آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
مرجع تقلید شیعه
تیمّم
موارد تیمّم
در هفت مورد به جاى وضو و غسل باید تیمّم کرد:
* اوّل: آن که تهیۀ آب به قدر وضو یا غسل ممکن نباشد.
«مسألۀ 682» اگر انسان در آبادى باشد، باید براى تهیۀ آب وضو و غسل، به قدرى جستجو کند که از پیدا شدن آن ناامید شود و اگر در بیابان باشد، چنانچه زمین آن پست و بلند باشد و یا به واسطۀ درخت و مانند آن عبور در آن زمین مشکل باشد، باید در دایره اى که مرکز آن محل نماز خواندن اوست و شعاع آن به اندازۀ پرتاب یک تیر قدیمى است که با کمان پرتاب مى کردند ، در جستجوى آب برود و اگر زمین آن این گونه نباشد،
باید در دایره اى که شعاع آن به اندازۀ پرتاب دو تیر است جستجو نماید.
«مسألۀ 683» اگر بعضى از اطراف، هموار و بعضى دیگر پست و بلند بوده یا عبور در آن مشکل باشد، باید در طرفى که هموار است به اندازۀ پرتاب دو تیر و در طرفى که این طور نیست، به اندازۀ پرتاب یک تیر جستجو کند.
«مسألۀ 684» در هر طرفى که یقین دارد آب نیست، لازم نیست جستجو کند.
«مسألۀ 685» کسى که وقت نماز او تنگ نیست و براى تهیۀ آب وقت دارد، اگر یقین داشته باشد در محلّى دورتر از مقدارى که باید جستجو کند آب هست، در صورتى که مانعى نباشد و مشقّت نیز نداشته باشد، باید براى تهیۀ آب برود و اگر گمان داشته باشد که آب هست، رفتن به آن محل لازم نیست، لکن اگر گمان او نزدیک به یقین باشد، باید براى تهیۀ آب به آن محل برود.
«مسألۀ 686» لازم نیست خود انسان در جستجوى آب برود بلکه مى تواند کسى را که به گفتۀ او اطمینان دارد، بفرستد و در این صورت اگر یک نفر از طرف چند نفر برود کافى است.
«مسألۀ 687» اگر احتمال دهد داخل بار سفر او یا در منزل یا در قافله آب هست، باید به قدرى جستجو نماید که به نبودن آب یقین کند یا از پیدا کردن آن ناامید شود.
«مسألۀ 688» اگر پیش از وقت نماز جستجو نماید و آب پیدا نکند و تا وقت نماز همان جا بماند، لازم نیست که دوباره در جستجوى آب برود، ولى اگر احتمال عقلایى بدهد که در این مدت آبى در آنجا پیدا شده باشد، احتیاطاً باید دوباره جستجو کند.
«مسألۀ 689» اگر بعد از داخل شدن وقت نماز جستجو کند و آب پیدا نکند و تا وقت نماز دیگر در همان جا بماند، جستجو لازم نیست، ولى اگر احتمال عقلایى بدهد که در این مدت آبى در آنجا پیدا شده باشد، احتیاطاً باید دوباره جستجو کند.
«مسألۀ 690» اگر از درنده بترسد یا جستجوى آب به قدرى سخت باشد که نتواند تحمل کند یا وقت نماز به قدرى تنگ باشد که هیچ نتواند جستجو کند، جستجو لازم
نیست؛ ولى اگر بتواند مقدارى جستجو کند، جستجو به همان مقدار لازم است و اگر از دزد بر جان یا مال خود بترسد، نباید در جستجوى آب برود؛ ولى اگر مالى که احتمال مى دهد از بین برود به حسب حال او قابل اعتنا نباشد و ترس دیگرى نیز نداشته باشد، جستجوى آب واجب است.
«مسألۀ 691» اگر در جستجوى آب نرود تا وقت نماز تنگ شود، معصیت کرده، ولى نماز او با تیمّم صحیح است.
«مسألۀ 692» کسى که یقین دارد آب پیدا نمى کند، چنانچه به دنبال آب نرود و با تیمّم نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد که اگر جستجو مى کرد آب پیدا مى شد، نماز او باطل است.
«مسألۀ 693» اگر بعد از جستجو، آب پیدا نکند و با تیمّم نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد در جایى که جستجو کرده آب بوده، نماز او صحیح است.
«مسألۀ 694» اگر بعد از داخل شدن وقت نماز، وضو داشته باشد و بداند که اگر وضوى خود را باطل کند، نمى تواند وضو بگیرد یا آب پیدا نمى کند، چنانچه بتواند بدون ضرر و مشقّت وضوى خود را نگهدارد، نباید آن را مگر با جِماع - به تفصیلى که در مسألۀ 412 گذشت - باطل کند.
«مسألۀ 695» اگر پیش از وقت نماز وضو داشته باشد و بداند که اگر وضوى خود را باطل کند تهیۀ آب براى او ممکن نیست، چنانچه بتواند بدون ضرر و مشقّت وضوى خود را نگهدارد، احتیاط واجب آن است که آن را باطل نکند.
«مسألۀ 696» کسى که فقط به مقدار وضو یا به مقدار غسل آب دارد، در صورتى که بداند که اگر آن را بریزد آب پیدا نمى کند، چنانچه وقت نماز داخل شده باشد، ریختن آن حرام است، و احتیاط واجب آن است که پیش از وقت نماز نیز آن را نریزد.
«مسألۀ 697» اگر کسى بداند که آب پیدا نمى کند، در صورتى که وضوى خود را باطل کند یا آبى را که دارد بریزد، معصیت کرده، ولى نماز او با تیمّم صحیح است، اگرچه احتیاط مستحب آن است که قضاى آن نماز را نیز بخواند.
* دوم: اگر به واسطه پیرى یا ترس از دزد و جانور و مانند آنها یا نداشتن وسیله اى که آب از چاه بکشد، دسترسى به آب نداشته باشد.
«مسألۀ 698» اگر براى کشیدن آب از چاه، دلو و ریسمان و مانند اینها لازم داشته باشد و مجبور باشد آنها را بخرد یا کرایه نماید، اگرچه قیمت آنها چند برابر معمول باشد، باید تهیّه کند و همچنین اگر آب را به چندین برابر قیمت آن بفروشند، باید آن را بخرد، ولى اگر تهیۀ آنها به قدرى پول بخواهد که نسبت به حال او ضرر یا مشقت داشته باشد، واجب نیست تهیّه نماید.
«مسألۀ 699» اگر ناچار شود که براى تهیۀ آب پول قرض کند، باید قرض نماید، ولى کسى که مى داند یا گمان دارد که نمى تواند قرض خود را بدهد، واجب نیست قرض کند، بلکه نباید قرض کند.
«مسألۀ 700» اگر کندن چاه مشقّت نداشته باشد، باید براى تهیۀ آب چاه بکند.
«مسألۀ 701» اگر کسى بدون منّت و خوارى مقدارى آب به او ببخشد، باید آن را قبول کند.
* سوم: اگر از استعمال آب بر جان خود بترسد یا بترسد که به واسطۀ استعمال آن، مرض یا عیبى در او پیدا شود یا مرض او طولانى شود یا شدّت پیدا کند یا به سختى معالجه شود، باید تیمّم نماید؛ ولى اگر آب گرم براى او ضرر نداشته باشد، باید با آب گرم وضو بگیرد یا غسل کند.
«مسألۀ 702» لازم نیست یقین کند که آب براى او ضرر دارد، بلکه اگر احتمال ضرر نیز بدهد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد و از آن احتمال ترس براى او پیدا شود، باید تیمّم کند.
«مسألۀ 703» اگر به واسطۀ یقین یا ترس ضرر، تیمّم کند و پیش از نماز بفهمد که آب براى او ضرر ندارد، تیمّم او باطل است و اگر بعد از نماز بفهمد نیز بنا بر احتیاط واجب، نماز او باطل است.
«مسألۀ 704» کسى که نمى داند آب براى او ضرر دارد، چنانچه غسل کند یا وضو
بگیرد و بعد بفهمد که آب براى او ضررى داشته که از نظر شرع تحمل آن حرام است، وضو یا غسل او احتیاطاً باطل است و اگر ضرر آن به این حد نباشد، وضو یا غسل او صحیح مى باشد.
* چهارم: هرگاه بترسد که اگر آب را به مصرف وضو یا غسل برساند، خود یا همسر یا اولاد یا رفیق او و یا کسانى که با او مربوط هستند، مانند خدمتکاران، از تشنگى بمیرند یا مریض شوند یا به قدرى تشنه شوند که تحمّل آن مشقّت داشته باشد، باید به جاى وضو و غسل تیمّم نماید و نیز اگر حیوانى داشته باشد که معمولاً آن را براى خوردن ذبح نمى کنند - مانند اسب و قاطر - و بترسد که از تشنگى تلف شود، باید آب را به آن بدهد و تیمّم نماید و همچنین اگر کسى که حفظ جان او واجب است و یا حتى کسى که کشتن او فعلاً واجب نیست، به گونه اى تشنه باشد که اگر انسان آب را به او ندهد تلف شود، باید آب را به او بدهد.
«مسألۀ 705» اگر غیر از آب پاکى که براى وضو یا غسل دارد، آب نجسى نیز به مقدار آشامیدن خود و کسانى که با او مربوط هستند داشته باشد، باید آب پاک را براى آشامیدن بگذارد و با تیمّم نماز بخواند؛ ولى چنانچه آب را براى حیوان خود بخواهد، باید آب نجس را به آن بدهد و با آب پاک، وضو و غسل را انجام دهد.
* پنجم: کسى که بدن یا لباس او نجس است و کمى آب دارد که اگر با آن وضو بگیرد یا غسل کند، براى آب کشیدن بدن یا لباس او آبى باقى نمى ماند، چنانچه بتواند غساله وضو یا غسل را جمع کرده و با آن لباس یا بدن را تطهیر کند، باید همین کار را انجام دهد، وگرنه بنابر احتیاط واجب باید بدن یا لباس را آب بکشد و با تیمّم نماز بخواند؛ ولى اگر چیزى نداشته باشد که بر آن تیمّم کند، باید آب را به مصرف وضو یا غسل برساند.
* ششم: اگر غیر از آب یا ظرفى که استعمال آن حرام است، آب یا ظرف دیگرى نداشته باشد، مثلاً آب یا ظرف او غصبى بوده و غیر از آن، آب و ظرف دیگرى نداشته باشد، باید به جاى وضو و غسل، تیمّم کند.
* هفتم: هرگاه وقت به قدرى تنگ باشد که اگر وضو بگیرد یا غسل کند کمتر از یک
رکعت از نماز در وقت خوانده شود، باید تیمّم کند و اگر یک رکعت یا بیشتر در وقت خوانده شود، ولى مقدارى از آن در خارج وقت واقع شود، ظاهراً بین تیمّم و وضو مخیّر است، اگرچه بعید نیست که تیمّم موافق احتیاط باشد، اما اگر براى وضو و تیمّم یا براى غسل و تیمّم به یک اندازه وقت لازم باشد، باید وضو یا غسل به جا آورد.
«مسألۀ 706» اگر عمداً نماز را به قدرى تأخیر بیندازد که وقت براى وضو یا غسل نداشته باشد، معصیت کرده و باید نماز را با تیمّم بخواند، اگرچه احتیاط مستحب آن است که قضاى آن نماز را نیز بجا آورد.
«مسألۀ 707» کسى که شک دارد که اگر وضو بگیرد یا غسل کند، وقت براى نماز او باقى مى ماند یا نه، باید تیمّم کند.
«مسألۀ 708» اگر کسى گمان کند که براى وضو یا غسل وقت ندارد و با تیمّم نماز خود را بجا آورد و بعد بفهمد وقت داشته است، باید پس از به جا آوردن وضو یا غسل، نماز خود را دوباره بخواند.
«مسألۀ 709» اگر کسى که آب دارد به واسطۀ تنگى وقت با تیمّم مشغول نماز شود و در بین نماز، آبى را که داشته از دست بدهد و تا نمازهاى بعدى آب به دست نیاورد، چنانچه تیمّم خود را باطل نکرده باشد، مى تواند نمازهاى بعدى را با همان تیمّم بخواند، ولى اگر آب بعد از نماز از دست برود، اگرچه تیمّم خود را باطل نکرده باشد - در صورتى که وظیفۀ او تیمّم باشد - باید دوباره تیمّم نماید.
«مسألۀ 710» اگر به قدرى وقت داشته باشد که بتواند وضو بگیرد یا غسل کند و نماز را بدون اعمال مستحبّى آن (مثل اقامه و قنوت) بخواند، باید غسل کند یا وضو بگیرد و نماز را بدون اعمال مستحبّى آن بجا آورد، بلکه اگر به اندازۀ سوره نیز وقت نداشته باشد، باید غسل کند یا وضو بگیرد و نماز را بدون سوره بخواند.
چیزهایى که تیمّم بر آنها صحیح است
«مسألۀ 711» تیمّم بر خاک، ریگ، کلوخ و سنگ، اگر پاک باشند صحیح است، ولى
بنا بر احتیاط واجب با بودن خاک و یا چیزهاى دیگرى که تیمم بر آنها صحیح است، بر گل پخته مثل آجر و کوزه نمى توان تیمم کرد.
«مسألۀ 712» تیمّم بر سنگ گچ، سنگ آهک، سنگ مرمر و سایر اقسام سنگها صحیح است، ولى تیمّم بر جواهر، مثل سنگ عقیق و فیروزه، باطل مى باشد و بنا بر احتیاط واجب با بودن خاک یا چیزهاى دیگرى که تیمّم بر آنها صحیح است، نمى توان بر گچ و آهک پخته تیمّم کرد.
«مسألۀ 713» اگر خاک، ریگ، کلوخ و سنگ پیدا نشود، باید بر گرد و غبارى که روى فرش و لباس و مانند آنهاست، تیمّم نماید و اگر غبار در لاى لباس و فرش باشد، تیمّم بر آن صحیح نیست، مگر آن که اوّل کارى کند که غبار به سطح آن بیاید و بعد بر آن تیمّم کند و چنانچه گرد و غبار پیدا نشود، باید بر گِل تیمّم کند و اگر گِل نیز پیدا نشود، احتیاط واجب آن است که نماز را بدون تیمّم بخواند و بعداً قضاى آن را نیز بجا آورد.
«مسألۀ 714» در صورتى که خاک، ریگ، کلوخ و سنگ پیدا نشود، ولى گل پخته یا گچ و آهک پخته وجود داشته باشد، بنابر احتیاط واجب باید علاوه بر تیمّم بر گرد و غبار یا گل، بر آنها نیز تیمّم کند و اگر گرد و غبار و گل نیز وجود نداشته باشد، بنابر احتیاط باید بر آنها تیمّم کرده و نماز بخواند و بعد از وقت نیز نماز را اعاده کند.
«مسألۀ 715» اگر بتواند با تکان دادن فرش و مانند آن خاک تهیّه نماید، تیمّم بر گرد و غبار باطل است و اگر بتواند گِل را خشک کند و از آن خاک تهیّه نماید، تیمّم بر گِل باطل مى باشد.
«مسألۀ 716» اگر کسى که آب ندارد برف یا یخ داشته باشد، چنانچه ممکن باشد باید آن را آب کند و با آن وضو بگیرد یا غسل نماید و اگر ممکن نباشد و چیزى هم که تیمّم بر آن صحیح است نداشته باشد، احتیاط واجب آن است که نماز را بدون وضو و تیمّم بخواند و بعداً آن را قضا کند.
«مسألۀ 717» اگر چیزى مانند کاه که تیمّم بر آن باطل است با خاک و ریگ مخلوط شود، نمى تواند بر آن تیمّم کند؛ ولى اگر آن چیز به قدرى کم باشد که در خاک یا ریگ از
بین رفته حساب شود، تیمّم بر آن خاک و ریگ صحیح است.
«مسألۀ 718» اگر چیزى نداشته باشد که بر آن تیمّم کند، چنانچه ممکن باشد باید آن را با خریدن و مانند آن تهیّه نماید.
«مسألۀ 719» تیمّم بر دیوار گِلى صحیح است و احتیاط مستحب آن است که با بودن زمین یا خاک خشک، بر زمین یا خاک نمناک تیمّم نکند.
«مسألۀ 720» چیزى که بر آن تیمّم مى کند باید پاک باشد و اگر چیز پاکى که تیمّم بر آن صحیح است نداشته باشد، بنا بر احتیاط واجب باید آن نماز را بدون وضو و تیمّم بخواند و بعداً قضاى آن را نیز بجا آورد.
«مسألۀ 721» اگر یقین داشته باشد که تیمّم بر چیزى صحیح است و بر آن تیمّم نماید و بعد بفهمد که تیمّم بر آن باطل بوده، نمازهایى را که با آن تیمّم خوانده باید دوباره بخواند.
«مسألۀ 722» چیزى که بر آن تیمّم مى کند باید غصبى نباشد.
«مسألۀ 723» تیمم در فضاى غصبى باطل است، بنابر این اگر در ملک خود دستها را به زمین بزند و بدون اجازه داخل ملک دیگرى شود و دستها را به پیشانى بکشد، باید دوباره تیمم کند.
«مسألۀ 724» اگر نداند محل تیمّم غصبى است و یا فراموش کرده باشد، تیمّم او صحیح است؛ ولى اگر خود وى آن محل را غصب کرده باشد و سپس فراموش نموده باشد، تیمّم او در آن جا صحیح نیست.
«مسألۀ 725» کسى که در جاى غصبى حبس است، اگر آب و خاک آن محل غصبى باشد، چنانچه ناچار به استفاده از آب آن محل باشد، با آن وضو نیز مى تواند بگیرد و نباید تیمم کند.
«مسألۀ 726» مستحب است چیزى که بر آن تیمّم مى کند، گردى داشته باشد که به دست بماند و بعد از زدن دست بر آن، مستحب است دست را تکان دهد تا گرد آن بریزد.
«مسألۀ 727» تیمّم بر زمین گود و خاک جاده و زمین شوره زار که نمک روى آن را نگرفته، مکروه است و اگر نمک روى آن را گرفته باشد، باطل است.
شیوه تیمّم کردن
«مسألۀ 728» تیمم آن است که به قصد بدل از وضو یا غسل، کف دو دست را به چیزى که تیمّم بر آن صحیح است بزند و آنها را به صورت و پشت دستها بکشد، بنابر این در تیمم چهار چیز واجب است:
اوّل: نیّت؛ یعنى قصد کند به جهت فرمانبردارى از دستور خداوند به جاى وضو و یا غسل تیمم کند. دوم: زدن کف هر دو دست بر چیزى که تیمّم بر آن صحیح است.
سوم: کشیدن کف هر دو دست بر تمام پیشانى و دو طرف آن، از جایى که موى سر مى روید تا ابروها و بالاى بینى، و بنابر احتیاط واجب، باید دستها روى ابروها نیز کشیده شود. چهارم: کشیدن کف دست چپ بر تمام پشت دست راست و بعد از آن کشیدن کف دست راست بر تمام پشت دست چپ، و احتیاط واجب آن است که پس از مسح پیشانى و پیش از کشیدن کف دست ها بر پشت یکدیگر، یک بار دیگر دستها را بر زمین بزند.
«مسألۀ 729» تیمّم بدل از غسل و بدل از وضو با هم فرقى ندارند.
احکام تیمّم
«مسألۀ 730» کسى که نمى تواند غسل کند، اگر بخواهد عملى را که براى آن غسل واجب است انجام دهد، باید بدل از غسل تیمّم نماید و اگر نتواند وضو بگیرد و بخواهد عملى را که براى آن وضو واجب است انجام دهد، باید بدل از وضو تیمّم نماید.
«مسألۀ 731» در هنگام نیّت باید معیّن کند که تیمّم او بدل از غسل است یا بدل از وضو و اگر بدل از غسل باشد، باید آن غسل را و لو اجمالاً معیّن نماید؛ ولى چنانچه اشتباهاً به جاى بدل از وضو، بدل از غسل یا به جاى بدل از غسل، بدل از وضو نیّت کند یا مثلاً در تیمّم بدل از غسل جنابت، نیّت بدل از غسل مسّ میّت نماید، تیمّم او صحیح است.
«مسألۀ 732» اگر مختصرى از پیشانى و پشت دستها را نیز مسح نکند، تیمّم باطل است، چه عمداً مسح نکند و چه مسأله را نداند یا فراموش کرده باشد، ولى دقت زیاد
نیز لازم نیست و همین قدر که بگویند تمام پیشانى و پشت دست مسح شده کافى است.
«مسألۀ 733» براى آن که یقین کند تمام پشت دست را مسح کرده، باید مقدارى بالاتر از مچ را نیز مسح نماید، ولى مسح بین انگشتان لازم نیست.
«مسألۀ 734» پیشانى و پشت دستها را باید از بالا به پایین مسح نماید و اعمال آن را باید پشت سر هم بجا آورد و اگر بین آنها به قدرى فاصله بیندازد که نگویند تیمّم مى کند، تیمّم او باطل است.
«مسألۀ 735» در تیمّم باید پیشانى و کف دستها و پشت دستها پاک باشند و اگر کف دست نجس باشد و نتواند آن را آب بکشد، احتیاط واجب آن است که دو تیمّم کند، یکى با کف دست و دیگرى با پشت دست.
«مسألۀ 736» باید براى تیمّم انگشتر را از دست بیرون آورد و اگر در پیشانى یا پشت دستها یا در کف دستها مانعى باشد، مثلاً چیزى به آنها چسبیده باشد، باید آن را برطرف کرد.
«مسألۀ 737» اگر پیشانى یا پشت دستها زخم باشد و پارچه یا چیز دیگرى را بر آن بسته باشد و نتواند آن را باز کند، باید دست را روى آن بکشد و نیز اگر کف دست زخم باشد و پارچه یا چیز دیگرى را بر آن بسته باشد و نتواند آن را باز کند، باید دست را با همان پارچه به چیزى که تیمّم بر آن صحیح است بزند و بر پیشانى و پشت دستها بکشد.
«مسألۀ 738» اگر پیشانى و پشت دستها مو داشته باشد، اشکال ندارد، ولى اگر موى سر روى پیشانى آمده باشد، باید آن را عقب بزند.
«مسألۀ 739» اگر احتمال دهد که در پیشانى و کف دستها یا پشت دستها مانعى وجود داشته باشد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، باید جستجو نماید تا یقین یا اطمینان پیدا کند که مانعى نیست.
«مسألۀ 740» اگر وظیفۀ او تیمّم باشد و نتواند تیمّم کند، باید نائب بگیرد و کسى که نائب مى شود، باید دستهاى آن شخص را به چیزى که تیمّم بر آن صحیح است بزند و با آنها او را تیمّم دهد و اگر نتواند دست هاى او را بر چیزى که تیمّم بر آن صحیح است
بزند، چنانچه بتواند دست هاى او را بر آن چیز بگذارد و سپس او را با دست هاى خودش تیمّم دهد، باید همین کار را بکند و اگر این نیز ممکن نبود، باید دست خود را به چیزى که تیمّم بر آن صحیح است بزند و بر پیشانى و پشت دستهاى او بکشد.
«مسألۀ 741» اگر بعد از آن که مشغول بخشى از اعمال تیمّم شد، شک کند که قسمت پیش از آن را فراموش کرده یا نه و یا شک کند که آن را درست به جا آورده یا نه، اگر احتمال بدهد در حال عمل متوجه بوده، نباید اعتنا کند و تیمّم او صحیح است.
«مسألۀ 742» اگر بعد از مسح دست چپ شک کند که درست تیمّم کرده یا نه، چنانچه احتمال بدهد که در حال عمل متوجه بوده، تیمّم او صحیح است.
«مسألۀ 743» کسى که وظیفۀ او تیمّم است، بنابر احتیاط واجب نباید پیش از وقت نماز براى نماز تیمّم کند، ولى اگر براى کار واجب دیگرى یا عمل مستحبّى تیمّم کند و تا وقت نماز عذر او باقى باشد، مى تواند با همان تیمّم نماز بخواند.
«مسألۀ 744» اگر کسى که وظیفۀ او تیمّم است بداند یا گمان داشته باشد که تا آخر وقت عذر او باقى مى ماند، در وسعت وقت مى تواند با تیمّم نماز بخواند؛ بنابر این با احتمال برطرف شدن عذر نیز تیمم در وسعت وقت جایز است، ولى اگر بداند یا گمان داشته باشد که تا آخر وقت عذر او برطرف مى شود، باید صبر کند و با وضو یا غسل نماز بخواند یا در تنگى وقت با تیمّم نماز را بجا آورد.
«مسألۀ 745» کسى که نمى تواند وضو بگیرد یا غسل کند، مى تواند نمازهاى قضاى خود را با تیمّم بخواند، هر چند احتمال بدهد که بزودى عذر او برطرف مى شود، ولى در صورتى که بداند و یا گمان داشته باشد که عذر او به زودى برطرف مى شود، باید منتظر بماند.
«مسألۀ 746» کسى که نمى تواند وضو بگیرد یا غسل کند، جایز است نمازهاى مستحبّى مثل نافله هاى شبانه روزى را که وقت معیّنى دارند، حتى در اوّل وقت - به شرط آن که علم و یا گمان به برطرف شدن عذر تا آخر وقت نداشته باشد - با تیمّم بخواند.
«مسألۀ 747» کسى که احتیاطاً باید بین غسل جبیره اى و تیمّم جمع نماید، اگر بعد از
غسل و تیمّم نماز بخواند و بعد از نماز حَدَث اصغرى از او سر زند - مثلاً ادرار کند - باید براى نمازهاى بعد وضو بگیرد و احتیاطاً تیمّم بدل از غسل نیز بکند.
«مسألۀ 748» اگر به واسطۀ نداشتن آب یا عذر دیگرى تیمّم کند، بعد از برطرف شدن عذر، تیمّم او باطل مى شود.
«مسألۀ 749» چیزهایى که وضو را باطل مى کنند، تیمّم بدل از وضو را نیز باطل مى کنند و چیزهایى که غسل را باطل مى نمایند، تیمّم بدل از غسل را نیز باطل مى نمایند.
«مسألۀ 750» اگر بر کسى که نمى تواند غسل کند چند غسل واجب باشد، احتیاط واجب آن است که بدل هر یک از آنها یک تیمّم نماید.
«مسألۀ 751» اگر بدل از غسل جنابت تیمّم کند، لازم نیست براى نماز وضو بگیرد، ولى اگر بدل از غسل هاى دیگر تیمّم کند، احتیاطاً براى نماز باید وضو بگیرد و اگر نتواند وضو بگیرد، باید تیمّم دیگرى نیز بدل از وضو بنماید.
«مسألۀ 752» اگر بدل از غسل جنابت تیمّم کند و بعد کارى که وضو را باطل مى کند براى او پیش آید، چنانچه براى نمازهاى بعد نتواند غسل کند، باید وضو بگیرد و بنابر احتیاط واجب، تیمّم بدل از غسل نیز بکند و اگر وضو نیز نتواند بگیرد، مى تواند یک تیمّم به نیّت ما فى الذمّه (اعم از وضو و غسل جنابت) به جا آورد و کافى است.
«مسألۀ 753» اگر کسى که وظیفۀ او تیمّم است براى کارى تیمّم کند، تا تیمّم و عذر او باقى است، مى تواند اعمالى را که باید با وضو یا غسل انجام داد بجا آورد، ولى اگر با داشتن آب براى نماز میّت یا خوابیدن تیمّم کرده باشد، فقط کارى را که براى آن تیمّم نموده مى تواند انجام دهد و چنانچه به خاطر تنگى وقت تیمم کرده باشد، به احتیاط واجب نباید سایر اعمالى را که احتیاج به وضو یا غسل دارند انجام دهد.
«مسألۀ 754» در چند مورد مستحب است نمازهایى را که انسان با تیمّم خوانده ْدوباره بخواند:
اوّل: آن که از استعمال آب ترس داشته و عمداً خود را جنب کرده و با تیمّم نماز خوانده باشد. دوم: آن که مى دانسته یا گمان داشته که آب پیدا نمى کند و عمداً خود را
جنب کرده و با تیمّم نماز خوانده باشد. سوم: آن که تا آخر وقت عمداً در جستجوى آب نرود و با تیمّم نماز بخواند و بعد بفهمد که اگر جستجو مى کرد، آب پیدا مى شد.
چهارم: آن که عمداً نماز را تأخیر انداخته و در آخر وقت با تیمّم نماز خوانده باشد.
پنجم: آن که مى دانسته یا گمان داشته که آب پیدا نمى شود و آبى را که داشته ریخته و با تیمّم نماز خوانده است.
