آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
مرجع تقلید شیعه
احکام صُلح
«صلح» آن است که انسان با دیگرى سازش کند تا در مقابل عوضى، مقدارى از مال یا منفعت مال خود راملک او کند یا از طلب یا حقّ خود در مقابل چیزى بگذرد، اگرچه آن چیز سکوت نمودن و مرافعه نکردن باشد.
«مسألۀ 2405» دو نفرى که چیزى را به یکدیگر صلح مى کنند، باید بالغ و عاقل باشند و کسى آنها را مجبور نکرده باشد و نیز قصد صلح داشته باشند و حاکم شرع نیز آنان را از تصرّف در اموالشان منع نکرده باشد و سفیه نیز نباشند، اگرچه حاکم شرع هم آنها را منع نکرده باشد.
«مسألۀ 2406» لازم نیست صیغۀ صلح به عربى خوانده شود، بلکه با هر لفظى که بفهمانند با هم صلح و سازش کرده اند، صحیح است.
«مسألۀ 2407» اگر کسى گوسفندان خود را به چوپان بدهد که مثلاً یک سال نگهدارى کند و از شیر آن استفاده نماید و مقدارى روغن بدهد، چنانچه شیر گوسفند را در مقابل زحمت هاى چوپان و آن روغن صلح کند، صحیح است و همچنین اگر گوسفند را یک ساله به چوپان اجاره دهد که از شیر آن استفاده کند و در عوض مقدارى روغن بدهد، چنانچه روغن به مقدار معیّن در ذمّه باشد و مقیّد نباشد که از شیر خود گوسفند گرفته باشد، اشکال ندارد، ولى اگر مقید به شیر خود گوسفند باشد اشکال دارد.
«مسألۀ 2408» اگر کسى بخواهد طلب یا حقّ خود را با دیگرى صلح کند، در صورتى صحیح است که او قبول نماید.
«مسألۀ 2409» اگر انسان مقدار بدهى خود را بداند و طلبکار او نداند، چنانچه
طلبکار طلب خود را به کمتر از مقدارى که هست صلح کند، مثلاً پنجاه تومان طلبکار باشد و طلب خود را به ده تومان صلح نماید، مبلغ زیادى براى بدهکار حلال نیست، مگر آن که مقدار بدهى خود را به او بگوید و او را راضى کند، یا به گونه اى باشد که اگر مقدار طلب خود را مى دانست، باز هم به آن مقدار صلح مى کرد.
«مسألۀ 2410» اگر بخواهند دو چیز را که از یک جنس هستند به یکدیگر صلح کنند، اشکال ندارد، چه وزن آنها یکى باشد و چه وزن یکى بیشتر از دیگرى باشد.
«مسألۀ 2411» اگر دو نفر از یک نفر طلبکار باشند یا دو نفر از دو نفر دیگر طلبکار باشند و بخواهند طلب هاى خود را به یکدیگر صلح کنند، چنانچه طلب آنان از یک جنس و وزن آنها یکى باشد، مثلاً هر دو ده کیلو گندم طلبکار باشند، مصالحه آنان صحیح است و همچنین است اگر جنس طلب آنان یکى نباشد، مثلاً یکى ده کیلو برنج و دیگرى دوازده کیلو گندم طلبکار باشد؛ بلکه چنانچه طلب آنان از یک جنس و چیزى باشد که معمولاً با وزن و پیمانه آن را معامله مى کنند، حتّى در صورتى که وزن یا پیمانۀ آنان مساوى نباشد نیز مصالحۀ آنان صحیح است.
«مسألۀ 2412» اگر از کسى طلبى داشته باشد که باید بعد از مدّتى بگیرد، چنانچه طلب خود را به مقدار کمترى صلح کند و مقصودش این باشد که مقدارى از طلب خود را گذشت کند و بقیّه را نقد بگیرد، اشکال ندارد.
«مسألۀ 2413» اگر دو نفر چیزى را با هم صلح کنند، با رضایت یکدیگر مى توانند صلح را به هم بزنند و نیز اگر در ضمن معامله براى هر دو یا یکى از آنان حقّ به هم زدن معامله را قرار داده باشند، کسى که آن حق را دارد، مى تواند صلح را به هم بزند.
«مسألۀ 2414» تا وقتى خریدار و فروشنده از مجلس معامله متفرّق نشده اند، مى توانند معامله را به هم بزنند و نیز اگر مشترى حیوانى را بخرد، تا سه روز حقّ به هم زدن معامله را دارد و همچنین اگر پول جنسى را که نقد خریده تا سه روز ندهد و جنس را تحویل نگیرد، فروشنده مى تواند معامله را به هم بزند؛ ولى کسى که مالى را صلح مى کند در صورت اوّل و دوم حقّ به هم زدن صلح را ندارد، امّا در صورت سوم چنانچه تحویل
مال مصالحه را تأخیر بیندازد و در عرف حدّى براى اداى آن باشد یا منصرف از صلح این باشد که مال مصالحه را نقد بدهد و تأخیر نیندازد، «خیار تأخیر» در صلح نیز جارى مى باشد و در بقیّۀ خیارات که در «احکام خرید و فروش» گفته شد، مى تواند صلح را به هم بزند، مگر در خیار غَبْنْ که به هم زدن صلح بى اشکال نیست.
«مسألۀ 2415» اگر چیزى که با صلح گرفته معیوب باشد، در صورتى که آن عیب پیش از معامله بوده و او نمى دانسته، مى تواند صلح را به هم بزند، ولى نمى تواند تفاوت قیمت صحیح و معیوب را بگیرد.
«مسألۀ 2416» هرگاه مال خود را به کسى صلح نماید و با او شرط کند که: «اگر بعد از مرگ وارثى نداشتم باید چیزى را که به تو صلح کرده ام وقف کنى» و او نیز این شرط را قبول کند، باید به شرط عمل کند.
«مسألۀ 2417» اگر زن مهریۀ خود را با شوهر صلح کند تا در مقابل، او همسر دیگرى اختیار نکند و شوهر هم قبول نماید، زن نباید مهریه را بگیرد و شوهر هم نباید با زن دیگرى ازدواج کند، مگر این که با رضایت یکدیگر صلحِ انجام گرفته را به هم بزنند.
