آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
مرجع تقلید شیعه
احکام وقت نماز
«مسألۀ 769» انسان هنگامى مى تواند مشغول نماز شود که یقین یا اطمینان کند وقت آن فرا رسیده است یا دو مرد عادل از داخل شدن وقت خبر دهند.
«مسألۀ 770» شخص نابینا و زندانى و مانند آنها، بنابر احتیاط واجب تا وقتى که به فرا رسیدن وقت یقین پیدا کنند، نباید مشغول نماز شوند؛ ولى اگر انسان به واسطۀ وجود موانعى مثل ابر، غبار و مانند آنها که در غالب افراد مانع از حصول یقین و اطمینان به دخول وقت مى شود، نتواند در اوّل وقت نماز به فرا رسیدن وقت یقین یا اطمینان پیدا
کند، چنانچه گمان داشته باشد که وقت فرا رسیده، مى تواند مشغول نماز شود.
«مسألۀ 771» اگر براى شخص ثابت شود که وقت نماز شده و مشغول نماز شود و در بین نماز بفهمد که هنوز وقت فرا نرسیده و یا بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را پیش از وقت خوانده، نماز او باطل است؛ ولى اگر در بین نماز یا بعد از آن بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده، نماز او صحیح است.
«مسألۀ 772» اگر انسان متوجه نباشد که باید پس از ثابت شدن دخول وقت، مشغول نماز شود و بدون آن که دخول وقت براى او ثابت شود، نماز بخواند، چنانچه بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را در وقت آن خوانده، نماز او صحیح است و اگر بفهمد تمام نماز را پیش از وقت آن خوانده یا بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده است، نماز او باطل است.
«مسألۀ 773» اگر اطمینان کند وقت نماز فرا رسیده و مشغول نماز شود و در بین نماز شک کند که وقت داخل شده یا نه، نماز او صحیح نیست؛ ولى اگر در بین نماز اطمینان داشته باشد که وقت فرا رسیده و شک کند که آنچه از نماز خوانده در وقت بوده یا نه، نماز او صحیح است.
«مسألۀ 774» اگر وقت نماز به قدرى تنگ باشد که به واسطۀ بجا آوردن بعضى از اعمال مستحب نماز، مقدارى از آن بعد از وقت خوانده شود، باید آن اعمال مستحب را بجا نیاورد؛ مثلاً اگر به واسطۀ خواندن قنوت مقدارى از نماز بعد از وقت خوانده شود، نباید قنوت را بخواند.
«مسألۀ 775» کسى که به اندازۀ خواندن یک رکعت نماز وقت دارد، باید نماز را به نیّت ادا بخواند، ولى نباید عمداً نماز را تا این وقت تأخیر بیندازد.
«مسألۀ 776» کسى که مسافر نیست اگر تا غروب آفتاب به اندازۀ خواندن پنج رکعت نماز وقت داشته باشد، باید هر دو نماز ظهر و عصر را بخواند و اگر به اندازۀ پنج رکعت وقت نداشته باشد، باید احتیاطاً یک نماز چهار رکعتى به قصد ادا و به نیّت ما فى الذمّه (بدون قصد ظهر و عصر) بخواند و پس از آن یک نماز چهار رکعتى دیگر بدون قصد ادا و قضا و به نیّت ما فى الذمّه بجا آورد و اگر تا مغرب به اندازۀ خواندن پنج رکعت نماز وقت
داشته باشد، باید هر دو نماز ظهر و عصر را احتیاطاً بدون قصد ادا و قضا بخواند و اگر به اندازۀ پنج رکعت وقت نداشته باشد، باید نماز عصر را احتیاطاً بدون نیّت ادا و قضا بخواند و سپس نماز ظهر را قضا کند و اگر تا نیمه شب به اندازۀ خواندن پنج رکعت نماز وقت داشته باشد، باید نماز مغرب و عشاء را بخواند و اگر کمتر وقت داشته باشد، باید نماز عشاء را به نیّت ادا خوانده و بعد نماز مغرب را بخواند و احتیاط واجب این است که نیّت ادا و قضا ننماید و سپس نماز عشاء را احتیاطاً بدون نیّت ادا و قضا اعاده نماید.
«مسألۀ 777» اگر مسافر تا غروب آفتاب به اندازۀ خواندن سه رکعت نماز وقت داشته باشد، باید نماز ظهر و عصر را بخواند و اگر کمتر وقت داشته باشد، باید احتیاطاً یک نماز دو رکعتى به قصد ادا و به نیّت ما فى الذمّه (بدون قصد ظهر و عصر) بخواند و پس از آن یک نماز دو رکعتى دیگر بدون قصد ادا و قضا و به نیّت ما فى الذمّه بجا آورد و اگر تا مغرب به اندازۀ خواندن سه رکعت نماز وقت داشته باشد، باید هر دو نماز ظهر و عصر را احتیاطاً بدون قصد ادا و قضا بخواند و اگر به اندازۀ سه رکعت وقت نداشته باشد، باید نماز عصر را احتیاطاً بدون نیّت ادا و قضا بخواند و سپس نماز ظهر را قضا کند و اگر تا نیمه شب به اندازۀ خواندن چهار رکعت نماز وقت داشته باشد، باید نماز مغرب و عشاء را بخواند و اگر کمتر وقت داشته باشد، باید فقط نماز عشاء را بخواند و بعد نماز مغرب را احتیاطاً بدون نیّت ادا و قضا بجا آورد و سپس احتیاطاً نماز عشاء را نیز بدون نیّت ادا و قضا اعاده کند و چنانچه بعد از خواندن نماز عشاء معلوم شود که به مقدار یک رکعت یا بیشتر وقت به نیمه شب باقى مانده است، باید فوراً نماز مغرب را به نیّت ادا بخواند - اگرچه احتیاط مستحب این است که آن را به قصد ما فى الذمّه بجا آورد - و سپس بنابر احتیاط واجب نماز عشاء را بدون نیت ادا و قضا، اعاده نماید.
«مسألۀ 778» مستحب است انسان نماز را در اوّل وقت آن بخواند و دربارۀ آن سفارش بسیارى شده است و هر چه به اوّل وقت نزدیک تر باشد بهتر است، مگر آن که تأخیر آن از جهتى بهتر باشد، مثل این که مقدارى صبر کند تا نماز را به جماعت بخواند.
«مسألۀ 779» هرگاه انسان عذرى داشته باشد که اگر بخواهد در اوّل وقت نماز
بخواند، ناچار باشد با تیمّم نماز بخواند و یا این که لباس او نجس باشد و یا عذر دیگرى داشته باشد، چنانچه بداند یا گمان داشته باشد که عذر او تا آخر وقت برطرف خواهد شد، نمى تواند در اوّل وقت نماز بخواند، بلکه باید صبر کند تا عذرش برطرف شود و چنانچه عذر او برطرف نشود، در آخر وقت نماز بخواند و لازم نیست به قدرى صبر کند که فقط بتواند کارهاى واجب نماز را انجام دهد، بلکه اگر براى مستحبات نماز، مانند اذان، اقامه و قنوت نیز وقت داشته باشد، مى تواند نماز را با آن مستحبات بجا آورد.
«مسألۀ 780» کسى که مسائل نماز و شکیات و سهویات را نمى داند و احتمال مى دهد که یکى از آنها در نماز پیش آید، باید براى یاد گرفتن آنها نماز را از اوّل وقت تأخیر بیندازد؛ ولى اگر اطمینان داشته باشد که نماز را به نحو صحیح تمام مى کند، مى تواند در اوّل وقت مشغول نماز شود؛ پس اگر در نماز مساله اى که حکم آن را نمى داند پیش نیاید، نماز او صحیح است و اگر مسأله اى که حکم آن را نمى داند پیش آید، مى تواند به احتمالى که در نظرش صحیح تر است عمل نماید و نماز را تمام کند، ولى بعد از نماز باید مسأله را بپرسد و اگر نماز او باطل بوده، دوباره آن را بخواند.
«مسألۀ 781» اگر وقت نماز وسعت داشته باشد و طلبکار نیز طلب خود را مطالبه کند، در صورتى که ممکن باشد باید اوّل قرض خود را بدهد و بعد نماز بخواند و همچنین اگر کار واجب دیگرى که باید آن را فوراً بجا آورد پیش آید - مثلاً ببیند مسجد نجس است - باید اوّل آن کار را انجام دهد - مثلاً مسجد را تطهیر کند - و بعد نماز بخواند و چنانچه اوّل نماز بخواند، معصیت کرده و صحّت نماز او خالى از اشکال نیست.
