آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
مرجع تقلید شیعه
غسل و اقسام آن
اشاره
غسل به معناى شستشوى تمام بدن به قصد تقرّب به خداوند متعال است که با کیفیت مخصوص و در شرایط خاصى انجام مى شود. غسل یا واجب است و یا مستحب و مى توان آن را به صورت ترتیبى یا ارتماسى انجام داد.
غسل ترتیبى
«مسألۀ 374» در غسل ترتیبى باید به نیّت غسل، اوّل سر و گردن را بشوید و سپس بنابر احتیاط، اوّل طرف راست و بعد طرف چپ بدن را بشوید و اگر عمداً یا از روى فراموشى یا به واسطۀ ندانستن مسأله، به این ترتیب عمل نکند، غسل او باطل است.
«مسألۀ 375» در غسل ترتیبى باید نصف راست ناف و نصف راست عورت را با طرف راست بدن و نصف دیگر را با طرف چپ بشوید، بلکه بهتر است تمام ناف و عورت با هر دو طرف شسته شود.
«مسألۀ 376» براى آن که یقین کند هر سه قسمت، یعنى سر و گردن، طرف راست و طرف چپ را کاملاً غسل داده، باید هر قسمتى را که مى شوید، مقدارى از قسمت هاى دیگر را نیز با آن قسمت بشوید، بلکه احتیاط مستحب آن است که بعد از شستشوى سر و گردن، دوباره تمام طرف راست گردن را با طرف راست بدن و تمام طرف چپ گردن را
با طرف چپ بدن بشوید.
«مسألۀ 377» اگر بعد از غسل بفهمد مقدارى از بدن را نشسته، چنانچه آن مقدار از طرف چپ باشد، شستن همان مقدار کافى است و اگر از طرف راست باشد، احتیاطاً باید بعد از شستن آن مقدار، دوباره طرف چپ را بشوید و اگر از سر و گردن باشد، باید بعد از شستن آن مقدار، دوباره طرف راست و بعد طرف چپ را بشوید.
«مسألۀ 378» اگر پیش از تمام شدن غسل، در شستن مقدارى از طرف چپ شک کند، شستن همان مقدار کافى است و اگر بعد از آغاز به شستن طرف چپ، در شستن طرف راست یا مقدارى از آن شک کند یا بعد از اشتغال به شستن طرف راست، در شستن سر و گردن یا مقدارى از آن شک نماید، به شک خود اعتنا نکند.
غسل ارتماسى
«مسألۀ 379» اگر به نیّت غسل ارتماسى به تدریج در آب فرو رود تا تمام بدن در یک لحظه زیر آب قرار گیرد، غسل او صحیح است.
«مسألۀ 380» اگر همۀ بدن زیر آب باشد و بعد به نیّت غسل بدن را حرکت دهد، صدق غسل ارتماسى خالى از اشکال نیست؛ ولى اگر قسمتى از اعضاى بدن خارج از آب باشد و سپس به نیّت غسل ارتماسى آن را نیز زیر آب فرو ببرد، غسل او صحیح است.
«مسألۀ 381» اگر بعد از غسل ارتماسى بفهمد آب به مقدارى از بدن نرسیده، چه جاى آن را بداند و چه نداند، باید دوباره غسل کند.
«مسألۀ 382» اگر براى غسل ترتیبى وقت نداشته ولى براى غسل ارتماسى وقت داشته باشد، باید غسل ارتماسى کند.
«مسألۀ 383» کسى که روزۀ واجب گرفته - در صورتى که روزۀ او مانند روزۀ ماه رمضان واجب معین باشد - یا براى حجّ یا عمره احرام بسته، نمى تواند غسل ارتماسى کند، ولى اگر از روى فراموشى غسل ارتماسى کند، غسل او صحیح است.
احکام غسل
«مسألۀ 384» براى انجام غسل ارتماسى باید تمام بدن پاک باشد، ولى در صورتى که غسل ارتماسى را در آب جارى یا کُر انجام دهد و تطهیر موضع با یک بار شستن حاصل شود، یک مرتبه شستن براى تطهیر بدن و غسل کافى است، اما در غسل ترتیبى پاک بودن تمام بدن لازم نیست و اگر تمام بدن نجس باشد و هر قسمتى را پیش از غسل دادن آن قسمت آب بکشد، کافى است.
«مسألۀ 385» اگر در غسل اندکى از بدن نَشُسته باقى بماند، غسل صحیح نیست ولى شستن جاهایى از بدن، مانند داخل گوش و بینى که دیده نمى شوند یا دیده مى شوند ولى جزء باطن محسوب مى شوند، واجب نیست.
«مسألۀ 386» بنابر احتیاط واجب باید جایى از بدن را که شک دارد از ظاهر بدن است یا از باطن آن، بشوید.
«مسألۀ 387» اگر سوراخ جاى گوشواره و مانند آن به قدرى گشاد باشد که داخل آن دیده شود، باید آن را شست و اگر دیده نشود و از ظاهر حساب نشود، شستن داخل آن لازم نیست.
«مسألۀ 388» چیزى را که مانع از رسیدن آب به بدن است، باید برطرف کند و اگر پیش از آن که اطمینان حاصل کند که مانع برطرف شده غسل نماید، غسل او صحیح نیست.
«مسألۀ 389» اگر هنگام غسل شک کند چیزى که مانع از رسیدن آب است در بدن او هست یا نه، چنانچه شک او منشأ عقلایى داشته باشد، باید بررسى کند تا مطمئن شود که مانعى نیست.
«مسألۀ 390» در غسل باید موهاى کوتاهى را که جزء بدن حساب مى شوند، بشوید و بنابر احتیاط شستن موهاى بلند نیز لازم مى باشد.
«مسألۀ 391» تمام شرطهایى که براى صحیح بودن وضو گفته شد (مثل پاک بودن آب و غصبى نبودن آن) در صحیح بودن غسل نیز شرط مى باشند، ولى در غسل لازم
نیست بدن را از بالا به پایین بشوید و نیز در غسلِ ترتیبى، لازم نیست بعد از شستن هر قسمت فوراً قسمت دیگر را بشوید، بلکه اگر بعد از شستن سر و گردن مقدارى صبر کند و بعد طرف راست را بشوید و بعد از مدتى طرف چپ را بشوید اشکال ندارد، ولى کسى که نمى تواند از بیرون آمدن ادرار و مدفوع و باد خوددارى کند، اگر به اندازه اى که غسل کند و نماز بخواند، ادرار و مدفوع و باد از او بیرون نیاید، چنانچه وقت تنگ باشد، باید هر قسمت را فوراً بعد از قسمت دیگر غسل دهد و بعد از غسل نیز فوراً نماز بخواند؛ حکم زن مستحاضه نیز که بعداً گفته مى شود به همین ترتیب است.
«مسألۀ 392» کسى که قصد دارد پول حمامى را ندهد، اگر رضایت حمامى محرز باشد و یا این که بداند مى تواند بعداً رضایت او را به دست آورد و حمامى نیز بعداً راضى شود، غسل او صحیح است و تفاوت نمى کند که قصد او این باشد که اصلاً پول را ندهد یا با تأخیر بدهد؛ و اگر بداند حمامى راضى نیست یا در رضایت او شک داشته باشد، غسل او باطل است، گرچه بعداً نیز او را راضى کند.
«مسألۀ 393» اگر حمامى راضى باشد که پول حمام نسیه بماند، ولى کسى که غسل مى کند قصد داشته باشد که طلب او را ندهد یا از مال حرام بدهد، در صحت غسل او اشکال وجود دارد.
«مسألۀ 394» اگر پول حرام به حمامى بدهد، غسل او صحیح است ولى اگر به حمامى بگوید که در مقابل عین این پول (که حرام است) غسل مى کنم، غسل او باطل است و اگر بخواهد پولى که خمس آن را نداده به او بدهد، غسل صحیح است و فقط ذمّه دهنده مشغول به مستحقین خمس است؛ اما چنانچه اصلاً قصد پرداخت خمس را نداشته باشد، در صورتى که به حمامى بگوید در مقابل این پول غسل مى کنم، غسلش اشکال دارد.
«مسألۀ 395» اگر شک کند که غسل کرده یا نه، باید غسل کند، ولى اگر بعد از غسل شک کند که غسل او صحیح بوده یا نه، لازم نیست دوباره غسل نماید.
«مسألۀ 396» اگر در بین غسل، حدث اصغر (یعنى کارى که وضو را باطل مى کند) از
او سر زند، غسل او صحیح است، ولى پس از آن باید براى نماز وضو نیز بگیرد.
«مسألۀ 397» اگر به گمان این که به اندازۀ غسل و نماز وقت دارد براى نماز غسل کند و بعد از غسل بفهمد که به اندازۀ غسل وقت نداشته، غسل او باطل است.
«مسألۀ 398» کسى که باید براى انجام نماز غسل کند - مانند جنب - اگر بعد از خواندن نماز شک کند غسل کرده یا نه، چنانچه بعد از نماز کارى که وضو را باطل مى کند از او سر نزده باشد، نمازهایى که خوانده صحیح است، ولى براى نمازهاى بعدى باید غسل کند و اگر بعد از نماز کارى که وضو را باطل مى کند از او سر زده باشد، باید بعد از غسل وضو نیز بگیرد و نمازهایى را که خوانده ولى وقت آنها هنوز باقى است، اعاده کند.
«مسألۀ 399» کسى که چند غسل بر او واجب است یا مى خواهد هم غسل واجب و هم غسل مستحب بجا آورد، مى تواند به نیّت همۀ آنها یک غسل بجا آورد یا آنها را جداگانه انجام دهد.
«مسألۀ 400» اگر غسل مسّ میّت یا غسل دیگرى بر کسى واجب بوده و انجام نداده باشد، در صورتى که پس از آن جنب شده و غسل جنابت کرده باشد، غسل جنابت او کفایت از سایر غسل ها مى کند، هر چند به آنها توجه نداشته باشد.
غسل هاى واجب
اشاره
غسل هاى واجب هفت موردند:
اوّل: غسل جنابت، دوم: غسل حیض، سوم: غسل نفاس، چهارم: غسل استحاضه، پنجم: غسل مسّ میّت، ششم: غسل میّت، هفتم: غسلى که به واسطۀ نذر و قسم و مانند آنها واجب مى شود.
جنابت
اشاره
«مسألۀ 401» با دو چیز انسان جُنُب مى شود:
اوّل: جماع، دوم: بیرون آمدن منى، در خواب باشد یا بیدارى، کم باشد یا زیاد، با
شهوت باشد یا بدون شهوت، با اختیار باشد یا بدون اختیار.
«مسألۀ 402» اگر رطوبتى از انسان خارج شود و نداند منى است یا ادرار یا غیر آنها، چنانچه با شهوت و جستن بیرون آمده باشد و پس از خروج آن، بدن سست شود، حکم منى را دارد، هرچند بعید نیست در مرد سالم احساس شهوت و خروج با جستن و در مرد مریض احساس شهوت با احتمال هر چند ضعیفِ خروج با جستن، کافى باشد که حکم منى بر آن رطوبت جارى شود و در غیر این صورت، حکم منى را ندارد؛ ولى چنانچه از زن رطوبتى با شهوت خارج شود و بعد از بیرون آمدن آن، بدن او سست شود، بنابر احتیاط واجب باید هم غسل کند و هم وضو بگیرد.
«مسألۀ 403» اگر از انسان رطوبتى خارج شود و نداند که منى است یا بول یا غیر آن دو، چنانچه پیش از بیرون آمدن آن وضو نداشته، باید براى نماز وضو بگیرد و اگر وضو داشته، چیزى بر او نیست.
«مسألۀ 404» اگر از انسان رطوبتى خارج شود و نداند که منى است یا بول و احتمال دیگرى در آن رطوبت ندهد، چنانچه قبل از خروج آن وضو داشته، باید هم وضو بگیرد و هم غسل کند و اگر وضو نداشته، تنها وضو کافى است.
«مسألۀ 405» مستحب است مرد بعد از بیرون آمدن منى ادرار کند و اگر ادرار نکند و بعد از غسل رطوبتى از او بیرون آید که نداند منى است یا رطوبت دیگر، حکم منى را دارد و اگر ادرار کرده باشد، ولى بعد از آن استبراء نکرده باشد، آن رطوبت حکم ادرار را دارد و باید وضو بگیرد.
«مسألۀ 406» خروج منى مرد از زن موجب غسل نمى شود و اگر قبل از غسل یا بعد از آن رطوبتى از او خارج شود، در صورتى که بداند منى مرد است نجس است و اگر مشکوک باشد، محکوم به طهارت است.
«مسألۀ 407» اگر انسان در قُبُل (جلو) زن جماع کند و به اندازۀ ختنه گاه یا بیشتر داخل شود، بالغ باشند یا نابالغ، اگرچه منى نیز بیرون نیاید، هر دو جنب مى شوند.
«مسألۀ 408» اگر در دُبُر (عقب) زن یا - نعوذ باللّه - مرد جماع کند و به اندازه ختنه گاه
یا بیشتر داخل شود و منى خارج نشود، هر کدام از آنها که پیش از جماع وضو داشته، تنها باید غسل نماید و اگر وضو نداشته، احتیاط واجب آن است که علاوه بر غسل وضو نیز بگیرد و اگر از هر کدام آنها منى خارج شود، تنها غسل براى او کفایت مى کند.
«مسألۀ 409» اگر شک کند که به مقدار ختنه گاه داخل شده یا نه، غسل بر او واجب نیست.
«مسألۀ 410» اگر - نَعُوذُ بِاللّه - حیوانى را وطى کند (یعنى با او نزدیکى نماید) و منى از او بیرون آید، تنها غسل کافى است و اگر منى بیرون نیاید، چنانچه پیش از وطى وضو داشته، باز هم تنها غسل کافى است و اگر وضو نداشته، احتیاط واجب آن است که غسل کند و وضو نیز بگیرد.
«مسألۀ 411» اگر منى از جاى خود حرکت کند و بیرون نیاید یا انسان شک کند که منى از او بیرون آمده یا نه، غسل بر او واجب نیست.
«مسألۀ 412» کسى که نمى تواند غسل کند ولى تیمّم برایش ممکن است، اگر بعد از داخل شدن وقت نماز بدون جهت با همسر خود نزدیکى کند، اشکال دارد، ولى اگر براى لذت بردن یا ترس از براى خودش باشد، اشکال ندارد.
«مسألۀ 413» اگر در لباس خود منى ببیند و بداند که از خود او است و براى آن غسل نکرده، باید غسل کند و نمازهایى را که یقین دارد بعد از بیرون آمدن منى خوانده قضا کند، ولى نمازهایى را که احتمال مى دهد بعد از بیرون آمدن آن منى خوانده است، لازم نیست قضا نماید.
«مسألۀ 414» اگر در حین انجام غسل جنابت از او منى خارج شود و یا جماع نماید، باید غسل را از سر بگیرد.
چیزهایى که بر جُنب حرام است
«مسألۀ 415» پنج چیز بر جنب حرام است:
اوّل: رساندن جایى از بدن به خط قرآن یا به اسم خدا و نیز بنابر احتیاط واجب، به
اسامى مبارکۀ پیامبران و امامان علیهم السلام و حضرت زهرا علیها السلام. دوم: رفتن در مسجدالحرام و مسجدالنبى صلى الله علیه و آله و سلم، اگرچه از یک در داخل و بدون توقف از در دیگر خارج شود.
سوم: توقف در مساجد دیگر، ولى اگر از یک در داخل و از در دیگر بدون توقف خارج شود، مانعى ندارد و احتیاط واجب آن است که در حرم امامان علیهم السلام نیز توقف نکند.
چهارم: ورود به مسجد به قصد گذاشتن چیزى در آن و احتیاط واجب آن است که از گذاشتن چیزى در مسجد بدون وارد شدن به آن نیز اجتناب کند. پنجم: خواندن بعض یا تمام سوره اى که سجدۀ واجب دارد و آنها چهار سوره اند: 1 - سوره «سجده» یعنى سوره سى و دوم قرآن (الم تنزیل)، 2 - سوره «فصّلت» یعنى سوره چهل و یکم قرآن (حم سجده)، 3 - سوره «نجم» یعنى سوره پنجاه و سوم قرآن (و النجم)، 4 - سوره «علق» یعنى سوره نود و ششم قرآن (اقرء) و خواندن یک حرف از این چهار سوره نیز حرام است.
«مسألۀ 416» اگر بر بدن کسى که جنب است آیۀ قرآن یا اسم خداوند متعال نوشته شده باشد، حرام است دست به آن نوشته بگذارد و اگر بخواهد غسل کند، باید آب را به گونه اى به بدن برساند که دست او به نوشته نرسد و اسامى مبارک پیامبران و امامان و حضرت زهرا علیهم السلام به احتیاط واجب حکم اسم خدا را دارند.
«مسألۀ 417» جنب وقتى که دعاى کمیل مى خواند، نباید آیۀ «أَ فَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً لا یَسْتَوُونَ» را که آیۀ هجدهم سوره سجده مى باشد، بخواند؛ ولى اگر آن را به قصد قرآن نخواند، اشکال ندارد، اگرچه نخواندن آن بهتر است.
«مسألۀ 418» بنابر احتیاط واجب باید از داخل کردن جُنب در مسجد خوددارى نمود، اگرچه بچه یا دیوانه باشد و یا خود نداند که جُنب است.
«مسألۀ 419» در حرمت داخل شدن جُنب به مسجد، فرقى نمى کند که مسجد آباد باشد و یا خراب، اگرچه هیچ کس در آن نماز نخواند و یا آثار مسجد باقى نمانده باشد و حتى اگر از عنوان مسجد نیز خارج شده باشد، بنابر احتیاط واجب جُنب نباید به آن داخل شود.
چیزهایى که بر جُنب مکروه است
«مسألۀ 420» نُه چیز بر جنب مکروه است:
اوّل و دوم: خوردن و آشامیدن، ولى اگر وضو بگیرد یا دستهایش را بشوید، مکروه نیست. سوم: خواندن بیشتر از هفت آیه از سوره هایى که سجده واجب ندارند. چهارم: رساندن جایى از بدن به جلد و حاشیه و بین خطهاى قرآن.
پنجم: همراه داشتن قرآن. ششم: خوابیدن، ولى اگر وضو بگیرد یا به واسطۀ نداشتن آب، به جاى غسل تیمّم کند، مکروه نیست. هفتم: خضاب کردن به حنا و مانند آن.
هشتم: مالیدن روغن به بدن. نهم: جماع کردن بعد از آن که محتلم شده، یعنى در خواب منى از او بیرون آمده است.
غسل جنابت
«مسألۀ 421» غسل جنابت به خودى خود مستحب است، امّا براى خواندن نماز و مانند آن باید غسل نماید، ولى براى نماز میّت و سجدۀ شکر و سجده هاى واجب قرآن، غسل جنابت لازم نیست.
«مسألۀ 422» لازم نیست در وقت غسل نیّت کند که غسل واجب یا مستحب مى کند و اگر فقط به قصد قربت، یعنى براى انجام فرمان خداوند غسل کند، کافى است.
«مسألۀ 423» اگر یقین کند وقت نماز شده و نیّت غسل واجب کند امّا بعد معلوم شود که پیش از وقت، غسل کرده، غسل او صحیح است.
«مسألۀ 424» عرق جنب از حرام نجس نیست و کسى که از حرام جنب شده اگر با آب گرم هم غسل کند، صحیح است.
«مسألۀ 425» غسل جنابت کفایت از وضو مى کند؛ بنابر این کسى که غسل جنابت کرده، اگر کارى که موجب بطلان وضو است از او سر نزده باشد، نباید براى نماز وضو بگیرد، ولى با غسل هاى دیگر نمى توان نماز خواند بلکه بنابر احتیاط باید وضو نیز گرفت.
حیض
اشاره
حیض خونى است که غالباً در هر ماه چند روزى از رحم زنها خارج مى شود و زن را در هنگام دیدن خون حیض، حائض مى گویند.
«مسألۀ 426» خون حیض در بیشتر اوقات غلیظ و گرم و رنگ آن سرخ یا سرخ مایل به سیاهى است و با فشار و کمى سوزش بیرون مى آید.
«مسألۀ 427» زنهایى که قُرَشیّه نیستند، بعد از تمام شدن پنجاه سال یائسه مى شوند (یعنى دیگر خون حیض نمى بینند) و زنهاى قرشیه که سنّ آنها بین پنجاه و شصت سال است، احتیاطاً باید بین تروک حائض و اعمال مستحاضه جمع کنند و پس از شصت سالگى یائسه هستند.
«مسألۀ 428» زنى که شک دارد یائسه شده یا نه، اگر خونى ببیند و نداند حیض است یا نه، باید بنا بگذارد که حیض است و یائسه نشده است.
«مسألۀ 429» خونى که دختر پیش از تمام شدن نُه سال و زن بعد از یائسه شدن مى بینند، خون حیض نیست.
«مسألۀ 430» دخترى که نمى داند نُه سالش تمام شده یا نه، اگر خونى ببیند که نشانه هاى حیض را نداشته باشد، حیض نیست و اگر نشانه هاى حیض را داشته باشد و اطمینان به حیض بودن آن پیدا کند، حیض است و معلوم مى شود بالغ شده است.
«مسألۀ 431» زن حامله و زنى که بچّه شیر مى دهد، ممکن است خون حیض ببینند.
«مسألۀ 432» مدّت حیض کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز نمى شود و اگر مختصرى از سه روز کمتر باشد ولى عرفاً بگویند که سه روز خون دیده، کافى است.
«مسألۀ 433» باید سه روز اوّل حیض پشت سر هم باشد، پس اگر مثلاً دو روز خون ببیند و یک روز پاک شود و دوباره یک روز خون ببیند، حیض نیست ولى پس از سه روز اوّل، پشت سر هم بودن خون شرط نیست.
«مسألۀ 434» لازم نیست در تمام سه روز خون بیرون بیاید، بلکه اگر در مجراى فرج خون باشد کافى است و چنانچه در بین سه روز مختصرى پاک شود و مدّت پاک شدن به قدرى کم باشد که بگویند در تمام سه روز در فرج خون بوده، باز هم حیض است.
«مسألۀ 435» لازم نیست شب اوّل و شب چهارم را خون ببیند، ولى باید در شب دوم و سوم خون قطع نشود؛ پس اگر از اذان صبح روز اوّل تا غروب روز سوم پشت سر هم خون بیاید و در شب دوم و سوم هم خون قطع نشود حیض است و همچنین اگر خون در اواسط روز اوّل شروع شود و در همان هنگام از روز چهارم قطع شود، حیض مى باشد.
«مسألۀ 436» اگر کمتر از سه روز خون ببیند و پاک شود و سپس سه روز دیگر یا بیشتر خون ببیند، چنانچه خون دوم داراى صفات حیض بوده و یا در ایام عادت باشد، حیض است و خون اوّل اگرچه در روزهاى عادتش باشد و یا داراى صفات حیض باشد، حیض نیست.
«مسألۀ 437» زنى که معمولاً ماهى یک مرتبه خون مى بیند، اگر در یک ماه دو مرتبه خون ببیند و هر دو نشانه هاى حیض را داشته باشند و کمتر از سه و بیشتر از ده روز نباشند، چنانچه تعداد روزهایى که در وسط پاک بوده از ده روز کمتر نباشد، باید هر دو را حیض قرار دهد.
«مسألۀ 438» اگر سه روز یا بیشتر خونى ببیند که نشانۀ حیض را داشته باشد و بعد ده روز یا بیشتر خونى ببیند که نشانۀ استحاضه را داشته باشد و دوباره سه روز یا بیشتر خونى به نشانه هاى حیض ببیند، باید خون اوّل و خون آخر را که نشانه هاى حیض را داشته اند، حیض قرار دهد.
«مسألۀ 439» اگر سه روز پشت سرهم خون ببیند و پاک شود و دوباره خون ببیند و مجموع روزهایى که خون دیده و در وسط پاک بوده از ده روز بیشتر نشود، چنانچه هر دو خون در ایام عادت باشند و یا صفات حیض را داشته باشند و یا یکى از آنها در ایام عادت بوده و دیگرى داراى صفات حیض باشد، مجموع آن دو خون و روزهایى را که در بین
پاک بوده، حیض قرار مى دهد و در غیر این صورت هر کدام از آنها که خارج از ایام عادت بوده و داراى صفات حیض نباشد، استحاضه و هر کدام که در ایام عادت بوده و یا داراى صفات حیض باشد، حیض است، به شرط این که کمتر از سه روز نباشد.
«مسألۀ 440» اگر خونى ببیند که از سه روز بیشتر و از ده روز کمتر باشد و نداند خون دُمَل و زخم است یا خون حیض، در صورتى که بداند خون سابق حیض بوده، آن را حیض قرار دهد و اگر دمل بوده، خون دمل قرار دهد و اگر نداند خون سابق حیض بوده یا دمل، طبق وظیفه زنى که پاک است عمل مى کند.
«مسألۀ 441» اگر خونى ببیند و شک کند که خون حیض است یا استحاضه، چنانچه در ایام عادت او باشد و یا صفات حیض را داشته باشد، باید حیض قرار دهد.
«مسألۀ 442» زنى که با استعمال دارو از عادت ماهانۀ خود جلوگیرى کرده است، چنانچه در ایام عادت یا غیر آن خونى ببیند و شک کند که حیض است یا نه، در صورتى که از سه روز کمتر باشد حیض نیست.
«مسألۀ 443» اگر خونى ببیند و نداند خون حیض است یا بکارت، خود را وارسى مى کند، یعنى مقدارى پنبه داخل فرج مى نماید و کمى صبر مى کند و بعد بیرون مى آورد؛ پس اگر اطراف آن آلوده باشد خون بکارت است و اگر خون به همۀ آن رسیده باشد، حیض مى باشد.
اقسام زن هاى حائض
اشاره
«مسألۀ 444» زنهاى حائض دو دسته اند:
اوّل: زنهایى که در حیض داراى عادت هستند، یعنى در دو ماه متوالى به گونه اى که گفته مى شود در وقت معیّن یا در چند روز معیّن خون مى بینند که خود سه قسم مى باشند:
الف - صاحب عادت وقتیّه و عددیّه. ب - صاحب عادت وقتیّه. ج - صاحب عادت عددیّه، و این سه قسم هر یک به سه دسته تقسیم مى شوند که گفته خواهد شد.
دوم: زنهایى که در حیض داراى عادت نیستند و آنها نیز سه دسته مى باشند:
الف - مُضطربه: و او زنى است که چند ماه خون دیده ولى عادت معینى پیدا نکرده یا عادت او به هم خورده و عادت تازه اى پیدا نکرده است. ب - مبتدئه: و او زنى است که براى اولین مرتبه حائض مى شود. ج - ناسیه: و او زنى است که عادت خود را فراموش کرده است.
«مسألۀ 445» مقصود از یک ماه در مسائل زیر، از ابتداى خون دیدن است تا سى روز، نه از روز اوّل ماه تا آخر ماه.
«مسألۀ 446» در مسایلى که گفته مى شود: «زن باید بین تروک حائض و اعمال مستحاضه جمع کند»، مقصود آن است که غیر از عبادات بقیّۀ اعمالى را که بر حائض حرام است ترک کند و عبادات خود را به تفصیلى که در استحاضه بیان خواهد شد، بجا آورد.
1 - احکام زنهایى که در حیض داراى عادت مى باشند
«مسألۀ 447» زنهایى که عادت وقتیّه و عددیّه دارند سه دسته اند:
اوّل: زنى که دو ماه پشت سر هم در وقت معین خون حیض ببیند و در وقت معین نیز پاک شود؛ مثلاً دو ماه پشت سر هم از روز اوّل ماه خون ببیند و روز هفتم پاک شود که عادت حیض این زن از اوّل تا هفتم ماه است.
دوم: زنى که از خون پاک نمى شود ولى دو ماه پشت سر هم چند روز معیّن - مثلاً از اوّل تا هشتم ماه - خونى مى ببیند که نشانه هاى حیض را دارد (یعنى غلیظ و سرخ یا تیره و گرم است و با فشار و سوزش بیرون مى آید) و بقیّۀ خونهاى او نشانه هاى استحاضه را دارد (یعنى نشانه هاى حیض را ندارد، مثلاً زرد رنگ است) که عادت او از اوّل تا هشتم ماه است.
سوم: زنى که دو ماه پشت سر هم در وقت معین خون حیض ببیند و بعد از سه روز یا بیشتر خون دیدن، یک روز یا بیشتر پاک شود و دوباره خون حیض ببیند، و مجموع روزهایى که خون دیده و روزهایى که در وسط پاک بوده از ده روز بیشتر نشود و در هر دو ماه مجموع روزهایى که خون دیده و در وسط پاک بوده، به یک اندازه باشد، که در این
صورت عادت او به اندازۀ مجموع روزهایى است که خون دیده و در وسط پاک بوده و لازم نیست روزهایى که در وسط پاک بوده در هر دو ماه به یک اندازه باشد؛ مثلاً اگر در ماه اوّل از روز اوّل تا سوم ماه خون ببیند و سه روز پاک شود و دوباره سه روز خون ببیند و در ماه دوم بعد از آن که سه روز اول ماه را خون دید، سه روز یا کمتر یا بیشتر پاک شود و دوباره خون ببیند و در مجموع نه روز شود، عادت این زن نه روز مى شود.
«مسألۀ 448» زنهایى که عادت وقتیّه دارند سه دسته اند:
اوّل: زنى که دو ماه پشت سر هم در وقت معین خون حیض ببیند و بعد از چند روز پاک شود، ولى شمارۀ روزهاى آن در هر دو ماه یک اندازه نباشد، مثلاً دو ماه پشت سر هم روز اوّل ماه خون ببیند ولى ماه اوّل در روز هفتم و ماه دوم در روز هشتم از خون پاک شود که این زن باید روز اوّل ماه را روز اوّل عادت حیض خود قرار دهد.
دوم: زنى که از خون پاک نمى شود، ولى دو ماه پشت سر هم در وقت معین خون او نشانه هاى حیض را دارد (یعنى گرم، غلیظ و سرخ یا تیره است و با فشار و سوزش بیرون مى آید) و بقیۀ خونهاى او نشانۀ استحاضه را دارد و شمارۀ روزهایى که خون او نشانۀ حیض را دارد، در هر دو ماه یک اندازه نیست، مثلاً در ماه اوّل، از اوّل تا هفتم ماه و در ماه دوم از اوّل تا هشتم ماه خون او نشانه هاى حیض و در بقیّه آن نشانۀ استحاضه را دارد که این زن نیز باید روز اوّل ماه را روز اوّل عادت حیض خود قرار دهد.
سوم: زنى که دو ماه پشت سر هم در وقت معین، سه روز یا بیشتر خون حیض ببیند و بعد پاک شود و دو مرتبه خون ببیند و تمام روزهایى که خون دیده با روزهایى که در وسط پاک بوده از ده روز بیشتر نشود، ولى این مدّت در ماه دوم کمتر یا بیشتر از ماه اوّل باشد، مثلاً در ماه اوّل هشت روز و در ماه دوم نُه روز باشد و در هر دو ماه خون در اوّل ماه بیاید که این زن نیز باید روز اوّل ماه را روز اوّل عادت حیض خود قرار دهد.
«مسألۀ 449» زنهایى که عادت عددیّه دارند سه دسته اند:
اوّل: زنى که شماره روزهاى حیض او در دو ماه پشت سر هم یک اندازه باشد، ولى وقت خون دیدن او یکى نباشد که در این صورت تعداد روزهایى که خون دیده عادت او
محسوب مى شود؛ مثلاً اگر ماه اوّل از روز اوّل تا پنجم و ماه دوم از یازدهم تا پانزدهم خون ببیند، عادت او پنج روز مى شود.
دوم: زنى که از خون پاک نمى شود، ولى دو ماه پشت سر هم چند روز از خونى که مى بیند نشانۀ حیض و بقیّه نشانه استحاضه را دارد و شمارۀ روزهایى که در آنها خون نشانۀ حیض را دارد، در هر دو ماه یک اندازه است امّا وقت آن یکى نیست که در این صورت تعداد روزهایى که خون او نشانۀ حیض را دارد، عادت او مى شود؛ مثلاً اگر یک ماه از اوّل تا پنجم ماه و ماه بعد از یازدهم تا پانزدهم ماه خون او نشانۀ حیض و در بقیّه ماه نشانۀ استحاضه را داشته باشد، شماره روزهاى عادت او پنج روز مى شود.
سوم: زنى که دو ماه پشت سر هم سه روز یا بیشتر خون ببیند و یک روز یا بیشتر پاک شود و دو مرتبه خون ببیند و وقت دیدن خون در ماه اوّل با ماه دوم فرق داشته باشد که در این صورت اگر مجموع روزهایى که خون دیده و روزهایى که در وسط پاک بوده، از ده روز بیشتر نشود و مجموع روزهاى آن نیز در هر دو ماه به یک اندازه باشد، باید روزهایى را که خون دیده و روزهاى وسط را که پاک بوده حیض قرار دهد و لازم نیست روزهایى که در وسط پاک بوده در هر دو ماه به یک اندازه باشند؛ مثلاً اگر ماه اوّل، از روز اوّل ماه تا سوم خون ببیند و دو روز پاک شود و دوباره سه روز خون ببیند و ماه دوم از یازدهم تا سیزدهم خون ببیند و دو روز یا بیشتر یا کمتر پاک شود و دوباره خون ببیند و روى هم هشت روز شود، عادت او هشت روز مى شود.
«مسألۀ 450» اگر زنى که عادت وقتیّه و عددیّه دارد در وقت عادت خون نبیند و در غیر آن وقت به شمارۀ روزهاى حیض خود خون ببیند، باید همان را حیض قرار دهد، چه پیش از وقت عادت خون دیده باشد و چه بعد از آن.
«مسألۀ 451» اگر زنى که عادت وقتیّه و عددیّه دارد بیشتر از ده روز خون ببیند، خونى که در روزهاى عادت دیده، اگرچه نشانه هاى حیض را نداشته باشد حیض است و خونى که بعد از روزهاى عادت دیده، اگرچه نشانه هاى حیض را داشته باشد، استحاضه است؛ مثلاً اگر زنى که عادت حیض او از اوّل تا هفتم ماه است از اوّل تا دوازدهم خون
ببیند، هفت روز اوّل آن حیض و پنج روز بعد استحاضه مى باشد.
«مسألۀ 452» اگر زنى که عادت وقتیّه و عددیّه دارد در همۀ روزهاى عادت و دو سه روز پیش از آن خون ببیند - به گونه اى که بگویند حیض را جلو انداخته - و روى هم از ده روز بیشتر نشود، همه آنها خون حیض است و اگر در همۀ روزهاى عادت با چند روز پس از آن خون ببیند و روى هم از ده روز بیشتر نشود، چنانچه خونهایى که بعد از عادت دیده، داراى صفات حیض باشد، همه آنها خون حیض است وگرنه فقط ایام عادت حیض است و در بقیه باید بین تروک حیض و اعمال استحاضه جمع کند و اگر در همۀ روزهاى عادت و مقدارى بعد و مقدارى قبل از عادت خون ببیند و مجموع آنها از ده روز بیشتر نشده باشد، چنانچه خونهایى که پس از ایام عادت دیده است، اوصاف حیض را داشته باشد، همه ایام عادت و قبل و بعد از آن حیض است وگرنه خونهایى را که در ایام عادت و قبل از آن دیده حیض قرار دهد و در بقیه باید بین تروک حیض و اعمال استحاضه جمع کند و در تمامى صورتهایى که در بالا گفته شد، اگر مجموع خونى که مى بیند از ده روز بیشتر شود، فقط روزهاى عادت او حیض بوده و خونى که جلوتر یا پس از آن دیده، خون استحاضه مى باشد و چنانچه در آن روزها عبادت نکرده، باید آنها را قضا نماید.
«مسألۀ 453» اگر زنى که عادت وقتیّه و عددیّه دارد، در مقدارى از روزهاى عادت و مقدارى پیش از عادت خون ببیند - به گونه اى که بگویند حیض را جلو انداخته - و روى هم از ده روز بیشتر نشود، همه حیض است و اگر از ده روز بیشتر شود، باید روزهایى که در عادت خون دیده با چند روز پیش از آن را که روى هم به اندازۀ روزهاى عادت او مى شود، حیض و روزهاى قبل از آن را استحاضه قرار دهد و اگر مقدارى از روزهاى عادت را با چند روز بعد از عادت خون ببیند، چنانچه خونى که بعد از ایام عادت دیده داراى صفات حیض نباشد و دو خون روى هم از ده روز بیشتر نشود، خونى را که در عادت دیده، حیض قرار دهد و در بقیه بین تروک حیض و اعمال مستحاضه جمع نماید، به شرط آن که خونى، که در عادت دیده کمتر از سه روز نباشد وگرنه تمام خون استحاضه است؛ و اگر دو خون روى هم از ده روز بیشتر شود، چنانچه خونى که در ایام
عادت دیده کمتر از سه روز نباشد، باید آن را حیض قرار دهد و در بقیه به مقدارى که به اندازۀ باقى ماندۀ عدد عادت او تکمیل شود، بین تروک حیض و اعمال مستحاضه جمع کند و مابقى آن را تا آخرِ خون، استحاضه قرار دهد و چنانچه خونى که در ایام عادت دیده کمتر از سه روز باشد، تمام خون را استحاضه قرار دهد؛ اگر خونى که بعد از عادت دیده داراى صفات حیض باشد و مجموع خونى که دیده از ده روز بیشتر نشود، همه حیض است و اگر بیشتر شود، باید روزهایى که در عادت خون دیده با چند روز بعد از آن را که روى هم به اندازۀ روزهاى عادت او مى شود، حیض و بقیّه را استحاضه قرار دهد.
«مسألۀ 454» اگر زنى که عادت وقتیّه و عددیّه دارد در وقت عادت خود خون ببیند، ولى شمارۀ روزهاى آن کمتر یا بیشتر از روزهاى عادت او باشد و بعد از پاک شدن، دوباره به شمارۀ روزهاى عادتى که داشته خون ببیند، باید خون اول را حیض قرار دهد، حتى اگر تعداد روزهاى آن بیشتر از تعداد روزهاى عادت او باشد، به شرط آن که خون در روزهایى که بیشتر از ایام عادت اوست، داراى صفات حیض باشد وگرنه خون در آن روزها استحاضه محسوب مى شود و خون دوم نیز چنانچه با خون اول به اندازۀ ده روز یا بیشتر فاصله داشته باشد و داراى صفات حیض باشد، حیض است و اگر داراى صفات حیض نباشد، استحاضه محسوب مى شود و اگر با خون اول کمتر از ده روز فاصله داشته باشد و مجموع روزهایى که خون دیده و روزهایى که در وسط پاک بوده کمتر از ده روز باشد، چنانچه خون دوم داراى صفات حیض باشد، باید مجموع خون هایى را که دیده به همراه روزهایى که در وسط پاک بوده، حیض قرار دهد و چنانچه خون دوم داراى صفات حیض نباشد، استحاضه است؛ و اگر مجموع روزهایى که خون دیده و روزهایى که در وسط پاک بوده، بیشتر از ده روز باشد، باید طبق مسألۀ شمارۀ 462 عمل نماید.
«مسألۀ 455» اگر زنى که عادت وقتیّه دارد در وقت عادت یا دو سه روز جلوتر خون ببیند - به گونه اى که بگویند حیض را جلو انداخته - اگرچه آن خون نشانه هاى حیض را نداشته باشد، باید به مجرد دیدن خون به احکامى که براى زن حائض گفته شد، عمل کند و چنانچه بعد بفهمد حیض نبوده (مثل این که پیش از سه روز پاک شود) باید
عبادت هایى را که بجا نیاورده، قضا نماید و اگر دو سه روز بعد از وقت عادت خون شروع شود، اگر واجد صفات حیض باشد، حیض وگرنه استحاضه است.
«مسألۀ 456» زنى که عادت وقتیّه دارد، اگر بیشتر از ده روز خون ببیند، چنانچه مقدارى از خون داراى صفات حیض بوده و بقیه داراى صفات حیض نباشد، باید خونى را که داراى صفات حیض است، حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد، به شرط آن که اولاً:
خونى که داراى صفات حیض است، کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز نباشد و ثانیاً:
خون دیگرى با آن تعارض نکند؛ یعنى قبل از گذشتن ده روز از پایان خون اول که داراى صفات حیض است، خون دیگرى نبیند که داراى صفات حیض بوده و مجموع آن و خون اول و روزهایى که در بین آنها واقع شده، بیشتر از ده روز باشد.
«مسألۀ 457» اگر زنى که عادت وقتیّه دارد بیشتر از ده روز خون ببیند و تمام آن داراى صفات حیض باشد و یا هیچ مقدار از آن صفات حیض را نداشته باشد و یا دو شرطى را که در مسألۀ قبل گفته شد، نداشته باشد، چنانچه تعداد روزهاى عادت خویشان پدرى یا مادرى او - زنده باشند یا مرده - به یک اندازه باشد و یا تعداد کسانى که عادتشان با بقیّه فرق مى کند، بسیار کم باشد، در صورتى که عادتشان کمتر از هفت روز باشد، باید آن را حیض قرار دهد و اگر بیشتر از هفت روز باشد، هفت روز را حیض قرار دهد و در هر دو صورت در اختلاف روزهاى عادت خویشان و هفت روز، بین تروک حائض و اعمال مستحاضه جمع کند و بقیه را استحاضه قرار دهد، مثلاً اگر عادت خویشان او چهار روز باشد، باید تا چهار روز را حیض قرار داده و سپس تا سه روز بین تروک حائض و اعمال مستحاضه جمع کند و اگر عادت خویشان او هشت روز باشد، باید تا هفت روز را حیض قرار داده و سپس یک روز بین تروک حائض و اعمال مستحاضه جمع کند و اگر خویشاوندى نداشت یا تعداد روزهاى عادت آنان یک اندازه نبود، مثلاً عادت بعضى پنج روز و عادت بعضى دیگر سه روز بود، بنابر احتیاط واجب هفت روز را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد.
«مسألۀ 458» زنى که عادت وقتیّه دارد و شمارۀ عادت خویشان خود و یا هفت روز
را عادت حیض خود قرار مى دهد، باید روزى را که در هر ماه اوّل عادت او بوده، اوّل حیض خود قرار دهد، مثلاً زنى که هر ماه در روز اوّل ماه خون مى دیده ولى گاهى روز هفتم و گاهى روز هشتم پاک مى شده، چنانچه یک ماه دوازده روز خون ببیند و عادت خویشان او هفت روز باشد، باید هفت روز اوّل ماه را حیض و باقى را استحاضه قرار دهد.
«مسألۀ 459» زنى که عادت عددیّه دارد، اگر خونى ببیند که نشانه هاى حیض را داشته باشد، باید عبادت را ترک کند و چنانچه بعد بفهمد حیض نبوده، باید عبادت هایى را که بجا نیاورده قضا نماید و اگر نشانه هاى حیض را نداشته باشد، باید بین تروک حائض و اعمال مستحاضه جمع کند، پس اگر خون به اندازۀ عادت او استمرار بیابد و سپس قطع شود، معلوم مى شود که حیض بوده و اگر روزهایى که در آنها خون مى بیند کمتر از شمارۀ عادت او و یا بیشتر از آن شود، معلوم مى شود که استحاضه بوده است.
«مسألۀ 460» اگر زنى که عادت عددیه دارد کمتر از عادت خود خون ببیند و یا بیشتر از شمارۀ عادت خود خون ببیند ولى از ده روز بیشتر نشود، روزهایى را که داراى صفات حیض بوده، حیض و بقیه را استحاضه قرار مى دهد، به شرط آن که روزهایى که خون داراى صفات حیض بوده کمتر از سه روز نباشد وگرنه تمام خون استحاضه است.
«مسألۀ 461» اگر زنى که عادت عددیّه دارد بیشتر از شمارۀ عادت خود خون ببیند و از ده روز نیز بیشتر شود، چنانچه همۀ خونهایى که دیده مثل هم باشند، باید براى تعیین روز شروع حیض، به وقت شروع عادت خویشان خود مراجعه کند و از آن وقت به تعداد روزهاى عادت خود را حیض و بقیّه را استحاضه قرار دهد و اگر خویشاوندى نداشت و یا وقت شروع عادت آنان یکسان نبود، باید از هنگام دیدن خون، به تعداد روزهاى عادت خود را حیض قرار دهد و اگر همۀ خونهایى که دیده یک جور نباشند بلکه چند روز از آن نشانه حیض و چند روز دیگر نشانه استحاضه را داشته باشد، اگر روزهایى که خون نشانه حیض را دارد با شمارۀ روزهاى عادت او یک اندازه باشد، باید همان روزها را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد و اگر تعداد روزهایى که خون نشانۀ حیض را دارد از تعداد روزهاى عادت او بیشتر باشد، فقط به اندازۀ روزهاى عادت خود را حیض و
بقیّه را استحاضه قرار دهد و اگر تعداد روزهایى که خون نشانۀ حیض را دارد از تعداد روزهاى عادت او کمتر باشد، باید آن روزها را با چند روز دیگر که روى هم به اندازۀ روزهاى عادت او مى شوند، حیض و بقیّه را استحاضه قرار دهد.
«مسألۀ 462» اگر زنى که داراى عادت است بعد از آن که سه روز یا بیشتر خون دید پاک شود و دوباره سه روز یا بیشتر خون ببیند و فاصلۀ پاکى بین دو خون کمتر از ده روز باشد و همۀ روزهایى که خون دیده با روزهایى که در وسط پاک بوده از ده روز بیشتر باشد؛ مثل آن که پنج روز خون ببیند و پنج روز پاک شود و دوباره پنج روز خون ببیند، سه صورت دارد:
الف - آن که تمام یا قسمتى از یکى از خونهایى که دیده، در روزهاى عادت باشد وخون دیگر در روزهاى عادت نباشد که در این صورت چنانچه تعداد روزهاى خونى که در عادت دیده با عدد عادت او برابر و یا بیشتر از آن باشد و یا مجموع ایام عادت و ایام پاکى او بیشتر از ده روز باشد، باید همۀ خونى را که در عادت دیده حیض و خون دیگر را استحاضه قرار دهد و در غیر این صورت، به تعدادى که خونِ در ایام عادت از روزهاى عادت کمتر دارد، از خون دیگر تکمیل مى کند و مجموع آنها را با ایامى که در وسط پاک بوده، حیض قرار مى دهد و بقیۀ خون خارج عادت را استحاضه قرار مى دهد؛ مثلاً اگر عادت او از دوم تا ششم ماه باشد و یک ماه از اوّل تا سوم ماه خون ببیند و بعد چهار روز پاک شود و دوباره از هشتم تا دوازدهم ماه خون ببیند، باید از اوّل تا نهم ماه را حیض و از دهم تا دوازدهم را استحاضه قرار دهد، ولى اگر از اوّل ماه تا پنجم یا بیشتر از آن خون ببیند و پاک شود و دوباره خون ببیند، خون اوّل را حیض و خون دیگر را استحاضه قرار مى دهد. همچنین اگر از اوّل تا سوم ماه خون ببیند و بعد شش روز یا بیشتر پاک شود و سپس دوباره خون ببیند، باید خون اوّل را حیض و خون دیگر را استحاضه قرار دهد.
ب - آن که هیچ یک از دو خون در ایام عادت نباشد که در این صورت اگر داراى عادت عددیّه بوده و یکى از آنها به تعداد ایام عادت باشد، آن را حیض و دیگرى را استحاضه قرار مى دهد، وگرنه خونى که داراى صفات حیض است، حیض و دیگرى
استحاضه است و اگر هر دو داراى صفات حیض باشند، بنابر احتیاط واجب خون اوّل را حیض و دومى را استحاضه قرار مى دهد و اگر هیچ یک داراى صفات حیض نباشند، هر دو استحاضه مى باشند.
ج - آن که مقدارى از خون اوّل و دوم در روزهاى عادت باشد که در این صورت خون هایى که در ایام عادت واقع شده اند به همراه ایام پاکى بین آنها حیض و بقیّۀ خون دوم که خارج از ایام عادت بوده، استحاضه مى باشد و بقیّۀ خون اوّل که پیش از ایام عادت بوده، اگر مجموع آن و ایام عادت بیشتر از ده روز شود، آن نیز استحاضه مى باشد وگرنه حیض است؛ مثلاً اگر عادت او از سوم تا دهم ماه بوده، در صورتى که از اوّل تا ششم ماه خون ببیند و دو روز پاک شود و بعد تا پانزدهم خون ببیند، از اوّل تا دهم حیض است و از یازدهم تا پانزدهم استحاضه مى باشد.
«مسألۀ 463» زنى که در حیض داراى عادت است، اگر دو ماه پشت سر هم بر خلاف عادت خود خونى ببیند که وقت آن یا شمارۀ روزهاى آن یا هم وقت و هم شمارۀ روزهاى آن یکى باشند، عادت او به آنچه در این دو ماه دیده است برمى گردد؛ مثلاً اگر از روز اوّل تا هفتم ماه خون مى دیده و پاک مى شده، چنانچه دو ماه از دهم تا هفدهم ماه خون ببیند و پاک شود، عادت او از دهم تا هفدهم مى شود و اگر دو بار بر خلاف عادت خون ببیند، ولى آن دو بار نه در وقت و نه در عدد مانند هم نباشند، بنابر احتیاط باید میان احکام عادتى که داشته و احکام مضطربه جمع کند و اگر چند بار بر خلاف عادت خود خونى ببیند که نه در وقت و نه در عدد مانند هم نباشند، حکم زن مضطربه را دارد.
2 - احکام زنهایى که در حیض داراى عادت نیستند
«مسألۀ 464» مبتدئه، مضطربه و ناسیه، به محض دیدن خونى که نشانه هاى حیض را دارد، باید عبادت را ترک کنند و چنانچه بعد بفهمند حیض نبوده - مثل این که قبل از سه روز خون قطع شود و یا نشانه هاى حیض را از دست بدهد - باید عبادت هایى را که بجا نیاورده اند، قضا نمایند و اگر نشانه هاى حیض را نداشته باشد، آن را استحاضه قرار
مى دهند، حتى اگر تا سه روز ادامه پیدا کند.
«مسألۀ 465» اگر مضطربه، مبتدئه و یا ناسیه، بیشتر از ده روز خون ببیند، خونى را که داراى صفات حیض است، حیض و خونى را که داراى صفات استحاضه است، استحاضه قرار مى دهد، به شرط آن که اوّلاً: خون داراى صفات حیض کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز نباشد و ثانیاً: خون دیگرى با آن تعارض نکند، یعنى قبل از گذشتن ده روز از پایان خونى که داراى صفات حیض است، خون دیگرى نبیند که داراى صفات حیض بوده و مجموع آن و خون اول که داراى صفات حیض است و روزهایى که در بین آنها واقع شده، بیشتر از ده روز باشد، مثل آن که پنج روز خون سرخ یا تیره و چهار روز خون زرد و دوباره هفت روز خون سرخ یا تیره ببیند.
«مسألۀ 466» اگر مضطربه، مبتدئه و یا ناسیه، بیشتر از ده روز خون ببیند و تمام آن فاقد صفات حیض باشد و یا خونى که داراى صفات حیض است کمتر از سه روز باشد، تمام آن استحاضه است.
«مسألۀ 467» اگر مضطربه و یا مبتدئه، بیشتر از ده روز خون ببیند و تمام آن داراى صفات حیض باشد و یا قسمتى از آن داراى صفات حیض باشد، ولى خونى که داراى صفات حیض است بیشتر از ده روز باشد و یا خون دیگرى با آن تعارض کند، باید در عدد روزهاى حیض به عادت خویشان خود مراجعه کند، پس اگر عادت آنان کمتر از هفت روز باشد، از ابتداى دیدن خون به اندازۀ عادت آنان را حیض قرار مى دهد و اگر عادت آنان بیشتر از هفت روز باشد، از ابتداى دیدن خون به اندازۀ هفت روز را حیض قرار مى دهد و در هر دو صورت، در اختلاف روزهاى عادت خویشان و هفت روز، بین تروک حائض و اعمال مستحاضه جمع مى کند و اگر خویشاوندى نداشت یا شمارۀ روزهاى عادت آنان یک اندازه نبود، بنابر احتیاط واجب باید از ابتداى دیدن خون تا هفت روز را حیض و بقیّه را استحاضه قرار دهد.
«مسألۀ 468» اگر ناسیه بیشتر از ده روز خون ببیند و تمام آن داراى صفات حیض باشد و یا خونى که داراى صفات حیض است بیشتر از ده روز باشد و یا خون دیگرى با
آن تعارض کند، بنابر احتیاط واجب باید از ابتداى دیدن خون تا هفت روز را حیض و بقیّه را استحاضه قرار دهد.
احکام حائض
«مسألۀ 469» چند چیز بر حائض حرام است:
اوّل: عبادت هایى که مانند نماز، باید با وضو، غسل یا تیمّم بجا آورده شوند؛ ولى بجا آوردن عبادت هایى که وضو، غسل و تیمّم براى آنها لازم نیست - مانند نماز میّت - مانعى ندارد. دوم: تمام چیزهایى که بر جنب حرام است و در احکام جنابت گفته شد.
سوم: وطى در قُبُل (جلو) که هم براى مرد و هم براى زن حرام است، اگرچه به مقدار ختنه گاه داخل شود و منى هم بیرون نیاید، بلکه احتیاط واجب آن است که مقدار کمتر از ختنه گاه را نیز داخل نکند و همچنین احتیاط، ترک وطى در دُبُر (عقب) زن در حال حیض است؛ بلکه اگر زن راضى نباشد، در غیر حال حیض نیز وطى در دُبُر زن جایز نیست.
«مسألۀ 470» جماع کردن در روزهایى هم که حیض زن قطعى نیست ولى شرعاً باید آن را حیض قرار دهد حرام است، پس زنى که بیشتر از ده روز خون مى بیند و باید به دستورى که گفته شد روزهاى عادت خود را طبق روزهاى عادت خویشان خود حیض قرار دهد، شوهرش نمى تواند در آن روزها با او نزدیکى نماید.
«مسألۀ 471» اگر مرد در حال جماع بفهمد زن حائض شده، باید فوراً از او جدا شود.
«مسألۀ 472» اگر زن بگوید: «حیض هستم» یا «از حیض پاک شده ام»، باید حرف او را قبول کرد.
«مسألۀ 473» براى جماع با زن حائض کفاره واجب نمى شود، اگرچه دادن کفاره بر مرد مستحب است.
«مسألۀ 474» اگر شمارۀ روزهاى حیض زن به سه قسمت تقسیم شود و مرد در قسمت اوّل آن از روى علم و عمد با زن خود جماع کند، مستحب است هجده نخود طلا کفاره به فقیر بدهد، و اگر در قسمت دوم جماع کند، نُه نخود، و اگر در قسمت سوم جماع
کند، چهار نخود و نیم بدهد؛ مثلاً زنى که شش روز خون حیض مى بیند، اگر شوهرش در شب یا روز اوّل و دوم با او جماع کند، هیجده نخود طلا و در شب یا روز سوم و چهارم نُه نخود و در شب یا روز پنجم و ششم چهار نخود و نیم طلا مى دهد.
«مسألۀ 475» اگر کسى هم در قسمت اوّل و هم در قسمت دوم و هم در قسمت سوم دوران حیض با زن خود جماع کند، مستحب است هر سه کفاره را که روى هم سى و یک نخود و نیم مى شود بدهد.
«مسألۀ 476» کسى که نمى تواند کفاره مذکور را بدهد، بهتر آن است که صدقه اى به فقیر بدهد و اگر نمى تواند صدقه بدهد، استغفار کند و هر وقت توانست کفاره بدهد.
«مسألۀ 477» طلاق دادن زن در حال حیض به تفصیلى که در کتاب طلاق گفته مى شود، باطل است.
«مسألۀ 478» اگر زن در بین نماز یا روزه حائض شود، نماز یا روزه او باطل است.
«مسألۀ 479» اگر زن در بین نماز شک کند که حائض شده یا نه، نماز او صحیح است، ولى اگر بعد از نماز بفهمد که در بین نماز حائض شده، نمازى که خوانده باطل است.
«مسألۀ 480» بعد از آن که زن از خون حیض پاک شد، واجب است براى نماز و اعمال دیگرى که باید با وضو، غسل یا تیمّم بجا آورده شوند، غسل کند ولى احتیاطاً این غسل کفایت از وضو نمى کند و باید پیش از غسل یا بعد از آن وضو نیز بگیرد و اگر پیش از غسل وضو بگیرد بهتر است.
«مسألۀ 481» اگر حائض، جُنب باشد و هنگامى که پاک مى شود غسل جنابت را انجام دهد، لازم نیست براى حیض نیز جداگانه غسل نماید، هر چند خوب است در غسل خود هر دو را نیّت کند و این غسل کفایت از وضو مى کند؛ پس براى انجام عباداتى مانند نماز که طهارت در آنها شرط است، لازم نیست وضو بگیرد.
«مسألۀ 482» بعد از آن که زن از خون حیض پاک شد، اگرچه غسل نکرده باشد، طلاق او صحیح است، ولى احتیاط واجب آن است که همسرش پیش از غسل از جماع با
او خوددارى نماید و همچنین بنابر احتیاط باید از قرائت سوره هاى سجده دار و توقف در مساجد و قرار دادن چیزى در آنها پیش از غسل خوددارى نماید و باید از بقیۀ اعمالى هم که بر حائض حرام است تا غسل نکرده اجتناب کند.
«مسألۀ 483» اگر آب براى وضو و غسل کافى نباشد و به اندازه اى باشد که بتواند یا غسل کند و یا وضو بگیرد، بنابر احتیاط واجب باید غسل کند و به عوض وضو تیمّم نماید و اگر فقط براى وضو کافى باشد و به اندازه غسل نباشد، باید وضو بگیرد و به عوض غسل تیمّم نماید و اگر براى هیچ یک از آنها آب نداشته باشد، باید یک تیمّم به عوض غسل به جا آورد و بنابر احتیاط تیمّم دیگرى به عوض وضو نیز انجام دهد.
«مسألۀ 484» نمازهاى واجب روزانه که زن در حال حیض نمى خواند، قضا ندارند، ولى روزه هاى واجب را باید قضا نماید.
«مسألۀ 485» هرگاه وقت نماز داخل شود و بداند که اگر نماز را تأخیر بیندازد حائض مى شود، باید فوراً نماز بخواند.
«مسألۀ 486» اگر زن نماز را تأخیر بیندازد و از اوّل وقت به اندازۀ انجام واجباتِ یک نماز بگذرد و حائض شود، بنابر احتیاط قضاى آن نماز بر او واجب است، ولى در تند خواندن و کُنْد خواندن و چیزهاى دیگر، باید حال خود را ملاحظه بکند؛ مثلاً زنى که مسافر نیست اگر در اوّل ظهر نماز نخواند، قضاى آن در صورتى واجب مى شود که به مقدار خواندن چهار رکعت نماز به دستورى که گفته شد از اوّل ظهر بگذرد و حائض شود و براى کسى که مسافر است، گذشتن وقت به مقدار خواندن دو رکعت کافى است و نیز باید ملاحظۀ تهیۀ شرایطى را که دارا نیست بنماید؛ پس اگر به مقدار فراهم آوردن آن مقدمات و خواندن یک نماز وقت بگذرد و حائض شود، قضا واجب است و گرنه واجب نیست.
«مسألۀ 487» اگر زن در آخر وقت نماز از خون پاک شود و به اندازۀ غسل و وضو و مقدمات دیگر نماز، مانند تهیه کردن لباس یا آب کشیدن آن و خواندن یک رکعت نماز (یعنى تا پایان ذکر سجدۀ دوم از رکعت اول) یا بیشتر از یک رکعت وقت داشته باشد، باید نماز را بخواند و اگر نخواند، باید قضاى آن را بجا آورد و اگر فقط به اندازۀ خواندن
یک رکعت نماز با طهارت وقت داشته باشد، ولى براى بقیۀ مقدمات مانند تهیه کردن و یا آب کشیدن لباس و مانند آن وقت نداشته باشد، احتیاط واجب آن است که در این صورت نیز قضاى آن نماز را بجا آورد.
«مسألۀ 488» اگر زنى که از خون حیض پاک شده به اندازۀ غسل و وضو وقت نداشته باشد، ولى بتواند با تیمّم یک رکعت از نماز را در وقت بخواند، احتیاط مستحب آن است که نماز را با تیمم بخواند و اگر گذشته از تنگى وقت، تکلیفش تیمّم باشد - مثل آن که آب براى او ضرر داشته باشد - باید تیمّم کند و آن نماز را بخواند.
«مسألۀ 489» اگر زن حائض بعد از پاک شدن شک کند که براى نماز وقت دارد یا نه، باید نمازش را بخواند.
«مسألۀ 490» اگر به گمان این که به اندازۀ تهیۀ مقدمات نماز و خواندن یک رکعت وقت ندارد، نماز نخواند و بعد بفهمد که وقت داشته، باید قضاى آن نماز را بجا آورد.
«مسألۀ 491» اگر زن پیش از ده روز پاک شود و بداند که در باطن خون نیست، باید براى عبادت هاى خود غسل کند، اگرچه گمان داشته باشد که پیش از تمام شدن ده روز دوباره خون مى بیند، ولى اگر یقین یا اطمینان داشته باشد که پیش از تمام شدن ده روز دوباره خون مى بیند، باید فعلاً در ایام پاکى به وظیفۀ حائض عمل نماید.
«مسألۀ 492» اگر زن پیش از ده روز پاک شود و احتمال دهد که در باطن خون باشد، مقدارى پنبه داخل فرج مى نماید و کمى صبر مى کند و بیرون مى آورد، پس اگر پاک بود غسل مى کند و عبادت هاى خود را بجا مى آورد و اگر آلوده به خون داراى صفات حیض بود، چنانچه در حیض عادت نداشته باشد یا عادت او ده روز باشد، باید صبر کند که اگر پیش از ده روز پاک شد، غسل کند و اگر در پایان ده روز پاک شد یا خون او از ده روز گذشت، آخر روز دهم غسل نماید و اگر عادتش کمتر از ده روز باشد، در صورتى که بداند پیش از تمام شدن ده روز یا در پایان ده روز پاک مى شود، نباید غسل کند و اگر احتمال دهد که خون او از ده روز بگذرد، احتیاط واجب آن است که تا دو روز عبادت را ترک کند و بعد از آن تا تکمیل ده روز اعمالى را که بر حائض حرام است ترک کند و اعمال مستحاضه را
انجام دهد؛ پس اگر پیش از تمام شدن ده روز یا در پایان ده روز از خون پاک شد، تمام آن مدّت حیض است و اگر از ده روز گذشت، باید عادت خود را حیض و بقیّه را استحاضه قرار دهد و عبادت هایى را که بعد از روزهاى عادت بجا نیاورده قضا نماید و اگر پنبه اى که داخل مى کند آلوده به آب زرد رنگى شود، چنانچه در روزهاى عادتش باشد، مانند آلودگى به خون حیض است و احکامى که گذشت بر آن جارى است وگرنه استحاضه مى باشد.
«مسألۀ 493» اگر چند روز را حیض قرار دهد و عبادت نکند و بعد بفهمد که حیض نبوده است، باید نماز و روزه اى را که در آن روزها بجا نیاورده قضا نماید و اگر چند روز به گمان این که حیض نیست عبادت کند و بعد بفهمد حیض بوده، چنانچه در آن روزها روزۀ واجب گرفته، باید آن را قضا نماید.
«مسألۀ 494» مستحب است زن حائض در وقت نماز خود را از خون پاک نماید و پنبه و دستمال را عوض کند و وضو بگیرد و اگر نمى تواند وضو بگیرد، به امید درک ثواب تیمّم نماید و در جاى نماز خویش رو به قبله بنشیند و مشغول قرائت قرآن، ذکر، دعا و صلوات شود، اگرچه در غیر این اوقات، خواندن قرآن بر حائض مکروه است.
«مسألۀ 495» خواندن و همراه داشتن قرآن و رساندن جایى از بدن به حاشیه و بین خطهاى قرآن و نیز خضاب کردن به حنا و مانند آن براى حائض مکروه است.
«مسألۀ 496» غسل هاى مستحبى مثل غسل جمعه، غسل احرام، غسل توبه و غیر آن و همچنین وضوهاى مستحبى، براى حائض نیز مستحب است.
استحاضه
اشاره
یکى از خونهایى که از زن خارج مى شود یا فضاى داخل فرج را آلوده مى کند، خون استحاضه است و زن را در حال استحاضه، مستحاضه مى گویند.
«مسألۀ 497» خون استحاضه غالباً زرد رنگ و سرد است و بدون فشار و سوزش بیرون مى آید و غلیظ نیز نیست، ولى ممکن است گاهى سیاه یا سرخ و گرم و غلیظ باشد و با فشار و سوزش بیرون آید.
«مسألۀ 498» خون استحاضه سه قسم است: قلیله، متوسطه و کثیره. استحاضۀ قلیله آن است که خون، پنبه اى را که زن معمولاً بر محل مى گذارد آلوده کند، ولى به داخل آن نفوذ نکند. استحاضۀ متوسطه آن است که خون در پنبه فرو برود، ولى بر دستمال و مانند آن که معمولاً زنها براى جلوگیرى از خون مى بندند، جارى نشود. استحاضۀ کثیره آن است که خون از پنبه گذشته و بر دستمال نیز جارى شود.
احکام استحاضه
«مسألۀ 499» در استحاضۀ قلیله باید زن براى هر نماز یک وضو بگیرد و ظاهر فرج را نیز اگر خون به آن رسیده، آب بکشد و بنابر احتیاط واجب، پنبه را عوض کند یا آب بکشد.
«مسألۀ 500» در استحاضۀ متوسطه زن علاوه بر انجام دادن اعمال استحاضه قلیله باید یک غسل نیز در شبانه روز به تفصیل ذیل انجام دهد:
اگر استحاضه قبل از نماز صبح یا در بین آن حادث شود، باید براى نماز صبح غسل کند و اگر بعد از خواندن نماز صبح تا قبل از نماز ظهر یا بین آن حادث شود، باید براى نماز ظهر غسل کند و به همین ترتیب قبل از هر نماز یا بین هر نمازى که استحاضه متوسطه حادث شود، باید براى آن غسل نماید و تا صبح دیگر براى نمازهاى خود اعمال استحاضۀ قلیله را که در مساله پیش گفته شد انجام دهد و پس از آن تا وقتى که خون ادامه دارد، هر روز قبل از نماز صبح یک غسل انجام دهد و اگر عمداً یا از روى فراموشى براى نماز صبح غسل نکند، باید براى نماز ظهر و عصر غسل کند و اگر براى نماز ظهر و عصر غسل نکند، باید پیش از نماز مغرب و عشاء غسل نماید، چه خون بیاید و چه قطع شده باشد.
«مسألۀ 501» زن در استحاضۀ کثیره علاوه بر این که باید احتیاطاً براى هر نماز پنبه و دستمالى را که بسته است عوض کند یا تطهیر نماید، باید یک غسل براى نماز صبح و یک غسل براى نماز ظهر و عصر و یک غسل براى نماز مغرب و عشاء بجا آورد و بین نماز ظهر و عصر و همچنین مغرب و عشاء فاصله نیندازد و اگر بین نماز ظهر و عصر
فاصله بیندازد، باید براى نماز عصر دوباره غسل کند و نیز اگر بین نماز مغرب و عشاء فاصله بیندازد، باید براى نماز عشاء دوباره غسل نماید، ولى در استحاضه کثیره براى خواندن نماز، وضو لازم نیست.
«مسألۀ 502» غسل و یا وضوى استحاضه باید در داخل وقت نماز انجام شود؛ بنابر این اگر خون استحاضه پیش از وقت نماز نیز بیاید، اگرچه زن براى آن خون وضو و غسل را انجام داده باشد، بنابر احتیاط واجب باید در هنگام نماز نیز وضو و غسل را بجا آورد، بلکه اگر نزدیک اذان صبح براى نماز شب غسل کند و نماز شب را بخواند، احتیاط واجب آن است که بعد از داخل شدن صبح، دوباره غسل و وضو را بجا آورد.
«مسألۀ 503» مستحاضۀ متوسطه که وظیفه اش وضو گرفتن و غسل کردن است، مى تواند هر کدام را که بخواهد اوّل بجا آورد، ولى بهتر است اوّل وضو بگیرد.
«مسألۀ 504» اگر استحاضۀ قلیله زن بعد از خواندن نماز صبح متوسطه شود، باید براى نماز ظهر و عصر غسل کند و اگر بعد از نماز ظهر و عصر متوسطه شود، باید براى نماز مغرب و عشاء غسل نماید.
«مسألۀ 505» اگر استحاضۀ قلیله یا متوسطۀ زن بعد از خواندن نماز صبح کثیره شود، باید براى نماز ظهر و عصر یک غسل و براى نماز مغرب و عشاء غسل دیگرى بجا آورد و اگر بعد از نماز ظهر و عصر کثیره شود، باید براى نماز مغرب و عشاء غسل نماید.
«مسألۀ 506» زن مستحاضه اى که وظیفۀ او وضو گرفتن و یا تطهیر ظاهر فرج و یا تبدیل و تطهیر پنبه و دستمالى است که بسته، باید این اعمال را براى هر نماز، چه واجب و چه مستحب، انجام دهد و نیز اگر بخواهد نمازى را که خوانده احتیاطاً دوباره بخواند یا نمازى را که تنها خوانده است دوباره با جماعت بخواند، باید تمام کارهایى را که براى استحاضه گفته شد انجام دهد.
«مسألۀ 507» زن مستحاضه براى خواندن نماز احتیاط و سجده و تشهّد فراموش شده و سجدۀ سهو، اگر آنها را بعد از نماز فوراً بجا آورد، لازم نیست کارهاى استحاضه را انجام دهد.
«مسألۀ 508» زن مستحاضه بعد از آن که خونش قطع شد، فقط براى نماز اوّلى که مى خواند باید کارهاى استحاضه را انجام دهد و براى نمازهاى بعد انجام اعمال استحاضه لازم نیست.
«مسألۀ 509» اگر زن نداند استحاضۀ او از کدام قسم است، باید هنگامى که مى خواهد نماز بخواند، وضعیت خود را بررسى کند، به این ترتیب که مقدارى پنبه داخل فرج نماید و کمى صبر کند و بیرون آورد و بعد از آن که فهمید استحاضۀ او کدام یک از آن سه قسم است، اعمالى را که براى آن نوع عنوان شد انجام دهد، ولى اگر بداند تا وقتى که مى خواهد نماز بخواند استحاضۀ او تغییر نخواهد کرد، پیش از داخل شدن وقت نیز مى تواند خود را وارسى نماید.
«مسألۀ 510» زن مستحاضه اگر پیش از آن که خود را وارسى کند مشغول نماز شود، چنانچه قصد قربت داشته و به وظیفۀ خود عمل کرده باشد، مثلاً استحاضۀ او قلیله بوده و به وظیفۀ استحاضۀ قلیله یا متوسطه عمل نموده، نماز او صحیح است و اگر قصد قربت نداشته یا عمل او مطابق وظیفه اش نبوده، مثل آن که استحاضۀ او متوسطه بوده و به وظیفۀ قلیله رفتار کرده، نماز او باطل است.
«مسألۀ 511» زن مستحاضه اگر نتواند خود را وارسى نماید، باید به آنچه مسلماً وظیفۀ اوست عمل کند، مثلاً اگر نمى داند استحاضۀ او قلیله است یا متوسطه، باید اعمال استحاضۀ قلیله را انجام دهد و اگر نمى داند استحاضۀ او متوسطه است یا کثیره، باید اعمال استحاضۀ متوسطه را انجام دهد، ولى اگر بداند استحاضۀ او سابقاً از کدام یک از آن سه قسم بوده، باید به وظیفۀ همان قسم رفتار نماید.
«مسألۀ 512» براى آن که زن مستحاضه شود، باید خون از فرج خارج شود و چنانچه خون استحاضه به فضاى فرج برسد، ولى بیرون نیاید، حکم استحاضه بر آن جارى نمى شود؛ اما پس از خارج شدن خون و مستحاضه شدن زن، مادامى که خون در باطن وجود دارد، زن مستحاضه است، حتى اگر دیگر خونى از او خارج نشود و وقتى پاک مى شود که خون در باطن نیز موجود نباشد.
«مسألۀ 513» اگر زن مستحاضه بداند از وقتى که مشغول وضو یا غسل شده خونى از او بیرون نیامده و در داخل فرج نیز خونى نبوده و اگر نماز را با تأخیر بخواند نیز تا آخر نماز به همین وضعیت باقى خواهد ماند، مى تواند خواندن نماز را تأخیر بیندازد.
«مسألۀ 514» اگر خون استحاضه قبل از نماز قطع شود و در باطن نیز وجود نداشته باشد و مستحاضه به وظیفۀ خود عمل نماید و نمازش را بخواند، چنانچه تا زمان نماز بعدى خون از وى خارج نشود و در فضاى فرج نیز خون وجود نداشته باشد، لازم نیست براى نماز بعدى وظایف استحاضه را به جا آورد، بلکه مى تواند با همان وضو یا غسل نماز بعدى را بخواند، هرچند بداند که دوباره خون استحاضه خواهد آمد.
«مسألۀ 515» اگر زن مستحاضه بداند که پیش از گذشتن وقت نماز به کلّى پاک مى شود یا به اندازۀ خواندن نماز، پاک خواهد شد، باید صبر کند و نماز را در وقتى که پاک است بخواند.
«مسألۀ 516» اگر بعد از وضو و غسل، خون در ظاهر قطع شود و مستحاضه بداند که اگر نماز را به قدرى تأخیر بیندازد که پیش از گذشتن وقت نماز بتواند وضو، غسل و نماز را بجا آورد، کاملاً پاک مى شود، باید نماز را تأخیر بیندازد و هنگامى که کاملاً پاک شد، دوباره وضو و غسل را بجا آورده و نماز را بخواند و اگر وقت نماز تنگ شد، لازم نیست وضو و غسل را دوباره بجا آورد، بلکه اگر وقت براى تیمّم کافى باشد، احتیاطاً به جاى وضو و غسل تیمّم کند.
«مسألۀ 517» وقتى مستحاضۀ کثیره و متوسطه کاملاً از خون پاک شد، باید غسل کند و احتیاطاً براى نماز وضو نیز بگیرد، ولى اگر بداند از وقتى که براى نماز قبلى مشغول غسل شده دیگر خون نیامده، لازم نیست دوباره غسل نماید.
«مسألۀ 518» مستحاضۀ قلیله بعد از وضو و مستحاضۀ متوسطه بعد از غسل و وضو و مستحاضۀ کثیره بعد از غسل، باید فوراً مشغول نماز شوند، ولى گفتن اذان و اقامه و خواندن دعاهاى قبل از نماز اشکال ندارد و در نماز نیز مى توانند اعمال مستحب مثل قنوت و غیر آن را بجا آورند.
«مسألۀ 519» اگر زن مستحاضه بین غسل و نماز فاصله بیندازد، باید دوباره غسل کند و بلافاصله مشغول نماز شود، ولى اگر از هنگام شروع به غسل، خون به فضاى فرج نیاید، غسل مجدد لازم نیست و حکم وضو نیز به همین ترتیب است.
«مسألۀ 520» زن مستحاضه چنانچه براى او ضرر نداشته باشد، باید بعد از غسل و وضو به وسیله اى مانند پنبه از بیرون آمدن خون جلوگیرى کند و چنانچه کوتاهى کند و خون بیرون بیاید، نمازى را که خوانده، باید دوباره بخواند، بلکه بنابر احتیاط واجب باید غسل را نیز اعاده کند.
«مسألۀ 521» اگر در هنگام غسل خون قطع نشود، غسل صحیح است و اگر در بین غسل، استحاضه متوسطه کثیره شود، لازم نیست غسل را از سر بگیرد.
«مسألۀ 522» لازم نیست زن مستحاضه در هنگام روزه، از بیرون آمدن خون جلوگیرى کند.
«مسألۀ 523» روزۀ زن مستحاضه اى که غسل بر او واجب مى باشد، بنابر احتیاط در صورتى صحیح است که غسل هایى را که براى خواندن نمازهاى روز بر وى واجب است، در روز انجام دهد؛ بنابر این چنانچه قبل از خواندن نماز صبح یا ظهر و عصر مستحاضه شود و استحاضۀ وى متوسطه یا کثیره باشد و براى نماز غسل نکند، روزۀ آن روز او باطل است و بنابر احتیاط واجب، غسل نماز مغرب و عشاى شبى که مى خواهد فرداى آن را روزه بگیرد نیز شرط صحّت روزۀ فردا مى باشد؛ ولى چنانچه براى نماز مغرب و عشاء غسل نکند، اگر پیش از طلوع فجر به جهتى (مثل نماز شب) غسل کند، براى صحّت روزۀ فردا کافى است.
«مسألۀ 524» اگر بعد از نماز عصر مستحاضه شود، صحّت روزۀ آن روز او منوط به غسل نیست.
«مسألۀ 525» اگر استحاضۀ قلیلۀ زن پیش از نماز، متوسطه یا کثیره شود، باید اعمال استحاضۀ متوسطه یا کثیره را که بیان شد انجام دهد و اگر استحاضۀ متوسطه، کثیره شود، باید اعمال استحاضۀ کثیره را انجام دهد، ولى چنانچه پیش از همان نماز براى
استحاضۀ متوسطه غسل کرده باشد، لازم نیست دوباره براى کثیره نیز غسل کند.
«مسألۀ 526» اگر در بین نماز استحاضۀ متوسطه زن کثیره شود، چنانچه پیش از آن نماز غسل انجام داده باشد، نمازش را ادامه مى دهد وگرنه باید نمازش را رها کند و پس از غسل کردن و انجام دادن بقیۀ اعمال استحاضۀ کثیره، نماز را از سر بگیرد و اگر استحاضۀ قلیلۀ او متوسطه و یا کثیره شود، باید نماز را رها کند و براى متوسطه غسل کند و وضو بگیرد و براى کثیره غسل انجام دهد و اعمال دیگر آن را نیز بجا آورد و همان نماز را بخواند و اگر براى غسل یا وضو وقت نداشته باشد، باید بدل از هر کدام آنها که وقت انجام دادن آن را ندارد، تیمّم کند و اگر براى تیمّم نیز وقت نداشته باشد، نمى تواند نماز را رها کند بلکه بنابر احتیاط واجب باید نماز را تمام کند و پس از آن باید قضاى آن را نیز بجا آورد.
«مسألۀ 527» اگر در بین نماز خون متوقف شود و مستحاضه نداند که در باطن نیز قطع شده یا نه، چنانچه بعد از نماز بفهمد که خون در باطن نیز قطع شده بوده، باید وضو و غسل و نماز را دوباره بجا آورد.
«مسألۀ 528» اگر استحاضۀ کثیرۀ زن، متوسطه شود، باید براى نماز اوّل عمل کثیره و براى نمازهاى بعد عمل متوسطه را بجا آورد؛ مثلاً اگر پیش از نماز ظهر استحاضۀ کثیره متوسطه شود، باید براى نماز ظهر غسل کند و براى نماز عصر، مغرب و عشاء فقط وضو بگیرد، ولى اگر براى نماز ظهر غسل نکند و فقط به مقدار نماز عصر وقت داشته باشد، باید براى نماز عصر غسل نماید و اگر براى نماز عصر نیز غسل نکند، باید براى نماز مغرب غسل کند و اگر براى آن نیز غسل نکند و فقط به مقدار نماز عشاء وقت داشته باشد، باید براى نماز عشاء غسل نماید و همچنین اگر استحاضۀ کثیره قلیله شود، باید براى نماز اوّل عمل کثیره و براى نمازهاى بعد عمل قلیله را انجام دهد و نیز اگر استحاضۀ متوسطه قلیله شود، باید براى نماز اوّل عمل متوسطه و براى نمازهاى بعد عمل قلیله را بجا آورد.
«مسألۀ 529» اگر پیش از هر نماز، خون مستحاضۀ کثیره قطع شود و دوباره جریان یابد، باید براى هر نماز یک غسل بجا آورد، ولى اگر بعد از غسل و پیش از نماز خون قطع
شود، چنانچه وقت به گونه اى تنگ باشد که نتواند غسل کند و نماز را در وقت بخواند، مى تواند با همان غسل نماز را بخواند، ولى اگر شک کند که براى اعاده غسل وقت دارد یا نه، باید غسل را اعاده کند حکم وضو نیز در این مسأله مانند غسل است.
«مسألۀ 530» اگر مستحاضه یکى از کارهایى را که براى او واجب مى باشد (حتّى مانند عوض کردن پنبه) ترک کند، نمازش باطل است.
«مسألۀ 531» اگر مستحاضۀ قلیله بخواهد عملى غیر از نماز را که شرط آن داشتن وضو است، انجام دهد (مثلاً بخواهد جایى از بدن خود را به خط قرآن برساند) باید وضو بگیرد و بنابر احتیاط واجب وضویى که براى نماز گرفته کافى نیست.
«مسألۀ 532» زن مستحاضه کثیره و متوسطه بنابر احتیاط مستحب باید از رفتن به داخل مسجد مکّه (مسجدالحرام) و مدینه (مسجدالنّبى صلى الله علیه و آله و سلم) و توقّف در سایر مساجد و خواندن سوره اى که سجدۀ واجب دارد بدون غسل خوددارى کند، و چنانچه شوهرش بخواهد با او نزدیکى کند، بنابر احتیاط واجب باید غسل کند.
«مسألۀ 533» زن در استحاضۀ کثیره و متوسطه بنابر احتیاط واجب نمى تواند جایى از بدن خود را به خط قرآن برساند، حتى اگر وظایف خود را انجام داده باشد.
«مسألۀ 534» نماز آیات بر مستحاضه واجب است و بنابر احتیاط واجب باید براى نماز آیات نیز اعمالى را که براى نمازهاى واجب روزانه گفته شد، انجام دهد و اگر در وقت نماز واجب روزانه، نماز آیات بر مستحاضه واجب شود، گرچه بخواهد هر دو را پشت سر هم بجا آورد، احتیاط واجب آن است که براى نماز آیات نیز تمام اعمالى را که براى نماز روزانه بر او واجب است انجام دهد و هر دو را با یک غسل و وضو بجا نیاورد.
«مسألۀ 535» زن مستحاضه احتیاطاً باید نماز قضا نخواند تا پاک شود، مگر این که وقت نماز قضا تنگ باشد که در این صورت باید براى هر نماز قضا اعمالى را که براى نماز ادا بر او واجب است انجام دهد.
«مسألۀ 536» اگر زن بداند خونى که از رحم او خارج مى شود، خون زخم یا غده نیست و شرعاً حکم حیض و نفاس را نیز ندارد، باید به دستور استحاضه عمل کند، بلکه
اگر شک داشته باشد که خون استحاضه است یا خونهاى دیگر، چنانچه نشانۀ آنها را نداشته باشد، بنابر احتیاط واجب باید اعمال استحاضه را انجام دهد.
نفاس
«مسألۀ 537» از وقتى که اولین جزء بچّه از بدن مادر بیرون مى آید، هر خونى که زن مى بیند، اگر پیش از ده روز یا سرِ ده روز قطع شود، خون نفاس است و زن را در حال نفاس، «نُفَساء» مى گویند، ولى اگر بین تولد بچه و خروج خون فاصله زیادى باشد، در صورتى حکم نفاس بر آن جارى مى شود که عرفاً به آن خون زایمان بگویند و اگر عرفاً به آن خون زایمان نگویند، مثل این که پس از گذشت ده روز از زایمان از زن خون خارج شود، خون نفاس نیست.
«مسألۀ 538» خونى که زن پیش از بیرون آمدن اولین جزء بچّه مى بیند، نفاس نیست.
«مسألۀ 539» اگر خونى که پیش از تولد بچّه از زن خارج مى شود، سه روز یا بیشتر باشد و در ایام عادت بوده و یا داراى صفات حیض باشد و بین آن و خون نفاس کمتر از ده روز فاصله شود، بنابر احتیاط واجب باید در روزهایى که آن خون را مى بیند، بین تروک حیض و اعمال استحاضه جمع کند.
«مسألۀ 540» لازم نیست که خلقت بچّه تمام باشد، اما اگر خون بسته اى از رحم زن خارج شود و خود زن بداند یا چهار نفر قابله یا متخصص مورد وثوق بگویند که اگر در رحم مى ماند انسان مى شد، در صورتى خون نفاس است که عرفاً به آن خون زاییدن گفته شود و اگر عرفاً به آن خون زاییدن گفته نشود، حکم نفاس بر آن جارى نمى شود و اگر شک کند که به آن خون زاییدن گفته مى شود یا نه، باید وظایف مستحاضه را انجام دهد و کارهایى را که بر نفساء حرام است ترک کند.
«مسألۀ 541» ممکن است خون نفاس بیشتر از یک لحظه نیاید، ولى بیشتر از ده روز نیز نمى شود.
«مسألۀ 542» هرگاه شک کند که چیزى سقط شده یا نه، یا چیزى که سقط شده اگر
مى ماند انسان مى شد یا نه، لازم نیست وارسى کند و خونى که از او خارج مى شود شرعاً خون نفاس نیست.
«مسألۀ 543» وظیفه نفساء در امور واجب و حرام مانند حائض است؛ همچنین اعمالى که براى حائض مستحب و مکروه است، براى نفساء نیز مستحب و مکروه مى باشد.
«مسألۀ 544» طلاق دادن زنى که در حال نفاس مى باشد، باطل و نزدیکى کردن با او حرام مى باشد.
«مسألۀ 545» زن پس از پاک شدن از خون نفاس، براى این که عبادات خود را به جا آورد، بنابر احتیاط باید غسل کند و اگر دوباره خون ببیند، چنانچه مجموع روزهایى که خون دیده و روزهایى که در وسط پاک بوده، ده روز یا کمتر از ده روز باشد، تمام آن نفاس است و اگر در روزهایى که پاک بوده روزه واجب گرفته باشد، باید قضا نماید.
«مسألۀ 546» اگر زن از خون نفاس پاک شود و احتمال دهد که در باطن خون باشد، مى تواند مقدارى پنبه داخل فرج نماید و کمى صبر کند و آن را بررسى نماید و اگر معلوم شود که پاک شده، براى عبادت هاى خود غسل مى کند.
«مسألۀ 547» زنى که عادت حیض او کمتر از ده روز است، اگر بیشتر از روزهاى عادت خود خون نفاس ببیند، باید به اندازۀ روزهاى عادت خود را نفاس قرار دهد و بعد از آن تا دو روز عبادت را ترک نماید و مستحب است تا روز دهم عبادت را ترک کند، اگرچه پس از دو روز مى تواند با اعمال استحاضه عبادات خود را بجا آورد، پس اگر خون از ده روز بگذرد، روزهاى عادت او نفاس و بقیّه استحاضه است و اگر عبادت را ترک کرده، باید آن را قضا کند.
«مسألۀ 548» زنى که در حیض عادت دارد، اگر بعد از زایمان خون ببیند و از ده روز بیشتر شود و استمرار پیدا کند، به اندازۀ روزهاى عادت او نفاس است و ده روز از خونى که بعد از نفاس مى بیند، اگرچه در روزهاى عادت ماهانه اش باشد، استحاضه است؛ مثلاً زنى که عادت حیض او از بیستم هر ماه تا بیست و هفتم آن است، اگر روز دهم ماه زایید
و تا یک ماه یا بیشتر پى در پى خون دید، تا روز هفدهم نفاس و از هفدهم تا ده روز - حتى در روزهاى عادت او که از بیستم تا بیست و هفتم است - استحاضه مى باشد و بعد از گذشتن ده روز، اگر خونى که مى بیند در روزهاى عادت او باشد، خون حیض است، چه نشانه هاى حیض را داشته باشد و چه نداشته باشد و اگر در روزهاى عادت او نباشد، اگر نشانه هاى حیض را داشته باشد، حیض وگرنه استحاضه است.
«مسألۀ 549» زنى که در حیض عادت ندارد، اگر بعد از زایمان خون ببیند و از ده روز بیشتر شود و استمرار پیدا کند، بنابر احتیاط واجب به عدد عادت خویشان خود مراجعه مى کند و از ابتداى دیدن خون به عدد عادت آنان را نفاس قرار مى دهد و پس از آن تا تکمیل ده روز بین تروک حیض و اعمال مستحاضه جمع مى کند و اگر خویشاوندى نداشته باشد یا عادت آنان یکسان نباشد، باید ده روز اوّل خون را نفاس قرار دهد و ده روز دوم آن استحاضه است و خونى که بعد از آن مى بیند، اگر نشانه هاى حیض را داشته باشد، حیض و گرنه آن نیز استحاضه مى باشد.
غسل مسّ میّت
«مسألۀ 550» اگر کسى بدن انسان مرده اى را که سرد شده و او را غسل نداده اند مس کند (یعنى جایى از بدن خود را به بدن او برساند)، باید غسل «مسّ میّت» نماید، خواه در خواب مس کند یا در بیدارى، با اختیار باشد یا بى اختیار، حتى اگر باطن میّت را نیز مس کرده باشد، باید غسل کند بلکه بنابر احتیاط واجب، مسّ بدن مرده اى که او را به جاى غسل تیمّم داده اند و یا هر سه غسل او با آب خالص و بدون سِدر و کافور انجام شده است نیز همین حکم را دارد.
«مسألۀ 551» براى مسّ مرده اى که تمام بدن او سرد نشده غسل واجب نیست، اگر چه جایى را که سرد شده مس نماید.
«مسألۀ 552» رساندن ناخن و استخوان به ناخن واستخوان میّت، باعث واجب شدن غسل است و همچنین اگر موى خود را به بدن میّت یا بدن خود را به موى میّت یا
موى خود را به موى میّت برساند، اگر عرفاً مسّ میّت به آن صدق کند، غسل واجب است.
«مسألۀ 553» براى مسّ بچۀ مرده، حتى بچّۀ سقط شده اى که چهار ماه او تمام شده، غسل مسّ میّت واجب است، بلکه بهتر است براى مسّ بچّه سقط شده اى که از چهار ماه کمتر دارد نیز غسل کند.
«مسألۀ 554» اگر بچّۀ چهار ماهه اى مرده به دنیا بیاید و بدن او سرد شده باشد و عرفاً بر تماس بدن مادر با بدن او در حین تولد، مسّ میّت صدق کند، مادر او بنابر احتیاط واجب باید غسل مسّ میّت کند.
«مسألۀ 555» بچّه اى که بعد از مردن مادر و سرد شدن بدن او به دنیا مى آید، اگر عرفاً بر تماس بدن او با بدن مادرش در حین تولد، مسّ میت صدق کند، وقتى بالغ شد احتیاط واجب آن است که غسل مسّ میّت کند.
«مسألۀ 556» اگر انسان میّتى را که سه غسل او کاملاً تمام شده مس نماید، غسل بر او واجب نمى شود، ولى اگر پیش از آن که غسل سوم او تمام شود جایى از بدن او را مس کند، اگرچه غسل سوم آنجا تمام شده باشد، باید غسل مسّ میّت نماید.
«مسألۀ 557» اگر دیوانه یا بچۀ نابالغى میّت را مس کند، بعد از آن که دیوانه، عاقل یا بچّه، بالغ شد باید غسل مسّ میّت نماید، اگرچه غسل بچّه غیر بالغ ممیز نیز بنابر اقوى صحیح است.
«مسألۀ 558» اگر از بدن انسان زنده و یا مرده قسمتى که داراى استخوان است جدا شود و پیش از آن که قسمت جدا شده را غسل دهند انسان آن را مس نماید، باید غسل مسّ میّت کند، ولى اگر قسمتى که جدا شده استخوان نداشته باشد، چنانچه از بدن انسان زنده جدا شده باشد، براى مسّ آن غسل واجب نیست، ولى اگر از بدن مرده اى که او را غسل نداده اند جدا شده باشد، بنابر احتیاط واجب مسّ آن موجب غسل مى شود.
«مسألۀ 559» براى مسّ استخوان و دندانى که از مرده جدا شده و آن را غسل نداده اند، بنابر احتیاط واجب باید غسل کرد، ولى براى مسّ استخوان و یا دندانى که از زنده جدا شده و گوشت ندارد، غسل لازم نیست.
«مسألۀ 560» اگر چند میّت را مس کند یا یک میّت را چند بار مس نماید، یک غسل کافى است.
«مسألۀ 561» بنابر احتیاط واجب براى مسّ بدن شهیدى که او را غسل میّت نمى دهند و همچنین براى مسّ بدن کسى که پیش از اجراى قصاص یا حد، غسل میّت انجام داده است، باید غسل مسّ میّت انجام داد.
«مسألۀ 562» مسّ ناف بچه بعد از افتادن آن موجب غسل نمى شود.
«مسألۀ 563» براى کسى که بعد از مسّ میّت غسل نکرده است، توقف در مسجد وجماع و خواندن سوره هایى که سجده واجب دارند، مانعى ندارد، ولى بنابر احتیاط واجب باید براى انجام نماز و عبادات دیگرى که صحّت آنها منوط به وضو مى باشد، غسل مسّ میّت انجام دهد.
«مسألۀ 564» اگر کسى که غسل مسّ میّت کرده بخواهد نماز بخواند، چنانچه قبلاً وضو نداشته، احتیاطاً باید وضو نیز بگیرد. حکم عبادات دیگرى که صحت آنها منوط به وضو مى باشد نیز همین است.
«مسألۀ 565» حدث اصغر و اکبر در اثناى غسل مسّ میّت ضررى به صحت آن نمى رساند، ولى اگر در اثناى آن دوباره میّتى را مس کند، باید غسل را از سر بگیرد.
غسلى که با نذر یا سوگند یا عهد واجب مى شود
«مسألۀ 566» اگر کسى براى زیارت یا براى اعمالى که غسل براى انجام دادن آنها مستحب است نذر یا عهد کند یا سوگند یاد کند که غسلى را انجام دهد، در صورت رعایت احکام نذر، عهد و سوگند، غسل بر او واجب مى شود.
غسل هاى مستحب
«مسألۀ 567» غسلهاى مستحب در شرع مقدس اسلام بسیار است که برخى از آنان در ذیل و در مسألۀ بعدى مى آید:
الف - غسل جمعه؛ و وقت آن از اذان صبح تا ظهر روز جمعه است و بهتر است نزدیک ظهر بجا آورده شود و اگر تا ظهر انجام ندهد، بهتر است که بدون نیّت ادا و قضا تا غروب جمعه آن را بجا آورد و اگر در روز جمعه غسل نکند، مستحب است از صبح شنبه تا غروب قضاى آن را بجا آورد و کسى که مى ترسد در روز جمعه آب پیدا نکند، مى تواند روز پنجشنبه و یا شب جمعه غسل را بجا آورد و مستحب است انسان در هنگام غسل جمعه بگوید: «أَشْهَدُ أَنْ لاإِلهَ إِلَّا اللّهُ وَحْدَهُ لاشَریٖکَ لَهُ وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، أَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنى مِنَ التَّوّابیٖنَ وَاجْعَلْنى مِنَ المُتَطَهِّریٖنَ».
ب - غسل شب اوّل ماه رمضان و تمام شبهاى «فرد» آن؛ مثل شب سوم، پنجم و هفتم، ولى از شب بیست و یکم مستحب است همۀ شب ها غسل کند و براى غسل شب هاى پانزدهم، هفدهم، نوزدهم، بیست و یکم، بیست و سوم، بیست و پنجم، بیست و هفتم و بیست و نهم، بیشتر سفارش شده است و وقت غسل شب هاى ماه رمضان، تمام شب است و بهتر است غسل مقارن غروب آفتاب بجا آورده شود، ولى از شب بیست و یکم تا آخر ماه بهتر است غسل را بین نماز مغرب و عشاء بجا آورد و نیز مستحب است در شب بیست و سوم غیر از غسل اوّل شب، یک غسل نیز در آخر شب انجام دهد.
ج - غسل روز عید فطر و عید قربان؛ و وقت آن از اذان صبح تا ظهر است و بهتر است آن را پیش از نماز عید بجا آورد و اگر بخواهد آن را از ظهر تا غروب بجا آورد، احتیاط آن است که به قصد رجاء (یعنى به امید این که مطلوب خداوند باشد) انجام دهد.
د - غسل شب عید فطر؛ و وقت آن از اوّل مغرب تا اذان صبح است و بهتر است در اوّل شب بجا آورده شود.
ه - غسل روزهاى هشتم و نهم ذى حَجّه که وقت آن تمام روز مى باشد؛ و در روز نهم، بهتر است آن را نزدیک ظهر بجا آورد.
و - غسل روز اوّل، پانزدهم، بیست و هفتم و آخر ماه رجب.
ز - غسل روز عید غدیر؛ و بهتر است آن را قبل از ظهر انجام دهد.
ح - غسل روز مباهله که بنا بر اقوى بیست و چهارم ذى حَجّه است.
ط - غسل شب پانزدهم شعبان، روز عید نوروز، نهم و هفدهم ربیع الاول و روز بیست و پنجم ذى قعده (دحو الارض)؛ و روز پانزدهم شعبان نیز مى تواند به قصد رجاء غسل نماید.
ى - غسل دادن نوزادى که تازه به دنیا آمده.
ک - غسل زنى که براى غیر شوهر خود بوى خوش استعمال کرده است.
ل - غسل کسى که در حال مستى خوابیده.
م - غسل کسى که جایى از بدن خود را به بدن میّتى که غسل داده اند رسانده است.
ن - غسل کسى که براى تماشاى به دار آویخته رفته و آن را دیده باشد، ولى اگر اتفاقاً یا از روى ناچارى نگاهش به او بیفتد یا مثلاً براى اداى شهادت رفته باشد، غسل مستحب نیست.
س - غسل احرام و آن غسلى است که پیش از احرام در میقات انجام مى دهند و این غسل براى زن حائض و نفساء نیز مستحب است.
«مسألۀ 568» براى داخل شدن در حرم مکه، شهر مکه، خانۀ کعبه، حرم مدینه، شهر مدینه و مسجد پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم، مستحب است انسان غسل کند و براى صِرف داخل شدن در مسجدالحرام و حرم امامان علیهم السلام نیز مى تواند به قصد رجاء غسل کند و اگر در یک روز چند مرتبه مشرّف شود، یک غسل کافى است و کسى که مى خواهد در یک روز داخل حرم مکه و مسجدالحرام و خانۀ کعبه شود، اگر به نیّت همه یک غسل کند کافى است و نیز اگر در یک روز بخواهد داخل حرم مدینه و شهر مدینه و مسجد پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم شود، یک غسل براى همه کفایت مى کند و براى زیارت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام از دور یا نزدیک و براى حاجت خواستن از خداوند و همچنین براى توبه و براى نشاط به جهت عبادت و براى به سفر رفتن، خصوصاً سفر زیارت حضرت سیدالشهداء علیه السلام، مستحب است انسان غسل کند و اگر یکى از غسل هایى را که در این مسأله گفته شد بجا آورد و بعد کارى کند که وضو را باطل مى کند - مثلاً بخوابد - غسل او باطل مى شود.
«مسألۀ 569» به احتیاط واجب انسان نمى تواند با غسل مستحبّى عملى را که مانند نماز احتیاج به وضو دارد انجام دهد و باید براى انجام آنها وضو بگیرد.
«مسألۀ 570» اگر انجام چند غسل بر کسى مستحب باشد و به نیّت همه یک غسل بجا آورد، کافى است؛ بلکه مى توان یک غسل را به نیّت چند غسل واجب و مستحب بجا آورد.
