آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
مرجع تقلید شیعه
ارث زن و شوهر از یکدیگر
«مسألۀ 3391» اگر زن دائمى بمیرد و فرزند نداشته باشد، نصف همۀ مال را شوهر او و بقیّه را ورثۀ دیگر مى برند و اگر از آن شوهر یا از شوهر سابق فرزند داشته باشد، یک چهارم همۀ مال را شوهر و بقیّه را ورثۀ دیگر مى برند.
«مسألۀ 3392» اگر مردى بمیرد و فرزند نداشته باشد، یک چهارم مال او را زن و بقیّه را ورثه دیگر مى برند و اگر از آن زن یا از زن دیگر فرزند داشته باشد، یک هشتم مال را زن و بقیّه را ورثۀ دیگر مى برند و اگرچه بعید نیست گفته شود که: «زن از همۀ اموال ارث مى برد، ولى زنى که از لحاظ سنى و داشتن یا نداشتن اولاد و جهات دیگر، مظنّه ماندن او در خانۀ مرد کم است، از زمین خانه اى که محل زندگى مرد و خانواده او بوده و قیمت آن زمین ارث نمى برد و نیز از خود هوایى آن، مثل بنا و درخت ارث نمى برد و فقط از قیمت هوایى ارث مى برد و همچنین از زمین ها و خانه هاى دیگر مرد که به عنوان سرمایه او محسوب مى شدند و نه محل زندگى خانواده اش، ارث مى برد»؛ ولى احتیاط واجب آن است که بقیۀ ورثه با زن در مورد زمین ها و خانه هایى که متعلّق به مرد بوده، مصالحه نمایند.
«مسألۀ 3393» اگر زنى بمیرد و جز شوهر هیچ وارثى نداشته باشد، همۀ مال او به شوهر مى رسد و اگر مردى بمیرد و جز زن وارث دیگرى نداشته باشد، یک چهارم مال به زن مى رسد و بقیّه مال امام مسلمین است که در زمان غیبت به فقیه جامع الشرایط داده مى شود.
«مسألۀ 3394» بنابر این قول که زن از برخى از اموال شوهر ارث نمى برد، اگر بخواهد در چیزهایى که از آنها ارث نمى برد تصرّف کند، باید از ورثۀ دیگر اجازه بگیرد و نیز ورثه تا سهم زن را نداده اند، بنابر احتیاط واجب نباید در بنا و چیزهایى که زن از قیمت آنها ارث مى برد، بدون اجازۀ او تصرّف کنند و چنانچه پیش از دادن سهم زن اینها را بفروشند، در صورتى که زن معامله را اجازه دهد، صحیح و گرنه نسبت به سهم او باطل است.
«مسألۀ 3395» اگر بخواهند بنا و درخت و مانند آن را قیمت نمایند، باید حساب
کنند که اگر آنها بدون اجاره در زمین بمانند تا از بین بروند، چقدر ارزش دارند و سهم زن را از آن قیمت بدهند.
«مسألۀ 3396» اگر میّت بیش از یک زن دائم داشته باشد، چنانچه فرزند نداشته باشد، باید یک چهارم مال و اگر فرزند داشته باشد، باید یک هشتم مال را به شرحى که گفته شد به طور مساوى بین زنان او قسمت کنند، اگرچه شوهر با هیچ یک از آنان یا بعض آنان نزدیکى نکرده باشد، ولى اگر در مرضى که با آن از دنیا رفته، زنى را عقد کرده و با او نزدیکى نکرده باشد، آن زن از او ارث نمى برد و حقّ مهر هم ندارد.
«مسألۀ 3397» اگر زن در حال بیمارى شوهر کند و به همان بیمارى بمیرد، شوهرش اگرچه با او آمیزش نکرده باشد، از او ارث مى برد.
«مسألۀ 3398» اگر زن را - به ترتیبى که در احکام طلاق گفته شد - طلاق رجعى بدهد، هر یک از زن یا شوهر اگر در بین عدّۀ زن بمیرد، دیگرى از او ارث مى برد؛ ولى اگر بعد از گذشتن عدّۀ رجعى یا در عدّۀ طلاق بائن یکى از آنان بمیرد، دیگرى از او ارث نمى برد.
«مسألۀ 3399» اگر شوهر در حال بیمارى زن خود را طلاق دهد و پیش از تمام شدن دوازده ماه قمرى بمیرد، زن با سه شرط از او ارث مى برد:
اوّل: آن که زن در این مدّت شوهر دیگرى نکرده باشد. دوم: زن به واسطۀ بى میلى به شوهر، مالى به او نداده باشد که به طلاق دادن راضى شود، بلکه اگر چیزى هم به شوهر ندهد، ولى طلاق به تقاضاى زن باشد، باز هم ارث بردن او اشکال دارد. سوم: شوهر در همان مرضى که زن را طلاق داده، به واسطۀ آن بیمارى یا به جهت دیگرى بمیرد؛ پس اگر از آن بیمارى خوب شود و به جهت دیگرى از دنیا برود، زن از او ارث نمى برد.
«مسألۀ 3400» لباس یا چیزهایى که مرد به زن بخشیده است، بعد از طلاق یا وفات شوهر جزء اموال زن است؛ ولى اگر لباس یا مانند آن را مرد به زن نبخشیده باشد بلکه براى پوشیدن و استفاده زنِ خود گرفته باشد، اگرچه زن آن را پوشیده باشد، بعد از مردن شوهر، جزء اموال شوهر است.
«مسألۀ 3401» اگر به واسطۀ وجود زن یا شوهر نقصى در سهام ورثه پدید آید، از سهم «زن» و «شوهر» و «مادر» و «برادران و خواهران مادرى» و «پدر بزرگ و مادر بزرگ مادرى» و «دایى ها» و «خاله ها» چیزى کسر نمى شود، بلکه آنان تمام سهام خود را از اصل مال مى برند و نقص وارد شده از سهام «پدر» و «برادران و خواهران پدر و مادرى یا پدرى» و «پدر بزرگ و مادر بزرگ پدرى» و «عموها» و «عمّه ها» کسر مى شود.
«مسألۀ 3402» در ازدواج موقّت بین زن و شوهر ارث نیست مگر این که در ضمن عقد شرط کنند که از یکدیگر ارث ببرند و یا فقط مرد از زن و یا فقط زن از مرد ارث ببرد؛ ولى فرزندى که از ازدواج موقّت به دنیا مى آید، مانند فرزندان زن دائم ارث مى برد.
