آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
مرجع تقلید شیعه
7 - سجود
اشاره
«مسألۀ 1068» نمازگزار باید در هر رکعت از نمازهاى واجب و مستحب، بعد از رکوع دو سجده بجا آورد و در سجده لازم است که پیشانى و کف دو دست و سر دو زانو و دو انگشت بزرگ پاها را بر زمین بگذارد.
«مسألۀ 1069» لازم نیست تمام پیشانى روى زمین قرار گیرد، بلکه به اندازه اى که عرفاً سجده گفته شود، کفایت مى کند و بنابر احتیاط جاى سجده نباید از مقدار یک درهم کمتر باشد و اگر همین مقدار متفرق بوده ولى مثل دانه هاى تسبیح به هم اتصال داشته باشد، اشکال ندارد.
«مسألۀ 1070» دو سجده روى هم یک «رکن» است و اگر کسى در نماز واجب عمداً یا از روى فراموشى هر دو را ترک کند یا دو سجدۀ دیگر به آنها اضافه نماید، نماز او باطل است.
«مسألۀ 1071» اگر عمداً یک سجده را کم یا زیاد کند، نماز باطل مى شود و اگر سهواً در یک رکعت یک سجده زیادى به جا آورد، نمازش صحیح است و چنانچه سهواً یک سجده را به جا نیاورد، حکم آن در مسائل بعدى گفته خواهد شد.
«مسألۀ 1072» اگر پیشانى را عمداً یا سهواً به زمین نگذارد، سجده نکرده است، اگرچه اعضاى دیگر سجده به زمین برسند، ولى اگر پیشانى را به زمین بگذارد و سهواً اعضاى دیگر را به زمین نرساند یا سهواً ذکر نگوید، سجده صحیح است.
«مسألۀ 1073» حکم ذکر سجده مانند حکم ذکر رکوع است که در مسألۀ 1052
بیان شد، با این تفاوت که در سجده به جاى ذکر «سُبْحانَ رَبّىِ َ الْعَظیٖمِ وَبِحَمْدِهِ» ذکر «سُبْحانَ رَبّىِ َ الاَعْلى وَبِحَمْدِهِ» گفته مى شود.
«مسألۀ 1074» باید بدن در سجده به مقدار ذکر واجب آرام باشد و هنگام گفتن ذکر مستحب نیز اگر آن را به قصد ذکرى که براى سجده دستور داده اند بگوید، بنابر احتیاط آرام بودن بدن لازم است.
«مسألۀ 1075» اگر پیش از آن که پیشانى به زمین برسد و بدن آرام بگیرد، عمداً ذکر واجب سجده را بگوید یا پیش از تمام شدن ذکر واجب، عمداً سر از سجده بردارد، نماز باطل است.
«مسألۀ 1076» اگر پیش از آن که پیشانى به زمین برسد، سهواً ذکر سجده را بگوید و پیش از آن که سر از سجده بردارد، بفهمد اشتباه کرده، باید دوباره ذکر را بگوید و بنابر احتیاط واجب اگر قبل از آرام گرفتن بدن نیز سهواً ذکر سجده را بگوید، باید پس از آرام گرفتن بدن دوباره ذکر سجده را بگوید.
«مسألۀ 1077» اگر بعد از آن که سر از سجده برداشت، بفهمد که پیش از آرام گرفتن بدن ذکر راگفته یا پیش از آن که ذکر سجده تمام شود سر برداشته، نماز او صحیح است.
«مسألۀ 1078» اگر به واسطۀ بیمارى و مانند آن نتواند در سجده آرام بگیرد، نماز او صحیح است، ولى باید پیش از آن که از حالت سجده خارج شود، ذکر واجب را بگوید.
«مسألۀ 1079» اگر هنگامى که ذکر سجده را مى گوید یکى از هفت عضو سجده را عمداً از زمین بردارد، احتیاطاً باید نماز را از سر بگیرد، ولى اگر هنگامى که مشغول گفتن ذکر نیست غیر از پیشانى اعضاى دیگر را از زمین بردارد و دوباره بگذارد، اشکال ندارد.
«مسألۀ 1080» اگر پیش از تمام شدن ذکر سجده سهواً پیشانى را از زمین بردارد، نمى تواند دوباره به زمین بگذارد و باید آن را یک سجده حساب کند، ولى اگر اعضاى دیگر را سهواً از زمین بردارد، باید احتیاطاً دو مرتبه به زمین بگذارد و ذکر را بگوید.
«مسألۀ 1081» بعد از تمام شدن ذکر سجدۀ اوّل، باید بنشیند تا بدن آرام گیرد و دوباره به سجده رود.
«مسألۀ 1082» اگر در سجده اوّل مهر به پیشانى بچسبد، باید قبل از سجدۀ دوم آن را از پیشانى جدا کند و سپس به سجده برود و چنانچه بدون این که مهر را بردارد، عمداً دوباره به سجده رود، نمازش باطل است و باید آن را اعاده کند.
«مسألۀ 1083» جاى پیشانى نمازگزار باید از محل ایستادن و همچنین از محل زانوهاى او بیش از چهار انگشت بسته پست تر یا بلندتر نباشد.
«مسألۀ 1084» در زمین سراشیبى که شیب آن کم است، اگر جاى پیشانى نمازگزار از جاى ایستادن و سر زانوهاى او بیش از چهار انگشت بسته، بالاتر یا پایین تر باشد، اشکال ندارد.
«مسألۀ 1085» اگر پیشانى را سهواً بر چیزى بگذارد که از جاى انگشتان پا و سر زانوهاى او بلندتر از چهار انگشت بسته است، چنانچه بلندى آن به قدرى باشد که نگویند در حال سجده است، بنابر احتیاط واجب باید سر را بردارد و به چیزى که بلندى آن به اندازه چهار انگشت بسته یا کمتر است بگذارد و احتیاط این است که سر را از روى آن به روى چیزى که بلندى آن به اندازۀ چهار انگشت بسته یا کمتر است نکشد و اگر بلندى آن به قدرى باشد که بگویند در حال سجده است، احتیاط واجب آن است که پیشانى را از روى آن به روى چیزى که بلندى آن به اندازۀ چهار انگشت بسته یا کمتر است بکشد و اگر کشیدن پیشانى ممکن نباشد، بنابر احتیاط واجب باید پیشانى را بلند کند و بر موضعى که بلندى زایدى ندارد بگذارد و نماز را تمام کند و دوباره بخواند.
«مسألۀ 1086» نباید بین پیشانى و آنچه بر آن سجده مى کند چیزى فاصله باشد، پس اگر مهر به قدرى چرک باشد که پیشانى به خود مهر نرسد، سجده باطل است، ولى اگر مثلاً رنگ مهر تغییر کرده باشد، اشکال ندارد.
«مسألۀ 1087» اگر در حال سجده بفهمد چیزى مانند موى سر بین پیشانى و مهر فاصله شده، نباید پیشانى را بلند کند، بلکه باید به هر شکل ممکن چیزى را که فاصله شده برطرف نماید، مگر این که به قدرى کم باشد (مانند یک یا دو تار مو) که مانع از تحقق سجده نباشد.
«مسألۀ 1088» در سجده باید کف دست را بر زمین بگذارد، ولى در حال ناچارى، گذاشتن پشت دست نیز مانعى ندارد و اگر پشت دست نیز ممکن نباشد، بنابر احتیاط باید مچ دست را بر زمین بگذارد و چنانچه آن را نیز نتواند، احتیاطاً باید تا آرنج هر جا را که مى تواند بر زمین بگذارد و اگر آن نیز ممکن نباشد، احتیاطاً باید بازو را بر زمین بگذارد.
«مسألۀ 1089» در سجده باید سر دو انگشت بزرگ پاها را به زمین بگذارد و گذاشتن پشت شست یا داخل آن نیز کفایت مى کند و اگر انگشتان دیگر پا یا روى پا را به زمین بگذارد یا به واسطۀ بلند بودن ناخن، سر شست به زمین نرسد، نماز باطل است.
«مسألۀ 1090» کسى که مقدارى از شست پاى او بریده شده، باید بقیۀ آن را به زمین بگذارد و اگر چیزى از آن نمانده باشد یا اگر مانده خیلى کوتاه باشد، بنابر احتیاط باید بقیۀ انگشتان را بگذارد و اگر هیچ انگشتى در پا نداشته باشد، بنابر احتیاط باید هر مقدارى از پا را که باقى مانده به زمین بگذارد.
«مسألۀ 1091» بنابر احتیاط واجب سجده باید به نحو معمول و متعارف صورت بگیرد، بنابر این چسباندن سینه و شکم به زمین و یا دراز کردن پاها در سجده، بنابر احتیاط واجب جایز نیست، اگرچه تمام اعضاى سجده بر زمین قرار گرفته باشد.
«مسألۀ 1092» مهر یا چیز دیگرى که بر آن سجده مى کند باید پاک باشد، ولى اگر مثلاً مهر را روى فرش نجس بگذارد یا یک طرف مهر نجس باشد و پیشانى را به طرف پاک آن بگذارد، اشکال ندارد.
«مسألۀ 1093» اگر در پیشانى دُمَل و مانند آن باشد، چنانچه ممکن باشد باید با جاى سالم پیشانى سجده کند و اگر ممکن نباشد، باید چیزى که سجده بر آن صحیح است را گود کند و دمل را در گودال و جاى سالم را به مقدارى که براى سجده کافى باشد، بر آن بگذارد.
«مسألۀ 1094» اگر دُمَل یا زخم تمام پیشانى را گرفته باشد، باید به یکى از دو طرف پیشانى سجده کند و احتیاط واجب این است که در صورت امکان به طرف راست پیشانى سجده کند و اگر سجده بر پیشانى ممکن نباشد، به چانه سجده کند و اگر به چانه نیز ممکن
نباشد، بنابر احتیاط باید به هر جایى از صورت که ممکن باشد سجده کند.
«مسألۀ 1095» کسى که نمى تواند پیشانى را به زمین برساند، باید تا اندازه اى که مى تواند خم شود و مهر یا چیز دیگرى را که سجده بر آن صحیح است روى چیز بلندى گذاشته و به گونه اى پیشانى را بر آن بگذارد که بگویند سجده کرده است، ولى باید کف دستها و زانوها و انگشتان پاها را به نحو معمول به زمین بگذارد.
«مسألۀ 1096» کسى که هیچ نمى تواند خم شود، باید براى سجده بنشیند و با سر اشاره کند و اگر نتواند، باید با چشمها اشاره نماید و در هر دو صورت احتیاط واجب آن است که اگر مى تواند قدرى مهر را بلند کند و پیشانى را بر آن بگذارد و اگر با سر یا چشمها نیز نمى تواند اشاره کند، باید در قلب نیّت سجده کند و بنابر احتیاط واجب با دست و مانند آن، براى سجده اشاره نماید.
«مسألۀ 1097» کسى که نمى تواند بنشیند، باید ایستاده نیّت سجده کند و چنانچه بتواند، باید براى سجده با سر اشاره کند و اگر نتواند، باید با چشمها اشاره نماید و اگر این را نیز نتواند، در قلب نیّت سجده کند و بنابر احتیاط واجب با دست و مانند آن براى سجده اشاره نماید.
«مسألۀ 1098» اگر پیشانى بى اختیار از جاى سجده بلند شود، چنانچه ممکن باشد باید نگذارد دوباره به جاى سجده برسد و این یک سجده حساب مى شود، چه ذکر سجده را گفته باشد یا نه و اگر نتواند سر را نگهدارد و بى اختیار دوباره به جاى سجده برسد، روى هم یک سجده حساب مى شود و اگر ذکر نگفته باشد، باید بگوید.
«مسألۀ 1099» انسان مى تواند در جایى که باید تقیّه کند، بر فرش و مانند آن سجده نماید و لازم نیست براى فرار از تقیه به مکان دیگر برود، ولى اگر در آن جا چیزى مثل حصیر یا سنگ که سجده بر آن صحیح است وجود داشته باشد و سجده بر آن نیز محذورى نداشته باشد، باید بر آن سجده کند.
«مسألۀ 1100» اگر روى چیزى که بدن روى آن آرام نمى گیرد سجده کند، سجده او باطل است، ولى اگر روى تشک پَر یا چیز دیگرى که بعد از گذاشتن سر و مقدارى پایین
رفتن آرام مى گیرد سجده کند، اشکال ندارد.
«مسألۀ 1101» اگر انسان ناچار شود که در زمین گِل نماز بخواند، در صورتى که آلوده شدن بدن یا لباس براى او مشقّت داشته باشد، مى تواند در حالى که ایستاده است براى سجده با سر اشاره کند و تشهّد و سلام را ایستاده بخواند وگرنه باید سجده و تشهّد و سلام را به نحو معمول بجا آورد.
«مسألۀ 1102» در رکعت اوّل و رکعت سومى که تشهّد ندارد - مثل رکعت سوم نماز ظهر، عصر و عشاء - بهتر است بعد از سجده دوم مقدارى بنشیند و سپس براى رکعت بعد برخیزد.
چیزهایى که سجده بر آنها صحیح است
«مسألۀ 1103» سجده باید بر زمین و چیزهاى غیر خوراکى و غیر پوشاکى که از زمین مى رویند - مانند چوب و برگ درخت - باشد و سجده بر چیزهاى خوراکى و پوشاکى صحیح نیست و نیز سجده کردن بر چیزهایى مانند طلا، نقره و عقیق، باطل است و سجده بر فیروزه خالى از اشکال نیست، امّا سجده کردن بر سنگهاى معدنى مانند سنگ مرمر و سنگهاى سیاه، اشکال ندارد.
«مسألۀ 1104» احتیاط واجب آن است که بر برگ درخت مو (انگور) سجده نکنند.
«مسألۀ 1105» سجده بر چیزهایى مثل علف و کاه که از زمین روییده و خوراک حیوان هستند، صحیح است.
«مسألۀ 1106» سجده بر گُلهایى که خوراکى نیستند صحیح است، ولى سجده بر گلها و گیاهان دارویى که از زمین مى رویند، مانند گُل بنفشه و گل گاوزبان، بنابر احتیاط صحیح نیست.
«مسألۀ 1107» سجده بر گیاهى که خوردن آن در بعضى از شهرها معمول است و در شهرهاى دیگر معمول نیست و نیز سجده بر میوه نارس صحیح نیست.
«مسألۀ 1108» سجده بر آجر و کوزۀ گِلى در حال اختیار جایز نیست و احتیاط واجب
در ترک سجده بر گچ و آهک پخته است، ولى سجده بر گچ و آهک پخته نشده اشکال ندارد.
«مسألۀ 1109» اگر کاغذ را از چیزى که سجده بر آن صحیح است، مثلاً از کاه ساخته باشند، مى شود بر آن سجده کرد و سجده بر کاغذى که از پنبه ساخته شده، خالى از اشکال نیست.
«مسألۀ 1110» براى سجده بهتر از هر چیز تربت حضرت سیدالشهدا علیه السلام و بعد از آن خاک و بعد از آن سنگ و بعد از سنگ، گیاه است.
«مسألۀ 1111» اگر چیزى که سجده بر آن صحیح است، نداشته باشد یا اگر دارد به واسطۀ سرما یا گرماى زیاد و مانند آنها نتواند بر آن سجده کند، باید به لباس خود سجده کند و اگر نتواند، باید بر پشت دست خود و چنانچه آن نیز ممکن نباشد، بر چیزهاى معدنى مانند انگشتر عقیق سجده نماید.
«مسألۀ 1112» اگر در بین نماز چیزى که بر آن سجده مى کند گم شود و چیزى که سجده بر آن صحیح است نداشته باشد، چنانچه وقت وسعت داشته باشد، باید نماز را رها کند و اگر وقت تنگ باشد، باید به لباس خود سجده کند و اگر ممکن نباشد، بر پشت دست و اگر آن نیز نشود، بر چیز معدنى مانند انگشتر عقیق سجده نماید.
«مسألۀ 1113» هرگاه در حال سجده بفهمد پیشانى را بر چیزى گذاشته که سجده بر آن باطل است، اگر ممکن باشد باید پیشانى را از روى آن به روى چیزى که سجده بر آن صحیح است بکشد و اگر ممکن نباشد، بنابر احتیاط باید سر را از آن بردارد و بر چیزى که سجده بر آن صحیح است بگذارد و سپس نماز را اعاده نماید.
«مسألۀ 1114» اگر بعد از سجده بفهمد پیشانى را روى چیزى گذاشته که سجده بر آن باطل است، احتیاط واجب تکرار سجده و اتمام نماز و اعادۀ آن است.
«مسألۀ 1115» سجده کردن براى غیر خداوند متعال حرام است و بعضى از مردم عوام که مقابل قبر امامان علیهم السلام پیشانى را به زمین مى گذارند، اگر براى شکر خداوند متعال باشد، اشکال ندارد و گرنه حرام است و در هر صورت اجتناب از این امور بهتر است.
مستحبّات و مکروهات سجده
«مسألۀ 1116» در سجده چند چیز مستحب است:
الف - کسى که ایستاده نماز مى خواند، پس از آن که سر از رکوع برداشت و کاملاً ایستاد و کسى که نشسته نماز مى خواند، پس از آن که کاملاً نشست، براى رفتن به سجده تکبیر بگوید.
ب - هنگامى که مرد مى خواهد به سجده برود، اوّل دستها را و زن اوّل زانوها را به زمین بگذارد.
ج - بینى را بر مهر یا چیزى که سجده بر آن صحیح است، بگذارد.
د - در حال سجده انگشتان دست را به هم بچسباند و به گونه اى برابر گوش بگذارد که سر آنها رو به قبله باشد.
ه - در سجده دعا کند و از خدا حاجت بخواهد و مستحب است این دعا را بخواند:
«یا خَیْرَ الْمَسْؤُولیٖنَ وَیا خَیْرَ الْمُعْطیٖنَ ارْزُقْنى وَارْزُقْ عِیالى مِنْ فَضْلِکَ فَإنَّکَ ذُوالفَضْلِ الْعَظیٖمِ» یعنى: «اى بهترین کسى که از او حاجت خواسته مى شود و اى بهترین عطا کنندگان، به من و عیال من از فضل خودت روزى بده، پس به درستى که تو داراى فضل بزرگى هستى».
و - بعد از سجده بر ران چپ بنشیند و روى پاى راست را بر کف پاى چپ بگذارد.
ز - بعد از هر سجده، هنگامى که نشست و بدن آرام گرفت تکبیر بگوید.
ح - بعد از سجدۀ اوّل که بدن آرام گرفت، بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبّى وَأَتُوبُ إلَیْهِ».
ط - سجده را طولانى کند و هنگام نشستن دستها را روى رانها بگذارد.
ى - براى رفتن به سجدۀ دوم، در حال آرامش بدن «اَللّهُ اکْبَر» بگوید.
ک - در سجده ها، صلوات بفرستد و اگر صلوات را به قصد ذکرى که در سجده دستور داده اند بگوید، اشکال ندارد.
ل - هنگام بلند شدن، دستها را بعد از زانوها از زمین بردارد.
م - مردها بازوها را از پهلو جدا نگاه دارند و زنها آرنج ها و شکم را بر زمین بگذارند و
اعضاى بدن را به یکدیگر بچسبانند.
مستحبّات دیگر سجده در کتابهاى مفصّل گفته شده است.
«مسألۀ 1117» قرآن خواندن در سجده مکروه است و نیز مکروه است براى برطرف کردن گرد و غبار، جاى سجده را فوت کند و اگر در اثر فوت کردن، حرفى از دهان خارج شود، نماز باطل است و غیر از اینها مکروهات دیگرى نیز در کتابهاى مفصّل بیان شده است.
سجدۀ واجب قرآن
«مسألۀ 1118» در هر یک از چهار سورۀ «و النجم (نجم)، اقرء (علق)، الم تنزیل (سجده) و حم تنزیل (فصّلت)»، یک آیۀ سجده وجود دارد که اگر انسان آن را بخواند یا به آن گوش دهد، بعد از تمام شدن آن آیه باید فوراً سجده کند و اگر فراموش کرد، هر وقت به خاطر آورد، باید سجده نماید.
«مسألۀ 1119» اگر انسان هم زمان با این که آیۀ سجده را مى خواند همان آیه را از دیگرى نیز بشنود، یک سجده کافى است، چه به آن گوش داده باشد و چه به گوش او خورده باشد و همچنین است اگر به صداى گروهى که با هم آن آیه را مى خوانند، گوش کند؛ ولى چنانچه یک بار آیۀ سجده را بخواند و یا به آن گوش کند و سپس دوباره آن را بخواند یا به آن گوش کند، باید دو سجده به جا آورد.
«مسألۀ 1120» اگر در غیر نماز در حال سجده آیۀ سجده را بخواند یا به آن گوش بدهد، باید سر از سجده بردارد و دوباره سجده کند.
«مسألۀ 1121» اگر دیوانه و یا کودک غیر بالغ آیۀ سجده را به قصد قرآن بخواند، چنانچه کسى به آن آیه گوش کند، باید سجده نماید؛ ولى اگر کسى آیۀ سجده را بدون آن که قصد خواندن قرآن داشته باشد، بخواند (مثل کسى که در خواب آن را مى خواند)، با گوش دادن به آن، سجده واجب نمى شود؛ ولى اگر از چیزى مثل ضبط صوت و رادیو به آیۀ سجده گوش کند، احتیاطاً لازم است سجده نماید و اگر از وسیله اى که صداى قارى
را هم زمان با قرائت او پخش مى کند به آیۀ سجده گوش کند، واجب است سجده کند.
«مسألۀ 1122» در سجدۀ واجب قرآن باید نیت کند و پیشانى را بر چیزى که سجده بر آن صحیح است بگذارد و محلى که در آن سجده مى کند، نباید غصبى باشد؛ ولى سایر شرایطى را که در سجدۀ نماز وجود دارد، لازم نیست مراعات کند.
«مسألۀ 1123» سجدۀ واجب قرآن را باید به نحوى انجام دهد که بگویند سجده کرده است.
«مسألۀ 1124» چنانچه در سجدۀ واجب قرآن پیشانى را به قصد سجده به زمین بگذارد - اگرچه ذکر نگوید - کافى است و گفتن ذکر مستحب است و بهتر است بگوید:
«لا إلهَ إلَّااللّهُ حَقّاً حَقّاً لاإلهَ إلَّااللّهُ إیماناً وَتَصْدیٖقاً لاإلهَ إلَّااللّهُ عُبُودِیَّةً وَ رِقّاً سَجَدْتُ لَکَ یا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً لامُسْتَنْکِفاً وَلا مُسْتَکْبِراً بَلْ أنَا عَبْدٌ ذَلیٖلٌ ضَعیٖفٌ خائِفٌ مُسْتَجیٖرٌ».
