آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
مرجع تقلید شیعه
اشاره
مسافر باید در صورت وجود هشت شرط نماز ظهر و عصر و عشاء را شکسته (یعنى دو رکعتى) بجا آورد و روزۀ او نیز صحیح نیست:
* شرط اوّل: آن که سفر او کمتر از هشت فرسخ شرعى نباشد.
«مسألۀ 1296» کسى که مجموع مسافت رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است، اگر هیچکدام از رفتن و برگشتن او کمتر از چهار فرسخ نباشد، باید نماز را شکسته بخواند و اگر مجموع مسافت رفتن و برگشتن او هشت فرسخ بوده ولى رفت یا برگشت او کمتر از چهار فرسخ باشد، بنابر احتیاط واجب نماز را باید هم شکسته و هم تمام بخواند.
«مسألۀ 1297» اگر سفر مختصرى از هشت فرسخ کمتر باشد یا انسان نداند که سفر او هشت فرسخ است یا نه، نباید نماز را شکسته بخواند و چنانچه شک کند که سفر او هشت فرسخ است یا نه، در صورتى که تحقیق کردن براى او مشقّت داشته باشد، باید نماز را تمام بخواند و اگر مشقّت نداشته باشد، بنابر احتیاط واجب باید تحقیق کند و اگر بین مردم معروف باشد که سفر او هشت فرسخ است و براى او یقین یا اطمینان حاصل شود و یا دو عادل بگویند که سفر او هشت فرسخ است، نماز را شکسته بخواند.
«مسألۀ 1298» اگر یک نفر خبر دهد که سفر انسان هشت فرسخ است، عادل باشد یا نباشد، چنانچه از گفتۀ او اطمینان پیدا کند، در این صورت باید نمازش را شکسته بخواند وگرنه نمازش تمام است.
«مسألۀ 1299» اگر کسى که یقین دارد سفر او هشت فرسخ است، نماز را شکسته بخواند و بعد بفهمد که هشت فرسخ نبوده، باید آن نماز را چهار رکعتى بجا آورد و اگر وقت گذشته، قضا نماید.
«مسألۀ 1300» کسى که یقین دارد سفرش هشت فرسخ نیست یا شک دارد که هشت فرسخ است یا نه، چنانچه در بین راه بفهمد که سفر او هشت فرسخ بوده، اگرچه کمى از راه باقى باشد، باید نماز را شکسته بخواند و اگر بعد از تمام خواندن نماز بفهمد سفرش هشت فرسخ بوده، باید نماز را دوباره شکسته اعاده نماید، ولى در صورتى که بعد از وقت متوجه شود، لازم نیست نماز را قضا نماید.
«مسألۀ 1301» اگر بین دو محلّى که فاصله آنها کمتر از چهار فرسخ است، چند مرتبه رفت و آمد کند، اگرچه رفت و آمد او روى هم رفته هشت فرسخ شود، باید نماز را تمام بخواند.
«مسألۀ 1302» اگر محلّى دو راه داشته باشد که یک راه آن کمتر از هشت فرسخ و راه دیگر آن هشت فرسخ یا بیشتر باشد، چنانچه انسان از راهى که هشت فرسخ است به آنجا برود، باید نماز را شکسته بخواند و اگر از راهى که هشت فرسخ نیست برود، باید تمام بخواند.
«مسألۀ 1303» مبدأ محاسبه هشت فرسخ، آخرین ساختمانهاى شهر است و فرقى در این جهت بین بلاد صغیره و کبیره (شهرهاى کوچک و بزرگ) نیست، مگر آن که محلّه هاى یک شهر بزرگ به گونه اى از یکدیگر دور و جدا باشند که عرفاً چند محل حساب شوند، به گونه اى که اگر شخصى از یک محلّه به محلّۀ دیگر برود، بگویند:
«مسافرت کرده است» که در این صورت مبدأ محاسبۀ هشت فرسخ از آخر محله اى است که وطن او محسوب مى شود.
* شرط دوم: آن که از اوّل مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد؛ پس اگر به جایى که کمتر از هشت فرسخ است مسافرت کند و بعد از رسیدن به آنجا قصد کند به جایى برود که با مقدارى که آمده هشت فرسخ شود، چون از اوّل قصد هشت فرسخ را
نداشته، باید نماز را تمام بخواند، ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود یا حداقل چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد، باید نماز را شکسته بخواند.
«مسألۀ 1304» کسى که نمى داند سفرش چند فرسخ است، مثلاً براى پیدا کردن گمشده اى مسافرت مى کند و نمى داند که چه مقدار باید برود تا آن را پیدا کند، باید نماز را تمام بخواند، ولى در برگشتن چنانچه تا وطن خود یا جایى که مى خواهد ده روز در آنجا بماند هشت فرسخ یا بیشتر فاصله باشد، باید نماز را شکسته بخواند و نیز اگر در بین رفتن قصد کند که از آنجا هشت فرسخ برود یا حداقل چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد، باید نماز را شکسته بخواند.
«مسألۀ 1305» مسافر در صورتى باید نماز را شکسته بخواند که تصمیم داشته باشد هشت فرسخ برود، پس کسى که از شهر بیرون مى رود و مثلاً قصد او این است که اگر رفیق پیدا کند سفر هشت فرسخى برود، چنانچه اطمینان داشته باشد که رفیق پیدا مى کند، باید نماز را شکسته بخواند و اگر اطمینان نداشته باشد، باید تمام بخواند.
«مسألۀ 1306» کسى که قصد هشت فرسخ دارد، اگرچه در هر روز مقدار کمى راه برود، وقتى به جایى برسد که دیوارهاى شهر را نبیند و اذان آن را نشنود، باید نماز را شکسته بخواند؛ ولى اگر در هر روز مقدار خیلى کمى راه برود که نگویند مسافر است، باید نماز خود را تمام بخواند و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.
«مسألۀ 1307» کسى که در سفر به اختیار دیگرى است، مانند خدمتگزارى که با کارفرماى خود مسافرت مى کند، چنانچه بداند سفر او هشت فرسخ است، باید نماز را شکسته بخواند و اگر نداند، باید نماز خود را تمام بخواند.
«مسألۀ 1308» کسى که در سفر به اختیار دیگرى است، اگر بداند یا گمان داشته باشد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا مى شود و سفر نمى کند، باید نماز را تمام بخواند.
«مسألۀ 1309» کسى که در سفر به اختیار دیگرى است، اگر شک داشته باشد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا مى شود یا نه، باید نماز را تمام بخواند، بلکه اگر
احتمال جدایى نیز بدهد، حکم همین است؛ ولى اگر شک او از این جهت باشد که احتمال دهد مانعى براى سفر او پیش آید، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا نباشد، باید نماز خود را شکسته بخواند.
* شرط سوم: آن که در بین راه از قصد خود برنگردد؛ پس اگر پیش از رسیدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد یا مردّد شود، باید نماز را تمام بخواند.
«مسألۀ 1310» اگر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود، چنانچه تصمیم داشته باشد که همانجا بماند یا بعد از ده روز برگردد یا در برگشتن و ماندن مردّد باشد، باید نماز را تمام بخواند.
«مسألۀ 1311» اگر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود و تصمیم داشته باشد که پیش از ده روز برگردد و مسیر بازگشت او نیز کمتر از چهار فرسخ نباشد، باید نماز را شکسته بخواند.
«مسألۀ 1312» اگر براى رفتن به محلّى حرکت کند و بعد از رفتن مقدارى از راه بخواهد جاى دیگرى برود، چنانچه از محلّ اوّلى که حرکت کرده تا جایى که اکنون مى خواهد برود به اندازۀ مسافت شرعى باشد، باید نماز را شکسته بخواند.
«مسألۀ 1313» اگر پیش از آن که به هشت فرسخ برسد، مردّد شود که بقیّۀ راه را برود یا نه و هنگامى که مردّد است، راه نرود و بعد تصمیم بگیرد که بقیّۀ راه را برود، باید تا آخر مسافرت نماز را شکسته بخواند.
«مسألۀ 1314» اگر پیش از آن که به هشت فرسخ برسد، مردّد شود که بقیّۀ راه را برود یا نه و هنگامى که مردّد است، مقدارى راه برود و بعد تصمیم بگیرد که هشت فرسخ دیگر برود یا حداقل چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد، تا آخر مسافرت باید نماز را شکسته بخواند.
«مسألۀ 1315» اگر پیش از آن که به هشت فرسخ برسد، مردّد شود که بقیّۀ راه را برود یا نه و هنگامى که مردّد است، مقدارى راه برود و بعد تصمیم بگیرد که بقیّۀ راه را برود، چنانچه بقیّۀ سفر او به اندازۀ مسافت شرعى نباشد، باید نماز را تمام بخواند، ولى
اگر مجموع مسافتى که پیش از مردّد شدن و بعد از تصمیمِ دوباره مى رود، هشت فرسخ باشند، بنابر احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.
«مسألۀ 1316» اگر پیش از آن که از قصد خود برگردد، نماز شکسته خوانده باشد، احتیاط واجب آن است که دوباره آن را تمام بخواند و اگر وقت گذشته، آن را به صورت تمام قضا کند.
* شرط چهارم: آن که نخواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد یا ده روز یا بیشتر در جایى بماند؛ پس کسى که مى خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد یا ده روز در محلّى بماند، باید نماز را تمام بخواند.
«مسألۀ 1317» کسى که نمى داند پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن خود مى گذرد یا ده روز در محلى مى ماند یا نه، باید نماز را تمام بخواند.
«مسألۀ 1318» کسى که مى خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد یا ده روز در محلّى بماند و نیز کسى که مردّد است که از وطن خود بگذرد یا ده روز در محلّى بماند، اگر از ماندن ده روز یا گذشتن از وطن منصرف شود، باز هم باید نماز را تمام بخواند، مگر این که بقیّۀ راه هشت فرسخ باشد یا بخواهد از آن محل حداقل چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد که در این صورت باید نماز را شکسته بخواند.
* شرط پنجم: آن که براى کار حرامى سفر نکند، پس اگر براى کار حرامى - مانند دزدى - سفر کند، باید نماز را تمام بخواند و همچنین اگر خودِ سفر حرام باشد، مثل آن که سفر براى او ضرر داشته باشد یا زن بدون اجازۀ شوهر به سفرى برود که بر او واجب نباشد و منافات با وظایف همسرى او داشته باشد، باید نماز را تمام بخواند، ولى اگر مثل سفر حجّ واجب باشد، باید نماز را شکسته بخواند، هرچند بدون اجازۀ شوهر رفته باشد.
«مسألۀ 1319» سفرى که واجب نباشد و موجب اذیّت پدر و مادر باشد، حرام است و انسان باید در آن سفر، نماز را تمام بخواند و روزه اش نیز صحیح است.
«مسألۀ 1320» کسى که سفر او حرام نیست و براى کار حرام نیز سفر نمى کند، اگرچه در سفر معصیتى انجام دهد، مثلاً غیبت کند یا دزدى کند، باید نماز را
شکسته بخواند.
«مسألۀ 1321» اگر مخصوصاً براى آن که کار واجبى را ترک کند مسافرت نماید، نمازش تمام است؛ مثلاً کسى که بدهکار است، اگر بتواند بدهى خود را بدهد و طلبکار نیز آن را مطالبه کند، چنانچه در سفر نتواند بدهى خود را بدهد و مخصوصاً براى فرار از دادن قرض مسافرت نماید، باید نماز را تمام بخواند، ولى اگر مسافرت او براى ترک واجب نباشد، اما در مسافرت یکى از واجبات را ترک کند، باید نماز را شکسته بخواند و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.
«مسألۀ 1322» اگر سفر او سفر حرام نباشد ولى حیوان سوارى یا مرکب دیگرى که سوار آن است غصبى باشد، نمازش شکسته است و چنانچه در زمین غصبى مسافرت کند، بنابر احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته وهم تمام بخواند.
«مسألۀ 1323» اگر کسى که با ظالم مسافرت مى کند، ناچار به مسافرت با او نباشد و مسافرت او کمک به ظالم باشد یا موجب تقویت و سلطۀ او شود، باید نماز را تمام بخواند، ولى اگر ناچار باشد یا مثلاً براى نجات دادن مظلومى با او مسافرت کند، نمازش شکسته است.
«مسألۀ 1324» اگر به قصد تفریح و گردش مسافرت کند، حرام نیست و باید نماز را شکسته بخواند.
«مسألۀ 1325» اگر براى لهو و خوش گذرانى به شکار رود، نمازش تمام است و چنانچه براى تهیّۀ معاش یا براى کسب و زیاد کردن مال به شکار برود، نمازش شکسته است، هرچند احتیاط مستحب آن است که اگر شکار براى کسب و زیاد کردن مال باشد، نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند، ولى نباید روزه بگیرد.
«مسألۀ 1326» اگر کسى که براى معصیت سفر کرده، هنگامى که از سفر برمى گردد توبه کرده باشد، باید نماز را شکسته بخواند و اگر توبه نکرده باشد، باید تمام بخواند و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.
«مسألۀ 1327» اگر کسى که سفر او سفر معصیت است، در بین راه از قصد معصیت
برگردد، چنانچه بقیّۀ راه به اندازۀ مسافت شرعى باشد، باید نماز را شکسته بخواند، وگرنه باید آن را تمام بخواند.
«مسألۀ 1328» اگر کسى که براى معصیت سفر نکرده، در بین راه قصد کند که بقیّۀ راه را براى معصیت برود، باید نماز را تمام بخواند و نمازهایى که شکسته خوانده را بنابر احتیاط واجب باید دوباره تمام بخواند و اگر وقت آنها گذشته، به صورت تمام آنها را قضا نماید.
* شرط ششم: آن که مانند صحرانشین هایى نباشد که در بیابان ها گردش مى کنند و هر جا آب و خوراک براى خود و حیواناتشان پیدا شود، مى مانند و بعد از چندى به جاى دیگر مى روند، چون صحرانشین ها در این مسافرت ها باید نماز را تمام بخوانند.
«مسألۀ 1329» اگر یکى از صحرانشین ها براى پیدا کردن منزل و چراگاه براى حیوانات خود سفر کند، چنانچه سفر او به اندازۀ مسافت شرعى باشد، احتیاط واجب آن است که نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.
«مسألۀ 1330» اگر صحرانشین براى زیارت یا حجّ یا تجارت و مانند اینها از خانه و زندگى خود جدا شده و مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند.
* شرط هفتم: آن که شغل او مسافرت نباشد، بنابر این شتردار و راننده و چوبدار و کشتیبان و مانند اینها، اگرچه براى بردن اثاثیّۀ منزل خود مسافرت کنند، در غیر سفر اوّل باید نماز را تمام بخوانند.
«مسألۀ 1331» بازرگانان و پیشه وران سیّار، فرماندهان نیروهاى نظامى و انتظامى یا معلّمانى که محلّ کار آنها ثابت نیست، مأموران گشت مانند سیم بانان و راه بانان، مهمانداران هواپیما وقطار و کشتى و نیز کسانى که محلّ کار آنها در چند شهر است و همواره در بین آن شهرها رفت و آمد مى کنند، باید نماز خود را تمام خوانده و روزه بگیرند، بلکه همۀ افرادى که بیشتر اوقات در حال سفر هستند و تعداد روزهایى که در وطن هستند، کمتر از تعداد روزهایى است که در حال سفر هستند، باید نماز خود را در حال سفر تمام بخوانند و روزه نیز بگیرند و همچنین کسانى که در هر سه روز حداقل یک بار و یا هر شش
روز دو بار و یا در هر نه روز سه بار و مانند آن مسافرت مى کنند، باید در سفر نماز را کامل بخوانند و روزه نیز بگیرند. بنابر این اساتید و یا دانشجویانى که محل تدریس یا تحصیل آنها به اندازۀ مسافت شرعى از وطنشان فاصله دارد، چنانچه در هر سه روز یک بار یا هر شش روز دو بار و مانند آن از وطن خود به محل تدریس یا تحصیل خود بروند و یا این که بیشتر روزهاى هفته را در محل تحصیل یا تدریس باشند، باید در سفرى که براى تحصیل یا تدریس به آن شهر انجام مى دهند، نمازشان را تمام بخوانند و روزه نیز بگیرند.
«مسألۀ 1332» نماز چوپان ها - چه محلّ مخصوصى را براى چرانیدن گوسفندان انتخاب کرده باشند و چه نکرده باشند - تمام است.
«مسألۀ 1333» مهمانداران هواپیما، قطار یا کشتى که نوعاً در مسافرتند و نیز سایر کسانى که شغل آنان مسافرت است، چنانچه ده روز را در یک مکان با قصد اقامت بمانند و پس از آن دوباره مسافرت کنند، در سفر اوّلِ پس از ده روز، باید نماز خود را شکسته بخوانند، ولى در بقیّۀ سفرها نماز آنان تمام است و اگر بدون قصد اقامت ده روز بمانند، چنانچه در وطن خود بمانند، حکم همین است و اگر در محل دیگرى مانده باشند، بنابر احتیاط واجب در سفر اول نماز را هم شکسته و هم تمام بخوانند.
«مسألۀ 1334» منظور از سفر اول، سفرى است که پس از ده روز اقامت در وطن و یا محلّى که قصد ماندن ده روز در آن را کرده، آغاز مى شود و با بازگشت به وطن پایان مى یابد. البته چنانچه سفر اول طولانى شود، باید در آن سفر نیز نماز را شکسته بخواند.
«مسألۀ 1335» اگر کسى که شغل او مسافرت است، شک کند که در وطن خود یا جاى دیگر ده روز مانده یا نه، باید نماز را تمام بخواند.
«مسألۀ 1336» کسى که در هر هفته معمولاً چند روز در وطن خود مشغول به کار است و چند روز هم در خارج از شهر مشغول رانندگى است و حداقل به مقدار مسافت شرعى سفر مى کند، چنانچه بیشتر روزهاى هفته را در خارج از شهر و مشغول رانندگى باشد، نماز او تمام و روزه بر او واجب مى باشد.
«مسألۀ 1337» اگر راننده اى که در مسیر معیّنى سفر مى کند، اتّفاقاً مسیر خود را
براى کارش تغییر دهد - اگرچه یک مرتبه هم باشد - نمازش در آن مسیر تمام است.
«مسألۀ 1338» اگر کسى که شغل او مسافرت است، براى کار دیگرى مثل زیارت یا حجّ مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند؛ ولى اگر مثلاً راننده اى اتومبیل خود را براى زیارت کرایه بدهد و در ضمن خودش نیز زیارت کند، باید نماز را تمام بخواند.
«مسألۀ 1339» حمله دار - یعنى کسى که براى رساندن حاجیها به مکّه مسافرت مى کند - چنانچه در بیشتر ایام سال مشغول این کار باشد، باید نماز را تمام بخواند، ولى اگر فقط در ایام حجّ یا در ایام مخصوصى از سال به این کار مبادرت ورزد، باید نماز را در سفر شکسته بخواند.
«مسألۀ 1340» کسى که مثلاً فقط در تابستان یا زمستان شغل او مسافرت است، مثل راننده اى که فقط در تابستان یا زمستان اتومبیل خود را کرایه مى دهد، باید در سفرى که شغل او مى باشد، نماز را تمام بخواند و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.
«مسألۀ 1341» راننده و دوره گردى که در دو سه فرسخى شهر رفت و آمد مى کنند، چنانچه اتفاقاً سفر هشت فرسخى بروند، باید نماز را شکسته بخوانند.
«مسألۀ 1342» کسى که در شهرها سیاحت مى کند و براى خود وطنى اختیار نکرده، باید نماز را تمام بخواند.
«مسألۀ 1343» کسى که شغل او مسافرت نیست، اگر مثلاً در شهر یا در روستا جنسى داشته باشد که براى حمل و نقل آن مسافرت هاى پى درپى بکند، باید نماز را شکسته بخواند.
«مسألۀ 1344» کسى که از وطن خود صرف نظر کرده و مى خواهد وطن دیگرى براى خود اختیار کند، اگر شغل او مسافرت نباشد، باید در مسافرت نماز را شکسته بخواند؛ ولى چنانچه قصد او این باشد که وطنى براى خود اختیار نکند و یا این که مردّد باشد که وطن اختیار کند یا نه، باید نماز را تمام بخواند.
«مسألۀ 1345» کسى که دو وطن دارد، نمازش در هر دو وطن تمام است و
روزه اش را نیز در آن دو وطن باید بگیرد و چنانچه در هر سه روز یک بار یا در هر شش روز دو بار و یا به همین ترتیب در بین آن دو وطن به خاطر شغل خود رفت و آمد کند، در بین راه نیز نمازش تمام و روزه اش صحیح است.
* شرط هشتم: آن که به حَدّ تَرَخُّص برسد، یعنى از وطن خود به قدرى دور شود که در هواى صاف و بدون گرد و غبار، دیوار شهر را نبیند و صداى اذان آن را هم نشود و لازم نیست به قدرى دور شود که مناره ها و گنبدها را نبیند یا دیوارها هیچ پیدا نباشند، بلکه همین اندازه که دیوارها کاملاً معلوم نباشند، کافى است.
«مسألۀ 1346» اگر کسى که به سفر مى رود، به جایى برسد که اذان را نشنود ولى دیوار شهر را ببیند یا دیوار را نبیند ولى صداى اذان را بشنود، چنانچه بخواهد در آنجا نماز بخواند، بنابر احتیاط واجب باید هم شکسته و هم تمام بخواند.
«مسألۀ 1347» مسافرى که به وطن خود برمى گردد، وقتى دیوار وطن خود را ببیند و صداى اذان آن را بشنود، باید نماز را تمام بخواند
«مسألۀ 1348» هرگاه شهر در مکان بلندى باشد که از دور دیده شود یا به قدرى گود باشد که اگر انسان کمى دور شود، دیوار آن را نبیند، کسى که از آن شهر مسافرت مى کند، وقتى به اندازه اى دور شود که اگر آن شهر در زمین هموار بود دیوارش از آنجا دیده نمى شد، باید نماز خود را شکسته بخواند و نیز اگر پستى و بلندى خانه ها بیشتر از معمول باشد، باید ملاحظۀ معمول را بنماید.
«مسألۀ 1349» اگر از محلّى مسافرت کند که خانه و دیوار ندارد، وقتى به جایى برسد که اگر آن محل دیوار داشت از آنجا دیده نمى شد، باید نماز را شکسته بخواند.
«مسألۀ 1350» اگر به قدرى از محل دور شود که نداند صدایى که مى شنود صداى اذان است یا صداى دیگرى، باید نماز را شکسته بخواند؛ ولى اگر بفهمد اذان مى گویند و کلمات آن را تشخیص ندهد، باید تمام بخواند.
«مسألۀ 1351» اگر به قدرى از محل دور شود که اذان خانه ها را نشنود، ولى اذان شهر را که معمولاً در جاى بلندى مى گویند بشنود، باید نماز را تمام بخواند.
«مسألۀ 1352» اگر به جایى برسد که اذان شهر را که معمولاً در جاى بلندى مى گویند نشنود ولى اذانى را که در جاى خیلى بلند مى گویند بشنود، باید نماز را شکسته بخواند.
«مسألۀ 1353» اگر چشم یا گوش او یا صداى اذان غیر معمولى باشد، در محلّى باید نماز را شکسته بخواند که چشم متوسّط دیوار خانه ها را نبیند و گوش متوسّط صداى اذان معمولى را نشنود.
«مسألۀ 1354» اگر بخواهد در جایى نماز بخواند که شک دارد به حدّ ترخّص رسیده یا نه، باید نماز را تمام بخواند و هنگام برگشتن اگر شک کند که به حدّ ترخّص رسیده یا نه، باید شکسته بخواند؛ ولى اگر هم به هنگام رفتن و هم به هنگام بازگشتن بخواهد در جایى که شک دارد به حد ترخص هست یا نه، نماز چهار رکعتى بخواند، یا باید در آن جا نماز نخواند و یا این که در آن محل، نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.
«مسألۀ 1355» حکم حدّ ترخّص مخصوص وطن است و در مورد محلّى که با قصد ده روز در آنجا اقامت کرده و یا بدون قصد، سى روز در حال تردید در آنجا مانده است، حکم حد ترخّص جارى نیست؛ بنابر این کسى که به قصد مسافرت از محل اقامت خود و یا محلى که سى روز بدون قصد اقامت در آنجا مانده است خارج شود، به محض خارج شدن باید نماز را شکسته بخواند و در حال رفتن به محلى که قصد اقامت ده روز در آنجا را دارد، تا قبل از رسیدن به آن محل، باید نماز را شکسته بخواند.
