آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

مرجع تقلید شیعه

احکام نماز

اشاره

نماز مهم ترین اعمال دین است که اگر مورد قبول درگاه خداوند متعال واقع شود، عبادت هاى دیگر نیز قبول مى شوند و اگر نماز پذیرفته نشود، اعمال دیگر نیز قبول نمى شوند. همان گونه که اگر انسان هر شبانه روز پنج نوبت در نهر آبى شستشو کند چرکى در بدن او باقى نمى ماند، نمازهاى پنجگانه نیز انسان را از گناهان و پلیدى ها پاک مى کنند. سزاوار است که انسان نماز را در اوّل وقت بخواند و کسى که نماز را کم ارزش و سبک مى شمارد، مانند کسى است که نماز نمى خواند. خداوند در ابتداى سورۀ بقره نماز را از ویژگى هاى پرهیزگاران و سبب برخوردارى از هدایت قرآنى و در سورۀ مؤمنون مراقبت بر انجام نماز و خشوع در هنگام نماز را از ویژگى هاى مؤمنان بر شمرده است و پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرموده: کسى که به نماز اهمیت ندهد و آن را سبک شمارد، سزاوار عذاب آخرت است. روزى حضرت در مسجد تشریف داشتند؛ مردى وارد و مشغول نماز شد و رکوع و سجود خود را به طور کامل بجا نیاورد. حضرت فرمودند: اگر این مرد در حالى که نمازش به این نحو است از دنیا برود، به دین من از دنیا نرفته است! پس انسان باید مراقب باشد که با عجله و شتابزدگى نماز نخواند و در حال نماز به یاد خدا و با خضوع، خشوع و وقار باشد و متوجه باشد که با چه کسى سخن مى گوید و خود را در مقابل عظمت و بزرگى خداوند متعال بسیار کوچک و ناچیز ببیند. همچنین نمازگزار باید توبه و استغفار نماید و گناهانى را که مانع قبول شدن نمازند، مانند حسد، کبر، غیبت، خوردن مال حرام، آشامیدن مسکرات و ندادن خمس و زکات، بلکه هر معصیتى را ترک کند. همچنین سزاوار است اعمالى را که ثواب نماز را کم مى کند،
بجا نیاورد، مثلاً در حال خواب آلودگى و خوددارى از ادرار به نماز نایستد و در هنگام نماز به آسمان نگاه نکند و نیز اعمالى را که ثواب نماز را زیاد مى کند بجا آورد، مثلاً انگشترى عقیق به دست کند و لباس پاکیزه بپوشد و شانه و مسواک کند و خود را خوشبو نماید.

نمازهاى واجب

اشاره

نمازهاى واجب هفت موردند:
اوّل: نمازهاى یومیّه که نماز جمعه نیز جزء آن است، دوم: نماز آیات، سوم: نماز میّت، چهارم: نماز طواف واجب خانه کعبه، پنجم: نماز قضاى پدر که بر پسر بزرگ تر واجب است، ششم: نمازى که به واسطۀ اجاره، نذر، قسم و عهد واجب مى شود، هفتم: نماز عید فطر و قربان در زمان حضور امام معصوم علیه السلام.

نمازهاى واجب یومیّه

اشاره

نمازهاى واجب یومیّه (در شبانه روز) پنج موردند: صبح دو رکعت، ظهر چهار رکعت، عصر چهار رکعت، مغرب سه رکعت و عشاء چهار رکعت.

«مسألۀ 755» در سفر باید نمازهاى چهار رکعتى را - با شرایطى که گفته مى شود - دو رکعت خواند.

«مسألۀ 756» هر یک از نمازهاى ظهر و عصر و همچنین مغرب و عشاء، داراى وقت مخصوص و وقت مشترکى مى باشند که در مسائل بعدى بیان خواهد شد. وقت مخصوص و مشترک براى اشخاص فرق مى کند، مثلاً اگر به اندازۀ خواندن دو رکعت نماز از اوّل ظهر بگذرد، وقت مخصوص نماز ظهر کسى که مسافر است، تمام شده و داخل وقت مشترک مى شود و براى کسى که مسافر نیست، باید به اندازۀ خواندن چهار رکعت نماز بگذرد.

وقت نماز صبح

«مسألۀ 757» نزدیک اذان صبح از طرف مشرق، سپیده اى رو به بالا حرکت مى کند
که آن را «فجر اوّل» مى گویند. هنگامى که آن سپیده پهن شد، «فجر دوم» و اوّل وقت نماز صبح است و آخر وقت نماز صبح هنگامى است که آفتاب بیرون مى آید.

«مسألۀ 758» در شب هاى مهتابى، اگر وقت طلوع صبح را به علم و یقین بداند، لازم نیست صبر کند تا سپیده صبح در افق ظاهر شود و بر روشنایى مهتاب غلبه کند و اگر وقت طلوع صبح را نداند، باید صبر کند تا اطمینان به طلوع فجر پیدا کند و احتیاط مستحب آن است که براى نماز صبح صبر کند تا سپیده صبح بر افق ظاهر شود، ولى براى روزه باید از زمانى جلوتر - یعنى مطابق ساعت و به وقت شرعى - از انجام کارى که روزه را باطل مى کند، خوددارى نماید.

وقت نماز ظهر و عصر

«مسألۀ 759» اگر چوب یا چیزى مانند آن را که به آن شاخص مى گویند، به طور عمودى در زمین هموار فرو برند، هنگام صبح که خورشید طلوع مى کند، سایۀ آن در سمت غرب مى افتد و هر چه آفتاب بالا مى آید، این سایه کم مى شود و در بیشتر شهرها، در اوّل ظهر شرعى به کمترین حدّ خود مى رسد و وقتى ظهر گذشت، سایه آن به طرف شرق برمى گردد و هر چه خورشید رو به مغرب مى رود، سایه بیشتر به طرف شرق مى چرخد و بلندتر مى شود؛ بنابر این وقتى سایه به کمترین حدّ خود رسید و دو مرتبه رو به زیاد شدن گذاشت، معلوم مى شود ظهر شرعى شده است؛ ولى در بعضى شهرها - مثل مکه - که گاهى هنگام ظهر سایه به کلّى از بین مى رود، بعد از آن که سایه دوباره پیدا شد، معلوم مى شود ظهر شده است.

«مسألۀ 760» وقت نماز ظهر و عصر از اول ظهر شرعى آغاز مى شود و بنا بر احتیاط واجب در هنگام غروب آفتاب به پایان مى رسد و اگر تا این هنگام نماز ظهر و عصر را نخواند، در فاصلۀ بین غروب آفتاب و مغرب شرعى باید بدون نیّت ادا و قضا و به قصد ما فى الذمّه آنها را بجا آورد. هر کدام از نماز ظهر و عصر وقت مخصوص و وقت مشترکى دارند. وقت مخصوص نماز ظهر از اوّل ظهر تا وقتى است که از ظهر به اندازۀ
خواندن نماز ظهر بگذرد و وقت مخصوص نماز عصر هنگامى است که به اندازۀ خواندن نماز عصر، از وقت نماز ظهر و عصر باقى مانده باشد و ما بین وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر، وقت مشترک نماز ظهر و نماز عصر است و اگر کسى عمداً نماز ظهر یا عصر را در وقت مخصوص دیگرى بخواند، باید آن را اعاده کند.

«مسألۀ 761» اگر پیش از خواندن نماز ظهر، سهواً مشغول نماز عصر شود و در بین نماز بفهمد که اشتباه کرده است، باید نیّت را به نماز ظهر برگرداند، یعنى نیّت کند که «آنچه تا حال خوانده ام و آنچه اکنون مشغول خواندن آن هستم و آنچه بعد مى خوانم همه نماز ظهر باشد» و بعد از آن که نماز را تمام کرد، نماز عصر را بخواند و اگر پس از نماز بفهمد، آنچه خوانده ظهر واقع شده و باید نماز عصر را بخواند.

«مسألۀ 762» انسان مى تواند در روز جمعه به جاى نماز ظهر دو رکعت نماز جمعه بخواند، ولى احتیاط مستحب آن است که اگر نماز جمعه خواند، نماز ظهر را نیز بخواند.

«مسألۀ 763» احتیاط واجب آن است که نماز جمعه را از هنگامى که عرفاً آن را اوّل ظهر مى گویند تأخیر نیندازد و اگر از اوائل ظهر تأخیر افتاد، به جاى نماز جمعه نماز ظهر بخواند.

وقت نماز مغرب و عشاء

«مسألۀ 764» مغرب هنگامى است که سرخى طرف مشرق که بعد از غروب آفتاب پیدا مى شود، از بین برود؛ ولى احتیاط واجب آن است که نماز ظهر و عصر از غروب آفتاب تأخیر نیفتد و نماز مغرب پیش از محو شدن سرخى طرف مشرق شروع نگردد.

«مسألۀ 765» نماز مغرب و عشاء هر کدام وقت مخصوص و وقت مشترکى دارند.
وقت مخصوص نماز مغرب از اوّل مغرب تا وقتى است که از مغرب به اندازۀ خواندن سه رکعت نماز بگذرد و وقت مخصوص نماز عشاء هنگامى است که به اندازۀ خواندن نماز عشاء، به نیمه شب مانده باشد و اگر کسى تا این هنگام نماز مغرب را نخوانده باشد، احتیاطاً باید اوّل نماز عشاء را بجا آورد و بعد از آن تا طلوع فجر نماز مغرب را به قصد
ما فى الذمّه بخواند و سپس بنا بر احتیاط واجب نماز عشاء را نیز دوباره به قصد ما فى الذمّه بجا آورد و بین وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشاء، وقت مشترک نماز مغرب و عشاء است.

«مسألۀ 766» اگر پیش از خواندن نماز مغرب، سهواً مشغول خواندن نماز عشاء شود و در بین نماز بفهمد که اشتباه کرده، چنانچه به رکوع رکعت چهارم نرفته باشد، باید نیّت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و بعد نماز عشاء را بخواند و اگر به رکوع رکعت چهارم رفته باشد، احتیاطاً باید نماز را به قصد رجاء تمام کند سپس نماز مغرب را بخواند و بعد از آن نماز عشاء را احتیاطاً اعاده نماید و اگر پس از نماز متوجّه شود، نماز عشاى او صحیح است و باید نماز مغرب را بجا آورد.

«مسألۀ 767» آخر وقت نماز عشاء نیمه شب است و احتیاط واجب آن است که براى محاسبه نیمه شب در مورد نماز مغرب و عشاء و مانند آنها، شب را از اوّل غروب تا اذان صبح حساب کند و براى نماز شب و مانند آن، تا اوّل آفتاب حساب نماید.

«مسألۀ 768» اگر از روى معصیت یا به واسطۀ عذرى نماز مغرب یا نماز عشاء را تا نصف شب نخواند، بنابر احتیاط واجب باید تا قبل از اذان صبح بدون این که نیّت ادا و قضا کند آن را بجا آورد.

احکام وقت نماز

«مسألۀ 769» انسان هنگامى مى تواند مشغول نماز شود که یقین یا اطمینان کند وقت آن فرا رسیده است یا دو مرد عادل از داخل شدن وقت خبر دهند.

«مسألۀ 770» شخص نابینا و زندانى و مانند آنها، بنابر احتیاط واجب تا وقتى که به فرا رسیدن وقت یقین پیدا کنند، نباید مشغول نماز شوند؛ ولى اگر انسان به واسطۀ وجود موانعى مثل ابر، غبار و مانند آنها که در غالب افراد مانع از حصول یقین و اطمینان به دخول وقت مى شود، نتواند در اوّل وقت نماز به فرا رسیدن وقت یقین یا اطمینان پیدا
کند، چنانچه گمان داشته باشد که وقت فرا رسیده، مى تواند مشغول نماز شود.

«مسألۀ 771» اگر براى شخص ثابت شود که وقت نماز شده و مشغول نماز شود و در بین نماز بفهمد که هنوز وقت فرا نرسیده و یا بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را پیش از وقت خوانده، نماز او باطل است؛ ولى اگر در بین نماز یا بعد از آن بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 772» اگر انسان متوجه نباشد که باید پس از ثابت شدن دخول وقت، مشغول نماز شود و بدون آن که دخول وقت براى او ثابت شود، نماز بخواند، چنانچه بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را در وقت آن خوانده، نماز او صحیح است و اگر بفهمد تمام نماز را پیش از وقت آن خوانده یا بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده است، نماز او باطل است.

«مسألۀ 773» اگر اطمینان کند وقت نماز فرا رسیده و مشغول نماز شود و در بین نماز شک کند که وقت داخل شده یا نه، نماز او صحیح نیست؛ ولى اگر در بین نماز اطمینان داشته باشد که وقت فرا رسیده و شک کند که آنچه از نماز خوانده در وقت بوده یا نه، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 774» اگر وقت نماز به قدرى تنگ باشد که به واسطۀ بجا آوردن بعضى از اعمال مستحب نماز، مقدارى از آن بعد از وقت خوانده شود، باید آن اعمال مستحب را بجا نیاورد؛ مثلاً اگر به واسطۀ خواندن قنوت مقدارى از نماز بعد از وقت خوانده شود، نباید قنوت را بخواند.

«مسألۀ 775» کسى که به اندازۀ خواندن یک رکعت نماز وقت دارد، باید نماز را به نیّت ادا بخواند، ولى نباید عمداً نماز را تا این وقت تأخیر بیندازد.

«مسألۀ 776» کسى که مسافر نیست اگر تا غروب آفتاب به اندازۀ خواندن پنج رکعت نماز وقت داشته باشد، باید هر دو نماز ظهر و عصر را بخواند و اگر به اندازۀ پنج رکعت وقت نداشته باشد، باید احتیاطاً یک نماز چهار رکعتى به قصد ادا و به نیّت ما فى الذمّه (بدون قصد ظهر و عصر) بخواند و پس از آن یک نماز چهار رکعتى دیگر بدون قصد ادا و قضا و به نیّت ما فى الذمّه بجا آورد و اگر تا مغرب به اندازۀ خواندن پنج رکعت نماز وقت
داشته باشد، باید هر دو نماز ظهر و عصر را احتیاطاً بدون قصد ادا و قضا بخواند و اگر به اندازۀ پنج رکعت وقت نداشته باشد، باید نماز عصر را احتیاطاً بدون نیّت ادا و قضا بخواند و سپس نماز ظهر را قضا کند و اگر تا نیمه شب به اندازۀ خواندن پنج رکعت نماز وقت داشته باشد، باید نماز مغرب و عشاء را بخواند و اگر کمتر وقت داشته باشد، باید نماز عشاء را به نیّت ادا خوانده و بعد نماز مغرب را بخواند و احتیاط واجب این است که نیّت ادا و قضا ننماید و سپس نماز عشاء را احتیاطاً بدون نیّت ادا و قضا اعاده نماید.

«مسألۀ 777» اگر مسافر تا غروب آفتاب به اندازۀ خواندن سه رکعت نماز وقت داشته باشد، باید نماز ظهر و عصر را بخواند و اگر کمتر وقت داشته باشد، باید احتیاطاً یک نماز دو رکعتى به قصد ادا و به نیّت ما فى الذمّه (بدون قصد ظهر و عصر) بخواند و پس از آن یک نماز دو رکعتى دیگر بدون قصد ادا و قضا و به نیّت ما فى الذمّه بجا آورد و اگر تا مغرب به اندازۀ خواندن سه رکعت نماز وقت داشته باشد، باید هر دو نماز ظهر و عصر را احتیاطاً بدون قصد ادا و قضا بخواند و اگر به اندازۀ سه رکعت وقت نداشته باشد، باید نماز عصر را احتیاطاً بدون نیّت ادا و قضا بخواند و سپس نماز ظهر را قضا کند و اگر تا نیمه شب به اندازۀ خواندن چهار رکعت نماز وقت داشته باشد، باید نماز مغرب و عشاء را بخواند و اگر کمتر وقت داشته باشد، باید فقط نماز عشاء را بخواند و بعد نماز مغرب را احتیاطاً بدون نیّت ادا و قضا بجا آورد و سپس احتیاطاً نماز عشاء را نیز بدون نیّت ادا و قضا اعاده کند و چنانچه بعد از خواندن نماز عشاء معلوم شود که به مقدار یک رکعت یا بیشتر وقت به نیمه شب باقى مانده است، باید فوراً نماز مغرب را به نیّت ادا بخواند - اگرچه احتیاط مستحب این است که آن را به قصد ما فى الذمّه بجا آورد - و سپس بنابر احتیاط واجب نماز عشاء را بدون نیت ادا و قضا، اعاده نماید.

«مسألۀ 778» مستحب است انسان نماز را در اوّل وقت آن بخواند و دربارۀ آن سفارش بسیارى شده است و هر چه به اوّل وقت نزدیک تر باشد بهتر است، مگر آن که تأخیر آن از جهتى بهتر باشد، مثل این که مقدارى صبر کند تا نماز را به جماعت بخواند.

«مسألۀ 779» هرگاه انسان عذرى داشته باشد که اگر بخواهد در اوّل وقت نماز
بخواند، ناچار باشد با تیمّم نماز بخواند و یا این که لباس او نجس باشد و یا عذر دیگرى داشته باشد، چنانچه بداند یا گمان داشته باشد که عذر او تا آخر وقت برطرف خواهد شد، نمى تواند در اوّل وقت نماز بخواند، بلکه باید صبر کند تا عذرش برطرف شود و چنانچه عذر او برطرف نشود، در آخر وقت نماز بخواند و لازم نیست به قدرى صبر کند که فقط بتواند کارهاى واجب نماز را انجام دهد، بلکه اگر براى مستحبات نماز، مانند اذان، اقامه و قنوت نیز وقت داشته باشد، مى تواند نماز را با آن مستحبات بجا آورد.

«مسألۀ 780» کسى که مسائل نماز و شکیات و سهویات را نمى داند و احتمال مى دهد که یکى از آنها در نماز پیش آید، باید براى یاد گرفتن آنها نماز را از اوّل وقت تأخیر بیندازد؛ ولى اگر اطمینان داشته باشد که نماز را به نحو صحیح تمام مى کند، مى تواند در اوّل وقت مشغول نماز شود؛ پس اگر در نماز مساله اى که حکم آن را نمى داند پیش نیاید، نماز او صحیح است و اگر مسأله اى که حکم آن را نمى داند پیش آید، مى تواند به احتمالى که در نظرش صحیح تر است عمل نماید و نماز را تمام کند، ولى بعد از نماز باید مسأله را بپرسد و اگر نماز او باطل بوده، دوباره آن را بخواند.

«مسألۀ 781» اگر وقت نماز وسعت داشته باشد و طلبکار نیز طلب خود را مطالبه کند، در صورتى که ممکن باشد باید اوّل قرض خود را بدهد و بعد نماز بخواند و همچنین اگر کار واجب دیگرى که باید آن را فوراً بجا آورد پیش آید - مثلاً ببیند مسجد نجس است - باید اوّل آن کار را انجام دهد - مثلاً مسجد را تطهیر کند - و بعد نماز بخواند و چنانچه اوّل نماز بخواند، معصیت کرده و صحّت نماز او خالى از اشکال نیست.

نمازهایى که باید به ترتیب خوانده شوند

«مسألۀ 782» باید نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز عشاء را بعد از نماز مغرب بخوانند و اگر عمداً نماز عصر را پیش از نماز ظهر و نماز عشاء را پیش از نماز مغرب بخوانند، باطل است.

«مسألۀ 783» اگر به نیّت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بین نماز به خاطر آورد که
نماز ظهر را خوانده است، نمى تواند نیّت را به نماز عصر برگرداند، بلکه باید آن نماز را رها کند و نماز عصر را بخواند. حکم نماز مغرب و عشاء نیز به همین ترتیب است.

«مسألۀ 784» اگر در بین نماز عصر یقین کند که نماز ظهر را نخوانده است و نیّت را به نماز ظهر برگرداند و بعد به خاطر آورد که نماز ظهر را خوانده بوده، بنابر احتیاط واجب باید نیّت را به نماز عصر برگرداند و پس از اتمام نماز آن را دوباره بجا آورد.

«مسألۀ 785» اگر در بین نماز عصر شک کند که نماز ظهر را خوانده یا نه، باید نیّت را به نماز ظهر برگرداند، ولى اگر وقت به قدرى کم باشد که بعد از تمام شدن نماز، کمتر از یک رکعت به پایان وقت باقى بماند، باید به نیّت نماز عصر، نماز را تمام کند و سپس نماز ظهر را قضا کند.

«مسألۀ 786» اگر در نماز عشاء پیش از رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، چنانچه وقت به قدرى کم باشد که بعد از تمام شدن نماز، نیمه شب شود، باید به نیّت عشاء نماز را تمام کند و سپس به قصد ما فى الذمّه نماز مغرب را بجا آورد و احتیاطاً نماز عشاء را نیز به قصد ما فى الذمّه اعاده کند و اگر بیشتر وقت داشته باشد، باید نیّت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را در سه رکعت تمام کند و بعد نماز عشاء را بخواند.

«مسألۀ 787» اگر در نماز عشاء بعد از رسیدن به رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، باید نماز را تمام کند و بعد نماز مغرب را بخواند و پس از آن نماز عشاء را احتیاطاً اعاده کند.

«مسألۀ 788» اگر انسان نمازى را که خوانده احتیاطاً دوباره بخواند و در بین نماز به خاطر آورد که نمازى را که باید پیش از آن بخواند نخوانده است، نمى تواند نیّت را به آن نماز برگرداند، مثلاً اگر هنگامى که نماز عصر را احتیاطاً مى خواند به خاطر آورد که نماز ظهر را نخوانده است، نمى تواند نیّت را به نماز ظهر برگرداند.

«مسألۀ 789» برگرداندن نیّت از نماز قضا به نماز ادا و از نماز مستحب به نماز واجب جایز نیست.

«مسألۀ 790» اگر وقت نماز ادا وسعت داشته باشد، مى تواند در بین نماز نیّت را به نماز قضا برگرداند، ولى باید برگرداندن نیّت به نماز قضا ممکن باشد، مثلاً اگر مشغول نماز ظهر است، در صورتى مى تواند نیّت را به قضاى صبح برگرداند که داخل رکوع رکعت سوم نشده باشد.

نمازهاى مستحب

اشاره

«مسألۀ 791» تعداد نمازهاى مستحبّى زیاد است و آنها را «نافله» مى گویند و از میان نمازهاى مستحبّى، خواندن نافله هاى شبانه روزى بیشتر سفارش شده و تعداد آنها در غیر روز جمعه، سى و چهار رکعت است که دو رکعت آن نافلۀ صبح، هشت رکعت نافلۀ ظهر، هشت رکعت نافلۀ عصر، چهار رکعت نافلۀ مغرب، دو رکعت نافلۀ عشاء و یازده رکعت نافلۀ شب مى باشد و چون دو رکعت نافلۀ عشاء را بنابر احتیاط واجب باید نشسته خواند، یک رکعت حساب مى شود، ولى در روز جمعه بر شانزده رکعت نافلۀ ظهر و عصر، چهار رکعت اضافه مى شود.

«مسألۀ 792» از یازده رکعت نافلۀ شب، هشت رکعت آن باید به نیّت نافلۀ شب، دو رکعت به نیّت نماز شَفْع و یک رکعت به نیّت نماز وَتْر خوانده شود. دستور کامل نافلۀ شب در کتابهاى ادعیه گفته شده است.

«مسألۀ 793» نمازهاى نافله را بجز نماز وَتْر که یک رکعت مى باشد، باید دو رکعتى بجا آورد و مستحب است در رکعت دوم نمازهاى نافله و نیز در نماز وتر قنوت را بخوانند، ولى در نماز شفع اگر بخواهند قنوت را بجا آورند، احتیاطاً آن را به امید ثواب انجام دهند.

«مسألۀ 794» نمازهاى نافله را مى توان نشسته خواند، ولى بهتر است دو رکعت نماز نافلۀ نشسته را یک رکعت حساب کند؛ مثلاً کسى که مى خواهد نافلۀ ظهر را که هشت رکعت است نشسته بخواند، بهتر است شانزده رکعت بخواند و اگر بخواهد نماز وتر را نشسته بخواند، دو نماز یک رکعتى نشسته بخواند.

«مسألۀ 795» نافلۀ ظهر و عصر را در سفر نباید خواند، ولى نافلۀ عشاء را به نیّت این
که شاید مطلوب خداوند باشد، مى توان بجا آورد.

وقت نمازهاى نافله یومیّه

«مسألۀ 796» نافلۀ نماز ظهر، پیش از نماز ظهر خوانده مى شود و وقت آن از اوّل ظهر تا هنگامى است که طول سایۀ شاخص که بعد از ظهر پیدا مى شود، به اندازۀ دو هفتم آن شود؛ مثلاً اگر طول شاخص هفت وجب باشد، هر وقت مقدار سایه اى که بعد از ظهر پیدا مى شود به دو وجب رسید، آخر وقت نافلۀ ظهر است.

«مسألۀ 797» نافلۀ عصر پیش از نماز عصر خوانده مى شود و وقت آن تا هنگامى است که طول آن مقدار از سایۀ شاخص که بعد از ظهر پیدا مى شود، به چهار هفتم آن برسد و چنانچه بخواهد نافلۀ ظهر یا نافلۀ عصر را بعد از وقت آنها بخواند، بهتر است نافلۀ ظهر را بعد از نماز ظهر و نافلۀ عصر را بعد از نماز عصر و بدون نیّت ادا و قضا بخواند.

«مسألۀ 798» وقت نافلۀ مغرب، پس از تمام شدن نماز مغرب است تا وقتى که سرخى طرف مغرب که بعد از غروب کردن آفتاب در آسمان پیدا مى شود، از بین برود و چنانچه بخواهد پس از این هنگام آن را بخواند، بنا بر احتیاط واجب باید بدون نیّت ادا و قضا آن را بجا آورد.

«مسألۀ 799» وقت نافلۀ عشاء تا پایان وقت نماز عشاء است و بهتر است بلافاصله بعد از نماز عشاء خوانده شود.

«مسألۀ 800» نافلۀ صبح پیش از نماز صبح خوانده مى شود و وقت آن از 16 آخر شب شروع مى شود و اگر نافلۀ شب را به جا آورد، مى تواند نافلۀ صبح را متّصل به نافلۀ شب پس از نیمۀ شب بخواند و اگر از کسانى باشد که تقدیم نافلۀ شب بر نیمۀ شب براى آنان جایز است، مى تواند نافلۀ صبح را همراه نافلۀ شب قبل از نیمۀ شب بجا آورد.

«مسألۀ 801» وقت نافله شب از نیمه شب تا اذان صبح است و بهتر است نزدیک اذان صبح خوانده شود.

«مسألۀ 802» مسافر و کسى که خواندن نافلۀ شب بعد از نیمه شب براى او دشوار است، مى تواند آن را قبل از نیمۀ شب بجا آورد.

نماز غفیله

«مسألۀ 803» نماز غفیله نمازى است که بین نماز مغرب و عشاء خوانده مى شود و بنابر احتیاط باید به قصد قربت مطلقه خوانده شود و ابتداى وقت آن بعد از نماز مغرب و انتهاى آن بنابر احتیاط وقتى است که سرخى طرف مغرب از بین برود. در رکعت اوّل آن، بعد از حمد باید به جاى سوره این آیات را بخوانند:«وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادى فِی الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ» و در رکعت دوم بعد از حمد به جاى سوره، این آیه را بخوانند:«وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُها إِلاّ هُوَ وَ یَعْلَمُ ما فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاّ یَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِی ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلاّ فِی کِتابٍ مُبِینٍ» و در قنوت آن بگویند: «اَللّهُمَّ إنّى أَسْأَلُکَ بِمَفاتِحِ الْغَیْبِ الَّتِى لایَعْلَمُها إِلّا أنْتَ أنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأنْ تَفْعَلَ بى کَذا وَکَذا» و به جاى کلمۀ «کذا و کذا»، حاجتهاى خود را بگویند، و بعد ادامه دهند: «اَللّهُمَّ أنْتَ وَلِىُّ نِعْمَتِى وَالْقادِرُ عَلى طَلِبَتِى تَعْلَمُ حاجَتِى فَأَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمُ السَّلامُ لَمّا قَضَیْتَها لِى».

احکام قبله

«مسألۀ 804» خانۀ کعبه که در مکۀ معظّمه مى باشد قبله است و باید روبروى آن نماز خواند، ولى کسى که از آن دور است، اگر به نحوى بایستد که بگویند رو به قبله نماز مى خواند، کافى است. اعمال دیگرى مانند سربریدن حیوانات که باید رو به قبله انجام گیرند نیز همین حکم را دارند.

«مسألۀ 805» کسى که نماز واجب را ایستاده مى خواند، باید به گونه اى بایستد که بگویند رو به قبله ایستاده و لازم نیست زانوها و انگشتان پاى او نیز رو به قبله باشند.

«مسألۀ 806» کسى که باید نشسته نماز بخواند، باید به گونه اى بنشیند که صورت، سینه و شکم او رو به قبله باشد، ولى لازم نیست زانوهاى خود را به سمت قبله قرار دهد، ولى اگر نتواند به نحو معمول بنشیند و هنگام نشستن، کف پاها را به زمین بگذارد، باید به نحوى بنشیند که پاهاى او نیز رو به قبله باشد.

«مسألۀ 807» کسى که نمى تواند نشسته نماز بخواند، باید در حال نماز به گونه اى به پهلوى راست بخوابد که جلوى بدن او رو به قبله باشد و اگر ممکن نباشد، باید به نحوى به پهلوى چپ بخوابد که جلوى بدن او رو به قبله باشد و اگر به این نحو نیز نتواند قرار گیرد، باید به گونه اى به پشت بخوابد که کف پاى او رو به قبله باشد.

«مسألۀ 808» نماز احتیاط و سجده و تشهّد فراموش شده را باید رو به قبله بجا آورد و سجدۀ سهو نیز بنا بر احتیاط واجب باید رو به قبله بجا آورده شود.

«مسألۀ 809» نماز مستحبّى را مى توان در حال راه رفتن و سواره خواند و اگر انسان در این دو حال نماز مستحبّى بخواند، لازم نیست رو به قبله باشد؛ ولى اگر در حال استقرار نماز مى خواند، بنا بر احتیاط باید رو به قبله باشد.

«مسألۀ 810» کسى که مى خواهد نماز بخواند، باید براى پیدا کردن قبله کوشش نماید تا یقین یا اطمینان کند که قبله کدام طرف است و اگر علم یا اطمینان به قبله براى او حاصل نشود، مى تواند به گفتۀ دو شاهد عادل که از روى نشانه هاى حسّى شهادت مى دهند یا به قول کسى که از روى قاعدۀ علمى قبله را مى شناسد و مورد اطمینان است، عمل کند و اگر از این راه ها ممکن نشد، باید به گمانى که به وسیله محراب مسجد مسلمانان یا قبرهاى آنان یا از راههاى دیگر پیدا مى شود، عمل نماید و حتّى اگر از گفتۀ فاسق یا کافرى هم که به واسطۀ قواعد علمى قبله را مى شناسد گمان به قبله پیدا کند، کافى است.

«مسألۀ 811» اگر کسى که گمان به قبله دارد بتواند گمان قوى ترى پیدا کند، نمى تواند به گمان خود عمل نماید؛ مثلاً اگر میهمان از گفته صاحب خانه گمان به قبله پیدا کند ولى
بتواند از راه دیگر گمان قوى ترى پیدا نماید، نباید به حرف او عمل کند.

«مسألۀ 812» اگر براى پیدا کردن قبله وسیله اى نداشته باشد یا با این که کوشش کرده گمان او به هیچ جهتى تمایل پیدا نکرده باشد، بنابر احتیاط چهار نماز به چهار طرف مى خواند، اگرچه بعید نیست خواندن یک نماز به هر جهتى که خواست، کافى باشد.

«مسألۀ 813» اگر یقین یا گمان کند که قبله در یکى از دو طرف است، باید به هر دو طرف نماز بخواند.

«مسألۀ 814» کسى که به چند طرف نماز مى خواند، اگر بخواهد نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشاء را بخواند، مى تواند نماز اوّل را به تمام جهات بخواند و بعد نماز دوم را شروع کند و یا آن که هر دو نماز را به یک جهت بخواند و سپس هر دو را در جهات دیگر تکرار کند، اگرچه روش اول بهتر است.

«مسألۀ 815» اگر کسى که یقین به قبله ندارد بخواهد غیر از نماز عملى انجام دهد که باید رو به قبله صورت گیرد، مثلاً بخواهد سر حیوانى را ببرد، در صورت ضرورت، مى تواند به گمان عمل نماید وگرنه در صورت امکان باید آن عمل را به تأخیر اندازد و پس از حصول اطمینان به جهت قبله آن را به جا آورد.

پوشاندن بدن در نماز

اشاره

«مسألۀ 816» مرد باید در حال نماز - اگرچه کسى او را نبیند - عورتین خود را بپوشاند و بهتر است از ناف تا زانو را نیز بپوشاند.

«مسألۀ 817» زن باید در هنگام نماز تمام بدن حتى سر و موى خود را بپوشاند و همچنین بنابر احتیاط باید کف پاى خود را نیز بپوشاند، ولى پوشاندن صورت به مقدارى که در وضو شسته مى شود و دستها و روى پاها تا مچ لازم نیست، امّا براى آن که یقین کند که مقدار واجب را پوشانده است، باید مقدارى از اطراف صورت و قدرى پایین تر از مچ را نیز بپوشاند.

«مسألۀ 818» زن در برابر نامحرم باید تمام بدن خود، غیر از مقدارى از صورت که
در وضو شسته مى شود و دست ها تا مچ را بپوشاند. بنابراین چنانچه زنى در محلّى نماز بخواند که مرد نامحرمى او را ببیند، باید در حال نماز روى پا و کف پاى خود را نیز بپوشاند و چنانچه روى پاى خود تا مچ آن را نپوشاند و نگاه مرد نامحرم به آن بیفتد، گناه کرده، ولى نمازش صحیح است.

«مسألۀ 819» هنگامى که انسان قضاى سجدۀ فراموش شده یا تشهّد فراموش شده را بجا مى آورد و بلکه بنابر احتیاط واجب در موقع سجدۀ سهو نیز باید خود را مانند هنگام نماز بپوشاند.

«مسألۀ 820» اگر انسان در نماز عمداً عورتش را نپوشاند، نماز او باطل است، بلکه اگر نپوشاندن عورت از روى ندانستن مسأله نیز باشد وجهل او ناشى از کوتاهى در یادگیرى مسأله باشد، باید نماز خود را دوباره بخواند.

«مسألۀ 821» اگر در بین نماز بفهمد که عورتش پیداست، باید آن را بپوشاند و بنابر احتیاط واجب نماز را تمام کرده و دوباره آن را بخواند، خصوصاً اگر پوشاندن عورت زیاد طول بکشد، ولى اگر بعد از نماز بفهمد که در نماز عورت او پیدا بوده، نمازش صحیح است.

«مسألۀ 822» اگر لباس نمازگزار در حال ایستاده عورت او را بپوشاند، ولى امکان داشته باشد که در حال دیگر - مثلاً در حال رکوع و سجود - نپوشاند، چنانچه قبل از آشکار شدن عورت به وسیله اى آن را بپوشاند، نماز او صحیح است، ولى احتیاط مستحب آن است که با آن لباس نماز نخواند.

«مسألۀ 823» انسان مى تواند در نماز خود را با علف و برگ درختان و یا با پنبه و پشم بافته نشده بپوشاند، ولى بهتر است در غیر ضرورت، از پوشاندن عورت با موارد فوق خوددارى کند و آن را با لباس هاى متعارف بپوشاند.

«مسألۀ 824» بنابر احتیاط واجب در حال اختیار نمازگزار نمى تواند با گِل عورت خود را بپوشاند، ولى در حال اضطرار پوشاندن آن با گِل کافى است.

«مسألۀ 825» اگر چیزى نداشته باشد که در نماز خود را با آن بپوشاند، چنانچه
احتمال دهد که چیزى پیدا کند، بنابر احتیاط واجب باید نماز را تأخیر بیندازد و اگر چیزى پیدا نکرد، در آخر وقت مطابق وظیفه خود (برهنه) نماز بخواند.

«مسألۀ 826» اگر کسى که مى خواهد نماز بخواند براى پوشاندن خود حتّى گِل نیز نداشته باشد و احتمال ندهد که تا آخر وقت چیزى پیدا کند که خود را با آن بپوشاند و یا تا آخر وقت صبر کند و چیزى پیدا نکند، در صورتى که نامحرم او را ببیند باید نشسته نماز بخواند و عورت خود را با ران خود بپوشاند و براى رکوع و سجده به مقدارى خم شود که عورت او ظاهر نگردد و اگر امکان نداشت، با سر خود براى رکوع و سجده اشاره کند و براى سجده بیشتر از رکوع خم شود و یا سر را خم کند و باید چیزى را که بر آن سجده مى کند از زمین بلند کند و بر آن سجده نماید و احتیاط واجب آن است که پیشانى را بر آن بگذارد نه این که فقط آن را به پیشانى بچسباند و اگر کسى او را نبیند، باید ایستاده نماز بخواند و بنابر احتیاط جلوى خود را با دست بپوشاند و در هر صورت رکوع وسجود را با اشاره انجام دهد و براى سجود سر را قدرى پایین تر آورد و چیزى را که سجده بر آن صحیح است از زمین بردارد و هنگامى که براى سجده اشاره مى کند، بنابر احتیاط پیشانى را بر آن بگذارد، نه این که فقط آن را به پیشانى بچسباند.

شرایط لباس نمازگزار

اشاره

«مسألۀ 827» لباس نمازگزار شش شرط دارد:
اوّل: آن که پاک باشد. دوم: آن که مباح باشد. سوم: آن که از اجزاى مردار نباشد. چهارم: آن که از اجزاى حیوان حرام گوشت نباشد. پنجم و ششم: آن که اگر نمازگزار مرد است، لباس او ابریشم خالص و طلاباف نباشد. تفصیل این شروط در مسائل آینده بیان مى شود.
* شرط اوّل: لباس نمازگزار باید پاک باشد و اگر کسى عمداً با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.

«مسألۀ 828» کسى که نمى داند نماز با بدن و لباس نجس، باطل است، اگر در ندانستن
حکم مسأله مقصّر باشد و با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل مى باشد.

«مسألۀ 829» اگر به واسطۀ تقصیر در ندانستن مسأله، نجاست چیز نجسى را نداند - مثلاً نداند عرق کافر غیر کتابى نجس است - و با بدن یا لباس آلوده به آن نماز بخواند، نمازش باطل است.

«مسألۀ 830» اگر نداند که بدن یا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد نجس بوده، نماز او صحیح است، ولى احتیاط مستحب آن است که اگر وقت دارد دوباره آن نماز را بخواند.

«مسألۀ 831» اگر فراموش کند که بدن یا لباسش نجس است و در بین نماز یا بعد از آن به خاطر آورد، باید نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید.

«مسألۀ 832» اگر بدن یا لباس کسى که در وسعت وقت مشغول نماز است در بین نماز نجس شود و پیش از آن که چیزى از نماز را با نجاست بخواند، متوجّه این موضوع شود یا بفهمد که بدن یا لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از قبل نجس بوده، در صورتى که آب کشیدن بدن یا لباس یا عوض کردن لباس یا بیرون آوردن آن، نماز را به هم نزند، باید در بین نماز بدن یا لباس را آب بکشد یا لباس را عوض نماید یا اگر چیز دیگرى عورت او را پوشانده، لباس را بیرون آورد، ولى اگر به نحوى باشد که در صورت آب کشیدن بدن یا لباس یا تعویض یا بیرون آوردن لباس، نماز به هم بخورد، باید نماز را رها کند و دوباره با بدن و لباس پاک نماز بخواند.

«مسألۀ 833» اگر لباس کسى که در تنگى وقت مشغول نماز است، در بین نماز نجس شود و پیش از آن که چیزى از نماز را با نجاست بخواند، بفهمد که نجس شده یا بفهمد که لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده، در صورتى که آب کشیدن یا عوض کردن یا بیرون آوردن لباس نماز را به هم نزند و بتواند لباس را بیرون آورد، باید لباس را آب بکشد یا عوض کند یا اگر چیز دیگرى عورت او را پوشانده، لباس را بیرون آورد و نماز را تمام کند، اما اگر چیز دیگرى عورت او را نپوشانده باشد و لباس را نیز نتواند آب بکشد یا عوض کند، باید لباس را بیرون آورد و به
دستورى که براى برهنگان گفته شد، نماز را تمام کند و احتیاطاً آن را با لباس و بدن پاک قضا نیز بنماید، ولى چنانچه به گونه اى باشد که اگر لباس را آب بکشد یا عوض کند، نماز به هم بخورد و به واسطۀ سرما و مانند آن نیز نتواند لباس را بیرون آورد، باید با همان حال نماز را تمام کند و نماز او صحیح است.

«مسألۀ 834» اگر بدن کسى که در تنگى وقت مشغول نماز است، در بین نماز نجس شود و پیش از آن که چیزى از نماز را با نجاست بخواند متوجّه این موضوع شود یا بفهمد بدن او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده، در صورتى که آب کشیدن بدن نماز را به هم نزند، باید آن را آب بکشد و اگر نماز را به هم بزند، باید با همان حال نماز را تمام کند و نماز او صحیح است.

«مسألۀ 835» کسى که در پاک بودن بدن یا لباس خود شک دارد، اگر پیش از آن که شک کند، علم به نجاست آن نداشته، باید آن را جستجو کند و اگر اثرى از نجاست در آن نیافت و پس از نماز فهمید که نجس بوده، نمازش صحیح است، ولى اگر پیش از نماز جستجو نکند، احتیاطاً باید نمازش را اعاده کند و اگر وقت آن گذشته باشد، آن را قضا نماید و اگر پیش از آن که شک کند، مى دانسته که لباس یا بدنش نجس است و سپس شک کرد و پس از نماز فهمید که در حال نماز نجس بوده، احتیاطاً باید نماز خود را اعاده کند و اگر وقت گذشته باشد، آن را قضا نماید، چه قبل از نماز جستجو کرده باشد و چه نکرده باشد.

«مسألۀ 836» اگر لباس را آب بکشد و اطمینان یابد یا یقین کند که پاک شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاک نشده، احتیاطاً باید نماز را اعاده کند و اگر وقت آن گذشته باشد، آن را قضا نماید.

«مسألۀ 837» اگر خونى در بدن یا لباس خود ببیند و یقین یا اطمینان یابد که از خونهاى نجس نیست، مثلاً اطمینان یابد که خون پشه است، چنانچه بعد از نماز بفهمد از خون هایى بوده که نمى شود با آن نماز خواند، احتیاطاً باید نماز را اعاده کند و اگر وقت آن گذشته باشد، آن را قضا نماید.

«مسألۀ 838» اگر اطمینان یابد خونى که در بدن یا لباس اوست، خون نجسى است که نماز با آن صحیح است، مثلاً اطمینان یابد خون زخم و دمل است، چنانچه بعد از نماز بفهمد خونى بوده که نماز با آن باطل است، احتیاطاً باید نماز را اعاده کند و اگر وقت آن گذشته باشد، آن را قضا نماید.

«مسألۀ 839» اگر نجس بودن چیزى را فراموش کند و بدن یا لباسش با رطوبت به آن برسد و در حال فراموشى نماز بخواند و بعد از نماز به خاطر آورد، نماز او صحیح است؛ ولى اگر بدنش با رطوبت به چیزى که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد و بدون این که خود را آب بکشد، غسل کند و نماز بخواند، غسل و نماز او باطل است، مگر این که غسل او به گونه اى باشد که بدن قبل از غسل پاک شود و نیز اگر جایى از اعضاى وضو با رطوبت به چیزى که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد و پیش از آن که آنجا را آب بکشد، وضو بگیرد و نماز بخواند، وضو و نمازش باطل مى باشد، مگر این که وضوى او به گونه اى باشد که قبل از وضو اعضاى وضو پاک شود.

«مسألۀ 840» اگر بدن و لباس کسى که یک لباس دارد نجس شود و به اندازۀ آب کشیدن یکى از آنها آب داشته باشد، چنانچه بتواند لباسش را بیرون آورد، باید بدن را آب بکشد و نماز را به دستورى که براى برهنگان گفته شد، بجا آورد و احتیاطاً با آن لباس نجس نیز نماز را اعاده نماید و اگر به واسطۀ سرما یا عذر دیگرى نتواند لباسش را بیرون آورد، در صورتى که نجاست هر دو مساوى باشد، مثلاً هر دو ادرار یا خون باشد یا نجاست بدن شدیدتر باشد، مثلاً نجاست آن ادرار باشد که باید دو مرتبه آن را آب کشید، بعید نیست که آب کشیدن بدن مقدم باشد و اگر نجاست لباس بیشتر یا شدیدتر باشد، هر کدام از بدن یا لباس را که بخواهد، مى تواند آب بکشد.

«مسألۀ 841» کسى که غیر از لباس نجس لباس دیگرى ندارد و احتمال نمى دهد که لباس پاک پیدا کند، اگر به واسطۀ سرما یا عذر دیگرى نتواند لباس را بیرون بیاورد، باید در همان لباس نماز بخواند و نماز او صحیح است؛ ولى چنانچه بتواند لباس را بیرون آورد، باید نماز را به دستورى که براى برهنگان گفته شد بجا آورد و احتیاطاً نماز را با
همان لباس نجس تکرار نماید.

«مسألۀ 842» اگر کسى که دو لباس دارد بداند یکى از آنها نجس است و نتواند آنها را آب بکشد و نداند کدام یک از آنها نجس است، چنانچه وقت داشته باشد، باید با هر دو لباس نماز بخواند، مثلاً اگر بخواهد نماز ظهر و عصر بخواند، باید با هر کدام یک نماز ظهر و یک نماز عصر بخواند، ولى اگر وقت تنگ باشد، باید نماز را به دستورى که براى برهنگان گفته شد بجا آورد و احتیاطاً آن نماز را با لباس پاک قضا نیز بنماید.
* شرط دوم: آن قسمت از لباس نمازگزار که عورت او را مى پوشاند، باید مباح باشد و حکم قسمتهایى که عورت را نمى پوشاند نیز بنابر احتیاط واجب همین است و کسى که مى داند پوشیدن لباس غصبى حرام است، اگر عمداً در لباس غصبى یا در لباسى که نخ یا دگمه یا چیز دیگر آن غصبى است نماز بخواند، باید آن نماز را با لباس غیر غصبى اعاده نماید.

«مسألۀ 843» اگر کسى که مى داند پوشیدن لباس غصبى حرام است، ولى نمى داند نماز را باطل مى کند، عمداً با لباس غصبى نماز بخواند، باید آن نماز را با لباس غیر غصبى اعاده کند.

«مسألۀ 844» اگر نداند یا فراموش کند که لباس او غصبى است و با آن نماز بخواند، نمازش صحیح است؛ ولى اگر خودش آن لباس را غصب کرده باشد و بعد فراموش کرده و با آن نماز بخواند، باید آن نماز را اعاده کند.

«مسألۀ 845» اگر نداند یا فراموش کند که لباس او غصبى است و در بین نماز بفهمد، چنانچه چیز دیگرى عورت او را پوشانده باشد و بتواند فوراً و بدون این که موالات - یعنى پى درپى بودن نماز - به هم بخورد لباس غصبى را بیرون آورد، بنابر احتیاط واجب باید آن را بیرون آورد و نمازش صحیح است و اگر چیز دیگرى عورت او را نپوشانده باشد یا نتواند لباس غصبى را فوراً بیرون آورد و در صورت بیرون آوردن، پى درپى بودن نماز به هم بخورد، در صورتى که به مقدار یک رکعت نیز وقت داشته باشد، باید نماز را رها کند و با لباس غیر غصبى نماز بخواند و اگر این مقدار نیز وقت نداشته باشد، باید در حال نماز
لباس را بیرون آورد و مانند نماز برهنگان، نماز را تمام نماید.

«مسألۀ 846» اگر کسى براى حفظ جان خود و یا مثلاً براى این که دزد لباس غصبى را نبرد ناچار شود آن را بپوشد و با آن نماز بخواند، چنانچه خود او لباس را غصب نکرده باشد، نمازش صحیح است، ولى اگر خود او لباس را غصب کرده باشد و لباس نیز عورت او را بپوشاند، صحت نمازش خالى از اشکال نیست مگر آن که به قصد بازگرداندن به صاحبش آن را بپوشد تا به سرقت نرود.

«مسألۀ 847» اگر با عین پولى که خمس به آن تعلّق گرفته، لباس بخرد، مى تواند با آن نماز بخواند؛ ولى باید فوراً خمس آن پول را بپردازد. البته چنانچه اصلاً قصد پرداخت خمس را نداشته باشد و معامله را به نحو شخصى انجام داده باشد (یعنى این که در هنگام معامله به فروشنده بگوید که این لباس را با عین همین پول خریدارى مى کنم)، نماز در آن لباس باطل است و اگر با عین پولى که زکات آن را نداده لباس بخرد، چنانچه قصد داشته باشد که از مال دیگرى زکات را بپردازد، نماز او در آن لباس صحیح است وگرنه نماز در آن لباس باطل است و اگر به ذمّه بخرد و در هنگام معامله قصدش این باشد که از پولى که خمس یا زکات آن را نداده، پول لباس را بدهد، در این صورت نمازش باطل نیست، اگرچه احتیاط مستحب اعاده این نماز است.
* شرط سوم: لباس نمازگزار باید از اجزاى حیوان مرده اى که خون جهنده دارد - یعنى حیوانى که اگر رگ آن را ببرند خون از آن جستن مى کند - نباشد و اگر از اجزاى حیوان مردۀ حلال گوشتى که خون جهنده ندارد - مانند ماهى فلس دار - لباس تهیّه کند، احتیاط مستحب آن است که با آن نماز نخواند.

«مسألۀ 848» حیوان حلال گوشتى که خون جهنده دارد، چنانچه مردار شود، بنابر احتیاط واجب نباید چیزى از آن که روح داشته - مانند گوشت و پوست - همراه نمازگزار باشد، اگرچه لباس او نیز نباشد.

«مسألۀ 849» اگر چیزى از مردار حلال گوشت که روح ندارد - مانند مو و پشم - همراه نمازگزار باشد یا با لباسى که از آنها تهیّه کرده اند نماز بخواند، نماز او صحیح است.
* شرط چهارم: لباس نمازگزار باید از حیوان حرام گوشتى که خون جهنده دارد نباشد و اگر مویى از آن هم همراه نمازگزار باشد، نماز او باطل است و بنابر احتیاط حکم حیوان حرام گوشتى که خون جهنده ندارد نیز همین است.

«مسألۀ 850» اگر آب دهان یا بینى یا رطوبت دیگرى از حیوان حرام گوشت - مانند گربه - بر بدن یا لباس نمازگزار باشد، چنانچه مرطوب باشد، نماز باطل و اگر خشک شده و عین آن برطرف شده باشد، نماز صحیح است.

«مسألۀ 851» اگر مو، عرق و آب دهان کسى بر بدن یا لباس نمازگزار باشد و یا مروارید و موم و عسل همراه او باشد، اشکال ندارد.

«مسألۀ 852» اگر شک داشته باشد لباسى از حیوان حلال گوشت است یا از حیوان حرام گوشت، مى تواند با آن نماز بخواند.

«مسألۀ 853» اگر انسان احتمال دهد دگمۀ صدفى و مانند آن از حیوان است، نماز خواندن با آن مانعى ندارد، ولى اگر بداند صدف است، بنابر احتیاط نمى تواند با آن نماز بخواند.

«مسألۀ 854» نماز خواندن با پوست خز اشکال ندارد؛ ولى بنابر احتیاط از نماز خواندن در پوست سنجاب اجتناب شود.

«مسألۀ 855» اگر با لباسى که نمى داند از حیوان حرام گوشت است نماز بخواند، نمازش صحیح است و همچنین است اگر فراموش کرده باشد و یا جاهل به مسأله باشد؛ ولى اگر جهل او به خاطر کوتاهى در یادگیرى مسأله باشد، نمازش باطل است.

«مسألۀ 856» اگر غیر از لباسى که از حیوان حرام گوشت تهیّه شده لباس دیگرى نداشته باشد، چنانچه در حال نماز ناچار به پوشیدن لباس باشد، مى تواند با همان لباس نماز بخواند و اگر ناچار نباشد، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز را بجا آورد و بنابر احتیاط واجب، یک نماز دیگر نیز با همان لباس بخواند.
* شرط پنجم: پوشیدن لباس طلاباف براى مرد حرام و نماز با آن باطل است، ولى براى زن در نماز و غیر آن اشکال ندارد.

«مسألۀ 857» زینت کردن با طلا، مثل آویختن زنجیر طلا به سینه و به دست کردن انگشتر طلا و بستن ساعت مچى طلا به دست، براى مرد حرام و نماز خواندن با آنها باطل است و احتیاط واجب آن است که از استعمال عینک طلا نیز خوددارى کند؛ اما اگر از آنها در حال نماز استفاده نکند بلکه فقط همراه داشته باشد - مثلاً در جیب خود بگذارد - نماز صحیح است، ولى زینت کردن با طلا، براى زن در نماز و غیر آن اشکال ندارد.

«مسألۀ 858» زینت کردن با انگشتر پلاتین و امثال آن که از طلا نمى باشد و همچنین گذاشتن دندان طلا براى مرد اشکال ندارد و نماز با آن صحیح است.

«مسألۀ 859» اگر مردى نداند یا فراموش کند که مثلاً انگشتر او از طلاست و با آن نماز بخواند و یا آن که نداند نماز با انگشتر طلا باطل است و در آموختن مسأله نیز کوتاهى نکرده باشد، نماز او صحیح است.
* شرط ششم: لباس مرد نمازگزار باید از ابریشم خالص نباشد و نماز خواندن با آن باطل است، فرقى نمى کند که آن لباس عورت او را پوشانده باشد و یا عورتش با لباس دیگرى پوشانده شده باشد و فرقى نمى کند که امکان پوشاندن عورت با آن باشد یا مثل بند شلوار و عرقچین امکان پوشاندن عورت با آن وجود نداشته باشد و در غیر نماز نیز پوشیدن لباس ابریشم خالص براى مرد حرام است.

«مسألۀ 860» اگر آستر تمام لباس یا آستر مقدارى از آن ابریشم خالص باشد، پوشیدن آن براى مرد حرام و نماز در آن باطل است.

«مسألۀ 861» پوشیدن لباسى که نمى داند از ابریشم خالص است یا از چیزى دیگر، اشکال ندارد و نماز با آن صحیح است.

«مسألۀ 862» اگر دستمال ابریشمى و مانند آن در جیب مرد باشد، اشکال ندارد و نماز را باطل نمى کند.

«مسألۀ 863» پوشیدن لباس ابریشمى براى زن در نماز و غیر نماز اشکال ندارد.

«مسألۀ 864» پوشیدن لباس ابریشمى خالص و طلاباف، در حال ناچارى مانعى ندارد و نیز کسى که ناچار است در حال نماز لباس بپوشد و لباس دیگرى غیر از اینها و یا
غیر از لباسى که از مردار تهیه شده در اختیار ندارد و احتمال نیز نمى دهد که تا آخر وقت بتواند در لباس داراى شرایط نماز بخواند، مى تواند با آن لباسها نماز بخواند.

«مسألۀ 865» اگر غیر از لباس غصبى یا لباسى که از مردار و یا اجزاى حیوان حرام گوشت تهیّه شده یا لباس ابریشمى خالص یا طلاباف، لباس دیگرى نداشته باشد و ناچار نباشد لباس بپوشد، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد، نماز بخواند و در مورد لباسى که از مردار یا اجزاى حیوان حرام گوشت تهیّه شده، احتیاطاً نماز را با همان لباس اعاده یا قضا نیز بنماید.

«مسألۀ 866» اگر چیزى نداشته باشد که عورت خود را در نماز با آن بپوشاند، واجب است آن را - اگرچه با کرایه یا خریدارى باشد - تهیّه نماید، ولى اگر تهیۀ آن به قدرى پول لازم داشته باشد که نسبت به دارایى او زیاد باشد یا به نحوى باشد که اگر پول را به مصرف لباس برساند، به حال او ضرر داشته باشد، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.

«مسألۀ 867» اگر به کسى که لباس ندارد لباس ببخشند یا عاریه دهند، چنانچه قبول کردن آن براى او مشقّت نداشته باشد، باید قبول کند، بلکه اگر عاریه کردن یا طلب بخشش براى او سخت نباشد، باید از کسى که لباس دارد، طلب بخشش یا عاریه نماید.

«مسألۀ 868» پوشیدن لباس شهرت - که پارچه یا رنگ یا دوخت آن براى کسى که مى خواهد آن را بپوشد معمول نیست - در صورتى که موجب وهن و هتک انسان شود جایز نیست، ولى اگر با آن لباس نماز بخواند، نمازش صحیح است.

«مسألۀ 869» چنانچه پوشیدن لباس زنانه براى مرد و یا لباس مردانه براى زن موجب وهن و هتک وى شود، باید از آن خوددارى کند، ولى اگر با آن لباس نماز بخواند نمازش صحیح است.

«مسألۀ 870» اگر کسى که باید خوابیده نماز بخواند برهنه باشد و لحاف یا تشک او نجس یا از ابریشم خالص یا از اجزاى حیوان حرام گوشت باشد، احتیاط واجب آن است که در نماز عورت خود را با چیزى که نماز در آن صحیح است بپوشاند، بلکه بنابر احتیاط
واجب در حال نماز نباید لحافى که از اجزاى حیوان حرام گوشت درست شده، به روى خود بیندازد.

مواردى که لازم نیست بدن و لباس نمازگزار پاک باشد

«مسألۀ 871» در سه صورت - که تفصیل آنها خواهد آمد - اگر بدن یا لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحیح است:
اوّل: به واسطۀ زخم یا جراحت یا دملى که در بدن اوست، لباس یا بدن او به خون آلوده شده باشد. دوم: بدن یا لباس او به مقدار کمتر از درهم (که تقریباً به اندازۀ بند سر انگشت سبّابه است) به خون آلوده باشد. سوم: ناچار باشد با بدن یا لباس نجس نماز بخواند.
در دو صورت نیز اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحیح است:
اوّل: لباسهاى کوچک او، مانند جوراب و عرقچین، نجس شده باشند. دوم: لباس مادرى که پرستار بچّه است نجس شده باشد و احکام این پنج صورت به تفصیل در مسائل بعد گفته مى شود.

«مسألۀ 872» اگر در بدن یا لباس نمازگزار خون زخم یا جراحت یا دمل باشد و همچنین اگر چرکى که با خون بیرون آمده یا عرق متّصل به زخم یا دوایى که روى زخم گذاشته اند و نجس شده، در بدن یا لباس او باشد، چنانچه به نحوى باشد که آب کشیدن بدن یا لباس یا تعویض لباس در آن شرایط براى بیشتر مردم سخت باشد، تا وقتى که زخم یا جراحت یا دمل خوب نشده است، مى تواند با آن خون نماز بخواند.

«مسألۀ 873» اگر خونِ بریدگى، دمل و زخمى که بزودى خوب مى شود و شستن آن آسان است، در بدن یا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است.

«مسألۀ 874» اگر جایى از بدن یا لباس که با زخم فاصله دارد، با رطوبت زخم نجس شود، جایز نیست با آن نماز بخواند، ولى اگر مقدارى از بدن یا لباس که معمولاً به رطوبت زخم آلوده مى شود، با رطوبت آن نجس شود، نماز خواندن با آن مانعى ندارد.

«مسألۀ 875» اگر در قسمتى از داخل دهان و بینى و مانند آنها که معمولاً دیده
مى شود، زخمى وجود داشته باشد و از آن زخم خونى به بدن یا لباس برسد، مى توان با آن نماز خواند و نیز با خون بَواسیرى که دانه هاى آن بیرون است، مى توان نماز خواند؛ امّا در صورتى که زخمِ داخل دهان و بینى در قسمتى باشد که معمولاً دیده نمى شود و یا دانه هاى بواسیر در باطن باشند، احتیاط واجب آن است که با لباس یا بدنى که به این خون آلوده است، نماز خوانده نشود.

«مسألۀ 876» اگر کسى که بدنش زخم است، در بدن یا لباس خود خونى ببیند و نداند خون زخم است یا خون دیگر، احتیاط واجب آن است که با آن نماز نخواند.

«مسألۀ 877» اگر چند زخم در بدن باشد و به گونه اى نزدیک هم باشند که یک زخم حساب شود، تا وقتى همه خوب نشده اند، نماز خواندن با خون آنها اشکال ندارد؛ ولى اگر به قدرى از هم دور باشند که هر کدام یک زخم حساب شوند، هر یک که خوب شد، باید براى نماز بدن و لباس را از خون آن آب بکشد.

«مسألۀ 878» اگر سر سوزنى خونِ حیض یا نفاس در بدن یا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است و بنابر احتیاط واجب خون استحاضه و خون سگ، خوک، کافرِ غیر کتابى، مردار و حیوان حرام گوشت نیز همین حکم را دارند؛ ولى نماز خواندن با خون هاى دیگر مثل خون بدن انسان یا خون حیوان حلال گوشت، اگرچه در چند جاى بدن و لباس باشند، در صورتى که روى هم کمتر از درهم باشند، اشکال ندارد و اگر بیشتر از درهم باشد، نماز با آن باطل است و اگر به مقدار درهم باشد نیز بنابر احتیاط واجب نمى توان با آن نماز خواند.

«مسألۀ 879» اگر خونى به لباس بى آستر بریزد و به پشت آن برسد، احتیاط واجب آن است که دو لکۀ خون حساب شود، مگر این که لباس به قدرى نازک باشد که یک لکه به حساب آید و ملاک در مسأله عرف است و اگر پشت آن جداگانه خونى شود، باید هر کدام را جدا حساب نمود؛ پس اگر خون هایى که در پشت و روى لباسند روى هم کمتر از یک درهم باشند، نماز با آن لباس صحیح است و اگر بیشتر باشند، نماز با آن باطل است.

«مسألۀ 880» اگر روى لباسى که آستر دارد خون بریزد و به آستر آن برسد و یا به
آستر بریزد و روى لباس خونى شود، باید هر کدام را جدا حساب نمود؛ پس اگر مجموع خون روى لباس و آستر کمتر از درهم باشد، نماز با آن صحیح است و اگر بیشتر باشد، نماز با آن باطل است.

«مسألۀ 881» اگر خون بدن یا لباس کمتر از درهم باشد و رطوبتى از خارج به آن برسد، در صورتى که خون و رطوبتى که به آن رسیده به اندازۀ درهم یا بیشتر شود و اطراف را آلوده کند، نماز با آن باطل است و اگر رطوبت و خون به اندازۀ درهم نشود ولى اطراف را آلوده کند، احتیاطاً نمى توان با آن نماز خواند، ولى اگر اطراف را آلوده نکند، نماز خواندن با آن بى اشکال است. همچنین اگر رطوبت با خون مخلوط شود و از بین برود، نماز صحیح است.

«مسألۀ 882» اگر بدن یا لباس خونى نشود، ولى به واسطۀ رسیدن به خون، متنجّس شود، اگرچه مقدارى که متنجس شده کمتر از درهم باشد، نمى توان با آن نماز خواند.

«مسألۀ 883» اگر خونى که در بدن یا لباس است کمتر از درهم باشد و نجاست دیگرى به آن برسد، مثلاً یک قطره ادرار روى آن بریزد، نماز خواندن با آن صحیح نیست.

«مسألۀ 884» اگر لباسهاى کوچک نمازگزار، مثل عرقچین و جوراب که نمى توان با آنها عورت را پوشاند، نجس باشند، چنانچه از اجزاى مردار - به تفصیلى که گذشت - یا از اجزاى حیوان حرام گوشت درست نشده باشند، نماز با آنها صحیح است و نیز اگر با انگشترى نجس نماز بخواند، اشکال ندارد.

«مسألۀ 885» چیزهاى کوچکى که پوشش نمازگزار محسوب نمى شوند - مثل چاقو، پول و مانند آن - اگر نجس باشند و به هنگام نماز همراه نمازگزار باشند، اشکال ندارد.

«مسألۀ 886» احتیاط آن است که چیز نجسى که با آن مى توان عورت را پوشاند همراه نمازگزار نباشد، ولى کسى که این مسأله را نمى دانسته و به این نحو نماز خوانده، لازم نیست آن نمازها را قضا کند.

«مسألۀ 887» اگر مادرى که پرستار بچّه است و بیشتر از یک لباس ندارد، در هر شبانه روز یک مرتبه لباس خود را آب بکشد، اگرچه تا روز دیگر لباس او به ادرار بچّه
نجس شود، مى تواند با آن لباس نماز بخواند؛ ولى احتیاط مستحب آن است که لباس خود را در آخر روز آب بکشد تا بتواند نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را با لباس پاک یا با نجاست کم ترى بجا آورد و نیز اگر بیشتر از یک لباس دارد ولى ناچار است که همۀ آنها را با هم بپوشد، چنانچه در شبانه روز یک مرتبه همۀ آنها را آب بکشد، کافى است؛ ولى زنى که مادر آن بچّه نیست، اگرچه یک لباس بیشتر نداشته باشد، احتیاطاً براى هر نماز اگر لباسش نجس شد، باید آن را آب بکشد و با لباس پاک نماز بخواند.

چیزهایى که در لباس نمازگزار مستحب است

«مسألۀ 888» چند چیز در لباس نمازگزار مستحب است که از آن جمله اند: عمامه با تَحتُ الحَنَک، پوشیدن عبا و لباس سفید و پاکیزه ترین لباسها و استعمال بوى خوش و به دست کردن انگشتر عقیق.

چیزهایى که در لباس نمازگزار مکروه است

«مسألۀ 889» چند چیز در لباس نمازگزار مکروه است که از آن جمله اند: پوشیدن لباس سیاه مگر براى عزاى اهل بیت علیهم السلام و همچنین لباس چرک و تنگ و لباس شرابخوار و لباس کسى که از نجاست پرهیز نمى کند و پوشیدن لباسى که نقش صورت دارد و نیز باز بودن دکمه هاى لباس و به دست کردن انگشترى که نقش صورت دارد.

مکان نمازگزار

اشاره

مکان نمازگزار چند شرط دارد:
* شرط اوّل: مکان نمازگزار باید مباح باشد.

«مسألۀ 890» نماز کسى که در ملک غصبى نماز مى خواند - اگرچه روى فرش و تخت و مانند آنها باشد - باطل است و همچنین نماز خواندن در زیر خیمه غصبى باطل است، ولى نماز خواندن در زیر سقف غصبى چنانچه دیوارهاى آن غصبى نباشد، مانعى ندارد.

«مسألۀ 891» نماز در ملکى که منفعت آن مال دیگرى است، بدون اجازۀ او باطل است؛ مثلاً اگر در خانۀ اجاره اى، صاحب خانه یا دیگرى بدون اجازۀ کسى که آن خانه را اجاره کرده، نماز بخواند، نمازش باطل است و همچنین نمى توان در ملکى که دیگرى در آن حقّى دارد نماز خواند؛ مثلاً اگر میّت وصیّت کرده باشد که ثلث مال او را به مصرفى برسانند، تا وقتى ثلث را جدا نکرده اند، نمى توان در ملک او نماز خواند.

«مسألۀ 892» اگر کسى جاى شخص دیگرى را که در مسجد نشسته غصب کند و در آن جا نماز بخواند، بنابر احتیاط واجب باید دوباره نماز خود را در محل دیگرى اعاده کند.

«مسألۀ 893» اگر در جایى که نمى داند غصبى است، نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، نماز او صحیح است و همچنین اگر در جایى که غصبى بودن آن را فراموش کرده، نماز بخواند و بعد از نماز به خاطر آورد، نماز او صحیح است، مگر آن که خودش غصب کرده باشد که در این صورت نمازش باطل است.

«مسألۀ 894» اگر بداند جایى غصبى است ولى نداند که در جاى غصبى نماز باطل است و در آن جا نماز بخواند، چنانچه در یادگیرى مسأله کوتاهى کرده باشد نماز او باطل است.

«مسألۀ 895» اگر کسى ناچار باشد نماز واجب را سواره بخواند و یا بخواهد نماز مستحبّى را سواره بخواند، چنانچه وسیله سوارى یا چیزى که روى آن نشسته غصبى باشد، بعید نیست نماز او صحیح باشد.

«مسألۀ 896» اگر سهم کسى که در ملکى با دیگرى شریک است، از سهم شریکش جدا نباشد، بدون اجازۀ شریک خود نمى تواند در آن ملک تصرّف کند و نماز بخواند.

«مسألۀ 897» اگر با عین پولى که خمس آن را نداده، ملکى بخرد، مى تواند در آن نماز بخواند؛ ولى باید فوراً خمس آن پول را بپردازد. البته اگر اصلاً قصد پرداخت خمس را نداشته باشد و معامله را به نحو شخصى انجام داده باشد، نماز در آن ملک باطل است و اگر با عین پولى که زکات آن را نداده ملکى بخرد، تصرّف او در آن ملک حرام و نماز او نیز در آن باطل است، مگر آن که قصد جدى داشته باشد که زکات آن را از مال دیگر خود
بپردازد و اگر به ذمّه بخرد و در موقع خریدن قصد او این باشد که از مالى که خمس یا زکات آن را نداده پول ملک را بدهد، تصرّف و نماز در آن صحیح است ولى احتیاط مستحب آن است که در آن نماز نخواند.

«مسألۀ 898» اگر صاحب ملک اجازۀ نماز خواندن بدهد، ولى انسان بداند که قلباً راضى نیست، نماز خواندن در ملک او باطل است و اگر اجازه ندهد و انسان یقین کند که قلباً راضى است، نماز صحیح است.

«مسألۀ 899» تصرّف در ملک کسى که مرده و خمس یا زکات بدهکار بوده است، حرام و نماز در آن باطل است، مگر آن که بدهى او را بدهند یا بنا داشته باشند بدون مسامحه بپردازند.

«مسألۀ 900» تصرّف در ملک کسى که مرده و به مردم بدهکار بوده است، حرام و نماز در آن باطل است؛ ولى تصرّفات جزیى که براى برداشتن جنازۀ مرده معمول است، اشکال ندارد و نیز اگر بدهکارى او کمتر از مالش باشد و ورثه نیز تصمیم داشته باشند که بدون مسامحه بدهى او را بپردازند، تصرّف در آن با رضایت ورثه و طلبکاران اشکال ندارد.

«مسألۀ 901» اگر کسى که مرده قرض نداشته باشد، ولى بعضى از ورثۀ او صغیر یا دیوانه یا غایب باشند، تصرّف در ملک او حرام و نماز در آن باطل است؛ ولى تصرّفات جزیى که براى برداشتن جنازۀ مرده معمول است، اشکال ندارد.

«مسألۀ 902» نماز خواندن در مسافرخانه و حمام و مانند آن که براى واردین آماده است، در صورتى که نمازگزار به عنوان مهمان یا مسافر و یا براى انجام کارى آنجا باشد، اشکال ندارد، امّا اگر فقط براى خواندن نماز به آنجا برود، اشکال دارد، مگر این که به رضایت مالک آن اطمینان داشته یا اجازه داشته باشد؛ ولى در غیر این قبیل مکانها، در صورتى مى توان نماز خواند که مالک آن اجازه بدهد یا حرفى بزند که معلوم شود براى نماز خواندن اذن داده است، مثل این که به کسى اجازه دهد در ملک او بنشیند و بخوابد که از اینها فهمیده مى شود براى نماز خواندن نیز اجازه داده است.

«مسألۀ 903» نماز خواندن در زمین هاى بسیار بزرگى که مردم ناچارند در آنها
تصرّفاتى مانند رفت و آمد انجام دهند و در صورت تصرّف نکردن به زحمت و مشقّت مى افتند، اشکال ندارد، حتّى اگر رضایت صاحبان آنها معلوم نباشد و یا در بین آنها صغیر و یا مجنون وجود داشته باشد؛ ولى چنانچه بدانند که صاحبان آنها راضى نیستند، نمى توانند در آن جا نماز بخوانند.
* شرط دوم: مکان نمازگزار باید بى حرکت باشد و اگر به واسطۀ تنگى وقت یا جهت دیگرى ناچار باشد در جایى که حرکت دارد - مانند اتومبیل، کشتى و قطار - نماز بخواند، به قدرى که ممکن است باید در حال حرکت چیزى نخواند و اگر آن وسایل از سمت قبله به طرف دیگر حرکت کنند، نمازگزار باید به طرف قبله برگردد.

«مسألۀ 904» نماز خواندن در اتومبیل، کشتى، قطار و مانند آنها در حال توقف مانعى ندارد.

«مسألۀ 905» نماز روى خرمن گندم و جو و مانند آنها که نمى توان روى آن بى حرکت ماند، باطل است.

«مسألۀ 906» در جایى که به واسطۀ احتمال باد، باران، تراکم جمعیت و مانند آن اطمینان ندارد که بتواند نماز را تمام کند، اگر نماز را به امید تمام کردنِ آن شروع کند، اشکال ندارد و اگر به مانعى برخورد نکند، نماز او صحیح است.
* شرط سوم: مکان نمازگزار نباید از جاهایى باشد که ماندن در آن حرام است؛ بنابر این نباید در محلى که باقى ماندن در آن براى انسان خطر جانى دارد - مانند محلى که نزدیک است سقف آن خراب شود - نماز خواند.

«مسألۀ 907» بودن مرد و زن نامحرم در جاى خلوت جایز نیست؛ ولى چنانچه در چنین محلّى نماز بخواند، نمازش اشکال ندارد.

«مسألۀ 908» نماز خواندن در جایى که صداى آلات لهو و لعب شنیده مى شود باطل نیست، ولى گوش دادن به آنها حرام است.
* شرط چهارم: نباید در جایى که سقف آن کوتاه است و نمى توان در آن جا راست ایستاد یا به اندازه اى کوچک است که جاى رکوع و سجود ندارد، نماز خواند و اگر ناچار
شود که در چنین جایى نماز بخواند، باید به قدرى که ممکن است، قیام، رکوع و سجود را بجا آورد.
* شرط پنجم: در مکانهایى نباشد که ماندن، نشستن یا ایستادن روى آن حرام است.
بنابر این نماز خواندن روى چیزى که ایستادن و یا نشستن روى آن موجب بى احترامى و هتک حرمت به چیزى مى شود که هتک حرمت آن حرام است - مثل فرشى که اسم خداوند متعال و یا آیات قرآن یا اسامى معصومین علیهم السلام بر آن نوشته شده است - جایز نیست.
* شرط ششم: مکان نمازگزار نباید جلوتر از قبر معصومین علیهم السلام باشد.

«مسألۀ 909» اگر در نماز چیزى مانند دیوار بین او و قبر مطهّر فاصله باشد که بى احترامى نشود، اشکال ندارد، ولى فاصله شدن صندوق شریف و ضریح و پارچه هایى که روى آن افتاده کافى نیست.
* شرط هفتم: مکان نمازگزار اگر نجس است، به گونه اى مرطوب نباشد که رطوبت آن به بدن یا لباس او برسد؛ ولى اگر جایى که پیشانى را بر آن مى گذارد نجس باشد، حتّى در صورتى که خشک نیز باشد، نماز باطل است و احتیاط مستحب آن است که در مکان نجس نماز خوانده نشود، مخصوصاً اگر عین نجاست در آن وجود داشته باشد.
* شرط هشتم: جاى پیشانى نمازگزار از جاى قدم ها و زانوهاى او بیش از چهار انگشت بسته، پست تر یا بلندتر نباشد.
* شرط نهم: اگر زن و مردى در یک مکان نماز مى خوانند، بنابر احتیاط واجب مکان نماز زن باید به گونه اى باشد که عرفاً عقب تر از مکان نماز مرد قلمداد شود، اگرچه بهتر است که در تمام حالات نماز، زن عقب تر از مرد باشد، به این معنى که جاى سجدۀ او از جاى ایستادن مرد عقب تر باشد.

«مسألۀ 910» اگر بین مرد و زن به اندازۀ ده ذراع فاصله باشد و یا آن که ما بین آنها دیوار یا پرده یا چیز دیگرى وجود داشته باشد، جلوتر بودن زن از مرد در نماز اشکالى ندارد.

«مسألۀ 911» شرط مذکور مربوط به موردى است که هر دو نمازگزار بالغ باشند
ولى در آن تفاوتى بین نماز واجب و مستحب نیست. البته براى کسانى که در مسجدالحرام نماز مى خوانند مراعات این شرط لازم نیست.

«مسألۀ 912» خواندن نماز واجب در خانۀ کعبه و بر بام آن بنابر احتیاط جایز نیست، ولى در حال ناچارى مانعى ندارد.

«مسألۀ 913» خواندن نماز مستحب در خانۀ کعبه و بر بام آن اشکال ندارد، بلکه مستحب است در داخل خانه مقابل هر رکن دو رکعت نماز بخوانند.

جاهایى که نماز خواندن در آنها مستحب است

«مسألۀ 914» در شرع مقدس اسلام بسیار سفارش شده است که نماز را در مسجد بخوانند و بهتر از همۀ مسجدها، مسجدالحرام و بعد از آن مسجد پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و بعد از آن مسجد کوفه و بعد از آن مسجد بیت المقدس و بعد از آن مسجد جامع هر شهر و بعد از آن مسجد محلّه و بعد از آن مسجد بازار است.

«مسألۀ 915» براى زنها نماز خواندن در خانه بهتر است، ولى اگر بتوانند کاملاً خود را از نامحرم حفظ کنند، بهتر است در مسجد نماز بخوانند.

«مسألۀ 916» نماز خواندن در حرم امامان علیهم السلام مستحب و بلکه بهتر از مسجد است و نماز در حرم مطهر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام برابر با دویست هزار نماز است.

«مسألۀ 917» زیاد رفتن به مسجد و رفتن در مسجدى که نمازگزار ندارد، مستحب است و همسایه هاى مسجد اگر عذرى نداشته باشند، مکروه است در غیر مسجد نماز بخوانند.

«مسألۀ 918» مستحب است انسان با کسى که در مسجد حاضرنمى شود غذا نخورد، در کارها با او مشورت نکند، همسایه او نشود، از او زن نگیرد و به او زن ندهد.

جاهایى که نماز خواندن در آنها مکروه است

«مسألۀ 919» نماز خواندن در چند جا مکروه است و از آن جمله است: حمام، زمین
نمکزار، مقابل انسان، مقابل درى که باز است، در جاده، خیابان و کوچه - اگر براى کسانى که عبور مى کنند ایجاد مزاحمت نکند، و چنانچه ایجاد مزاحمت کند، حرام و نماز باطل است - مقابل آتش و چراغ، آشپزخانه و هر جا که کورۀ آتش باشد، مقابل چاه و چاله اى که محل ادرار باشد، روبروى تصویر یا مجسمۀ انسان یا حیوان مگر آن که روى آن چیزى مانند پرده بکشند، در اتاقى که جُنب در آن باشد، در جایى که تصویرى از جاندار باشد اگرچه روبروى نمازگزار نباشد، مقابل قبر، روى قبر، بین دو قبر و یا در قبرستان.

«مسألۀ 920» کسى که در محلّ عبور مردم یا روبروى کسى نماز مى خواند، مستحب است چیزى مقابل خود بگذارد، و اگر چوب یا ریسمانى هم باشد کافى است.

احکام مسجد

«مسألۀ 921» نجس کردن زمین، سقف، بام و طرف داخل دیوار مسجد حرام است و هر کس بفهمد که این مکانها نجس شده است، باید فوراً نجاست آن را برطرف کند و احتیاط واجب آن است که طرف بیرون دیوار مسجد را نیز نجس نکنند و اگر نجس شود، نجاست آن را برطرف نمایند، مگر آن که واقف، آن را جزء مسجد قرار نداده باشد.

«مسألۀ 922» اگر نتواند مسجد را پاک نماید یا کمک لازم داشته باشد و پیدا نکند، پاک کردن مسجد بر او واجب نیست؛ ولى اگر بى احترامى به مسجد باشد، باید به کسى که مى تواند آن را پاک کند، اطلاع دهد.

«مسألۀ 923» اگر جایى از مسجد نجس شود که پاک کردن آن بدون کندن یا کمى خراب کردن ممکن نباشد، باید آنجا را بکنند یا خراب نمایند و پر کردن چاله و تعمیر خرابى بر عهدۀ کسى است که مسجد را نجس کرده است؛ ولى چنانچه پاک کردن مسجد احتیاج به خراب کردن زیادى داشته باشد به نحوى که موجب ضرر رساندن به مسجد شود، تطهیر آن واجب نیست.

«مسألۀ 924» اگر مسجدى را غصب کنند و به جاى آن خانه و مانند آن بسازند به صورتى که دیگر به آن مسجد نگویند، باز هم بنابر احتیاط واجب نجس کردن آن حرام
است، ولى وجوب پاک کردن آن محلّ اشکال است.

«مسألۀ 925» نجس کردن حرم پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام حرام است و اگر یکى از آنها نجس شود، چنانچه نجس ماندن آن بى احترامى باشد، پاک کردن آن واجب است، بلکه احتیاط مستحب آن است که اگر بى احترامى نیز نباشد، آن را تطهیر کنند.

«مسألۀ 926» اگر حصیر یا فرش مسجد نجس شود، بنابر احتیاط واجب باید آن را آب بکشند و بنابر احتیاط واجب نباید محل نجس آن را ببرند.

«مسألۀ 927» بردن عین نجس - مانند خون - و یا چیزى که نجس شده به مسجد، اگر موجب سرایت نجاست به مسجد نشود، اشکال ندارد؛ اما چنانچه موجب بى احترامى به مسجد باشد، حرام است.

«مسألۀ 928» اگر گذاشتن جسد میّت در مسجد پیش از غسل دادن آن موجب سرایت نجاست به مسجد و یا هتک احترام نباشد، مانعى ندارد، گرچه احوط ترک آن است؛ ولى اگر میّت را غسل داده باشند، گذاشتن آن در مسجد اشکال ندارد.

«مسألۀ 929» اگر در مسجد براى روضه خوانى چادر بزنند و سیاهى بکوبند و آن را فرش کنند و اسباب چاى در آن ببرند و همچنین برگزارى مراسم گوناگون در مسجد از قبیل عروسى و مجلس ختم اگر موجب ضرر به مسجد و هتک حرمت آن و مانع نماز خواندن نشود، با رعایت مصلحت وقف و اذن متولّى اشکال ندارد.

«مسألۀ 930» بنابر احتیاط واجب نباید مسجد را با طلا زینت نمایند و همچنین نباید صورت چیزهایى را که مثل انسان و حیوان روح دارند، در مسجد نقش کنند و نقاشى چیزهایى که روح ندارند، مثل گُل و بوته مکروه است.

«مسألۀ 931» حتى اگر مسجد خراب شود، نمى توانند آن را بفروشند یا داخل ملک و جاده نمایند.

«مسألۀ 932» فروختن در و پنجره و چیزهاى دیگر مسجد، حرام است و اگر مسجد خراب شود، باید آنها را صرف تعمیر همان مسجد کنند و چنانچه در همان مسجد قابل استفاده نباشند، باید در مسجد دیگر مصرف شوند، ولى اگر قابل استفاده در سایر
مساجد نیز نباشند، مى توانند آنها را بفروشند و پول آن را اگر ممکن است صرف تعمیر همان مسجد وگرنه صرف تعمیر مسجد دیگرى نمایند.

«مسألۀ 933» ساختن مسجد و تعمیر مسجدى که نزدیک به خرابى مى باشد، مستحب است و اگر مسجد به گونه اى خراب شود که تعمیر آن ممکن نباشد، مى توانند آن را خراب کنند و دوباره بسازند، بلکه مى توانند مسجدى را که خراب نشده ولى جا براى نمازگزاران در آن کم مى باشد، خراب کنند و مسجد بزرگ ترى بسازند.

«مسألۀ 934» تمیز کردن مسجد و روشن کردن چراغ آن مستحب است و کسى که مى خواهد به مسجد برود، مستحب است خود را خوشبو کند و لباس پاکیزه و قیمتى بپوشد و زیر کفش خود را وارسى کند که نجاستى به آن نباشد و هنگام داخل شدن به مسجد، اوّل پاى راست و هنگام بیرون آمدن، اوّل پاى چپ را بگذارد و همچنین مستحب است از همه زودتر به مسجد آید و از همه دیرتر از مسجد بیرون رود.

«مسألۀ 935» هنگامى که انسان وارد مسجد مى شود، مستحب است دو رکعت نماز به قصد تحیّت و احترام به مسجد بخواند و اگر نماز واجب یا مستحب دیگرى نیز بخواند، کافى است.

«مسألۀ 936» خوابیدن در مسجد - اگر انسان ناچار نباشد - و صحبت کردن راجع به کارهاى دنیا و مشغول صنعت شدن و خواندن شعرى که نصیحت و مانند آن نباشد، مکروه است و نیز مکروه است آب دهان و بینى و اخلاط سینه را در مسجد بیندازد و اگر این اعمال موجب هتک حرمت مسجد یا باعث انزجار و تنفر مردم شود و یا بر خلاف بهداشت نمازگزاران باشد، حرام است و همچنین مکروه است گمشده اى را طلب کند و صداى خود را بلند کند، ولى بلند کردن صدا براى اذان مانعى ندارد.

«مسألۀ 937» داخل شدن کافر در مسجد اشکال دارد و اگر خواستند جهت شنیدن مطالب اسلامى داخل مسجد شوند، باید محلّى را در کنار مسجد تهیّه نمود که عنوان «مسجد» نداشته باشد.

«مسألۀ 938» راه دادن بچّه و دیوانه به مسجد مکروه است؛ ولى راه دادن بچّه اگر
براى آموختن احکام اسلام و آشنایى با مسجد باشد، اشکال ندارد و کسى که پیاز و سیر و مانند آنها خورده و بوى دهانش مردم را اذیّت مى کند، مکروه است به مسجد برود.

اذان و اقامه

«مسألۀ 939» براى مرد و زن مستحب است پیش از نمازهاى واجب شبانه روزى اذان و اقامه بگویند، ولى پیش از نماز عید فطر و قربان - اگر به جماعت خوانده شوند - مستحب است سه مرتبه بگویند: «الصلاة» و در نمازهاى واجب دیگر و همچنین نماز عید فطر و قربان اگر فرادى خوانده شوند، سه مرتبه الصلاة» را به امید ثواب بگویند.

«مسألۀ 940» مستحب است در روز اوّلى که بچّه به دنیا مى آید یا پیش از آن که بند ناف او بیفتد، در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگویند.

«مسألۀ 941» اذان داراى هیجده جمله است که به ترتیب عبارتند از: «الله أکبر» چهار مرتبه و «أَشْهَدُ أنْ لاإلهَ إلَّااللّهُ  ، أَشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ  ، حَىَّ عَلَى الصَّلاةِ  ، حَىَّ عَلَى الْفَلاحِ  ، حَىَّ عَلى خَیْرِ الْعَمَلِ  ، اللّهُ أکْبَرُ، لاإلهَ إلَّااللّهُ » هر یک دو مرتبه و اقامه داراى هفده جمله است، یعنى دو مرتبه «اَللّهُ أکْبَرُ» از اوّل اذان و یک مرتبه «لا إلهَ إلَّااللّهُ» از آخر آن کم مى شود و بعد از گفتن «حَىَّ عَلى خَیْرِ الْعَمَلِ» باید دو مرتبه «قَدْ قامَتِ الصَّلاةُ» به آن اضافه نمود.

«مسألۀ 942» «أشْهَدُ أنَّ عَلِیّاً أمیٖرَالْمُؤْمِنیٖنَ وَلِىُّ اللّهِ» جزء اذان و اقامه نیست، ولى خوبست بعد از «أَشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ» به قصد قربت مطلقه گفته شود.

«مسألۀ 943» بین جمله هاى اذان و اقامه باید خیلى فاصله نشود و اگر بین آنها بیشتر از معمول فاصله بیندازد، باید دوباره آن را از سر بگیرد.

«مسألۀ 944» اگر در اذان و اقامه صدا را در گلو بیندازد، چنانچه غنا شود - یعنى به نحو آوازه خوانى که در مجالس لهو و بازیگرى معمول است، اذان و اقامه را بگوید - حرام است.

«مسألۀ 945» اگر نمازگزار نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشاء را بدون فاصله یا با فاصلۀ کمى از هم بخواند، در نماز عصر یا عشاء اذان ساقط مى شود و خواندن نافله و تعقیبات نماز، موجب فاصله شدن بین دو نماز و عدم سقوط اذان از نماز دوم نمى گردد.
همچنین در نماز عصر روز جمعه چنانچه آن را پس از نماز جمعه و بدون فاصله با آن بخواند، اذان ساقط مى شود.

«مسألۀ 946» اگر براى نماز جماعتى اذان و اقامه گفته باشند، کسى که با آن جماعت نماز مى خواند، نباید براى نماز خود اذان و اقامه بگوید.

«مسألۀ 947» اگر براى خواندن نماز به جایى برود که در آن نماز جماعت بر پاست ولى با آنها نماز نخواند و یا آن که ببیند جماعت تمام شده ولى صفها به هم نخورده و جمعیّت متفرّق نشده است، چه نماز خود را فرادى بخواند و چه به جماعت، بنابراحتیاط واجب با وجود سه شرط ذیل نباید براى نماز خود اذان و اقامه بگوید:
اوّل: آن که براى آن نماز، اذان و اقامه گفته باشند. دوم: آن که نماز جماعت باطل نباشد.
سوم: آن که نماز او و نماز جماعت در یک مکان باشند، پس اگر نماز جماعت داخل مسجد باشد و او بخواهد بر بام مسجد نماز بخواند، مستحب است اذان و اقامه بگوید.

«مسألۀ 948» اگر در شرط دوم از شرطهایى که در مسألۀ پیش گفته شده شک کند، یعنى شک کند که نماز جماعت صحیح بوده یا نه، اذان و اقامه از او ساقط است، ولى اگر در یکى از دو شرط دیگر شک کند، مى تواند به امید ثواب اذان و اقامه بگوید.

«مسألۀ 949» کسى که اذان شخص دیگرى را مى شنود، مستحب است هر قسمتى را که مى شنود تکرار کند، ولى در بازگویى اقامه اى که از دیگرى مى شنود، باید قصد ذکر
مطلق نماید نه قصد اقامه و از «حَىَّ عَلَى الصَّلاةِ» تا «حَىَّ عَلى خَیْرِ الْعَمَلِ» را به امید ثواب بگوید.

«مسألۀ 950» کسى که اذان و اقامه دیگرى را به طور کامل شنیده، چه با او گفته باشد و چه نگفته باشد، در صورتى که بین آن اذان و اقامه و نمازى که مى خواهد بخواند، زیاد فاصله نشده باشد، مى تواند براى نماز خود اذان و اقامه نگوید.

«مسألۀ 951» اگر مرد اذان زن را بشنود، اذان از او ساقط نمى شود، چه آن را به قصد لذّت بشنود و چه بدون قصد لذت.

«مسألۀ 952» اذان و اقامه نماز جماعت را باید مرد بگوید؛ ولى چنانچه زنى با جماعت مردان محرم باشد، اذان او براى آن جماعت کافى است، اگرچه احتیاط مستحب آن است که به آن اکتفا نشود.

«مسألۀ 953» اقامه باید بعد از اذان گفته شود و اگر قبل از اذان بگویند، صحیح نیست.

«مسألۀ 954» اگر کلمات اذان و اقامه را بدون ترتیب بگوید، مثلاً «حَىَّ عَلَى الْفَلاحِ» را پیش از (حَىَّ عَلَى الصَّلاةِ» بگوید، باید از جایى که ترتیب به هم خورده، دوباره بگوید.

«مسألۀ 955» باید بین اذان و اقامه فاصله ندهد و اگر بین آنها به قدرى فاصله دهد که اذانى که گفته، اذان این اقامه حساب نشود، مستحب است دوباره اذان و اقامه را بگوید و نیز اگر بین اذان و اقامه و نماز به قدرى فاصله دهد که اذان و اقامه آن نماز حساب نشوند، مستحب است دوباره براى آن نماز اذان و اقامه بگوید.

«مسألۀ 956» اذان و اقامه باید به عربى صحیح گفته شود، پس اگر کسى به عربى غلط بگوید یا به جاى یک حرف، حرف دیگرى را بگوید یا مثلاً ترجمۀ آن را بگوید، صحیح نیست.

«مسألۀ 957» اذان و اقامه باید بعد از داخل شدن وقت نماز گفته شود و اگر عمداً یا از روى فراموشى پیش از وقت بگوید، باطل است.

«مسألۀ 958» اگر پیش از گفتن اقامه شک کند که اذان گفته یا نه، باید اذان را بگوید، ولى اگر مشغول اقامه شود و شک کند که اذان گفته یا نه، گفتن اذان لازم نیست.

«مسألۀ 959» اگر در بین اذان یا اقامه، پیش از آن که قسمتى را بگوید، شک کند که قسمت پیش از آن را گفته یا نه، باید قسمتى را که در گفتن آن شک کرده، بگوید و اگر بعد از این که شروع به گفتن قسمتى از اذان یا اقامه کرد، شک کند که آنچه پیش از آن است را گفته یا نه، بنابر احتیاط قسمت قبل را باید بگوید.

«مسألۀ 960» مستحب است انسان در هنگام گفتن اذان رو به قبله بایستد، با وضو یا غسل باشد، دستها را به گوش بگذارد، صدا را بلند نماید و بکشد و بین جمله هاى اذان کمى فاصله دهد و بین آنها حرف نزند.

«مسألۀ 961» لازم است انسان هنگام گفتن اقامه، با طهارت باشد و اقامه را در حال ایستاده بگوید.

«مسألۀ 962» مستحب است بدن انسان در هنگام گفتن اقامه آرام باشد، آن را از اذان آهسته تر بگوید و جمله هاى آن را به هم نچسباند، ولى به اندازه اى که بین جمله هاى اذان فاصله مى دهد، بین جمله هاى اقامه فاصله ندهد.

«مسألۀ 963» انسان مى تواند به امید کسب ثواب بین اذان و اقامه یک قدم بردارد یا قدرى بنشیند یا سجده کند یا ذکر بگوید یا دعا بخواند یا قدرى ساکت باشد یا حرفى بزند یا دو رکعت نماز بخواند، ولى حرف زدن بین اذان و اقامۀ نماز صبح مکروه است و بهتر است دو رکعت نماز را بین اذان و اقامۀ نماز مغرب، بجا نیاورد.

«مسألۀ 964» مستحب است کسى را که براى گفتن اذان معیّن مى کنند، عادل و آگاه به اوقات نماز بوده و صداى او بلند باشد و اذان را در جاى بلندى بگوید.

واجبات نماز

اشاره

واجبات نماز یازده چیز است:
اوّل: نیّت، دوم: تکبیرةُ الاِحرام (یعنى گفتن «اَللّهُ اکْبَر» در اوّل نماز)، سوم: قیام (یعنى ایستادن)، چهارم: قرائت، پنجم: ذکر رکوع و سجود و رکعتهاى سوم و چهارم، ششم:
رکوع، هفتم: سجود، هشتم: تشهّد، نهم: سلام، دهم: ترتیب، یازدهم: موالات (یعنى پى
در پى بودن اجزاى نماز).

«مسألۀ 965» بعضى از واجبات نماز رکن هستند؛ یعنى اگر انسان آنها را عمداً یا سهواً بجا نیاورد یا در نماز اضافه کند، نماز باطل مى شود، ولى زیادى سهوى تکبیرة الاحرام موجب بطلان نماز نمى شود و بعضى دیگر رکن نیستند؛ یعنى اگر عمداً کم یا زیاد شوند، نماز باطل مى شود و چنانچه سهواً کم یا زیاد گردند، نماز باطل نمى شود. پنج چیز رکن نماز هستند:
اوّل: نیّت. دوم: تکبیرةُ الاِحرام. سوم: قیام در هنگام گفتن تکبیرةُ الاِحرام وقیام متّصل به رکوع (یعنى ایستادن پیش از رکوع). چهارم: رکوع. پنجم: دو سجده.

1 - نیّت

«مسألۀ 966» انسان باید نماز را به نیّت قربت، یعنى براى انجام فرمان خداوند بجا آورد و لازم نیست نیّت را از قلب خود بگذراند یا مثلاً به زبان بگوید که چهار رکعت نماز ظهر مى خوانم قربةً إلى اللّه.

«مسألۀ 967» لازم نیست نمازگزار به هنگام نیت شمارۀ رکعت هاى نمازى را که مى خواند تعیین کند؛ ولى باید متوجه باشد نمازى که مى خواند، مثلاً نماز ظهر است یا عصر و همچنین باید بداند که نماز ادا مى خواند یا قضا؛ ولى لازم نیست قصد وجوب یا استحباب نماید، مگر در مثل نماز صبح و نافلۀ آن که تعیین هر کدام متوقّف بر قصد وجوب یا استحباب مى باشد.

«مسألۀ 968» انسان باید از اوّل تا آخر نماز به نیّت خود باقى باشد؛ پس اگر در بین نماز به گونه اى غافل شود که اگر بپرسند: «چه مى کنى؟» نداند چه بگوید، نمازش باطل است.

«مسألۀ 969» انسان فقط باید براى انجام دستور خداوند یکتا نماز بخواند، پس نماز کسى که ریا کند، یعنى براى نشان دادن به مردم نماز بخواند، باطل است، خواه فقط براى مردم باشد یا هم خدا و هم مردم را در نظر بگیرد.

«مسألۀ 970» اگر قسمتى از نماز را براى غیر خدا بجا آورد، چنانچه آن قسمت مثل حمد و سوره واجب باشد و محل تدارک آن باقى باشد (مثل این که هنوز وارد رکوع نشده باشد)، بنابر احتیاط واجب باید آن را دوباره به قصد قربت تکرار کرده و نماز را تمام کند و سپس دوباره نماز را بخواند، و اگر نتواند آن را دوباره بگوید؛ یعنى محل تدارک آن گذشته باشد، نمازش باطل است؛ و اگر آن قسمت مانند قنوت مستحب باشد، بنابر احتیاط واجب نماز را تمام کند و سپس آن را دوباره بخواند، بلکه اگر تمام نماز را براى خدا بجا آورد، ولى براى نشان دادن به مردم در جاى مخصوصى مثل مسجد یا در وقت مخصوصى مثل اوّل وقت یا به طرز مخصوصى مثلاً با جماعت نماز بخواند، نماز او باطل است.

2 - تَکبیرةُ الإحرام

«مسألۀ 971» گفتن «الله اکبر» در اوّل هر نماز، واجب و «رکن» است و باید حروف «الله» و «اکبر»: و دو کلمه «الله اکبر» را پشت سر هم بگوید و نیز باید این دو کلمه به عربى صحیح گفته شوند و اگر به عربى غلط بگوید یا مثلاً ترجمۀ آن را به فارسى بگوید، صحیح نیست.

«مسألۀ 972» احتیاط واجب آن است که تکبیرة الاحرام نماز را به چیزى که پیش از آن مى خواند - مثلاً به اقامه یا به دعایى که پیش از تکبیر مى خواند - و همچنین به چیزى که پس از آن مى خواند، نچسباند.

«مسألۀ 973» هنگام گفتن تکبیرة الاحرام، بدن باید آرام باشد و اگر عمداً در حالى که بدن او حرکت دارد تکبیرة الاحرام را بگوید، احتیاطاً باید نماز را پس از اتمام آن اعاده کند، ولى چنانچه سهواً حرکت کند، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 974» نمازگزار باید تکبیر، حمد، سوره، ذکر و دعا را به گونه اى بخواند که خودش بشنود و اگر به واسطۀ سنگینى یا ناشنوایى گوش یا سر و صداى زیاد نمى شنود، باید به نحوى بگوید که اگر مانعى نباشد بشنود.

«مسألۀ 975» کسى که لال است یا زبان او مرضى دارد که نمى تواند «الله اکبر» را
درست بگوید، باید به هر نحو که مى تواند بگوید و اگر هیچ نمى تواند بگوید، باید در قلب خود بگذراند و براى تکبیر اشاره کند و اگر مى تواند، بنابر احتیاط واجب زبانش را نیز حرکت دهد.

«مسألۀ 976» مستحب است بعد از تکبیرة الاحرام بگوید: «یا مُحْسِنُ قَدْ أتاکَ الْمُسىءُ وَقَدْ أمَرْتَ الْمُحْسِنَ أنْ یَتَجَاوَزَ عَنِ الْمُسىءِ، أنْتَ الْمُحْسِنُ وَأنَا الْمُسىءُ، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَتَجاوَزْ عَنْ قَبیٖحِ ما تَعْلَمُ مِنّى» یعنى: «اى خدایى که به بندگان احسان مى کنى، بندۀ گنهکار به در خانۀ تو آمده و تو امر کرده اى که نیکوکار از گنهکار بگذرد، تو نیکوکارى و من گناهکار، به حقّ محمّد و آل محمّد صلى الله علیه و آله و سلم رحمت خود را بر محمّد و آل محمّد بفرست و از بدى هایى که مى دانى از من سر زده درگذر.»

«مسألۀ 977» مستحب است هنگام گفتن تکبیر اوّل نماز و تکبیرهاى بین نماز، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببرد.

«مسألۀ 978» اگر شک کند که تکبیرة الاحرام را گفته یا نه، چنانچه بعد از آن مشغول خواندن چیزى شده باشد، به شک خود اعتنا نکند و اگر چیزى نخوانده باشد، باید تکبیر را بگوید.

«مسألۀ 979» اگر بعد از گفتن تکبیرة الاحرام شک کند که آن را صحیح گفته یا نه، به شک خود اعتنا نکند.

«مسألۀ 980» مستحب است انسان علاوه بر تکبیرة الاحرام شش تکبیر دیگر نیز بگوید و مى تواند هر کدام از آنها را که خواست به عنوان تکبیرة الاحرام تعیین کند.

3 - قیام (ایستادن)

«مسألۀ 981» قیام در هنگام گفتن تَکبیرةُ الاِحرام و قیام متّصل به رکوع - به این معنا که از حالت قیام به رکوع برود - رکن است، ولى قیام در هنگام خواندن حمد و سوره و قیام بعد از رکوع رکن نیست و اگر کسى آن را از روى فراموشى ترک کند، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 982» واجب است پیش از گفتن تکبیر و بعد از آن مقدارى بایستد تا یقین
کند که در حال ایستادن، تکبیر گفته است.

«مسألۀ 983» اگر رکوع را فراموش کند و بعد از حمد و سوره بنشیند و به خاطر آورد که رکوع نکرده، باید بایستد و به رکوع رود و اگر بدون این که بایستد، به حال خمیدگى به رکوع برگردد، چون قیام متصل به رکوع را بجا نیاورده، نماز او باطل است.

«مسألۀ 984» نباید هنگامى که ایستاده است بدن را حرکت دهد و به طرفى خم شود و بنابر احتیاط به جایى تکیه نیز نباید بکند؛ ولى اگر از روى ناچارى باشد یا در حال خم شدن براى رکوع پاها را حرکت دهد، اشکال ندارد.

«مسألۀ 985» اگر هنگامى که ایستاده از روى فراموشى بدن را حرکت دهد یا به طرفى خم شود یا به جایى تکیه کند، اشکال ندارد، ولى اگر در قیام به هنگام گفتن تکبیرة الاحرام و قیام متصل به رکوع از روى فراموشى به طرفى خم شود، بنابر احتیاط واجب باید نماز را تمام کند و دوباره بخواند.

«مسألۀ 986» هنگام ایستادن بنابر احتیاط باید هر دو پا روى زمین باشد، ولى لازم نیست سنگینى بدن روى هر دو پا باشد و اگر روى یک پا نیز باشد، اشکال ندارد.

«مسألۀ 987» اگر کسى که مى تواند درست بایستد، پاها را به قدرى از هم فاصله دهد که به حال ایستادن معمولى نباشد، نماز او باطل است.

«مسألۀ 988» اگر انسان در نماز بخواهد کمى جلو یا عقب رود یا کمى بدن را به طرف راست یا چپ حرکت دهد، نباید چیزى بگوید، ولى «بِحَوْلِ اللّهِ وَقُوَّتِهِ أَقُومُ وَأَقْعُدُ» را باید در حال برخاستن بگوید و در هنگام گفتن ذکرهاى واجب نیز بدن باید بى حرکت باشد؛ بلکه احتیاط واجب آن است که در هنگام گفتن ذکرهاى مستحبّى نماز نیز بدنش آرام باشد.

«مسألۀ 989» اگر عمداً در حال حرکت بدن ذکر بگوید، مثلاً هنگام رفتن به رکوع یا سجده تکبیر بگوید، چنانچه آن را به قصد ذکرى که در نماز دستور داده اند بگوید، احتیاطاً باید نماز را دوباره بخواند و اگر به این قصد نگوید بلکه بخواهد ذکرى گفته باشد، نماز صحیح است.

«مسألۀ 990» حرکت دادن دست و انگشتان در هنگام خواندن حمد اشکال ندارد، اگرچه احتیاط مستحب آن است که آنها را نیز حرکت ندهد.

«مسألۀ 991» اگر هنگام خواندن حمد و سوره یا تسبیحات، بى اختیار به قدرى حرکت کند که از حال آرام بودن خارج شود، احتیاط واجب آن است که بعد از آرام گرفتن بدن، آنچه را در حال حرکت خوانده، دوباره بخواند.

«مسألۀ 992» اگر در بین نماز از ایستادن عاجز شود، باید بنشیند و اگر از نشستن نیز عاجز شود، باید بخوابد، ولى تا بدن آرام نگرفته، نباید چیزى بخواند.

«مسألۀ 993» انسان تا مى تواند ایستاده نماز بخواند نباید بنشیند، مثلاً کسى که در هنگام ایستادن، بدنش حرکت مى کند یا مجبور است به چیزى تکیه دهد یا بدنش را کج کند یا خم شود یا پاها را بیشتر از معمول از هم فاصله دهد، باید به هر نحوى که مى تواند ایستاده نماز بخواند، ولى اگر به هیچ صورت، حتّى مثل حال رکوع نیز نتواند بایستد، باید راست بنشیند و نشسته نماز بخواند.

«مسألۀ 994» انسان تا مى تواند بنشیند، نباید خوابیده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشیند، باید به هر نحو که مى تواند بنشیند و اگر به هیچ صورت نتواند بنشیند، باید به گونه اى که در احکام قبله گفته شد، به پهلوى راست بخوابد و اگر نتواند، به پهلوى چپ بخوابد و اگر آن نیز ممکن نباشد، به گونه اى به پشت بخوابد که کف پاهاى او رو به قبله باشد.

«مسألۀ 995» اگر کسى که نشسته نماز مى خواند، بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بایستد و رکوع را ایستاده بجا آورد، باید بایستد و از حال ایستاده به رکوع رود و اگر نتواند، باید رکوع را نیز نشسته بجا آورد.

«مسألۀ 996» اگر کسى که خوابیده نماز مى خواند، در بین نماز بتواند بنشیند، باید مقدارى را که مى تواند نشسته بخواند و نیز اگر مى تواند بایستد، باید مقدارى را که مى تواند ایستاده بخواند، ولى تا بدن آرام نگرفته، نباید چیزى بخواند.

«مسألۀ 997» اگر کسى که نشسته نماز مى خواند، در بین نماز بتواند بایستد، باید
مقدارى را که مى تواند، ایستاده بخواند، ولى تا بدن آرام نگرفته، نباید چیزى بخواند.

«مسألۀ 998» کسى که مى تواند بایستد، اگر بترسد که به واسطۀ ایستادن مریض شود یا ضررى به او برسد، باید نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن نیز بترسد، باید خوابیده نماز بخواند.

«مسألۀ 999» اگر انسان گمان داشته باشد که تا آخر وقت مى تواند ایستاده نماز بخواند، باید نماز را به تأخیر بیندازد، ولى اگر احتمال دهد، لازم نیست آن را به تأخیر بیندازد.

«مسألۀ 1000» مستحب است نمازگزار در حال ایستادن، ستون فقرات و گردن خود را صاف نگهدارد، شانه ها و دست ها را پایین بیندازد و کف دستها را روى رانها بگذارد، انگشتان را به هم بچسباند، جاى سجده را نگاه کند، سنگینى بدن را به طور مساوى روى دو پا بیندازد، با خضوع و خشوع باشد، پاها را پس و پیش نگذارد و پاها را سه انگشتِ باز تا یک وجب از هم فاصله دهد.

4 - قرائت

«مسألۀ 1001» در رکعت اوّل و دوم نمازهاى واجب شبانه روزى، انسان باید نخست سوره حمد و بعد از آن بنابر احتیاط یک سورۀ کامل بخواند.

«مسألۀ 1002» اگر وقت نماز تنگ باشد یا انسان ناچار شود که سوره را نخواند، مثلاً بترسد که اگر سوره را بخواند دزد یا درنده یا چیز دیگرى به او صدمه بزند، نباید سوره را بخواند و در حال بیمارى و همچنین اگر در کارى عجله داشته باشد، مى تواند سوره را نخواند.

«مسألۀ 1003» اگر عمداً سوره را پیش از حمد بخواند، نماز او باطل است و اگر سهواً سوره را پیش از حمد بخواند، چنانچه در بین آن به خاطر آورد، باید سوره را رها کند و بعد از خواندن حمد، سوره را از اوّل بخواند و اگر بعد از اتمام سوره و قبل از خواندن حمد یا در بین حمد یا پس از تمام کردن حمد و پیش از رفتن به رکوع به خاطر
آورد، پس از حمد همان سوره یا سورۀ دیگرى را به قصد رجا بخواند.

«مسألۀ 1004» اگر حمد و سوره یا یکى از آنها را فراموش کند و بعد از رسیدن به رکوع بفهمد، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1005» اگر پیش از آن که براى رکوع خم شود بفهمد که حمد و سوره را نخوانده، باید بخواند و اگر بفهمد سوره را نخوانده، باید فقط سوره را بخواند؛ ولى اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده، باید اوّل حمد و بعد از آن سوره را به قصد رجا بخواند و نیز اگر خم شود و پیش از آن که به حدّ رکوع برسد، بفهمد حمد و سوره یا سورۀ تنها یا حمد تنها را نخوانده، باید بایستد و به همین دستور عمل نماید.

«مسألۀ 1006» اگر یکى از چهار سوره اى را که آیۀ سجده دارد - یعنى سوره هاى:
سجده، فصّلت، نجم و علق - عمداً در نماز بخواند، چنانچه آیۀ سجده دار را در ضمن آن بخواند، نمازش باطل است، بلکه بنابر احتیاط با قرائت عمدى جزئى از این سوره ها نیز نماز باطل مى شود.

«مسألۀ 1007» اگر سهواً مشغول خواندن سوره اى شود که سجده واجب دارد، چنانچه پیش از رسیدن به آیۀ سجده بفهمد، باید آن سوره را رها کند و سورۀ دیگرى را بخواند و اگر بعد از خواندن آیۀ سجده بفهمد، باید در بین نماز با اشاره، سجدۀ آن را بجا آورد و همان سوره را تمام کند و پس از نماز به جهت آیۀ سجده یک سجده بجا آورد.

«مسألۀ 1008» اگر در نماز آیۀ سجده را بشنود، نماز او صحیح است و انجام سجده لازم نیست، ولى اگر به آن گوش کند، مانند کسى است که آیۀ سجده را بخواند.

«مسألۀ 1009» در نماز مستحبّى خواندن سوره لازم نیست، اگرچه آن نماز به واسطۀ نذر کردن واجب شده باشد؛ ولى در بعضى از نمازهاى مستحبّى مثل نماز شب دفن که سوره مخصوصى دارد، اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار کرده باشد، باید همان سوره را بخواند.

«مسألۀ 1010» در نماز جمعه و در نماز ظهر روز جمعه، مستحب است در رکعت اوّل بعد از حمد، سورۀ جمعه و در رکعت دوم بعد از حمد، سورۀ منافقین را بخواند
و اگر مشغول یکى از آنها شود، بنابر احتیاط واجب نمى تواند آن را رها کند و سورۀ دیگرى بخواند.

«مسألۀ 1011» اگر بعد از حمد مشغول خواندن سورۀ توحید -«قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» - یا سورۀ کافرون -«قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ» - شود، نمى تواند آن را رها کند و سورۀ دیگرى بخواند، ولى اگر در نماز جمعه و نماز ظهر روز جمعه از روى فراموشى به جاى سورۀ جمعه یا منافقین یکى از این دو سوره را بخواند، تا دو ثلث آن را نخوانده، مى تواند آن را رها کند و سورۀ «جمعه» یا «منافقین» را بخواند.

«مسألۀ 1012» اگر در نماز جمعه یا نماز ظهر روز جمعه عمداً سورۀ «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ»
یا سورۀ «قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ» را بخواند، بنابر احتیاط واجب نمى تواند آن را رها کند و سورۀ جمعه و منافقین را بخواند.

«مسألۀ 1013» اگر در نماز، غیر از سورۀ «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» و «قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ»
سورۀ دیگرى بخواند، تا به دو ثلث سوره نرسیده، مى تواند آن را رها کند و سورۀ دیگرى بخواند، اگرچه احتیاط مستحب آن است که پس از گذشتن از نصف سوره، به سورۀ دیگر عدول نکند.

«مسألۀ 1014» دو سورۀ «فیل» و «قریش» و نیز دو سورۀ «الضّحى» و «انشراح» با هم در نماز یک سوره محسوب مى شوند و باید با همان ترتیبى که در قرآن آمده و با گفتن «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» براى هر کدام خوانده شوند.

«مسألۀ 1015» هر سوره اى را که نمازگزار بخواهد بخواند، باید «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» آن را به نیّت همان سوره بگوید، پس نمى تواند اوّل «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» را بگوید و بعد سوره را انتخاب نماید و یا آن را به قصد سوره اى بگوید و سورۀ دیگرى را بخواند.

«مسألۀ 1016» اگر مقدارى از سوره را فراموش کند یا از روى ناچارى، مثلاً به واسطۀ تنگى وقت یا جهت دیگرى نتواند آن را تمام نماید، مى تواند آن سوره را رها کند و سورۀ دیگرى را بخواند، اگرچه از دو ثلث آن گذشته باشد یا سوره اى که مى خوانده،
«قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» یا «قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ» باشد.

«مسألۀ 1017» بر مرد واجب است حمد و سورۀ نمازهاى صبح، مغرب و عشاء را بلند بخواند و بر مرد و زن واجب است حمد و سورۀ نمازهاى ظهر و عصر را آهسته بخوانند.

«مسألۀ 1018» مرد باید در نمازهاى صبح، مغرب و عشاء مراقب باشد که تمام کلمات حمد و سوره حتى بنابر احتیاط حرف آخر آنها را بلند بخواند.

«مسألۀ 1019» ملاک در بلند و آهسته بودن صدا، تشخیص عرف است؛ بنابر این اگر صدا به اندازه اى آهسته باشد که تنها خود او بشنود و به نظر مردم بلند به حساب نیاید - هر چند جوهره داشته باشد - کافى نیست.

«مسألۀ 1020» زن مى تواند حمد و سورۀ نمازهاى صبح، مغرب و عشاء را بلند یا آهسته بخواند، ولى اگر نامحرم صداى او را بشنود، بنابر احتیاط واجب باید آهسته بخواند.

«مسألۀ 1021» اگر نمازگزار در جایى که باید نماز را بلند خواند، عمداً آهسته بخواند یا در جایى که باید آهسته خواند، عمداً بلند بخواند، نماز او باطل است؛ ولى اگر از روى فراموشى یا ندانستن مسأله باشد، صحیح است و اگر در بین خواندن حمد و سوره نیز بفهمد که اشتباه کرده، لازم نیست مقدارى را که خوانده دوباره بخواند.

«مسألۀ 1022» اگر کسى در خواندن حمد و سوره بیشتر از معمول صداى خود را بلند کند، مثل آن که آن را با فریاد بخواند، نماز او باطل است.

«مسألۀ 1023» انسان باید نماز را یاد بگیرد که غلط نخواند و کسى که به هیچ صورت نمى تواند صحیح آن را یاد بگیرد، باید به هر نحوى که مى تواند بخواند، گرچه احتیاط مستحب آن است که نماز خود را به جماعت بخواند.

«مسألۀ 1024» کسى که حمد و سوره و چیزهاى دیگر نماز را به خوبى نمى داند و مى تواند یاد بگیرد، چنانچه وقت نماز وسعت داشته باشد، باید یا نماز را به جماعت بخواند و یا آن را به نحو صحیح یاد بگیرد و اگر وقت تنگ باشد، بنابر احتیاط واجب در صورتى که ممکن باشد، باید نماز خود را به جماعت بخواند.

«مسألۀ 1025» براى یاد دادن واجبات یا مستحبات نماز مى توان مزد گرفت.

«مسألۀ 1026» اگر یکى از کلمات حمد یا سوره را عمداً نگوید یا عمداً به جاى یک حرف، حرف دیگرى بگوید، مثلاً به جاى حرف «ض» حرف «ظ» بگوید یا جایى که باید بدون کسره و فتحه خوانده شود، کسره و فتحه بدهد یا تشدید را نگوید، نماز او باطل است.

«مسألۀ 1027» اگر انسان کلمه اى را صحیح بداند و در نماز به همان نحو بخواند و بعد بفهمد غلط خوانده، لازم نیست دوباره نماز را بخواند و یا اگر وقت گذشته، آن را قضا نماید.

«مسألۀ 1028» اگر کسره و فتحه کلمه اى را نداند، باید یاد بگیرد؛ ولى اگر کلمه اى را که وقف کردن آخر آن جایز است همیشه وقف کند، یاد گرفتن کسره و فتحه آن لازم نیست و نیز اگر نداند مثلاً کلمه اى با «س» است یا با «ص»، باید یاد بگیرد و چنانچه دو نوع یا بیشتر بخواند - مثل آن که در «اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ» ، مستقیم را یک مرتبه با سین و یک مرتبه با صاد بخواند - نماز او باطل است، مگر آن که در کلمه اى هر دو نوع قرائت شده باشد - مانند کلمۀ «صراط» که «سراط» نیز قرائت شده - که در این صورت اگر هر دو را بگوید، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1029» اگر در کلمه اى «واو» باشد و حرف قبل از «واو» در آن کلمه ضمّه داشته باشد و حرف بعد از «واو» در آن کلمه «همزه» باشد - مثل کلمۀ «سُوْء» - باید آن «واو» را مدّ بدهد، یعنى آن را بکشد و همچنین اگر در کلمه اى «الف» باشد و حرف قبل از «الف» در آن کلمه فتحه داشته باشد و حرف بعد از «الف» در آن کلمه «همزه» باشد - مثل کلمۀ «جاءَ» - احتیاطاً باید «الف» آن را بکشد و نیز اگر در کلمه اى «یاء» باشد و حرف پیش از «یاء» در آن کلمه کسره داشته باشد و حرف بعد از «یاء» در آن کلمه همزه باشد - مثل کلمۀ «جِىْ ءَ» - باید «یاء» را با مدّ بخواند و اگر بعد از این «واو» و «الف» و «یاء»، به جاى «همزه» حرف ساکنى - یعنى حرفى که کسره و فتحه و ضمّه ندارد - باشد، باید این سه حرف را با مدّ بخواند، مثلاً در «ولاَ الضّالّیٖن» که بعد از «الف» حرف «لام» ساکن است، باید «الف» را با مدّ بخواند.

«مسألۀ 1030» بهتر است که در نماز «وقف به حرکت» و «وصل به سکون» ننماید و معنى وقف به حرکت آن است که فتحه، کسره یا ضمۀ آخر کلمه اى را بگوید و بین آن کلمه و کلمۀ بعد آن فاصله دهد، مثلاً بگوید:«اَلرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» و میم «اَلرَّحِیمِ» را کسره بدهد و بعد قدرى فاصله دهد و بگوید:«مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» و معنى وصل به سکون آن است که کسره، فتحه یا ضمۀ آخر کلمه اى را نگوید و آن کلمه را به کلمۀ بعد بچسباند، مثل آن که بگوید: «الرحمن الرحیم» و میم «الرحیم» را کسره ندهد و فوراً «مالک یوم الدین» را بگوید.

«مسألۀ 1031» هرگاه شک کند که آیه یا کلمه اى را درست گفته یا نه، اگر به خواندن چیزى که بعد از آن است مشغول نشده باشد، باید آن آیه یا کلمه را به نحو صحیح بخواند و اگر به چیزى که بعد از آن است مشغول شده باشد، چنانچه آن چیز رکن باشد، مثل آن که در رکوع شک کند که فلان کلمه از سوره را درست گفته یا نه، نباید به شک خود اعتنا کند و اگر رکن نباشد، مثلاً هنگام گفتن «اَللّهُ الصَّمَدُ» شک کند که «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» را درست گفته یا نه، لازم نیست به شک خود اعتنا کند، ولى اگر براى مراعات احتیاط برگردد و آن را به نحو صحیح بگوید، اشکال ندارد و اگر چند مرتبه نیز شک کند، مى تواند چند بار بگوید، اما اگر به حدّ وسواس برسد، دیگر نباید تکرار کند و چنانچه باز هم بگوید، بنابر احتیاط واجب باید نماز خود را دوباره بخواند.

«مسألۀ 1032» مستحب است در رکعت اوّل پیش از خواندن حمد بگوید: «اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیٖمِ» و در رکعت اوّل و دوم نماز ظهر و عصر «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»
را بلند بگوید و مستحب است حمد و سوره را شمرده بخواند و در آخر هر آیه وقف کند؛ یعنى آن را به آیۀ بعد نچسباند و در حال خواندن حمد و سوره، به معناى آیه توجه داشته باشد. اگر نماز را به جماعت مى خواند، بعد از تمام شدن حمد امام و اگر فرادى مى خواند، بعد از آن که حمد خود او تمام شد بگوید:«اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ» و بعد از خواندن سورۀ «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» ، یک یا دو یا سه مرتبه «کَذلِکَ اللّهُ رَبِّى» یا سه مرتبه «کَذلِکَ اللّهُ رَبُّنا» بگوید و بعد از خواندن سوره کمى صبر کند، بعد تکبیر پیش از رکوع را بگوید یا قنوت را بخواند.

«مسألۀ 1033» مستحب است در تمام نمازها، در رکعت اوّل، سوره «إنا أنزلناه» و در رکعت دوم، سورۀ «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» را بخواند.

«مسألۀ 1034» مکروه است که انسان در هیچ یک از نمازهاى یک شبانه روز، سورۀ «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» را نخواند.

«مسألۀ 1035» خواندن سورۀ «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» به یک نفس مکروه است.

«مسألۀ 1036» مکروه است سوره اى را که در رکعت اوّل خوانده در رکعت دوم نیز بخواند، ولى اگر سورۀ «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» را در هر دو رکعت بخواند، مکروه نیست.

5 - ذکر

بر نمازگزار واجب است که در حال رکوع و سجود و همچنین در رکعت هاى سوم و چهارم نمازهاى سه رکعتى و چهار رکعتى ذکر بگوید. احکام ذکر رکوع و سجود در مسائل آینده خواهد آمد.

«مسألۀ 1037» نمازگزار مى تواند در رکعت سوم و چهارم نماز، فقط سورۀ حمد بخواند و یا یک مرتبه «تسبیحات اربعه» را بگوید، یعنى بگوید: «سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ للّهِ وَلا إلهَ إلَّااللّهُ وَاللّهُ أَکْبَرُ» و احتیاط مستحب آن است که کمتر از سه مرتبه نگوید و مى تواند در یک رکعت، حمد و در رکعت دیگر، تسبیحات را بگوید.

«مسألۀ 1038» بنابر احتیاط بر مرد و زن، واجب است که در رکعت سوم و چهارم نماز، حمد یا تسبیحات اربعه را آهسته بخوانند.

«مسألۀ 1039» اگر در رکعت سوم یا چهارم عمداً حمد یا تسبیحات را بلند بخواند، بنابر احتیاط نمازش باطل است، ولى اگر به علت ندانستن حکم مسأله یا فراموشى بلند بخواند، نمازش صحیح است و نیازى به اعادۀ حمد یا تسبیحات نیست.

«مسألۀ 1040» اگر در رکعت سوم و چهارم حمد بخواند، بنابر احتیاط واجب باید «بسم اللّه» آن را نیز آهسته بگوید.

«مسألۀ 1041» کسى که نمى تواند تسبیحات اربعه را یاد بگیرد یا درست بخواند، باید
در رکعت سوم و چهارم سوره حمد را بخواند.

«مسألۀ 1042» اگر در دو رکعت اوّل نماز به گمان این که دو رکعت آخر است تسبیحات اربعه را بگوید، چنانچه پیش از رکوع بفهمد، باید حمد و سوره را بخواند و اگر در رکوع یا بعد از رکوع بفهمد، نمازش صحیح است.

«مسألۀ 1043» اگر در دو رکعت آخر نماز به گمان این که در دو رکعت اوّل است، حمد بخواند یا در دو رکعت اوّل نماز با این که گمان مى کرده در دو رکعت آخر است حمد بخواند، چه پیش از رکوع بفهمد چه بعد از آن، نمازش صحیح است.

«مسألۀ 1044» اگر در رکعت سوم یا چهارم بخواهد حمد بخواند، ولى تسبیحات به زبانش بیاید یا بخواهد تسبیحات بخواند، ولى حمد به زبانش بیاید، چنانچه کاملاً غافل بوده و بدون قصد مشغول خواندن آن شده، باید آن را رها کند و دوباره حمد یا تسبیحات را بخواند، ولى اگر عادت او خواندن چیزى بوده که به زبانش آمده و در خزانه قلبش آن را قصد داشته، مى تواند همان را تمام کند و نمازش صحیح است.

«مسألۀ 1045» در رکعت سوم و چهارم مستحب است بعد از تسبیحات اربعه استغفار کند، مثلاً بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبِّى وَأَتُوبُ إلَیْهِ» یا بگوید: «أَللّهُمَّ اغْفِرْ لِى» و اگر به گمان آن که حمد یا تسبیحات را گفته، مشغول گفتن استغفار شود و شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه، نباید به شک خود اعتنا نماید؛ ولى اگر استغفار نکند و پیش از آن که به رکوع برود، شک کند حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه، باید حمد یا تسبیحات اربعه را بخواند. همچنین اگر بدون گفتن استغفار براى رکوع خم شود و پیش از آن که به حدّ رکوع برسد، شک کند، باید برگردد و حمد یا تسبیحات را بخواند.

6 - رکوع

«مسألۀ 1046» نمازگزار در هر رکعت بعد از قرائت یا گفتن تسبیحات اربعه و یا قنوت، باید به اندازه اى خم شود که بتواند کف دست ها را به زانو بگذارد و این عمل را «رکوع» مى گویند.

«مسألۀ 1047» بنابر احتیاط واجب نمازگزار در هنگام رکوع باید کف دست هاى خود را روى زانوها قرار دهد.

«مسألۀ 1048» چنانچه رکوع را به نحو غیر معمول بجا آورد، مثلاً به چپ یا راست خم شود، اگرچه دستهاى او به زانو برسند، صحیح نیست.

«مسألۀ 1049» خم شدن باید به قصد رکوع باشد، پس اگر به قصد کار دیگرى، مثلاً براى کشتن حیوانى خم شود، نمى تواند آن را رکوع حساب کند، بلکه باید بایستد و دوباره براى رکوع خم شود و به واسطۀ این عمل، رکن زیاد نشده و نماز باطل نمى شود.

«مسألۀ 1050» کسى که دست یا زانوى او با دست و زانوى دیگران فرق دارد، مثلاً دست او به قدرى بلند است که اگر کمى خم شود، به زانو مى رسد یا زانوى او به قدرى پایین تر از حدّ معمول است که باید خیلى خم شود تا دستش به زانو برسد، باید به اندازۀ معمول افراد عادى خم شود.

«مسألۀ 1051» کسى که نشسته رکوع مى کند، باید به قدرى خم شود که عرفاً بگویند رکوع کرده و بهتر است به قدرى خم شود که صورت نزدیک جاى سجده برسد.

«مسألۀ 1052» در حال رکوع، گفتن ذکر واجب است و ذکر رکوع «سبحان الله» و یا «سُبْحانَ رَبّىِ َ الْعَظیٖمِ وَبِحَمْدِهِ» مى باشد و چنانچه در رکوع ذکر «سُبْحانَ اللّهِ» بگوید، بنابر احتیاط واجب باید آن را سه مرتبه تکرار کند؛ ولى در صورت ضرورت و تنگى وقت، گفتن یک «سُبْحانَ اللّهِ» نیز کافى است و چنانچه ذکر «سُبْحانَ رَبّىِ َ الْعَظیٖمِ وَبِحَمْدِهِ» را بگوید، یک بار کافى است. گفتن ذکرهاى دیگر، مثل «اَلْحَمْدُ للّهِ» یا «اللّهُ اکْبَرُ» به جاى دو ذکر فوق نیز در رکوع جایز است، به شرط آن که به اندازۀ سه بار «سُبْحانَ اللّهِ» باشد.

«مسألۀ 1053» ذکر رکوع باید به دنبال هم و به عربى صحیح گفته شود و مستحب است «سُبْحانَ رَبّىِ َ الْعَظیٖمِ وَبِحَمْدِهِ» را سه یا پنج یا هفت مرتبه و بلکه بیشتر بگویند.

«مسألۀ 1054» باید بدن در رکوع به مقدار ذکر واجب آرام باشد و در ذکر مستحب نیز اگر آن را به قصد ذکرى که براى رکوع دستور داده اند بگوید، بنابر احتیاط واجب آرام بودن بدن لازم است.

«مسألۀ 1055» اگر هنگامى که ذکر رکوع را مى گوید، بى اختیار به قدرى حرکت کند که بدن از حال آرام بودن خارج شود، نمازش صحیح است، ولى چنانچه در حال گفتن ذکر واجب، بى اختیار حرکت کرده باشد، احتیاط واجب آن است که بعد از آرام گرفتن بدن، دوباره ذکر را بگوید و اگر کمى حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج نشود یا انگشتان را حرکت دهد، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1056» اگر پیش از آن که به مقدار رکوع خم شود و بدن آرام گیرد، عمداً ذکر واجب رکوع را بگوید، نماز او باطل است.

«مسألۀ 1057» اگر پیش از تمام شدن ذکر واجب، عمداً سر از رکوع بردارد، نماز او باطل است و اگر سهواً سر بردارد، چنانچه پیش از آن که از حال رکوع خارج شود به خاطر آورد که ذکر رکوع را تمام نکرده، باید در حال رکوع و با آرامش بدن دوباره ذکر را بگوید و اگر بعد از آن که از حال رکوع خارج شد به خاطر آورد، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1058» اگر نتواند به مقدار ذکر واجب در رکوع بماند، در صورتى که بتواند پیش از آن که از حدّ رکوع خارج شود، ذکر را بگوید، باید در آن حال تمام کند و اگر نتواند، چنانچه به مقدار یک «سبحان اللّه» هم بتواند در حال رکوع بماند، باید در حال رکوع آن را بگوید و اگر به این مقدار هم نتواند، بنابر احتیاط ذکر را در حال برخاستن به قصد قربت مطلقه بگوید.

«مسألۀ 1059» اگر به واسطۀ بیمارى و مانند آن در رکوع آرام نگیرد، نماز صحیح است، ولى باید پیش از آن که از حال رکوع خارج شود، به مقدار ذکر واجب، یعنى «سُبْحانَ رَبّىِ َ الْعَظیٖمِ وَبِحَمْدِهِ» یا سه مرتبه «سُبْحانَ اللّه» ذکر بگوید.

«مسألۀ 1060» اگر نتواند به اندازۀ رکوع خم شود، باید به چیزى تکیه دهد و رکوع کند و اگر هنگامى که تکیه داده نیز نتواند به نحو معمول رکوع کند، باید به هر اندازه که مى تواند خم شود و اگر هیچ نتواند خم شود، باید هنگام رکوع بنشیند و نشسته رکوع کند و احتیاط واجب آن است که نماز دیگرى نیز بخواند و براى رکوع آن با سر اشاره نماید.

«مسألۀ 1061» اگر کسى که مى تواند ایستاده نماز بخواند، در حال ایستاده یا نشسته
نتواند رکوع کند، باید ایستاده نماز بخواند و براى رکوع با سر اشاره کند و اگر نتواند اشاره کند، باید به نیّت رکوع چشمها را ببندد و ذکر آن را بگوید و به نیّت برخاستن از رکوع، چشمها را باز کند و اگر از این عمل نیز عاجز باشد، باید در قلب خود نیّت رکوع کند و ذکر آن را بگوید.

«مسألۀ 1062» کسى که نمى تواند ایستاده یا نشسته رکوع کند و براى رکوع فقط مى تواند در حالى که نشسته است، کمى خم شود یا در حالى که ایستاده است با سر اشاره کند، باید ایستاده نماز بخواند و براى رکوع با سر اشاره نماید و احتیاط واجب آن است که نماز دیگرى نیز بخواند و هنگام رکوع آن بنشیند و هر اندازه که مى تواند براى رکوع خم شود.

«مسألۀ 1063» اگر بعد از رسیدن به حد رکوع و آرام گرفتن بدن، سر بردارد و دو مرتبه به قصد رکوع به اندازۀ رکوع خم شود، نماز او باطل است؛ بلکه چنانچه قبل از آرام گرفتن بدن نیز از رکوع سر بردارد و دو مرتبه به قصد رکوع به اندازۀ رکوع خم شود، بنابر احتیاط واجب باید نماز را از سر بگیرد و نیز اگر بعد از آن که به اندازۀ رکوع خم شد و بدن آرام گرفت، به قصد رکوع به قدرى خم شود که از اندازۀ رکوع بگذرد و دوباره به رکوع برگردد، به صورتى که گفته شود رکوع اضافى انجام داده، نمازش باطل است و بهتر آن است که نماز را تمام کند و دوباره از سر بخواند.

«مسألۀ 1064» بعد از تمام شدن ذکر رکوع، باید راست بایستد و بعد از آن که بدن آرام گرفت، به سجده رود و اگر عمداً پیش از ایستادن یا پیش از آرام گرفتن بدن به سجده رود، نماز او باطل است.

«مسألۀ 1065» اگر رکوع را فراموش کند و پیش از آن که به سجده برسد به خاطر آورد، باید بایستد و بعد به رکوع رود و چنانچه به حالت خمیدگى به رکوع برگردد، نماز او باطل است.

«مسألۀ 1066» اگر نمازگزار بعد از آن که پیشانیش به زمین رسید به خاطر آورد که رکوع نکرده، نمازش باطل است.

«مسألۀ 1067» مستحب است پیش از رفتن به رکوع در حالى که راست ایستاده، تکبیر بگوید و در رکوع زانوها را به طرف عقب دهد، پشت را صاف نگهدارد و گردن را بکشد و مساوى پشت نگهدارد، بین دو قدم را نگاه کند، پیش از ذکر یا بعد از آن صلوات بفرستد و بعد از آن که از رکوع برخاست و راست ایستاد، در حال آرامش بدن بگوید:
«سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ».

7 - سجود

اشاره

«مسألۀ 1068» نمازگزار باید در هر رکعت از نمازهاى واجب و مستحب، بعد از رکوع دو سجده بجا آورد و در سجده لازم است که پیشانى و کف دو دست و سر دو زانو و دو انگشت بزرگ پاها را بر زمین بگذارد.

«مسألۀ 1069» لازم نیست تمام پیشانى روى زمین قرار گیرد، بلکه به اندازه اى که عرفاً سجده گفته شود، کفایت مى کند و بنابر احتیاط جاى سجده نباید از مقدار یک درهم کمتر باشد و اگر همین مقدار متفرق بوده ولى مثل دانه هاى تسبیح به هم اتصال داشته باشد، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1070» دو سجده روى هم یک «رکن» است و اگر کسى در نماز واجب عمداً یا از روى فراموشى هر دو را ترک کند یا دو سجدۀ دیگر به آنها اضافه نماید، نماز او باطل است.

«مسألۀ 1071» اگر عمداً یک سجده را کم یا زیاد کند، نماز باطل مى شود و اگر سهواً در یک رکعت یک سجده زیادى به جا آورد، نمازش صحیح است و چنانچه سهواً یک سجده را به جا نیاورد، حکم آن در مسائل بعدى گفته خواهد شد.

«مسألۀ 1072» اگر پیشانى را عمداً یا سهواً به زمین نگذارد، سجده نکرده است، اگرچه اعضاى دیگر سجده به زمین برسند، ولى اگر پیشانى را به زمین بگذارد و سهواً اعضاى دیگر را به زمین نرساند یا سهواً ذکر نگوید، سجده صحیح است.

«مسألۀ 1073» حکم ذکر سجده مانند حکم ذکر رکوع است که در مسألۀ 1052
بیان شد، با این تفاوت که در سجده به جاى ذکر «سُبْحانَ رَبّىِ َ الْعَظیٖمِ وَبِحَمْدِهِ» ذکر «سُبْحانَ رَبّىِ َ الاَعْلى وَبِحَمْدِهِ» گفته مى شود.

«مسألۀ 1074» باید بدن در سجده به مقدار ذکر واجب آرام باشد و هنگام گفتن ذکر مستحب نیز اگر آن را به قصد ذکرى که براى سجده دستور داده اند بگوید، بنابر احتیاط آرام بودن بدن لازم است.

«مسألۀ 1075» اگر پیش از آن که پیشانى به زمین برسد و بدن آرام بگیرد، عمداً ذکر واجب سجده را بگوید یا پیش از تمام شدن ذکر واجب، عمداً سر از سجده بردارد، نماز باطل است.

«مسألۀ 1076» اگر پیش از آن که پیشانى به زمین برسد، سهواً ذکر سجده را بگوید و پیش از آن که سر از سجده بردارد، بفهمد اشتباه کرده، باید دوباره ذکر را بگوید و بنابر احتیاط واجب اگر قبل از آرام گرفتن بدن نیز سهواً ذکر سجده را بگوید، باید پس از آرام گرفتن بدن دوباره ذکر سجده را بگوید.

«مسألۀ 1077» اگر بعد از آن که سر از سجده برداشت، بفهمد که پیش از آرام گرفتن بدن ذکر راگفته یا پیش از آن که ذکر سجده تمام شود سر برداشته، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1078» اگر به واسطۀ بیمارى و مانند آن نتواند در سجده آرام بگیرد، نماز او صحیح است، ولى باید پیش از آن که از حالت سجده خارج شود، ذکر واجب را بگوید.

«مسألۀ 1079» اگر هنگامى که ذکر سجده را مى گوید یکى از هفت عضو سجده را عمداً از زمین بردارد، احتیاطاً باید نماز را از سر بگیرد، ولى اگر هنگامى که مشغول گفتن ذکر نیست غیر از پیشانى اعضاى دیگر را از زمین بردارد و دوباره بگذارد، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1080» اگر پیش از تمام شدن ذکر سجده سهواً پیشانى را از زمین بردارد، نمى تواند دوباره به زمین بگذارد و باید آن را یک سجده حساب کند، ولى اگر اعضاى دیگر را سهواً از زمین بردارد، باید احتیاطاً دو مرتبه به زمین بگذارد و ذکر را بگوید.

«مسألۀ 1081» بعد از تمام شدن ذکر سجدۀ اوّل، باید بنشیند تا بدن آرام گیرد و دوباره به سجده رود.

«مسألۀ 1082» اگر در سجده اوّل مهر به پیشانى بچسبد، باید قبل از سجدۀ دوم آن را از پیشانى جدا کند و سپس به سجده برود و چنانچه بدون این که مهر را بردارد، عمداً دوباره به سجده رود، نمازش باطل است و باید آن را اعاده کند.

«مسألۀ 1083» جاى پیشانى نمازگزار باید از محل ایستادن و همچنین از محل زانوهاى او بیش از چهار انگشت بسته پست تر یا بلندتر نباشد.

«مسألۀ 1084» در زمین سراشیبى که شیب آن کم است، اگر جاى پیشانى نمازگزار از جاى ایستادن و سر زانوهاى او بیش از چهار انگشت بسته، بالاتر یا پایین تر باشد، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1085» اگر پیشانى را سهواً بر چیزى بگذارد که از جاى انگشتان پا و سر زانوهاى او بلندتر از چهار انگشت بسته است، چنانچه بلندى آن به قدرى باشد که نگویند در حال سجده است، بنابر احتیاط واجب باید سر را بردارد و به چیزى که بلندى آن به اندازه چهار انگشت بسته یا کمتر است بگذارد و احتیاط این است که سر را از روى آن به روى چیزى که بلندى آن به اندازۀ چهار انگشت بسته یا کمتر است نکشد و اگر بلندى آن به قدرى باشد که بگویند در حال سجده است، احتیاط واجب آن است که پیشانى را از روى آن به روى چیزى که بلندى آن به اندازۀ چهار انگشت بسته یا کمتر است بکشد و اگر کشیدن پیشانى ممکن نباشد، بنابر احتیاط واجب باید پیشانى را بلند کند و بر موضعى که بلندى زایدى ندارد بگذارد و نماز را تمام کند و دوباره بخواند.

«مسألۀ 1086» نباید بین پیشانى و آنچه بر آن سجده مى کند چیزى فاصله باشد، پس اگر مهر به قدرى چرک باشد که پیشانى به خود مهر نرسد، سجده باطل است، ولى اگر مثلاً رنگ مهر تغییر کرده باشد، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1087» اگر در حال سجده بفهمد چیزى مانند موى سر بین پیشانى و مهر فاصله شده، نباید پیشانى را بلند کند، بلکه باید به هر شکل ممکن چیزى را که فاصله شده برطرف نماید، مگر این که به قدرى کم باشد (مانند یک یا دو تار مو) که مانع از تحقق سجده نباشد.

«مسألۀ 1088» در سجده باید کف دست را بر زمین بگذارد، ولى در حال ناچارى، گذاشتن پشت دست نیز مانعى ندارد و اگر پشت دست نیز ممکن نباشد، بنابر احتیاط باید مچ دست را بر زمین بگذارد و چنانچه آن را نیز نتواند، احتیاطاً باید تا آرنج هر جا را که مى تواند بر زمین بگذارد و اگر آن نیز ممکن نباشد، احتیاطاً باید بازو را بر زمین بگذارد.

«مسألۀ 1089» در سجده باید سر دو انگشت بزرگ پاها را به زمین بگذارد و گذاشتن پشت شست یا داخل آن نیز کفایت مى کند و اگر انگشتان دیگر پا یا روى پا را به زمین بگذارد یا به واسطۀ بلند بودن ناخن، سر شست به زمین نرسد، نماز باطل است.

«مسألۀ 1090» کسى که مقدارى از شست پاى او بریده شده، باید بقیۀ آن را به زمین بگذارد و اگر چیزى از آن نمانده باشد یا اگر مانده خیلى کوتاه باشد، بنابر احتیاط باید بقیۀ انگشتان را بگذارد و اگر هیچ انگشتى در پا نداشته باشد، بنابر احتیاط باید هر مقدارى از پا را که باقى مانده به زمین بگذارد.

«مسألۀ 1091» بنابر احتیاط واجب سجده باید به نحو معمول و متعارف صورت بگیرد، بنابر این چسباندن سینه و شکم به زمین و یا دراز کردن پاها در سجده، بنابر احتیاط واجب جایز نیست، اگرچه تمام اعضاى سجده بر زمین قرار گرفته باشد.

«مسألۀ 1092» مهر یا چیز دیگرى که بر آن سجده مى کند باید پاک باشد، ولى اگر مثلاً مهر را روى فرش نجس بگذارد یا یک طرف مهر نجس باشد و پیشانى را به طرف پاک آن بگذارد، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1093» اگر در پیشانى دُمَل و مانند آن باشد، چنانچه ممکن باشد باید با جاى سالم پیشانى سجده کند و اگر ممکن نباشد، باید چیزى که سجده بر آن صحیح است را گود کند و دمل را در گودال و جاى سالم را به مقدارى که براى سجده کافى باشد، بر آن بگذارد.

«مسألۀ 1094» اگر دُمَل یا زخم تمام پیشانى را گرفته باشد، باید به یکى از دو طرف پیشانى سجده کند و احتیاط واجب این است که در صورت امکان به طرف راست پیشانى سجده کند و اگر سجده بر پیشانى ممکن نباشد، به چانه سجده کند و اگر به چانه نیز ممکن
نباشد، بنابر احتیاط باید به هر جایى از صورت که ممکن باشد سجده کند.

«مسألۀ 1095» کسى که نمى تواند پیشانى را به زمین برساند، باید تا اندازه اى که مى تواند خم شود و مهر یا چیز دیگرى را که سجده بر آن صحیح است روى چیز بلندى گذاشته و به گونه اى پیشانى را بر آن بگذارد که بگویند سجده کرده است، ولى باید کف دستها و زانوها و انگشتان پاها را به نحو معمول به زمین بگذارد.

«مسألۀ 1096» کسى که هیچ نمى تواند خم شود، باید براى سجده بنشیند و با سر اشاره کند و اگر نتواند، باید با چشمها اشاره نماید و در هر دو صورت احتیاط واجب آن است که اگر مى تواند قدرى مهر را بلند کند و پیشانى را بر آن بگذارد و اگر با سر یا چشمها نیز نمى تواند اشاره کند، باید در قلب نیّت سجده کند و بنابر احتیاط واجب با دست و مانند آن، براى سجده اشاره نماید.

«مسألۀ 1097» کسى که نمى تواند بنشیند، باید ایستاده نیّت سجده کند و چنانچه بتواند، باید براى سجده با سر اشاره کند و اگر نتواند، باید با چشمها اشاره نماید و اگر این را نیز نتواند، در قلب نیّت سجده کند و بنابر احتیاط واجب با دست و مانند آن براى سجده اشاره نماید.

«مسألۀ 1098» اگر پیشانى بى اختیار از جاى سجده بلند شود، چنانچه ممکن باشد باید نگذارد دوباره به جاى سجده برسد و این یک سجده حساب مى شود، چه ذکر سجده را گفته باشد یا نه و اگر نتواند سر را نگهدارد و بى اختیار دوباره به جاى سجده برسد، روى هم یک سجده حساب مى شود و اگر ذکر نگفته باشد، باید بگوید.

«مسألۀ 1099» انسان مى تواند در جایى که باید تقیّه کند، بر فرش و مانند آن سجده نماید و لازم نیست براى فرار از تقیه به مکان دیگر برود، ولى اگر در آن جا چیزى مثل حصیر یا سنگ که سجده بر آن صحیح است وجود داشته باشد و سجده بر آن نیز محذورى نداشته باشد، باید بر آن سجده کند.

«مسألۀ 1100» اگر روى چیزى که بدن روى آن آرام نمى گیرد سجده کند، سجده او باطل است، ولى اگر روى تشک پَر یا چیز دیگرى که بعد از گذاشتن سر و مقدارى پایین
رفتن آرام مى گیرد سجده کند، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1101» اگر انسان ناچار شود که در زمین گِل نماز بخواند، در صورتى که آلوده شدن بدن یا لباس براى او مشقّت داشته باشد، مى تواند در حالى که ایستاده است براى سجده با سر اشاره کند و تشهّد و سلام را ایستاده بخواند وگرنه باید سجده و تشهّد و سلام را به نحو معمول بجا آورد.

«مسألۀ 1102» در رکعت اوّل و رکعت سومى که تشهّد ندارد - مثل رکعت سوم نماز ظهر، عصر و عشاء - بهتر است بعد از سجده دوم مقدارى بنشیند و سپس براى رکعت بعد برخیزد.

چیزهایى که سجده بر آنها صحیح است

«مسألۀ 1103» سجده باید بر زمین و چیزهاى غیر خوراکى و غیر پوشاکى که از زمین مى رویند - مانند چوب و برگ درخت - باشد و سجده بر چیزهاى خوراکى و پوشاکى صحیح نیست و نیز سجده کردن بر چیزهایى مانند طلا، نقره و عقیق، باطل است و سجده بر فیروزه خالى از اشکال نیست، امّا سجده کردن بر سنگهاى معدنى مانند سنگ مرمر و سنگهاى سیاه، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1104» احتیاط واجب آن است که بر برگ درخت مو (انگور) سجده نکنند.

«مسألۀ 1105» سجده بر چیزهایى مثل علف و کاه که از زمین روییده و خوراک حیوان هستند، صحیح است.

«مسألۀ 1106» سجده بر گُلهایى که خوراکى نیستند صحیح است، ولى سجده بر گلها و گیاهان دارویى که از زمین مى رویند، مانند گُل بنفشه و گل گاوزبان، بنابر احتیاط صحیح نیست.

«مسألۀ 1107» سجده بر گیاهى که خوردن آن در بعضى از شهرها معمول است و در شهرهاى دیگر معمول نیست و نیز سجده بر میوه نارس صحیح نیست.

«مسألۀ 1108» سجده بر آجر و کوزۀ گِلى در حال اختیار جایز نیست و احتیاط واجب
در ترک سجده بر گچ و آهک پخته است، ولى سجده بر گچ و آهک پخته نشده اشکال ندارد.

«مسألۀ 1109» اگر کاغذ را از چیزى که سجده بر آن صحیح است، مثلاً از کاه ساخته باشند، مى شود بر آن سجده کرد و سجده بر کاغذى که از پنبه ساخته شده، خالى از اشکال نیست.

«مسألۀ 1110» براى سجده بهتر از هر چیز تربت حضرت سیدالشهدا علیه السلام و بعد از آن خاک و بعد از آن سنگ و بعد از سنگ، گیاه است.

«مسألۀ 1111» اگر چیزى که سجده بر آن صحیح است، نداشته باشد یا اگر دارد به واسطۀ سرما یا گرماى زیاد و مانند آنها نتواند بر آن سجده کند، باید به لباس خود سجده کند و اگر نتواند، باید بر پشت دست خود و چنانچه آن نیز ممکن نباشد، بر چیزهاى معدنى مانند انگشتر عقیق سجده نماید.

«مسألۀ 1112» اگر در بین نماز چیزى که بر آن سجده مى کند گم شود و چیزى که سجده بر آن صحیح است نداشته باشد، چنانچه وقت وسعت داشته باشد، باید نماز را رها کند و اگر وقت تنگ باشد، باید به لباس خود سجده کند و اگر ممکن نباشد، بر پشت دست و اگر آن نیز نشود، بر چیز معدنى مانند انگشتر عقیق سجده نماید.

«مسألۀ 1113» هرگاه در حال سجده بفهمد پیشانى را بر چیزى گذاشته که سجده بر آن باطل است، اگر ممکن باشد باید پیشانى را از روى آن به روى چیزى که سجده بر آن صحیح است بکشد و اگر ممکن نباشد، بنابر احتیاط باید سر را از آن بردارد و بر چیزى که سجده بر آن صحیح است بگذارد و سپس نماز را اعاده نماید.

«مسألۀ 1114» اگر بعد از سجده بفهمد پیشانى را روى چیزى گذاشته که سجده بر آن باطل است، احتیاط واجب تکرار سجده و اتمام نماز و اعادۀ آن است.

«مسألۀ 1115» سجده کردن براى غیر خداوند متعال حرام است و بعضى از مردم عوام که مقابل قبر امامان علیهم السلام پیشانى را به زمین مى گذارند، اگر براى شکر خداوند متعال باشد، اشکال ندارد و گرنه حرام است و در هر صورت اجتناب از این امور بهتر است.

مستحبّات و مکروهات سجده

«مسألۀ 1116» در سجده چند چیز مستحب است:
الف - کسى که ایستاده نماز مى خواند، پس از آن که سر از رکوع برداشت و کاملاً ایستاد و کسى که نشسته نماز مى خواند، پس از آن که کاملاً نشست، براى رفتن به سجده تکبیر بگوید.
ب - هنگامى که مرد مى خواهد به سجده برود، اوّل دستها را و زن اوّل زانوها را به زمین بگذارد.
ج - بینى را بر مهر یا چیزى که سجده بر آن صحیح است، بگذارد.
د - در حال سجده انگشتان دست را به هم بچسباند و به گونه اى برابر گوش بگذارد که سر آنها رو به قبله باشد.
ه - در سجده دعا کند و از خدا حاجت بخواهد و مستحب است این دعا را بخواند:
«یا خَیْرَ الْمَسْؤُولیٖنَ وَیا خَیْرَ الْمُعْطیٖنَ ارْزُقْنى وَارْزُقْ عِیالى مِنْ فَضْلِکَ فَإنَّکَ ذُوالفَضْلِ الْعَظیٖمِ» یعنى: «اى بهترین کسى که از او حاجت خواسته مى شود و اى بهترین عطا کنندگان، به من و عیال من از فضل خودت روزى بده، پس به درستى که تو داراى فضل بزرگى هستى».
و - بعد از سجده بر ران چپ بنشیند و روى پاى راست را بر کف پاى چپ بگذارد.
ز - بعد از هر سجده، هنگامى که نشست و بدن آرام گرفت تکبیر بگوید.
ح - بعد از سجدۀ اوّل که بدن آرام گرفت، بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبّى وَأَتُوبُ إلَیْهِ».
ط - سجده را طولانى کند و هنگام نشستن دستها را روى رانها بگذارد.
ى - براى رفتن به سجدۀ دوم، در حال آرامش بدن «اَللّهُ اکْبَر» بگوید.
ک - در سجده ها، صلوات بفرستد و اگر صلوات را به قصد ذکرى که در سجده دستور داده اند بگوید، اشکال ندارد.
ل - هنگام بلند شدن، دستها را بعد از زانوها از زمین بردارد.
م - مردها بازوها را از پهلو جدا نگاه دارند و زنها آرنج ها و شکم را بر زمین بگذارند و
اعضاى بدن را به یکدیگر بچسبانند.
مستحبّات دیگر سجده در کتابهاى مفصّل گفته شده است.

«مسألۀ 1117» قرآن خواندن در سجده مکروه است و نیز مکروه است براى برطرف کردن گرد و غبار، جاى سجده را فوت کند و اگر در اثر فوت کردن، حرفى از دهان خارج شود، نماز باطل است و غیر از اینها مکروهات دیگرى نیز در کتابهاى مفصّل بیان شده است.

سجدۀ واجب قرآن

«مسألۀ 1118» در هر یک از چهار سورۀ «و النجم (نجم)، اقرء (علق)، الم تنزیل (سجده) و حم تنزیل (فصّلت)»، یک آیۀ سجده وجود دارد که اگر انسان آن را بخواند یا به آن گوش دهد، بعد از تمام شدن آن آیه باید فوراً سجده کند و اگر فراموش کرد، هر وقت به خاطر آورد، باید سجده نماید.

«مسألۀ 1119» اگر انسان هم زمان با این که آیۀ سجده را مى خواند همان آیه را از دیگرى نیز بشنود، یک سجده کافى است، چه به آن گوش داده باشد و چه به گوش او خورده باشد و همچنین است اگر به صداى گروهى که با هم آن آیه را مى خوانند، گوش کند؛ ولى چنانچه یک بار آیۀ سجده را بخواند و یا به آن گوش کند و سپس دوباره آن را بخواند یا به آن گوش کند، باید دو سجده به جا آورد.

«مسألۀ 1120» اگر در غیر نماز در حال سجده آیۀ سجده را بخواند یا به آن گوش بدهد، باید سر از سجده بردارد و دوباره سجده کند.

«مسألۀ 1121» اگر دیوانه و یا کودک غیر بالغ آیۀ سجده را به قصد قرآن بخواند، چنانچه کسى به آن آیه گوش کند، باید سجده نماید؛ ولى اگر کسى آیۀ سجده را بدون آن که قصد خواندن قرآن داشته باشد، بخواند (مثل کسى که در خواب آن را مى خواند)، با گوش دادن به آن، سجده واجب نمى شود؛ ولى اگر از چیزى مثل ضبط صوت و رادیو به آیۀ سجده گوش کند، احتیاطاً لازم است سجده نماید و اگر از وسیله اى که صداى قارى
را هم زمان با قرائت او پخش مى کند به آیۀ سجده گوش کند، واجب است سجده کند.

«مسألۀ 1122» در سجدۀ واجب قرآن باید نیت کند و پیشانى را بر چیزى که سجده بر آن صحیح است بگذارد و محلى که در آن سجده مى کند، نباید غصبى باشد؛ ولى سایر شرایطى را که در سجدۀ نماز وجود دارد، لازم نیست مراعات کند.

«مسألۀ 1123» سجدۀ واجب قرآن را باید به نحوى انجام دهد که بگویند سجده کرده است.

«مسألۀ 1124» چنانچه در سجدۀ واجب قرآن پیشانى را به قصد سجده به زمین بگذارد - اگرچه ذکر نگوید - کافى است و گفتن ذکر مستحب است و بهتر است بگوید:
«لا إلهَ إلَّااللّهُ حَقّاً حَقّاً لاإلهَ إلَّااللّهُ إیماناً وَتَصْدیٖقاً لاإلهَ إلَّااللّهُ عُبُودِیَّةً وَ رِقّاً سَجَدْتُ لَکَ یا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً لامُسْتَنْکِفاً وَلا مُسْتَکْبِراً بَلْ أنَا عَبْدٌ ذَلیٖلٌ ضَعیٖفٌ خائِفٌ مُسْتَجیٖرٌ».

8 - تَشَهُّد

«مسألۀ 1125» نمازگزار باید در رکعت دوم تمام نمازهاى واجب و مستحب و رکعت سوم نماز مغرب و رکعت چهارم نمازهاى ظهر، عصر و عشاء، بعد از سجدۀ دوم بنشیند و در حال آرام بودن بدن تشهّد بخواند، یعنى بگوید: «أَشْهَدُ أن لاإلهَ إلَّااللّهُ وَحْدَهُ لا شَریٖکَ لَهُ وَأشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ.»

«مسألۀ 1126» کلمات تشهّد باید به عربى صحیح و به نحوى که معمول است پشت سر هم گفته شوند.

«مسألۀ 1127» اگر نمازگزار تشهّد را عمداً ترک کند، نمازش باطل است و اگر تشهّد را فراموش کند و بایستد و پیش از رکوع به خاطر آورد که تشهّد را نخوانده، باید بنشیند وتشهّد را بخواند و دوباره بایستد و آنچه باید در آن رکعت خوانده شود را بخواند و نماز را تمام کند و بنابر احتیاط واجب، براى ایستادن بى جا دو سجدۀ سهو به جا آورد و اگر در رکوع یا بعد از آن یا پس از سلام نماز به خاطر آورد، مسأله داراى تفصیلى است که
خواهد آمد.

«مسألۀ 1128» مستحب است در حال تشهّد روى ران چپ بنشیند و روى پاى راست را بر کف پاى چپ بگذارد و پیش از تشهّد بگوید: «أَلْحَمْدُ للّهِ» یا بگوید: «بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَالْحَمْدُ للّهِ وَخَیْرُ الْأَسْماءِ للّهِ» و نیز مستحب است دستها را بر رانها بگذارد و انگشتان را به یکدیگر بچسباند و به دامان خود نگاه کند و بعد از تمام شدن تشهّد بگوید: «وَتَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ».

«مسألۀ 1129» مستحب است زنها در وقت خواندن تشهّد، رانها را به هم بچسبانند.

9 - سلام نماز

«مسألۀ 1130» بعد از تشهّد رکعت آخر نماز، نمازگزار در حالى که نشسته و بدنش آرام است باید به عربى صحیح بگوید: «اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ» و احوط استحبابى آن است که «وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ» را نیز اضافه نماید و یا بگوید: «اَلسَّلامُ عَلَیْنا وَعَلى عِبادِ اللّهِ الصّالِحیٖنَ» گرچه در این صورت، گفتن: «اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ» نیز احتیاطاً واجب است و مستحب است پیش از گفتن سلام واجب بگوید: «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ ایُّهَا النَّبِىُّ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ».

«مسألۀ 1131» اگر سلام نماز را عمداً ترک کند، نمازش باطل است و اگر آن را فراموش کند و هنگامى به خاطر آورد که موالات و صورت نماز به هم نخورده و کارى هم که عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى کند - مثل پشت به قبله کردن - انجام نداده، باید سلام را بگوید و نماز او صحیح است و چنانچه حرف زده باشد، سلام نماز را بگوید و دو سجده سهو نیز انجام دهد.

«مسألۀ 1132» اگر سلام نماز را فراموش کند و هنگامى به خاطر آورد که فاصلۀ زیادى شده و موالات از بین رفته باشد، چنانچه پیش از آن که موالات از بین برود، کارى که عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى کند - مثل پشت به قبله کردن - انجام نداده باشد، لازم
نیست سلام را بگوید و نمازش صحیح است و اگر پیش از آن که موالات از بین برود، کارى که عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى کند انجام داده باشد، نماز او باطل است.

10 - ترتیب

«مسألۀ 1133» نمازگزار باید اجزاء و واجبات نماز را به همان ترتیبى که گفته شده بجا آورد و اگر عمداً ترتیب نماز را به هم بزند، مثلاً سوره را پیش از حمد بخواند یا سجده را پیش از رکوع بجا آورد، نمازش باطل مى شود.

«مسألۀ 1134» اگر رکنى از نماز را فراموش کند و رکن بعد از آن را بجا آورد، مثلاً پیش از آن که رکوع کند، به سجده برود، نماز باطل است.

«مسألۀ 1135» اگر رکنى را فراموش کند و چیزى را که بعد از آن است و رکن نیست بجا آورد، مثلاً پیش از آن که دو سجده کند، تشهّد بخواند، باید رکن را بجا آورد و آنچه را سهواً پیش از آن خوانده، دوباره بخواند.

«مسألۀ 1136» اگر چیزى را که رکن نیست فراموش کند و رکن بعد از آن را بجا آورد، مثلاً حمد را فراموش کند و مشغول رکوع شود، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1137» اگر چیزى را که رکن نیست فراموش کند و چیزى را که بعد از آن است و آن نیز رکن نیست بجا آورد، مثلاً حمد را فراموش کند و سوره را بخواند، چنانچه مشغول رکن بعد شده باشد، مثلاً در رکوع به خاطر آورد که حمد را نخوانده، باید بگذرد و نماز او صحیح است و اگر مشغول رکن بعد نشده باشد، باید آنچه را فراموش کرده - مثلاً حمد را - بجا آورد و بعد از آن چیزى را که سهواً جلوتر خوانده - مثلاً سوره را - دوباره بخواند.

«مسألۀ 1138» اگر سجدۀ اوّل را به گمان این که سجدۀ دوم است یا سجدۀ دوم را به گمان این که سجدۀ اوّل است بجا آورد، نماز صحیح است و سجدۀ اوّل او سجدۀ اوّل و سجدۀ دوم او سجدۀ دوم حساب مى شود.

11 - موالات

«مسألۀ 1139» انسان باید نماز را با موالات بخواند، یعنى اعمال نماز مانند رکوع،
سجده و تشهّد را پشت سر هم بجا آورد و چیزهایى را که در نماز مى خواند، به گونه اى که معمول است پشت سر هم بخواند و اگر به قدرى بین آنها فاصله بیندازد که نگویند نماز مى خواند، نمازش باطل است.

«مسألۀ 1140» اگر در نماز سهواً بین حرفها یا کلمات فاصله بیندازد و فاصله به قدرى نباشد که صورت نماز از بین برود، چنانچه مشغول رکن بعد نشده باشد، باید آن حرفها یا کلمات را به نحو معمول دوباره بخواند و اگر مشغول رکن بعد شده باشد، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1141» طولانى کردن رکوع و سجود و خواندن سوره هاى بزرگ، موالات را به هم نمى زند.

قُنوت

«مسألۀ 1142» در تمام نمازهاى واجب و مستحب، پیش از رکوع رکعت دوم، مستحب است قنوت بخوانند و در نماز «وتر» با آن که یک رکعت مى باشد، خواندن قنوت پیش از رکوع مستحب است و نماز جمعه در هر رکعت یک قنوت دارد و نماز آیات پنج قنوت و نماز عید فطر و قربان در رکعت اوّل پنج قنوت و در رکعت دوم چهار قنوت دارد.

«مسألۀ 1143» اگر بخواهد قنوت بخواند، به احتیاط واجب باید دستها را بلند کند و مستحب است دستها را تا مقابل صورت بلند نماید و کف دستها را رو به آسمان قرار دهد و به قصد رجاء، انگشتان دستها - به جز شست - را به هم بچسباند و هر دو کف دست را پهلوى هم و متّصل به یکدیگر قرار دهد و نگاهش هنگام قنوت به کف دستهایش باشد.

«مسألۀ 1144» در قنوت هر ذکرى بگوید، اگرچه یک «سبحان الله» باشد، کافى است و بهتر است بگوید: «لا إلهَ إلَّااللّهُ الْحَلیٖمُ الْکَریٖمُ، لاإلهَ إلَّااللّهُ الْعَلِىُّ الْعَظیٖمُ، سُبْحانَ اللّهِ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَرَبِّ الْأرَضیٖنِ السَّبْعِ وَما فیٖهِنَّ وَما بَیْنَهُنَّ وَرَبِّ الْعَرْشِ الْعَظیٖمِ، وَالْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعالَمیٖنَ».

«مسألۀ 1145» مستحب است نمازگزار قنوت را بلند بخواند، ولى براى کسى که
نماز را به جماعت مى خواند، اگر امام جماعت صداى او را بشنود، بلند خواندن قنوت مستحب نیست.

«مسألۀ 1146» اگر عمداً قنوت نخواند، قضا ندارد، ولى اگر فراموش کند و پیش از آن که به اندازۀ رکوع خم شود، به خاطر آورد، مستحب است بایستد و آن را بخواند و اگر در رکوع به خاطر آورد، مستحب است بعد از رکوع آن را قضا کند و اگر در سجده به خاطر آورد، مستحب است بعد از سلام نماز آن را قضا نماید.

ترجمۀ نماز

1 - ترجمۀ سورۀ حمد

«بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» یعنى: «آغاز مى کنم به نام خداوندى که در دنیا بر مؤمن و کافر و در آخرت بر مؤمن رحم مى نماید.»«اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ» یعنى: «ثنا و ستایش مخصوص خداوندى است که پرورش دهندۀ همه موجودات است.»«اَلرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»
یعنى: «در دنیا بر مؤمن و کافر و در آخرت بر مؤمن رحم مى کند.»«مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» یعنى:
«صاحب اختیار روز قیامت است.»«إِیّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّاکَ نَسْتَعِینُ» یعنى: «فقط تو را عبادت مى کنیم و فقط از تو کمک مى خواهیم.»«اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ» یعنى: «ما را به راه راست (دین اسلام) هدایت کن.»«صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» یعنى: «به راه کسانى که به آنان نعمت دادى (راه پیامبران و جانشینان آنان و شهداء و صدیقان).»«غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضّالِّینَ» یعنى: «نه به راه کسانى که بر آنان غضب کرده اى و نه آنانى که گمراهند.»

2 - ترجمۀ سورۀ توحید

«بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» یعنى: «آغاز مى کنم به نام خداوندى که در دنیا بر مؤمن و کافر و در آخرت بر مؤمن رحم مى نماید.» «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» یعنى: «بگو اى محمد صلى الله علیه و آله و سلم که خداوند، یگانه است.»«اَللّهُ الصَّمَدُ» یعنى: «خدا از تمام موجودات بى نیاز است و همه به او نیازمندند.»«لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ» یعنى: «فرزند ندارد و فرزند کسى نیست.» «وَ لَمْ یَکُنْ
لَهُ کُفُواً أَحَدٌ» یعنى: «و هیچ کس مثل او نیست.»

3 - ترجمۀ ذکر رکوع و سجود و ذکرهایى که بعد از آنها مستحب اند

«سُبْحانَ رَبّىِ َ الْعَظیٖمِ وَبِحَمْدِهِ» یعنى: «پروردگار بزرگ من از هر عیب و نقصى پاک و منزه است و من مشغول ستایش او هستم.» «سُبْحانَ رَبّىِ َ الْأعْلى وَبِحَمْدِهِ» یعنى: «پروردگار برتر من که از همه کس بالاتر مى باشد از هر عیب و نقصى پاک و منزه است و من مشغول ستایش او هستم.» «سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» یعنى: «خدا ثناى کسى که او را ستایش مى کند مى شنود و مى پذیرد.» «أسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبّى وَأتُوبُ إلَیْهِ» یعنى: «طلب آمرزش و مغفرت مى کنم از خداوندى که پرورش دهندۀ من است و من به سوى او بازگشت مى نمایم.» «بِحَوْلِ اللّهِ وَقُوَّتِهِ أقُومُ وَأقْعُدُ» یعنى: «به یارى خداى متعال وقوّت او برمى خیزم و مى نشینم.»

4 - ترجمۀ قنوت

«لا إلهَ إلَّااللّهُ الْحَلیٖمُ الْکَریٖمُ» یعنى: «هیچ معبودى سزاوار پرستش نیست مگر خداى یکتاى بى همتایى که بردبار و کریم است.» «لا إلهَ إلَّااللّهُ الْعَلِىُّ الْعَظیٖمُ» یعنى: «هیچ معبودى سزاوار پرستش نیست مگر خداى یکتاى بى همتایى که بلند مرتبه و بزرگ است.» «سُبْحانَ اللّهِ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَرَبِّ الْأرَضیٖنِ السَّبْعِ» یعنى: «پاک و منزه است خداوندى که پروردگار هفت آسمان و پروردگار هفت زمین است.» «وَ ما فیٖهِنَّ وَ ما بَیْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظیٖمِ» یعنى: «و پروردگار هر چیزى است که در آسمانها و زمینها و ما بین آنهاست و پروردگار عرش بزرگ است.» «وَالْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعالَمیٖنَ» یعنى: «حمد و سپاس مخصوص خداوندى است که پرورش دهندۀ تمام موجودات است.»

5 - ترجمۀ تسبیحات اربعه

«سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ للّهِ وَلا إلهَ إلَّااللّهُ وَاللّهُ أکْبَرُ» یعنى: «پاک و منزه است خداوند تعالى و ثنا مخصوص اوست و هیچ معبودى سزاوار پرستش نیست مگر خداى بى همتا و
بزرگ تر است از آن که توصیف شود.»

6 - ترجمۀ تشهّد و سلام

«اَشْهَدُ أنْ لاإلهَ إلَّااللّهُ وَحْدَهُ لاشَریٖکَ لَهُ» یعنى: «شهادت مى دهم که هیچ معبودى سزاوار پرستش نیست مگر خدایى که یگانه است و شریک ندارد.» «وَأشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ» یعنى: «شهادت مى دهم که محمد صلى الله علیه و آله و سلم بندۀ خدا و فرستادۀ اوست.» «أللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ» یعنى: «خدایا بر محمد و آل محمد رحمت فرست.» «وَتَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ» یعنى: «و شفاعت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم را قبول کن و مقام آن حضرت را نزد خود بلند فرما.» «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ أیُّهَا النَّبِىُّ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ» یعنى: «سلام بر تو اى پیامبر و رحمت و برکات خدا بر تو باد.» «اَلسَّلامُ عَلَیْنا وَعَلى عِبادِ اللّهِ الصّالِحیٖنَ» یعنى:
«سلام خداوند بر ما نمازگزاران و تمام بندگان نیکوکار او باد.» «اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ» یعنى: «سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما باد.»

تعقیب نماز

اشاره

«مسألۀ 1147» مستحب است انسان بعد از نماز مقدارى مشغول تعقیب، یعنى خواندن ذکر و دعا و قرآن شود و بهتر است پیش از آن که از جاى خود حرکت کند و وضو، غسل یا تیمم او باطل شود، رو به قبله تعقیب را بخواند و لازم نیست تعقیب به عربى باشد، ولى بهتر است چیزهایى را که در کتابهاى دعا دستور داده اند بخواند و از تعقیب هایى که خیلى سفارش شده است، تسبیح حضرت زهرا علیها السلام است که باید به این ترتیب گفته شود:
34 مرتبه «اَللّهُ اکْبَر»، 33 مرتبه «اَلْحَمْدُ للّهِ» و 33 مرتبه «سُبْحانَ اللّهِ» و مى توان «سُبْحانَ اللّهِ» را پیش از «اَلْحَمْدُ للّهِ» گفت، ولى بهتر است بعد از «اَلْحَمْدُ للّهِ» گفته شود.

«مسألۀ 1148» مستحب است بعد از نماز، سجدۀ شکر نماید و همین اندازه که پیشانى را به قصد شکر بر زمین بگذارد، کافى است، ولى بهتر است صد مرتبه یا سه مرتبه یا یک مرتبه، «شُکْراً للّهِ» یا «شُکْراً» یا «عَفْواً» بگوید و نیز مستحب است هر وقت
نعمتى به انسان مى رسد یا بلایى از او دور مى شود، سجدۀ شکر بجا آورد.

صلوات بر پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم

«مسألۀ 1149» هر گاه انسان اسامى مبارک حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم مانند محمّد صلى الله علیه و آله و سلم و احمد صلى الله علیه و آله و سلم یا لقب و کنیۀ آن جناب مثل مصطفى صلى الله علیه و آله و سلم و ابوالقاسم صلى الله علیه و آله و سلم را بگوید یا بشنود، اگرچه در نماز باشد، مستحب است صلوات بفرستد.

«مسألۀ 1150» هنگام نوشتن اسم مبارک حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم، مستحب است صلوات را نیز بنویسد و همچنین بهتر است هر گاه آن حضرت را یاد مى کند، صلوات بفرستد.

مُبْطِلات نماز

اشاره

دوازده چیز نماز را باطل مى کند و آنها را «مُبطِلات نماز» مى گویند:
* اوّل: آن که در بین نماز یکى از شرطهاى صحّت آن از بین برود، مثلاً در بین نماز بفهمد که مکان نماز او غصبى است.
* دوم: آن که در بین نماز عمداً یا سهواً یا از روى ناچارى، چیزى که وضو یا غسل را باطل مى کند پیش آید، مثلاً ادرار از او بیرون آید؛ ولى کسى که نمى تواند از بیرون آمدن ادرار و مدفوع خوددارى کند، اگر در بین نماز ادرار یا مدفوع از او خارج شود، چنانچه به دستورى که در احکام وضو گفته شد رفتار نماید، نمازش باطل نمى شود و نیز اگر در بین نماز از زن مستحاضه خون خارج شود، در صورتى که به دستور استحاضه رفتار کرده باشد، نمازش صحیح است.

«مسألۀ 1151» کسى که بى اختیار خوابش برده و نمى داند در بین نماز خوابش برده یا بعد از آن، باید نماز را دوباره بخواند.

«مسألۀ 1152» اگر بداند به اختیار خودش خوابیده و شک کند که بعد از نماز بوده یا در بین نماز فراموش کرده که مشغول نماز است و خوابیده، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1153» اگر در حال سجده از خواب بیدار شود و شک کند که در سجدۀ آخر نماز است یا در سجدۀ شکر بعد از نماز، باید آن نماز را دوباره بخواند.
* سوم: آن که مانند بعض کسانى که شیعه نیستند، دستهارا روى هم بگذارد که به این عمل «تَکَتُّف» مى گویند و این عمل در حال نماز حرام است و بنابر احتیاط، موجب باطل شدن نماز مى شود.

«مسألۀ 1154» هرگاه براى ادب دستها را روى هم بگذارد، اگرچه مثل آنها نباشد، بنابر احتیاط واجب باید نماز را دوباره بخواند، ولى اگر از روى فراموشى یا ناچارى یا براى کار دیگرى، مثل خاراندن دست و مانند آن، دستها را روى هم بگذارد، اشکال ندارد.
* چهارم: آن که بعد از خواندن حمد، «آمین» بگوید، ولى اگر سهواً یا از روى تقیّه بگوید، نماز او باطل نمى شود.
* پنجم: آن که عمداً پشت به قبله کند یا به طرف راست یا چپ قبله برگردد، بلکه اگر عمداً به قدرى برگردد که نگویند رو به قبله است، اگرچه به طرف راست یا چپ نرسد، نماز او باطل است.

«مسألۀ 1155» اگر عمداً یا سهواً همۀ صورت را به طرف راست یا چپ قبله برگرداند، نماز او باطل است و لازم نیست که نماز اوّل را تمام کند، ولى اگر سر را کمى بگرداند، عمداً باشد یا سهواً، نماز او باطل نمى شود.
* ششم: آن که عمداً یک حرف یا بیشتر بگوید، اگرچه معنى نداشته باشد، چه از آن قصد معنى بکند و چه نکند، ولى اگر سهواً بگوید نماز باطل نمى شود.

«مسألۀ 1156» اگر از روى ناچارى عمداً یک حرف یا بیشتر بگوید نیز بنابر احتیاط نمازش باطل است.

«مسألۀ 1157» سرفه کردن و آروغ زدن و آه کشیدن در نماز اشکال ندارد، ولى گفتن آخ و آه و مانند اینها اگر عمدى باشد نماز را باطل مى کند.

«مسألۀ 1158» اگر کلمه اى را به قصد ذکر بگوید، مثلاً به قصد ذکر بگوید: «اَللّهُ اکْبَر» و در هنگام گفتن آن صدا را بلند کند که چیزى را به دیگرى بفهماند، اشکال ندارد، ولى
چنانچه به قصد این که چیزى را به کسى بفهماند بگوید، اگر قصد ذکر نداشته باشد، نماز او باطل است، بلکه اگر قصد ذکر نیز داشته باشد بنابر احتیاط باید نماز را اعاده کند.

«مسألۀ 1159» خواندن قرآن در نماز به قصد قرائت قرآن، غیر از چهار سوره اى که سجدۀ واجب دارند و در احکام جنابت گفته شد، اشکال ندارد و همچنین دعا کردن در نماز جایز است، اگرچه به فارسى یا زبان دیگر باشد.

«مسألۀ 1160» اگر چیزى از حمد و سوره و ذکرهاى نماز را عمداً یا احتیاطاً چند مرتبه بگوید، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1161» انسان نباید در حال نماز به دیگرى سلام کند و اگر دیگرى به او سلام کند، باید به گونه اى پاسخ دهد که سلام مقدّم باشد، مثلاً بگوید: «اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ» و نباید «عَلَیْکُمُ السَّلامْ» بگوید و احتیاط واجب آن است که اجزاى جواب سلام، مانند اجزاى خود سلام باشد، مثلاً در جواب «علیکم السلام» باید بگوید: «السلام علیکم» و نمى تواند در جواب آن بگوید: «سلامٌ علیکم» و یا «السلام علیک».

«مسألۀ 1162» انسان باید جواب سلام را در نماز یا غیر آن فوراً بگوید و اگر در حال نماز عمداً یا از روى فراموشى جواب سلام را به قدرى تاخیر اندازد که اگر جواب بگوید جواب آن سلام حساب نشود، نباید جواب بدهد و اگر در نماز نباشد، جواب دادن واجب نیست.

«مسألۀ 1163» باید جواب سلام را به گونه اى بگوید که سلام کننده بشنود، ولى اگر سلام کننده ناشنوا باشد، چنانچه انسان به نحو معمول جواب او را بدهد کافى است؛ ولى چنانچه نتواند جواب سلام را ولو با اشاره به او بفهماند، جواب سلام او واجب نیست.

«مسألۀ 1164» نمازگزار باید جواب سلام را به قصد جواب بگوید نه به قصد قرائت قرآن، ولى گفتن جواب سلام به قصد دعا به معناى طلب سلامت از خدا براى گویندۀ سلام، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1165» اگر زن یا مرد نامحرم یا بچّۀ ممیّز، یعنى بچّه اى که خوب و بد را
مى فهمد، به نمازگزار سلام کند، نمازگزار باید جواب او را بدهد.

«مسألۀ 1166» اگر نمازگزار جواب سلام را ندهد، معصیت کرده، ولى نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1167» اگر کسى به نمازگزار به نحوى غلط سلام کند که سلام حساب نشود، جواب او واجب نیست.

«مسألۀ 1168» جواب سلام کسى که از روى تمسخر یا شوخى سلام مى کند، واجب نیست و احتیاط واجب آن است که در جواب سلام مرد و زن غیر مسلمان فقط بگوید:
«سَلام» یا «عَلَیک».

«مسألۀ 1169» اگر کسى به عدّه اى سلام کند، جواب سلام او بر همۀ آنان واجب است، ولى اگر یکى از آنان جواب دهد کافى است.

«مسألۀ 1170» اگر کسى به عدّه اى سلام کند و کسى که سلام کننده قصد سلام دادن به او را نداشته جواب دهد، باز هم جواب سلام او بر آن عدّه واجب است.

«مسألۀ 1171» اگر به عدّه اى سلام کند و کسى که بین آنان مشغول نماز است شک کند که سلام کننده قصد سلام کردن به او را نیز داشته یا نه و همچنین اگر بداند قصد او را نیز داشته، ولى دیگرى جواب سلام را بدهد، نباید پاسخ بدهد، امّا اگر بداند که قصد او را نیز داشته و دیگرى جواب ندهد، باید جواب او را بگوید.
* هفتم: از مبطلات نماز، خندۀ با صدا و عمدى است و چنانچه لبخند بزند یا سهواً با صدا بخندد به گونه اى که صورت نماز به هم نخورد، نماز او باطل نمى شود.

«مسألۀ 1172» اگر براى جلوگیرى از صداى خنده حال او تغییر کند، مثلاً رنگش سرخ شود، چنانچه از صورت نمازگزار بیرون رود، باید نماز را دوباره بخواند.
* هشتم: آن که براى کار دنیا عمداً با صدا گریه کند، ولى اگر براى کار دنیا بى صدا گریه کند، اشکال ندارد و همچنین اگر از ترس خدا یا براى آخرت گریه کند، آهسته باشد یا بلند، اشکال ندارد، بلکه از بهترین اعمال است.
* نهم: آن که کارى مثل دست زدن و به هوا پریدن و مانند آنها، انجام دهد که صورت
نماز را به هم بزند، کم باشد یا زیاد، عمداً باشد یا از روى فراموشى؛ ولى انجام عملى مثل اشاره کردن با دست که صورت نماز را به هم نمى زند، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1173» اگر در بین نماز به قدرى ساکت بماند که نگویند نماز مى خواند، نماز او باطل است.

«مسألۀ 1174» اگر در بین نماز عملى انجام دهد یا مدّتى ساکت شود و شک کند که نماز به هم خورده یا نه، نماز او صحیح است.
* دهم: آن که به گونه اى بخورد و بیاشامد که صورت نماز را به هم زند.

«مسألۀ 1175» احتیاط واجب آن است که در نماز از خوردن و آشامیدنى که موجب به هم خوردن موالات عرفیه مى شود، اجتناب کنند.

«مسألۀ 1176» اگر در بین نماز غذایى را که لاى دندانها مانده فرو ببرد، نماز باطل نمى شود و اگر قند یا شکر و مانند اینها در دهان باشد و در حال نماز کم کم آب شود و فرو رود، نماز اشکال پیدا نمى کند.
* یازدهم: از مبطلات نماز، شک در رکعتهاى نماز دو رکعتى یا سه رکعتى یا شک در دو رکعت اوّل نمازهاى چهار رکعتى است و تفصیل آن خواهد آمد.
* دوازدهم: از مبطلات نماز آن است که رکن نماز را عمداً یا سهواً کم یا زیاد کند یا چیزى را که رکن نیست، عمداً کم یا زیاد کند.

«مسألۀ 1177» اگر بعد از نماز شک کند که در بین نماز عملى که نماز را باطل مى کند انجام داده یا نه، نماز او صحیح است.

اعمالى که در نماز مکروه است

«مسألۀ 1178» مکروه است در نماز صورت را کمى به طرف راست یا چپ بگرداند، چشمها را ببندد - ولى بستن چشم در رکوع اشکال ندارد - یا به طرف راست و چپ بگرداند، با ریش و دست خود بازى کند، انگشتان را داخل هم نماید، آب دهان بیندازد و به خط قرآن یا کتاب یا خط انگشترى نگاه کند و نیز مکروه است هنگام
خواندن حمد و سوره و گفتن ذکر، براى شنیدن حرف کسى ساکت شود، بلکه هر کارى که خضوع و خشوع را از بین ببرد، مکروه مى باشد.

«مسألۀ 1179» هنگامى که انسان خوابش مى آید و نیز هنگام خوددارى کردن از دفع ادرار و مدفوع، مکروه است نماز بخواند و همچنین پوشیدن جوراب تنگ که پا را فشار دهد در نماز مکروه مى باشد و غیر از اینها مکروهات دیگرى در کتابهاى مفصّل عنوان شده است.

مواردى که مى توان نماز واجب را شکست

«مسألۀ 1180» شکستن نماز واجب از روى اختیار بنابر احتیاط جایز نیست، ولى براى حفظ مال و جان و جلوگیرى از ضرر مالى یا بدنى مانعى ندارد.

«مسألۀ 1181» اگر حفظ جان خود انسان یا کسى که حفظ جان او واجب است یا حفظ مالى که نگهدارى آن واجب مى باشد، بدون شکستن نماز ممکن نباشد، باید نماز را بشکند، ولى شکستن نماز براى مالى که اهمیت ندارد، مکروه است.

«مسألۀ 1182» اگر در وسعت وقت مشغول نماز باشد و طلبکار طلب خود را از او مطالبه کند، چنانچه بتواند در بین نماز طلب او را بدهد، باید در همان حال بپردازد و اگر بدون شکستن نماز، دادن طلب او ممکن نباشد، باید نماز را بشکند و طلب او را بدهد و بعد نماز را بخواند.

«مسألۀ 1183» اگر در بین نماز بفهمد که مسجد نجس است، چنانچه وقت تنگ باشد، باید نماز را تمام کند و اگر وقت وسعت داشته باشد، چنانچه بتواند در بین نماز مسجد را تطهیر کند و تطهیر مسجد نماز را به هم نزند، باید در بین نماز تطهیر کند و اگر تطهیر مسجد نماز را به هم بزند، چنانچه نجس بودن مسجد موجب هتک آن و یا موجب سرایت نجاست به جاهاى دیگر شود و یا تطهیر پس از اتمام نماز با فوریّت تطهیر منافات داشته باشد، باید نماز را بشکند و مسجد را تطهیر کند و بعد نماز را بخواند وگرنه مى تواند نماز را بشکند و مسجد را تطهیر کند و بعد نماز را بخواند، اگرچه واجب نیست.

«مسألۀ 1184» کسى که باید نماز را بشکند، اگر نماز را تمام کند معصیت کرده و صحّت نماز او محلّ اشکال است.

«مسألۀ 1185» اگر پیش از آن که به اندازۀ رکوع خم شود، به خاطر آورد که اذان و اقامه را فراموش کرده، چنانچه وقت نماز وسعت داشته باشد، مستحب است براى گفتن آنها نماز را بشکند و اگر فقط اقامه را فراموش کرده و قبل از قرائت حمد یادش بیاید، مى تواند نماز را بشکند و اقامه را بگوید، ولى در صورتى که اقامه را گفته ولى اذان را فراموش کرده باشد، شکستن نماز، خلاف احتیاط است.

شکّیات

اشاره

شکّیات نماز 23 قسم است که هشت قسم آن شکهایى هستند که نماز را باطل مى کنند و به شش قسم آن نباید اعتنا کرد و نُه قسم دیگر آن صحیح است.

شک هاى باطل کنندۀ نماز

«مسألۀ 1186» شک هایى که نماز را باطل مى کنند از این قرارند:
اوّل: شک در شمارۀ رکعت هاى نماز دو رکعتى، مثل نماز صبح و نماز مسافر، ولى شک در شمارۀ رکعت هاى نماز مستحب دو رکعتى و بعضى از نمازهاى احتیاط، نماز را باطل نمى کند. دوم: شک در شمارۀ رکعت هاى نماز سه رکعتى. سوم: آن که در نماز چهار رکعتى شک کند که یک رکعت خوانده یا بیشتر. چهارم: آن که در نماز چهار رکعتى پیش از سر برداشتن از سجدۀ دوم، شک کند که دو رکعت خوانده یا بیشتر پنجم: شک بین دو و پنج، یا دو و بیشتر از پنج. ششم: شک بین سه و شش، یا سه و بیشتر از شش.
هفتم: شک بین چهار و شش، یا چهار و بیشتر از شش. هشتم: شک در رکعت هاى نماز به صورتى که اصلاً نداند چند رکعت خوانده است.

«مسألۀ 1187» اگر یکى از شک هاى باطل کننده براى انسان پیش آید، مى تواند نماز را به هم بزند، ولى بهتر است قدرى فکر کند و اگر شک پابرجا شد، نماز را به هم بزند.

شک هایى که نباید به آنها اعتنا کرد

اشاره

«مسألۀ 1188» شک هایى که نباید به آنها اعتنا کرد از این قرارند:
اوّل: شک در چیزى که محل بجا آوردن آن گذشته باشد، مثل آن که در حال خواندن سوره شک کند که حمد را خوانده یا نه. دوم: شک بعد از سلام واجب نماز. سوم: شک بعد از گذشتن وقت نماز. چهارم: شک کثیرالشّک؛ یعنى کسى که زیاد شک مى کند.
پنجم: شک امام در شمارۀ رکعت هاى نماز در صورتى که مأموم شمارۀ آنها را بداند و همچنین شک مأموم در صورتى که امام شمارۀ رکعت هاى نماز را بداند و شک در افعال نماز نیز همین حکم را دارد. ششم: شک در نماز مستحبّى؛ و توضیح آنها، بدین قرار است:

1 - شک در چیزى که محلّ آن گذشته است

«مسألۀ 1189» اگر بین نماز شک کند که یکى از اعمال واجب آن را انجام داده یا نه، مثلاً شک کند که حمد خوانده یا نه، چنانچه مشغول عملى که باید بعد از آن انجام دهد نشده باشد، باید آنچه را که در انجام آن شک کرده بجا آورد و اگر مشغول عملى که باید بعد از آن انجام دهد، شده باشد، نباید به شک خود اعتنا کند.

«مسألۀ 1190» اگر در بین خواندن آیه اى شک کند که آیۀ پیش از آن را خوانده یا نه، نباید به شک خود اعتنا کند؛ ولى اگر وقتى که آخر آیه را مى خواند شک کند که اوّل آن را خوانده یا نه، بنابر احتیاط واجب باید آن را دوباره بخواند.

«مسألۀ 1191» اگر بعد از رکوع یا سجود شک کند که اعمال واجب آن، مانند ذکر و آرام بودن بدن را انجام داده یا نه، نباید به شک خود اعتنا کند.

«مسألۀ 1192» اگر در حالى که به سجده مى رود شک کند که رکوع کرده یا نه، در صورتى که به سجده نرسیده باشد، باید برگردد و قیام و رکوع را بجا آورد و اگر در حالى که به سجده مى رود شک کند که بعد از رکوع ایستاده یا نه، باید برگردد و بایستد و بعد به سجده برود.

«مسألۀ 1193» اگر در حال برخاستن شک کند که تشهّد یا سجده را بجا آورده یا نه،
باید برگردد و آن را بجا آورد.

«مسألۀ 1194» اگر کسى که نشسته یا خوابیده نماز مى خواند، هنگامى که حمد یا تسبیحات را مى خواند، شک کند که سجده یا تشهّد را بجا آورده یا نه، نباید به شک خود اعتنا کند و اگر پیش از آن که مشغول حمد یا تسبیحات شود، شک کند که سجده یا تشهّد را بجا آورده یا نه، باید آن را بجا آورد.

«مسألۀ 1195» اگر شک کند که یکى از رکنهاى نماز را بجا آورده یا نه، چنانچه مشغول عملى که بعد از آن است نشده باشد، باید آن را بجا آورد؛ مثلاً اگر پیش از خواندن تشهّد شک کند که دو سجده را بجا آورده یا نه، باید آنها را بجا آورد و چنانچه بعد به خاطر آورد که آن رکن را بجا آورده بوده، چون رکن زیاد شده، نماز او باطل است.

«مسألۀ 1196» اگر شک کند عملى را که رکن نیست بجا آورده یا نه، چنانچه مشغول عملى که بعد از آن است نشده باشد، باید آن را بجا آورد؛ مثلاً اگر پیش از خواندن سوره شک کند که حمد را خوانده یا نه، باید حمد را بخواند و اگر بعد از انجام آن به خاطر آورد که آن را بجا آورده بوده، چون رکن زیاد نشده، نماز صحیح است.

«مسألۀ 1197» اگر شک کند که رکنى را بجا آورده یا نه، چنانچه مشغول عمل پس از آن شده باشد - مثل این که مشغول تشهّد باشد و شک کند که دو سجده را بجا آورده یا نه - نباید به شک خود اعتنا کند و اگر به خاطر آورد که آن رکن را بجا نیاورده، در صورتى که مشغول رکن بعد نشده باشد، باید آن را بجا آورد و اعمالى را که پس از آن است نیز انجام دهد و اگر مشغول رکن بعد شده باشد، نماز او باطل است؛ مثلاً اگر پس از گفتن تسبیحات اربعه و پیش از رکوع رکعت سوم به خاطر آورد که دو سجده رکعت دوم را بجا نیاورده، باید آنها را بجا آورد و سپس تشهد و تسبیحات اربعه را تکرار نماید و اگر در رکوع یا بعد از آن به خاطر آورد که آن را بجا نیاورده، نمازش باطل است.

«مسألۀ 1198» اگر شک کند عملى را که رکن نیست بجا آورده یا نه، چنانچه مشغول کارى که بعد از آن است شده باشد، نباید به شک خود اعتنا کند؛ مثلاً اگر هنگامى که مشغول خواندن سوره است، شک کند که حمد را خوانده یا نه، نباید به شک خود اعتنا
کند و اگر بعد به خاطر آورد که آن را بجا نیاورده، در صورتى که مشغول رکن بعد نشده باشد، باید آن را بجا آورد و اگر مشغول رکن بعد شده باشد، نماز او صحیح است؛ بنابر این اگر مثلاً در قنوت به خاطر آورد که حمد را نخوانده، باید بخواند و اگر در رکوع به خاطر آورد، وظیفه اى ندارد و نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1199» اگر شک کند که سلام نماز را گفته یا نه یا شک کند آن را درست گفته یا نه، چنانچه مشغول تعقیب نماز یا مشغول نماز دیگر شده باشد یا به کارى مشغول شود که عرفاً بگویند از نماز خارج شده و به کار دیگرى مشغول شده، نباید به شک خود اعتنا کند و اگر پیش از آنها شک کند، باید سلام را بگوید.

2 - شک بعد از سلام

«مسألۀ 1200» اگر بعد از سلام واجب نماز شک کند که نماز او صحیح بوده یا نه، مثلاً شک کند رکوع کرده یا نه یا بعد از سلام نماز چهار رکعتى، شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت، نباید به شک خود اعتنا کند؛ ولى اگر هر دو طرف شک او باطل باشد، مثلاً بعد از سلام نماز چهار رکعتى شک کند که سه رکعت خوانده یا پنج رکعت، نماز او باطل است.

3 - شک بعد از وقت

«مسألۀ 1201» اگر بعد از گذشتن وقت نماز شک کند که نماز خوانده یا نه یا گمان کند که نماز نخوانده، خواندن آن لازم نیست؛ ولى اگر پیش از گذشتن وقت شک کند که نماز خوانده یا نه یا گمان کند که نخوانده، باید آن نماز را بخواند؛ بلکه اگر گمان کند که خوانده نیز، باید آن را بجا آورد.

«مسألۀ 1202» اگر بعد از گذشتن وقت شک کند که نماز را درست خوانده یا نه، نباید به شک خود اعتنا کند.

«مسألۀ 1203» اگر بعد از گذشتن وقت نماز ظهر و عصر بداند چهار رکعت نماز
خوانده، ولى نداند به نیّت ظهر خوانده یا به نیّت عصر، باید چهار رکعت نماز قضا بخواند و بنابر احتیاط آن را باید به نیّت نمازى که بر او واجب است به جا آورد.

«مسألۀ 1204» اگر بعد از گذشتن وقت نماز مغرب و عشاء بداند یک نماز خوانده، ولى نداند سه رکعتى خوانده یا چهار رکعتى، باید قضاى نماز مغرب و عشاء را بخواند.

4 - کَثیرُالشَّک (کسى که زیاد شک مى کند)

«مسألۀ 1205» اگر کسى در سه نماز متوالى که بجا مى آورد، به طور مداوم حداقل در یکى از آنها شک کند، «کثیرالشک» است و چنانچه زیاد شک کردن او از روى غضب یا ترس یا پریشانى حواس نباشد، نباید به شک خود اعتنا کند و چنانچه کثیرالشک در سه نماز متوالى شک نکند، حکم کثیرالشک از او برطرف مى شود.

«مسألۀ 1206» اگر کثیرالشّک در بجا آوردن چیزى شک کند، چنانچه بجا آوردن آن نماز را باطل نکند، باید بنا بگذارد که آن را بجا آورده؛ مثلاً اگر شک کند که رکوع کرده یا نه، باید بنا بگذارد که رکوع کرده است و اگر بجا آوردن آن، نماز را باطل کند، باید بنا بگذارد که آن را انجام نداده؛ مثلاً اگر شک کند که یک رکوع کرده یا بیشتر، چون زیاد شدن رکوع نماز را باطل مى کند، باید بنا بگذارد که بیشتر از یک رکوع انجام نداده است.

«مسألۀ 1207» کسى که در یک قسمت از نماز زیاد شک مى کند، چنانچه در قسمت هاى دیگر نماز شک کند، باید به دستور آن عمل نماید، مثلاً کسى که زیاد شک مى کند که سجده کرده یا نه، اگر در بجا آوردن رکوع شک کند، باید به دستور آن رفتار نماید، یعنى اگر ایستاده، رکوع را بجا آورد و اگر به سجده رفته، به شک خود اعتنا نکند.

«مسألۀ 1208» کسى که در نماز مخصوصى - مثلاً در نماز ظهر - زیاد شک مى کند، اگر در نماز دیگرى - مثلاً در نماز عصر - شک کند، باید به دستور شک رفتار نماید.

«مسألۀ 1209» کسى که وقتى در جاى مخصوصى نماز مى خواند زیاد شک مى کند، اگر در غیر آنجا نماز بخواند و شکى براى او پیش آید، باید به دستور شک رفتار نماید.

«مسألۀ 1210» اگر انسان شک کند که کثیرالشک شده یا نه، باید به دستور شک
عمل نماید و کثیرالشّک تا وقتى یقین نکند که به حال مردم عادى برگشته، نباید به شک خود اعتنا کند.

«مسألۀ 1211» اگر کسى که زیاد شک مى کند، شک کند که رکنى را بجا آورده یا نه و اعتنا نکند، ولى بعد به خاطر آورد که آن را بجا نیاورده، چنانچه مشغول رکن بعد نشده باشد، باید آن را بجا آورد و اگر مشغول رکن بعد شده باشد، نماز او باطل است؛ مثلاً اگر شک کند رکوع کرده یا نه و اعتنا نکند، چنانچه پیش از سجده به خاطر آورد که رکوع نکرده، باید رکوع کند و اگر در سجده به خاطر آورد، نماز او باطل است.

«مسألۀ 1212» اگر کسى که زیاد شک مى کند، شک کند چیزى را که رکن نیست بجا آورده یا نه و اعتنا نکند و بعد به خاطر آورد که آن را بجا نیاورده، چنانچه وارد رکن بعدى نشده باشد، باید آن را بجا آورد و اگر وارد رکن بعدى شده باشد، نماز او صحیح است؛ مثلاً اگر شک کند که حمد خوانده یا نه و اعتنا نکند، چنانچه در قنوت به خاطر آورد که حمد نخوانده، باید بخواند و اگر در رکوع به خاطر آورد، نماز او صحیح است.

5 - شکّ امام و مأموم

«مسألۀ 1213» اگر امام جماعت در شمارۀ رکعت هاى نماز شک کند، مثلاً شک کند که سه رکعت خوانده یا چهار رکعت، چنانچه مأموم یقین یا گمان داشته باشد که چهار رکعت خوانده و به امام بفهماند که چهار رکعت خوانده است، امام باید نماز را تمام کند و خواندن نماز احتیاط لازم نیست و نیز اگر امام یقین یا گمان داشته باشد که چند رکعت خوانده است و مأموم در شمارۀ رکعتهاى نماز شک کند، نباید به شک خود اعتنا نماید و این حکم در افعال نماز، مثل تعداد سجده ها نیز جارى است.

6 - شک در نماز مستحبّى

«مسألۀ 1214» اگر در شمارۀ رکعتهاى نماز مستحبّى شک کند، چنانچه طرف بیشترِ شک نماز را باطل کند، باید بنا را بر کمتر بگذارد؛ مثلاً اگر در نافلۀ صبح شک کند که دو
رکعت خوانده یا سه رکعت، باید بنا بگذارد که دو رکعت خوانده است و اگر طرف بیشتر شک نماز را باطل نکند، مثلاً شک کند که دو رکعت خوانده یا یک رکعت، به هر طرف شک عمل کند نماز او صحیح است، ولى بهتر است بنا را بر کمتر بگذارد.

«مسألۀ 1215» کم شدن رکن، نماز مستحب را باطل مى کند، ولى زیاد شدن رکن آن را باطل نمى کند؛ پس اگر یکى از اعمال نماز مستحب را فراموش کند و هنگامى به خاطر آورد که مشغول رکن بعد از آن شده، باید آن عمل را انجام دهد و دوباره آن رکن را بجا آورد، مثلاً اگر در بین رکوع به خاطر آورد که حمد را نخوانده، باید برگردد و حمد را بخواند و دوباره به رکوع رود.

«مسألۀ 1216» اگر در یکى از اعمال نافله شک کند، خواه رکن باشد یا غیر رکن، چنانچه وارد جزء بعدى نشده باشد، باید آن را بجا آورد و اگر وارد جزء بعدى شده باشد، نباید به شک خود اعتنا کند.

«مسألۀ 1217» اگر در نماز مستحبّى دو رکعتى گمان به تعداد رکعت ها پیدا کند، باید به آن عمل کند، مگر آن که عمل به گمان موجب بطلان نماز شود که در این صورت گمان حکم شک را دارد، مثلاً اگر گمان او به یک رکعت برود، باید یک رکعت دیگر بخواند و اگر احتمال بدهد که رکعت دوم است، ولى گمان او به رکعت سوم باشد، نماز را در همان رکعت تمام مى کند و نمازش صحیح است.

«مسألۀ 1218» اگر در نماز نافله کارى کند که براى آن در نماز واجب سجدۀ سهو واجب مى شود یا یک سجده یا تشهّد را فراموش نماید، لازم نیست بعد از نماز سجدۀ سهو یا قضاى سجده و تشهّد را بجا آورد.

«مسألۀ 1219» اگر شک کند که نماز مستحبّى را خوانده یا نه، چنانچه آن نماز مانند نماز جعفر طیّار وقت معیّنى نداشته باشد، باید بنا بگذارد که آن نماز را نخوانده است و همچنین در مانند نافلۀ یومیّه که وقت معیّنى دارد، اگر پیش از گذشتن وقت شک کند که آن را بجا آورده یا نه، باید بنا بگذارد که نخوانده است؛ ولى اگر بعد از گذشتن وقت شک کند که خوانده است یا نه، نباید به شک خود اعتنا کند.

«مسألۀ 1220» اگر به جا آوردن نماز مستحبى به سبب نذر، عهد و مانند آن بر کسى واجب شود، چنانچه در اثناى آن نماز شکى براى نمازگزار پیش بیاید، احکام شک در نماز مستحبى در آن جارى است.

«مسألۀ 1221» اگر کسى در نماز وتر (که نماز مستحبى یک رکعتى است) شک کند که یک رکعت خوانده یا بیشتر، بنابر احتیاط آن را اعاده نماید.

شک هاى صحیح

اشاره

«مسألۀ 1222» در نُه صورت اگر در شمارۀ رکعتهاى نماز چهار رکعتى شک کند، چنانچه یقین یا گمان به یک طرف شک پیدا کرد، همان طرف را بگیرد و نماز را تمام کند؛ وگرنه به دستورهایى که گفته مى شود عمل نماید و آن نُه صورت از این قرارند:
اوّل: آن که بعد از سر برداشتن از سجده دوم، شک کند دو رکعت خوانده یا سه رکعت که باید بنا بگذارد سه رکعت خوانده و یک رکعت دیگر بخواند و نماز را تمام کند و بعد از نماز، بلافاصله نماز احتیاط - به دستورى که بعداً گفته مى شود - بخواند و احتیاط واجب این است که این نماز احتیاط را به صورت یک رکعت ایستاده بجا آورد.
دوم: آن که بعد از سر برداشتن از سجدۀ دوم، بین رکعت دوم و چهارم شک کند که باید بنا بگذارد چهار رکعت خوانده و نماز را تمام کند و بعد از نماز، بلافاصله دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند.
سوم: آن که بعد از سر برداشتن از سجده دوم، بین رکعت دوم و سوم و چهارم شک کند که باید بنا را بر چهار بگذارد و بعد از نماز، بلافاصله دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و بعد دو رکعت نماز احتیاط نشسته بجا آورد.
چهارم: آن که بعد از سر برداشتن از سجدۀ دوم، بین رکعت چهارم و پنجم شک کند که باید بنا را بر چهار بگذارد و نماز را تمام کند و بعد از نماز، دو سجده سهو بجا آورد.
در صورت هاى اول، دوم، سوم و چهارم، اگر بعد از تمام شدن ذکر و قبل از سر برداشتن از سجده، شک کند، نمازش باطل است، اگرچه احتیاط مستحب این است که به دستور
ذکر شده در هر یک عمل کند و سپس نماز را اعاده نماید.
پنجم: شک بین سه و چهار که در هر جاى نماز باشد، باید بنا را بر چهار بگذارد و نماز را تمام کند و بعد از نماز، یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بجا آورد، هرچند احتیاط مستحب این است که نماز احتیاط را نشسته بخواند.
ششم: شک بین چهار و پنج در حال ایستاده قبل از رکوع که باید بنشیند و تشهّد بخواند و سلام نماز را بدهد و یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بجا آورد و سپس بنابر احتیاط واجب دو سجدۀ سهو نیز بجا آورد.
هفتم: شک بین سه و پنج در حال ایستاده که باید بنشیند و تشهّد بخواند و سلام نماز را بگوید و دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بجا آورد و سپس بنابر احتیاط واجب، دو سجدۀ سهو نیز بجا آورد.
هشتم: شک بین سه و چهار و پنج در حال ایستاده که باید بنشیند و تشهّد بخواند و بعد از سلام نماز، دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و بعد دو رکعت نشسته بجا آورد و سپس بنابر احتیاط واجب دو سجدۀ سهو نیز بجا آورد.
نهم: شک بین پنج و شش در حال ایستاده که باید بنشیند و تشهّد بخواند و سلام نماز را بگوید و دو سجدۀ سهو بجا آورد و سپس بنابر احتیاط واجب، دو سجدۀ سهو دیگر نیز بجا آورد.

«مسألۀ 1223» اگر یکى از شکهاى صحیح براى انسان پیش آید، بنابر احتیاط نباید نماز را رها کند و چنانچه نماز را رها کند، معصیت کرده است؛ پس اگر پیش از انجام عملى مثل رو گرداندن از قبله که نماز را باطل مى کند نماز را از سر گیرد، نماز دوم او نیز باطل است و اگر بعد از انجام عملى که نماز را باطل مى کند مشغول نماز شود، نماز دوم او صحیح است.

«مسألۀ 1224» اگر یکى از شکهایى که نماز احتیاط براى آنها واجب است، در نماز پیش آید، چنانچه انسان نماز را تمام کند و بدون خواندن نماز احتیاط نماز را از سر بگیرد، معصیت کرده است. پس اگر پیش از انجام عملى که نماز را باطل مى کند نماز را از سر بگیرد، نماز دوم او نیز باطل است و اگر بعد از انجام عملى که نماز را باطل
مى کند، مشغول نماز شود، نماز دوم او صحیح است.

«مسألۀ 1225» اگر یکى از شکهاى صحیح براى انسان پیش آید، چنانچه پس از اندکى تأمّل نتواند در مورد هیچ یک از دو طرف شک تصمیم بگیرد، مى تواند فکر کردن را تا کمى بعد نیز ادامه دهد، مثلاً اگر در سجده اول شک کند، مى تواند تا بعد از سجده دوم فکر کردن را ادامه دهد.

«مسألۀ 1226» اگر گمان او ابتدا به یک طرف بیشتر باشد و بعد دو طرف در نظر او مساوى شوند، باید به دستور شک عمل نماید و اگر اوّل دو طرف در نظر او مساوى باشند و به طرفى که وظیفۀ اوست بنا بگذارد و بعد گمان او به طرف دیگر تمایل پیدا کند، باید همان طرف را بگیرد و نماز را تمام کند.

«مسألۀ 1227» اگر بعد از نماز بداند که در بین نماز حالت تردیدى داشته که مثلاً دو رکعت خوانده یا سه رکعت و بنا را بر سه گذاشته، ولى نداند که گمان او به خواندن سه رکعت بوده یا هر دو طرف در نظر او مساوى بوده اند، باید نماز احتیاط را بخواند.

«مسألۀ 1228» اگر هنگامى که تشهّد مى خواند یا بعد از ایستادن، شک کند که دو سجده را بجا آورده یا نه و در همان هنگام بین رکعت دو و سه یا دو و چهار یا دو و سه و چهار شک کند، به احتیاط واجب باید به دستور آن شک عمل کند و نمازش را نیز دوباره بخواند.

«مسألۀ 1229» اگر پیش از آن که مشغول تشهّد شود شک کند که دو سجده بجا آورده یا نه یا در رکعت هایى که تشهّد ندارند، پیش از ایستادن، این شک براى او پیش آید و در همان هنگام شک بین رکعت دو و سه یا دو و چهار یا دو و سه و چهار براى او پیش آید، نمازش باطل است.

«مسألۀ 1230» اگر هنگامى که ایستاده، بین سه و چهار یا بین سه و چهار و پنج شک کند و به خاطر آورد که دو سجده یا یک سجده از رکعت پیش را بجا نیاورده، نماز او باطل است.

«مسألۀ 1231» اگر شک او از بین برود و شک دیگرى برایش پیش آید، مثلاً اوّل
شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت و بعد شک کند که سه رکعت خوانده یا چهار رکعت، باید به دستور شک دوم عمل نماید.

«مسألۀ 1232» اگر بعد از نماز شک کند که در نماز مثلاً بین دو و چهار شک کرده یا بین سه و چهار، باید به دستور هر دو عمل کند و نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1233» اگر بعد از نماز بفهمد که در نماز شکى براى او پیش آمده، ولى نداند از شکهاى باطل بوده یا از شکهاى صحیح و اگر از شکهاى صحیح بوده کدام قسم آن بوده است، لازم نیست به دستورات شک عمل کند، بلکه نماز را دوباره مى خواند.

«مسألۀ 1234» اگر کسى که نشسته نماز مى خواند، شکى برایش حاصل شود که باید براى آن، یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بخواند، باید یک رکعت نشسته بجا آورد و اگر شکى برایش حاصل شود که باید براى آن دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند، باید دو رکعت نشسته بجا آورد.

«مسألۀ 1235» اگر کسى که ایستاده نماز مى خواند، هنگام خواندن نماز احتیاط از ایستادن عاجز شود، باید مثل کسى که نماز را نشسته مى خواند و حکم آن در مسألۀ پیش گفته شد، نماز احتیاط را بجا آورد.

«مسألۀ 1236» اگر کسى که نشسته نماز مى خواند، هنگام خواندن نماز احتیاط بتواند بایستد، باید به وظیفۀ کسى که نماز را ایستاده مى خواند، عمل کند.

«مسألۀ 1237» اگر در یکى از محلهایى که مسافر مى تواند نماز را شکسته یا تمام بخواند (و تفصیل آن در مسألۀ 1390 آمده است) قصد کند که نماز را شکسته بخواند و پس از سربرداشتن از سجدۀ دوم بین رکعت دوم و سوم شک کند، مى تواند بنا را بر رکعت سوم بگذارد و نماز را چهار رکعتى تمام کرده و سپس به دستور شک عمل کند.

نماز احتیاط

«مسألۀ 1238» کسى که نماز احتیاط بر او واجب است، باید بعد از سلام نماز فوراً نیّت نماز احتیاط کند و تکبیر بگوید و حمد را بخواند و به رکوع رود و دو سجده نماید؛
پس اگر یک رکعت نماز احتیاط بر او واجب باشد، باید بعد از دو سجده، تشهّد بخواند و سلام دهد و اگر دو رکعت نماز احتیاط بر او واجب باشد، باید بعد از دو سجده، یک رکعت دیگر مثل رکعت اوّل بجا آورد و بعد تشهّد بخواند و سلام دهد.

«مسألۀ 1239» نماز احتیاط سوره و قنوت ندارد و نباید نیّت آن را به زبان آورند و احتیاط واجب آن است که سورۀ «حمد» و حتى «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» آن را نیز آهسته بخوانند.

«مسألۀ 1240» اگر پیش از خواندن نماز احتیاط بفهمد نمازى که خوانده درست بوده، لازم نیست نماز احتیاط بخواند و اگر در بین نماز احتیاط بفهمد، لازم نیست آن را تمام نماید.

«مسألۀ 1241» اگر پیش از خواندن نماز احتیاط بفهمد که رکعت هاى نماز او کم بوده، چنانچه عملى که نماز را باطل مى کند انجام نداده باشد، باید آنچه را از نماز نخوانده بخواند و براى سلام بى جا، احتیاطاً دو سجدۀ سهو بنماید و اگر عملى را که نماز را باطل مى کند انجام داده باشد، مثلاً پشت به قبله کرده باشد، باید نماز را دوباره بجا آورد.

«مسألۀ 1242» اگر بعد از نماز احتیاط بفهمد کسرى نماز او به مقدار نماز احتیاط بوده، مثلاً در شک بین سه و چهار، یک رکعت نماز احتیاط بخواند و بعد بفهمد نماز را سه رکعت خوانده، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1243» اگر بعد از خواندن نماز احتیاط بفهمد کسرى نماز کمتر از نماز احتیاط بوده، مثلاً در شک بین دو و چهار دو رکعت نماز احتیاط بخواند و بعد بفهمد نماز را سه رکعت خوانده، باید نماز را دوباره بخواند.

«مسألۀ 1244» اگر بعد از خواندن نماز احتیاط بفهمد کسرى نماز بیشتر از نماز احتیاط بوده، مثلاً در شک بین سه و چهار یک رکعت نماز احتیاط بخواند و بعد بفهمد نماز را دو رکعت خوانده، چنانچه بعد از نماز احتیاط عملى که نماز را باطل مى کند انجام داده باشد، مثلاً پشت به قبله کرده باشد، باید نماز را دوباره بخواند و اگر عملى که نماز را باطل مى کند انجام نداده باشد، باید بنابر احتیاط دو رکعت کسرى نماز خود را بجا آورد و
پس از انجام دو سجده سهو براى سلام اضافى، نماز را دوباره بخواند.

«مسألۀ 1245» اگر بین دو و سه و چهار شک کند و بعد از خواندن دو رکعت نماز احتیاط ایستاده، به خاطر آورد که نماز را دو رکعت خوانده، لازم نیست دو رکعت نماز احتیاط نشسته را بخواند.

«مسألۀ 1246» اگر بین سه و چهار شک کند و هنگامى که یک رکعت نماز احتیاط ایستاده را مى خواند، به خاطر آورد که نماز را سه رکعت خوانده، باید آن رکعت را تمام کند و پس از نماز بنابر احتیاط واجب دو سجدۀ سهو بجا آورد و اگر نماز احتیاط را نشسته مى خواند، چنانچه هنوز به رکوع رکعت اول وارد نشده، باید نماز احتیاط را رها کند و بایستد و نماز خود را تکمیل کند و پس از نماز، بنابر احتیاط واجب دو سجدۀ سهو بجا آورد و اگر پس از ورود به رکوع رکعت اول متوجه شود، نمازش باطل است.

«مسألۀ 1247» اگر بین دو و چهار یا بین دو و سه و چهار شک کند و هنگامى که دو رکعت نماز احتیاط ایستاده را مى خواند، پیش از رکوع رکعت دوم به خاطر آورد که نماز را سه رکعت خوانده، باید بنشیند و پس از تشهّد و سلام، نماز را تمام کند و بنابر احتیاط واجب دو سجدۀ سهو براى سلام بى جا و دو سجدۀ سهو براى قیام اضافى انجام دهد.

«مسألۀ 1248» اگر بین دو و سه شک کند و هنگامى که یک رکعت نماز احتیاط ایستاده را مى خواند بفهمد که نمازش را دو رکعتى یا سه رکعتى تمام کرده، رکعتى را که مشغول خواندن آن است به عنوان تکمیل نماز اصلى قرار داده و نماز را تمام کرده و سپس براى سلام اضافى، بنابر احتیاط واجب دو سجدۀ سهو بجا مى آورد.

«مسألۀ 1249» اگر شک کند نماز احتیاطى را که بر او واجب بوده بجا آورده یا نه، چنانچه وقت نماز گذشته باشد، به شک خود اعتنا نکند و اگر وقت نماز نگذشته باشد، در صورتى که مشغول کار دیگرى نشده و از جاى نماز برنخاسته و عملى مثل رو گرداندن از قبله که نماز را باطل مى کند نیز انجام نداده باشد، باید نماز احتیاط را بخواند و اگر مشغول عمل دیگرى شده یا عملى که نماز را باطل مى کند، بجا آورده یا بین نماز و شک او زیاد فاصله شده باشد، بنا مى گذارد که نماز احتیاط را بجا آورده و نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1250» اگر در نماز احتیاط رکنى را زیاد کند یا مثلاً به جاى یک رکعت دو رکعت بخواند، نماز احتیاط او باطل است و بنابر احتیاط واجب باید نماز احتیاط را دوباره بخواند و سپس اصل نماز را دوباره بجا آورد.

«مسألۀ 1251» اگر هنگامى که مشغول نماز احتیاط است، در یکى از اعمال آن شک کند، چنانچه وارد جزء بعدى نشده باشد، باید آن را بجا آورد و اگر وارد جزء بعدى شده باشد، نباید به شک خود اعتنا کند؛ مثلاً اگر شک کند که حمد را خوانده یا نه، چنانچه به رکوع نرفته باشد، باید بخواند و اگر به رکوع رفته باشد، نباید به شک خود اعتنا کند.

«مسألۀ 1252» اگر در شمارۀ رکعتهاى نماز احتیاط شک کند، بنابر احتیاط باید بنا را بر بیشتر بگذارد و سپس اصل نماز را اعاده کند، ولى چنانچه طرف بیشترِ شک، نماز احتیاط را باطل کند، اعاده اصل نماز کافى است.

«مسألۀ 1253» اگر در نماز احتیاط چیزى که رکن نیست سهواً کم یا زیاد شود، چنانچه از مواردى باشد که در اصل نماز موجب سجدۀ سهو مى شود، بنابر احتیاط سجدۀ سهو دارد.

«مسألۀ 1254» اگر بعد از سلام نماز احتیاط شک کند که یکى از اجزاء یا شرایط آن را بجا آورده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.

«مسألۀ 1255» اگر در نماز احتیاط، تشهّد یا یک سجده را فراموش کند، بنابر احتیاط واجب باید بعد از سلام آن را قضا نماید.

«مسألۀ 1256» اگر نماز احتیاط و دو سجدۀ سهو بر او واجب شود، ابتدا باید نماز احتیاط و سپس دو سجدۀ سهو را انجام دهد و چنانچه نماز احتیاط و قضاى یک سجده یا قضاى تشهد بر او واجب شود، باید اوّل نماز احتیاط را بجا آورد، مگر این که سجدۀ رکعت آخر و یا تشهد آخر نماز را فراموش کرده باشد که در این صورت بنابر احتیاط واجب باید سجده یا تشهد فراموش شده را به جا آورد و سپس اعمال نماز را که بعد از آنها واقع مى شود انجام دهد و پس از آن نماز احتیاط را بخواند.

«مسألۀ 1257» حکم گمان در رکعتهاى نماز حکم یقین است، مثلاً اگر در نماز
چهار رکعتى گمان داشته باشد که نماز را چهار رکعت خوانده، نباید نماز احتیاط بخواند و حکم گمان در اجزاى نماز نیز مانند حکم یقین است.

«مسألۀ 1258» حکم سهو، شک و گمان در نمازهاى واجب یومیّه و نمازهاى واجب دیگر فرق ندارد، مثلاً اگر در نماز آیات شک کند که یک رکعت خوانده یا دو رکعت، چون شک او در نماز دو رکعتى است، نماز او باطل است.

سجدۀ سهو

اشاره

«مسألۀ 1259» در سه مورد بعد از سلام نماز، انسان باید به دستورى که بعداً گفته مى شود، دو سجدۀ سهو بجا آورد:
اوّل: آن که در بین نماز، سهواً حرف بزند. دوم: آن که تشهّد را فراموش کند. سوم: آن که در نماز چهار رکعتى، بعد از سجدۀ دوم شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت.
در سه مورد نیز احتیاط واجب آن است که سجدۀ سهو بنماید:
اوّل: در جایى که نباید سلام نماز را بگوید؛ مثلاً در رکعت اوّل، سهواً سلام بدهد.
دوم: آن که یک سجده را فراموش کند. سوم: براى ایستادن در جایى که باید بنشیند و نشستن در جایى که باید بایستد.

«مسألۀ 1260» اگر انسان سهواً یا به گمان این که نمازش تمام شده، حرف بزند، باید دو سجدۀ سهو بجا آورد.

«مسألۀ 1261» اگر آه بکشد و یا سرفه کند، سجدۀ سهو واجب نیست، ولى اگر مثلاً سهواً «آخ» یا «آه» بگوید، باید سجدۀ سهو نماید.

«مسألۀ 1262» اگر چیزى را که غلط خوانده دوباره به نحو صحیح بخواند، براى دوباره خواندن آن سجدۀ سهو واجب نیست.

«مسألۀ 1263» اگر در نماز سهواً مدّتى حرف بزند و تمام آنها یک مرتبه حساب شوند، دو سجدۀ سهو بعد از سلام نماز کافى است.

«مسألۀ 1264» اگر در جایى که نباید سلام نماز را بگوید، سهواً بگوید: «اَلسَّلامُ عَلَیْنا وَ
عَلى عِبادِ اللّهِ الصّالِحیٖنَ» یا بگوید: «اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُه»، بنابر احتیاط باید دو سجدۀ سهو بجا آورد؛ ولى اگر سهواً مقدارى از این دو سلام را بگوید یا بگوید: «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّها النَّبىُّ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُه»، احتیاط مستحب آن است که دو سجدۀ سهو بجا آورد.

«مسألۀ 1265» اگر در جایى که نباید سلام دهد، سهواً هر سه سلام را بگوید، دو سجدۀ سهو کافى است.

«مسألۀ 1266» اگر یک سجده یا تشهّد را فراموش کند و پیش از رکوع رکعت بعد به خاطر آورد، باید برگردد و آن را بجا آورد و بنابر احتیاط واجب دو سجدۀ سهو نیز براى ایستادن بى جا انجام دهد.

«مسألۀ 1267» اگر در رکوع یا بعد از آن به خاطر آورد که یک سجده یا تشهّد را از رکعت پیش فراموش کرده، باید بعد از سلام نماز، سجده یا تشهّد را قضا نماید و بعد از آن همان گونه که در مسألۀ 1259 گذشت دو سجدۀ سهو بجا آورد.

«مسألۀ 1268» بنابر احتیاط واجب باید سجدۀ سهو را پس از نماز فوراً بجا آورد و اگر سجده سهو را بعد از سلام نماز عمداً بجا نیاورد، واجب است هر چه زودتر آن را انجام دهد و چنانچه سهواً بجا نیاورد، هر گاه به خاطر آورد باید فوراً انجام دهد و لازم نیست نماز را دوباره بخواند.

«مسألۀ 1269» اگر شک داشته باشد که یکى از موارد سجدۀ سهو براى او پیش آمده و سجدۀ سهو بر او واجب شده یا نه، لازم نیست آن را بجا آورد، ولى اگر احتیاطاً آن را بجا آورد اشکال ندارد.

«مسألۀ 1270» کسى که شک دارد مثلاً دو سجدۀ سهو بر او واجب شده یا چهار سجده، اگر دو سجده بنماید کافى است.

«مسألۀ 1271» اگر بداند یکى از دو سجدۀ سهو را بجا نیاورده، باید دو سجدۀ سهو بجا آورد و اگر بداند سهواً سه سجده کرده، باید دوباره دو سجدۀ سهو بنماید.

«مسألۀ 1272» احتیاط مستحب آن است که در غیر موارد گفته شده، هرگاه جزیى از اجزاء نماز کم یا زیاد شود، دو سجدۀ سهو بجا آورد.

دستور سجدۀ سهو

«مسألۀ 1273» دستور سجدۀ سهو این است که بعد از سلام نماز فوراً نیّت سجدۀ سهو کند و پیشانى را بر چیزى که سجده بر آن صحیح است بگذارد و بگوید: «بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ» یا «بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ أللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ» و بهتر است که بگوید: «بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ ألسَّلامُ عَلَیْکَ أیُّهَا النَّبِىُّ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ» و بعد باید بنشیند و دوباره به سجده رود و یکى از ذکرهایى را که گفته شد بگوید و بنشیند و بعد از خواندن تشهّد سلام دهد.

«مسألۀ 1274» بنابر احتیاط واجب آنچه در سجدۀ نماز معتبر است - مانند:
وضوداشتن، پاک بودن بدن و لباس، پوشش بدن، رو به قبله بودن، گذاشتن هفت موضع بدن بر زمین، نهادن پیشانى بر چیزى که سجده بر آن صحیح است و نشستن میان دو سجده - باید در سجدۀ سهو نیز رعایت شود.

«مسألۀ 1275» هنگامى که پس از سلام نماز قصد سجدۀ سهو مى کند، لازم نیست نیّت سجدۀ سهو را به زبان جارى کند و تنها توجّه به انجام آن کافى است.

قضاى سجده و تشهّد فراموش شده

اشاره

سجده یا تشهد فراموش شده چند صورت دارد: 1 - از رکعت آخر نباشد. 2 - مربوط به رکعت آخر باشد. 3 - یکى مربوط به رکعت آخر و دیگرى مربوط به رکعت دیگر باشد.

صورت اوّل: سجده یا تشهّد فراموش شده از رکعت آخر نباشد

«مسألۀ 1276» اگر انسان پیش از رکوع سجده و تشهّدى را که فراموش کرده به خاطر آورد، باید بنشیند و آن را انجام دهد؛ ولى اگر پس از رکوع به خاطر آورد، باید بعد از نماز قضاى آن را بجا آورد، و تمام شرایط نماز - مانند پاک بودن بدن و لباس و رو به قبله بودن و شرطهاى دیگر - را باید داشته باشد.

«مسألۀ 1277» اگر سجده را چند مرتبه فراموش کند، مثلاً یک سجده از رکعت
اوّل و یک سجده از رکعت دوم را فراموش نماید، باید بعد از نماز، قضاى هر دو را با سجده هاى سهوى که براى آنها لازم است بجا آورد و لازم نیست در هر یک معیّن کند که قضاى کدام یک از آنهاست.

«مسألۀ 1278» اگر نداند که سجده را فراموش کرده یا تشهّد را، باید هر دو را قضا نماید و هر کدام را اوّل بجا آورد، اشکال ندارد و باید دو سجده سهو نیز بجا آورد.

صورت دوم: سجده یا تشهد فراموش شده از رکعت آخر باشد

«مسألۀ 1279» اگر بعد از سلام نماز به خاطر آورد که یک سجده از رکعت آخر یا تشهّد رکعت آخر را فراموش کرده است، چنانچه عملى را که سهوى و عمدى آن نماز را باطل مى کند - مثل پشت به قبله کردن - انجام نداده باشد و موالات هم به هم نخورده باشد، بنابر احتیاط واجب باید سجده یا تشهّد را به قصد این که وظیفۀ خود را انجام مى دهد، بجا آورد و بعد اجزاى نماز را تا آخر به قصد رجاء بخواند و سپس سجدۀ سهو را بجا آورد و اگر عملى که نماز را باطل مى کند انجام داده باشد و یا موالات به هم خورده باشد، باید قضاى سجده یا تشهّد را بجا آورد و بعد سجده سهو را نیز انجام دهد و چنانچه هم یک سجده و هم تشهّد رکعت آخر را فراموش کرده باشد نیز حکم همین است.

صورت سوم: یکى از رکعت آخر و دیگرى از رکعت دیگر باشد

«مسألۀ 1280» اگر یک سجده یا تشهّد از رکعت آخر و یک سجده یا تشهّد از رکعت دیگر را فراموش کند، چنانچه پس از سلام، موالات به هم نخورده باشد و عملى که عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى کند انجام نداده باشد، احتیاط واجب آن است که اول سجده یا تشهّد فراموش شده رکعت آخر را به قصد ما فى الذّمه بجا آورد و سپس بقیه اجزاى نماز را تا آخر سلام به قصد رجاء انجام دهد و پس از آن سجده یا تشهّد فراموش شده رکعت دیگر را بجا آورد و سپس دو سجدۀ سهو براى تشهد فراموش شده و احتیاطاً دو سجدۀ سهو براى سجدۀ فراموش شده انجام دهد و اگر موالات به هم خورده
باشد و یا عملى که عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى کند انجام داده باشد، لازم نیست پس از قضاى سجده یا تشهّد رکعت آخر، اجزاى دیگر نماز را بجا آورد، بلکه به جا آوردن قضاى آنها کافى است و مراعات ترتیب بین قضاى آن و قضاى تشهّد یا سجده فراموش شده رکعت هاى قبل لازم نیست.

«مسألۀ 1281» اگر یک سجده و تشهّد را فراموش کند و نداند هر یک از کدام رکعت بوده است، چنانچه احتمال دهد یکى یا هر دو از رکعت آخر باشد، در صورتى که موالات به هم نخورده باشد و عملى که عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى کند بجا نیاورده باشد، بنابر احتیاط واجب باید یک سجده و تشهّد و سلام را به قصد ما فى الذّمه بخواند و پس از آن یک سجده و تشهّد بجا آورد و مراعات ترتیب بین این سجده و تشهّد لازم نیست و سپس دو سجده سهو براى تشهّد فراموش شده و احتیاطاً دو سجده سهو براى سجده فراموش شده بجا آورد و چنانچه موالات به هم خورده باشد و یا عملى که عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى کند بجا آورده باشد، سجده و تشهّد فراموش شده را قضا کرده و سجده هاى سهو را انجام دهد و مراعات ترتیب بین قضاى سجده و قضاى تشهّد لازم نیست.

مسائل مشترک بین سه صورت

«مسألۀ 1282» اگر نداند که سجده را فراموش کرده یا تشهّد را و احتمال دهد که از رکعت آخر باشد، در صورت به هم نخوردن موالات و انجام ندادن عملى که عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى کند، بنابر احتیاط واجب باید سجده و تشهّد و سلام را به قصد ما فى الذّمه بجا آورد و سپس دو سجده سهو انجام دهد و اگر بداند که از رکعت آخر نیست، قضاى یک سجده و تشهّد را بدون لزوم مراعات ترتیب بجا آورد و سپس دو سجده سهو انجام دهد.

«مسألۀ 1283» اگر بین سلام نماز و قضاى سجده یا تشهّد، عملى انجام دهد که براى آن سجده سهو واجب مى شود، مثلاً سهواً حرف بزند، باید علاوه بر به جا آوردن
قضاى سجده یا تشهّد فراموش شده و انجام دادن دو سجدۀ سهو براى آن، بنابر احتیاط دو سجده سهو دیگر نیز براى آن عمل بجا آورد.

«مسألۀ 1284» اگر فراموش کند که قضاى سجده یا تشهد بر عهدۀ اوست و بین سلام نماز و قضاى سجده یا تشهّد عملى - مانند پشت به قبله کردن - انجام دهد که اگر عمداً یا سهواً در نماز اتّفاق بیفتد، نماز باطل مى شود، باید قضاى سجده و تشهّد را بجا آورد و پس از بجا آوردن سجدۀ سهو، بنابر احتیاط مستحب نماز را اعاده کند؛ ولى اگر در حالى که به خاطر دارد قضاى سجده یا تشهّد بر عهدۀ اوست، عمداً عمل فوق را انجام دهد، بنابر احتیاط واجب باید پس از قضاى سجده یا تشهّد و انجام سجدۀ سهو براى آن، نماز را اعاده کند.

«مسألۀ 1285» اگر شک داشته باشد که سجده یا تشهّد را فراموش کرده یا نه، واجب نیست قضا نماید.

«مسألۀ 1286» اگر بداند سجده یا تشهّد را فراموش کرده و شک کند که پیش از رکوع رکعت بعد یا قبل از سلام آن را بجا آورده یا نه، باید آن را به تفصیلى که گذشت قضا نماید.

«مسألۀ 1287» اگر بر کسى که باید سجده یا تشهّد را قضا نماید، براى عمل دیگرى نیز سجدۀ سهو واجب شود، باید بعد از نماز بنابر احتیاط ابتدا سجده یا تشهد فراموش شده را به جا آورد و پس از آن سجدۀ سهو مربوط به سجده یا تشهد فراموش شده و سجدۀ سهو مربوط به آن عمل را انجام دهد.

«مسألۀ 1288» اگر شک داشته باشد که بعد از نماز قضاى سجده یا تشهّد فراموش شده را بجا آورده یا نه، چه وقت نماز گذشته باشد و چه نگذشته باشد، باید سجده یا تشهّد را قضا نماید.

کم و زیاد کردن اجزاء و شرایط نماز

«مسألۀ 1289» هرگاه چیزى از واجبات نماز را عمداً کم یا زیاد کند، اگرچه یک حرف آن باشد، نماز باطل است و اگر به واسطۀ ندانستن مسأله چیزى از اجزاء نماز را کم یا
زیاد کند و در یاد گرفتن مسأله نیز کوتاهى نکرده و آن جزء نیز از ارکان نماز نباشد، نمازش صحیح است، وگرنه نماز باطل است.

«مسألۀ 1290» اگر در بین نماز بفهمد وضو یا غسل وى باطل بوده یا بدون وضو یا غسل مشغول نماز شده، باید نماز را به هم بزند و دوباره با وضو یا غسل نماز بخواند و اگر بعد از نماز بفهمد، باید دوباره نماز را با وضو یا غسل بجا آورد و اگر وقت گذشته باشد، آن را قضا نماید.

«مسألۀ 1291» اگر بعد از رسیدن به رکوع به خاطر آورد که دو سجده از رکعت پیش را فراموش کرده، نماز او باطل است و اگر پیش از رسیدن به رکوع به خاطر آورد، باید برگردد و دو سجده را بجا آورد و برخیزد و حمد و سوره یا تسبیحات را بخواند و نماز را تمام کند و بنابر احتیاط واجب براى ایستادن بى جا دو سجدۀ سهو بجا آورد.

«مسألۀ 1292» اگر پیش از گفتن «اَلسَّلامُ عَلَیْنا» و «اَلسَّلامُ عَلَیْکُم» به خاطر آورد که دو سجدۀ رکعت آخر را بجا نیاورده، باید دو سجده را بجا آورد و دوباره تشهّد بخواند و نماز را سلام دهد و اگر پس از آن به خاطر آورد، چنانچه عملى که عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى کند انجام نداده باشد و موالات نیز به هم نخورده باشد، باید به همان ترتیب عمل کند و پس از سلام، بنابر احتیاط دو سجده سهو براى سلام اضافى بجا آورد و اگر عملى که عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى کند، انجام داده باشد و یا موالات به هم خورده باشد، نمازش باطل است.

«مسألۀ 1293» اگر پیش از سلام نماز به خاطر آورد که یک رکعت یا بیشتر از آخر نماز را نخوانده، باید مقدارى را که فراموش کرده بجا آورد.

«مسألۀ 1294» اگر بعد از سلام نماز به خاطر آورد که یک رکعت یا بیشتر از آخر نماز را نخوانده، چنانچه عملى انجام داده باشد که اگر در نماز عمداً یا سهواً اتّفاق بیفتد نماز را باطل مى کند، مثلاً پشت به قبله کرده باشد، نمازش باطل است و اگر عملى که عمد و سهو آن نماز را باطل مى کند، انجام نداده باشد، باید فوراً مقدارى را که فراموش کرده بجا آورد و بنابر احتیاط دو سجدۀ سهو نیز براى زیاد شدن سلام بجا آورد.

«مسألۀ 1295» اگر بفهمد نماز را پیش از وقت خوانده یا آن را پشت به قبله یا به طرف راست یا چپ قبله بجا آورده، باید دوباره آن را بخواند و اگر وقت گذشته، قضا نماید و اگر با وجود این که مى توانسته قبله را جستجو کند، بدون جستجو نماز بخواند و سپس متوجه شود که به جهت قبله نماز نخوانده، نمازش باطل است، حتى اگر انحراف از قبله کمتر از حدّ راست یا چپ باشد.

نماز مسافر

اشاره

مسافر باید در صورت وجود هشت شرط نماز ظهر و عصر و عشاء را شکسته (یعنى دو رکعتى) بجا آورد و روزۀ او نیز صحیح نیست:
* شرط اوّل: آن که سفر او کمتر از هشت فرسخ شرعى نباشد.

«مسألۀ 1296» کسى که مجموع مسافت رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است، اگر هیچکدام از رفتن و برگشتن او کمتر از چهار فرسخ نباشد، باید نماز را شکسته بخواند و اگر مجموع مسافت رفتن و برگشتن او هشت فرسخ بوده ولى رفت یا برگشت او کمتر از چهار فرسخ باشد، بنابر احتیاط واجب نماز را باید هم شکسته و هم تمام بخواند.

«مسألۀ 1297» اگر سفر مختصرى از هشت فرسخ کمتر باشد یا انسان نداند که سفر او هشت فرسخ است یا نه، نباید نماز را شکسته بخواند و چنانچه شک کند که سفر او هشت فرسخ است یا نه، در صورتى که تحقیق کردن براى او مشقّت داشته باشد، باید نماز را تمام بخواند و اگر مشقّت نداشته باشد، بنابر احتیاط واجب باید تحقیق کند و اگر بین مردم معروف باشد که سفر او هشت فرسخ است و براى او یقین یا اطمینان حاصل شود و یا دو عادل بگویند که سفر او هشت فرسخ است، نماز را شکسته بخواند.

«مسألۀ 1298» اگر یک نفر خبر دهد که سفر انسان هشت فرسخ است، عادل باشد یا نباشد، چنانچه از گفتۀ او اطمینان پیدا کند، در این صورت باید نمازش را شکسته بخواند وگرنه نمازش تمام است.

«مسألۀ 1299» اگر کسى که یقین دارد سفر او هشت فرسخ است، نماز را شکسته بخواند و بعد بفهمد که هشت فرسخ نبوده، باید آن نماز را چهار رکعتى بجا آورد و اگر وقت گذشته، قضا نماید.

«مسألۀ 1300» کسى که یقین دارد سفرش هشت فرسخ نیست یا شک دارد که هشت فرسخ است یا نه، چنانچه در بین راه بفهمد که سفر او هشت فرسخ بوده، اگرچه کمى از راه باقى باشد، باید نماز را شکسته بخواند و اگر بعد از تمام خواندن نماز بفهمد سفرش هشت فرسخ بوده، باید نماز را دوباره شکسته اعاده نماید، ولى در صورتى که بعد از وقت متوجه شود، لازم نیست نماز را قضا نماید.

«مسألۀ 1301» اگر بین دو محلّى که فاصله آنها کمتر از چهار فرسخ است، چند مرتبه رفت و آمد کند، اگرچه رفت و آمد او روى هم رفته هشت فرسخ شود، باید نماز را تمام بخواند.

«مسألۀ 1302» اگر محلّى دو راه داشته باشد که یک راه آن کمتر از هشت فرسخ و راه دیگر آن هشت فرسخ یا بیشتر باشد، چنانچه انسان از راهى که هشت فرسخ است به آنجا برود، باید نماز را شکسته بخواند و اگر از راهى که هشت فرسخ نیست برود، باید تمام بخواند.

«مسألۀ 1303» مبدأ محاسبه هشت فرسخ، آخرین ساختمانهاى شهر است و فرقى در این جهت بین بلاد صغیره و کبیره (شهرهاى کوچک و بزرگ) نیست، مگر آن که محلّه هاى یک شهر بزرگ به گونه اى از یکدیگر دور و جدا باشند که عرفاً چند محل حساب شوند، به گونه اى که اگر شخصى از یک محلّه به محلّۀ دیگر برود، بگویند:
«مسافرت کرده است» که در این صورت مبدأ محاسبۀ هشت فرسخ از آخر محله اى است که وطن او محسوب مى شود.
* شرط دوم: آن که از اوّل مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد؛ پس اگر به جایى که کمتر از هشت فرسخ است مسافرت کند و بعد از رسیدن به آنجا قصد کند به جایى برود که با مقدارى که آمده هشت فرسخ شود، چون از اوّل قصد هشت فرسخ را
نداشته، باید نماز را تمام بخواند، ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود یا حداقل چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد، باید نماز را شکسته بخواند.

«مسألۀ 1304» کسى که نمى داند سفرش چند فرسخ است، مثلاً براى پیدا کردن گمشده اى مسافرت مى کند و نمى داند که چه مقدار باید برود تا آن را پیدا کند، باید نماز را تمام بخواند، ولى در برگشتن چنانچه تا وطن خود یا جایى که مى خواهد ده روز در آنجا بماند هشت فرسخ یا بیشتر فاصله باشد، باید نماز را شکسته بخواند و نیز اگر در بین رفتن قصد کند که از آنجا هشت فرسخ برود یا حداقل چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد، باید نماز را شکسته بخواند.

«مسألۀ 1305» مسافر در صورتى باید نماز را شکسته بخواند که تصمیم داشته باشد هشت فرسخ برود، پس کسى که از شهر بیرون مى رود و مثلاً قصد او این است که اگر رفیق پیدا کند سفر هشت فرسخى برود، چنانچه اطمینان داشته باشد که رفیق پیدا مى کند، باید نماز را شکسته بخواند و اگر اطمینان نداشته باشد، باید تمام بخواند.

«مسألۀ 1306» کسى که قصد هشت فرسخ دارد، اگرچه در هر روز مقدار کمى راه برود، وقتى به جایى برسد که دیوارهاى شهر را نبیند و اذان آن را نشنود، باید نماز را شکسته بخواند؛ ولى اگر در هر روز مقدار خیلى کمى راه برود که نگویند مسافر است، باید نماز خود را تمام بخواند و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.

«مسألۀ 1307» کسى که در سفر به اختیار دیگرى است، مانند خدمتگزارى که با کارفرماى خود مسافرت مى کند، چنانچه بداند سفر او هشت فرسخ است، باید نماز را شکسته بخواند و اگر نداند، باید نماز خود را تمام بخواند.

«مسألۀ 1308» کسى که در سفر به اختیار دیگرى است، اگر بداند یا گمان داشته باشد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا مى شود و سفر نمى کند، باید نماز را تمام بخواند.

«مسألۀ 1309» کسى که در سفر به اختیار دیگرى است، اگر شک داشته باشد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا مى شود یا نه، باید نماز را تمام بخواند، بلکه اگر
احتمال جدایى نیز بدهد، حکم همین است؛ ولى اگر شک او از این جهت باشد که احتمال دهد مانعى براى سفر او پیش آید، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا نباشد، باید نماز خود را شکسته بخواند.
* شرط سوم: آن که در بین راه از قصد خود برنگردد؛ پس اگر پیش از رسیدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد یا مردّد شود، باید نماز را تمام بخواند.

«مسألۀ 1310» اگر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود، چنانچه تصمیم داشته باشد که همانجا بماند یا بعد از ده روز برگردد یا در برگشتن و ماندن مردّد باشد، باید نماز را تمام بخواند.

«مسألۀ 1311» اگر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود و تصمیم داشته باشد که پیش از ده روز برگردد و مسیر بازگشت او نیز کمتر از چهار فرسخ نباشد، باید نماز را شکسته بخواند.

«مسألۀ 1312» اگر براى رفتن به محلّى حرکت کند و بعد از رفتن مقدارى از راه بخواهد جاى دیگرى برود، چنانچه از محلّ اوّلى که حرکت کرده تا جایى که اکنون مى خواهد برود به اندازۀ مسافت شرعى باشد، باید نماز را شکسته بخواند.

«مسألۀ 1313» اگر پیش از آن که به هشت فرسخ برسد، مردّد شود که بقیّۀ راه را برود یا نه و هنگامى که مردّد است، راه نرود و بعد تصمیم بگیرد که بقیّۀ راه را برود، باید تا آخر مسافرت نماز را شکسته بخواند.

«مسألۀ 1314» اگر پیش از آن که به هشت فرسخ برسد، مردّد شود که بقیّۀ راه را برود یا نه و هنگامى که مردّد است، مقدارى راه برود و بعد تصمیم بگیرد که هشت فرسخ دیگر برود یا حداقل چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد، تا آخر مسافرت باید نماز را شکسته بخواند.

«مسألۀ 1315» اگر پیش از آن که به هشت فرسخ برسد، مردّد شود که بقیّۀ راه را برود یا نه و هنگامى که مردّد است، مقدارى راه برود و بعد تصمیم بگیرد که بقیّۀ راه را برود، چنانچه بقیّۀ سفر او به اندازۀ مسافت شرعى نباشد، باید نماز را تمام بخواند، ولى
اگر مجموع مسافتى که پیش از مردّد شدن و بعد از تصمیمِ دوباره مى رود، هشت فرسخ باشند، بنابر احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.

«مسألۀ 1316» اگر پیش از آن که از قصد خود برگردد، نماز شکسته خوانده باشد، احتیاط واجب آن است که دوباره آن را تمام بخواند و اگر وقت گذشته، آن را به صورت تمام قضا کند.
* شرط چهارم: آن که نخواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد یا ده روز یا بیشتر در جایى بماند؛ پس کسى که مى خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد یا ده روز در محلّى بماند، باید نماز را تمام بخواند.

«مسألۀ 1317» کسى که نمى داند پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن خود مى گذرد یا ده روز در محلى مى ماند یا نه، باید نماز را تمام بخواند.

«مسألۀ 1318» کسى که مى خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد یا ده روز در محلّى بماند و نیز کسى که مردّد است که از وطن خود بگذرد یا ده روز در محلّى بماند، اگر از ماندن ده روز یا گذشتن از وطن منصرف شود، باز هم باید نماز را تمام بخواند، مگر این که بقیّۀ راه هشت فرسخ باشد یا بخواهد از آن محل حداقل چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد که در این صورت باید نماز را شکسته بخواند.
* شرط پنجم: آن که براى کار حرامى سفر نکند، پس اگر براى کار حرامى - مانند دزدى - سفر کند، باید نماز را تمام بخواند و همچنین اگر خودِ سفر حرام باشد، مثل آن که سفر براى او ضرر داشته باشد یا زن بدون اجازۀ شوهر به سفرى برود که بر او واجب نباشد و منافات با وظایف همسرى او داشته باشد، باید نماز را تمام بخواند، ولى اگر مثل سفر حجّ واجب باشد، باید نماز را شکسته بخواند، هرچند بدون اجازۀ شوهر رفته باشد.

«مسألۀ 1319» سفرى که واجب نباشد و موجب اذیّت پدر و مادر باشد، حرام است و انسان باید در آن سفر، نماز را تمام بخواند و روزه اش نیز صحیح است.

«مسألۀ 1320» کسى که سفر او حرام نیست و براى کار حرام نیز سفر نمى کند، اگرچه در سفر معصیتى انجام دهد، مثلاً غیبت کند یا دزدى کند، باید نماز را
شکسته بخواند.

«مسألۀ 1321» اگر مخصوصاً براى آن که کار واجبى را ترک کند مسافرت نماید، نمازش تمام است؛ مثلاً کسى که بدهکار است، اگر بتواند بدهى خود را بدهد و طلبکار نیز آن را مطالبه کند، چنانچه در سفر نتواند بدهى خود را بدهد و مخصوصاً براى فرار از دادن قرض مسافرت نماید، باید نماز را تمام بخواند، ولى اگر مسافرت او براى ترک واجب نباشد، اما در مسافرت یکى از واجبات را ترک کند، باید نماز را شکسته بخواند و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.

«مسألۀ 1322» اگر سفر او سفر حرام نباشد ولى حیوان سوارى یا مرکب دیگرى که سوار آن است غصبى باشد، نمازش شکسته است و چنانچه در زمین غصبى مسافرت کند، بنابر احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته وهم تمام بخواند.

«مسألۀ 1323» اگر کسى که با ظالم مسافرت مى کند، ناچار به مسافرت با او نباشد و مسافرت او کمک به ظالم باشد یا موجب تقویت و سلطۀ او شود، باید نماز را تمام بخواند، ولى اگر ناچار باشد یا مثلاً براى نجات دادن مظلومى با او مسافرت کند، نمازش شکسته است.

«مسألۀ 1324» اگر به قصد تفریح و گردش مسافرت کند، حرام نیست و باید نماز را شکسته بخواند.

«مسألۀ 1325» اگر براى لهو و خوش گذرانى به شکار رود، نمازش تمام است و چنانچه براى تهیّۀ معاش یا براى کسب و زیاد کردن مال به شکار برود، نمازش شکسته است، هرچند احتیاط مستحب آن است که اگر شکار براى کسب و زیاد کردن مال باشد، نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند، ولى نباید روزه بگیرد.

«مسألۀ 1326» اگر کسى که براى معصیت سفر کرده، هنگامى که از سفر برمى گردد توبه کرده باشد، باید نماز را شکسته بخواند و اگر توبه نکرده باشد، باید تمام بخواند و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.

«مسألۀ 1327» اگر کسى که سفر او سفر معصیت است، در بین راه از قصد معصیت
برگردد، چنانچه بقیّۀ راه به اندازۀ مسافت شرعى باشد، باید نماز را شکسته بخواند، وگرنه باید آن را تمام بخواند.

«مسألۀ 1328» اگر کسى که براى معصیت سفر نکرده، در بین راه قصد کند که بقیّۀ راه را براى معصیت برود، باید نماز را تمام بخواند و نمازهایى که شکسته خوانده را بنابر احتیاط واجب باید دوباره تمام بخواند و اگر وقت آنها گذشته، به صورت تمام آنها را قضا نماید.
* شرط ششم: آن که مانند صحرانشین هایى نباشد که در بیابان ها گردش مى کنند و هر جا آب و خوراک براى خود و حیواناتشان پیدا شود، مى مانند و بعد از چندى به جاى دیگر مى روند، چون صحرانشین ها در این مسافرت ها باید نماز را تمام بخوانند.

«مسألۀ 1329» اگر یکى از صحرانشین ها براى پیدا کردن منزل و چراگاه براى حیوانات خود سفر کند، چنانچه سفر او به اندازۀ مسافت شرعى باشد، احتیاط واجب آن است که نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.

«مسألۀ 1330» اگر صحرانشین براى زیارت یا حجّ یا تجارت و مانند اینها از خانه و زندگى خود جدا شده و مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند.
* شرط هفتم: آن که شغل او مسافرت نباشد، بنابر این شتردار و راننده و چوبدار و کشتیبان و مانند اینها، اگرچه براى بردن اثاثیّۀ منزل خود مسافرت کنند، در غیر سفر اوّل باید نماز را تمام بخوانند.

«مسألۀ 1331» بازرگانان و پیشه وران سیّار، فرماندهان نیروهاى نظامى و انتظامى یا معلّمانى که محلّ کار آنها ثابت نیست، مأموران گشت مانند سیم بانان و راه بانان، مهمانداران هواپیما وقطار و کشتى و نیز کسانى که محلّ کار آنها در چند شهر است و همواره در بین آن شهرها رفت و آمد مى کنند، باید نماز خود را تمام خوانده و روزه بگیرند، بلکه همۀ افرادى که بیشتر اوقات در حال سفر هستند و تعداد روزهایى که در وطن هستند، کمتر از تعداد روزهایى است که در حال سفر هستند، باید نماز خود را در حال سفر تمام بخوانند و روزه نیز بگیرند و همچنین کسانى که در هر سه روز حداقل یک بار و یا هر شش
روز دو بار و یا در هر نه روز سه بار و مانند آن مسافرت مى کنند، باید در سفر نماز را کامل بخوانند و روزه نیز بگیرند. بنابر این اساتید و یا دانشجویانى که محل تدریس یا تحصیل آنها به اندازۀ مسافت شرعى از وطنشان فاصله دارد، چنانچه در هر سه روز یک بار یا هر شش روز دو بار و مانند آن از وطن خود به محل تدریس یا تحصیل خود بروند و یا این که بیشتر روزهاى هفته را در محل تحصیل یا تدریس باشند، باید در سفرى که براى تحصیل یا تدریس به آن شهر انجام مى دهند، نمازشان را تمام بخوانند و روزه نیز بگیرند.

«مسألۀ 1332» نماز چوپان ها - چه محلّ مخصوصى را براى چرانیدن گوسفندان انتخاب کرده باشند و چه نکرده باشند - تمام است.

«مسألۀ 1333» مهمانداران هواپیما، قطار یا کشتى که نوعاً در مسافرتند و نیز سایر کسانى که شغل آنان مسافرت است، چنانچه ده روز را در یک مکان با قصد اقامت بمانند و پس از آن دوباره مسافرت کنند، در سفر اوّلِ پس از ده روز، باید نماز خود را شکسته بخوانند، ولى در بقیّۀ سفرها نماز آنان تمام است و اگر بدون قصد اقامت ده روز بمانند، چنانچه در وطن خود بمانند، حکم همین است و اگر در محل دیگرى مانده باشند، بنابر احتیاط واجب در سفر اول نماز را هم شکسته و هم تمام بخوانند.

«مسألۀ 1334» منظور از سفر اول، سفرى است که پس از ده روز اقامت در وطن و یا محلّى که قصد ماندن ده روز در آن را کرده، آغاز مى شود و با بازگشت به وطن پایان مى یابد. البته چنانچه سفر اول طولانى شود، باید در آن سفر نیز نماز را شکسته بخواند.

«مسألۀ 1335» اگر کسى که شغل او مسافرت است، شک کند که در وطن خود یا جاى دیگر ده روز مانده یا نه، باید نماز را تمام بخواند.

«مسألۀ 1336» کسى که در هر هفته معمولاً چند روز در وطن خود مشغول به کار است و چند روز هم در خارج از شهر مشغول رانندگى است و حداقل به مقدار مسافت شرعى سفر مى کند، چنانچه بیشتر روزهاى هفته را در خارج از شهر و مشغول رانندگى باشد، نماز او تمام و روزه بر او واجب مى باشد.

«مسألۀ 1337» اگر راننده اى که در مسیر معیّنى سفر مى کند، اتّفاقاً مسیر خود را
براى کارش تغییر دهد - اگرچه یک مرتبه هم باشد - نمازش در آن مسیر تمام است.

«مسألۀ 1338» اگر کسى که شغل او مسافرت است، براى کار دیگرى مثل زیارت یا حجّ مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند؛ ولى اگر مثلاً راننده اى اتومبیل خود را براى زیارت کرایه بدهد و در ضمن خودش نیز زیارت کند، باید نماز را تمام بخواند.

«مسألۀ 1339» حمله دار - یعنى کسى که براى رساندن حاجیها به مکّه مسافرت مى کند - چنانچه در بیشتر ایام سال مشغول این کار باشد، باید نماز را تمام بخواند، ولى اگر فقط در ایام حجّ یا در ایام مخصوصى از سال به این کار مبادرت ورزد، باید نماز را در سفر شکسته بخواند.

«مسألۀ 1340» کسى که مثلاً فقط در تابستان یا زمستان شغل او مسافرت است، مثل راننده اى که فقط در تابستان یا زمستان اتومبیل خود را کرایه مى دهد، باید در سفرى که شغل او مى باشد، نماز را تمام بخواند و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.

«مسألۀ 1341» راننده و دوره گردى که در دو سه فرسخى شهر رفت و آمد مى کنند، چنانچه اتفاقاً سفر هشت فرسخى بروند، باید نماز را شکسته بخوانند.

«مسألۀ 1342» کسى که در شهرها سیاحت مى کند و براى خود وطنى اختیار نکرده، باید نماز را تمام بخواند.

«مسألۀ 1343» کسى که شغل او مسافرت نیست، اگر مثلاً در شهر یا در روستا جنسى داشته باشد که براى حمل و نقل آن مسافرت هاى پى درپى بکند، باید نماز را شکسته بخواند.

«مسألۀ 1344» کسى که از وطن خود صرف نظر کرده و مى خواهد وطن دیگرى براى خود اختیار کند، اگر شغل او مسافرت نباشد، باید در مسافرت نماز را شکسته بخواند؛ ولى چنانچه قصد او این باشد که وطنى براى خود اختیار نکند و یا این که مردّد باشد که وطن اختیار کند یا نه، باید نماز را تمام بخواند.

«مسألۀ 1345» کسى که دو وطن دارد، نمازش در هر دو وطن تمام است و
روزه اش را نیز در آن دو وطن باید بگیرد و چنانچه در هر سه روز یک بار یا در هر شش روز دو بار و یا به همین ترتیب در بین آن دو وطن به خاطر شغل خود رفت و آمد کند، در بین راه نیز نمازش تمام و روزه اش صحیح است.
* شرط هشتم: آن که به حَدّ تَرَخُّص برسد، یعنى از وطن خود به قدرى دور شود که در هواى صاف و بدون گرد و غبار، دیوار شهر را نبیند و صداى اذان آن را هم نشود و لازم نیست به قدرى دور شود که مناره ها و گنبدها را نبیند یا دیوارها هیچ پیدا نباشند، بلکه همین اندازه که دیوارها کاملاً معلوم نباشند، کافى است.

«مسألۀ 1346» اگر کسى که به سفر مى رود، به جایى برسد که اذان را نشنود ولى دیوار شهر را ببیند یا دیوار را نبیند ولى صداى اذان را بشنود، چنانچه بخواهد در آنجا نماز بخواند، بنابر احتیاط واجب باید هم شکسته و هم تمام بخواند.

«مسألۀ 1347» مسافرى که به وطن خود برمى گردد، وقتى دیوار وطن خود را ببیند و صداى اذان آن را بشنود، باید نماز را تمام بخواند

«مسألۀ 1348» هرگاه شهر در مکان بلندى باشد که از دور دیده شود یا به قدرى گود باشد که اگر انسان کمى دور شود، دیوار آن را نبیند، کسى که از آن شهر مسافرت مى کند، وقتى به اندازه اى دور شود که اگر آن شهر در زمین هموار بود دیوارش از آنجا دیده نمى شد، باید نماز خود را شکسته بخواند و نیز اگر پستى و بلندى خانه ها بیشتر از معمول باشد، باید ملاحظۀ معمول را بنماید.

«مسألۀ 1349» اگر از محلّى مسافرت کند که خانه و دیوار ندارد، وقتى به جایى برسد که اگر آن محل دیوار داشت از آنجا دیده نمى شد، باید نماز را شکسته بخواند.

«مسألۀ 1350» اگر به قدرى از محل دور شود که نداند صدایى که مى شنود صداى اذان است یا صداى دیگرى، باید نماز را شکسته بخواند؛ ولى اگر بفهمد اذان مى گویند و کلمات آن را تشخیص ندهد، باید تمام بخواند.

«مسألۀ 1351» اگر به قدرى از محل دور شود که اذان خانه ها را نشنود، ولى اذان شهر را که معمولاً در جاى بلندى مى گویند بشنود، باید نماز را تمام بخواند.

«مسألۀ 1352» اگر به جایى برسد که اذان شهر را که معمولاً در جاى بلندى مى گویند نشنود ولى اذانى را که در جاى خیلى بلند مى گویند بشنود، باید نماز را شکسته بخواند.

«مسألۀ 1353» اگر چشم یا گوش او یا صداى اذان غیر معمولى باشد، در محلّى باید نماز را شکسته بخواند که چشم متوسّط دیوار خانه ها را نبیند و گوش متوسّط صداى اذان معمولى را نشنود.

«مسألۀ 1354» اگر بخواهد در جایى نماز بخواند که شک دارد به حدّ ترخّص رسیده یا نه، باید نماز را تمام بخواند و هنگام برگشتن اگر شک کند که به حدّ ترخّص رسیده یا نه، باید شکسته بخواند؛ ولى اگر هم به هنگام رفتن و هم به هنگام بازگشتن بخواهد در جایى که شک دارد به حد ترخص هست یا نه، نماز چهار رکعتى بخواند، یا باید در آن جا نماز نخواند و یا این که در آن محل، نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.

«مسألۀ 1355» حکم حدّ ترخّص مخصوص وطن است و در مورد محلّى که با قصد ده روز در آنجا اقامت کرده و یا بدون قصد، سى روز در حال تردید در آنجا مانده است، حکم حد ترخّص جارى نیست؛ بنابر این کسى که به قصد مسافرت از محل اقامت خود و یا محلى که سى روز بدون قصد اقامت در آنجا مانده است خارج شود، به محض خارج شدن باید نماز را شکسته بخواند و در حال رفتن به محلى که قصد اقامت ده روز در آنجا را دارد، تا قبل از رسیدن به آن محل، باید نماز را شکسته بخواند.

چیزهایى که سفر را قطع مى کنند

1 - رسیدن به وطن

«مسألۀ 1356» مسافرى که در سفر از وطن خود عبور مى کند، وقتى به جایى برسد که دیوار وطن خود را ببیند و صداى اذان آن را بشنود، باید نماز را تمام بخواند.

«مسألۀ 1357» اگر مسافرى در بین سفر به وطن خود برسد، باید تا وقتى که در آنجاست نماز را تمام بخواند؛ ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود یا چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد، وقتى به جایى برسد که دیوار وطن را نبیند و صداى اذان آن
را نشنود، باید نماز را شکسته بخواند.

«مسألۀ 1358» محلّى که انسان آن را براى اقامت و زندگى خود اختیار کرده، وطن اوست، چه در آنجا به دنیا آمده و وطن پدر و مادر او باشد و چه خود آنجا را براى زندگى اختیار کرده باشد، چه در آنجا ملک شخصى داشته یا نداشته باشد و لازم نیست قصد اقامت دائمى در محل را داشته باشد، بلکه چنانچه عرفاً محلى را مقر و محل زندگى او بدانند و در آنجا مسافر محسوب نشود، آن محل براى او حکم وطن را دارد.

«مسألۀ 1359» کسى که مى خواهد جایى را به عنوان وطن انتخاب کند و در آن جا زندگى کند، وقتى مى تواند نماز خود را در آن جا تمام بخواند که به اندازه اى در آن جا بماند که دیگر در آن جا مسافر محسوب نشود و اگر بخواهد پیش از گذشتن این مدت در آن جا نمازش را تمام بخواند، باید قصد اقامت ده روز نماید.

«مسألۀ 1360» اگر شخصى در یک محل ملکى داشته باشد، چنانچه آن جا را محلّ زندگى خود قرار نداده باشد و عرفاً در آن محل مسافر محسوب شود، باید نماز خود را در آن جا شکسته بخواند.

«مسألۀ 1361» زن در توطّن (انتخاب وطن) به طور مطلق تابعیّت شوهر را ندارد، بلکه در صورتى که زن و شوهر بنا داشته باشند با هم زندگى کنند، محلّى که زن به همراه شوهرش در آن زندگى مى کند براى وى وطن محسوب مى شود، ولى اگر از روى نافرمانى و نُشوز یا با توافق شوهر نخواهد در وطن شوهر زندگى کند، هر جا را که براى خود وطن قرار دهد، وطن او مى باشد؛ همچنین «اولاد» در صورتى که بالغ و رشید باشند - یعنى خودشان اهل درک و تشخیص باشند - مى توانند در انتخاب وطن و محلّ زندگى مستقل بوده و از تابعیّت پدر و مادر خارج شوند.

«مسألۀ 1362» محل تولّد انسان در صورتى که قبلاً در آنجا سکونت و اقامت نداشته و در حال حاضر نیز ساکن آنجا نباشد، حکم وطن را ندارد و چنانچه قبلاً در آن جا ساکن بوده ولى در حال حاضر ساکن آن جا نباشد و عملاً از آن جا اعراض کرده باشد نیز وطن وى محسوب نمى شود.

«مسألۀ 1363» دانشجویانى که براى تحصیل در شهرى غیر از وطن خود قصد دارند مدت زیادى بمانند و همچنین اساتید دانشگاه ها، معلمان، طلاب، کارکنان دولت و مانند آنها که قصد دارند جهت کار خود مدت زیادى در محلّى غیر از وطن خود اقامت کنند، اگر مدتى از اقامت آنها در آن محل بگذرد که دیگر عرفاً در آنجا مسافر محسوب نشوند، آن محل براى آنها حکم وطن را پیدا مى کند. بنابر این پس از گذشت مدت مذکور، چنانچه از آنجا به سفر بروند، پس از بازگشت لازم نیست براى تمام خواندن نماز و روزه گرفتن، قصد اقامت ده روز کنند.

«مسألۀ 1364» افرادى که در مسألۀ قبل ذکر شدند، در مدتى که شک دارند در آن محل عرفاً به آنها مسافر مى گویند یا نه، چنانچه قصد اقامت ده روز در آن محل نداشته باشند و بین وطن خود و آن محل نیز رفت و آمد دائمى - با شرایطى که در مسألۀ 1331 گفته شد - نداشته باشند، باید بنابر احتیاط واجب نماز را هم شکسته و هم تمام بخوانند.

«مسألۀ 1365» «اِعراض از وطن» به معناى انصراف از سکونت در آنجاست و تنها به قصد و نیّت حاصل نمى شود، بلکه باید عملاً به گونه اى اعراض کرده باشد که محل سکونت فعلى او حساب نشود.

«مسألۀ 1366» اگر کسى در دو محل زندگى کند و مثلاً شش ماه در شهرى و شش ماه در شهر دیگرى بماند، هر دو وطن او مى باشند و اگر بیشتر از دو محل را براى زندگى خود اختیار کرده باشد، در صورتى که در هیچ کدام مسافر محسوب نشود، باید در همۀ محل ها نماز را تمام بخواند.

«مسألۀ 1367» اگر به جایى برسد که وطن او بوده و از آنجا اعراض کرده، نباید نماز را تمام بخواند، اگرچه وطن دیگرى نیز براى خود اختیار نکرده باشد.

2 - ده روز اقامت

«مسألۀ 1368» مسافرى که قصد دارد ده روز پشت سر هم در محلّى بماند یا مى داند که بدون اختیار ده روز در محلّى مى ماند، باید در آن محل نماز را تمام بخواند.

«مسألۀ 1369» مسافرى که مى خواهد ده روز در محلّى بماند، لازم نیست قصد ماندن شب اوّل یا شب یازدهم را داشته باشد و همین که قصد کند از اذان صبحِ روز اوّل تا غروب روز دهم بماند، باید نماز را تمام بخواند و همچنین اگر مثلاً قصد او این باشد که از ظهر روز اوّل تا ظهر روز یازدهم بماند، باید نماز را تمام بخواند.

«مسألۀ 1370» مسافرى که مى خواهد ده روز در محلّى بماند، در صورتى باید نماز را تمام بخواند که بخواهد تمام ده روز را در یک جا بماند؛ پس اگر بخواهد مثلاً ده روز در نجف و کوفه یا در تهران و رى بماند، باید نماز را شکسته بخواند.

«مسألۀ 1371» در وحدت یا تعدّد محل، نظر عرف تعیین کننده است؛ پس اگر در یک شهر قصد ده روز کند، رفت و آمد او به محلّه هاى آن شهر مانعى ندارد، هر چند آن شهر بزرگ باشد، مگر آن که محلّه هاى آن شهر به گونه اى از یکدیگر دور و جدا باشند که چند محل حساب شوند و شخصى را که از یک محلّه به محلّۀ دیگر رفته، مسافر حساب کنند.

«مسألۀ 1372» اگر مسافرى که مى خواهد ده روز در محلّى بماند، از اوّل قصد داشته باشد که در بین ده روز به اطراف آن محل برود، چنانچه جایى که مى خواهد برود جزء اطراف محل اقامت یا از بستان ها و مزارع و باغات اطراف آن باشد به گونه اى که رفتن به آنجا منافى با صدق اقامت در بلد نباشد، باید در تمام ده روز نماز را تمام بخواند و اگر بخواهد تا کمتر از چهار فرسخ برود، چنانچه در نیّت او باشد که در بین ده روز فقط یک مرتبه برود و رفتن و برگشتن بیش از دو ساعت زمان نبرد، ضررى به قصد اقامت اونمى زند.

«مسألۀ 1373» مسافرى که تصمیم ندارد ده روز در جایى بماند، مثلاً قصد او این است که اگر رفیقش بیاید یا منزل خوبى پیدا کند ده روز بماند، باید نماز را شکسته بخواند.

«مسألۀ 1374» کسى که تصمیم دارد ده روز در محلّى بماند، اگر احتمال بدهد که براى ماندن او مانعى پیش آید، در صورتى که مردم به احتمال او اعتنایى نکنند، باید نماز را تمام بخواند.

«مسألۀ 1375» اگر مسافر بداند که مثلاً ده روز یا بیشتر به آخر ماه مانده و قصد کند که تا آخر ماه در جایى بماند، باید نماز را تمام بخواند؛ ولى اگر نداند تا آخر ماه چند روز
مانده و قصد کند که تا آخر ماه بماند، باید نماز را شکسته بخواند.

«مسألۀ 1376» اگر مسافر قصد کند ده روز در محلّى بماند، چنانچه پیش از خواندن یک نماز چهار رکعتى از ماندن منصرف شود یا مردّد شود که در آنجا بماند یا به جاى دیگرى برود، باید نماز را شکسته بخواند و اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى از ماندن منصرف یا مردّد شود، تا وقتى در آنجاست باید نماز را تمام بخواند و روزه نیز بگیرد.

«مسألۀ 1377» مسافرى که قصد کرده ده روز در محلّى بماند، اگر روزه بگیرد و بعد از ظهر از ماندن در آنجا منصرف شود، چنانچه یک نماز چهار رکعتىِ اداء خوانده باشد، روزۀ او صحیح است و تا وقتى در آنجاست باید نمازهاى خود را تمام بخواند و اگر یک نماز چهار رکعتى نخوانده باشد نیز روزۀ آن روز او صحیح است، امّا نمازهاى خود را باید شکسته بخواند و روزهاى بعد نیز نمى تواند روزه بگیرد.

«مسألۀ 1378» اگر مسافرى که قصد کرده ده روز در محلّى بماند، از ماندن منصرف شود و شک کند پیش از آن که از قصد ماندن منصرف شود، یک نماز چهار رکعتى خوانده یا نه، باید نمازهاى خود را شکسته بخواند.

«مسألۀ 1379» اگر مسافر به نیّت این که نماز را شکسته بخواند، مشغول نماز شود و در بین نماز تصمیم بگیرد که ده روز یا بیشتر بماند، باید نماز را چهار رکعتى تمام نماید.

«مسألۀ 1380» اگر مسافرى که قصد کرده ده روز در جایى بماند، در بین نماز چهار رکعتى از قصد خود برگردد، چنانچه وارد رکوع رکعت سوم نشده باشد، باید نماز را دو رکعتى تمام نماید و بقیّۀ نمازهاى خود را شکسته بخواند و اگر وارد رکوع رکعت سوم شده باشد، نماز او باطل است و تا وقتى در آنجاست، باید نماز را شکسته بخواند.

«مسألۀ 1381» مسافرى که قصد کرده ده روز در محلّى بماند، اگر بیشتر از ده روز در آنجا بماند، تا وقتى مسافرت نکرده، باید نماز خود را تمام بخواند و لازم نیست پس از گذشتن ده روز اوّل، دوباره قصد ماندن ده روز کند.

«مسألۀ 1382» مسافرى که قصد کرده ده روز در محلّى بماند، باید روزۀ واجب را بگیرد و مى تواند روزۀ مستحبّى را نیز بجا آورد و امامت نماز جمعه را به عهده بگیرد و
نافلۀ ظهر و عصر و عشاء را نیز بخواند.

«مسألۀ 1383» مسافرى که قصد کرده ده روز در جایى بماند، اگر بعد از گذشتن ده روز یا خواندن یک نماز چهار رکعتى بخواهد به جایى که کمتر از چهار فرسخ است برود و سپس به محل اقامت خود برگردد، باید در رفت و برگشت نماز را تمام بخواند.

«مسألۀ 1384» مسافرى که قصد کرده ده روز در جایى بماند، اگر بعد از گذشتن ده روز یا خواندن یک نماز چهار رکعتى بخواهد به جاى دیگرى که کمتر از هشت فرسخ فاصله دارد برود و ده روز در آنجا بماند، باید در مسیر رفتن و در جایى که قصد ماندن ده روز کرده نمازهاى خود را تمام بخواند؛ ولى اگر جایى که مى خواهد برود هشت فرسخ یا بیشتر فاصله داشته باشد، باید هنگام رفتن نمازهاى خود را شکسته بخواند و چنانچه در آنجا قصد ماندن ده روز کرده، نماز خود را در آن محل تمام بخواند.

«مسألۀ 1385» مسافرى که قصد کرده ده روز در محلّى بماند، اگر بعد از گذشتن ده روز یا خواندن یک نماز چهار رکعتى بخواهد به جایى که کمتر از چهار فرسخ فاصله دارد برود، چنانچه مردّد باشد که به محل اوّل خود برگردد یا نه یا به کلّى از برگشتن به آنجا غافل باشد یا بخواهد برگردد ولى مردّد باشد که ده روز در آنجا بماند یا نه یا آن که از ده روز ماندن و مسافرت از آنجا غافل باشد، باید از وقتى که مى رود تا هنگامى که برمى گردد و بعد از برگشتن، نمازهاى خود را تمام بخواند.

«مسألۀ 1386» اگر به گمان این که رفقاى او مى خواهند ده روز در محلّى بمانند، قصد کند که ده روز در آنجا بماند و بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى بفهمد که آنها قصد نکرده اند، اگرچه خود نیز از ماندن منصرف شود، تا مدّتى که در آنجاست باید نماز را تمام بخواند.

3 - یک ماه توقّف در حال تردید

«مسألۀ 1387» اگر مسافر بعد از رسیدن به هشت فرسخ، سى روز در محلّى بماند و در تمام سى روز در مورد رفتن یا ماندن مردّد باشد، بعد از گذشتن سى روز، اگرچه
مقدار کمى در آنجا بماند، باید نماز را تمام بخواند؛ ولى اگر پیش از رسیدن به هشت فرسخ در رفتن بقیّۀ راه مردّد شود، از وقتى که مردّد مى شود باید نماز را تمام بخواند.

«مسألۀ 1388» مسافرى که مى خواهد نُه روز یا کمتر در محلّى بماند، اگر بعد از آن که نُه روز یا کمتر در آنجا ماند بخواهد دوباره نُه روز دیگر یا کمتر بماند و به همین ترتیب تا سى روز ادامه یابد، روز سى و یکم باید نماز را تمام بخواند.

«مسألۀ 1389» مسافرى که سى روز مردّد بوده، در صورتى باید نماز را تمام بخواند که سى روز را در یک جا بماند، پس اگر مقدارى از آن را در جایى و مقدارى را در جاى دیگر بماند، بعد از سى روز نیز باید نماز را شکسته بخواند.

محل هایى که مسافر مى تواند نماز را در آنها تمام بخواند

«مسألۀ 1390» مسافر مى تواند در مسجدالحرام و مسجد پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و مسجد کوفه نماز خود را تمام بخواند، ولى اگر بخواهد در جایى که اوّل جزء این مساجد نبوده و بعد به این مساجد اضافه شده نماز بخواند، احتیاط مستحب آن است که نماز را شکسته بخواند، اگرچه اقوى صحّت تمام است و نیز مسافر مى تواند در حرم و رواق حضرت سیدالشهداء علیه السلام بلکه در مسجد متّصل به حرم نیز نماز را تمام بخواند. این حکم براى هر نماز چهار رکعتى جارى است؛ بنابر این مى تواند مثلاً نماز ظهر را تمام و نماز عصر را شکسته بخواند.

«مسألۀ 1391» حکم مذکور مربوط به نماز است و مسافر نمى تواند در این مکانها روزه بگیرد.

«مسألۀ 1392» اگر مسافر در یکى از این چهار مکان، نماز چهار رکعتى را به نیت شکسته شروع کند، مى تواند تا قبل از سلام نماز، نیت خود را به نماز تمام برگرداند و نماز را چهار رکعتى تمام کند. همچنین اگر نماز مذکور را به نیت تمام شروع کند، مى تواند قبل از ورود به رکوع رکعت سوم، نیّت خود را به نماز شکسته برگرداند و نماز را دو رکعتى تمام کند.

مسائل متفرّقۀ نماز مسافر

«مسألۀ 1393» کسى که مى داند مسافر است و باید نماز را شکسته بخواند، اگر در غیر چهار مکانى که گفته شد عمداً تمام بخواند، نماز او باطل است و نیز اگر فراموش کند که مسافر است یا فراموش کند که نماز مسافر شکسته است و تمام بخواند، باید نماز را دوباره به صورت شکسته بخواند؛ ولى اگر بعد از وقت به خاطر آورد، واجب نیست قضا نماید.

«مسألۀ 1394» در هر موردى که وظیفۀ انسان است که نماز خود را هم تمام و هم شکسته بخواند، باید روزه خود را نیز بگیرد و قضاى آن را نیز بجا آورد.

«مسألۀ 1395» کسى که به خاطر دارد مسافر است و باید نماز را شکسته بخواند، اگر بدون توجّه و به طور عادت تمام بخواند، نمازش باطل است و باید آن را اعاده و یا قضا نماید.

«مسألۀ 1396» مسافرى که نمى داند باید نماز را شکسته بخواند، اگر تمام بخواند نمازش صحیح است.

«مسألۀ 1397» مسافرى که مى داند باید نماز را شکسته بخواند، اگر بعضى از خصوصیّات آن را نداند، مثلاً نداند که پس از گذشتن از حدّ ترخّص باید نمازش را شکسته بخواند و یا این که نداند در صورتى که چهار فرسخ برود و چهار فرسخ بازگردد، نمازش شکسته است، چنانچه تمام بخواند، در صورتى که وقت باقى باشد، بنابر احتیاط باید نماز را دوباره شکسته بخواند، ولى اگر پس از گذشتن وقت بفهمد، قضا بر او واجب نیست.

«مسألۀ 1398» مسافرى که مى داند باید نماز را شکسته بخواند، اگر به گمان این که سفر او کمتر از هشت فرسخ است تمام بخواند، وقتى بفهمد که سفر او هشت فرسخ بوده، باید نمازى را که تمام خوانده دوباره شکسته بخواند، ولى اگر پس از گذشتن وقت بفهمد، قضا لازم نیست.

«مسألۀ 1399» کسى که باید نماز را تمام بخواند اگر آن را شکسته بجا آورد، در هر صورت نمازش باطل است و باید آن را اعاده و یا قضا نماید؛ ولى این حکم در مورد کسى که ده روز در جایى اقامت کرده و به علت ندانستن مسأله نماز را شکسته
خوانده است، مبنى بر احتیاط است.

«مسألۀ 1400» اگر فراموش کند که مسافر است و مشغول نماز چهار رکعتى شود و در بین نماز به خاطر آورد که مسافر است یا متوجّه شود که سفر او هشت فرسخ است، چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته باشد، باید نماز را دو رکعتى تمام کند و اگر به رکوع رکعت سوم رفته باشد، نماز او باطل است و در صورتى که به مقدار خواندن یک رکعت نیز وقت داشته باشد، باید نماز را دوباره به صورت شکسته بخواند و چنانچه به اندازۀ خواندن یک رکعت وقت نداشته باشد، باید قضاى آن را به جا آورد.

«مسألۀ 1401» اگر مسافر بعضى از خصوصیّات نماز مسافر را نداند، مثلاً نداند که اگر چهار فرسخ برود و همان روز یا شب آن برگردد باید شکسته بخواند، چنانچه به نیّت نماز چهار رکعتى مشغول نماز شود و پیش از رکوع رکعت سوم مسأله را بفهمد، باید نماز را دو رکعتى تمام کند و اگر به رکوع رکعت سوم رفته باشد، نماز او باطل است و در صورتى که به مقدار یک رکعت نیز از وقت باقى مانده باشد، باید نماز را به صورت شکسته بخواند و چنانچه به اندازۀ خواندن یک رکعت نیز وقت نداشته باشد، باید قضاى آن را در خارج وقت به جا آورد.

«مسألۀ 1402» اگر مسافرى که باید نماز را تمام بخواند، به واسطۀ ندانستن مسأله به نیّت نماز دو رکعتى مشغول نماز شود و در بین نماز مسأله را بفهمد، باید نماز را چهار رکعتى تمام کند و احتیاط مستحب آن است که بعد از تمام شدن نماز، دوباره آن نماز را چهار رکعتى بخواند.

«مسألۀ 1403» اگر مسافرى که نماز نخوانده پیش از تمام شدن وقت به حدّ ترخّص وطن خود یا به جایى برسد که مى خواهد ده روز در آنجا بماند، باید نماز را تمام بخواند و کسى که مسافر نیست، اگر در اوّل وقت نماز نخواند و مسافرت کند، در سفر باید نماز را شکسته بخواند.

«مسألۀ 1404» اگر از مسافرى که باید نماز را شکسته بخواند نماز ظهر یا عصر یا عشاء قضا شود، باید آن را دو رکعتى قضا نماید، اگرچه در غیر سفر بخواهد قضاى آن را
بجا آورد و اگر از کسى که مسافر نیست یکى از سه نماز قضا شود، باید آن را چهار رکعتى قضا نماید، اگرچه در سفر بخواهد آن را قضا نماید.

«مسألۀ 1405» کسى که قسمتى از وقت نماز چهار رکعتى را در سفر و قسمتى از آن را در وطن مى باشد، چنانچه آن نماز قضا شود، اگر در آخر وقت در سفر بوده، باید نماز را دو رکعتى قضا کند و اگر در وطن بوده، باید آن را چهار رکعتى قضا کند.

«مسألۀ 1406» اگر در سفرى که وظیفۀ او در آن سفر جمع بین نماز تمام و شکسته است، نماز ظهر، عصر یا عشاى او قضا شود، قضاى آن را باید هم به صورت شکسته و هم به صورت تمام به جا آورد.

«مسألۀ 1407» اگر در یکى از چهار مکانى که مسافر مى تواند نماز خود را در آن جا تمام یا شکسته بخواند و در مسألۀ 1390 بیان شد، نماز ظهر، عصر یا عشاى او قضا شود، چنانچه بخواهد در مکان دیگرى آن را قضا نماید، باید به صورت شکسته آن را به جا آورد؛ ولى اگر بخواهد در همان چهار محل قضاى آن نماز را به جا آورد، مى تواند آن را به صورت شکسته یا تمام بخواند.

«مسألۀ 1408» مستحب است انسان بعد از هر نمازى که مى خواند سى مرتبه بگوید: «سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ للّهِ وَلا إِلهَ إِلَّا اللّهُ وَاللّهُ أَکْبَرُ»، ولى این ذکر در تعقیب نمازهایى که مسافر به صورت شکسته مى خواند بیشتر سفارش شده است، بلکه بهتر است مسافر بعد از این نمازها شصت مرتبه این ذکر را بگوید.

نماز قضا

اشاره

«مسألۀ 1409» کسى که نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده، باید قضاى آن را بجا آورد، اگرچه در تمام وقت نماز خواب مانده یا به واسطۀ مستى نماز نخوانده باشد.

«مسألۀ 1410» نمازهاى واجب شبانه روزى که زن در حال حیض یا نفاس نخوانده قضا ندارند، همچنین نمازهاى واجبى که از انسان در حال کفر یا جنون یا بى هوشى که به اختیار خود نبوده ترک شده - در صورتى که کفر یا جنون یا بى هوشى در همۀ وقت نماز
بوده باشد - قضا ندارند، ولى اگر در وقت نماز، مسلمان یا عاقل شود یا به هوش آید و یا پاک گردد، باید نماز خود را بجا آورد، هر چند تنها به مقدار یک رکعت از وقت باقى مانده باشد.

«مسألۀ 1411» اگر در مقدارى از وقت نماز عذر داشته باشد و نتواند نماز بخواند، ولى در بخشى از وقت، به مقدار خواندن نماز (پس از انجام دادن مقدمات آن) وقت داشته باشد و نماز را بجا نیاورد، باید قضاى آن نماز را بجا آورد.

«مسألۀ 1412» اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازى که خوانده باطل بوده، باید قضاى آن را بخواند.

«مسألۀ 1413» کسى که نماز قضا دارد، نباید در خواندن آن کوتاهى کند، ولى واجب نیست فوراً آن را بجا آورد.

«مسألۀ 1414» کسى که نماز قضا دارد مى تواند نماز مستحبّى بخواند.

«مسألۀ 1415» اگر انسان احتمال دهد که نماز قضایى دارد یا نمازهایى که خوانده صحیح نبوده، مستحب است احتیاطاً قضاى آن را بجا آورد.

«مسألۀ 1416» در بجا آوردن قضاى نمازهاى واجب شبانه روزى مراعات ترتیب لازم نیست، مگر در قضاى نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشاء از یک روز؛ بنابر این کسى که مثلاً یک روز نماز عصر و روز بعد نماز ظهر را نخوانده، لازم نیست اوّل نماز عصر و بعد از آن نماز ظهر را قضا نماید.

«مسألۀ 1417» اگر بخواهد قضاى چند نماز غیر از نمازهاى شبانه روزى مانند نماز آیات را بخواند یا مثلاً بخواهد قضاى یک نماز شبانه روزى و چند نماز غیر آن را بخواند، لازم نیست آنها را به ترتیب بجا آورد.

«مسألۀ 1418» اگر کسى نداند کدام یک از نمازهایى که از او قضا شده مقدم بوده، لازم نیست به نحوى بخواند که ترتیب حاصل شود بلکه مى تواند هر یک را مقدّم بدارد.

«مسألۀ 1419» اگر کسى که نمازهایى از او قضا شده بداند کدام یک جلوتر قضا شده، احتیاط مستحب آن است که به ترتیب قضا کند و آنچه اوّل قضا شده را اوّل و دومى را
بعد و به همین نحو بخواند.

«مسألۀ 1420» کسى که چند نماز از او قضا شده و شمارۀ آنها را نمى داند، مثلاً نمى داند چهار نماز بوده یا پنج نماز، چنانچه مقدار کمتر را بخواند کافى است و همچنین اگر شمارۀ آنها را مى دانسته و فراموش کرده، اگر مقدار کمتر را بخواند کفایت مى کند.

«مسألۀ 1421» کسى که نماز قضایى از روزهاى پیش دارد، مى تواند قبل از خواندن نمازى که قضا شده نماز ادا بخواند و لازم نیست نماز قضا را مقدم بدارد، ولى اگر نماز قضا از همان روز باشد - مثل این که نماز صبح او قضا شده و بخواهد نماز ظهر بخواند - و وقت نیز براى خواندن آن داشته باشد، بنابر احتیاط واجب باید نماز قضا را پیش از نماز ادا بخواند و اگر سهواً مشغول نماز ادا شده باشد، چنانچه قبل از گذشتن از محل عدول متوجّه شود، بنابر احتیاط واجب باید نیّت خود را به نماز قضا برگرداند و آن را بخواند.

«مسألۀ 1422» کسى که مى داند یک نماز چهار رکعتى نخوانده و نمى داند نماز ظهر است یا عصر یا عشاء، اگر به نیّت قضاى نمازى که نخوانده یک نماز چهار رکعتى بخواند، کافى است و در بلند یا آهسته خواندن این نماز مخیّر است.

«مسألۀ 1423» کسى که نماز قضا به عهده دارد و نمى تواند نمازهاى خود را به طور کامل و با رعایت همۀ شرایط آن بخواند، اگر بداند و یا گمان داشته باشد که در مدت کوتاهى عذر او برطرف خواهد شد، باید انجام نماز قضا را تا برطرف شدن عذر به تأخیر اندازد، وگرنه مى تواند در حال عذر نمازهاى قضاى خود را بجا آورد و اگر بعد از آن عذر او برطرف شد، لازم نیست آنها را اعاده نماید.

«مسألۀ 1424» تا انسان زنده است، اگرچه از خواندن نمازهاى قضاى خود عاجز باشد، دیگرى نمى تواند نمازهاى او را قضا کند.

«مسألۀ 1425» نماز قضا را با جماعت مى شود خواند، چه نماز امام جماعت ادا باشد یا قضا - به شرط این که نماز قضاى امام یقینى باشد نه احتیاطى - و لازم نیست هر دو یک نماز را بخوانند؛ مثلاً اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر یا عصر امام بخواند، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1426» کسى که هنگام نماز، آب براى وضو یا غسل ندارد و چیزى هم که
تیمّم بر آن صحیح است در اختیارش نیست، باید پس از وقت هرگاه توانست وضو یا غسل یا تیمّم کند و آن را قضا نماید و احتیاط واجب آن است که در وقت نیز آن نماز را بدون طهارت به جا آورد.

«مسألۀ 1427» کسى که تا نصف شب خواب مانده و نماز عشاى او قضا شده، مستحب است علاوه بر قضاى نماز، فرداى آن روز را نیز روزه بگیرد و در صورتى که بیدار بوده و در اثر فراموشى یا به علّت دیگر نماز عشاى او قضا شده باشد، این حکم جارى نمى شود و فقط قضاى نماز کفایت مى کند.

«مسألۀ 1428» مستحب است بچّۀ ممیّز (یعنى بچّه اى که خوب و بد را مى فهمد) را به نماز خواندن و عبادت هاى دیگر عادت دهند، بلکه مستحب است او را با رعایت اعتدال و بدون این که باعث انزجار وى گردند، به قضاى نمازها نیز وادار نمایند.

قضاى نماز و روزۀ پدر

«مسألۀ 1429» اگر پدر نماز خود را بجا نیاورده باشد، چنانچه از روى نافرمانى ترک نکرده باشد و مى توانسته قضا کند، بر پسر بزرگ تر واجب است که بعد از مرگ او قضاى نمازهایش را بجا آورد یا براى آنها اجیر بگیرد، بلکه اگر از روى نافرمانى نیز ترک کرده باشد، واجب است به همین نحو عمل کند، مگر این که از روى عناد و انکار ترک کرده باشد و یا این که در مدت نسبتاً زیادى نماز را به جهت کوتاهى و سستى نخوانده باشد و نیز روزه اى را که در سفر نگرفته - اگرچه نمى توانسته آن را قضا کند - واجب است که پسر بزرگ تر قضا نماید یا براى انجام دادن آن اجیر بگیرد و اگر پدر به جهت عذر دیگر (مثل مریضى) روزه نگرفته باشد، چنانچه در حال حیات مى توانسته آن را قضا کند و قضا نکرده، پسر بزرگ تر باید قضاى آن را به جا آورد، و گرنه قضاى آن بر او واجب نیست.

«مسألۀ 1430» منظور از پسر بزرگ، بزرگ ترین پسر در حال مرگ پدر است و اگر کسى در حال مرگ، پسر نداشته باشد، بنابر احتیاط واجب بزرگ ترین مرد که در نزدیک ترین طبقۀ ارث به او قرار دارد، باید قضاى نمازهاى او را بجا آورد.

«مسألۀ 1431» اگر پدر بعد از داخل شدن وقت نماز و گذشتن مقدارى از آن که مى توانسته در آن مدّت نماز بخواند بمیرد، بر پسر بزرگ تر لازم است آن نماز را بدون نیّت ادا و قضا و به قصد ما فى الذمّه از طرف پدر بجا آورد.

«مسألۀ 1432» اگر پسر بزرگ تر براى انجام قضاى نماز و روزۀ پدر شخصى را اجیر کند، اجیر باید نماز و روزه را به نیابت از میّت بجا آورد نه به نیابت از پسر.

«مسألۀ 1433» اگر پسر بزرگ تر شک داشته باشد که پدر نماز و روزۀ قضا داشته یا نه، چیزى بر او واجب نیست.

«مسألۀ 1434» اگر پسر بزرگ تر بداند که پدر او نماز قضا داشته و شک کند که بجا آورده یا نه، باید آنها را قضا نماید.

«مسألۀ 1435» اگر معلوم نباشد پسر بزرگ تر کدام است، قضاى نماز و روزۀ پدر بر هیچ کدام از پسرها واجب نیست؛ ولى احتیاط مستحب آن است که نماز و روزۀ او را بین خود قسمت کنند یا براى انجام آنها قرعه بزنند.

«مسألۀ 1436» کسى که قضاى نماز پدر به عهدۀ اوست، لازم نیست فوراً آنها را بجا آورد، اگرچه بهتر است به تأخیر نیندازد.

«مسألۀ 1437» اگر میّت وصیّت کرده باشد که براى نماز و روزۀ او اجیر بگیرند، بعد از آن که اجیر نماز و روزۀ او را به نحو صحیح بجا آورد، بر پسر بزرگ تر چیزى واجب نیست.

«مسألۀ 1438» اگر پسر بزرگ تر بخواهد قضاى نماز پدر را بخواند، باید در اجزا و شرایط نماز و احکام شک و سهو، بر طبق تکلیف خود عمل کند.

«مسألۀ 1439» کسى که خودش نماز و روزۀ قضا دارد، اگر نماز و روزۀ پدر هم بر او واجب شود، هر کدام را اوّل بجا آورد صحیح است.

«مسألۀ 1440» پسرى که مکلّف نشده ولى خوب و بد را تشخیص مى دهد و نماز و روزۀ خود را به نحو صحیح به جا مى آورد، مى تواند قضاى نماز و روزۀ پدر خود را بجا آورد.

«مسألۀ 1441» اگر پسر بزرگ تر پیش از آن که نماز و روزۀ پدر را قضا کند بمیرد، بر پسر دوم چیزى واجب نیست، مگر این که قبل از گذشتن زمانى که در آن مدّت
مى توانسته قضاى نماز و روزه را به جا آورد، بمیرد که در این صورت بر پسر بزرگ تر بعدى واجب است همان مقدار از نماز و روزه پدر را که پسر اول وقت قضا کردن آنها را نداشته، قضا نماید.

«مسألۀ 1442» قضاى نماز و روزۀ مادر بر پسر بزرگ تر واجب نیست، اگرچه بهتر است آنها را بجا آورد.

نایب گرفتن براى نماز

«مسألۀ 1443» بعد از مرگِ انسان، مى توان براى نماز و عبادت هاى دیگر او که در زندگى بجا نیاورده، شخص دیگرى را نایب گرفت، یعنى به او مزد داد تا آنها را به نیابت از میّت بجا آورد و اگر کسى بدون مزد نیز آنها را انجام دهد، صحیح است.

«مسألۀ 1444» انسان مى تواند براى بعضى از کارهاى مستحبّى، مثل حج، عمره، طواف از طرف کسى که در مکه نیست، قرائت قرآن، زیارت قبر پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام و توابع آن مثل نماز زیارت، از طرف زندگان اجیر شود و ظاهراً نیابت تبرّعى (مجانى) در جمیع مستحبات از طرف افراد زنده اگر به قصد رجا باشد اشکال ندارد؛ اما صحّت اجیر شدن براى غیر از مثل مستحبات ذکر شده، محلّ تأمّل است و نیز انسان مى تواند کار مستحبّى را انجام دهد و ثواب آن را به مردگان یا زندگان هدیه نماید.

«مسألۀ 1445» کسى که براى نماز قضاى میّت اجیر شده، باید یا مجتهد باشد یا مسائل مورد ابتلاى نماز را از روى تقلید به نحو صحیح بداند.

«مسألۀ 1446» اجیر باید هنگام نیّت، میّت را معیّن نماید، ولى لازم نیست اسم او را بداند؛ پس اگر نیّت کند: «از طرف کسى نماز مى خوانم که براى او اجیر شده ام» کافى است.

«مسألۀ 1447» اجیر باید خود را به جاى میّت فرض کند و عبادت هاى او را قضا نماید و یا این که عمل خود را به منزلۀ عمل او قرار دهد و اگر عملى را انجام دهد و ثواب آن را به او هدیه کند، کافى نیست.

«مسألۀ 1448» باید کسى را اجیر کنند که اطمینان داشته باشند که نماز را بجا مى آورد
و لازم نیست اطمینان داشته باشند که به صورت صحیح انجام داده است، بلکه اگر علم به بطلان عمل او نداشته باشند، کافى است.

«مسألۀ 1449» اگر کسى که دیگرى را براى نمازهاى میّت اجیر کرده، بفهمد که اجیر عمل را بجا نیاورده یا باطل انجام داده، باید دوباره اجیر بگیرد.

«مسألۀ 1450» هرگاه شک کند که اجیر عمل را انجام داده یا نه، اگر اجیر بگوید:
«انجام داده ام»، انجام دادن مجدّد لازم نیست و همچنین اگر شک کند که عمل او صحیح بوده یا نه، گرفتن اجیر لازم نیست.

«مسألۀ 1451» بنابر احتیاط واجب نمى توان کسى را که عذرى دارد - مثلاً نشسته و یا با تیمّم و یا با وضوى جبیره اى نماز مى خواند - براى نمازهاى میّت اجیر کرد.

«مسألۀ 1452» مرد براى زن و زن براى مرد مى تواند اجیر شود و در بلند خواندن و آهسته خواندن نماز، باید به تکلیف خود عمل نماید.

«مسألۀ 1453» کسى که براى نماز اجیر شده، باید طبق وظیفۀ خود عمل کند، ولى اگر کیفیّت مخصوصى براى خواندن نماز شرط شده باشد و به نظر اجیر آن کیفیّت موجب بطلان نماز نباشد، باید بر طبق آن عمل کند.

«مسألۀ 1454» اگر با اجیر شرط نکنند که نماز را با چه مقدار از مستحبّات آن بخواند، باید مقدارى از مستحبّات نماز را که معمول است بجا آورد.

«مسألۀ 1455» لازم نیست قضاى نمازهاى میّت به ترتیب خوانده شود، مگر نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشاى قضا شده از یک روز.

«مسألۀ 1456» اگر بخواهند براى میّت چند نفر را اجیر کنند که نماز بخوانند، لازم نیست براى آنها وقت مرتّب معیّن کنند که با هم شروع در عمل نکنند، مگر در مورد نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشاى قضا شده از یک روز.

«مسألۀ 1457» اگر کسى اجیر شود که مثلاً در مدت یک سال نمازهاى میّت را بخواند، ولى پیش از تمام شدن سال بمیرد، باید براى نمازهایى که مى دانند بجا نیاورده، شخص دیگرى را اجیر نمایند، بلکه براى نمازهایى هم که احتمال مى دهند بجا نیاورده،
بنابر احتیاط واجب باید اجیر بگیرند.

«مسألۀ 1458» اگر کسى که براى نمازهاى میّت اجیر کرده اند پیش از تمام کردن نمازها بمیرد و اجرت همۀ آنها را گرفته باشد، چنانچه قید شده باشد که تمام نمازها را خودش بخواند و مدّتى که مى توانسته در خلال آن، عمل را انجام دهد نگذشته باشد، اجاره باطل است و در غیر این صورت موجر از خیار فسخ برخوردار است، یعنى مى تواند اجاره را فسخ کند و پولى را که داده پس بگیرد یا از ورثۀ اجیر بخواهد که از مال او براى انجام دادن آن نمازها اجیر بگیرند، ولى اگر اجیر مال نداشته باشد، بر ورثۀ او چیزى واجب نیست.

«مسألۀ 1459» اگر اجیر پیش از تمام کردن نمازهاى میّت بمیرد و خودش نیز نماز قضا داشته باشد، باید از مال او براى نمازهایى که اجیر بوده، شخص دیگرى را اجیر نمایند و اگر چیزى زیاد آمد، در صورتى که وصیّت کرده باشد و ورثه اجازه بدهند، براى تمام نمازهاى او اجیر بگیرند و اگر اجازه ندهند، ثلث آن را به مصرف نماز خود او برسانند.

نماز جماعت

اشاره

«مسألۀ 1460» مستحب است نمازهاى واجب شبانه روزى و نماز میّت و نماز آیات را به جماعت بخوانند و در نمازهاى شبانه روزى به ویژه نمازهاى صبح، مغرب و عشاء مخصوصاً براى همسایۀ مسجد و کسى که صداى اذان را مى شنود، بیشتر سفارش شده است.

«مسألۀ 1461» در روایتى وارد شده است که اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند، هر رکعت از نماز آنان ثواب صد و پنجاه نماز را دارد و اگر دو نفر اقتدا کنند، هر رکعتى ثواب ششصد نماز را دارد و هر چه بیشتر شوند، ثواب نمازشان بیشتر مى شود تا به ده نفر برسند و عدّۀ آنان که از ده گذشت، اگر تمام آسمانها کاغذ و دریاها مرکّب و درختها قلم و جنّ و انس و ملائکه نویسنده شوند، نمى توانند ثواب یک رکعت آن را بنویسند.

«مسألۀ 1462» حاضر نشدن به نماز جماعت از روى بى اعتنایى جایز نیست و سزاوار نیست که انسان بدون عذر نماز جماعت را ترک کند.

«مسألۀ 1463» مستحب است انسان کمى صبر کند تا نماز را به جماعت بخواند و نماز جماعت در وقت فضیلت از نماز اوّل وقتى که فرادى (یعنى تنها) خوانده شود، بهتر است و نیز نماز جماعتى که مختصر بخوانند، از نماز فرادى که آن را طول بدهند بهتر مى باشد.

«مسألۀ 1464» وقتى که جماعت بر پا مى شود، مستحب است کسى که نماز خود را فرادى خوانده، دوباره با جماعت بخواند و اگر بفهمد که نماز اوّل او باطل بوده، نماز دوم او کافى است.

«مسألۀ 1465» کسى که نماز را به جماعت خوانده، چه در آن نماز امام بوده باشد و چه مأموم، مستحبّ است همان نماز را دوباره به عنوان امام جماعت بخواند، ولى اگر بخواهد به عنوان مأموم دوباره در جماعت شرکت کند، باید به قصد رجاء نماز را بخواند.

«مسألۀ 1466» کسى که در نماز وسواس دارد و فقط در صورتى که نماز را با جماعت بخواند از وسواس راحت مى شود، اگر وسواس او به حدّى باشد که نماز را باطل کند، باید نماز را با جماعت بخواند.

«مسألۀ 1467» اگر پدر یا مادر به فرزند خود امر کند که نماز را به جماعت بخواند، چون مخالفت با امر آنان موجب ناراحتى و اذیت آنان مى شود، باید نماز را به جماعت بخواند.

«مسألۀ 1468» نماز عید فطر و قربان و همچنین نماز استسقاء - که براى آمدن باران مى خوانند - را در زمان غیبت امام علیه السلام مى شود با جماعت خواند، امّا نمازهاى مستحبّى را نمى شود با جماعت خواند.

«مسألۀ 1469» هنگامى که امام جماعت، نماز واجب شبانه روزى را مى خواند، هر یک از نمازهاى واجب شبانه روزى را مى توان به او اقتدا کرد، ولى اگر امام جماعت نماز خود را احتیاطاً دوباره بخواند، فقط در صورتى که احتیاط مأموم با احتیاط امام از یک جهت باشد - به نحوى که اگر نماز امام درست بوده، نماز مأموم نیز صحیح بوده
است و اگر نماز امام اشکال داشته، نماز مأموم نیز داراى اشکال بوده است - مى تواند به او اقتدا کند.

«مسألۀ 1470» اگر امام جماعت قضاى نماز واجب روزانۀ خود را بخواند، مى توان به او اقتدا کرد، ولى اگر نماز خود را احتیاطاً قضا کند یا قضاى احتیاطى نماز شخص دیگرى را بخواند، اگرچه براى آن پول نگرفته باشد، اقتداى به او اشکال دارد؛ ولى اگر انسان بداند که از شخصى که امام جماعت براى او نماز قضا مى خواند نماز فوت شده است، اقتداى به امام جماعت اشکال ندارد.

«مسألۀ 1471» اگر انسان نداند نمازى که شخصى مى خواند نماز واجب شبانه روزى است یا نماز مستحب، نمى تواند به او اقتدا کند.

«مسألۀ 1472» اگر در بین نماز شک کند که اقتدا کرده یا نه، چنانچه در آن حال با قصد اقتدا مشغول انجام وظیفۀ مأموم باشد، نماز او به جماعت صحیح است، وگرنه باید نماز را به نیّت فرادى تمام نماید.

«مسألۀ 1473» انسان در بین نماز جماعت مى تواند نیّت فرادى کند؛ ولى چنانچه از اول قصد او این باشد که در وسط نماز، نیّت فرادى کند، بنابر احتیاط واجب نمى تواند نماز را به جماعت اقتدا کند.

«مسألۀ 1474» اگر مأموم در اثناء حمد یا سورۀ امام نیّت فرادى کند، باید حمد و سوره را به قصد قربت مطلقه بخواند، بلکه بنابر احتیاط اگر بعد از حمد و سوره و قبل از رفتن به رکوع نیز نیت فرادى کند، باید حمد و سوره را به قصد قربت مطلقه بخواند.

«مسألۀ 1475» اگر در بین نماز جماعت نیّت فرادى نماید، بنابر احتیاط واجب نمى تواند دوباره نیّت جماعت کند؛ ولى اگر مردّد شود که نیّت فرادى کند یا نه و بعد تصمیم بگیرد نماز را با جماعت تمام کند، نمازش صحیح است.

«مسألۀ 1476» اگر شک کند که نیّت فرادى کرده یا نه، باید بنا بگذارد که نیّت فرادى نکرده است.

«مسألۀ 1477» اگر هنگامى که امام در رکوع است، اقتدا کند و به رکوع امام برسد،
اگرچه ذکر امام تمام شده باشد، نماز او به نحو جماعت صحیح است و یک رکعت حساب مى شود؛ امّا اگر به مقدار رکوع خم شود و به رکوع امام نرسد، نماز او فرادى مى شود.

«مسألۀ 1478» اگر هنگامى که امام در رکوع است، اقتدا کند و به مقدار رکوع خم شود و شک کند که به رکوع امام رسیده یا نه، نماز او فرادى مى شود.

«مسألۀ 1479» اگر هنگامى که امام در رکوع است، اقتدا کند و پیش از آن که به اندازۀ رکوع خم شود، امام سر از رکوع بردارد، احتیاط مستحب آن است که در صورت امکان در حالت ایستاده صبر کند تا امام براى رکعت بعد برخیزد و آن را رکعت اوّل نماز خود حساب کند؛ ولى اگر برخاستن امام به قدرى طول بکشد که نگویند این شخص نماز جماعت مى خواند، باید نیّت فرادى نماید.

«مسألۀ 1480» اگر از اوّل نماز یا بین حمد و سوره اقتدا کند و پیش از آن که به رکوع رود امام سر از رکوع بردارد، بنابر احتیاط واجب باید نیت فرادى نموده و نماز را تمام کند.

«مسألۀ 1481» اگر هنگامى برسد که امام مشغول خواندن تشهّد آخر نماز است، چنانچه بخواهد به ثواب جماعت برسد، باید بعد از نیّت و گفتن تکبیرة الاحرام بنشیند و تشهّد را به قصد قربت مطلقه و به تبعیّت از امام بخواند، ولى سلام را نگوید و صبر کند تا امام سلام نماز را بدهد، بعد بایستد و بدون آن که دوباره نیّت کند و تکبیر بگوید، حمد و سوره را بخواند و آن را رکعت اوّل نماز خود حساب کند.

«مسألۀ 1482» هنگامى که مأموم نیّت مى کند، باید امام را معیّن نماید، ولى دانستن اسم او لازم نیست؛ مثلاً اگر نیّت کند: «به امام حاضر اقتدا مى کنم»، نماز او صحیح است.

شرایط جماعت

* شرط اوّل: نبودن مانع بین امام و مأموم.

«مسألۀ 1483» در نماز جماعت نباید بین مأموم و امام و همچنین بین انسان و مأموم دیگرى که انسان به واسطۀ او به امام متّصل شده است، مانعى که پشت آن دیده نمى شود فاصله باشد؛ بلکه چنانچه مانعى مثل شیشه که پشت آن دیده مى شود نیز وجود
داشته باشد، نماز جماعت صحیح نیست؛ ولى اگر امام مرد و مأموم زن باشد، چنانچه بین آن زن و امام یا بین آن زن و مأموم دیگرى که مرد است و زن به واسطۀ او به امام متّصل شده است، پرده و مانند آن باشد، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1484» اگر بر روى چیزى که مانع از اتصال در صفوف جماعت است سوراخ هایى ایجاد کنند نیز اتصال در جماعت برقرار نمى شود و نماز افرادى که به واسطۀ این مانع از جماعت جدا شده اند، به جماعت صحیح نیست.

«مسألۀ 1485» اگر بعد از شروع به نماز بین مأموم و امام یا بین مأموم و کسى که مأموم به واسطۀ او متّصل به امام است، چیزى که مانع از اتصال صفوف مى شود ایجاد شود، نماز او فرادى مى شود و باید به وظیفۀ فرادى عمل کند.

«مسألۀ 1486» اگر امام در محراب باشد و کسى پشت سر او اقتدا نکرده باشد، کسانى که دو طرف محراب ایستاده اند و به واسطۀ دیوار محراب امام را نمى بینند، نمى توانند اقتدا کنند، بلکه اگر کسى هم پشت سر امام اقتدا کرده باشد، اقتدا کردن کسانى که دو طرف او ایستاده اند و به واسطۀ دیوار محراب امام را نمى بینند، خالى از اشکال نیست.

«مسألۀ 1487» اگر کسانى که دو طرف صف ایستاده اند، به واسطۀ طولانى بودن صف اوّل امام را نبینند، مى توانند اقتدا کنند و نیز اگر به واسطۀ طولانى بودن یکى از صف هاى دیگر، کسانى که دو طرف آن ایستاده اند صف جلوى خود را نبینند، مى توانند اقتدا نمایند.

«مسألۀ 1488» اگر صف هاى جماعت تا در مسجد برسند، نماز کسى که مقابل در پشت صف ایستاده صحیح است و نیز نماز کسانى که پشت سر او اقتدا مى کنند صحیح مى باشد، ولى نماز کسانى که دو طرف او ایستاده اند و به سبب وجود دیوار، او را نمى بینند، خالى از اشکال نیست.

«مسألۀ 1489» اگر کسى که پشت ستون ایستاده از طرف راست یا چپ به واسطۀ مأموم دیگر به امام متّصل نباشد، نمى تواند اقتدا کند، ولى اگر از دو طرف متّصل باشد، چنانچه از صف جلو کسى را ببیند، جماعت او صحیح است، وگرنه نماز او به جماعت
خالى از اشکال نیست.
* شرط دوم: بلندتر نبودن مکان امام از مکان مأموم.

«مسألۀ 1490» جاى ایستادن امام باید از جاى مأموم بلندتر نباشد، ولى اگر مکان امام مقدار کمى بلندتر باشد، اشکال ندارد و نیز اگر زمین سراشیب باشد و امام در طرفى که بلندتر است بایستد، در صورتى که سراشیبى آن به قدرى کم باشد که به آن «زمین مسطّح» بگویند، مانعى ندارد.

«مسألۀ 1491» اگر جاى مأموم بلندتر از جاى امام باشد، اشکال ندارد، مگر آن که بلندى به مقدارى باشد که عرفاً یک جماعت به حساب نیایند.
* شرط سوم: نبودن فاصلۀ زیاد بین امام و مأموم و بین مأمومین.

«مسألۀ 1492» بنابر احتیاط واجب باید بین جاى سجدۀ مأموم و جاى ایستادن امام و نیز بین محل سجدۀ مأموم و محل ایستادن مأموم صف جلو بیشتر از یک گام معمولى فاصله نباشد و احتیاط مستحب آن است که جاى سجدۀ مأموم با جاى کسى که جلوى او ایستاده، هیچ فاصله نداشته باشد.

«مسألۀ 1493» اگر مأموم به واسطۀ کسى که طرف راست یا چپ او اقتدا کرده به امام متّصل باشد و از طرف جلو به امام متّصل نباشد، چنانچه کمتر از یک گام بزرگ با مأموم طرف راست یا چپ خود فاصله داشته باشند، نماز او صحیح است، ولى اگر بیشتر از یک قدم بزرگ فاصله پیدا شود، نماز او فرادى مى شود.

«مسألۀ 1494» اگر نماز همۀ کسانى که در صف جلو هستند تمام شود یا همه نیّت فرادى نمایند، نماز صف هاى بعد به نحو جماعت صحیح نمى باشد، مگر آن که کسانى که نمازشان تمام شده، بلافاصله به همان جماعت اقتدا کنند.

«مسألۀ 1495» اگر بین کسانى که در یک صف ایستاده اند، بچّه اى فاصله شود، هرچند نماز او صحیح نباشد، مى توانند اقتدا کنند و فاصله یک بچّه ضرر نمى زند.

«مسألۀ 1496» اگر بعد از تکبیر امام، صف جلو آمادۀ نماز شده و تکبیر گفتن آنان نزدیک باشد، کسى که در صف بعد ایستاده، مى تواند تکبیر بگوید.

«مسألۀ 1497» اگر بداند نماز یک صف از صفهاى جلو باطل است، نمى تواند اقتدا کند، ولى اگر نداند نماز آنان صحیح است یا نه، مى تواند اقتدا نماید.

«مسألۀ 1498» هرگاه بداند نماز امام باطل است، مثلاً بداند امام وضو ندارد، اگرچه خود امام متوجّه نباشد، نمى تواند به او اقتدا کند.

«مسألۀ 1499» اگر مأموم در صحّت قرائت امام جماعت شک کند، در صورتى که شک او به گونه اى باشد که بتواند حمل بر صحّت نماید، مى تواند به او اقتدا کند.
* شرط چهارم: جلوتر نبودن مأموم از امام.

«مسألۀ 1500» مأموم نباید جلوتر از امام بایستد و به احتیاط واجب باید کمى عقب تر از امام بایستد؛ ولى اگر مأموم فقط یک مرد باشد، بنابر احتیاط واجب باید در سمت راست امام بایستد و مى تواند مساوى با امام بایستد و چنانچه قدّ مأموم بلندتر از امام باشد و در رکوع و سجود سر او جلوتر از امام باشد، اشکالى ندارد.

احکام جماعت

«مسألۀ 1501» مأموم باید غیر از حمد و سوره، همه ذکرهاى نماز را خودش بخواند، ولى اگر رکعت اوّل یا دوم مأموم رکعت سوم یا چهارم امام باشد، باید حمد و سوره را بخواند.

«مسألۀ 1502» اگر مأموم در رکعت اوّل و دوم نماز صبح، مغرب و عشاء صداى حمد و سورۀ امام را بشنود، نباید حمد و سوره را بخواند و بنابر احتیاط واجب باید به قرائت امام گوش دهد، بلکه اگر کلمات امام را تشخیص ندهد نیز احتیاطاً حکم همین است و اگر صداى امام را نشنود، مستحب است حمد و سوره را بخواند، ولى باید آهسته بخواند و چنانچه سهواً بلند بخواند، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1503» اگر مأموم بعضى از کلمات حمد و سورۀ امام را بشنود، احتیاط واجب آن است که حمد و سوره را نخواند.

«مسألۀ 1504» اگر مأموم سهواً حمد و سوره را بخواند یا گمان کند صدایى که
مى شنود صداى امام نیست و حمد و سوره بخواند و بعد بفهمد صداى امام بوده، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1505» اگر شک کند که صداى امام را مى شنود یا نه یا صدایى بشنود و نداند صداى امام است یا صداى شخص دیگر، مى تواند به قصد قربت مطلقه حمد و سوره را بخواند، اگرچه بهتر است آن را نخواند.

«مسألۀ 1506» بنابر احتیاط واجب مأموم نباید در رکعت اوّل و دوم نماز ظهر و عصر، حمد و سوره را به عنوان جزء واجب نماز بخواند، ولى خواندن حمد و سوره به قصد قربت مطلقه اشکال ندارد و اگر حمد و سوره نخواند، مستحب است به جاى آن ذکر بگوید.

«مسألۀ 1507» مأموم نباید تکبیرة الاحرام را پیش از امام بگوید، بلکه احتیاط واجب آن است که تا تکبیر امام تمام نشده، تکبیر نگوید.

«مسألۀ 1508» اگر مأموم پیش از امام عمداً نیز سلام دهد، نماز او صحیح است؛ ولى احتیاط مستحب آن است که اگر سلام امام را مى شنود، پیش از امام سلام ندهد.

«مسألۀ 1509» اگر مأموم غیر از تکبیرة الاحرام، ذکرهاى دیگر نماز را پیش از امام بگوید، اشکال ندارد؛ ولى اگر آنها را بشنود یا بداند امام چه هنگام ذکرهاى نماز را مى گوید، احتیاط مستحب آن است که پیش از امام نگوید.

«مسألۀ 1510» مأموم باید غیر از آنچه در نماز خوانده مى شود، اعمال دیگر آن مانند رکوع و سجود را با امام یا کمى بعد از امام بجا آورد و اگر عمداً پیش از امام عملى را انجام دهد، نماز او فرادى مى شود؛ اما اگر در حال قرائت امام عمداً به رکوع رود، نمازش باطل مى شود و اگر عمداً عملى را مدت زیادى پس از امام انجام دهد و یا این که در یک رکن عمداً امام را درک نکند - مثل این که امام سر از رکوع بردارد و مأموم هنوز به رکوع نرفته باشد - نماز او فرادى مى شود، بلکه اگر سهواً نیز امام را در یک رکن درک نکند، بنابر احتیاط نمازش فرادى مى شود.

«مسألۀ 1511» اگر سهواً پیش از امام سر از رکوع بردارد، چنانچه امام در رکوع باشد، باید به رکوع برگردد و با امام سر بردارد و در این صورت زیاد شدن رکوع که رکن
است، نماز را باطل نمى کند و اگر برنگردد، نماز او فرادى مى شود و اگر به رکوع برگردد و پیش از آن که به رکوع برسد امام سر بردارد، نماز او صحیح است هرچند احتیاط مستحب آن است که نماز را دوباره بخواند.

«مسألۀ 1512» اگر سهواً سر بردارد و ببیند امام در سجده است، باید به سجده برگردد و چنانچه برنگردد، نمازش فرادى مى شود و چنانچه در هر دو سجده این اتّفاق بیفتد و برگردد، براى زیاد شدن دو سجده که رکن است، نماز باطل نمى شود.

«مسألۀ 1513» اگر کسى سهواً پیش از امام سر از سجده بردارد و دوباره به سجده برود، چنانچه امام قبل از رسیدن او به سجده سر بردارد، نماز او صحیح است؛ ولى اگر در هر دو سجده این اتّفاق بیفتد، احتیاط مستحب این است که نماز را تمام کند و سپس آن را دوباره بخواند.

«مسألۀ 1514» اگر سهواً سر از رکوع یا سجده بردارد و سهواً یا به گمان این که به امام نمى رسد به رکوع یا سجده نرود، نماز او به جماعت صحیح است.

«مسألۀ 1515» اگر سر از سجده بردارد و ببیند امام در سجده است، چنانچه به گمان این که سجدۀ اوّل امام است و به قصد این که با امام سجده کند، به سجده برود و بفهمد سجدۀ دوم امام بوده و یا به گمان این که سجدۀ دوم امام است به سجده برود و بفهمد سجدۀ اوّل امام بوده، احتیاط واجب آن است که نماز را تمام کرده و دوباره آن را بخواند.

«مسألۀ 1516» اگر سهواً پیش از امام به رکوع برود، باید سر بردارد و با امام به رکوع برود و نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1517» اگر سهواً پیش از امام به رکوع برود و به گونه اى باشد که اگر برگردد به چیزى از قرائت امام نرسد، چنانچه برنگردد، نماز او فرادى مى شود؛ ولى اگر به گونه اى باشد که با برگشتن مقدارى از قرائت امام را درک کند، چنانچه برنگردد نمازش باطل است.

«مسألۀ 1518» اگر پیش از امام به سجده برود، واجب است که سر بردارد و با امام به سجده رود و نماز او صحیح است و اگر عمداً سر بر نداشت، نماز او فرادى مى شود.

«مسألۀ 1519» اگر قبل از امام به رکوع یا سجده برود، در مواردى که لازم است
برگردد - و در مسائل قبل گفته شد - بنابر احتیاط باید قبل از سر برداشتن ذکر رکوع یا سجده را حتى به مقدار یک «سبحان اللّه» بگوید و اگر با گفتن یک «سبحان اللّه» نیز به امام نمى رسد، مى تواند ذکر نگوید و از امام متابعت نماید و یا نیّت فرادى کند و ذکر بگوید و نماز را تمام کند.

«مسألۀ 1520» اگر امام در رکعتى که قنوت ندارد اشتباهاً قنوت بخواند یا در رکعتى که تشهّد ندارد اشتباهاً مشغول خواندن تشهّد شود، مأموم نباید قنوت و تشهّد را بخواند، ولى نمى تواند پیش از امام به رکوع رود یا پیش از ایستادن امام بایستد، بلکه باید صبر کند تا قنوت یا تشهّد امام تمام شود و بقیّۀ نماز را با او بخواند.

«مسألۀ 1521» اگر مأموم در رکعت دوم اقتدا کند، قنوت و تشهّد را با امام مى خواند و احتیاط آن است که هنگام خواندن تشهّد، انگشتان دست و سینۀ پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند کند و باید بعد از تشهّد با امام برخیزد و حمد و سوره را بخواند و اگر براى سوره وقت نداشته باشد، حمد را تمام کند و در رکوع خود را به امام برساند و اگر با خواندن حمد به رکوع امام نرسد، بنابر احتیاط باید نیّت فرادى کند و نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1522» اگر هنگامى که امام در رکعت دوم نماز چهار رکعتى است اقتدا کند، باید در رکعت دوم نماز خود که رکعت سوم امام است، بعد از دو سجده بنشیند و تشهّد را به مقدار واجب بخواند و برخیزد و قبل از رکوع خود را به امام برساند و تسبیحات اربعه را بگوید و در رکوع نیز خود را به امام برساند و اگر قبل از رکوع یا در رکوع به امام نرسد، بنابر احتیاط واجب باید نماز را فرادى تمام کند.

«مسألۀ 1523» اگر امام در حال قیام رکعت سوم یا چهارم باشد و مأموم بداند که اگر اقتدا کند و حمد را بخواند به رکوع امام نمى رسد، بنابر احتیاط واجب باید صبر کند تا امام به رکوع رود و بعد اقتدا نماید.

«مسألۀ 1524» اگر در حال قیام رکعت سوم یا چهارم امام اقتدا کند، باید حمد و سوره را بخواند و اگر براى سوره وقت نداشته باشد، باید حمد را تمام کند و در رکوع خود را به امام برساند و اگر در رکوع به امام نرسد، بنابر احتیاط واجب باید نماز را فرادى تمام کند.

«مسألۀ 1525» کسى که مى داند اگر سوره را بخواند در رکوع به امام نمى رسد، باید سوره را نخواند و اگر بخواند و در رکوع به امام نرسد، نماز او به صورت فرادى صحیح است.

«مسألۀ 1526» کسى که اطمینان دارد که اگر سوره را شروع کند یا تمام نماید به رکوع امام مى رسد، احتیاط واجب آن است که سوره را شروع کند یا اگر شروع کرده تمام نماید.

«مسألۀ 1527» کسى که اطمینان دارد اگر سوره را بخواند به رکوع امام مى رسد، چنانچه سوره را بخواند و به رکوع نرسد، بنابر احتیاط واجب نماز او فرادى مى شود.

«مسألۀ 1528» اگر امام ایستاده باشد و مأموم نداند که در کدام رکعت است، مى تواند اقتدا کند، ولى باید حمد و سوره را به قصد قربت بخواند و اگر بعد بفهمد که امام در رکعت اوّل یا دوم بوده، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1529» اگر به گمان این که امام در رکعت اوّل یا دوم است حمد و سوره را نخواند و بعد از رکوع بفهمد که در رکعت سوم یا چهارم بوده، نمازش صحیح است؛ ولى اگر پیش از رکوع بفهمد، باید حمد و سوره را بخواند و اگر وقت نداشته باشد، فقط حمد را بخواند و در رکوع خود را به امام برساند.

«مسألۀ 1530» اگر به گمان این که امام در رکعت سوم یا چهارم است، حمد و سوره را بخواند و پیش از رکوع یا بعد از آن بفهمد که در رکعت اوّل یا دوم بوده، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1531» اگر هنگامى که مشغول نماز مستحبّى است جماعت بر پا شود، چنانچه اطمینان نداشته باشد که اگر نماز را تمام کند به جماعت مى رسد، مستحب است نماز را رها کند و مشغول نماز جماعت شود، بلکه اگر اطمینان نداشته باشد که به رکعت اوّل مى رسد، مستحب است به همین دستور رفتار نماید.

«مسألۀ 1532» اگر هنگامى که مشغول نماز سه رکعتى یا چهار رکعتى است جماعت برپا شود، چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته و اطمینان نداشته باشد که اگر نماز را تمام
کند به جماعت مى رسد، مستحب است به نیّت نماز مستحبّى نماز را دو رکعتى تمام کند و خود را به جماعت برساند.

«مسألۀ 1533» اگر نماز امام تمام شود و مأموم مشغول تشهّد یا سلام اوّل باشد، لازم نیست نیّت فرادى کند.

«مسألۀ 1534» کسى که در رکعت دوم به امام اقتدا کرده، مى تواند هنگامى که امام تشهّد رکعت آخر را مى خواند، برخیزد و نماز را تمام کند و یا انگشتان دست و سینۀ پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند نگهدارد و صبر کند تا امام سلام نماز را بگوید و بعد برخیزد.

«مسألۀ 1535» اگر مأموم بعد از نماز بفهمد که امام عادل نبوده یا کافر بوده یا بدون وضو نماز خوانده، نماز جماعت او صحیح است.

«مسألۀ 1536» اگر پس از نماز معلوم شود که امام رکنى را ترک کرده یا به واسطۀ فراموشى با بدن یا لباس نجس نماز خوانده، نماز مأموم صحیح است به شرط آنکه خللى در ارکان نماز فرادى وارد نشده باشد، مثلاً به جهت متابعت از امام رکن زیاد نکرده باشد.

«مسألۀ 1537» بنابر احتیاط واجب اگر مأموم یک مرد باشد، باید طرف راست امام بایستد و اگر چند مرد باشند، باید پشت سر امام بایستند و اگر یک مرد و یک زن یا یک مرد و چند زن باشند، باید مرد طرف راست امام و زنها پشت سر امام بایستند و اگر چند زن باشند، باید پشت سر امام بایستند و اگر چند مرد و چند زن باشند، باید مردها پشت سر امام و زنها پشت سر مردها بایستند و اگر یک زن باشد، مى تواند در پشت سر امام و یا طرف راست او به نحوى بایستد که جاى سجده او مساوى با زانو یا محل ایستادن امام باشد.

شرایط امام جماعت

«مسألۀ 1538» امام جماعت باید عاقل، شیعۀ دوازده امامى، عادل و حلال زاده و بنابر احتیاط بالغ باشد و نماز را به نحو صحیح بخواند و نیز اگر مأموم مرد باشد، امام او نیز باید مرد باشد و احتیاط واجب آن است که امام زنان نیز مرد باشد و اقتدا کردن بچّۀ
ممّیز که خوب و بد را مى فهمد به بچّۀ ممّیز دیگر بنابر احتیاط صحیح نیست.

«مسألۀ 1539» عدالت امام جماعت از چند راه ثابت مى شود:
اوّل: انسان به عدالت امام جماعت وثوق و اطمینان پیدا کند و فرقى نمى کند که اطمینان از چه راهى حاصل شود، به شرط این که انسان از افراد آشنا به مسائل باشد و از افرادى نباشد که با کمترین چیز به امرى اطمینان کند.
دوم: شهادت دو مرد عادل به شرط آن که دو مرد عادل دیگر برخلاف آن شهادت ندهند و حتّى اگر یک مرد عادل که گفتۀ او موجب وثوق است، بر خلاف آن شهادت دهد، نمى توان به شهادت آنها اکتفا کرد.
سوم: حسن ظاهر امام جماعت که از رفتار او در اجتماع حاصل مى شود.

«مسألۀ 1540» اگر شک کند امامى که عادل مى دانسته به عدالت خود باقى است یا نه، مى تواند به او اقتدا نماید.

«مسألۀ 1541» کسى که ایستاده نماز مى خواند، نمى تواند به کسى که نشسته یا خوابیده نماز مى خواند اقتدا کند و کسى که نشسته نماز مى خواند، بنابر احتیاط واجب نمى تواند به کسى که خوابیده نماز مى خواند اقتدا نماید.

«مسألۀ 1542» کسى که نشسته نماز مى خواند، مى تواند به کسى که نشسته نماز مى خواند اقتدا کند و همچنین کسى که خوابیده است، مى تواند به کسى که نشسته نماز مى خواند اقتدا کند.

«مسألۀ 1543» اگر امام جماعت به واسطۀ عذرى با تیمّم یا با وضوى جبیره اى نماز بخواند، مى شود به او اقتدا کرد، ولى اگر به واسطۀ عذرى با لباس نجس نماز بخواند، بنابر احتیاط واجب نباید به او اقتدا کرد.

«مسألۀ 1544» اگر شخصى مرضى داشته باشد که نتواند از بیرون آمدن ادرار و مدفوع خوددارى کند، بنابر احتیاط واجب نمى توان به او اقتدا کرد.

«مسألۀ 1545» بنابر احتیاط واجب کسى که بیمارى خوره یا پیسى دارد یا کسى که حدّ شرعى خورده، نباید امام جماعت شود.

چیزهایى که در نماز جماعت مستحب اند

«مسألۀ 1546» مستحب است امام در وسط صف بایستد و اهل علم و کمال و تقوا در صف اوّل بایستند.

«مسألۀ 1547» مستحب است صف هاى جماعت منظّم باشند و بین کسانى که در یک صف ایستاده اند، فاصله نباشد و شانۀ آنان در ردیف یکدیگر باشد.

«مسألۀ 1548» مستحب است بعد از گفتن «قَدْ قامَتِ الصَّلاةُ»، مأمومین برخیزند.

«مسألۀ 1549» مستحب است امام جماعت، حال مأمومى را که از دیگران ضعیف تر است رعایت کند و عجله نکند تا افراد ضعیف به او برسند و نیز مستحب است قنوت و رکوع و سجود را طولانى نکند، مگر این که بداند همۀ کسانى که به او اقتدا کرده اند، به این عمل مایلند.

«مسألۀ 1550» مستحب است امام جماعت در حمد و سوره و ذکرهایى که بلند مى خواند، صداى خود را به قدرى بلند کند که دیگران بشنوند، ولى نباید بیش از اندازه صدا را بلند کند.

«مسألۀ 1551» اگر امام در رکوع بفهمد کسى تازه رسیده و مى خواهد اقتدا کند، مستحب است رکوع را دو برابر همیشه طول بدهد و بعد برخیزد، اگرچه بفهمد فرد دیگرى هم براى اقتدا وارد شده است.

چیزهایى که در نماز جماعت مکروه اند

«مسألۀ 1552» اگر در صف هاى جماعت جا باشد، مکروه است انسان تنها بایستد.

«مسألۀ 1553» مکروه است مأموم ذکرهاى نماز را به گونه اى بگوید که امام بشنود.

«مسألۀ 1554» اقتدا نمودن مسافر به غیر مسافر و یا غیر مسافر به مسافر مکروه است.

نماز آیات

اشاره

«مسألۀ 1555» نماز آیات که دستور آن بعداً گفته خواهد شد، به واسطۀ
چهار چیز واجب مى شود:
اوّل و دوم: گرفتن خورشید و گرفتن ماه، اگرچه مقدار کمى از آنها گرفته شود و کسى هم از آن نترسد. سوم: زلزله، اگرچه کسى هم نترسد. چهارم: رعد و برق و بادهاى سیاه و سرخ و هر پدیدۀ آسمانى در صورتى که بیشتر مردم از آن بترسند و بنابر احتیاط واجب براى پدیده هاى زمینى مانند رانش یا فرو رفتن زمین نیز در صورتى که بیشتر مردم از آن بترسند، باید نماز آیات بخوانند.

«مسألۀ 1556» اگر بیشتر از یک مورد از چیزهایى که نماز آیات براى آنها واجب است اتّفاق بیفتد، انسان باید براى هر یک از آنها یک نماز آیات بخواند، مثلاً اگر خورشید بگیرد و زلزله هم بشود، باید دو نماز آیات بخواند.

«مسألۀ 1557» کسى که چند نماز آیات بر او واجب است، اگر همۀ آنها براى یک چیز بر او واجب شده باشند، مثلاً سه مرتبه خورشید گرفته و نماز آنها را نخوانده باشد، هنگامى که قضاى آنها را مى خواند، لازم نیست معیّن کند که براى کدام مرتبۀ آنها است، ولى اگر براى گرفتن خورشید و ماه و زلزله یا براى دو تاى اینها نمازهایى بر او واجب شده باشد، بنابر احتیاط واجب باید هنگام نیّت ولو اجمالاً، معیّن کند نماز آیاتى که مى خواند براى کدام یک از آنهاست، ولى در غیر از گرفتن خورشید و ماه و زلزله، لازم نیست تعیین کند که نماز آیات را به چه سببى مى خواند، اگرچه تعیین آن بهتر است.

«مسألۀ 1558» چیزهایى که نماز آیات براى آنها واجب است، در هر محلّى اتّفاق بیفتند، فقط مردم همان محل باید نماز آیات بخوانند و بر مردم جاهاى دیگر حتى اگر مکان آنها به قدرى نزدیک باشد که با آن محل یکى حساب شود، نماز آیات واجب نیست.

«مسألۀ 1559» وقت نماز آیات در خورشید گرفتگى و ماه گرفتگى از وقتى است که خورشید یا ماه شروع به گرفتن مى کند و بنابر احتیاط واجب، نباید نماز آیات را به قدرى تأخیر بیندازد که خورشید یا ماه شروع به باز شدن کند.

«مسألۀ 1560» اگر خواندن نماز آیات را به قدرى تأخیر بیندازد که خورشید یا ماه شروع به باز شدن کند، بنابر احتیاط واجب نباید نیّت ادا و قضا کند، ولى اگر بعد از باز
شدن تمام آن نماز بخواند، باید نیّت قضا نماید.

«مسألۀ 1561» اگر خواندن نماز آیات را به قدرى تأخیر بیندازد که تا باز شدن خورشید یا ماه به اندازۀ یک رکعت وقت باقى مانده باشد، باید نیّت ادا کند؛ ولى اگر کمتر از یک رکعت به شروع باز شدن باقى مانده باشد، بنابر احتیاط واجب نباید نیّت ادا و قضا کند.

«مسألۀ 1562» هنگامى که زلزله، رعد، برق و مانند آنها اتّفاق مى افتد، بنابر احتیاط واجب باید فوراً نماز آیات را بخواند و به هنگام خواندن آن باید نیّت ادا کند و اگر نخواند، تا آخر عمر بر او واجب است، ولى بنابر احتیاط واجب نباید نیّت ادا و قضا کند.

«مسألۀ 1563» اگر از گرفتن خورشید یا ماه باخبر نشود و بعد از باز شدن کامل خورشید یا ماه بفهمد که تمام آن گرفته بوده، باید قضاى نماز آیات را بخواند، ولى اگر بفهمد مقدارى از آن گرفته بوده، قضا بر او واجب نیست.

«مسألۀ 1564» اگر عدّه اى بگویند که خورشید یا ماه گرفته است، چنانچه انسان از گفتۀ آنان اطمینان پیدا نکند و نماز آیات نخواند و بعد از باز شدن خورشید یا ماه معلوم شود راست گفته اند، در صورتى که تمام خورشید یا ماه گرفته بوده، باید نماز آیات را بخواند و اگر قسمتى از آنها گرفته بوده، لازم نیست نماز آیات را بخواند و اگر دو نفر که عادل بودن آنان معلوم نیست بگویند خورشید یا ماه گرفته و بعد معلوم شود که عادل بوده اند، چنانچه تمام خورشید یا ماه گرفته بوده، باید نماز آیات را بخواند، بلکه اگر معلوم شود که مقدارى از آن نیز گرفته بوده، احتیاط واجب آن است که نماز آیات را بخواند.

«مسألۀ 1565» اگر انسان به گفتۀ کسانى که از روى قاعدۀ علمى وقت گرفتن خورشید و ماه را مى دانند اطمینان پیدا کند که خورشید یا ماه گرفته، باید نماز آیات را بخواند و نیز اگر بگویند فلان وقت خورشید یا ماه مى گیرد وفلان مقدار طول مى کشد و انسان به گفتۀ آنان اطمینان پیدا کند، باید به حرف آنان عمل نماید، مثلاً اگر بگویند خورشید فلان ساعت شروع به باز شدن مى کند، احتیاطاً نباید نماز را تا آن وقت تأخیر بیندازد.

«مسألۀ 1566» اگر بفهمد نماز آیاتى که خوانده باطل بوده، باید دوباره آن را بخواند
و اگر وقت گذشته، قضا نماید.

«مسألۀ 1567» اگر در وقت نماز واجب شبانه روزى، نماز آیات نیز بر انسان واجب شود، چنانچه براى هر دو نماز وقت داشته باشد، هر کدام را اوّل بخواند اشکال ندارد، هرچند بهتر است اوّل نماز واجب شبانه روزى را بخواند و اگر وقت یکى از آن دو تنگ باشد، باید اوّل آن را بخواند و اگر وقت هر دو تنگ باشد، باید اوّل نماز واجب شبانه روزى را بخواند.

«مسألۀ 1568» اگر در بین نماز واجب شبانه روزى بفهمد که وقت نماز آیات تنگ است، چنانچه وقت نماز واجب شبانه روزى هم تنگ باشد، باید آن را تمام کند و بعد نماز آیات را بخواند و اگر وقت نماز واجب شبانه روزى تنگ نباشد، باید آن را رها کند و اوّل نماز آیات و بعد نماز واجب شبانه روزى را بجا آورد.

«مسألۀ 1569» اگر در بین نماز آیات بفهمد که وقت نماز واجب شبانه روزى تنگ است، باید نماز آیات را رها کند و مشغول نماز شبانه روزى شود و بعد از آن که نماز را تمام کرد، پیش از انجام عملى که نماز را به هم مى زند، بقیّه نماز آیات را از همان جا که رها کرده بخواند.

«مسألۀ 1570» اگر کسى هنگام گرفتن خورشید یا ماه جنب باشد، چنانچه وقت داشته باشد و متمکّن از غسل کردن باشد، باید فوراً غسل نماید و نماز آیات را بخواند و اگر نتواند غسل کند یا وقت آن را نداشته باشد، باید با تیمّم نماز آیات را بجا آورد.

«مسألۀ 1571» اگر در حال حیض یا نفاس زن، یکى از اسباب وجوب نماز آیات رخ دهد، بنابر احتیاط واجب باید قضاى آن را بعد از پاک شدن بجا آورد.

«مسألۀ 1572» در صورتى که تمام ماه بگیرد و از روى عمد نماز آیات را نخواند، مستحب است پیش از به جا آوردن قضاى آن غسل کند.

دستور نماز آیات

«مسألۀ 1573» نماز آیات دو رکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد و دستور آن،
این است که انسان بعد از نیّت، تکبیر بگوید و یک حمد و یک سورۀ تمام بخواند و به رکوع رود و سر از رکوع بردارد و دوباره یک حمد و یک سوره بخواند و باز به رکوع رود تا پنج مرتبه و بعد از بلند شدن از رکوع پنجم، به سجده برود و دو سجده نماید و برخیزد و رکعت دوم را نیز مانند رکعت اوّل بجا آورد و تشهّد بخواند و سلام دهد.

«مسألۀ 1574» در نماز آیات انسان مى تواند بعد از نیّت و تکبیر و خواندن حمد، آیه هاى یک سوره را پنج قسمت کند و یک آیه یا بیشتر از آن بخواند و به رکوع رود و سر بردارد و بدون این که حمد بخواند، قسمت دوم از همان سوره را بخواند و به رکوع رود و همین طور تا پیش از رکوع پنجم سوره را تمام نماید؛ مثلاً به قصد سورۀ توحید،«بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» بگوید و به رکوع رود، بعد بایستد و بگوید:«قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» و دوباره به رکوع رود و بعد از رکوع بایستد و بگوید:«اَللّهُ الصَّمَدُ» و باز به رکوع رود و بایستد و بگوید:
«لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ» و به رکوع رود و باز هم سر بردارد و بگوید:«وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ» و بعد از آن به رکوع پنجم رود و بعد از سر برداشتن، به سجده رفته و دو سجده کند و رکعت دوم را نیز مثل رکعت اوّل بجا آورد و بعد از سجدۀ دوم، تشهّد بخواند و سلام نماز را بگوید.

«مسألۀ 1575» اگر در یک رکعت از نماز آیات، پنج مرتبه حمد و سوره بخواند و در رکعت دیگر یک حمد بخواند و سوره را پنج قسمت کند، مانعى ندارد.

«مسألۀ 1576» چیزهایى که در نمازهاى شبانه روزى واجب و مستحب اند، در نماز آیات نیز واجب و مستحب مى باشند، ولى نماز آیات اذان و اقامه ندارد و مى تواند قبل از نماز سه مرتبه به قصد و امید ثواب بگوید: «اَلصَّلاة».

«مسألۀ 1577» مستحب است بعد از رکوع پنجم و دهم بگوید: «سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ حَمِدَه» و نیز پیش از هر رکوع و بعد از آن، تکبیر بگوید، ولى بعد از رکوع پنجم و دهم، گفتن تکبیر مستحب نیست.

«مسألۀ 1578» مستحب است پیش از رکوع دوم، چهارم، ششم، هشتم و دهم قنوت بخواند و اگر فقط یک قنوت پیش از رکوع دهم بخواند، کافى است.

«مسألۀ 1579» اگر در نماز آیات شک کند که چند رکعت خوانده و فکر او به جایى
نرسد، نماز باطل است.

«مسألۀ 1580» اگر شک کند که در رکوع آخر رکعت اوّل است یا در رکوع اوّل رکعت دوم و فکر او به جایى نرسد، نماز باطل است، ولى اگر مثلاً شک کند که چهار رکوع کرده یا پنج رکوع، چنانچه به سجده نرفته باشد، باید رکوعى را که شک دارد بجا آورده یا نه، بجا آورد و اگر به سجده رفته باشد، نباید به شک خود اعتنا کند.

«مسألۀ 1581» هر یک از رکوع هاى نماز آیات رکن است و اگر عمداً یا اشتباهاً کم یا زیاد شود، نماز باطل است.

«مسألۀ 1582» مستحب است نماز آیات به جماعت بجا آورده شود و کیفیّت جماعت آن مانند نمازهاى واجب شبانه روزى است که به جماعت خوانده مى شوند.

نماز جمعه

اشاره

«مسألۀ 1583» نماز جمعه در صورت فراهم بودن شرایط آن، یک واجب تخییرى است؛ یعنى نمازگزار مى تواند در روزهاى جمعه یکى از نمازهاى ظهر و یا نماز جمعه را به جا بیاورد، اگرچه نماز جمعه افضل است و در قرآن و روایات در مورد آن بسیار سفارش شده است.

«مسألۀ 1584» نماز جمعه قضا ندارد و اگر کسى آن را ترک کند، باید به جاى آن نماز ظهر را بجا آورد و اگر وقت نماز ظهر هم گذشته باشد، باید نماز ظهر را قضا نماید.

«مسألۀ 1585» در نماز جمعه علاوه بر شرایطى که براى صحّت نماز گفته شده است، پنج شرط دیگر نیز وجود دارد:
1 - نماز جمعه باید به جماعت خوانده شود.
2 - حداقل تعداد نمازگزاران با امام جمعه باید پنج نفر مرد عاقل و بالغ و بنابر احتیاط غیر مسافر باشند.
3 - امام جمعه قبل از نماز دو خطبه بخواند.
4 - بین دو محلّى که نماز جمعه برگزار مى شود، حداقل یک فرسخ شرعى فاصله باشد.
5 - امام جمعه واجد شرایط باشد.

«مسألۀ 1586» امام جمعه باید بالغ، عاقل، مرد، شیعه دوازده امامى و عادل باشد و توانایى خواندن خطبه ها را در حال ایستاده داشته باشد و بنابر احتیاط واجب بیمارى خوره و یا پیسى نمایان نداشته و نیز حدّ شرعى نخورده باشد و باید امام جمعه از طرف مجتهد جامع الشرایط منصوب باشد و اگر چند مجتهد واجد الشرایط باشند، هر کدام قبلاً اجازه داده باشند کافى است و در صورت تعارض، نظر مجتهد اعلم و اعدل مقدّم است.

«مسألۀ 1587» اگر نماز جمعه با شرایط لازم برگزار شود، کسى که هنگام خواندن خطبه ها - هرچند از روى عمد - حضور نداشته باشد، مى تواند در نماز شرکت کند، بلکه کسى هم که به رکوع رکعت دوم رسیده، مى تواند اقتدا نماید و پس از سلام امام، رکعت دوم را خودش بخواند.

وقت نماز جمعه

«مسألۀ 1588» بنابر احتیاط باید شروع نماز جمعه را از وقتى که عرفاً آن را اول ظهر مى گویند، تأخیر نیندازد و باید احتیاطاً مقدارى از خطبه ها در وقت خوانده شود و شروع خواندن خطبه پیش از ظهر، خلاف احتیاط مستحب است.

«مسألۀ 1589» بنابر احتیاط واجب باید حدود یک ساعت بعد از ظهر شرعى نماز جمعه تمام شده باشد و اگر تا این زمان تمام نشده باشد، احتیاطاً نماز ظهر را هم بخوانند.

«مسألۀ 1590» اگر شک کنند که وقت نماز هنوز باقى است یا نه، نماز جمعه صحیح است.

کیفیّت اقامه نماز جمعه

«مسألۀ 1591» نماز جمعه مانند نماز صبح دو رکعت است و مستحب مؤکّد است در رکعت اوّل پس از حمد «سوره جمعه» و در رکعت دوم پس از حمد «سوره منافقین» خوانده شود و نیز در رکعت اوّل پیش از رفتن به رکوع یک قنوت و در رکعت دوم پس از
بلند شدن از رکوع یک قنوت بخوانند و همچنین واجب است امام جمعه پیش از شروع در نماز به تفصیلى که گفته مى شود دو خطبه بخواند.

«مسألۀ 1592» نمازگزار باید توجه داشته باشد که در رکعت دوم پس از قنوت به رکوع نرود و اگر به رکوع برود، نماز باطل مى شود.

«مسألۀ 1593» بنابر احتیاط واجب امام جمعه باید حمد و سورۀ نماز جمعه را بلند بخواند.

«مسألۀ 1594» شک در تعداد رکعت هاى نماز جمعه موجب بطلان آن است و در سایر احکام حکم نماز دو رکعتى را دارد.

«مسألۀ 1595» بنابر احتیاط واجب هر یک از دو خطبۀ نماز جمعه باید مشتمل بر حمد و ثناى پروردگار، صلوات بر پیامبر اکرم و آل پیامبر علیهم السلام، دعوت مردم به پرهیزکارى و تقوا و نیز خواندن یک سورۀ کامل باشد و خطبۀ دوم باید علاوه بر آن مشتمل بر ذکر نام ائمۀ معصومین علیهم السلام و طلب آمرزش براى مؤمنان باشد.

«مسألۀ 1596» بنابر احتیاط حمد و ثناى پروردگار و صلوات بر پیامبر اکرم و آل پیامبر علیهم السلام باید به عربى گفته شود و در حمد و ثناى خداوند و صلوات بر پیامبر اکرم و آل پیامبر علیهم السلام و دعوت مردم به تقوا و خواندن یک سورۀ کامل در دو خطبه، باید ترتیب مراعات شود.

«مسألۀ 1597» خطبه هاى نماز جمعه را باید شخص امام جمعه در حال ایستاده و با صداى رسا بخواند و میان دو خطبه - هرچند با اندکى نشستن - فاصله شود.

«مسألۀ 1598» بنابر احتیاط واجب امام جمعه باید در حال خطبه با وضو باشد و مستحب است در حال خطبه عمامه بر سر نهاده و به عصا و اسلحه تکیه نماید و هنگام اذان روى منبر بنشیند و پیش از شروع خطبه به حاضرین سلام کند و بر حاضرین واجب کفایى است که جواب سلام امام را بدهند.

«مسألۀ 1599» بنابر احتیاط واجب حاضرین باید به خطبه ها گوش دهند و سکوت نمایند و از خواندن نماز در حال خطبه بپرهیزند. همچنین بنابر احتیاط به طرف خطیب
نشسته و مثل حال نماز باشند و به راست و چپ نگاه نکنند و جابجا نشوند، ولى پس از پایان خطبه ها صحبت کردن و جابجا شدن و نگاه به چپ و راست کردن اشکال ندارد و اگر نکاتى که گفته شد رعایت نکنند، خلاف احتیاط عمل کرده اند، ولى نماز جمعۀ آنان صحیح است.

«مسألۀ 1600» شعار و تکبیر در بین خطبه ها خلاف احتیاط است، ولى به صحّت نماز ضررى نمى رساند.

نماز عید فطر و قربان

«مسألۀ 1601» نماز عید فطر و قربان در زمان حضور امام علیه السلام واجب است و باید به جماعت خوانده شود و در زمان ما که امام علیه السلام غایب است، مستحب است و مى توان آن را به جماعت یا فرادى خواند.

«مسألۀ 1602» وقت نماز عید فطر و قربان از اوّل طلوع آفتاب روز عید تا ظهر است.

«مسألۀ 1603» مستحب است نماز عید قربان را بعد از بلند شدن آفتاب بخوانند و در عید فطر مستحب است بعد از بلند شدن آفتاب افطار کنند و زکات فطره را نیز بدهند و بعد نماز عید را بخوانند.

«مسألۀ 1604» نماز عید فطر و قربان دو رکعت است که در رکعت اوّل بعد از خواندن حمد و سوره، باید پنج تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر یک قنوت بخواند و بعد از قنوت پنجم، تکبیر دیگرى بگوید و به رکوع رود و دو سجده بجا آورد و برخیزد و در رکعت دوم بعد از خواندن حمد و سوره، چهار تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر قنوت بخواند و تکبیر پنجم را بگوید و به رکوع رود و بعد از رکوع، دو سجده و تشهّد بجا آورد و نماز را سلام دهد.

«مسألۀ 1605» در قنوت نماز عید فطر و قربان، هر دعا و ذکرى بخوانند کافى است، ولى بهتر است این دعا را بخوانند: «اَللَّهُمَّ أَهْلَ الْکِبْریاءِ وَالْعَظَمَةِ وَأَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ وَأَهْلَ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ وَأَهْلَ التَّقْوى وَالمَغْفِرَةِ أسْألُکَ بِحَقِّ هذَا الْیَوْمِ الَّذى جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمیٖنَ
عیٖداً وَلِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ ذُخْراً وَشَرَفاً وَکَرامَةً وَمَزیٖداً أنْ تُصَلِّیَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأنْ تُدْخِلَنى فى کُلِّ خَیْرٍ أدْخَلْتَ فیٖهِ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ وَأنْ تُخْرِجَنى مِنْ کُلِّ سُوءٍ أخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ اللَّهُمَّ إنّى أسْألُکَ خَیْرَ ما سَألَکَ بِهِ عِبادُکَ الصّالِحُونَ وَأعُوذُ بِکَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُکَ الْمُخْلَصُونَ».

«مسألۀ 1606» مستحب است در نماز عید فطر و قربان قرائت را بلند بخوانند.

«مسألۀ 1607» نماز عید سورۀ مخصوصى ندارد، ولى بهتر است که در رکعت اوّل آن سورۀ «شمس» (سورۀ 91) و در رکعت دوم سورۀ «غاشیه» (سورۀ 88) را بخوانند، یا در رکعت اوّل سورۀ «أعلى» (سورۀ 87) و در رکعت دوم سورۀ «شمس» را بخوانند.

«مسألۀ 1608» مستحب است روز عید فطر قبل از نماز عید، با خرما افطار کند و در عید قربان بعد از نماز، قدرى از گوشت قربانى بخورد.

«مسألۀ 1609» مستحب است پیش از نماز عید غسل کنند و دعاهایى را که پیش از نماز و بعد از آن در کتاب هاى دعا ذکر شده، به امید ثواب بخوانند.

«مسألۀ 1610» مستحب است در نماز عید بر زمین سجده کنند و در حال گفتن تکبیرها دست ها را بلند کنند.

«مسألۀ 1611» بعد از نماز مغرب و عشاى شب عید فطر و بعد از نماز صبح روز عید و بعد از نماز عید فطر، مستحب است این تکبیرها را بگوید: «اَللّهُ اکْبَرُ، اللّهُ اکْبَرُ، لاإلهَ إلَّا اللّهُ وَاللّهُ اکْبَرُ، اللّهُ اکْبَرُ وَللّهِ الْحَمْدُ، اللّهُ اکْبَرُ عَلى ما هَدانا».

«مسألۀ 1612» مستحب است انسان در عید قربان بعد از ده نماز که اوّل آنها نماز ظهر روز عید و آخر آنها نماز صبح روز دوازدهم ذى حجّه است، تکبیرهایى را که در مسألۀ پیش گفته شد بگوید و بعد از آن بگوید: «اَللّهُ اکْبَرُ عَلى ما رَزَقَنا مِنْ بَهیٖمَةِ الْأنْعامِ وَالْحَمْدُ للّهِ عَلى ما أبْلانا»، ولى اگر عید قربان در مِنى باشد، مستحب است بعد از پانزده نماز که اوّل آنها نماز ظهر روز عید و آخر آنها نماز صبح روز سیزدهم ذى حجّه است، این تکبیرها را بگوید.

«مسألۀ 1613» مأموم باید در نماز عید - همچون نمازهاى دیگر - بجز حمد و
سوره، ذکرهاى دیگر نماز را خودش بگوید.

«مسألۀ 1614» اگر مأموم هنگامى برسد که امام مقدارى از تکبیرها و قنوتها را گفته، باید بعد از آن که امام به رکوع رفت، آنچه را از تکبیرها و قنوتها که با امام نگفته، خودش بگوید و سپس خود را در رکوع به امام برساند و چنانچه در هر قنوت یک بار «سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ للّهِ» بگوید کافى است و اگر در رکوع به امام نرسید، بنابر احتیاط واجب نیّت فرادى کند و خودش نماز را تمام نماید.

«مسألۀ 1615» اگر مأموم امام جماعت را در رکوع نماز عید درک کند، مى تواند اقتدا نماید و به رکوع برود و اگر در رکعت دوم برسد، مى تواند اقتدا نماید و پس از چهار قنوت امام، قنوت پنجم و تکبیر آن را خودش بخواند و در رکوع به امام برسد و پس از سلام امام، برخیزد و رکعت دوم را خودش بجا آورد.

«مسألۀ 1616» خواندن نماز عید در زیر سقف کراهت دارد.

«مسألۀ 1617» اگر در حال خواندن قنوت در گفتن تکبیرها و یا خواندن قنوت هاى قبلى شک کند و یا در حال گفتن تکبیر در خواندن قنوت ها و یا گفتن تکبیرهاى قبلى شک نماید، نباید به شک خود اعتنا کند.

«مسألۀ 1618» اگر پیش از خواندن قنوت شک کند که تکبیر قبل از آن را گفته یا نه و یا پیش از گفتن تکبیر شک کند که قنوت قبل از آن را خوانده یا نه، باید به شک خود اعتنا نماید و آن قنوت یا تکبیرى را که شک در به جا آوردن آن دارد، به جا آورد.

«مسألۀ 1619» اگر پیش از رفتن به رکوع در تعداد تکبیرهاى نماز یا قنوت هاى آن شک کند، مثلاً شک کند که سه تکبیر گفته یا بیشتر، بنا را بر کمتر بگذارد و بقیۀ قنوتها و تکبیرها را به جا آورد و اگر بعد معلوم شود که گفته بوده، اشکال ندارد و اگر پس از رفتن به رکوع شک کند، به شک خود اعتنا ننماید.

«مسألۀ 1620» اگر قرائت یا تکبیرها یا قنوت ها را فراموش کند و بجا نیاورد، نمازش صحیح است.

«مسألۀ 1621» اگر رکوع یا دو سجده یا تکبیرة الاحرام را فراموش کند، نمازش
باطل است.

«مسألۀ 1622» اگر در نماز عید یک سجده یا تشهّد را فراموش کند، احتیاط مستحب آن است که بعد از نماز آن را به قصد رجاء و امید ثواب بجا آورد و اگر عملى انجام دهد که براى انجام آن، سجدۀ سهو در نمازهاى شبانه روزى لازم مى شود، احتیاط مستحب آن است که بعد از نماز به قصد رجاء و امید ثواب، دو سجدۀ سهو براى آن بجا آورد.

«مسألۀ 1623» اگر نماز عید در وقت خود خوانده نشود، قضا ندارد، ولى اگر ماه تا ظهر روز عید فطر ثابت نشود، بر حسب اخبار وارده، اقامۀ نماز عید در صبح روز بعد مانعى ندارد، ولى خوب است این عمل به قصد رجاء و امید ثواب انجام شود.