آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

مرجع تقلید شیعه

1 - رسیدن به وطن

«مسألۀ 1356» مسافرى که در سفر از وطن خود عبور مى کند، وقتى به جایى برسد که دیوار وطن خود را ببیند و صداى اذان آن را بشنود، باید نماز را تمام بخواند.

«مسألۀ 1357» اگر مسافرى در بین سفر به وطن خود برسد، باید تا وقتى که در آنجاست نماز را تمام بخواند؛ ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود یا چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد، وقتى به جایى برسد که دیوار وطن را نبیند و صداى اذان آن
را نشنود، باید نماز را شکسته بخواند.

«مسألۀ 1358» محلّى که انسان آن را براى اقامت و زندگى خود اختیار کرده، وطن اوست، چه در آنجا به دنیا آمده و وطن پدر و مادر او باشد و چه خود آنجا را براى زندگى اختیار کرده باشد، چه در آنجا ملک شخصى داشته یا نداشته باشد و لازم نیست قصد اقامت دائمى در محل را داشته باشد، بلکه چنانچه عرفاً محلى را مقر و محل زندگى او بدانند و در آنجا مسافر محسوب نشود، آن محل براى او حکم وطن را دارد.

«مسألۀ 1359» کسى که مى خواهد جایى را به عنوان وطن انتخاب کند و در آن جا زندگى کند، وقتى مى تواند نماز خود را در آن جا تمام بخواند که به اندازه اى در آن جا بماند که دیگر در آن جا مسافر محسوب نشود و اگر بخواهد پیش از گذشتن این مدت در آن جا نمازش را تمام بخواند، باید قصد اقامت ده روز نماید.

«مسألۀ 1360» اگر شخصى در یک محل ملکى داشته باشد، چنانچه آن جا را محلّ زندگى خود قرار نداده باشد و عرفاً در آن محل مسافر محسوب شود، باید نماز خود را در آن جا شکسته بخواند.

«مسألۀ 1361» زن در توطّن (انتخاب وطن) به طور مطلق تابعیّت شوهر را ندارد، بلکه در صورتى که زن و شوهر بنا داشته باشند با هم زندگى کنند، محلّى که زن به همراه شوهرش در آن زندگى مى کند براى وى وطن محسوب مى شود، ولى اگر از روى نافرمانى و نُشوز یا با توافق شوهر نخواهد در وطن شوهر زندگى کند، هر جا را که براى خود وطن قرار دهد، وطن او مى باشد؛ همچنین «اولاد» در صورتى که بالغ و رشید باشند - یعنى خودشان اهل درک و تشخیص باشند - مى توانند در انتخاب وطن و محلّ زندگى مستقل بوده و از تابعیّت پدر و مادر خارج شوند.

«مسألۀ 1362» محل تولّد انسان در صورتى که قبلاً در آنجا سکونت و اقامت نداشته و در حال حاضر نیز ساکن آنجا نباشد، حکم وطن را ندارد و چنانچه قبلاً در آن جا ساکن بوده ولى در حال حاضر ساکن آن جا نباشد و عملاً از آن جا اعراض کرده باشد نیز وطن وى محسوب نمى شود.

«مسألۀ 1363» دانشجویانى که براى تحصیل در شهرى غیر از وطن خود قصد دارند مدت زیادى بمانند و همچنین اساتید دانشگاه ها، معلمان، طلاب، کارکنان دولت و مانند آنها که قصد دارند جهت کار خود مدت زیادى در محلّى غیر از وطن خود اقامت کنند، اگر مدتى از اقامت آنها در آن محل بگذرد که دیگر عرفاً در آنجا مسافر محسوب نشوند، آن محل براى آنها حکم وطن را پیدا مى کند. بنابر این پس از گذشت مدت مذکور، چنانچه از آنجا به سفر بروند، پس از بازگشت لازم نیست براى تمام خواندن نماز و روزه گرفتن، قصد اقامت ده روز کنند.

«مسألۀ 1364» افرادى که در مسألۀ قبل ذکر شدند، در مدتى که شک دارند در آن محل عرفاً به آنها مسافر مى گویند یا نه، چنانچه قصد اقامت ده روز در آن محل نداشته باشند و بین وطن خود و آن محل نیز رفت و آمد دائمى - با شرایطى که در مسألۀ 1331 گفته شد - نداشته باشند، باید بنابر احتیاط واجب نماز را هم شکسته و هم تمام بخوانند.

«مسألۀ 1365» «اِعراض از وطن» به معناى انصراف از سکونت در آنجاست و تنها به قصد و نیّت حاصل نمى شود، بلکه باید عملاً به گونه اى اعراض کرده باشد که محل سکونت فعلى او حساب نشود.

«مسألۀ 1366» اگر کسى در دو محل زندگى کند و مثلاً شش ماه در شهرى و شش ماه در شهر دیگرى بماند، هر دو وطن او مى باشند و اگر بیشتر از دو محل را براى زندگى خود اختیار کرده باشد، در صورتى که در هیچ کدام مسافر محسوب نشود، باید در همۀ محل ها نماز را تمام بخواند.

«مسألۀ 1367» اگر به جایى برسد که وطن او بوده و از آنجا اعراض کرده، نباید نماز را تمام بخواند، اگرچه وطن دیگرى نیز براى خود اختیار نکرده باشد.