آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

مرجع تقلید شیعه

احکام سوگند

«مسألۀ 3300» «سوگند» بر دو نوع است:
اوّل: آن که انسان براى اثبات یا نفى چیزى سوگند یاد کند، مثلاً بگوید: «وَاللّه، چنین بوده» یا «وَاللّه، چنین نبوده». این گونه سوگندها اگر راست باشد کراهت دارد و اگر دروغ باشد گناه کبیره است، ولى کفّاره ندارد و اگر براى این که خودش یا مسلمان دیگرى را از شرّ فرد ظالمى نجات دهد به دروغ سوگند یاد کند، اشکال ندارد، بلکه گاهى واجب مى شود، ولى اگر مى تواند «تَوْریه» کند و توجّه به آن دارد، احوط آن است که «تَوْریه» نماید.
دوم: آن است که انسان براى انجام یا ترک کارى در آینده سوگند یاد کند و به این وسیله انجام یا ترک آن کار را بر خود واجب گرداند، به عنوان مثال بگوید: «وَاللّه اگر به پدرم احترام نکنم، به فقیر صدقه مى دهم» یا بگوید: «واللّه اگر سیگار بکشم، یک روز روزه مى گیرم» در این صورت آن عمل بر او واجب مى شود و اگر از روى عمد مخالفت کند، باید کفّاره بدهد و آنچه در مسائل آینده مى آید، مربوط به نوع دوم است.

«مسألۀ 3301» سوگند صحیح داراى چند شرط است:
اوّل: کسى که سوگند مى خورد باید بالغ و عاقل باشد و اگر مى خواهد راجع به مال خود قسم بخورد، باید سفیه نباشد - اگرچه حاکم شرع هم او را از تصرّف در مالش منع نکرده باشد - و از روى قصد و اختیار قسم بخورد، پس قسم خوردن بچّه، دیوانه، مست
و کسى که مجبورش کرده اند درست نیست و همچنین است اگر در حال عصبانیّت بدون قصد سوگند بخورد.
دوم: کارى که سوگند مى خورد انجام دهد، باید حرام و مکروه نباشد و کارى که سوگند مى خورد ترک کند، باید واجب و مستحب نباشد و اگر سوگند بخورد که کار مباحى را بجا آورد، باید ترک آن در نظر مردم بهتر از انجام آن نباشد و نیز اگر سوگند بخورد کار مباحى را ترک کند، باید انجام آن در نظر مردم بهتر ازترک آن نباشد.
سوم: به یکى از اسامى خداوند متعال سوگند بخورد که به غیر ذات مقدس او گفته نمى شود، مانند «خدا» و «اللّه» و نیز اگر به اسمى سوگند بخورد که به غیر خدا هم مى گویند ولى به قدرى به خدا گفته مى شود که هر وقت کسى آن اسم را بگوید، ذات مقدّس حق در نظر مى آید - مثل آن که به «خالق» و «رازق» سوگند بخورد - صحیح است، بلکه اگر به لفظى سوگند بخورد که بدون قرینه، خدا را به نظر نیاورد ولى او خدا را قصد کند، بنابر احتیاط باید به آن سوگند عمل نماید.
چهارم: سوگند را به زبان بیاورد و اگر بنویسد یا در قلب خود آن را قصد کند، صحیح نیست، ولى آدم لال اگر با اشاره سوگند بخورد صحیح است.
پنجم: عمل کردن به سوگند براى او ممکن باشد، اما اگر هنگامى که سوگند مى خورد ممکن باشد و بعد تا آخر وقتى که براى سوگند معیّن کرده عاجز شود یا براى او مشقّت داشته باشد، سوگند او از وقتى که عاجز شده به هم مى خورد.

«مسألۀ 3302» کفّارۀ مخالفت با سوگند، سیر کردن یا پوشاندن ده فقیر و یا آزاد کردن یک برده است و چنانچه توان انجام هیچ کدام را نداشته باشد، باید سه روز روزه بگیرد.

«مسألۀ 3303» اگر پدر از سوگند خوردن فرزند نهى کند یا شوهر از سوگند خوردن زن نهى نماید، سوگند آنان صحیح نیست.

«مسألۀ 3304» اگر فرزند بدون اجازه گرفتن از پدر و زن بدون اجازه گرفتن از شوهر، سوگند بخورد، بعید نیست سوگند آنان صحیح نباشد، لکن نباید احتیاط را ترک کنند.

«مسألۀ 3305» اگر انسان از روى فراموشى یا ناچارى به سوگند عمل نکند، کفّاره بر او واجب نیست و همچنین است اگر او را مجبور کنند که به سوگند عمل ننماید و قسمى که آدم وسواسى مى خورد، مثل این که مى گوید: «وَاللّه الآن مشغول نماز مى شوم» و به واسطۀ وسواس مشغول نمى شود، اگر وسواس او به گونه اى باشد که بى اختیار به سوگند عمل نکند، کفاره ندارد.