آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

مرجع تقلید شیعه

احکام شکار کردن با اسلحه

«مسألۀ 3201» اگر حیوان حلال گوشت وحشى را با اسلحه شکار کنند، با پنج شرط حلال مى شود و بدن آن پاک است:
اوّل: آن که اسلحۀ شکار مثل کارد و شمشیر برنده باشد، یا مثل نیزه و تیر، تیز باشد که به واسطۀ تیز بودن، بدن حیوان را پاره کند و اگر به وسیلۀ دام یا چوب و سنگ و مانند اینها حیوانى را شکار کنند، پاک نمى شود و خوردن آن هم حرام است و اگر حیوانى را با تفنگ شکار کنند، چنانچه گلوله آن تیز باشد که در بدن حیوان فرو رود و آن را پاره کند، پاک و حلال است و اگر گلوله تیز نباشد بلکه با فشار در بدن حیوان فرو رود و حیوان را بکشد یا به واسطۀ حرارتش بدن حیوان را بسوازند و در اثر سوزاندن، حیوان بمیرد، پاک و حلال بودن آن اشکال دارد. دوم: کسى که شکار مى کند باید مسلمان یا بچّۀ مسلمان باشد که خوب و بد را بفهمد و اگر کافر یا کسى که اظهار دشمنى با اهل بیت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم مى کند حیوانى را شکار نماید، آن شکار حلال نیست. سوم: اسلحه را به قصد شکار کردن حیوان به کار برد و اگر مثلاً جاى دیگرى را نشانه گیرى کند و اتّفافاً حیوان را بکشد، آن حیوان پاک نیست و خوردن آن هم حرام است. چهارم: در وقت به کار بردن اسلحه، نام خدا را ببرد و چنانچه عمداً نام خدا را نبرد، شکار حلال نمى شود، ولى اگر فراموش کند، اشکال ندارد.
پنجم: وقتى به نزد حیوان برسد، مرده باشد یا اگر زنده باشد، به اندازۀ سربریدن آن وقت نباشد و چنانچه به اندازۀ سربریدن وقت باشد و سر حیوان را نبرد تا بمیرد، حرام است.

«مسألۀ 3202» اگر دو نفر حیوانى را شکار کنند و یکى از آنان مسلمان و دیگرى کافر باشد، یا یکى از آن دو نام خدا را ببرد و دیگرى عمداً نام خدا را نبرد، آن حیوان حلال نیست.

«مسألۀ 3203» اگر بعد از آن که حیوانى را تیر زدند، مثلاً در آب بیفتد و انسان بداند که حیوان به واسطۀ تیر خوردن و افتادن در آب جان داده، حلال نیست بلکه اگر شک کند که فقط براى تیر بوده یا نه، حلال نمى باشد.

«مسألۀ 3204» اگر با اسلحۀ غصبى یا سگ غصبى حیوانى را شکار کند، شکار حلال است و مال خود او مى شود؛ ولى گذشته از این که گناه کرده، باید اجرت اسلحه یا سگ را به صاحب آن بدهد.

«مسألۀ 3205» اگر با شمشیر یا چیز دیگرى که شکار کردن با آن صحیح است - با شرطهایى که در مسائل گذشته گفته شد - حیوانى را دو قسمت کنند و سر و گردن در یک قسمت بماند و انسان وقتى برسد که حیوان جان داده باشد، اگر به واسطۀ همین قسمت شدن جان داده باشد، هر دو قسمت حلال است و اگر حیوان زنده باشد و براى سر بریدن با آداب شرع، وقت تنگ باشد، قسمتى که سر و گردن ندارد حرام و قسمتى که سر و گردن دارد حلال است و اگر براى سر بریدن وقت باشد، آن قسمت که در آن سر نیست حرام است و آن قسمت دیگر اگر سر آن را به دستورى که در شرع معیّن شده ببرند حلال است، به شرط آن که در زمان بریدن سر، زنده باشد، اگرچه در حال جان دادن باشد.

«مسألۀ 3206» اگر با چوب یا سنگ یا چیز دیگرى که شکار کردن با آن صحیح نیست حیوانى را دو قسمت کند، قسمتى که سر و گردن ندارد حرام است و قسمتى که سر و گردن دارد، اگر زنده باشد و سر آن را به دستورى که در شرع معیّن شده ببرند، حلال است، به شرط آن که در زمان بریدن سر، زنده باشد، اگرچه در حال جان دادن باشد.

«مسألۀ 3207» اگر حیوانى را شکار کنند یا سر ببرند و بچّۀ زنده اى از شکم آن
بیرون آید، چنانچه آن بچّه را به دستورى که در شرع معیّن شده سر ببرند، حلال و گرنه حرام مى باشد.

«مسألۀ 3208» اگر حیوانى را شکار کنند یا سر ببرند و بچّه مرده اى را از شکم آن بیرون آورند، چنانچه خلقت آن بچّه کامل باشد و مو یا پشم در بدن آن روییده باشد، پاک و حلال است.