آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

مرجع تقلید شیعه

واجبات نماز

اشاره

واجبات نماز یازده چیز است:
اوّل: نیّت، دوم: تکبیرةُ الاِحرام (یعنى گفتن «اَللّهُ اکْبَر» در اوّل نماز)، سوم: قیام (یعنى ایستادن)، چهارم: قرائت، پنجم: ذکر رکوع و سجود و رکعتهاى سوم و چهارم، ششم:
رکوع، هفتم: سجود، هشتم: تشهّد، نهم: سلام، دهم: ترتیب، یازدهم: موالات (یعنى پى
در پى بودن اجزاى نماز).

«مسألۀ 965» بعضى از واجبات نماز رکن هستند؛ یعنى اگر انسان آنها را عمداً یا سهواً بجا نیاورد یا در نماز اضافه کند، نماز باطل مى شود، ولى زیادى سهوى تکبیرة الاحرام موجب بطلان نماز نمى شود و بعضى دیگر رکن نیستند؛ یعنى اگر عمداً کم یا زیاد شوند، نماز باطل مى شود و چنانچه سهواً کم یا زیاد گردند، نماز باطل نمى شود. پنج چیز رکن نماز هستند:
اوّل: نیّت. دوم: تکبیرةُ الاِحرام. سوم: قیام در هنگام گفتن تکبیرةُ الاِحرام وقیام متّصل به رکوع (یعنى ایستادن پیش از رکوع). چهارم: رکوع. پنجم: دو سجده.

1 - نیّت

«مسألۀ 966» انسان باید نماز را به نیّت قربت، یعنى براى انجام فرمان خداوند بجا آورد و لازم نیست نیّت را از قلب خود بگذراند یا مثلاً به زبان بگوید که چهار رکعت نماز ظهر مى خوانم قربةً إلى اللّه.

«مسألۀ 967» لازم نیست نمازگزار به هنگام نیت شمارۀ رکعت هاى نمازى را که مى خواند تعیین کند؛ ولى باید متوجه باشد نمازى که مى خواند، مثلاً نماز ظهر است یا عصر و همچنین باید بداند که نماز ادا مى خواند یا قضا؛ ولى لازم نیست قصد وجوب یا استحباب نماید، مگر در مثل نماز صبح و نافلۀ آن که تعیین هر کدام متوقّف بر قصد وجوب یا استحباب مى باشد.

«مسألۀ 968» انسان باید از اوّل تا آخر نماز به نیّت خود باقى باشد؛ پس اگر در بین نماز به گونه اى غافل شود که اگر بپرسند: «چه مى کنى؟» نداند چه بگوید، نمازش باطل است.

«مسألۀ 969» انسان فقط باید براى انجام دستور خداوند یکتا نماز بخواند، پس نماز کسى که ریا کند، یعنى براى نشان دادن به مردم نماز بخواند، باطل است، خواه فقط براى مردم باشد یا هم خدا و هم مردم را در نظر بگیرد.

«مسألۀ 970» اگر قسمتى از نماز را براى غیر خدا بجا آورد، چنانچه آن قسمت مثل حمد و سوره واجب باشد و محل تدارک آن باقى باشد (مثل این که هنوز وارد رکوع نشده باشد)، بنابر احتیاط واجب باید آن را دوباره به قصد قربت تکرار کرده و نماز را تمام کند و سپس دوباره نماز را بخواند، و اگر نتواند آن را دوباره بگوید؛ یعنى محل تدارک آن گذشته باشد، نمازش باطل است؛ و اگر آن قسمت مانند قنوت مستحب باشد، بنابر احتیاط واجب نماز را تمام کند و سپس آن را دوباره بخواند، بلکه اگر تمام نماز را براى خدا بجا آورد، ولى براى نشان دادن به مردم در جاى مخصوصى مثل مسجد یا در وقت مخصوصى مثل اوّل وقت یا به طرز مخصوصى مثلاً با جماعت نماز بخواند، نماز او باطل است.

2 - تَکبیرةُ الإحرام

«مسألۀ 971» گفتن «الله اکبر» در اوّل هر نماز، واجب و «رکن» است و باید حروف «الله» و «اکبر»: و دو کلمه «الله اکبر» را پشت سر هم بگوید و نیز باید این دو کلمه به عربى صحیح گفته شوند و اگر به عربى غلط بگوید یا مثلاً ترجمۀ آن را به فارسى بگوید، صحیح نیست.

«مسألۀ 972» احتیاط واجب آن است که تکبیرة الاحرام نماز را به چیزى که پیش از آن مى خواند - مثلاً به اقامه یا به دعایى که پیش از تکبیر مى خواند - و همچنین به چیزى که پس از آن مى خواند، نچسباند.

«مسألۀ 973» هنگام گفتن تکبیرة الاحرام، بدن باید آرام باشد و اگر عمداً در حالى که بدن او حرکت دارد تکبیرة الاحرام را بگوید، احتیاطاً باید نماز را پس از اتمام آن اعاده کند، ولى چنانچه سهواً حرکت کند، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 974» نمازگزار باید تکبیر، حمد، سوره، ذکر و دعا را به گونه اى بخواند که خودش بشنود و اگر به واسطۀ سنگینى یا ناشنوایى گوش یا سر و صداى زیاد نمى شنود، باید به نحوى بگوید که اگر مانعى نباشد بشنود.

«مسألۀ 975» کسى که لال است یا زبان او مرضى دارد که نمى تواند «الله اکبر» را
درست بگوید، باید به هر نحو که مى تواند بگوید و اگر هیچ نمى تواند بگوید، باید در قلب خود بگذراند و براى تکبیر اشاره کند و اگر مى تواند، بنابر احتیاط واجب زبانش را نیز حرکت دهد.

«مسألۀ 976» مستحب است بعد از تکبیرة الاحرام بگوید: «یا مُحْسِنُ قَدْ أتاکَ الْمُسىءُ وَقَدْ أمَرْتَ الْمُحْسِنَ أنْ یَتَجَاوَزَ عَنِ الْمُسىءِ، أنْتَ الْمُحْسِنُ وَأنَا الْمُسىءُ، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَتَجاوَزْ عَنْ قَبیٖحِ ما تَعْلَمُ مِنّى» یعنى: «اى خدایى که به بندگان احسان مى کنى، بندۀ گنهکار به در خانۀ تو آمده و تو امر کرده اى که نیکوکار از گنهکار بگذرد، تو نیکوکارى و من گناهکار، به حقّ محمّد و آل محمّد صلى الله علیه و آله و سلم رحمت خود را بر محمّد و آل محمّد بفرست و از بدى هایى که مى دانى از من سر زده درگذر.»

«مسألۀ 977» مستحب است هنگام گفتن تکبیر اوّل نماز و تکبیرهاى بین نماز، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببرد.

«مسألۀ 978» اگر شک کند که تکبیرة الاحرام را گفته یا نه، چنانچه بعد از آن مشغول خواندن چیزى شده باشد، به شک خود اعتنا نکند و اگر چیزى نخوانده باشد، باید تکبیر را بگوید.

«مسألۀ 979» اگر بعد از گفتن تکبیرة الاحرام شک کند که آن را صحیح گفته یا نه، به شک خود اعتنا نکند.

«مسألۀ 980» مستحب است انسان علاوه بر تکبیرة الاحرام شش تکبیر دیگر نیز بگوید و مى تواند هر کدام از آنها را که خواست به عنوان تکبیرة الاحرام تعیین کند.

3 - قیام (ایستادن)

«مسألۀ 981» قیام در هنگام گفتن تَکبیرةُ الاِحرام و قیام متّصل به رکوع - به این معنا که از حالت قیام به رکوع برود - رکن است، ولى قیام در هنگام خواندن حمد و سوره و قیام بعد از رکوع رکن نیست و اگر کسى آن را از روى فراموشى ترک کند، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 982» واجب است پیش از گفتن تکبیر و بعد از آن مقدارى بایستد تا یقین
کند که در حال ایستادن، تکبیر گفته است.

«مسألۀ 983» اگر رکوع را فراموش کند و بعد از حمد و سوره بنشیند و به خاطر آورد که رکوع نکرده، باید بایستد و به رکوع رود و اگر بدون این که بایستد، به حال خمیدگى به رکوع برگردد، چون قیام متصل به رکوع را بجا نیاورده، نماز او باطل است.

«مسألۀ 984» نباید هنگامى که ایستاده است بدن را حرکت دهد و به طرفى خم شود و بنابر احتیاط به جایى تکیه نیز نباید بکند؛ ولى اگر از روى ناچارى باشد یا در حال خم شدن براى رکوع پاها را حرکت دهد، اشکال ندارد.

«مسألۀ 985» اگر هنگامى که ایستاده از روى فراموشى بدن را حرکت دهد یا به طرفى خم شود یا به جایى تکیه کند، اشکال ندارد، ولى اگر در قیام به هنگام گفتن تکبیرة الاحرام و قیام متصل به رکوع از روى فراموشى به طرفى خم شود، بنابر احتیاط واجب باید نماز را تمام کند و دوباره بخواند.

«مسألۀ 986» هنگام ایستادن بنابر احتیاط باید هر دو پا روى زمین باشد، ولى لازم نیست سنگینى بدن روى هر دو پا باشد و اگر روى یک پا نیز باشد، اشکال ندارد.

«مسألۀ 987» اگر کسى که مى تواند درست بایستد، پاها را به قدرى از هم فاصله دهد که به حال ایستادن معمولى نباشد، نماز او باطل است.

«مسألۀ 988» اگر انسان در نماز بخواهد کمى جلو یا عقب رود یا کمى بدن را به طرف راست یا چپ حرکت دهد، نباید چیزى بگوید، ولى «بِحَوْلِ اللّهِ وَقُوَّتِهِ أَقُومُ وَأَقْعُدُ» را باید در حال برخاستن بگوید و در هنگام گفتن ذکرهاى واجب نیز بدن باید بى حرکت باشد؛ بلکه احتیاط واجب آن است که در هنگام گفتن ذکرهاى مستحبّى نماز نیز بدنش آرام باشد.

«مسألۀ 989» اگر عمداً در حال حرکت بدن ذکر بگوید، مثلاً هنگام رفتن به رکوع یا سجده تکبیر بگوید، چنانچه آن را به قصد ذکرى که در نماز دستور داده اند بگوید، احتیاطاً باید نماز را دوباره بخواند و اگر به این قصد نگوید بلکه بخواهد ذکرى گفته باشد، نماز صحیح است.

«مسألۀ 990» حرکت دادن دست و انگشتان در هنگام خواندن حمد اشکال ندارد، اگرچه احتیاط مستحب آن است که آنها را نیز حرکت ندهد.

«مسألۀ 991» اگر هنگام خواندن حمد و سوره یا تسبیحات، بى اختیار به قدرى حرکت کند که از حال آرام بودن خارج شود، احتیاط واجب آن است که بعد از آرام گرفتن بدن، آنچه را در حال حرکت خوانده، دوباره بخواند.

«مسألۀ 992» اگر در بین نماز از ایستادن عاجز شود، باید بنشیند و اگر از نشستن نیز عاجز شود، باید بخوابد، ولى تا بدن آرام نگرفته، نباید چیزى بخواند.

«مسألۀ 993» انسان تا مى تواند ایستاده نماز بخواند نباید بنشیند، مثلاً کسى که در هنگام ایستادن، بدنش حرکت مى کند یا مجبور است به چیزى تکیه دهد یا بدنش را کج کند یا خم شود یا پاها را بیشتر از معمول از هم فاصله دهد، باید به هر نحوى که مى تواند ایستاده نماز بخواند، ولى اگر به هیچ صورت، حتّى مثل حال رکوع نیز نتواند بایستد، باید راست بنشیند و نشسته نماز بخواند.

«مسألۀ 994» انسان تا مى تواند بنشیند، نباید خوابیده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشیند، باید به هر نحو که مى تواند بنشیند و اگر به هیچ صورت نتواند بنشیند، باید به گونه اى که در احکام قبله گفته شد، به پهلوى راست بخوابد و اگر نتواند، به پهلوى چپ بخوابد و اگر آن نیز ممکن نباشد، به گونه اى به پشت بخوابد که کف پاهاى او رو به قبله باشد.

«مسألۀ 995» اگر کسى که نشسته نماز مى خواند، بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بایستد و رکوع را ایستاده بجا آورد، باید بایستد و از حال ایستاده به رکوع رود و اگر نتواند، باید رکوع را نیز نشسته بجا آورد.

«مسألۀ 996» اگر کسى که خوابیده نماز مى خواند، در بین نماز بتواند بنشیند، باید مقدارى را که مى تواند نشسته بخواند و نیز اگر مى تواند بایستد، باید مقدارى را که مى تواند ایستاده بخواند، ولى تا بدن آرام نگرفته، نباید چیزى بخواند.

«مسألۀ 997» اگر کسى که نشسته نماز مى خواند، در بین نماز بتواند بایستد، باید
مقدارى را که مى تواند، ایستاده بخواند، ولى تا بدن آرام نگرفته، نباید چیزى بخواند.

«مسألۀ 998» کسى که مى تواند بایستد، اگر بترسد که به واسطۀ ایستادن مریض شود یا ضررى به او برسد، باید نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن نیز بترسد، باید خوابیده نماز بخواند.

«مسألۀ 999» اگر انسان گمان داشته باشد که تا آخر وقت مى تواند ایستاده نماز بخواند، باید نماز را به تأخیر بیندازد، ولى اگر احتمال دهد، لازم نیست آن را به تأخیر بیندازد.

«مسألۀ 1000» مستحب است نمازگزار در حال ایستادن، ستون فقرات و گردن خود را صاف نگهدارد، شانه ها و دست ها را پایین بیندازد و کف دستها را روى رانها بگذارد، انگشتان را به هم بچسباند، جاى سجده را نگاه کند، سنگینى بدن را به طور مساوى روى دو پا بیندازد، با خضوع و خشوع باشد، پاها را پس و پیش نگذارد و پاها را سه انگشتِ باز تا یک وجب از هم فاصله دهد.

4 - قرائت

«مسألۀ 1001» در رکعت اوّل و دوم نمازهاى واجب شبانه روزى، انسان باید نخست سوره حمد و بعد از آن بنابر احتیاط یک سورۀ کامل بخواند.

«مسألۀ 1002» اگر وقت نماز تنگ باشد یا انسان ناچار شود که سوره را نخواند، مثلاً بترسد که اگر سوره را بخواند دزد یا درنده یا چیز دیگرى به او صدمه بزند، نباید سوره را بخواند و در حال بیمارى و همچنین اگر در کارى عجله داشته باشد، مى تواند سوره را نخواند.

«مسألۀ 1003» اگر عمداً سوره را پیش از حمد بخواند، نماز او باطل است و اگر سهواً سوره را پیش از حمد بخواند، چنانچه در بین آن به خاطر آورد، باید سوره را رها کند و بعد از خواندن حمد، سوره را از اوّل بخواند و اگر بعد از اتمام سوره و قبل از خواندن حمد یا در بین حمد یا پس از تمام کردن حمد و پیش از رفتن به رکوع به خاطر
آورد، پس از حمد همان سوره یا سورۀ دیگرى را به قصد رجا بخواند.

«مسألۀ 1004» اگر حمد و سوره یا یکى از آنها را فراموش کند و بعد از رسیدن به رکوع بفهمد، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1005» اگر پیش از آن که براى رکوع خم شود بفهمد که حمد و سوره را نخوانده، باید بخواند و اگر بفهمد سوره را نخوانده، باید فقط سوره را بخواند؛ ولى اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده، باید اوّل حمد و بعد از آن سوره را به قصد رجا بخواند و نیز اگر خم شود و پیش از آن که به حدّ رکوع برسد، بفهمد حمد و سوره یا سورۀ تنها یا حمد تنها را نخوانده، باید بایستد و به همین دستور عمل نماید.

«مسألۀ 1006» اگر یکى از چهار سوره اى را که آیۀ سجده دارد - یعنى سوره هاى:
سجده، فصّلت، نجم و علق - عمداً در نماز بخواند، چنانچه آیۀ سجده دار را در ضمن آن بخواند، نمازش باطل است، بلکه بنابر احتیاط با قرائت عمدى جزئى از این سوره ها نیز نماز باطل مى شود.

«مسألۀ 1007» اگر سهواً مشغول خواندن سوره اى شود که سجده واجب دارد، چنانچه پیش از رسیدن به آیۀ سجده بفهمد، باید آن سوره را رها کند و سورۀ دیگرى را بخواند و اگر بعد از خواندن آیۀ سجده بفهمد، باید در بین نماز با اشاره، سجدۀ آن را بجا آورد و همان سوره را تمام کند و پس از نماز به جهت آیۀ سجده یک سجده بجا آورد.

«مسألۀ 1008» اگر در نماز آیۀ سجده را بشنود، نماز او صحیح است و انجام سجده لازم نیست، ولى اگر به آن گوش کند، مانند کسى است که آیۀ سجده را بخواند.

«مسألۀ 1009» در نماز مستحبّى خواندن سوره لازم نیست، اگرچه آن نماز به واسطۀ نذر کردن واجب شده باشد؛ ولى در بعضى از نمازهاى مستحبّى مثل نماز شب دفن که سوره مخصوصى دارد، اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار کرده باشد، باید همان سوره را بخواند.

«مسألۀ 1010» در نماز جمعه و در نماز ظهر روز جمعه، مستحب است در رکعت اوّل بعد از حمد، سورۀ جمعه و در رکعت دوم بعد از حمد، سورۀ منافقین را بخواند
و اگر مشغول یکى از آنها شود، بنابر احتیاط واجب نمى تواند آن را رها کند و سورۀ دیگرى بخواند.

«مسألۀ 1011» اگر بعد از حمد مشغول خواندن سورۀ توحید -«قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» - یا سورۀ کافرون -«قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ» - شود، نمى تواند آن را رها کند و سورۀ دیگرى بخواند، ولى اگر در نماز جمعه و نماز ظهر روز جمعه از روى فراموشى به جاى سورۀ جمعه یا منافقین یکى از این دو سوره را بخواند، تا دو ثلث آن را نخوانده، مى تواند آن را رها کند و سورۀ «جمعه» یا «منافقین» را بخواند.

«مسألۀ 1012» اگر در نماز جمعه یا نماز ظهر روز جمعه عمداً سورۀ «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ»
یا سورۀ «قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ» را بخواند، بنابر احتیاط واجب نمى تواند آن را رها کند و سورۀ جمعه و منافقین را بخواند.

«مسألۀ 1013» اگر در نماز، غیر از سورۀ «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» و «قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ»
سورۀ دیگرى بخواند، تا به دو ثلث سوره نرسیده، مى تواند آن را رها کند و سورۀ دیگرى بخواند، اگرچه احتیاط مستحب آن است که پس از گذشتن از نصف سوره، به سورۀ دیگر عدول نکند.

«مسألۀ 1014» دو سورۀ «فیل» و «قریش» و نیز دو سورۀ «الضّحى» و «انشراح» با هم در نماز یک سوره محسوب مى شوند و باید با همان ترتیبى که در قرآن آمده و با گفتن «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» براى هر کدام خوانده شوند.

«مسألۀ 1015» هر سوره اى را که نمازگزار بخواهد بخواند، باید «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» آن را به نیّت همان سوره بگوید، پس نمى تواند اوّل «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» را بگوید و بعد سوره را انتخاب نماید و یا آن را به قصد سوره اى بگوید و سورۀ دیگرى را بخواند.

«مسألۀ 1016» اگر مقدارى از سوره را فراموش کند یا از روى ناچارى، مثلاً به واسطۀ تنگى وقت یا جهت دیگرى نتواند آن را تمام نماید، مى تواند آن سوره را رها کند و سورۀ دیگرى را بخواند، اگرچه از دو ثلث آن گذشته باشد یا سوره اى که مى خوانده،
«قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» یا «قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ» باشد.

«مسألۀ 1017» بر مرد واجب است حمد و سورۀ نمازهاى صبح، مغرب و عشاء را بلند بخواند و بر مرد و زن واجب است حمد و سورۀ نمازهاى ظهر و عصر را آهسته بخوانند.

«مسألۀ 1018» مرد باید در نمازهاى صبح، مغرب و عشاء مراقب باشد که تمام کلمات حمد و سوره حتى بنابر احتیاط حرف آخر آنها را بلند بخواند.

«مسألۀ 1019» ملاک در بلند و آهسته بودن صدا، تشخیص عرف است؛ بنابر این اگر صدا به اندازه اى آهسته باشد که تنها خود او بشنود و به نظر مردم بلند به حساب نیاید - هر چند جوهره داشته باشد - کافى نیست.

«مسألۀ 1020» زن مى تواند حمد و سورۀ نمازهاى صبح، مغرب و عشاء را بلند یا آهسته بخواند، ولى اگر نامحرم صداى او را بشنود، بنابر احتیاط واجب باید آهسته بخواند.

«مسألۀ 1021» اگر نمازگزار در جایى که باید نماز را بلند خواند، عمداً آهسته بخواند یا در جایى که باید آهسته خواند، عمداً بلند بخواند، نماز او باطل است؛ ولى اگر از روى فراموشى یا ندانستن مسأله باشد، صحیح است و اگر در بین خواندن حمد و سوره نیز بفهمد که اشتباه کرده، لازم نیست مقدارى را که خوانده دوباره بخواند.

«مسألۀ 1022» اگر کسى در خواندن حمد و سوره بیشتر از معمول صداى خود را بلند کند، مثل آن که آن را با فریاد بخواند، نماز او باطل است.

«مسألۀ 1023» انسان باید نماز را یاد بگیرد که غلط نخواند و کسى که به هیچ صورت نمى تواند صحیح آن را یاد بگیرد، باید به هر نحوى که مى تواند بخواند، گرچه احتیاط مستحب آن است که نماز خود را به جماعت بخواند.

«مسألۀ 1024» کسى که حمد و سوره و چیزهاى دیگر نماز را به خوبى نمى داند و مى تواند یاد بگیرد، چنانچه وقت نماز وسعت داشته باشد، باید یا نماز را به جماعت بخواند و یا آن را به نحو صحیح یاد بگیرد و اگر وقت تنگ باشد، بنابر احتیاط واجب در صورتى که ممکن باشد، باید نماز خود را به جماعت بخواند.

«مسألۀ 1025» براى یاد دادن واجبات یا مستحبات نماز مى توان مزد گرفت.

«مسألۀ 1026» اگر یکى از کلمات حمد یا سوره را عمداً نگوید یا عمداً به جاى یک حرف، حرف دیگرى بگوید، مثلاً به جاى حرف «ض» حرف «ظ» بگوید یا جایى که باید بدون کسره و فتحه خوانده شود، کسره و فتحه بدهد یا تشدید را نگوید، نماز او باطل است.

«مسألۀ 1027» اگر انسان کلمه اى را صحیح بداند و در نماز به همان نحو بخواند و بعد بفهمد غلط خوانده، لازم نیست دوباره نماز را بخواند و یا اگر وقت گذشته، آن را قضا نماید.

«مسألۀ 1028» اگر کسره و فتحه کلمه اى را نداند، باید یاد بگیرد؛ ولى اگر کلمه اى را که وقف کردن آخر آن جایز است همیشه وقف کند، یاد گرفتن کسره و فتحه آن لازم نیست و نیز اگر نداند مثلاً کلمه اى با «س» است یا با «ص»، باید یاد بگیرد و چنانچه دو نوع یا بیشتر بخواند - مثل آن که در «اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ» ، مستقیم را یک مرتبه با سین و یک مرتبه با صاد بخواند - نماز او باطل است، مگر آن که در کلمه اى هر دو نوع قرائت شده باشد - مانند کلمۀ «صراط» که «سراط» نیز قرائت شده - که در این صورت اگر هر دو را بگوید، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1029» اگر در کلمه اى «واو» باشد و حرف قبل از «واو» در آن کلمه ضمّه داشته باشد و حرف بعد از «واو» در آن کلمه «همزه» باشد - مثل کلمۀ «سُوْء» - باید آن «واو» را مدّ بدهد، یعنى آن را بکشد و همچنین اگر در کلمه اى «الف» باشد و حرف قبل از «الف» در آن کلمه فتحه داشته باشد و حرف بعد از «الف» در آن کلمه «همزه» باشد - مثل کلمۀ «جاءَ» - احتیاطاً باید «الف» آن را بکشد و نیز اگر در کلمه اى «یاء» باشد و حرف پیش از «یاء» در آن کلمه کسره داشته باشد و حرف بعد از «یاء» در آن کلمه همزه باشد - مثل کلمۀ «جِىْ ءَ» - باید «یاء» را با مدّ بخواند و اگر بعد از این «واو» و «الف» و «یاء»، به جاى «همزه» حرف ساکنى - یعنى حرفى که کسره و فتحه و ضمّه ندارد - باشد، باید این سه حرف را با مدّ بخواند، مثلاً در «ولاَ الضّالّیٖن» که بعد از «الف» حرف «لام» ساکن است، باید «الف» را با مدّ بخواند.

«مسألۀ 1030» بهتر است که در نماز «وقف به حرکت» و «وصل به سکون» ننماید و معنى وقف به حرکت آن است که فتحه، کسره یا ضمۀ آخر کلمه اى را بگوید و بین آن کلمه و کلمۀ بعد آن فاصله دهد، مثلاً بگوید:«اَلرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» و میم «اَلرَّحِیمِ» را کسره بدهد و بعد قدرى فاصله دهد و بگوید:«مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» و معنى وصل به سکون آن است که کسره، فتحه یا ضمۀ آخر کلمه اى را نگوید و آن کلمه را به کلمۀ بعد بچسباند، مثل آن که بگوید: «الرحمن الرحیم» و میم «الرحیم» را کسره ندهد و فوراً «مالک یوم الدین» را بگوید.

«مسألۀ 1031» هرگاه شک کند که آیه یا کلمه اى را درست گفته یا نه، اگر به خواندن چیزى که بعد از آن است مشغول نشده باشد، باید آن آیه یا کلمه را به نحو صحیح بخواند و اگر به چیزى که بعد از آن است مشغول شده باشد، چنانچه آن چیز رکن باشد، مثل آن که در رکوع شک کند که فلان کلمه از سوره را درست گفته یا نه، نباید به شک خود اعتنا کند و اگر رکن نباشد، مثلاً هنگام گفتن «اَللّهُ الصَّمَدُ» شک کند که «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» را درست گفته یا نه، لازم نیست به شک خود اعتنا کند، ولى اگر براى مراعات احتیاط برگردد و آن را به نحو صحیح بگوید، اشکال ندارد و اگر چند مرتبه نیز شک کند، مى تواند چند بار بگوید، اما اگر به حدّ وسواس برسد، دیگر نباید تکرار کند و چنانچه باز هم بگوید، بنابر احتیاط واجب باید نماز خود را دوباره بخواند.

«مسألۀ 1032» مستحب است در رکعت اوّل پیش از خواندن حمد بگوید: «اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیٖمِ» و در رکعت اوّل و دوم نماز ظهر و عصر «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»
را بلند بگوید و مستحب است حمد و سوره را شمرده بخواند و در آخر هر آیه وقف کند؛ یعنى آن را به آیۀ بعد نچسباند و در حال خواندن حمد و سوره، به معناى آیه توجه داشته باشد. اگر نماز را به جماعت مى خواند، بعد از تمام شدن حمد امام و اگر فرادى مى خواند، بعد از آن که حمد خود او تمام شد بگوید:«اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ» و بعد از خواندن سورۀ «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» ، یک یا دو یا سه مرتبه «کَذلِکَ اللّهُ رَبِّى» یا سه مرتبه «کَذلِکَ اللّهُ رَبُّنا» بگوید و بعد از خواندن سوره کمى صبر کند، بعد تکبیر پیش از رکوع را بگوید یا قنوت را بخواند.

«مسألۀ 1033» مستحب است در تمام نمازها، در رکعت اوّل، سوره «إنا أنزلناه» و در رکعت دوم، سورۀ «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» را بخواند.

«مسألۀ 1034» مکروه است که انسان در هیچ یک از نمازهاى یک شبانه روز، سورۀ «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» را نخواند.

«مسألۀ 1035» خواندن سورۀ «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» به یک نفس مکروه است.

«مسألۀ 1036» مکروه است سوره اى را که در رکعت اوّل خوانده در رکعت دوم نیز بخواند، ولى اگر سورۀ «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» را در هر دو رکعت بخواند، مکروه نیست.

5 - ذکر

بر نمازگزار واجب است که در حال رکوع و سجود و همچنین در رکعت هاى سوم و چهارم نمازهاى سه رکعتى و چهار رکعتى ذکر بگوید. احکام ذکر رکوع و سجود در مسائل آینده خواهد آمد.

«مسألۀ 1037» نمازگزار مى تواند در رکعت سوم و چهارم نماز، فقط سورۀ حمد بخواند و یا یک مرتبه «تسبیحات اربعه» را بگوید، یعنى بگوید: «سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ للّهِ وَلا إلهَ إلَّااللّهُ وَاللّهُ أَکْبَرُ» و احتیاط مستحب آن است که کمتر از سه مرتبه نگوید و مى تواند در یک رکعت، حمد و در رکعت دیگر، تسبیحات را بگوید.

«مسألۀ 1038» بنابر احتیاط بر مرد و زن، واجب است که در رکعت سوم و چهارم نماز، حمد یا تسبیحات اربعه را آهسته بخوانند.

«مسألۀ 1039» اگر در رکعت سوم یا چهارم عمداً حمد یا تسبیحات را بلند بخواند، بنابر احتیاط نمازش باطل است، ولى اگر به علت ندانستن حکم مسأله یا فراموشى بلند بخواند، نمازش صحیح است و نیازى به اعادۀ حمد یا تسبیحات نیست.

«مسألۀ 1040» اگر در رکعت سوم و چهارم حمد بخواند، بنابر احتیاط واجب باید «بسم اللّه» آن را نیز آهسته بگوید.

«مسألۀ 1041» کسى که نمى تواند تسبیحات اربعه را یاد بگیرد یا درست بخواند، باید
در رکعت سوم و چهارم سوره حمد را بخواند.

«مسألۀ 1042» اگر در دو رکعت اوّل نماز به گمان این که دو رکعت آخر است تسبیحات اربعه را بگوید، چنانچه پیش از رکوع بفهمد، باید حمد و سوره را بخواند و اگر در رکوع یا بعد از رکوع بفهمد، نمازش صحیح است.

«مسألۀ 1043» اگر در دو رکعت آخر نماز به گمان این که در دو رکعت اوّل است، حمد بخواند یا در دو رکعت اوّل نماز با این که گمان مى کرده در دو رکعت آخر است حمد بخواند، چه پیش از رکوع بفهمد چه بعد از آن، نمازش صحیح است.

«مسألۀ 1044» اگر در رکعت سوم یا چهارم بخواهد حمد بخواند، ولى تسبیحات به زبانش بیاید یا بخواهد تسبیحات بخواند، ولى حمد به زبانش بیاید، چنانچه کاملاً غافل بوده و بدون قصد مشغول خواندن آن شده، باید آن را رها کند و دوباره حمد یا تسبیحات را بخواند، ولى اگر عادت او خواندن چیزى بوده که به زبانش آمده و در خزانه قلبش آن را قصد داشته، مى تواند همان را تمام کند و نمازش صحیح است.

«مسألۀ 1045» در رکعت سوم و چهارم مستحب است بعد از تسبیحات اربعه استغفار کند، مثلاً بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبِّى وَأَتُوبُ إلَیْهِ» یا بگوید: «أَللّهُمَّ اغْفِرْ لِى» و اگر به گمان آن که حمد یا تسبیحات را گفته، مشغول گفتن استغفار شود و شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه، نباید به شک خود اعتنا نماید؛ ولى اگر استغفار نکند و پیش از آن که به رکوع برود، شک کند حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه، باید حمد یا تسبیحات اربعه را بخواند. همچنین اگر بدون گفتن استغفار براى رکوع خم شود و پیش از آن که به حدّ رکوع برسد، شک کند، باید برگردد و حمد یا تسبیحات را بخواند.

6 - رکوع

«مسألۀ 1046» نمازگزار در هر رکعت بعد از قرائت یا گفتن تسبیحات اربعه و یا قنوت، باید به اندازه اى خم شود که بتواند کف دست ها را به زانو بگذارد و این عمل را «رکوع» مى گویند.

«مسألۀ 1047» بنابر احتیاط واجب نمازگزار در هنگام رکوع باید کف دست هاى خود را روى زانوها قرار دهد.

«مسألۀ 1048» چنانچه رکوع را به نحو غیر معمول بجا آورد، مثلاً به چپ یا راست خم شود، اگرچه دستهاى او به زانو برسند، صحیح نیست.

«مسألۀ 1049» خم شدن باید به قصد رکوع باشد، پس اگر به قصد کار دیگرى، مثلاً براى کشتن حیوانى خم شود، نمى تواند آن را رکوع حساب کند، بلکه باید بایستد و دوباره براى رکوع خم شود و به واسطۀ این عمل، رکن زیاد نشده و نماز باطل نمى شود.

«مسألۀ 1050» کسى که دست یا زانوى او با دست و زانوى دیگران فرق دارد، مثلاً دست او به قدرى بلند است که اگر کمى خم شود، به زانو مى رسد یا زانوى او به قدرى پایین تر از حدّ معمول است که باید خیلى خم شود تا دستش به زانو برسد، باید به اندازۀ معمول افراد عادى خم شود.

«مسألۀ 1051» کسى که نشسته رکوع مى کند، باید به قدرى خم شود که عرفاً بگویند رکوع کرده و بهتر است به قدرى خم شود که صورت نزدیک جاى سجده برسد.

«مسألۀ 1052» در حال رکوع، گفتن ذکر واجب است و ذکر رکوع «سبحان الله» و یا «سُبْحانَ رَبّىِ َ الْعَظیٖمِ وَبِحَمْدِهِ» مى باشد و چنانچه در رکوع ذکر «سُبْحانَ اللّهِ» بگوید، بنابر احتیاط واجب باید آن را سه مرتبه تکرار کند؛ ولى در صورت ضرورت و تنگى وقت، گفتن یک «سُبْحانَ اللّهِ» نیز کافى است و چنانچه ذکر «سُبْحانَ رَبّىِ َ الْعَظیٖمِ وَبِحَمْدِهِ» را بگوید، یک بار کافى است. گفتن ذکرهاى دیگر، مثل «اَلْحَمْدُ للّهِ» یا «اللّهُ اکْبَرُ» به جاى دو ذکر فوق نیز در رکوع جایز است، به شرط آن که به اندازۀ سه بار «سُبْحانَ اللّهِ» باشد.

«مسألۀ 1053» ذکر رکوع باید به دنبال هم و به عربى صحیح گفته شود و مستحب است «سُبْحانَ رَبّىِ َ الْعَظیٖمِ وَبِحَمْدِهِ» را سه یا پنج یا هفت مرتبه و بلکه بیشتر بگویند.

«مسألۀ 1054» باید بدن در رکوع به مقدار ذکر واجب آرام باشد و در ذکر مستحب نیز اگر آن را به قصد ذکرى که براى رکوع دستور داده اند بگوید، بنابر احتیاط واجب آرام بودن بدن لازم است.

«مسألۀ 1055» اگر هنگامى که ذکر رکوع را مى گوید، بى اختیار به قدرى حرکت کند که بدن از حال آرام بودن خارج شود، نمازش صحیح است، ولى چنانچه در حال گفتن ذکر واجب، بى اختیار حرکت کرده باشد، احتیاط واجب آن است که بعد از آرام گرفتن بدن، دوباره ذکر را بگوید و اگر کمى حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج نشود یا انگشتان را حرکت دهد، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1056» اگر پیش از آن که به مقدار رکوع خم شود و بدن آرام گیرد، عمداً ذکر واجب رکوع را بگوید، نماز او باطل است.

«مسألۀ 1057» اگر پیش از تمام شدن ذکر واجب، عمداً سر از رکوع بردارد، نماز او باطل است و اگر سهواً سر بردارد، چنانچه پیش از آن که از حال رکوع خارج شود به خاطر آورد که ذکر رکوع را تمام نکرده، باید در حال رکوع و با آرامش بدن دوباره ذکر را بگوید و اگر بعد از آن که از حال رکوع خارج شد به خاطر آورد، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1058» اگر نتواند به مقدار ذکر واجب در رکوع بماند، در صورتى که بتواند پیش از آن که از حدّ رکوع خارج شود، ذکر را بگوید، باید در آن حال تمام کند و اگر نتواند، چنانچه به مقدار یک «سبحان اللّه» هم بتواند در حال رکوع بماند، باید در حال رکوع آن را بگوید و اگر به این مقدار هم نتواند، بنابر احتیاط ذکر را در حال برخاستن به قصد قربت مطلقه بگوید.

«مسألۀ 1059» اگر به واسطۀ بیمارى و مانند آن در رکوع آرام نگیرد، نماز صحیح است، ولى باید پیش از آن که از حال رکوع خارج شود، به مقدار ذکر واجب، یعنى «سُبْحانَ رَبّىِ َ الْعَظیٖمِ وَبِحَمْدِهِ» یا سه مرتبه «سُبْحانَ اللّه» ذکر بگوید.

«مسألۀ 1060» اگر نتواند به اندازۀ رکوع خم شود، باید به چیزى تکیه دهد و رکوع کند و اگر هنگامى که تکیه داده نیز نتواند به نحو معمول رکوع کند، باید به هر اندازه که مى تواند خم شود و اگر هیچ نتواند خم شود، باید هنگام رکوع بنشیند و نشسته رکوع کند و احتیاط واجب آن است که نماز دیگرى نیز بخواند و براى رکوع آن با سر اشاره نماید.

«مسألۀ 1061» اگر کسى که مى تواند ایستاده نماز بخواند، در حال ایستاده یا نشسته
نتواند رکوع کند، باید ایستاده نماز بخواند و براى رکوع با سر اشاره کند و اگر نتواند اشاره کند، باید به نیّت رکوع چشمها را ببندد و ذکر آن را بگوید و به نیّت برخاستن از رکوع، چشمها را باز کند و اگر از این عمل نیز عاجز باشد، باید در قلب خود نیّت رکوع کند و ذکر آن را بگوید.

«مسألۀ 1062» کسى که نمى تواند ایستاده یا نشسته رکوع کند و براى رکوع فقط مى تواند در حالى که نشسته است، کمى خم شود یا در حالى که ایستاده است با سر اشاره کند، باید ایستاده نماز بخواند و براى رکوع با سر اشاره نماید و احتیاط واجب آن است که نماز دیگرى نیز بخواند و هنگام رکوع آن بنشیند و هر اندازه که مى تواند براى رکوع خم شود.

«مسألۀ 1063» اگر بعد از رسیدن به حد رکوع و آرام گرفتن بدن، سر بردارد و دو مرتبه به قصد رکوع به اندازۀ رکوع خم شود، نماز او باطل است؛ بلکه چنانچه قبل از آرام گرفتن بدن نیز از رکوع سر بردارد و دو مرتبه به قصد رکوع به اندازۀ رکوع خم شود، بنابر احتیاط واجب باید نماز را از سر بگیرد و نیز اگر بعد از آن که به اندازۀ رکوع خم شد و بدن آرام گرفت، به قصد رکوع به قدرى خم شود که از اندازۀ رکوع بگذرد و دوباره به رکوع برگردد، به صورتى که گفته شود رکوع اضافى انجام داده، نمازش باطل است و بهتر آن است که نماز را تمام کند و دوباره از سر بخواند.

«مسألۀ 1064» بعد از تمام شدن ذکر رکوع، باید راست بایستد و بعد از آن که بدن آرام گرفت، به سجده رود و اگر عمداً پیش از ایستادن یا پیش از آرام گرفتن بدن به سجده رود، نماز او باطل است.

«مسألۀ 1065» اگر رکوع را فراموش کند و پیش از آن که به سجده برسد به خاطر آورد، باید بایستد و بعد به رکوع رود و چنانچه به حالت خمیدگى به رکوع برگردد، نماز او باطل است.

«مسألۀ 1066» اگر نمازگزار بعد از آن که پیشانیش به زمین رسید به خاطر آورد که رکوع نکرده، نمازش باطل است.

«مسألۀ 1067» مستحب است پیش از رفتن به رکوع در حالى که راست ایستاده، تکبیر بگوید و در رکوع زانوها را به طرف عقب دهد، پشت را صاف نگهدارد و گردن را بکشد و مساوى پشت نگهدارد، بین دو قدم را نگاه کند، پیش از ذکر یا بعد از آن صلوات بفرستد و بعد از آن که از رکوع برخاست و راست ایستاد، در حال آرامش بدن بگوید:
«سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ».

7 - سجود

اشاره

«مسألۀ 1068» نمازگزار باید در هر رکعت از نمازهاى واجب و مستحب، بعد از رکوع دو سجده بجا آورد و در سجده لازم است که پیشانى و کف دو دست و سر دو زانو و دو انگشت بزرگ پاها را بر زمین بگذارد.

«مسألۀ 1069» لازم نیست تمام پیشانى روى زمین قرار گیرد، بلکه به اندازه اى که عرفاً سجده گفته شود، کفایت مى کند و بنابر احتیاط جاى سجده نباید از مقدار یک درهم کمتر باشد و اگر همین مقدار متفرق بوده ولى مثل دانه هاى تسبیح به هم اتصال داشته باشد، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1070» دو سجده روى هم یک «رکن» است و اگر کسى در نماز واجب عمداً یا از روى فراموشى هر دو را ترک کند یا دو سجدۀ دیگر به آنها اضافه نماید، نماز او باطل است.

«مسألۀ 1071» اگر عمداً یک سجده را کم یا زیاد کند، نماز باطل مى شود و اگر سهواً در یک رکعت یک سجده زیادى به جا آورد، نمازش صحیح است و چنانچه سهواً یک سجده را به جا نیاورد، حکم آن در مسائل بعدى گفته خواهد شد.

«مسألۀ 1072» اگر پیشانى را عمداً یا سهواً به زمین نگذارد، سجده نکرده است، اگرچه اعضاى دیگر سجده به زمین برسند، ولى اگر پیشانى را به زمین بگذارد و سهواً اعضاى دیگر را به زمین نرساند یا سهواً ذکر نگوید، سجده صحیح است.

«مسألۀ 1073» حکم ذکر سجده مانند حکم ذکر رکوع است که در مسألۀ 1052
بیان شد، با این تفاوت که در سجده به جاى ذکر «سُبْحانَ رَبّىِ َ الْعَظیٖمِ وَبِحَمْدِهِ» ذکر «سُبْحانَ رَبّىِ َ الاَعْلى وَبِحَمْدِهِ» گفته مى شود.

«مسألۀ 1074» باید بدن در سجده به مقدار ذکر واجب آرام باشد و هنگام گفتن ذکر مستحب نیز اگر آن را به قصد ذکرى که براى سجده دستور داده اند بگوید، بنابر احتیاط آرام بودن بدن لازم است.

«مسألۀ 1075» اگر پیش از آن که پیشانى به زمین برسد و بدن آرام بگیرد، عمداً ذکر واجب سجده را بگوید یا پیش از تمام شدن ذکر واجب، عمداً سر از سجده بردارد، نماز باطل است.

«مسألۀ 1076» اگر پیش از آن که پیشانى به زمین برسد، سهواً ذکر سجده را بگوید و پیش از آن که سر از سجده بردارد، بفهمد اشتباه کرده، باید دوباره ذکر را بگوید و بنابر احتیاط واجب اگر قبل از آرام گرفتن بدن نیز سهواً ذکر سجده را بگوید، باید پس از آرام گرفتن بدن دوباره ذکر سجده را بگوید.

«مسألۀ 1077» اگر بعد از آن که سر از سجده برداشت، بفهمد که پیش از آرام گرفتن بدن ذکر راگفته یا پیش از آن که ذکر سجده تمام شود سر برداشته، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1078» اگر به واسطۀ بیمارى و مانند آن نتواند در سجده آرام بگیرد، نماز او صحیح است، ولى باید پیش از آن که از حالت سجده خارج شود، ذکر واجب را بگوید.

«مسألۀ 1079» اگر هنگامى که ذکر سجده را مى گوید یکى از هفت عضو سجده را عمداً از زمین بردارد، احتیاطاً باید نماز را از سر بگیرد، ولى اگر هنگامى که مشغول گفتن ذکر نیست غیر از پیشانى اعضاى دیگر را از زمین بردارد و دوباره بگذارد، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1080» اگر پیش از تمام شدن ذکر سجده سهواً پیشانى را از زمین بردارد، نمى تواند دوباره به زمین بگذارد و باید آن را یک سجده حساب کند، ولى اگر اعضاى دیگر را سهواً از زمین بردارد، باید احتیاطاً دو مرتبه به زمین بگذارد و ذکر را بگوید.

«مسألۀ 1081» بعد از تمام شدن ذکر سجدۀ اوّل، باید بنشیند تا بدن آرام گیرد و دوباره به سجده رود.

«مسألۀ 1082» اگر در سجده اوّل مهر به پیشانى بچسبد، باید قبل از سجدۀ دوم آن را از پیشانى جدا کند و سپس به سجده برود و چنانچه بدون این که مهر را بردارد، عمداً دوباره به سجده رود، نمازش باطل است و باید آن را اعاده کند.

«مسألۀ 1083» جاى پیشانى نمازگزار باید از محل ایستادن و همچنین از محل زانوهاى او بیش از چهار انگشت بسته پست تر یا بلندتر نباشد.

«مسألۀ 1084» در زمین سراشیبى که شیب آن کم است، اگر جاى پیشانى نمازگزار از جاى ایستادن و سر زانوهاى او بیش از چهار انگشت بسته، بالاتر یا پایین تر باشد، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1085» اگر پیشانى را سهواً بر چیزى بگذارد که از جاى انگشتان پا و سر زانوهاى او بلندتر از چهار انگشت بسته است، چنانچه بلندى آن به قدرى باشد که نگویند در حال سجده است، بنابر احتیاط واجب باید سر را بردارد و به چیزى که بلندى آن به اندازه چهار انگشت بسته یا کمتر است بگذارد و احتیاط این است که سر را از روى آن به روى چیزى که بلندى آن به اندازۀ چهار انگشت بسته یا کمتر است نکشد و اگر بلندى آن به قدرى باشد که بگویند در حال سجده است، احتیاط واجب آن است که پیشانى را از روى آن به روى چیزى که بلندى آن به اندازۀ چهار انگشت بسته یا کمتر است بکشد و اگر کشیدن پیشانى ممکن نباشد، بنابر احتیاط واجب باید پیشانى را بلند کند و بر موضعى که بلندى زایدى ندارد بگذارد و نماز را تمام کند و دوباره بخواند.

«مسألۀ 1086» نباید بین پیشانى و آنچه بر آن سجده مى کند چیزى فاصله باشد، پس اگر مهر به قدرى چرک باشد که پیشانى به خود مهر نرسد، سجده باطل است، ولى اگر مثلاً رنگ مهر تغییر کرده باشد، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1087» اگر در حال سجده بفهمد چیزى مانند موى سر بین پیشانى و مهر فاصله شده، نباید پیشانى را بلند کند، بلکه باید به هر شکل ممکن چیزى را که فاصله شده برطرف نماید، مگر این که به قدرى کم باشد (مانند یک یا دو تار مو) که مانع از تحقق سجده نباشد.

«مسألۀ 1088» در سجده باید کف دست را بر زمین بگذارد، ولى در حال ناچارى، گذاشتن پشت دست نیز مانعى ندارد و اگر پشت دست نیز ممکن نباشد، بنابر احتیاط باید مچ دست را بر زمین بگذارد و چنانچه آن را نیز نتواند، احتیاطاً باید تا آرنج هر جا را که مى تواند بر زمین بگذارد و اگر آن نیز ممکن نباشد، احتیاطاً باید بازو را بر زمین بگذارد.

«مسألۀ 1089» در سجده باید سر دو انگشت بزرگ پاها را به زمین بگذارد و گذاشتن پشت شست یا داخل آن نیز کفایت مى کند و اگر انگشتان دیگر پا یا روى پا را به زمین بگذارد یا به واسطۀ بلند بودن ناخن، سر شست به زمین نرسد، نماز باطل است.

«مسألۀ 1090» کسى که مقدارى از شست پاى او بریده شده، باید بقیۀ آن را به زمین بگذارد و اگر چیزى از آن نمانده باشد یا اگر مانده خیلى کوتاه باشد، بنابر احتیاط باید بقیۀ انگشتان را بگذارد و اگر هیچ انگشتى در پا نداشته باشد، بنابر احتیاط باید هر مقدارى از پا را که باقى مانده به زمین بگذارد.

«مسألۀ 1091» بنابر احتیاط واجب سجده باید به نحو معمول و متعارف صورت بگیرد، بنابر این چسباندن سینه و شکم به زمین و یا دراز کردن پاها در سجده، بنابر احتیاط واجب جایز نیست، اگرچه تمام اعضاى سجده بر زمین قرار گرفته باشد.

«مسألۀ 1092» مهر یا چیز دیگرى که بر آن سجده مى کند باید پاک باشد، ولى اگر مثلاً مهر را روى فرش نجس بگذارد یا یک طرف مهر نجس باشد و پیشانى را به طرف پاک آن بگذارد، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1093» اگر در پیشانى دُمَل و مانند آن باشد، چنانچه ممکن باشد باید با جاى سالم پیشانى سجده کند و اگر ممکن نباشد، باید چیزى که سجده بر آن صحیح است را گود کند و دمل را در گودال و جاى سالم را به مقدارى که براى سجده کافى باشد، بر آن بگذارد.

«مسألۀ 1094» اگر دُمَل یا زخم تمام پیشانى را گرفته باشد، باید به یکى از دو طرف پیشانى سجده کند و احتیاط واجب این است که در صورت امکان به طرف راست پیشانى سجده کند و اگر سجده بر پیشانى ممکن نباشد، به چانه سجده کند و اگر به چانه نیز ممکن
نباشد، بنابر احتیاط باید به هر جایى از صورت که ممکن باشد سجده کند.

«مسألۀ 1095» کسى که نمى تواند پیشانى را به زمین برساند، باید تا اندازه اى که مى تواند خم شود و مهر یا چیز دیگرى را که سجده بر آن صحیح است روى چیز بلندى گذاشته و به گونه اى پیشانى را بر آن بگذارد که بگویند سجده کرده است، ولى باید کف دستها و زانوها و انگشتان پاها را به نحو معمول به زمین بگذارد.

«مسألۀ 1096» کسى که هیچ نمى تواند خم شود، باید براى سجده بنشیند و با سر اشاره کند و اگر نتواند، باید با چشمها اشاره نماید و در هر دو صورت احتیاط واجب آن است که اگر مى تواند قدرى مهر را بلند کند و پیشانى را بر آن بگذارد و اگر با سر یا چشمها نیز نمى تواند اشاره کند، باید در قلب نیّت سجده کند و بنابر احتیاط واجب با دست و مانند آن، براى سجده اشاره نماید.

«مسألۀ 1097» کسى که نمى تواند بنشیند، باید ایستاده نیّت سجده کند و چنانچه بتواند، باید براى سجده با سر اشاره کند و اگر نتواند، باید با چشمها اشاره نماید و اگر این را نیز نتواند، در قلب نیّت سجده کند و بنابر احتیاط واجب با دست و مانند آن براى سجده اشاره نماید.

«مسألۀ 1098» اگر پیشانى بى اختیار از جاى سجده بلند شود، چنانچه ممکن باشد باید نگذارد دوباره به جاى سجده برسد و این یک سجده حساب مى شود، چه ذکر سجده را گفته باشد یا نه و اگر نتواند سر را نگهدارد و بى اختیار دوباره به جاى سجده برسد، روى هم یک سجده حساب مى شود و اگر ذکر نگفته باشد، باید بگوید.

«مسألۀ 1099» انسان مى تواند در جایى که باید تقیّه کند، بر فرش و مانند آن سجده نماید و لازم نیست براى فرار از تقیه به مکان دیگر برود، ولى اگر در آن جا چیزى مثل حصیر یا سنگ که سجده بر آن صحیح است وجود داشته باشد و سجده بر آن نیز محذورى نداشته باشد، باید بر آن سجده کند.

«مسألۀ 1100» اگر روى چیزى که بدن روى آن آرام نمى گیرد سجده کند، سجده او باطل است، ولى اگر روى تشک پَر یا چیز دیگرى که بعد از گذاشتن سر و مقدارى پایین
رفتن آرام مى گیرد سجده کند، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1101» اگر انسان ناچار شود که در زمین گِل نماز بخواند، در صورتى که آلوده شدن بدن یا لباس براى او مشقّت داشته باشد، مى تواند در حالى که ایستاده است براى سجده با سر اشاره کند و تشهّد و سلام را ایستاده بخواند وگرنه باید سجده و تشهّد و سلام را به نحو معمول بجا آورد.

«مسألۀ 1102» در رکعت اوّل و رکعت سومى که تشهّد ندارد - مثل رکعت سوم نماز ظهر، عصر و عشاء - بهتر است بعد از سجده دوم مقدارى بنشیند و سپس براى رکعت بعد برخیزد.

چیزهایى که سجده بر آنها صحیح است

«مسألۀ 1103» سجده باید بر زمین و چیزهاى غیر خوراکى و غیر پوشاکى که از زمین مى رویند - مانند چوب و برگ درخت - باشد و سجده بر چیزهاى خوراکى و پوشاکى صحیح نیست و نیز سجده کردن بر چیزهایى مانند طلا، نقره و عقیق، باطل است و سجده بر فیروزه خالى از اشکال نیست، امّا سجده کردن بر سنگهاى معدنى مانند سنگ مرمر و سنگهاى سیاه، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1104» احتیاط واجب آن است که بر برگ درخت مو (انگور) سجده نکنند.

«مسألۀ 1105» سجده بر چیزهایى مثل علف و کاه که از زمین روییده و خوراک حیوان هستند، صحیح است.

«مسألۀ 1106» سجده بر گُلهایى که خوراکى نیستند صحیح است، ولى سجده بر گلها و گیاهان دارویى که از زمین مى رویند، مانند گُل بنفشه و گل گاوزبان، بنابر احتیاط صحیح نیست.

«مسألۀ 1107» سجده بر گیاهى که خوردن آن در بعضى از شهرها معمول است و در شهرهاى دیگر معمول نیست و نیز سجده بر میوه نارس صحیح نیست.

«مسألۀ 1108» سجده بر آجر و کوزۀ گِلى در حال اختیار جایز نیست و احتیاط واجب
در ترک سجده بر گچ و آهک پخته است، ولى سجده بر گچ و آهک پخته نشده اشکال ندارد.

«مسألۀ 1109» اگر کاغذ را از چیزى که سجده بر آن صحیح است، مثلاً از کاه ساخته باشند، مى شود بر آن سجده کرد و سجده بر کاغذى که از پنبه ساخته شده، خالى از اشکال نیست.

«مسألۀ 1110» براى سجده بهتر از هر چیز تربت حضرت سیدالشهدا علیه السلام و بعد از آن خاک و بعد از آن سنگ و بعد از سنگ، گیاه است.

«مسألۀ 1111» اگر چیزى که سجده بر آن صحیح است، نداشته باشد یا اگر دارد به واسطۀ سرما یا گرماى زیاد و مانند آنها نتواند بر آن سجده کند، باید به لباس خود سجده کند و اگر نتواند، باید بر پشت دست خود و چنانچه آن نیز ممکن نباشد، بر چیزهاى معدنى مانند انگشتر عقیق سجده نماید.

«مسألۀ 1112» اگر در بین نماز چیزى که بر آن سجده مى کند گم شود و چیزى که سجده بر آن صحیح است نداشته باشد، چنانچه وقت وسعت داشته باشد، باید نماز را رها کند و اگر وقت تنگ باشد، باید به لباس خود سجده کند و اگر ممکن نباشد، بر پشت دست و اگر آن نیز نشود، بر چیز معدنى مانند انگشتر عقیق سجده نماید.

«مسألۀ 1113» هرگاه در حال سجده بفهمد پیشانى را بر چیزى گذاشته که سجده بر آن باطل است، اگر ممکن باشد باید پیشانى را از روى آن به روى چیزى که سجده بر آن صحیح است بکشد و اگر ممکن نباشد، بنابر احتیاط باید سر را از آن بردارد و بر چیزى که سجده بر آن صحیح است بگذارد و سپس نماز را اعاده نماید.

«مسألۀ 1114» اگر بعد از سجده بفهمد پیشانى را روى چیزى گذاشته که سجده بر آن باطل است، احتیاط واجب تکرار سجده و اتمام نماز و اعادۀ آن است.

«مسألۀ 1115» سجده کردن براى غیر خداوند متعال حرام است و بعضى از مردم عوام که مقابل قبر امامان علیهم السلام پیشانى را به زمین مى گذارند، اگر براى شکر خداوند متعال باشد، اشکال ندارد و گرنه حرام است و در هر صورت اجتناب از این امور بهتر است.

مستحبّات و مکروهات سجده

«مسألۀ 1116» در سجده چند چیز مستحب است:
الف - کسى که ایستاده نماز مى خواند، پس از آن که سر از رکوع برداشت و کاملاً ایستاد و کسى که نشسته نماز مى خواند، پس از آن که کاملاً نشست، براى رفتن به سجده تکبیر بگوید.
ب - هنگامى که مرد مى خواهد به سجده برود، اوّل دستها را و زن اوّل زانوها را به زمین بگذارد.
ج - بینى را بر مهر یا چیزى که سجده بر آن صحیح است، بگذارد.
د - در حال سجده انگشتان دست را به هم بچسباند و به گونه اى برابر گوش بگذارد که سر آنها رو به قبله باشد.
ه - در سجده دعا کند و از خدا حاجت بخواهد و مستحب است این دعا را بخواند:
«یا خَیْرَ الْمَسْؤُولیٖنَ وَیا خَیْرَ الْمُعْطیٖنَ ارْزُقْنى وَارْزُقْ عِیالى مِنْ فَضْلِکَ فَإنَّکَ ذُوالفَضْلِ الْعَظیٖمِ» یعنى: «اى بهترین کسى که از او حاجت خواسته مى شود و اى بهترین عطا کنندگان، به من و عیال من از فضل خودت روزى بده، پس به درستى که تو داراى فضل بزرگى هستى».
و - بعد از سجده بر ران چپ بنشیند و روى پاى راست را بر کف پاى چپ بگذارد.
ز - بعد از هر سجده، هنگامى که نشست و بدن آرام گرفت تکبیر بگوید.
ح - بعد از سجدۀ اوّل که بدن آرام گرفت، بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبّى وَأَتُوبُ إلَیْهِ».
ط - سجده را طولانى کند و هنگام نشستن دستها را روى رانها بگذارد.
ى - براى رفتن به سجدۀ دوم، در حال آرامش بدن «اَللّهُ اکْبَر» بگوید.
ک - در سجده ها، صلوات بفرستد و اگر صلوات را به قصد ذکرى که در سجده دستور داده اند بگوید، اشکال ندارد.
ل - هنگام بلند شدن، دستها را بعد از زانوها از زمین بردارد.
م - مردها بازوها را از پهلو جدا نگاه دارند و زنها آرنج ها و شکم را بر زمین بگذارند و
اعضاى بدن را به یکدیگر بچسبانند.
مستحبّات دیگر سجده در کتابهاى مفصّل گفته شده است.

«مسألۀ 1117» قرآن خواندن در سجده مکروه است و نیز مکروه است براى برطرف کردن گرد و غبار، جاى سجده را فوت کند و اگر در اثر فوت کردن، حرفى از دهان خارج شود، نماز باطل است و غیر از اینها مکروهات دیگرى نیز در کتابهاى مفصّل بیان شده است.

سجدۀ واجب قرآن

«مسألۀ 1118» در هر یک از چهار سورۀ «و النجم (نجم)، اقرء (علق)، الم تنزیل (سجده) و حم تنزیل (فصّلت)»، یک آیۀ سجده وجود دارد که اگر انسان آن را بخواند یا به آن گوش دهد، بعد از تمام شدن آن آیه باید فوراً سجده کند و اگر فراموش کرد، هر وقت به خاطر آورد، باید سجده نماید.

«مسألۀ 1119» اگر انسان هم زمان با این که آیۀ سجده را مى خواند همان آیه را از دیگرى نیز بشنود، یک سجده کافى است، چه به آن گوش داده باشد و چه به گوش او خورده باشد و همچنین است اگر به صداى گروهى که با هم آن آیه را مى خوانند، گوش کند؛ ولى چنانچه یک بار آیۀ سجده را بخواند و یا به آن گوش کند و سپس دوباره آن را بخواند یا به آن گوش کند، باید دو سجده به جا آورد.

«مسألۀ 1120» اگر در غیر نماز در حال سجده آیۀ سجده را بخواند یا به آن گوش بدهد، باید سر از سجده بردارد و دوباره سجده کند.

«مسألۀ 1121» اگر دیوانه و یا کودک غیر بالغ آیۀ سجده را به قصد قرآن بخواند، چنانچه کسى به آن آیه گوش کند، باید سجده نماید؛ ولى اگر کسى آیۀ سجده را بدون آن که قصد خواندن قرآن داشته باشد، بخواند (مثل کسى که در خواب آن را مى خواند)، با گوش دادن به آن، سجده واجب نمى شود؛ ولى اگر از چیزى مثل ضبط صوت و رادیو به آیۀ سجده گوش کند، احتیاطاً لازم است سجده نماید و اگر از وسیله اى که صداى قارى
را هم زمان با قرائت او پخش مى کند به آیۀ سجده گوش کند، واجب است سجده کند.

«مسألۀ 1122» در سجدۀ واجب قرآن باید نیت کند و پیشانى را بر چیزى که سجده بر آن صحیح است بگذارد و محلى که در آن سجده مى کند، نباید غصبى باشد؛ ولى سایر شرایطى را که در سجدۀ نماز وجود دارد، لازم نیست مراعات کند.

«مسألۀ 1123» سجدۀ واجب قرآن را باید به نحوى انجام دهد که بگویند سجده کرده است.

«مسألۀ 1124» چنانچه در سجدۀ واجب قرآن پیشانى را به قصد سجده به زمین بگذارد - اگرچه ذکر نگوید - کافى است و گفتن ذکر مستحب است و بهتر است بگوید:
«لا إلهَ إلَّااللّهُ حَقّاً حَقّاً لاإلهَ إلَّااللّهُ إیماناً وَتَصْدیٖقاً لاإلهَ إلَّااللّهُ عُبُودِیَّةً وَ رِقّاً سَجَدْتُ لَکَ یا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً لامُسْتَنْکِفاً وَلا مُسْتَکْبِراً بَلْ أنَا عَبْدٌ ذَلیٖلٌ ضَعیٖفٌ خائِفٌ مُسْتَجیٖرٌ».

8 - تَشَهُّد

«مسألۀ 1125» نمازگزار باید در رکعت دوم تمام نمازهاى واجب و مستحب و رکعت سوم نماز مغرب و رکعت چهارم نمازهاى ظهر، عصر و عشاء، بعد از سجدۀ دوم بنشیند و در حال آرام بودن بدن تشهّد بخواند، یعنى بگوید: «أَشْهَدُ أن لاإلهَ إلَّااللّهُ وَحْدَهُ لا شَریٖکَ لَهُ وَأشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ.»

«مسألۀ 1126» کلمات تشهّد باید به عربى صحیح و به نحوى که معمول است پشت سر هم گفته شوند.

«مسألۀ 1127» اگر نمازگزار تشهّد را عمداً ترک کند، نمازش باطل است و اگر تشهّد را فراموش کند و بایستد و پیش از رکوع به خاطر آورد که تشهّد را نخوانده، باید بنشیند وتشهّد را بخواند و دوباره بایستد و آنچه باید در آن رکعت خوانده شود را بخواند و نماز را تمام کند و بنابر احتیاط واجب، براى ایستادن بى جا دو سجدۀ سهو به جا آورد و اگر در رکوع یا بعد از آن یا پس از سلام نماز به خاطر آورد، مسأله داراى تفصیلى است که
خواهد آمد.

«مسألۀ 1128» مستحب است در حال تشهّد روى ران چپ بنشیند و روى پاى راست را بر کف پاى چپ بگذارد و پیش از تشهّد بگوید: «أَلْحَمْدُ للّهِ» یا بگوید: «بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَالْحَمْدُ للّهِ وَخَیْرُ الْأَسْماءِ للّهِ» و نیز مستحب است دستها را بر رانها بگذارد و انگشتان را به یکدیگر بچسباند و به دامان خود نگاه کند و بعد از تمام شدن تشهّد بگوید: «وَتَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ».

«مسألۀ 1129» مستحب است زنها در وقت خواندن تشهّد، رانها را به هم بچسبانند.

9 - سلام نماز

«مسألۀ 1130» بعد از تشهّد رکعت آخر نماز، نمازگزار در حالى که نشسته و بدنش آرام است باید به عربى صحیح بگوید: «اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ» و احوط استحبابى آن است که «وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ» را نیز اضافه نماید و یا بگوید: «اَلسَّلامُ عَلَیْنا وَعَلى عِبادِ اللّهِ الصّالِحیٖنَ» گرچه در این صورت، گفتن: «اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ» نیز احتیاطاً واجب است و مستحب است پیش از گفتن سلام واجب بگوید: «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ ایُّهَا النَّبِىُّ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ».

«مسألۀ 1131» اگر سلام نماز را عمداً ترک کند، نمازش باطل است و اگر آن را فراموش کند و هنگامى به خاطر آورد که موالات و صورت نماز به هم نخورده و کارى هم که عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى کند - مثل پشت به قبله کردن - انجام نداده، باید سلام را بگوید و نماز او صحیح است و چنانچه حرف زده باشد، سلام نماز را بگوید و دو سجده سهو نیز انجام دهد.

«مسألۀ 1132» اگر سلام نماز را فراموش کند و هنگامى به خاطر آورد که فاصلۀ زیادى شده و موالات از بین رفته باشد، چنانچه پیش از آن که موالات از بین برود، کارى که عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى کند - مثل پشت به قبله کردن - انجام نداده باشد، لازم
نیست سلام را بگوید و نمازش صحیح است و اگر پیش از آن که موالات از بین برود، کارى که عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى کند انجام داده باشد، نماز او باطل است.

10 - ترتیب

«مسألۀ 1133» نمازگزار باید اجزاء و واجبات نماز را به همان ترتیبى که گفته شده بجا آورد و اگر عمداً ترتیب نماز را به هم بزند، مثلاً سوره را پیش از حمد بخواند یا سجده را پیش از رکوع بجا آورد، نمازش باطل مى شود.

«مسألۀ 1134» اگر رکنى از نماز را فراموش کند و رکن بعد از آن را بجا آورد، مثلاً پیش از آن که رکوع کند، به سجده برود، نماز باطل است.

«مسألۀ 1135» اگر رکنى را فراموش کند و چیزى را که بعد از آن است و رکن نیست بجا آورد، مثلاً پیش از آن که دو سجده کند، تشهّد بخواند، باید رکن را بجا آورد و آنچه را سهواً پیش از آن خوانده، دوباره بخواند.

«مسألۀ 1136» اگر چیزى را که رکن نیست فراموش کند و رکن بعد از آن را بجا آورد، مثلاً حمد را فراموش کند و مشغول رکوع شود، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1137» اگر چیزى را که رکن نیست فراموش کند و چیزى را که بعد از آن است و آن نیز رکن نیست بجا آورد، مثلاً حمد را فراموش کند و سوره را بخواند، چنانچه مشغول رکن بعد شده باشد، مثلاً در رکوع به خاطر آورد که حمد را نخوانده، باید بگذرد و نماز او صحیح است و اگر مشغول رکن بعد نشده باشد، باید آنچه را فراموش کرده - مثلاً حمد را - بجا آورد و بعد از آن چیزى را که سهواً جلوتر خوانده - مثلاً سوره را - دوباره بخواند.

«مسألۀ 1138» اگر سجدۀ اوّل را به گمان این که سجدۀ دوم است یا سجدۀ دوم را به گمان این که سجدۀ اوّل است بجا آورد، نماز صحیح است و سجدۀ اوّل او سجدۀ اوّل و سجدۀ دوم او سجدۀ دوم حساب مى شود.

11 - موالات

«مسألۀ 1139» انسان باید نماز را با موالات بخواند، یعنى اعمال نماز مانند رکوع،
سجده و تشهّد را پشت سر هم بجا آورد و چیزهایى را که در نماز مى خواند، به گونه اى که معمول است پشت سر هم بخواند و اگر به قدرى بین آنها فاصله بیندازد که نگویند نماز مى خواند، نمازش باطل است.

«مسألۀ 1140» اگر در نماز سهواً بین حرفها یا کلمات فاصله بیندازد و فاصله به قدرى نباشد که صورت نماز از بین برود، چنانچه مشغول رکن بعد نشده باشد، باید آن حرفها یا کلمات را به نحو معمول دوباره بخواند و اگر مشغول رکن بعد شده باشد، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1141» طولانى کردن رکوع و سجود و خواندن سوره هاى بزرگ، موالات را به هم نمى زند.