هر روز دادن یک مُد طعام به فقیر کافى است.

«مسألۀ 1792» اگر روزۀ رمضان را عمداً نگیرد، باید قضاى آن را بجا آورد و براى هر روز دو ماه روزه بگیرد یا به شصت فقیر طعام بدهد یا یک بنده آزاد کند و چنانچه تا رمضان آینده قضاى آن روزه را بجا نیاورد، براى هر روز دادن یک مُدّ طعام لازم نیست.

«مسألۀ 1793» بعد از مرگ پدر، پسر بزرگ تر باید قضاى نماز و روزۀ او را به تفصیلى که در مسائل قضاى نماز پدر (مسألۀ 1429-1442) گفته شد بجا آورد و این حکم بنابر احتیاط مستحب در مورد مادر نیز جارى است.

«مسألۀ 1794» اگر پدر یا مادر غیر از روزۀ رمضان، روزۀ واجب دیگرى مانند روزۀ نذرى را نگرفته باشند، بنابر احتیاط پسر بزرگ تر باید آن را قضا نماید.

احکام روزۀ مسافر

«مسألۀ 1795» مسافرى که باید نمازهاى چهار رکعتى را در سفر دو رکعتى بخواند، نباید روزه بگیرد و مسافرى که نماز خود را تمام مى خواند، مثل کسى که شغل او مسافرت بوده یا سفر او سفر معصیت است، باید در سفر روزه بگیرد.

«مسألۀ 1796» مسافرت در ماه رمضان اشکال ندارد، ولى اگر براى فرار از روزه باشد، مکروه است وهمچنین اگر غیر از روزۀ رمضان، روزۀ معیّن دیگرى نیز بر انسان واجب باشد، مى تواند در آن روز مسافرت کند.

«مسألۀ 1797» اگر نذر کند روزه بگیرد و روز آن را معیّن نکند، نمى تواند آن را در سفر بجا آورد؛ ولى چنانچه نذر کند که روز معیّنى را در سفر روزه بگیرد، باید آن را در سفر بجا آورد و نیز اگر نذر کند روز معیّنى را چه مسافر باشد یا نباشد روزه بگیرد، باید آن روز را اگرچه مسافر باشد روزه بگیرد.

«مسألۀ 1798» مسافر مى تواند براى خواستن حاجت، سه روز در مدینۀ منوّره، روزۀ مستحبّى بگیرد و احتیاط واجب این است که آن سه روز، روزهاى چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه باشد.

«مسألۀ 1799» کسى که نمى داند روزۀ مسافر باطل است و یا این که نمى داند مسافر است، مثلاً گمان مى کند مسافتى که طى کرده کمتر از مسافت شرعى است در حالى که بیشتر از مسافت شرعى را طى کرده است، اگر در سفر روزه بگیرد و در بین روز مسأله را بفهمد و یا بفهمد که مسافر است، روزۀ او باطل مى شود، ولى اگر تا مغرب متوجه نشود، روزۀ او صحیح است.

«مسألۀ 1800» اگر فراموش کند که مسافر است یا فراموش کند که روزۀ مسافر باطل مى باشد و در سفر روزه بگیرد، روزۀ او باطل است.

«مسألۀ 1801» اگر روزه دار بعد از ظهر مسافرت نماید، باید روزۀ خود را تمام کند و اگر پیش از ظهر مسافرت کند و قصد حداقل هشت فرسخ رفت و آمد را - با شرایطى که در نماز مسافر گفته شد - داشته باشد، وقتى به حدّ ترخّص برسد (یعنى به جایى برسد که دیوار شهر را نبیند و صداى اذان آن را نشنود) مى تواند روزۀ خود را باطل کند و اگر پیش از آن، روزه را باطل کند، کفّاره نیز بر او واجب است.

«مسألۀ 1802» اگر مسافر پیش از ظهر به وطن خود یا به جایى که مى خواهد ده روز در آنجا بماند برسد، چنانچه عملى که روزه را باطل مى کند انجام نداده باشد، باید آن روز را روزه بگیرد و اگر انجام داده باشد، روزۀ آن روز بر او واجب نیست.

«مسألۀ 1803» اگر مسافر بعد از ظهر به وطن خود یا به جایى که مى خواهد ده روز در آنجا بماند برسد، نباید آن روز را روزه بگیرد.

«مسألۀ 1804» اگر مسافر قبل از اذان ظهر از وطن خود خارج شود، ولى پیش از خارج شدن از حدّ ترخّص، اذان ظهر را بگویند و یا کسى که از مسافرت بازمى گردد و عملى که روزه را باطل مى کند به جا نیاورده است، پیش از ظهر به حدّ ترخّص برسد، ولى پیش از داخل شدن به وطن، اذان ظهر را بگویند، بنابر احتیاط واجب باید آن روز را روزه بگیرد و قضاى آن را نیز به جا آورد.

«مسألۀ 1805» مکروه است که مسافر و کسى که از روزه گرفتن معذور است، در روز ماه رمضان جماع نماید و در خوردن و آشامیدن کاملاً خود را سیر کند.

کسانى که روزه بر آنها واجب نیست

«مسألۀ 1806» کسى که به واسطۀ پیرى نمى تواند روزه بگیرد یا روزه گرفتن براى او مشقّت دارد، واجب نیست روزه بگیرد، ولى باید براى هر روز یک مُدّ طعام به فقیر بدهد.

«مسألۀ 1807» اگر کسى که به واسطۀ پیرى روزه نگرفته، بعد از ماه رمضان بتواند روزه بگیرد، بنابر احتیاط واجب باید قضاى روزه هایى را که نگرفته بجا آورد.

«مسألۀ 1808» اگر انسان به سبب بیمارى، زیاد تشنه شود و نتواند تشنگى را تحمّل کند یا براى او مشقّت داشته باشد، روزه بر او واجب نیست، ولى باید براى هر روز یک مُدّ طعام به فقیر بدهد و احتیاط واجب آن است که بیشتر از مقدارى که ناچار است، آب نیاشامد و چنانچه بعد بتواند روزه بگیرد، بنابر احتیاط واجب باید روزه هایى را که نگرفته قضا نماید.

«مسألۀ 1809» روزه بر زنى که زایمان او نزدیک است و روزه براى حمل او ضرر دارد، واجب نیست و باید براى هر روز یک مُدّ طعام به فقیر بدهد و نیز اگر روزه براى خود او ضرر داشته باشد، روزه بر او واجب نیست و بنابر احتیاط واجب باید براى هر روز یک مُدّ طعام به فقیر بدهد و در هر دو صورت، روزه هایى را که نگرفته باید قضا نماید.

«مسألۀ 1810» زنى که بچّه شیر مى دهد و شیر او کم است، چه مادر بچّه باشد و چه دایۀ او، با اجرت شیر بدهد یا بدون اجرت، اگر روزه گرفتن براى بچّه اى که شیر مى دهد ضرر داشته باشد، روزه بر او واجب نیست و باید براى هر روز یک مُدّ طعام به فقیر بدهد و نیز اگر روزه براى خود او ضرر داشته باشد، بر او واجب نیست و بنابر احتیاط واجب باید براى هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و در هر دو صورت، روزه هایى را که نگرفته باید قضا نماید؛ ولى اگر زنى که شیر مى دهد، دایۀ بچه باشد نه مادر او، چنانچه کسى پیدا شود که بدون اجرت بچّه را شیر دهد یا براى شیر دادنِ بچّه، از پدر یا مادر یا از کس دیگرى که اجرت او را مى دهد اجرت بگیرد، باید بچّه را به او بدهد و خود روزه بگیرد، بلکه اگر مادر بچّه باشد نیز بنابر احتیاط همین حکم را دارد.

«مسألۀ 1811» دخترى که از نظر سن، بالغ فرض مى شود، ولى از لحاظ جسمى
به گونه اى است که روزه گرفتن براى او مقدور نیست یا سختى و حرج دارد و یا موجب زیان و ضرر قابل توجّه براى اوست، واجب نیست روزه بگیرد؛ ولى چنانچه بتواند یک روز در میان یا دو روز در میان یا با فاصلۀ بیشتر بعضى از روزها را روزه بگیرد، باید به همین ترتیب عمل نماید و در هر حال هر وقت توانست، باید روزه هایى را که نگرفته قضا نماید.

راه ثابت شدن اوّل ماه

«مسألۀ 1812» اوّل ماه به پنج چیز ثابت مى شود:
اوّل: آن که خود انسان ماه را ببیند.
دوم: عدّه اى که از گفتۀ آنان یقین یا اطمینان پیدا مى شود، بگویند: «ماه را دیده ایم» و همچنین است هر طریقى که به واسطۀ آن یقین یا اطمینان به اوّل ماه پیدا شود.
سوم: دو مرد عادل بگویند: «در شب ماه را دیده ایم» ولى اگر صفت ماه را برخلاف یکدیگر بگویند یا شهادت آنان خلاف واقع باشد، مثل این که بگویند: «داخل دایرۀ ماه طرف افق بوده»، اوّل ماه ثابت نمى شود؛ امّا اگر در تشخیص بعضى از خصوصیّات اختلاف داشته باشند، مثل آن که یکى بگوید: «ماه بلند بود» و دیگرى بگوید: «بلند نبود»، با گفتۀ آنان اوّل ماه ثابت مى شود.
چهارم: سى روز از اوّل ماه شعبان بگذرد که به واسطۀ آن، اوّل ماه رمضان ثابت مى شود و سى روز از اوّل رمضان بگذرد که به واسطۀ آن، اوّل ماه شوّال ثابت مى شود.
پنجم: حاکم شرع حکم کند که اوّل ماه است.

«مسألۀ 1813» اگر حاکم شرع حکم کند که اوّل ماه است، کسى که از او تقلید نمى کند نیز باید به حکم او عمل نماید؛ ولى کسى که مى داند حاکم شرع اشتباه کرده، نمى تواند به حکم او عمل نماید.

«مسألۀ 1814» اوّل ماه با پیشگویى منجّمین ثابت نمى شود، ولى اگر انسان از گفتۀ آنان یقین یا اطمینان پیدا کند، باید به آن عمل نماید.

«مسألۀ 1815» بلند بودن ماه یا دیر غروب کردن آن، دلیل نمى شود که شب پیش از
آن، شب اوّل ماه بوده است.

«مسألۀ 1816» براى ثابت شدن اوّل ماه لازم نیست با چشم معمولى ماه دیده شود و دیدن ماه با وسایلى مثل دوربین، تلسکوپ و مانند آنها نیز کفایت مى کند؛ بلکه از هر راهى یقین یا اطمینان پیدا کند که ماه پس از غروب آفتاب در افق منطقه وجود دارد، کافى است.

«مسألۀ 1817» اگر اوّل ماه رمضان براى کسى ثابت نشود و روزه نگیرد، چنانچه دو مرد عادل بگویند: «شب پیش ماه را دیده ایم»، باید روزۀ آن روز را قضا نماید.

«مسألۀ 1818» اگر در شهرى اوّل ماه ثابت شود، براى مردم شهر دیگر فایده ندارد، مگر آن که آن دو شهر به هم نزدیک باشند یا انسان بداند که افق آنها یکى است.

«مسألۀ 1819» انسان باید روزى را که نمى داند آخر رمضان است یا اوّل شوّال، روزه بگیرد، ولى اگر پیش از مغرب بفهمد که اوّل شوّال است، باید افطار کند.

«مسألۀ 1820» اگر زندانى نتواند به ماه رمضان یقین کند، باید به گمان خود عمل نماید و اگر آن نیز ممکن نباشد، هر ماهى را روزه بگیرد صحیح است؛ ولى باید سعى کند ماهى را که براى گرفتن روزه انتخاب مى کند، بیشترین احتمال براى رمضان بودن را داشته باشد و باید بعد از گذشتن یازده ماه از ماهى که روزه گرفته، دوباره یک ماه روزه بگیرد، ولى اگر بعد به اوّل ماه گمان پیدا کرد، باید به آن عمل نماید.

روزه هاى حرام و مکروه

«مسألۀ 1821» روزۀ عید فطر و عید قربان حرام است و نیز روزى را که انسان نمى داند آخر شعبان است یا اوّل رمضان، اگر به نیّت اوّل رمضان روزه بگیرد، حرام مى باشد.

«مسألۀ 1822» اگر به واسطۀ گرفتن روزۀ مستحبّى توسط زن، حق شوهر او از بین برود، جایز نیست روزه مستحبّى بگیرد و همچنین اگر شوهر او را از گرفتن روزۀ مستحبّى منع کند، بنابر احتیاط واجب، زن باید از روزه گرفتن خوددارى کند.

«مسألۀ 1823» روزۀ مستحبّى فرزند اگر اسباب اذیّت پدر و مادر یا جدّ او شود، جایز نیست.

«مسألۀ 1824» کسى که مى داند روزه براى او ضرر ندارد، اگرچه پزشک نیز بگوید:
«ضرر دارد»، باید روزه بگیرد و کسى که یقین یا گمان دارد که روزه براى او ضرر دارد، اگرچه پزشک نیز بگوید: «ضرر ندارد»، نباید روزه بگیرد و اگر روزه بگیرد، صحیح نیست، مگر آن که به قصد قربت روزه بگیرد و بعد معلوم شود ضرر نداشته است.

«مسألۀ 1825» اگر انسان احتمال بدهد که روزه براى او ضرر دارد و از آن احتمال، ترس براى او پیدا شود، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، نباید روزه بگیرد و اگر روزه بگیرد، صحیح نیست؛ مگر آن که به قصد قربت روزه بگیرد و بعد معلوم شود ضرر نداشته است.

«مسألۀ 1826» کسى که عقیده اش این است که روزه براى او ضرر ندارد، اگر روزه بگیرد و بعد از مغرب بفهمد روزه براى او ضرر داشته، بنابر احتیاط واجب باید قضاى آن را بجا آورد.

«مسألۀ 1827» غیر از روزه هایى که گفته شد، روزه هاى حرام دیگرى نیز وجود دارند که در کتاب هاى مفصّل عنوان شده اند.

«مسألۀ 1828» روزۀ روز عاشورا و روزى که انسان شک دارد روز عرفه است یا عید قربان، مکروه است.

روزه هاى مستحب

«مسألۀ 1829» روزه در تمام روزهاى سال، غیر از روزه هاى حرام و مکروه که گفته شد، مستحب است و براى بعضى از روزها بیشتر سفارش شده است که از آن جمله است:
1 - پنجشنبۀ اوّل و پنجشنبۀ آخر هر ماه و چهارشنبۀ اوّلى که بعد از روز دهم ماه است و اگر کسى اینها را بجا نیاورد، مستحب است قضا نماید و چنانچه اصلاً نتواند روزه بگیرد، مستحب است براى هر روز یک مُد طعام یا 12/6 نخود نقره به فقیر بدهد.
2 - سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه.
3 - تمام ماه رجب و شعبان و بعضى از این دو ماه، اگرچه یک روز باشد.
4 - روز عید نوروز؛ روز بیست و پنجم و بیست و نهم ذى قعده؛ روز نهم ذى حجّه (روز عرفه)، ولى اگر به واسطۀ ضعف ناشى از روزه نتواند دعاهاى روز عرفه را بخواند، روزۀ آن روز مکروه است؛ روز عید سعید غدیر (18 ذى حجه)؛ روز اوّل و سوم و هفتم محرم؛ روز میلاد مسعود پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم (17 ربیع الاوّل)؛ روز مبعث حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم (27 رجب) و اگر کسى روزۀ مستحبّى بگیرد، واجب نیست آن را به آخر رساند، بلکه اگر فرد مؤمنى او را به غذا دعوت کند، مستحب است دعوت او را قبول کند و در بین روز افطار نماید.

مواردى که مستحب است از انجام مبطلات خوددارى شود

«مسألۀ 1830» براى شش نفر مستحب است در ماه رمضان اگرچه روزه نباشند، از انجام عملى که روزه را باطل مى کند خوددارى نمایند:
اوّل: مسافرى که در سفر، عملى که روزه را باطل مى کند انجام داده باشد و پیش از ظهر به وطن خود یا به جایى که مى خواهد ده روز در آنجا بماند برسد.
دوم: مسافرى که بعد از ظهر به وطن خود یا به جایى که مى خواهد ده روز در آنجا بماند برسد.
سوم: بیمارى که پیش از ظهر بهبود یابد و عملى که روزه را باطل مى کند، انجام داده باشد.
چهارم: مریضى که بعد از ظهر خوب شود.
پنجم: زنى که در بین روز از خون حیض یا نفاس پاک شود.
ششم: کافرى که در روز ماه رمضان مسلمان شود.

«مسألۀ 1831» مستحب است روزه دار نماز مغرب را پیش از افطار کردن بخواند، ولى اگر کسى منتظر او باشد یا میل زیادى به غذا داشته باشد که نتواند با حضور قلب نماز بخواند، بهتر است اوّل افطار کند، ولى به قدرى که ممکن است نماز را در وقت فضیلت آن بجا آورد.

اِعتکاف

اشاره

«اِعتکاف» آن است که انسان به قصد عبادت کردن در مسجد بماند؛ بلکه اگر تنها با ماندن در مسجد نیز قصد عبادت کند، کافى است، هرچند عبادت دیگرى انجام ندهد.
اعتکاف عمل مستحبّى است که دربارۀ آن بسیار سفارش شده است. روایت شده است که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: «اعتکاف ده روز در ماه رمضان معادل دو حجّ و دو عمره است» و نیز روایت شده که خود آن حضرت دهۀ آخر ماه رمضان در مسجد اعتکاف مى کردند.

«مسألۀ 1832» انجام اعتکاف در هر هنگام از سال - بجز روزهایى که روزه در آنها حرام مى باشد - صحیح است و بهترین وقت آن، «ماه رمضان» به ویژه ده روز آخر آن مى باشد.

«مسألۀ 1833» اعتکاف یک عمل مستحبّى است ولى به واسطۀ نذر و مانند آن، بر انسان واجب مى شود.

شرایط اعتکاف

«مسألۀ 1834» شرایط صحّت اعتکاف عبارتند از:
1 -«اسلام»؛ پس اعتکاف از غیر مسلمان صحیح نیست و «ایمان» شرط قبول آن است.
2 -«عقل».
3 -«قصد قربت»؛ پس اگر نیّت کسى براى غیر خدا باشد، اعتکاف او صحیح نیست.
4 -«روزه گرفتن»؛ پس اگر شخصى به هر دلیل نتواند روزه بگیرد، اعتکاف او صحیح نیست.
5 -«ماندن سه روز در مسجد»؛ پس اگر کمتر بماند یا قصد کند که کمتر بماند، اعتکاف او صحیح نیست.

«مسألۀ 1835» روزه اى که در حال اعتکاف گرفته مى شود، لازم نیست که براى خود اعتکاف باشد، بلکه مى تواند هر روزه اى (مثل روزۀ قضا یا کفّاره) را در حال اعتکاف
1-
2- 1 و 2 - من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 120-\122.
بگیرد؛ ولى احتیاط واجب آن است که اگر براى خود اعتکاف کرده است، روزه اى که مى گیرد براى کس دیگر نباشد (مثلاً قضاى روزۀ پدرش را به جا نیاورد) و همچنین اگر به نیابت از شخص دیگرى اعتکاف کرده باشد، روزه را نیز به نیابت از وى بگیرد.

«مسألۀ 1836» اعتکاف باید در یکى از پنج مسجد: «مسجدالحرام»، «مسجدالنبى صلى الله علیه و آله و سلم»، «مسجدکوفه»، «مسجد بصره» و یا مسجد جامع هر شهر انجام شود.

«مسألۀ 1837» کسى که اعتکاف مى کند، باید سه روز را به طور مستمر در مسجد بماند، مگر این که خارج شدن از مسجد ضرورت داشته باشد، مثلاً براى قضاى حاجت ناچار باشد از مسجد خارج شود.

«مسألۀ 1838» اگر به خاطر ضرورتى ناچار گردد که از مسجد خارج شود و به قدرى طول بکشد که صورت اعتکاف به هم بخورد، اعتکاف او باطل مى شود.

«مسألۀ 1839» اگر در بین اعتکاف محتلم شود، باید تیمّم کند و فوراً از مسجد خارج شود، مگر این که زمانى که براى خروج از مسجد لازم است، کمتر از زمان لازم براى تیمّم نمودن باشد که در این صورت بدون تیمّم باید فوراً از مسجد خارج شود و در هر حال پس از خروج از مسجد، باید فوراً غسل کند و به مسجد بازگردد و براى غسل به قدر ضرورت و انجام واجبات آن اکتفا نماید.

«مسألۀ 1840» صحّت اعتکاف زن نسبت به دو روز اوّل، در صورتى که اعتکاف او منافى حقّ شوهرش باشد، مشروط به اجازۀ شوهر است و همچنین اعتکاف فرزند، در صورتى که موجب اذیّت پدر یا مادر مى شود، باید با اجازۀ آنان باشد؛ ولى اگر نسبت به دو روز اوّل اجازه داده باشند، نسبت به روز سوم اجازۀ آنان شرط نیست و حتّى نهى آنان نیز تأثیر ندارد، زیرا ماندن روز سوم واجب است.

مسائل اعتکاف

«مسألۀ 1841» کسى که اعتکاف مى کند، باید در روز از انجام آنچه روزه را باطل مى کند بپرهیزد؛ همچنین امور زیر - در شب باشد یا روز - موجب باطل شدن اعتکاف
مى شود:
1 - جماع.
2 - بنابر احتیاط واجب استمناء؛ چه به شکل حرام آن یا در اثر نگاه یا لمس همسر باشد.
3 - استشمام بوى خوش.
4 - خرید و فروش، مگر آن که ضرورتى در بین باشد، بلکه احتیاط واجب آن است که در غیر حالت ضرورت، اعمال تجارى دیگر (غیر از خرید و فروش) را نیز انجام ندهد.
5 - مجادله و بحث به منظور برترى و خودنمایى؛ در امور دینى باشد یا دنیایى.

«مسألۀ 1842» به هم زدن اعتکافِ واجب جایز نیست؛ ولى مى تواند اعتکافِ مستحب را در دو روز اوّل آن باطل نماید، هرچند این عمل خلاف احتیاط است و پس از گذشتن دو روز، ماندن روز سوم در مسجد واجب است.

«مسألۀ 1843» اگر اعتکاف خود را با انجام یکى از امورى که بیان شد باطل نماید، سه صورت دارد:
اوّل: چنانچه اعتکاف او واجب معیّن باشد، قضاى آن لازم است.
دوم: چنانچه اعتکاف او واجب غیر معیّن باشد، باید آن را دوباره شروع کند و بهتر است آن را تمام کرده و دوباره از سر بگیرد.
سوم: اگر اعتکاف او مستحب باشد، چنانچه در دو روز اوّل آن را باطل کند، اشکال ندارد و چنانچه پس از گذشتن دو روز آن را باطل نماید، باید قضاى آن را بجا آورد.

«مسألۀ 1844» اگر اعتکافِ واجب را با غیر جماع باطل کند، کفّاره ندارد و اگر با جماع - هر چند در شب - باطل نماید، علاوه بر قضا باید کفّاره نیز بدهد و کفّارۀ آن مانند کفّارۀ باطل نمودن عمدى روزۀ ماه رمضان است و بنابر احتیاط واجب، ترتیب در کفاره را نیز باید رعایت کند؛ یعنى در صورت امکان یک بنده آزاد کند و اگر امکان نداشت، دو ماه پشت سر هم روزه بگیرد و اگر آن نیز ممکن نبود، به شصت فقیر طعام بدهد.

«مسألۀ 1845» در مواردى که قضاى اعتکاف واجب مى شود، لازم نیست آن را فوراً
بجا آورد، ولى نباید در انجام دادن آن سستى و مسامحه نماید.

«مسألۀ 1846» اگر سهواً یکى از مبطلات اعتکاف را انجام دهد، اعتکاف او باطل نمى شود.

«مسألۀ 1847» بعد از تمام شدن سه روز، چنانچه به نیّت اعتکاف یک شب یا یک روز دیگر یا بیشتر از آن در مسجد بماند، اشکال ندارد؛ ولى پس از تمام شدن سه روز، ماندن فقط بخشى از روز یا شب به نیّت اعتکاف در مسجد، محلّ اشکال است و چنانچه دو روز دیگر در مسجد بماند که روى هم پنج روز شود، واجب است که روز ششم را نیز در مسجد اعتکاف نماید و اگر پس از تمام شدن شش روز، بخواهد یک روز یا یک شب دیگر یا بیشتر از آن را در مسجد اعتکاف نماید، اشکال ندارد و چنانچه دو روز دیگر در مسجد بماند که روى هم هشت روز شود، لازم نیست که روز نهم را نیز در مسجد اعتکاف نماید.

«مسألۀ 1848» انسان مى تواند در هنگامى که نیّت اعتکاف مى کند، شرط کند که اگر حادثه اى براى او پیش آمد، اعتکاف خود را قطع نماید که در این صورت چنانچه در روز سوم نیز حادثه اى براى او پیش بیاید، مى تواند اعتکاف خود را قطع کند.