آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

مرجع تقلید شیعه

اوّل: ضمانت عقدى

«ضمانت عقدى» ضمانتى است که با عقد و قرارداد خاصّى حاصل مى شود به این صورت که شخص ثالثى پرداخت بدهى فرد معیّنى را در روز معیّن به عهده مى گیرد و طلبکار این تعهد را مى پذیرد؛ به کسى که عهده دار پرداخت بدهى بدهکار شده «ضامن» مى گویند.

«مسألۀ 2611» اگر انسان بخواهد ضامن شود که بدهى کسى را بدهد، ضامن شدن او در صورتى صحیح است که به هر لفظى اگرچه عربى نباشد به طلبکار بگوید که:
«من ضامن شده ام طلب تو را بدهم» و طلبکار هم رضایت خود را بفهماند، ولى راضى بودن بدهکار شرط نیست، بلکه همین قدر که ضامن مقصود را بفهماند و طلبکار پذیرش خود را اعلام نماید کفایت مى کند.

«مسألۀ 2612» ضامن و طلبکار باید مکّلف و عاقل باشند و کسى هم آنها را مجبور نکرده باشد و نیز باید سفیه نباشند که مال خود را در کارهاى بیهوده مصرف کنند، اگرچه حاکم شرع هم آنها را منع نکرده باشد و نیز کسى که به واسطۀ ورشکستگى حاکم شرع او را از تصرّف در اموالش منع کرده، بابت طلبى که دارد، دیگرى نمى تواند ضامن او شود.

«مسألۀ 2613» هرگاه براى ضامن شدن خود شرطى قرار دهد، مثلاً بگوید: «اگر
بدهکار قرض تو را نداد من ضامنم» باطل است؛ ولى اگر پرداخت دین معلّق باشد، مثلاً بگوید: «من ضامنم و اگر بدهکار قرض خود را نداد من مى دهم» احتیاط واجب آن است که به ضامن شدن او ترتیب اثر بدهند.

«مسألۀ 2614» کسى که انسان ضامن بدهى او مى شود باید بدهکار باشد؛ بلکه اگر کسى بخواهد از دیگرى قرض کند حتى اگر هنوز قرض نکرده باشد، مى توان ضامن او شد.

«مسألۀ 2615» در صورتى انسان مى تواند ضامن شود که طلبکار و بدهکار و جنسِ بدهى معیّن باشد، یعنى مبهم یا مردّد نباشد؛ پس اگر دو نفر از کسى طلبکار باشند و انسان بگوید: «من ضامن هستم که طلب یکى از شماها را بدهم» چون معیّن نکرده که طلب کدام را بدهد، ضامن شدن او باطل است و نیز اگر کسى از دو نفر طلبکار باشد و انسان بگوید: «من ضامن هستم که بدهى یکى از آن دو نفر را به تو بدهم» چون معیّن نکرده که بدهى کدام را مى دهد، ضامن شدن او باطل مى باشد و همچنین اگر کسى از دیگرى مثلاً ده من گندم و هزار تومان پول طلبکار باشد و انسان بگوید: «من ضامن یکى از دو طلب تو هستم» و معیّن نکند که ضامن گندم است یا ضامن پول، ضمانت صحیح نیست.

«مسألۀ 2616» اگر طلبکار طلب خود را به ضامن ببخشد، ضامن نمى تواند از بدهکار چیزى بگیرد و همچنین اگر مقدارى از آن را ببخشد، نمى تواند آن مقدار را مطالبه نماید.

«مسألۀ 2617» اگر انسان ضامن شود که بدهىِ کسى را بدهد، نمى تواند از ضامن شدن خود برگردد.

«مسألۀ 2618» اگر ضامن و طلبکار شرط کنند که هر وقت بخواهند ضامن بودنِ ضامن را به هم بزنند، به هم خوردن آن محلّ اشکال است.

«مسألۀ 2619» اگر انسان هنگام ضامن شدن بتواند طلب طلبکار را بدهد، اگرچه بعد فقیر شود، طلبکار نمى تواند ضامن بودن او را به هم بزند و طلب خود را از بدهکار اوّل مطالبه نماید و همچنین است اگر در آن هنگام نتواند طلب او را بدهد، ولى طلبکار
بداند و به ضامن شدن او راضى شود.

«مسألۀ 2620» اگر انسان هنگامى که ضامن مى شود، نتواند طلب طلبکار را بدهد و طلبکار در آن وقت نداند و بعد متوجّه شود، مى تواند ضامن بودن او را به هم بزند.

«مسألۀ 2621» اگر کسى بدون اجازۀ بدهکار ضامن شود که بدهى او را بدهد، نمى تواند چیزى از او بگیرد.

«مسألۀ 2622» اگر کسى با اجازۀ بدهکار ضامن شود که بدهى او را بدهد، مى تواند مقدارى را که ضامن شده از او مطالبه نماید، ولى اگر به جاى جنسى که بدهکار بوده جنس دیگرى به طلبکار او بدهد، نمى تواند چیزى را که داده از او مطالبه نماید، مثلاً اگر ده من گندم بدهکار باشد و ضامن ده من برنج بدهد، نمى تواند برنج را از او مطالبه نماید، امّا اگر خود او راضى شود که برنج بدهد، اشکال ندارد.