آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

مرجع تقلید شیعه

4 - قرائت

«مسألۀ 1001» در رکعت اوّل و دوم نمازهاى واجب شبانه روزى، انسان باید نخست سوره حمد و بعد از آن بنابر احتیاط یک سورۀ کامل بخواند.

«مسألۀ 1002» اگر وقت نماز تنگ باشد یا انسان ناچار شود که سوره را نخواند، مثلاً بترسد که اگر سوره را بخواند دزد یا درنده یا چیز دیگرى به او صدمه بزند، نباید سوره را بخواند و در حال بیمارى و همچنین اگر در کارى عجله داشته باشد، مى تواند سوره را نخواند.

«مسألۀ 1003» اگر عمداً سوره را پیش از حمد بخواند، نماز او باطل است و اگر سهواً سوره را پیش از حمد بخواند، چنانچه در بین آن به خاطر آورد، باید سوره را رها کند و بعد از خواندن حمد، سوره را از اوّل بخواند و اگر بعد از اتمام سوره و قبل از خواندن حمد یا در بین حمد یا پس از تمام کردن حمد و پیش از رفتن به رکوع به خاطر
آورد، پس از حمد همان سوره یا سورۀ دیگرى را به قصد رجا بخواند.

«مسألۀ 1004» اگر حمد و سوره یا یکى از آنها را فراموش کند و بعد از رسیدن به رکوع بفهمد، نماز او صحیح است.

«مسألۀ 1005» اگر پیش از آن که براى رکوع خم شود بفهمد که حمد و سوره را نخوانده، باید بخواند و اگر بفهمد سوره را نخوانده، باید فقط سوره را بخواند؛ ولى اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده، باید اوّل حمد و بعد از آن سوره را به قصد رجا بخواند و نیز اگر خم شود و پیش از آن که به حدّ رکوع برسد، بفهمد حمد و سوره یا سورۀ تنها یا حمد تنها را نخوانده، باید بایستد و به همین دستور عمل نماید.

«مسألۀ 1006» اگر یکى از چهار سوره اى را که آیۀ سجده دارد - یعنى سوره هاى:
سجده، فصّلت، نجم و علق - عمداً در نماز بخواند، چنانچه آیۀ سجده دار را در ضمن آن بخواند، نمازش باطل است، بلکه بنابر احتیاط با قرائت عمدى جزئى از این سوره ها نیز نماز باطل مى شود.

«مسألۀ 1007» اگر سهواً مشغول خواندن سوره اى شود که سجده واجب دارد، چنانچه پیش از رسیدن به آیۀ سجده بفهمد، باید آن سوره را رها کند و سورۀ دیگرى را بخواند و اگر بعد از خواندن آیۀ سجده بفهمد، باید در بین نماز با اشاره، سجدۀ آن را بجا آورد و همان سوره را تمام کند و پس از نماز به جهت آیۀ سجده یک سجده بجا آورد.

«مسألۀ 1008» اگر در نماز آیۀ سجده را بشنود، نماز او صحیح است و انجام سجده لازم نیست، ولى اگر به آن گوش کند، مانند کسى است که آیۀ سجده را بخواند.

«مسألۀ 1009» در نماز مستحبّى خواندن سوره لازم نیست، اگرچه آن نماز به واسطۀ نذر کردن واجب شده باشد؛ ولى در بعضى از نمازهاى مستحبّى مثل نماز شب دفن که سوره مخصوصى دارد، اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار کرده باشد، باید همان سوره را بخواند.

«مسألۀ 1010» در نماز جمعه و در نماز ظهر روز جمعه، مستحب است در رکعت اوّل بعد از حمد، سورۀ جمعه و در رکعت دوم بعد از حمد، سورۀ منافقین را بخواند
و اگر مشغول یکى از آنها شود، بنابر احتیاط واجب نمى تواند آن را رها کند و سورۀ دیگرى بخواند.

«مسألۀ 1011» اگر بعد از حمد مشغول خواندن سورۀ توحید -«قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» - یا سورۀ کافرون -«قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ» - شود، نمى تواند آن را رها کند و سورۀ دیگرى بخواند، ولى اگر در نماز جمعه و نماز ظهر روز جمعه از روى فراموشى به جاى سورۀ جمعه یا منافقین یکى از این دو سوره را بخواند، تا دو ثلث آن را نخوانده، مى تواند آن را رها کند و سورۀ «جمعه» یا «منافقین» را بخواند.

«مسألۀ 1012» اگر در نماز جمعه یا نماز ظهر روز جمعه عمداً سورۀ «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ»
یا سورۀ «قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ» را بخواند، بنابر احتیاط واجب نمى تواند آن را رها کند و سورۀ جمعه و منافقین را بخواند.

«مسألۀ 1013» اگر در نماز، غیر از سورۀ «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» و «قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ»
سورۀ دیگرى بخواند، تا به دو ثلث سوره نرسیده، مى تواند آن را رها کند و سورۀ دیگرى بخواند، اگرچه احتیاط مستحب آن است که پس از گذشتن از نصف سوره، به سورۀ دیگر عدول نکند.

«مسألۀ 1014» دو سورۀ «فیل» و «قریش» و نیز دو سورۀ «الضّحى» و «انشراح» با هم در نماز یک سوره محسوب مى شوند و باید با همان ترتیبى که در قرآن آمده و با گفتن «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» براى هر کدام خوانده شوند.

«مسألۀ 1015» هر سوره اى را که نمازگزار بخواهد بخواند، باید «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» آن را به نیّت همان سوره بگوید، پس نمى تواند اوّل «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» را بگوید و بعد سوره را انتخاب نماید و یا آن را به قصد سوره اى بگوید و سورۀ دیگرى را بخواند.

«مسألۀ 1016» اگر مقدارى از سوره را فراموش کند یا از روى ناچارى، مثلاً به واسطۀ تنگى وقت یا جهت دیگرى نتواند آن را تمام نماید، مى تواند آن سوره را رها کند و سورۀ دیگرى را بخواند، اگرچه از دو ثلث آن گذشته باشد یا سوره اى که مى خوانده،
«قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» یا «قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ» باشد.

«مسألۀ 1017» بر مرد واجب است حمد و سورۀ نمازهاى صبح، مغرب و عشاء را بلند بخواند و بر مرد و زن واجب است حمد و سورۀ نمازهاى ظهر و عصر را آهسته بخوانند.

«مسألۀ 1018» مرد باید در نمازهاى صبح، مغرب و عشاء مراقب باشد که تمام کلمات حمد و سوره حتى بنابر احتیاط حرف آخر آنها را بلند بخواند.

«مسألۀ 1019» ملاک در بلند و آهسته بودن صدا، تشخیص عرف است؛ بنابر این اگر صدا به اندازه اى آهسته باشد که تنها خود او بشنود و به نظر مردم بلند به حساب نیاید - هر چند جوهره داشته باشد - کافى نیست.

«مسألۀ 1020» زن مى تواند حمد و سورۀ نمازهاى صبح، مغرب و عشاء را بلند یا آهسته بخواند، ولى اگر نامحرم صداى او را بشنود، بنابر احتیاط واجب باید آهسته بخواند.

«مسألۀ 1021» اگر نمازگزار در جایى که باید نماز را بلند خواند، عمداً آهسته بخواند یا در جایى که باید آهسته خواند، عمداً بلند بخواند، نماز او باطل است؛ ولى اگر از روى فراموشى یا ندانستن مسأله باشد، صحیح است و اگر در بین خواندن حمد و سوره نیز بفهمد که اشتباه کرده، لازم نیست مقدارى را که خوانده دوباره بخواند.

«مسألۀ 1022» اگر کسى در خواندن حمد و سوره بیشتر از معمول صداى خود را بلند کند، مثل آن که آن را با فریاد بخواند، نماز او باطل است.

«مسألۀ 1023» انسان باید نماز را یاد بگیرد که غلط نخواند و کسى که به هیچ صورت نمى تواند صحیح آن را یاد بگیرد، باید به هر نحوى که مى تواند بخواند، گرچه احتیاط مستحب آن است که نماز خود را به جماعت بخواند.

«مسألۀ 1024» کسى که حمد و سوره و چیزهاى دیگر نماز را به خوبى نمى داند و مى تواند یاد بگیرد، چنانچه وقت نماز وسعت داشته باشد، باید یا نماز را به جماعت بخواند و یا آن را به نحو صحیح یاد بگیرد و اگر وقت تنگ باشد، بنابر احتیاط واجب در صورتى که ممکن باشد، باید نماز خود را به جماعت بخواند.

«مسألۀ 1025» براى یاد دادن واجبات یا مستحبات نماز مى توان مزد گرفت.

«مسألۀ 1026» اگر یکى از کلمات حمد یا سوره را عمداً نگوید یا عمداً به جاى یک حرف، حرف دیگرى بگوید، مثلاً به جاى حرف «ض» حرف «ظ» بگوید یا جایى که باید بدون کسره و فتحه خوانده شود، کسره و فتحه بدهد یا تشدید را نگوید، نماز او باطل است.

«مسألۀ 1027» اگر انسان کلمه اى را صحیح بداند و در نماز به همان نحو بخواند و بعد بفهمد غلط خوانده، لازم نیست دوباره نماز را بخواند و یا اگر وقت گذشته، آن را قضا نماید.

«مسألۀ 1028» اگر کسره و فتحه کلمه اى را نداند، باید یاد بگیرد؛ ولى اگر کلمه اى را که وقف کردن آخر آن جایز است همیشه وقف کند، یاد گرفتن کسره و فتحه آن لازم نیست و نیز اگر نداند مثلاً کلمه اى با «س» است یا با «ص»، باید یاد بگیرد و چنانچه دو نوع یا بیشتر بخواند - مثل آن که در «اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ» ، مستقیم را یک مرتبه با سین و یک مرتبه با صاد بخواند - نماز او باطل است، مگر آن که در کلمه اى هر دو نوع قرائت شده باشد - مانند کلمۀ «صراط» که «سراط» نیز قرائت شده - که در این صورت اگر هر دو را بگوید، اشکال ندارد.

«مسألۀ 1029» اگر در کلمه اى «واو» باشد و حرف قبل از «واو» در آن کلمه ضمّه داشته باشد و حرف بعد از «واو» در آن کلمه «همزه» باشد - مثل کلمۀ «سُوْء» - باید آن «واو» را مدّ بدهد، یعنى آن را بکشد و همچنین اگر در کلمه اى «الف» باشد و حرف قبل از «الف» در آن کلمه فتحه داشته باشد و حرف بعد از «الف» در آن کلمه «همزه» باشد - مثل کلمۀ «جاءَ» - احتیاطاً باید «الف» آن را بکشد و نیز اگر در کلمه اى «یاء» باشد و حرف پیش از «یاء» در آن کلمه کسره داشته باشد و حرف بعد از «یاء» در آن کلمه همزه باشد - مثل کلمۀ «جِىْ ءَ» - باید «یاء» را با مدّ بخواند و اگر بعد از این «واو» و «الف» و «یاء»، به جاى «همزه» حرف ساکنى - یعنى حرفى که کسره و فتحه و ضمّه ندارد - باشد، باید این سه حرف را با مدّ بخواند، مثلاً در «ولاَ الضّالّیٖن» که بعد از «الف» حرف «لام» ساکن است، باید «الف» را با مدّ بخواند.

«مسألۀ 1030» بهتر است که در نماز «وقف به حرکت» و «وصل به سکون» ننماید و معنى وقف به حرکت آن است که فتحه، کسره یا ضمۀ آخر کلمه اى را بگوید و بین آن کلمه و کلمۀ بعد آن فاصله دهد، مثلاً بگوید:«اَلرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» و میم «اَلرَّحِیمِ» را کسره بدهد و بعد قدرى فاصله دهد و بگوید:«مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» و معنى وصل به سکون آن است که کسره، فتحه یا ضمۀ آخر کلمه اى را نگوید و آن کلمه را به کلمۀ بعد بچسباند، مثل آن که بگوید: «الرحمن الرحیم» و میم «الرحیم» را کسره ندهد و فوراً «مالک یوم الدین» را بگوید.

«مسألۀ 1031» هرگاه شک کند که آیه یا کلمه اى را درست گفته یا نه، اگر به خواندن چیزى که بعد از آن است مشغول نشده باشد، باید آن آیه یا کلمه را به نحو صحیح بخواند و اگر به چیزى که بعد از آن است مشغول شده باشد، چنانچه آن چیز رکن باشد، مثل آن که در رکوع شک کند که فلان کلمه از سوره را درست گفته یا نه، نباید به شک خود اعتنا کند و اگر رکن نباشد، مثلاً هنگام گفتن «اَللّهُ الصَّمَدُ» شک کند که «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» را درست گفته یا نه، لازم نیست به شک خود اعتنا کند، ولى اگر براى مراعات احتیاط برگردد و آن را به نحو صحیح بگوید، اشکال ندارد و اگر چند مرتبه نیز شک کند، مى تواند چند بار بگوید، اما اگر به حدّ وسواس برسد، دیگر نباید تکرار کند و چنانچه باز هم بگوید، بنابر احتیاط واجب باید نماز خود را دوباره بخواند.

«مسألۀ 1032» مستحب است در رکعت اوّل پیش از خواندن حمد بگوید: «اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیٖمِ» و در رکعت اوّل و دوم نماز ظهر و عصر «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»
را بلند بگوید و مستحب است حمد و سوره را شمرده بخواند و در آخر هر آیه وقف کند؛ یعنى آن را به آیۀ بعد نچسباند و در حال خواندن حمد و سوره، به معناى آیه توجه داشته باشد. اگر نماز را به جماعت مى خواند، بعد از تمام شدن حمد امام و اگر فرادى مى خواند، بعد از آن که حمد خود او تمام شد بگوید:«اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ» و بعد از خواندن سورۀ «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» ، یک یا دو یا سه مرتبه «کَذلِکَ اللّهُ رَبِّى» یا سه مرتبه «کَذلِکَ اللّهُ رَبُّنا» بگوید و بعد از خواندن سوره کمى صبر کند، بعد تکبیر پیش از رکوع را بگوید یا قنوت را بخواند.

«مسألۀ 1033» مستحب است در تمام نمازها، در رکعت اوّل، سوره «إنا أنزلناه» و در رکعت دوم، سورۀ «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» را بخواند.

«مسألۀ 1034» مکروه است که انسان در هیچ یک از نمازهاى یک شبانه روز، سورۀ «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» را نخواند.

«مسألۀ 1035» خواندن سورۀ «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» به یک نفس مکروه است.

«مسألۀ 1036» مکروه است سوره اى را که در رکعت اوّل خوانده در رکعت دوم نیز بخواند، ولى اگر سورۀ «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» را در هر دو رکعت بخواند، مکروه نیست.